جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 2314
آثار معاد باوری در رشد اخلاقی انسان از منظر آیت الله جوادی آملی
نویسنده:
علی برهانی؛ استاد راهنما: محمد فراهانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
ایمان به معاد یکی از اصول بنیادین اعتقادی در اسلام است که تأثیر عمیقی بر سلوک فردی و اجتماعی انسان دارد. آیت‌الله جوادی آملی با تأکید بر جایگاه محوری معاد در نظام فکری و تربیتی اسلام، این باور را نه‌تنها عاملی برای جهت‌دهی به رفتارهای اخلاقی، بلکه اساسی‌ترین عنصر در تکامل معنوی و انسانی می‌داند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی تأثیر معادباوری بر رشد اخلاقی انسان از منظر آیت‌الله جوادی آملی پرداخته و نشان می‌دهد که این اعتقاد از ابعاد مختلفی مانند تقویت وجدان اخلاقی، مسئولیت‌پذیری، ارتقاء فضایل خانوادگی، کنترل هوای نفس، ایجاد انگیزه برای انجام اعمال نیک، صبر و استقامت در برابر سختی‌ها و ترویج عدالت اجتماعی، نقش اساسی در تکامل فردی و اجتماعی ایفا می‌کند. از منظر آیت‌الله جوادی آملی، باور به معاد سبب می‌شود که فرد همواره اعمال خود را در چارچوب معیارهای اخلاقی و دینی تنظیم کرده و با آگاهی از حسابرسی الهی، از ارتکاب به رفتارهای ناپسند اجتناب نماید. در بعد اجتماعی نیز، این اعتقاد موجب کاهش آسیب‌های اخلاقی، افزایش روحیه ایثار و عدالت‌محوری، و گسترش امنیت و اعتماد در جامعه و حفظ محیط زیست می‌شود. یافته‌های این پژوهش حاکی از آن است که تقویت معادباوری می‌تواند به عنوان یک راهبرد کلیدی در نظام تعلیم و تربیت اسلامی، موجب تحول در نگرش‌ها و رفتارهای اخلاقی فردی و اجتماعی گردد. ازاین‌رو، بسط و تعمیق این باور از طریق آموزه‌های دینی و تربیتی، ضرورتی انکارناپذیر برای تحقق جامعه‌ای اخلاق‌مدار و معنویت‌گرا است.
بررسی نسبت عالم ذر با فطرت الهی انسان از دیدگاه علامه جوادی آملی
نویسنده:
هادی احمد نژاد؛ استاد راهنما: محمد کیوانفر
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسئله عالم ذر و فطرت الهی انسان از مهم‌ترین مباحث هستی‌شناختی و انسان‌شناختی در حوزه اندیشه دینی و فلسفه اسلامی است. عالم ذر به‌عنوان مرحله‌ای پیشینی در وجود انسان که در آن عهد و میثاق الهی با انسان بسته شده، و فطرت الهی به‌عنوان گرایش درونی و ذاتی انسان به سوی حق، دو مفهوم کلیدی در تبیین رابطه انسان با خداوند به‌شمار می‌آیند. این پژوهش با رویکرد تحلیلی ـ توصیفی و با محوریت آرای علامه عبدالله جوادی آملی، به بررسی نسبت این دو مفهوم بنیادین پرداخته است. بر اساس دیدگاه علامه جوادی آملی، عالم ذر صرفاً ناظر به یک مرتبه وجودی انسان در سیر تکوینی اوست که بروز آن در فطرت الهی تجلی می‌یابد. از منظر ایشان، فطرت الهی همان عهد فطری است که در عالم ذر به‌صورت اجمالی تحقق یافته و در ساحت دنیا به‌صورت تفصیلی ظاهر می‌شود. بنابراین، فطرت الهی نه تنها با عالم ذر تعارضی ندارد، بلکه استمرار و بسط همان تجربه شهودی و میثاق الهی در وجود انسان است. این ارتباط نشان می‌دهد که انسان با بهره‌ مندی از فطرت، قابلیت شناسایی و گرایش به حقیقت را در خود حفظ کرده و مسئولیت‌پذیری او در قبال هدایت الهی، ریشه در این پیوند دارد. پایان‌نامه حاضر به بررسی برخی از مهم‌ترین این اشکالات می‌پردازد و به آن‌ها پاسخ می‌دهد. همچنین، نظرات و مباحث مربوط به فطرت الهی انسان را به‌طور کلی مطرح می‌کند،و یک تاریخجه کلی از نظرات بزرگان فلاسفه و متکلمین درباره عالم ذر و فطرت الهی انسان و رابطه بین این دو مفهوم را بیان می کند.
بررسی تطبیقی مراتب نفس انسان و تاثیر سلوک معنوی و تزکیه نفس بر مراتب آن، از دیدگاه آیت الله جوادی آملی و افضل الدین کاشانی
نویسنده:
صدیقه کرباسی نجف آبادی؛ استاد راهنما: جعفر شانظری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
انسان شناسی در طول تاریخ فلسفه و عرفان اسلامی و بلکه سایر علوم همچون علوم تربیتی مورد بحث و بررسی قرار گرفته و یکی ازمهمترین ابعاد وجودی انسان نفس اوست. علم النفس، معرفه النفس و مراتب نفس از جمله مباحثی هستند که موردتوجه متفکران بوده وهست. از جمله مباحث علم النفس، بحث مراتب نفس است که مراد از آن گاهی مراتب معنوی وگاهی مراتب تکاملی نفس است. در فلسفه‌ی اسلامی، نفس به عنوان کمال اول برای جسم طبیعی وجوهری مجرد شناخته شده و هر یک از فلاسفه مراتبی را برای آن بیان کرده اند. (مهدوی دیوکلایی،1397:1) به نظر نگارنده یکی از مفاهیم کلیدی در فلسفه اسلامی "مراتب نفس" است. این مراتب، به تفاوت‌های بین حالات و درجات مختلف نفس انسان اشاره دارد که با سیر و سلوک معنوی و معرفتی او مرتبط است. افضل الدین کاشانی فیلسوف وشاعر ایرانی از جمله متفکرانی است که مساله مراتب نفس را به شکلهای مختلفی بیان کرده . در فصل پنجم جاودان نامه با عنوان در بدو انسان به انفس غایب می پردازد و آن را ملکوت جهان می شماردکه بر چهار قسم نفس اعلی، نفس میکاییل، نفس جبراییل و نفس عزراییل است. ( علیپور، 1383 : 56) درجای دیگر از همین کتاب نفس را دارای چهار پایه می شمارد: 1-یک پای در خاک و نام آن طبع است. 2- یک پای در نبات و نام آن نامیه است . 3- یک پای در بهیمه ونام آن حیوان است .4- یک پای در مردم و نام آن خرد سخن گوی است. (جاودان نامه: 296) که بر اساس شهود و تفسیرهای عرفانی سه پایه نخست را ظلمت و نفس ناطقه را نور می خواند. (علیپور ،1383:57) افضل الدین کاشانی در رساله جاودان نامه تقسیم ابتکاری دیگری از مراتب نفس دارد. او انسان را دارای دو بعدجسمانی و نفسانی دانسته و برای شناخت آغاز انسان آغاز و مراتب هر دو گوهر وجودی انسان را مورد توجه قرار می دهد که بر اساس آغاز تن با من جسمانی مراتب آن را به این صورت بیان کرده : جسم مطلق، جسم مرکب، جسم نباتی، حیوانی و انسانی. سپس آغاز مراتب من نفسانی را به ترتیب به طبع، قوت مزاجی، نفس روینده، نفس حیوانی و نفس انسانی تقسیم می کند. ( جاودان نامه : 303-304) کاشانی اصل و حقیقت انسان را نفس می داند و معتقد است که سعادت انسان در گرو خداشناسی از طریق خود شناسی حاصل می شود که با پذیرش اینکه اصل انسان نفس اوست و بالاترین مرتبه نفس ناطقه شناخت حق است به این مقام می رسد. (عاشوری1397: 9) وی همچون شیخ اشراق بحث نفس را در الهیات مطرح کرده و باب ورود به فلسفه را معرفه النفس می داند. (همان :30) جهان بینی باباافضل کاشانی بر محور آگاهی و خود آگاهی است که هستی را بر اساس آگاهی موجودات نسبت به خود و دیگران طبقه بندی کرده که هر موجودی از آگاهی بیشتری برخوردار باشد در مراتب بالاتری از هستی جای دارد. (عزیزی و لاریجانی،1388 : 94) از دیدگاه او هستی دارای چهار مرتبه امکانی، جسمانی، نفسانی و عقلانی است همسو بودن هستی شناسی و نفس شناسی در فلسفه افضل الدین کاشانی باعث شده که همان چهار مرتبه را برای نفس انسان قایل باشد که پست ترین مرتبه نفس را مرتبه امکانی و والاترین مرتبه را مرتبه عقلانی می داند. (عزیزی ولاریجانی، 1388: 96) آیت‌الله جوادی آملی فیلسوف برجسته معاصر مساله نفس را از مهمترین مسایل دانسته و به اثبات آن پرداخته (مهدوی دیوکلایی ، 1397 :45) به نظر نگارنده با توجه به اینکه مشرب فکری آیت الله جوادی آملی بر اساس حکمت متعالیه بوده که این مساله در تمام زمینه ها و از جمله در فلسفه و خصوصا نفس، اندیشه های ایشان را تحت تاثیر قرار داده وی نفس را جوهری ذاتا مجرد و فعلا مادی می داند .
بررسی سیر تکوین انسان پیش از حیات دنیا در نصوص اسلامی و پیامدهای کلامی آن با محوریت آرای محقق فرغانی، علامه جوادی آملی و آیت الله فیاضی
نویسنده:
علی ایمانی نسب؛ استاد راهنما: عباس ایزدپناه؛ استاد راهنما: احمدرضا شاهرخی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این تحقیق در یک مقدمه‌ی ‌کلی و شش فصل سامان یافته است. فصل اول کلیات است، سپس دیدگاه‌های اختصاصی محقق فرغانی، علامه جوادی آملی و استاد فیاضی در هر فصل مجزا (فصل 2-4) درباب سیر تکوین انسان پیش از حیات دنیوی در نصوص اسلامی، تبیین و نقد و بررسی شده‌اند. فصل پنجم به تبیین دیدگاه برگزیده و اختصاصی نگارنده و فصل ششم نیز به پیامدهای کلامی آن اختصاص دارد. در این تحقیق، آیات و روایات مرتبط با این موضوع، با پرهیز از رویکرد صرفاً اخبارگرایانه و با پایبندی به تحلیل‌های عقلانی تحلیل معنایی شده‌اند و بااین‌حال تلاش شده تا جای ممکن، نزدیک‌ترین معنا به ظواهر آیات و روایات ارائه شود. از نگاه فرغانی، حقیقت و باطن انسان از خداوند سرچشمه می‌گیرد و انسان، پیش از عالم دنیا، در عالم عقل و مثال نیز حضور داشته، اما صرفاً در عالم مثال، انسان‌ها دارای نفوس جزئی متکثر شدند. استاد جوادی آملی با تأثیرپذیری از مبانی صدرایی و عرفانی، درباب نحوه‌ی حقیقت انسان در مرتبه‌ی لاهوت و عالم عقل دیدگاهی نسبتاً شبیه فرغانی دارند، اما حدوث نفس را جسمانی می‌دانند که بر مبنای آن، نفوس جزئی انسان‌ها، صرفاً توسط بدن‌های مادی پدید می‌آید. ایشان تمام آیات و روایاتی را که ظاهرشان دلالت بر تقدم نفس بر بدن دارند به گونه‌ای معنا یا تأویل می‌کنند که با دیدگاه حدوث جسمانی نفس سازگار باشد. استاد فیاضی با انتقاد از مبانی حکمت تعالیه و وحدت شخصی وجود، سرچشمه‌ی حقیقت انسان را به آن معنا که در عرفان و حکمت متعالیه بیان می‌شود، خداوند متعال نمی‌دانند. از تحلیل آثار ایشان برمی‌آید که ایشان قائل‌اند که ارواح انسان‌ها، پیش از تعلق به بدن‌های مادی، هم در عالم عقل و هم در عالم مثال، دارای تکثر بوده است. درنگاه برگزیده، حقیقت انسان از ذات الهی سرچشمه می‌گیرد و در عالم عقل، به وجود واحد جمعی موجود است و پیش از تعلق نفس به بدن مادی، به واسطه‌ی تعلق روح به طینت مثالی، نفوس جزئی انسان‌ها پدید می‌آید. بررسی سیر انسان در قوس نزول در نصوص اسلامی، پیامدهای کلامی متعددی درحیطه‌ی پاسخ به شبهات مربوط به جبر و تبعیض و عدل الهی و فلسفه‌ی آفرینش انسان دارد، به این صورت که تفاوت‌های انسان‌ها در دنیا و وضعیت‌هایشان، به اقتضائات خاص هر انسان و انتخاب‌های او، قبل از حیات دنیا برمی‌گردد. همچنین به واسطه‌ی نحوه‌ی خاص حضور انسان در عالم مثال پیش از حیات دنیوی، راه‌کارهایی نو درباب نحوه‌ی ارتباط نفس و بدن مادی در دنیا، به واسطه‌ی طینت مثالی می‌توان ارائه داد.
تبیین رابطه حجاب و معنویت بر اساس آموزه های اسلامی با تاکید بر دیدگاه آیت الله جوادی آملی
نویسنده:
فاطمه دیاله آبادی؛ استاد راهنما: فاطمه هاشمیان؛ استاد مشاور: نرگس رودگر
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در آموزه‌های اسلامی، حجاب به معنای پوشش و مانع است که در قرآن به آن اشاره شده و در فقه بیشتر با واژه «ستر» شناخته می‌شود. علامه جوادی آملی حجاب را در دو بُعد ظاهری (شامل پوشش، رفتار و گفتار) و باطنی (حجاب درونی و نورانی) تعریف کرده است. از سوی دیگر، معنویت به عنوان بعد غیرمادی انسان در اسلام بر پایه وحی و ارتباط مستقیم با خداوند شکل می‌گیرد و با عمل به آموزه‌های دینی کامل می‌شود و عامل تعالی فرد و جامعه است. در این تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی به بررسی مفهوم، مبانی و کارکردهای مشترک حجاب و معنویت با تأکید بر دیدگاه علامه جوادی آملی پرداخته سپس با تحلیل عقلانی، تجزیه و تحلیل داده‌ها، صورت گرفته و اثر متقابل این دو مقوله بر یکدیگر و رابطه هم‌افزایی میان حجاب و معنویت استنتاج شده است. یافته‌های پژوهش نشان داد هر دو مقوله، یعنی حجاب و معنویت در ساحت مبانی خود اشتراکاتی دارند که رابطه بین این دو، یک رابطه هم‌افزا و دوسویه است به نحوی که تقویت یکی موجب تقویت دیگری می‌گردد. از جمله مهم‌ترین این اشتراکات می‌توان به ریشه داشتن هر دو در فطرت الهی انسان، اتصال به منبع وحیانی و نقش ضروری آن‌ها در ساختار اجتماعی اشاره کرد. حجاب و معنویت در ساحت کارکرد نیز اشتراکاتی دارند که در سه ساحت فردی، خانواده و اجتماع قابل بررسی است. در بعد فردی، حجاب و معنویت موجب آرامش، امنیت، سعادت و پیشرفت فردی می‌شود. در سطح خانواده، این دو عامل به ثبات و تحکیم خانواده و همچنین آرامش و آسایش آن کمک می‌کند. رعایت حجاب و تقویت معنویت در سطح جامعه نیز، آرامش و آسایش اجتماعی را به همراه دارد، همچنین زمینه‌ساز پیشرفت اجتماعی و باعث حفظ هویت و استقلال فرهنگی-سیاسی جامعه می‌شود. به این ترتیب رابطه هم افزایی بین حجاب و معنویت به صورت مستقیم، در فرد، خانواده و اجتماع اثرگذار است و توجه و اهتمام به هریک سبب پیشبرد در دیگری شده و موجبات افزایش تقرب الهی، دستیابی به آرامش و پیشرفت فردی و اجتماعی را فراهم می‌آورد.
آثار مثبت‌اندیشی از منظر آموزه‌های دینی با محوریت دیدگاه آیت‌الله جوادی آملی
نویسنده:
ستاره نورزاد مقدم؛ استاد راهنما: عبدالله اصفهانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مثبت‌اندیشی یا حسن‌ظن توجه به جنبه‌های مثبت زندگی و تمرکز بر اعمال، گفتار و افکار مثبت دیگران و ارائه‌ی تفسیر مثبت از آنها و انتظار نتایج خوشایند است. در قرآن کریم و روایات بارها از تعبیر حسن‌ظن استفاده شده است. همچنین در حاکمیت الهی امر بر گمان نیک بر دیگران است و پیامبران هم بر تغییر افکار و دیدگاه انسان‌ها نسبت به خداوند، خویشتن و عالم تاکید داشته‌اند و همواره در صدد این امر بوده‌اند که جز در شرایط خاص، نگاه انسان باید مثبت و خوش‌بینانه باشد. محققان روانشناسی مثبت‌نگر در علوم بشری به تقویت حس خودکارآمدی تاکید دارند و با سازه‌هایی چون تاب‌آوری، پرورش معنا در زندگی، خودباوری، ایجاد روابط مثبت در خانواده، به تغییر نگرش نسبت به رویدادهای زندگی با تبیین و تفسیر مثبت هستند. انسان ساخته و پرداخته افکار خویش است و کسی که با مثبت‌اندیشی به خدا، خود، اطرافیان، جهان خلقت و حوادث آن بنگرد آثار فردی و اجتماعی بر جای می‌گذارد. در این پایان‌نامه به بررسی آثار فردی و اجتماعی مثبت‌اندیشی در آموزه‌های دینی با دیدگاه علامه جوادی آملی پرداخته شده است. مهمترین نتایج تحقیق عبارتند از: افزایش امید به زندگی، آرامش زایی، رضایت از زندگی، نشاط و شادی حقیقی، محبت‌زایی در جامعه، استحکام خانواده و بالا رفتن اعتماد و وحدت در جامعه. هدف از این نوشتار که با روش توصیفی، تحلیلی، مساله محور و کتابخانه‌ای نگارش یافته است، تلاش برای تبیین و تفسیر این آثار است. این پایان‌نامه ابتدا مفاهیم کلیدی را مورد بررسی قرار داده است، سپس به مولفه‌های مثبت‌اندیشی در علوم بشری ‌پرداخته و آثار فردی و اجتماعی مثبت‌اندیشی را مورد بررسی قرار داده است با انجام این تحقیق ‌امیداست که بهترین و کامل‌ترین تبیین این آثار ارائه شود.
توجیه معرفتی در قرائت های مبنا‌گرایی بررسی تطبیقی دیدگاه پلانتینگا و جوادی آملی
نویسنده:
سجاد صالح شنیار حلفی؛ استاد راهنما: عباس مهدوی؛ استاد مشاور: محمد کیوانفر، مصطفی فرهودی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
توجیه یکی از مسائل مهم در معرفت انسانی وسومین رکن تعریف معرفت در فلسفه غرب شمرده می شود. چنانکه در فلسفه اسلامی هم از اهمیت بالایی برخوردار است. زیرا بدون آن، دانش در هاله ای از شک ونسبیت است.پژوهش حاضر با توجه به اهمیت توجیه معرفتی وکمبود تولیدات علمی مرتبط با آن در میان آثار نگاشته شده به زبان عربی تهیه شده است وبه دنبال دستیابی به چند هدف مهم است. هدف اصلی این پژوهش، تبیین قابلیتهای فلسفی دو مکتب اسلامی وغربی وهمچنین توضیح توانمندی ها وظرفیتهای معرفتی آن در توجیه باورهای عمومی ودینی است. اهداف دیگری نیز در این پژوهش مد نظر است. از جمله: بررسی مبانی نظریات واعتقادات دینی ومسائل مربوط به آن، وبررسی دیدگاه‌های عمومی ودینی معرفت شناسی پیرامون توجیه معرفتی از دیدگاه جوادی آملی ومقایسه آن با آرای معرفتی پلانتینگا. ارائه قرائت های مختلف از آن وشناخت معیار مسائل اساسی، دامنه وتعداد آنها، وشناخت سازوکار صعود معرفتی در مسائل غیر اساسی عمومی ودینی. همچنین در این پژوهش با دقت به دنبال یک توصیف کامل وتحلیل جامع، دقیق وتطبیقی از تقریر جوادی آملی درباره مبناگرایی قوی، وتقریر پلانتینگا از مبناگرایی معتدل در توجیه علم گزاره ای بوده وآنها را با هم مقایسه می‌کنیم.بر پایه آنچه گفته شد، پژوهش حاضر به دنبال این است که از طریق یک معیار یقینی ثابت، معقول بودن معرفت را در مورد توجیه مسائل، اثبات کند ونسخه های اصلی واصلاح شده از نظریه مهم را درباره توجیه معرفتی مقایسه می‌کند. این پژوهش برای دستیابی به اهداف بیان شده، از رویکرد توصیفی، تفسیری، تحلیلی واستنباطی تطبیقی استفاده کرد. پژوهش حاضر با رویکردی که دارد، به سؤال اصلی تحقیق پاسخ داده است: اینکه مبنای دو تقریر پلانتینگا وجوادی آملی برای تحقق معیار مبنا‌گرایی در توجیه معرفتی باورهای عمومی ودینی چیست؟ پاسخ این است که پلانتینگا معیار توجیهی خود را بر اساس دیدگاه معرفتی اصلاح‌طلبانه‌اش در مبنا گرایی معتدل بنا کرده است، در حالی که آملی ارکان نظریه‌اش را در مبناگرایی شدید ترسیم کرده است. دست یافته، این است که مسائل اساسی در نظر آملی، بدیهیات هستند که به اولیات برمی‌گردند وبه علم حضوری ختم شده واز خطا مصون هستند. اما پلانتینگا دامنه مسائل اساسی را گسترش داده وآن‌ها را قابل خطا می‌داند وعلت توجیه آن‌ها را تجربیات وموقعیت‌ها دانسته است.روش او در این مسائل، خارجی، نسبی وفردی است که در مقابل روش داخلی، مطلق وعینی آملی قرار دارد . منشأ این اختلاف نظر، نحوه بازگشت مسائل نظری به بدیهی وخصوصیات ومصادیق آن‌هاست. همچنین در این پژوهش مشخص شد که صدق از نظر آملی به معنای انطباق قضیه با نفس امر وواقع است، اما توجیه با ذات معرفت بیگانه نیست. این بر خلاف دیدگاه پلانتینگا است که توجیه را به عنوان جایگزینی برای صدق انتخاب کرده وسپس قول به تضمین را پذیرفته است. علت تفاوت دیدگاه آنها این است که آملی در مسأله صدق، به منطق دو ارزشی متکی است، بر خلاف پلانتینگا که منطق چند ارزشی را می‌پذیرد. از نظر آملی، معضل صدق بدیهیات اولیه ومشکل توجیه دو راه حل دارد: ذاتی واولی بودن محمول برای موضوع وبازگشت به علوم حضوری. چرا که یقین در نظر آملی ممکن است، بر خلاف پلانتینگا که از بیاناتش نسبیت معرفت لازم می‌آید. اصل واقعیت در اپیستمولوژی آملی ضروری است، اما موضع پلانتینگا مبهم است. او برخلاف آملی اعتقاد دارد که اپیستمولوژی دینی از اپیستمولوژی عمومی جدا شده است.
علم دینی، مبانی، چالش‌ها و کارکردها از منظر آیت الله جوادی آملی، محمد نقیب العطاس و پلانتینگا
نویسنده:
علی قنواتی؛ استاد راهنما: عین الله خادمی؛ استاد راهنما: عبدالله صلواتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در سالهای اخیر نظریه‌ی «علم دینی» به یکی از محورهای بحث‌های علمی در محافل فکری شرق و غرب تبدیل شده است. اندیشمندان و صاحب‌نظران بسیاری در پی کشف ماهیت این نظریه و ارائه راهکارهای عملی برای تحقق آن بوده‌اند. در این میان، اندیشمندانی همچون آیت‌الله جوادی آملی، سید محمد نقیب العطاس و آلوین پلانتینگا با رویکردی کاربردی به این عرصه وارد شده و تلاش کرده‌اند تا نظریه‌های جامع‌تری در باب علم دینی ارائه دهند. با این حال، ماهیت نظریه‌های علمی همواره در گرو امکان ابطال‌پذیری آن‌هاست و نظریه‌های این سه اندیشمند نیز از این قاعده مستثنی نیست و در این عرصه نیاز به تحقیق مفصل‌تر و کامل‌تری احساس می‌شود. پژوهش حاضر با هدف پاسخ به این نیاز و با بهره‌گیری از روش تحلیلی-توصیفی حول محور سوال اصلی آن «علم دینی، مبانی، چالش‌ها و کارکرد‌ها از منظر آیت الله جوادی آملی، محمد نقیب العطاس و پلانتینگا چگونه است؟» انجام شده است. یافته‌های تحقیق حاکی از این بوده است که مقوله علم دینی از منظر جوادی آملی، نقیب العطاس و آلوین پلانتینگا، دارای مفهوم مشخص، مبانی دینیِ روشن و تأثیرپذیری قابل توجه از ارزش‌‌ها و آموزه‌های دینی است. علاوه بر این، تحقق علم دینی در نظرگاه این سه اندیشمند، با چالش‌‌ها و مشکلات عدیده‌ای، ازجمله آلایش علوم رایج با مظاهر تمدن غربی، وجود تفکر قارونی دانشمندان، تقابل عقل و نقل و در حاشیه بودن دین مواجه است که قابل رفع‌ورجوع هستند. گذشته از این، مشخص گردید که در صورت تحقق علم دینی، نتایج و کارکردهای متعددی از قبیل وحدت دین، وحدت علم، تکامل انسان، تحول در تمدن‌سازی، جامعیت منابع معرفت و دستیابی به حیات طیبه بر آن مترتب است. گرچه پلانتینگا در این راستا تحقق معرفت‌شناسی اصلاح‌شده (باور دینی) را پیشنهاد کرده است تا بار دیگر دین از حاشیه به متن آمده و مومنان و شهر خدا غالب گردد.
حاکمیت انسان کامل در فلسفه اسلامی(فارابی - ملاصدرا - جوادی آملی)
نویسنده:
حسین صدام مطشر بهادلی؛ استاد راهنما: حمید رضا شریعتمداری؛ استاد مشاور: مجید مرادی رودپشتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
فلسفه اسلامی از آغاز پیدایش خود به بسیاری از موضوعات مرتبط با واقعیت انسان توجه داشته و اهمیتی ویژه به مسائلی داده است که با سرنوشت انسان حتی پس از مرگ او پیوند دارند. از این‌رو، از نخستین مراحل شکل‌گیری فلسفه اسلامی، بینشی فلسفی ـ سیاسی پدید آمد که می‌کوشید میان دیدگاه دینی برخاسته از وحی و ادراکات عقلی انسان ـ که در فرایند اندیشیدن درباره دغدغه‌ها و مشکلات پیرامونی خود به آنها دست می‌یابد ـ نوعی هماهنگی برقرار سازد. از همین رهگذر، این پژوهش درصدد پاسخ به پرسش اساسی درباره دیدگاه فلسفه اسلامی پیرامون مسأله حاکمیت سیاسی انسان کامل است. بر اساس اندیشه فلسفی، انسانی که به بالاترین درجه کمال قوه نظری ـ یعنی مرتبه عقل مستفاد ـ و نیز بالاترین درجه کمال قوه عملی دست یافته باشد، بنا بر خوانش فلسفی اسلامی، شایسته اداره امور مسلمانان است. در این پژوهش سه شخصیت برجسته فلسفی برگزیده شده‌اند: نخست، ابونصر فارابی که تدوین‌کننده فلسفه اسلامی و از فلاسفه مشائی به‌شمار می‌رود؛ دوم، صدرالمتألهین شیرازی، بنیان‌گذار حکمت متعالیه؛ و سوم، آیت‌الله جوادی آملی که از پیشگامان مدرسه صدرائی نوین به‌حساب می‌آید. هدف از گزینش این سه متفکر، ارائه دیدگاهی جامع از تاریخ فلسفه اسلامی در ارتباط با موضوع پژوهش است. از جمله نتایج این تحقیق آن است که: حاکمی که باید رهبری نظام سیاسی در دولت اسلامی را بر عهده گیرد، باید داناترین، تواناترین در اجرای نظام، عادل‌ترین و حکیم‌ترین فرد باشد؛ و این در خوانش اسلامی همان انسان کامل است که واجد مجموعه‌ای از صفات و خصال است و او را برای امر حکومت شایسته می‌سازد. مصداق اتمّ انسان کامل، پیامبر اکرم ( ص) است که بر اساس نگرش اسلامی، خلیفه خدا در زمین است و طبق دیدگاه فلسفی به مرتبه عقل مستفاد دست یافته و دارای ویژگی‌های عصمت، علم، عدالت و شایستگی است. هر کس که چنین صفاتی داشته باشد، او نیز برای حاکمیت سیاسی صلاحیت خواهد داشت. حاکمیت انسان کامل، امری عقلی است که هر انسان خردمند به آن حکم می‌کند؛ چرا که تقدیم فرد فروتر بر فرد برتر روا نیست. وقتی انسانی داریم که برخوردار از والاترین مراتب کمال انسانی است،از نظر عقلی ناپسند و قبیح خواهد بود که او تحت فرمان انسانی قرار گیرد که از او در کمال فروتر است. فیلسوفان مسلمان، به‌ویژه نمونه‌های برگزیده در این پژوهش، در صدد نظریه‌پردازی برای «مدینه فاضله» بوده‌اند؛ شهری که در آن جامعه به اوج سعادت و کمال انسانی خویش برسد و این امر تنها در سایه حاکمیت انسان کامل تحقق‌پذیر است، زیرا این حاکمیت شرط اساسی برای تحقق مدینه فاضله است. فلسفه سیاسی اسلامی در نبود انسان کامل به‌عنوان رهبر یا حاکم دولت اسلامی، گزینه‌های بدیلی واقع‌بینانه مطرح کرده است که آنها نیز بر بنیاد عقلانی استوارند. از مهم‌ترین و شاید بهترین این گزینه‌ها، رهبری «ولی فقیه» است، به‌ویژه نزد شیعه دوازده‌امامی؛ زیرا فقیه جامع‌الشرایط در عصر غیبت امام معصوم، نایب امام حجت (عج) محسوب می‌شود و از اختیارات گسترده‌ای برخوردار است که شریعت مقدس اسلامی به او اعطا کرده است. از نتایج مهم این است که بر اساس توحید افعالی و توحید در مالکیت، حاکمیت سیاسی انسان کامل جز به تفویض و اذن الهی نخواهد بود.
ارزیابی مُثُل شناسی ملاصدرا در بستر ملاحظات مصباح یزدی و جوادی آملی
نویسنده:
وحید داوری چهارده؛ استاد راهنما: منصور ایمانپور؛ استاد مشاور: سهراب حقیقت
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
این پژوهش با هدف بررسی و تحلیل نظریه مُثُل عقلانی در بستر حکمت اسلامی، کوشیده است با تلفیق رویکردهای فلسفی، معرفت‌شناختی و عرفانی، تصویری جامع و انتقادی از جایگاه مُثُل در سنت فکری مسلمانان ارائه دهد. محور اصلی تحقیق، واکاوی ظرفیت‌ها و چالش‌های نظریه مُثُل در آثار فیلسوفان معاصر همچون استاد مصباح یزدی و استاد جوادی آملی است؛ به ‌طوری‌که نقدهای عقل‌گرایانه و تحلیلی مصباح یزدی درباره ضعف اثباتی مُثُل، نسبت آن با علم حصولی، و تحلیل مفاهیم کلی، از یک‌ سو، و تلاش‌های بازخوانانه و شهودی جوادی آملی برای پیوند میان صورت‌های نوعیه با اسماء الهی، علم حضوری و نظام تدبیر ملکوتی، از سوی دیگر، دو مسیر متفاوت در ارزیابی این نظریه را نمایندگی می‌کنند. پژوهش حاضر ضمن وفاداری به مبانی حکمت متعالیه ملاصدرا، کوشیده است تا کارآمدی براهین فلسفی نظیر حرکت جوهری، اتحاد عاقل و معقول، و نظام صدوری را برای اثبات مُثُل عقلانی بررسی کند و هم‌زمان نقدهایی که این براهین را فاقد کفایت هستی‌شناختی می‌دانند، تحلیل نماید. در این چارچوب، نظریه مُثُل نه به ‌مثابه‌ی یک آموزه صرفاً افلاطونی، بلکه به‌عنوان الگویی تحول‌پذیر برای تبیین مراتب وجود، نقش نفس، و ساختار ادراک مورد توجه قرار گرفته است؛ الگویی که در تعامل میان عقل تحلیلی و شهود عرفانی می‌تواند به بازسازی مفاهیم بنیادین در حکمت اسلامی کمک کند. نتیجه تحقیق نشان می‌دهد که نظریه مُثُل عقلانی، علی‌رغم اختلاف‌نظرهای تفسیری، همچنان ظرفیتی پویا در تفسیر هستی، فهم ادراک و تبیین کمال‌یابی موجودات دارد و به‌ویژه در نگاه‌های نوگرایانه، امکان گفت‌وگوی بین‌ مکتبی میان فلسفه، عرفان و الهیات اسلامی را فراهم می‌سازد.
  • تعداد رکورد ها : 2314