جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 1670
دین النصیحة
نویسنده:
عباس كاشف الغطاء
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
لبنان/ بیروت: دار العلوم,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
الدين النصيحة، اثر شیخ عباس کاشف‎الغطاء، بیان اهمیت و جایگاه نصیحت و خیرخواهی در دین اسلام می‎باشد که به زبان عربی نوشته شده است. کتاب با مقدمه نویسنده آغاز و مطالب در چهار فصل، تنظیم شده است. نویسنده در ابتدا، به تعریف لغوی و اصطلاحی واژه نصیحت پرداخته و ضمن بیان شروط نصیحت و ناصح و کیفیت و انواع نصیحت، نصیحت در فقه اسلامی را مورد بحث قرار داده و در نهایت، نصیحت در تطبیقات فقهیه را بررسی نموده است. در مقدمه، به اهمیت نصیحت کردن اشاره گردیده و این خلق نیک، یکی از مقومات مودت و والاترین لوازم محبت، دانسته شده است. در فصل اول، در سه بخش، ابتدا نصیحت از لحاظ لغوی و اصطلاحی تعریف و سپس، فرق آن با تأنیب (نکوهش سخت)، مدارا، مداهنه و تقیه بیان شده و در انتها، آثار شرعی نصیحت، بیان گردیده است. نصیحت در لغت، به معنای خلوص بوده، اما در اصطلاح، کلمه‎ای جامع است که به‎وسیله آن، تعابیر زیادی اراده می‎گردد، از جمله، اراده خیر برای شخصی که نصیحت می‎شود. به عقیده نویسنده، از بررسی تعاریفی که برای نصیحت بیان شده، چنین برداشت می‎شود که این واژه، حول مصلحت، خیر، صلاح و عنایت به منصوح معنا می‎شود. این کلمه، گاهی به‎گونه‎ای به کار می‎رود که فقط شامل معامله و عمل (بدون قول) می‎شود؛ مثل: - خالص کردن نیت از شائبه فساد در معامله یا خالص کردن فاعل ضمیر خویش را در عملی که از وی سر می‎زند؛ - خالص کردن عمل از غش؛ - خالص کردن عمل از فساد. گاهی به‎گونه‎ای استعمال می‎گردد که شامل قول هم می‎شود؛ مثل: - گزینشی که صلاح قولی و فعلی در آن است؛ - معرفی کردن وجه مصلحت با خالص کردن نیت از شوائب مکروه؛ - اراده خیر برای غیر، بدان‎گونه که برای خویش اراده می‎گردد. نویسنده در بیان فرق بین نصیحت و تأنیب (نکوهش)، به این نکته اشاره نموده که نصیحت، احسان به نصیحت‎شونده، به‎صورت رحمت، شفقت و ملاطفت از سوی ناصح است؛ به‎گونه‎ای که پزشک عالم و مشفق با مریض معامله می‎نماید؛ درحالی‎که «تأنیب» و واژه‎های هم‎معنای آن، مستلزم اهانت و درشتی می‎باشد. در فصل دوم، در ضمن چهار مبحث، شروط نصیحت و ناصح و کیفیت و انواع نصیحت، توضیح داده شده است. از جمله شروط نصیحت، عبارت است از: اخلاص؛ اینکه نصیحت، برای حاجتی مربوط به حفظ مقاصد شریعت از قبیل دین، جان، عقل، آبرو و مال باشد؛ بسنده نمودن به مقدار لازم و نپرداختن به عیوب دیگر. نویسنده بر این باور است که از جمله شروط شخص ناصح، آن است که وی به برخی از علوم و آگاهی‎ها، مسلح باشد که اهم آن‎ها، عبارتند از: علم شریعت و علم به احوال مردم و اجتماع، مصالح، موقعیت مکانی و زمانی، علم ترجیح در صورت تعارض و تزاحم بعضی از امور با یکدیگر و... به اعتقاد وی، شایسته و سزاوار است که داشتن روحیه و حالت نصیحت صحیح، در جمیع احوال و حالات، همراه آدمی بوده و مردم یکدیگر را برحسب مقتضای حال و بر وجه شایسته و صحیح، نصیحت و ارشاد به خیر نمایند. وی در این فصل، انواع نصیحت را برشمرده و به توضیح آن‎ها، پرداخته است که عبارتند از: نصیحت برای خداوند (که مستلزم اخلاص اعتقاد در توحید و نفی شرک از خداوند و ترک الحاد در صفات است)؛ نصیحت برای قرآن (که ایمان به کلام خدا بودن آن و شبیه کلام مخلوق نبودن و حق تلاوتش را به‎جا آوردن و... است)؛ نصیحت برای پیامبر(ص) (که عبارت است از تصدیق رسالت ایشان و ایمان به تمامی فرمایشات آن حضرت و اطاعت از او، در امر و نهیش)؛ نصیحت برای اهل‎بیت(ع) (که شامل اتباع و پیروی از ایشان در تمامی امور زندگی می‎شود)؛ نصیحت برای پیشوایان مسلمین (که عبارتند از حاکمین عادل، فرمانروایان و علمای دین)؛ نصیحت برای عامه مردم (که عبارت است از ارشاد آنان به مصالح دنیا و آخرت و خودداری از آزار ایشان). در فصل سوم، در خلال چهار مبحث، نصیحت در فقه اسلامی، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. در مبحث اول، در سه بخش زیر، به مقوله نصیحت از منظر ادله شرعیه نگریسته شده است: - آیات: که از جمله آن‎ها، عبارت است از آیه 93 سوره اعراف: فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قَالَ يَا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالاَتِ رَبِّي وَ نَصَحْتُ لَكُمْ فَكَيْفَ آسَى عَلَى قَوْمٍ کَافِرِينَ‎؛ «پس [شعیب] از ایشان روى برتافت و گفت: «اى قوم من، به‎راستى كه پيام‎هاى پروردگارم را به شما رسانیدم و پندتان دادم؛ دیگر چگونه بر گروهى كه كافرند دریغ بخورم». - احادیث: که در چهار طایفه، تقسیم‎بندی می‎شوند: مطلق نصیحت؛ نصیحت مستشیر؛ اعانت مؤمن و حرمت خیانت مؤمن. - سیره متشرعه: نویسنده معقتد است که سیره متدینین و علمای روحانی بر عدم التزام به نصیحت به‎طور مطلق، مؤید استحباب نصیحت است. در مبحث دوم، مواردی مورد بحث قرار گرفته است که در آن‎ها، نصیحت مستلزم امر حرامی بوده، ولذا صحیح نیست؛ از جمله، نصیحتی که به غیبت، افشای سر دیگران و یا سخن‎چینی منجر شود. نصیحت در مذاهب اسلامی، از جمله مالکیه، شافعیه، حنفیه، حنبلیه و ظاهریه در مبحث سوم بررسی شده است. از آنجا که نصیحت، از جمله امور مستحبی می‎باشد، در مبحث چهارم، این مطلب بررسی شده که آیا اخذ اجرت و عوض در قبال آن، صحیح است یا خیر. در آخرین فصل، در هشت قسمت، نصیحت در تطبیقات فقهیه مورد بحث و بررسی قرار گرفته که عبارتند از: - نصیحت در افشا کردن اهل بدعت و کتب ضاله‎ای که مخالف کتاب خدا، سنت پیامبر(ص) و اهل‎بیت(ع) می‎باشند. - نصیحت مستشیر در بیان تفضیل بعضی از علما بر بعض دیگر. نویسنده، معتقد است که این مورد، غیبت محسوب نمی‎شود و در قرآن هم چنین تفضیلی آمده: وَ لَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلَى بَعْضٍ وَ آتَيْنَا دَاوُدَ زَبُوراً ﴿الإسراء: 55﴾؛ «و در حقیقت، بعضى از انبیا را بر بعضى برترى بخشیدیم و به داوود زبور دادیم». وَ قَدْ خَلَقَكُمْ أَطْوَاراً ﴿نوح: 14﴾؛ «و حال آنكه شما را مرحله به مرحله خلق كرده است». - نصیحت در نسب: که دارای آثار شرعیه عاجل و آجلی است، مانند توارث، محرمیت، گرفتن خمس و نفقات و... - نصیحت در ازدواج: که هرچند به گفتن عیوب دیگری منجر می‎شود، اما به دلیل آگاه کردن مستشیر و جلوگیری از متضرر شدن او، مانعی ندارد. - نصیحت در معامله. - نصحیت در شهود. - نصیحت کفار و مشرکین و اهل کتاب. - نصحیت در ولایت.
تقوی و دورها في حل مشاکل الفرد و المجتمع
نویسنده:
حسين راضي عبدالله
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
لبنان/ بیروت: دار المحجة البیضاء,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
التقوی و دورها في حل مشاکل الفرد و المجتمع اثر حسین راضى است كه پيرامون تقوى و شرح خطبه متقين حضرت على(ع) مى‌باشد. كتاب حاضر بر سه بخش تقسيم شده است كه در قسمت اول به تقوى در قرآن و احاديث اشاره مى‌كند، در قسمت دوم به تعريف تقوى و نقش آن در زندگى اجتماعى مى‌پردازد. و در قسمت سوم، خطبه متقين حضرت امير(ع) را شرح مى‌نمايد. در ابتداى كتاب، الفاظى كه معناى تقوى را مى‌رسانده و در قرآن موجود بوده است با ذكر آيات آنها آورده است. در بخش دوم كتاب به حقيقت و اقسام تقوى پرداخته كه شامل تقوى در احكام، شهوات، علم و سياست مى‌باشد. سپس صفات متقين را از قرآن بيان كرده كه شامل ايمان به غيب، ارتباط با خدا، ارتباط با مردم، ايمان به جميع انبياء، ايمان به روز قيامت مى‌باشد. در همين بخش از كتاب، آداب اطاعت الهى را در 18 مورد ذكر نموده است. همچنين از آثار ايجابى تقوى مطالبى را خاطر نشان كرده است. در بخش سوم كتاب، به شرح خطبه متقين پرداخته و 22 صفت از صفات متقين پرداخته است. در ادامه به صفات مومنين پرداخته و در 67 عنوان آن از زبان حضرت على(ع) مطرح كرده است و به شرح آن پرداخته است.
اوبة إلی التوبة من الحوبة
نویسنده:
حسن حسن زاده آملي؛ مترجم: ابراهیم احمدیان
نوع منبع :
کتاب , ترجمه اثر , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: الف، لام، میم,
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
الأوبة إلى التوبة من الحوبة و ترجمه (الأوبة إلى التوبة من الحوبة) رساله‌اى است عربى اثر علامه حسن حسن‌زاده آملى، كه در آن، موضوع «توبه» بررسى و تبیين و به همراه ترجمه فارسى آن، به قلم ابراهيم احمديان، منتشر شده است. اين رساله، در تكمله «منهاج البراعة في شرح نهج‌البلاغة» در شرح خطبه دويست‌وسى‌وپنجم نهج‌البلاغه، اثر نویسنده، تأليف شده است. كتاب با مقدمه مختصرى از نویسنده در اشاره به نام كتاب و انگيزه نگارش آن آغاز و مطالب در سيزده شماره و يك خاتمه، سامان يافته است. ترجمه كتاب نيز در ضمن سيزده فصل ارائه شده است. نویسنده در اين كتاب، مباحث فلسفى، اخلاقى و اجتماعى مربوط به مقوله توبه را مطرح ساخته و در خصوص هر مبحث، به احاديث، روايات و سخنان بزرگان علم و دين، اشاره كرده است. در اين اثر، متن عربى در ابتدا و ترجمه آن در انتهاى كتاب، به تفكيك ارائه شده است. در شماره نخست مباحث، مسأله توبه و تعلق به امور جسمانى، مورد بحث قرار گرفته است. نویسنده معتقد است تعلق به امور جسمانى، موجب دورى نفس از معقولات و اشتغالش به مجردات بوده و شدت تعلق و غرق گشتن در عالم طبيعت، نفس انسان را از نيل به كمال، باز مى‌دارد. در شماره دوم كه به وجوب توبه اختصاص دارد، اين مطلب عنوان گرديده است كه بر همه بندگان خداوند، واجب است كه از جميع گناهان و معاصى خويش، توبه كنند. انطباق حكم عقل و شرع؛ فورى بودن توبه؛ تقسيم توبه به اعتبار انواع گناهان و شرط اداى حقوق خداوند و مردم براى صحت توبه از جمله مباحث اين قسمت مى‌باشد. در شماره سوم، به بررسى ادله قايلين به صحت توبه مبعضه (توبه از برخى گناهان) و منكرين آن پرداخته شده است. قايلين به عدم جواز، حجت آورده‌اند كه سبب توبه و پشيمانى، قبح فعل است و اگر جز اين باشد، توبه متحقق نمى‌شود و از طرفى، اين قبح در همه گناهان متحقق است و در همگى حاصل. پس چنانچه انسان از پاره‌اى گناهان توبه كند و پاره‌اى ديگر را به حال خود رها كند، معلوم مى‌شود كه توبه تائب به سبب قبح فعل نبوده است؛ چه اشتراك در علت، اشتراك در معلول را موجب است و چون در توبه تبعيض راه يابد، توبه نيز منتفى مى‌گردد. نویسنده ضمن بررسى اقوال مخالفين و موافقين، صحت توبه مبعّضه را همانند محقق طوسى، علامه حلى و شيخ بهايى پذيرفته است؛ زيرا وقوع هر فعلى، به حسب انگيزه و داعى آن است، چنانكه انتفاى آن فعل نيز به حسب مانع و صارفى است كه از وقوع آن ممانعت مى‌كند. حال اگر انگيزه و داعى، رجحان يابد، فعل نيز وقوع خواهد يافت. بنابراین ممكن است فاعل قبايح، انگيزه پشيمانى را بر آن قبايح ترجيح دهد، بدين‌وسيله كه امرى ديگر چون بزرگ بودن گناه، فزونى نهى‌هايى كه بر آن وارد شده و يا تنفر نزد عقلا را بر قبحش اضافه كند. مسأله جواز توبه موقت (مثلاً اينكه كسى توبه كرده كه فقط يك سال گناه نكند) در شماره چهارم، مورد بحث و بررسى قرار گرفته است. عده‌اى معتقدند كه چنين توبه‌اى صحيح نيست؛ چه اين توبه، كاشف از آن است كه شخص تائب، از ارتكاب گناه، به جهت قبح آن پشيمان نشده است و گرنه پشيمانى او چنان بود كه تصميم مى‌گرفت ديگر هرگز بر گرد آن گناه، نگردد و حال كه سبب پشيمانى، قبح فعل نبوده، توبه‌اى نيز متحقق، نمى‌شود. نویسنده ضمن بيان ادله قايلين به جواز و بررسى آن، در نهايت قول به عدم جواز چنين توبه‌اى را پذيرفته است. در پنجمين شماره، وجوب توبه از گناهان بزرگ و كوچك بررسى شده است. گروهى از معتزله، معتقدند كه توبه، تنها از گناهان كبيره كه كبيره بودن آن‌ها معلوم و آشكار و يا مظنون است، واجب است. از اين‌رو، در گناهانى كه صغيره بودن آن‌ها معلوم است، توبه واجب نيست؛ زيرا سبب وجود توبه، دفع ضرر است و ضرر در گناهان صغيره حاصل نيست و عده‌اى ديگر گفته‌اند، در گناهانى كه قبلاً از آن‌ها توبه نموده است، توبه مجدد لازم نيست. اما به اعتقاد اماميه، توبه از جميع گناهان، چه صغيره و چه كبيره و چه پيشتر از آنها توبه كرده باشد، لازم است. در شماره ششم، به توبه تفصيلى و اجمالى پرداخته شده است. و در شماره هفتم، به مسأله يادآورى گناه اشاره شده است. نویسنده معتقد است توبه، تنها در جايى محقق است كه گناهى انجام پذيرد و اگر از كسى گناهى سرزند و سپس توبه كند و پس از آن، گناه را به يادآورد، نمى‌توان چنين عملى را قبيح دانست و اساساً گناهى به وقوع نپيوسته است تا توبه نيز لازم شود. در شماره هشتم، به مسأله عزم بر بازنگشتن بر گناه پرداخته شده و اين مبحث مورد بررسى قرار گرفته است كه اگر كسى مرتكب گناه شود و سپس از گناه خويش دست كشيده، توبه كند و بر آن شود كه هرگز چنين گناهى از او سر نزند، آيا فقط در صورتى‌كه بر انجام آن گناه قدرت داشته باشد، توبه‌اش صحيح است يا اينكه وجود قدرت در صحت توبه شرط نيست. مراد از قبول توبه، در شماره نهم توضيح داده شده است. به نظر نویسنده، مقصود از قبول توبه، ساقط شدن عقابى است كه بر گناه مترتب است. وى معتقد است سقوط عقاب به‌واسطه توبه، تفضل خداى تعالى است نه امرى واجب؛ چراكه اگر واجب باشد، سبب آن از دو حال خارج نيست: اول آنكه قبول توبه بر خداوند متعال واجب باشد كه اين فرض، ممنوع است. سبب آن است كه چنانچه كسى از ديگرى نافرمانى و به بدترين شكل ممكن نسبت به او بدى و ناسپاسى كند و سپس عذر آورده و طلب بخشش نمايد، بخش و قبول عذر او، نزد عقلا واجب نيست، به‌طورى‌كه اگر او بخشيده نشود، مذمت و نكوهش عقلا را در پى نخواهد داشت، بلكه به عكس، گاه عقلا عدم بخشش و عفو را نيك مى‌دانند. دوم آنكه سبب وجوب سقوط عقاب را كثرت و بسيارى ثواب توبه بدانيم كه اين فرض نيز ممنوع است؛ چراكه بناى اين فرض، بر تحابط مى‌باشد كه باطل است. در شماره دهم، ضمن بيان استحباب غسل براى توبه، به برخى گناهان بزرگ و كوچك، اشاراتى شده است. در شماره يازدهم، آداب توبه به نقل از رياض السالكين بيان گرديده است. در شماره دوازدهم، مطالبى پيرامون شتاب در توبه، به نقل از كتاب «رياض السالكين» و «كشكول» شيخ بهايى آمده و در آخرين شماره، به برخى آيات و رواياتى در تشويق بر توبه اشاره گرديده است. در خاتمه، خطبه دويست‌وسى‌وپنج «نهج‌البلاغه» ذكر و پس از شرح واژگان و بررسى اعراب اين خطبه، به معنا و ترجمه آن، پرداخته شده است. در ترجمه كتاب، مترجم شيوايى و رسايى متن را در اولويت قرار داده و لذا چنين به نظر مى‌رسد كه در برخى موارد، رعايت امانت در ترجمه، زياد مد نظر نبوده است و ترجمه‌اى تقريباً آزاد، ارائه شده است. به عنوان مثال، در متن عربى در صفحه شش، چنين آمده است: «و في الكافي للكليني(ره) في غوائل الذنوب و تبعاتها: عن أبي‌عبدالله(ع)قال: كان أبييقول...» اما در ترجمه فارسى آن در صفحه 75، فقط به اين عبارت اكتفاء شده است: «از امام صادق(ع) نقل است: پدرم فرمود...». البته اين در حالى است كه توضيح كامل اين مطلب و متن عربى حديث، در انتهاى فصل و تحت عنوان «يادادشت‌هاى فصل نخست» آمده است. ويژگى ديگر اين ترجمه، آن است كه مترجم، عنوان «فصل» را به جاى «شماره» برگزيده است. در انتهاى هر فصل، توضيح مطالب متن، كه در پاره‌اى موارد، مفصل مى‌باشد، تحت عنوان «يادداشت‌هاى فصل» آمده است.
شرح الأربعون حديثا للناشئة
نویسنده:
أمل طنانة
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
اخلاق و معنويت در حماسه حسيني
نویسنده:
مجموعه مقالات دومين كنگره علمي حماسه حسيني
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , کتابخانه عمومی
کلیدواژه‌های اصلی :
اخلاق باور
عنوان :
نویسنده:
اندرو چیگنل
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب)
چکیده :
اخلاق باور راجع به دسته ای از پرسش هاست که در تقاطع معرفت شناسی ، فلسفه ذهن، روانشناسی و اخلاق قرار دارند. پرسش محوری در ابن باره این است که آیا هنجارهایی وجود دارند که خصلتهای ما برای شکل دهی به باورها، حفظ یا دست کشیدن از آنها را تعیین کنند. آیا اینکه با شواهد ناکافی بر یک باور پافشاری کنیم همواره خطاست یا هرگز چنین نیست؟ آیا الزامی هست بر اینکه همه شواهد موجود برای یک باور را جستجو کنیم یا هیچ گاه چنین الزامی نیست؟ آیا برخی شیوه ها برای کسب شواهدی که فی نفسه غیر اخلاقی یا غیر عاقلانه هستند ، وجود دارد؟
حلية المتقين في الآداب و السنن و الأخلاق
نویسنده:
محمدباقر بن محمدتقی مجلسي؛ مترجم: خلیل رزق عاملی
نوع منبع :
کتاب , ترجمه اثر , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
لبنان/ بیروت: دار الأمیر,
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
حليةالمتقين في الآداب و السنن و الأخلاق، اثر محمدباقر مجلسى (اصفهان، 1037-1110ق، همان جا) است كه آن را خليل رزق عاملى، از زبان فارسى به عربى ترجمه و منتشر كرده است. در مورد ترجمه مذكور چند نكته گفتنى است: اثر حاضر، يك زبانه است و فقط ترجمه عربى است و متن فارسى را به‌همراه ندارد. در اثر حاضر، اكثريت قريب به اتفاق مطالب، عبارت از متن كامل روايات است كه علامه مجلسى انتخاب و به فارسى ترجمه كرده و خليل رزق عاملى در اقدامى درست و عالمانه، به ترجمه مجدد از فارسى به عربى نپرداخته، بلكه به سراغ منابع رفته و به‌جاى ترجمه، متن اصلى روايات را آورده است؛ پس در اكثريت موارد، ترجمه صورت نگرفته، بلكه منبع‌يابى شده و متن اصلى روايات آمده و در نتيجه در اينجا بحث مطابقت و درستى ترجمه مطرح نيست و در صورتى كه در موردى متن فارسى علامه مجلسى با روايت عربى پيداشده مطابقت نداشته باشد، بايد بررسى كرد كه آيا مترجم عربى، منبع مورد نظر علامه مجلسى را پيدا كرده؛ اگر پاسخ مثبت باشد، ديگر در اين صورت اشكالى به مترجم وارد نيست و اگر اشكالى باشد به ترجمه علامه مجلسى به فارسى وارد است. مترجم محترم، در مقدمه‌اش - كه آن را در تاريخ 29 رمضان 1413 در مركز اسلامى رسول اكرم(ص) در نايروبى (كنيا) به پايان رسانده - بر چند نكته تأكيد كرده است: الف)- يكى از نشانه‌هاى كمال شريعت اسلامى، ارتباط استوار با همه جوانب زندگى و تأثيرگذارى ژرف آن بر همه ابعاد تربيتى و اخلاقى فرد و جامعه است؛ ب)- بهترين شاهد بر جامعيت اسلام، رواياتى است كه در زمينه حقوق مردم و چگونگى معاشرت با آنان و حقوق فقيران و والدين و... وارد شده است؛ ج)- مجلسى در اين اثر، تعداد فراوانى از روايات را در زمينه سنن و اخلاق و آداب اسلامى جمع كرده تا انسان با پيروى از آن به كمال و سعادت دنيوى و اخروى برسد؛ د)- مجلسى فقط بر روايات اعتماد كرده، پس ترجمه در اينجا عبارت خواهد بود از ارجاع اين احاديث فارسى به اصل عربى آن؛ بنابراين، روايات، از منابعش استخراج شده و ترجمه عربى با آوردن عين عبارات روايات بدون هيچ تصرفى در آن و البته بر اساس ترتيبى كه نويسنده مراعات كرده؛ به انجام رسيده است. البته برخى از روايات، در منابع يافت نشده و خود مترجم آنها را به زبان عربى ترجمه كرده و آورده و اين روايات بيشتر از ده مورد نيست. براى آشنا شدن با چگونگى ترجمه در اثر حاضر و سهولت مقابله آن با متن اصلى، مطلبى از نويسنده همراه با ترجمه آن در اينجا ذكر مى‌شود: نويسنده چنين نوشته است: «فصل دوازدهم در آداب اسب تاختن و تير انداختن: در احاديث معتبر وارد شده است كه مسابقه و گروبندى جايز نيست، مگر در اسب و استر و الاغ و شتر و فيل و در تيراندازى، منبع اين روايت را نيافته و آن را چنين ترجمه كرده است: «الفصل الثاني عشر «آداب إجراء الخيل و الرماية»: روي في بعض الأحاديث المنقولة عن النبي(ص) و أهل بيته(ع)أنه لا تجوز المسابقة و الرهان إلا في الحصان و البغل و الحمار و الجمل و الفيل و في الرماية» همچنين نويسنده نوشته است: «در حديث صحيح از حضرت امام موسى(ع) منقول است كه هفت چيز است كه اگر در برابر مسافر ظاهر شود براى او شوم است: كلاغى كه فرياد كند از جانب راست او و سگى كه دم را علم كرده باشد و گرگى كه بر دم خود نشسته باشد و بر روى او فرياد كند، پس سه مرتبه بلند شود و پست شود و آهويى كه از جانب راست او بيايد و به جانب چپ او برود و جغدى كه فرياد كند و زن پير سفيدمويى كه روبه‌روى او بيايد و ماده الاغى كه گوشش بريده باشد؛ پس كسى كه از ديدن آنها ترسى به خاطرش بيايد، بگويد: «اعتصمت بك يا رب من شر ما أجد في نفسي فاعصمني من ذلك». چون اين را بگويد، ضررى به او نرسد»، منبع اين روايت را نيز نيافته و آن را چنين ترجمه كرده است: «و في الحديث عن الإمام الكاظم(ع) أنه قال: سبعة أشياء إن قابلها المسافر قبل سفره فإنها شؤم عليه: نعيق الغرب من جانبه الأيمن و الكلب إذا رفع ذيله و الذئب إذا كان جالسا على ذيله و عواء الذئب في وجهه ثلاث مرات و مجيء الغزال من جانبه الأيمن و ذهابه إلى الجانب الأيسر و صراخ البوم و مجيء العجوز ذات الشعر الأبيض إليه و الأتان (أنثى الحمار) المقطوعة الأذنين؛ فإذا حصل الخوف لديه من هذه فليقل: «اعتصمت بك يا رب من شر ما أجد في نفسي فاعصمني من ذلك، لأن هذا يدفع الضرر عنه»» هرچند بررسى تفصيلى اين ترجمه در مواردى كه مترجم به ترجمه مطالب پرداخته، از نظر مطابقت با متن فارسى، كارى مشكل و تخصصى است و فرصت فراوانى مى‌طلبد، ولى با بررسى اجمالى اين اثر، مشخص شد كه مترجم در برگردان مطالب به موفقيت دست يافته و اشكالى در آن مشاهده نشد. مترجم محترم، هرچند در ترجمه مقدمه نويسنده، فهرست باب‌هاى كتاب را آورده و بعد از «الباب الرابع عشر: في آداب السفر»، چنين ترجمه كرده است: «خاتمة: في بيان بعض الفوائد المتفرقة»، ولى با تأسف، افزون بر آنكه خاتمه كتاب را ترجمه نكرده، از يادآورى اين نكته نيز خوددارى ورزيده و گويى به‌صورت كلى اين مطلب را به طاق نسيان سپرده است. خاتمه، در متن فارسى، مفصل (16 صفحه) است. هرچند مترجم در مقدمه‌اش يادآور شده كه به منابع اندكى از روايات دست نيافته است و اين روايات بيشتر از ده مورد نيست، ولى اين موارد، بيش از اين است و به‌طور دقيق با جستجوى عبارت «لم نجده» و «لم نجده في المصدر» و «لم نعثر عليه»، تعداد 36 روايت در اين اثر پيدا مى‌شود كه منبع روائى‌اش به دست نيامده است.
جامع السعادات المجلد 1
نویسنده:
محمدمهدي بن ابی ذر نراقي
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: انتشارات اسماعیلیان,
چکیده :
جامع السعادات، کتابی درباره اخلاق نظری و عملی به زبان عربی، تألیف ملا محمدمهدی نراقی، حکیم و فقیه قرن ۱۲ و ۱۳ هجری است. اهمیت این کتاب بیشتر به علت جایگاه اخلاقی و عملی نویسنده آن دانسته شده است. جامع السعادات همچنین اولین کتابی معرفی شده که مشتمل بر هر دو جنبه عقلی و فلسفی و نیز دینی و عملی است. جامع السعادات، از مهمترین کتب اخلاق عقلی در میان تالیفات عالمان شیعه دانسته شده است. نویسنده کتاب، ملا محمدمهدی نراقی، بیش از ۳۰ اثر در فقه، اصول فقه، اخلاق، و همچنین ریاضیات دارد. دیوان شعر او نزدیک به سه هزار بیت بوده است که نزدیک به ۳۰۰ بیت از آن در دسترس است. محمدرضا مظفر که مقدمه وی در ابتدای جامع السعادات آمده، جایگاه یافتن جامع السعادات را به دلیل ایمان و اخلاق الهی نویسنده آن دانسته و معتقد است کتاب جامع السعادات، به خودی خود، چیزی بیش از کتاب‌های مشابه ندارد. یکی از جنبه‌های اهمیت و تمایز جامع السعادات، برخورداری از هر دو جنبه عقلی و نقلی دانسته شده است؛ بر خلاف آثاری مانند تهذیب الاخلاق و اخلاق ناصری که نقلی و عملی هستند و همچنین بر خلاف آثاری مانند احیاء علوم الدین، کیمیای سعادت و المحجة البیضاء که نظری و فلسفی هستند. جامع السعادات به تصریح مؤلف تنها یک بخش از حکمت عملی قدیم، یعنی اخلاق را دربرمی گیرد و درباره سایر بخش‌های حکمت قدیم، یعنی تدبیر منزل و‌سیاست مُدُن سخن نمی‌گوید؛ زیرا غرض وی از تألیف آن، تنها بحث درباره چگونگی اصلاح نفس و تهذیب اخلاق بوده است. جامع السعادات مشتمل بر سه باب است: باب اول در مقدمات که در آن مباحث کلی و مبانی علم اخلاق مطرح شده است، از قبیل تجرد و بقای نفس، تأثیر طبیعت آدمی بر اخلاق، نقش تربیت در اخلاق، شرف علم اخلاق به سبب شرافت موضوع و غایتش، ترکیب حقیقت انسان از وجوه متقابل و اینکه غایت سعادت، تشبه به مبدأ یا خالق یعنی خداست. باب دوم جامع السعادات، درباره اقسام اخلاق، شامل مباحثی مانند اقسام فضائل و رذائل، بحث درباره فضائل چهارگانه (حکمت، عدالت، شجاعت و عفت)، حقیقت عدالت، حد وسط (اعتدال) و افراط و تفریط در اخلاق است. باب سوم کتاب هم درباره اخلاق پسندیده، شامل یک مقدمه و چهار فصل است. چنانکه در جامع السعادات آمده، مقصود خداوند از بعثت پیامبران، خارج شدن انسان‌ها از مرتبه حیوان و شیطان بوده است و این هدف، جز با رها شدن از رذایل اخلاقی و آراسته شدن به فضائل اخلاقی ممکن نیست. به باور نراقی، شرط آراسته شدن به فضائل اخلاقی، شناختن خصلت‌های ویرانگر، خلق و خوی نجات‌بخش و آشنایی با اسباب آنها و چگونگی درمان صفات مهلک اخلاقی است. ملا مهدی نراقی، شناخت موارد مذکور را همان حکمت حقیقی دانسته است که موجب زندگی صحیح می‌شود. ملا محمدمهدی نراقی در تألیف جامع السعادات به برخی از متون متقدم در علم اخلاق، توجه داشته است، چنانکه در مباحث باب‌های اول و دوم ـ که غالباً درباره مبانی اخلاق و کلیات است و نسبت به باب سوم، حجم کمی از کتاب را اشغال کرده، ‌گاه از حکمای پیشین مانند فیثاغورس، افلاطون، ارسطو، ابوعلی مسکویه و دیگر حکما نقل قول کرده است. با این حال او در باب سوم جامع السعادات که حاوی جزئیات مباحث اخلاقی است، غالباً به آیات و روایات استناد کرده است.
  • تعداد رکورد ها : 1670