مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
 
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
تنها فراداده‌های دارای منابع دیجیتالی را بازیابی کن
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 286
متافیزیک منطق موجهات از منظر ابن‌سینا
نویسنده:
ملیحه احسانی نیک
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
دیدگاههای مختلفی پیرامون رابطة منطق و فلسفه به عنوان علمی که به شناخت هستی می پردازد، شکل گرفته است که از نفی هرگونه رابطه تا اثبات وجوه هستی شناسانة منطق را شامل میشود. پرداختن به مبادی هستی شناسانة منطقِ موجهات فرع بر پذیرش رابطة اثباتی میان آندوست. پژوهش حاضر قصد دارد چنین ارتباطی را از دیدگاه ابن سینا بررسی کند و در پی آن است که بیابد ابن سینا چگونه جهات منطقی را در متافیزیک خود بنیان مینهد. ابن سینا در علم شناسی بر این باور است که همة علوم، در اصول و مبادی خود وامدار فلسفه اند. علم منطق نیز چنین است و مبادی آن در فلسفة اولی اثبات می شوند. بنابراین نمی توان هستی شناسی و متافیزیک ابن سینا را رد کرد و از منطق او سخن گفت. به همین ترتیب مبادی منطق موجهات نیز در متافیزیک او پی ریزی می شوند. ضرورت و امکان در فلسفة ابن سینا نحوه های مختلف بروز هستی را توصیف می کنند و از این رو کامالً در هستی شناسی او ریشه دارند. بنابراین هر جهتی که او در منطق مطرح می کند پشتوانة متافیزیکی دارد و به معنای هستی شناسانة ضرورت یا امکان ارجاع میدهد. حتی جهات زمانی نیز با توصیفات او از موجودات امکانی و زمان مند در ارتباط هستند. ابن سینا برای نشان دادن بُعد متافیزیکی جهات، تفکیک ماده از جهت را مطرح میکند و به جهت حمل و جهت شئ می پردازد.
الحاد جدید، طبیعت گرایی هستی شناختی و علم
نویسنده:
حمیدرضا شاکرین
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
طبيعت‌گرايي هستی‌­شناختی (Ontological Naturalism) بن‌­مایه اصلی الحاد جدید و بیانگر این گمانه است که تنها عوامل و قوانین طبیعی، نه خدا یا دیگر امور فراطبیعی و روحانی، در این جهان اثرگذارند. لاجرم فهـم كامـل جهـان نیازمند رجـوع بـه آفریننده و يـا فاعليـت الهـي نیست.
رابطة هستی شناختی سوژه بدنمند با جهان در پدیدارشناسی مرلوپونتی
نویسنده:
ندا محجل ، محمود صوفیانی ، محمد اصغری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در این مقاله سعی داریم نشان دهیم که در پدیدارشناسی مرلوپونتی بدن به مثابة سوژة بدنمند به واسطه نحوه­های وجودی خاص خودش، از لحاظ هستی شناختی، رابطه­ای وجودی با جهان دارد. برای تبیین این موضوع لازم است ماهیت ادراک را بشناسیم که ذاتاً با بدن و در نتیجه با جهان ارتباط وجودی دارد و نیز برای فهم رابطه وجودی بدن با جهان لازم است ماهیت نظرگاه بدنی را که بیانگر در-جهان-بودن جسمانی سوژه است را نیز تحلیل نماییم. به طور کلی مرلوپونتی با انتقاد از ثنویت روح و جسم دکارتی در سنت فلسفی و تقلیل روح یا سوژه به ساحت اندیشه، می­کوشد با نفی این ثنویت هم بدنمندی سوژه را به اثبات برساند و هم نشان دهد که سوژة بدنمند از سنخ یا گوشت جهان طبیعی است و از اینرو رابطه آن با جهان رابطه­ای طبیعی و وجودی است. این پرسش که بدن و جهان در فلسفه مرلوپونتی چه رابطه­ای دارند یقینا جواب این پرسش معرفت­شناختی یا روان­شناختی نخواهد بود بلکه اگزیستانسیالیستی خواهد بود و این پاسخ از یک منظر خلاء معرفتی است که این مقاله در مرلوپونتی پژوهشی به دنبال پر کردن آن است. بنابراین، مرلوپونتی با طرح مفاهیمی مثل سوژه بدنمند، گوشت، نظرگاه بدنی، در جهان بودن و غیره در صدد آن است که به نحو هستی شناختی نشان دهد که ما روابط پیچیده­ای با جهان داریم و بدون فهم این روابط نمی­توان شناختی از خود و جهان داشت.
صفحات :
از صفحه 431 تا 453
بازتاب عرفان دیونوسیوس مجعول در اندیشه ماریون: گذار از هستی شناسی آنالوژیک آکویناس به پدیدارشناسی عشق
نویسنده:
علی سنایی ، سمیه خادمی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در این نوشتار رویکرد ماریون به هستی­شناسی آکویناس بررسی می­شود. ماریون با بررسی مبانی رویکرد تشابهی آکویناس در الهیاتِ عرفانی دیونوسیوس مجعول نشان می­دهد که آکویناس انتوتئولوژیست نیست. ماریون علاوه بر این رویکرد سلبی، از پدیدارشناسی عشق به عنوان بدیل ایجابی برای ارتباط با خداوند استفاده می­کند. به نظر او تجربۀ عاشقانه، آیکون یا تمثال ارتباط با خداوند است. او انکشاف الهی را محل تلاقی «پدیدۀ اشباع­شده» و آیکون می­داند. در تشابه (آنالوژی) به تفاوت مطلق وجود خداوند و مخلوقات و عدم اشتراک معنوی وجود پی می­بریم ولی عشق در مورد خداوند و انسان­ها از اشتراک معنوی برخوردار است. ماریون علاوه بر تحلیل پدیدارشناسانۀ عشق به عنوان زمینه­ای برای فهم ارتباط خدا با جهان و انسان، از وجه نفس­الامری و آفرینندگی عشق نیز غافل نیست. او معتقد است که برخلاف نگرش هایدگر، ندا یا دعوتِ «رویداد از آنِ خود کننده» ناظر به وجه سوبژکتیو آن است. درواقع ماریون به جای اینکه هستی را امری غیر­شخصی بداند، حقیقت هستی را سوژه­ای متعالی می­انگارد که آدمی را به سوی خود فرامی­خواند. الهیات ماریون می­تواند برای فلاسفه دین تحلیلی که به دنبال آرمان ضرورت، کلیت و عینیت هستند و از تجربۀ شهودی و اخلاقی دین غفلت می­کنند، منشاء بینشی نوین باشد.
صفحات :
از صفحه 559 تا 586
تحلیل شهودی هستی و استنباط وجود واجب نزد ابن سینا
نویسنده:
رمضان مهدوی آزادبنی ، محمود دیانی ، آیناز بخشی آجقان
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
شیوه های کسب معرفت خدا همواره از دغدغه­های­­­­ فیلسوفان بوده است. در فلسفه اسلامی ابن سینا در آثار خود معرفت خداوند را مورد بررسی قرار می­دهد و بخصوص در کتاب اشارات شیوه متفاوتی را در باره معرفت خداوند ارائه می­نماید به نحوی که خود در نمط چهارم فصل بیست و نهم بدان عنوان صدیقین می­دهد. هدف پژوهش حاضر دفاع از شیوه صدیقین سینوی است که به اشتباه به برهان صدیقین معروف گشته است. پرسشی که در این پژوهش بدان پاسخ داده می­شود این است آیا روش جدیدی را که ابن سینا درباره معرفت واجب در کتاب الاشارات و التنبیهات معرفی نموده است از خطای استنباط مصداق از مفهوم رنج می­برد؟ در این رابطه نویسنده با تکیه بر آثار ابن سینا ضمن ارائه تقریری شهودگرایانه نشان­خواهد داد که ابن سینا در تحلیل شهودی هستی ، وجود واجب را به عنوان نتیجه تحلیل خود نشان می­دهد و در این طریق او دچار خطای استنباط مصداق شئ از مفهوم ، نمی گردد. همچنین آشکار می­گردد که ابن سینا در تحلیل شهودی خود بی واسطه و بدون نیاز به مقدمات معرفت هستی واجب را نشان می­­­­دهد. نتیجه و دستاورد پژوهش حاضر، این است که ارزش فلسفی شیوه ای – شیوه صدیقین -که ابن سینا در کتاب اشارات در رابطه با معرفت واجب ارائه نموده­است درقالب تفکر فلسفی که با تکیه بر مفاهیم نظری مدعیات ، مورد تحلیل قرار داده می­­­­­شود شیوه ای معتبر است. و در چهارچوب مفاهیم نظری گامی موفق و رو به جلو بوده است.
صفحات :
از صفحه 729 تا 755
خوانش آیزیا برلین و دیوید وست در باب مبانی هستی شناختی آزادی مثبت در اندیشة اسپینوزا
نویسنده:
بیان کریمی ، سیدمصطفی شهرآیینی ، کیوان بلندهمتان
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
آیزیا برلین و دیوید وست از جمله فیلسوفان سیاسی هستند که به تحلیل مفهوم آزادی مثبت در اندیشة اسپینوزا پرداخته­اند. آن­ها در تلاش برای تبیین معنای آزادی مثبت در اندیشة اسپینوزا تفاسیر و بینش­های متفاوتی را اتخاذ کرده­اند و به نتایج متفاوتی هم رسیده­اند. برلین در مقالة دو مفهوم از آزادی، رسالة الهی­سیاسی اسپینوزا را منشأ دفاع از اصالت اقتدار و نادیده گرفتن آزادی­های فردی قلمداد می­کند. در حالی­که وست با نگرشی جامع­تر به دفاع از اندیشة سیاسی اسپینوزا برخاسته است، و با تحلیل وسیع­تری از ابعاد مفهوم آزادی مثبت (هستی­شناختی، اخلاقی و سیاسی) در اندیشة اسپینوزا معتقد است که لزوماً آزادی مثبت به اقتدارگرایی مستبدانه­ای منجر نمی­شود که برلین عموماً آن را به نظریه­های سیاسی عقل­گرایانی چون افلاطون، فیشته و هگل نسبت می­دهد. پرسش­های راهبر ما در این مقاله عبارتند از: خوانش اسپینوزا از آزادی چگونه منجر به دو رهیافت و نتیجة متفاوت از سوی برلین و وست شده است؟ تا چه حد نقدهای برلین به آزادی مثبت اسپینوزا مبنی بر وجوه مقتدرانة آن وارد است؟ وست چگونه بر اساس مبانی هستی­شناختی و اخلاقی در اندیشة اسپینوزا، آزادی مثبت را نه در مقابل آزادی منفی، بلکه مکمل آن می­داند؟ پیشنهاد نهایی این است که اگرچه خوانش برلین دربارة آزادی مثبت در اندیشة اسپینوزا از برخی وجوه صادق است، اما از رویکردی تقلیل­گرایانه برخوردار است که در آن تنها بر برخی از مواضع اسپینوزا در رسالة الهی سیاسی تمرکز دارد. این در حالی است که خوانش وست به دلیل توجه به ابعاد مختلف اخلاقی، هستی­شناختی و سیاسی واقع­بینانه­تر و جامع­تر است.
صفحات :
از صفحه 615 تا 642
چیستی و هستی حرکت توسطیه و قطعیه در فلسفه اسلامی
نویسنده:
پدیدآور: احمد شکیبایی ؛ استاد راهنما: منصور ایمانپور؛ استاد مشاور: سهراب حقیقت
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
مبحث حرکت از دو منظر فیزیکی و فلسفی، یکی از مباحث پیچیده و همیشگی تاریخ فلسفه است و مباحث مختلفی در باب مفهوم و هستی آن مطرح شده است. پرسش اساسی در باب حرکت، به وجود و تحقق آن مربوط می‌شود و همین که در باب هستی و نحوه آن سخن به میان می‌آید حرکت موسوم به توسطیه و قطعیه به ذهن متبادر می‌شود. محل نزاع در باب نحوه وجود حرکت این است که متحرکی که حرکت آن را در واقع قبول نمودیم، حرکت به ما هو حرکت چگونه تحققی برایش دارد، به عبارت دیگر آیا حرکت امری بسیط است که در یک آن حادث می شود و فارق از اینکه عامل حرکت است یا خیر در طی حرکت باقی می ماند، و یا حرکت یک امر ممتد است؛ این امتداد خود محل نزاع دیگری است که آیا امتداد، حاصل از آنات متتالی و متلاصق هست یا اینکه امتداد، امری متصل و متصرم است که حدوث و زوالش در تزاحم با اتصالش نیست. بنابراین بحث از حرکت توسطیه و قطعیه، ناظر به عمق نحوه تحقق حرکت است. تاکید ابن‌سینا بر این بوده که مطابق مبانی علم طبیعی و فلسفی خود، هستی حرکت را به گونه‌ای تبیین نماید تا از اشکالات سهمگین مخالفان وجودِ حرکت به‌دور باشد و برای همین منظور، ابن سینا راه حل رفع ایرادات وارد بر حرکت را این دانست که همچون معلم علم طبیعیات یعنی ارسطو به هستی حرکت آنگونه که در واقع تحقق دارد نظر کند نتیجه این تعمق در نحوه وجود حرکت در نزد ابن سینا این بوده که ایشان بعد از تفکیک کمال برای حرکت به کمال اول و دوم و تعریف حرکت، توسط این دو کمال، به معرفی دو معنایی که از حرکت یک متحرک، در ذهن ایجاد می شود می پردازد، ایشان با معرفی حدود هشت ویژگی، معنای توسطیه را تعریف نموده و آن را همان حرکت موجود و همتای کمال اول معرفی می نماید. آنچه باعث اختلاف نظر در حکمای بعد از ابن سینا در این باره شده است این بوده که غیر ممتد دانستن حرکت توسطیه در عین ممتد و متصل دانستن حرکت توسط ابن سینا به ظاهر در تعارض می باشد، ولی در این تحقیق مشخص شد که ابن سینا به وجود امتداد متصل و غیر قار برای حرکت قائل است ولی معرفی یک امتداد قار به عنوان معنای حرکت قطعیه و عدم تاکید بلافاصله ایشان در قبول امتداد غیر قار، سبب ابهام برای حکمای آینده گردیده است، [هر چند اگر تمام طبیعیات شفاء توسط ایشان مطالعه می شد به قبول امتداد غیر قار برای حرکت در نزد ابن سینا اذعان می نمودند.] همچنین مشخص گردید که عدم تاکید شیخ الرئیس بر امتداد غیر قار حرکت به عنوان هویت حرکت این بوده که ایشان اتصال و امتداد را خارج از ذات حرکت می داند و حرکت را در ذات خود همان کمال اول می داند که مطابق با معنای توسطیه است. همچین محقق شد که علت تاکید ایشان بر امتداد قار به عنوان معنای قطعیه از حرکت رفع اشکالات وارد بر حرکت بوده است زیرا این معنای حرکت قطعیه امری ذهنی است و اشکالاتی که مبتنی بر فرض امتدادی متصل و قار برای حرکت است را از اساس بی اعتبار می نماید. در مطالعه دیدگاه حکمای بعد از ابن سینا این نتیجه حاصل شد که به دلیل تعارض موهومِ مذکور در دیدگاه ابن سینا حکمایی مانند بهمنیار و دوانی و خواجویی در عین قبول دیدگاه سینوی در مورد قطعیه، توسّع ای در تعریف توسطیه قائل شدند یا اینکه مانند میرداماد و ملاصدرا دیدگاه ابن سینا در مورد توسطیه را قبول نمودند، ولی حرکت قطعیه را ناظر به امتداد غیر قار از حرکت و موجود دانستند. در این رساله برای عدم خلط محل نزاع در تعاریف در توصیفات حکما به تفکیک و معرفی دو معنای توسطیه یعنی توسطیه عامل و غیر عامل و دو معنای قطعیه یعنی قطعیه قار و غیر قار پرداختیم و سپس سعی نمودیم تا تبیین شود اشکالاتی که بر هستی و چیستی حرکت توسطیه و قطعیه وارد شده است مربوط به کدام معنا می باشد و پاسخ های حکما ناظر به کدام معنا بوده است. همچنین تا حدودی تبیین شد که بحث از نحوه وجود حرکت از جهاتی مربوط به طبیعیات است و از جهاتی مربوط به ما بعدالطبیعه، و با ورود این بحث به قلمرو حکمت متعالیه، این بحث، رنگ و چهره‌ای دیگر بخود گرفت و حرکت توسطیه و قطعیه، دو اعتبار عقلی از هویتِ تدریجیِ وجود سیلانی قلمداد شدند. هرچند ملاصدرا مبتنی بر اصالت وجود، معانی توسطیه و قطعیه اعتباری از حرکت دانسته ولی به اثبات هستی آنها نپرداختند. علامه طباطبایی با اختلافی اندک در حیثیات بالذات و بالعرض بودن موجودیت توسطیه و قطعیه آنها را اعتباری از حرکت دانسته اند و تلاش مستوفایی درباره اثبات وجود حرکت که همان نحوه وجود قطعیه است، داشته اند. همچنین در این تحقیق علاوه بر آوردن این اثبات و بررسی ایرادات وارد به آن، به دو نحوه اثبات برای هستی قطعیه که همان اثبات هستی امتداد غیر قار برای حرکت است، پرداخته شده که یکی مبتنی بر اصول حکمت متعالیه است و دیگری مبتنی بر مبانی فیزیک جدید. همچنین در این تحقیق به تعمیم روش علامه در تعریف توسطیه و قطعیه پرداخته شده، در تعریف حرکت توسطیه و قطعیه توسط علامه طباطبایی به ریشه تفاوت این تعاریف، یعنی فرض اتصال یا عدم امکان فرض اتصال در نسبت میان متحرک و مسافت ارجاع داده شده.
تفسیر هستی‌شناسانۀ نظام به‌مثابۀ ساختار نظم هستی نزد هایدگر (با تأکید بر اصل اینهمانی در نظام آزادیِ شلینگ)
نویسنده:
الهام السادات کریمی دورکی ، محمد جواد صافیان
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
امکان «نظام» و خواست آن چونان شیوه‌ای از کشف مجدد هستیِ بشری مشخصۀ عصر مدرن است. هایدگر در رسالۀ شلینگ دربابِ ذات آزادیِ انسان (1936)، با طرح پرسش از چیستی نظام و مقایسۀ آن با ایدئالیسم آلمانی، برای شناخت بنیان فکریِ دورۀ مدرن شرایطی را در نظر می‌گیرد که تشکیل نظام لازمۀ آن است. او با گذر از مفهوم نظام که ساختار آن براساسِ نظم ریاضیاتی و بنیان‌های سوبژکتیو تعیین می‌شود مفهوم نظام چونان ساختار نظم هستی را به‌کار می‌بَرَد. همسو با این تفسیر، پژوهش در اصل شکل‌گیریِ نظام و پرسش از امکان نظام آزادی مسئلۀ اصلی شلینگ در رسالۀ پژوهش‌های فلسفی دربابِ ذات آزادی انسان (1809) است. هدف این تحقیق تحلیل تفسیرِ هایدگر از مفهوم نظام است با تأکید بر اصل اینهمانی در نظام آزادیِ شلینگ. نوشتار حاضر در جست‌وجوی پاسخ به این دو پرسش است که چگونه تلاش شلینگ برای رفع سوء‌تفسیرهای موجود از این اصل، در تعبیر‌های مختلفِ همه‌خداانگاری، امکان سازگاری نظام آزادی را فراهم می‌آورد؟ در تفسیر هایدگر، چگونه خوانش شلینگ از ضرورتِ توجه به «است» به پرسش هستی‌شناختی از معنا و حقیقتِ هستی در اندیشۀ ایدئالیسم آلمانی راه می‌بَرَد و پرسش از نظام به‌شیوۀ اتصال ساختار موجودات به‌طورِ کلی تغییر می‌یابد؟
صفحات :
از صفحه 151 تا 172
تبیین و تحلیل مبانی تفسیرعرفانی آیات خلافت انسان و نقش او در بسط هستی
نویسنده:
مهدی(کورش) نجیبی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
جستار پیش رو، با روش گرد آوری کتابخانه ای - نرم افزاری و نیز داده پردازی تحلیلی – انتقادی با هدف تبیین و تحلیل مبانی عرفانی تفسیر آیات خلافت انسان و هبوط او به ارض، در صدد تبیین رابطه آیات پیدایش آدم با پیدایش عالم و گسترش هستی و نیز بیان حقیقت و مراتب وجودی انسان و تناظر آن با مراتب هستی است. یافته های این جستار عبارت است از تبیین و تحلیل مبانی عرفانی این آیات که در حقیقت علل پنهان برای آشکار سازی مفاهیم باطنی این آیاتند و نیز ارائه تفسیری مناسب از مفاهیم باطنی الفاظ و اصطلاحات این آیات به گونه ای که منافی معانی ظاهری آنان نباشد. در این راستا اصطلاحاتی همچون:« جنت، ارض، معصیت، نزع لباس، خلافت و هبوط، لزوم مقام علم غیب انسان کامل برای نیل به مقام خلافت و تعلیم فرشتگان توسط انسان کامل مورد بررسی گرفته و با بیان معانی حقیقی و باطنی آن ها زمینه پاسخ به بسیاری از پرسش های حول این آیات را فراهم نموده، تا از طریق جمع میان ظاهر و باطن هم خدمات مهم عرفان اسلامی به حوزه دین پژوهی بویژه حوزه تفاسیر آیات قرآن را آشکار ساخته و نیز ضعف برخی برداشت های ظاهری از آیات را نمایان نماید؛ و هم بیان کند راز هبوط انسان، گسترش هستی برای مهیا ساختن زمینه عروج او به کمالاتی است که قبلا برایش مهیا نبوده، تا از این رهگذر به کسب استقلال وجودی و کمال شایسته اش نایل آید .
صفحات :
از صفحه 37 تا 64
  • تعداد رکورد ها : 286