مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
فلسفه هنر
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 27
رویکردی پساساختگرا به ادب و هنر
نویسنده:
بهرام بهین
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تبریز: دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز,
چکیده :
یکی از نگرشهای کلاسیک و متداول به ادبیات «هنر» شمردن آن است. معنای چنین نگرشی این است که اثر ادبی تمامی خصوصیات اثر هنری را داراست. از این دیدگاه همچنان که اثر هنری اثری یکه و منحصر به فرد و تکرار ناپذیر است اثر ادبی نیز چنین خصوصیاتی دارد. اما این «منحصر به فرد بودن» و «تکرارناپذیر بودن» از چه چیزی ناشی می شود؟ به نظر مدافعان این نگرش، هنر و ادبیات حاصل وضع روحی منحصر به فرد هنرمند است. این وضع روحی از جنسی نیست که بتوان آن را بازگفت. به طوری که حتی خود هنرمند نیز از پاسخ گویی به این سوال که در فرآیند آفرینش اثر هنری بر او چه گذشته است، باز می ماند. علت شیفتگی و توجه بیش از حد مدافعان نگرش مورد بحث به هنر و ادبیات را باید در همین نکته جستجو کرد. طبعا اثر منحصر به فرد و تکرارناپذیر از آثار و پدیده های عالم زندگی که معمولی و پیش پا افتاده و تکرارپذیر به نظر می آیند بهتر است. نتیجه چنین دیدگاهی است که دانشوری می گوید: «به نظر من سیبی که نقاش می کشد، به مراتب از آن سیبی که در واقعیت وجود دارد زنده تر است. چون ذهن و روح بشری به آن اضافه شده است.» در این مقاله سعی خواهیم کرد با به چالش کشاندن ایده وضع روحی خاص هنرمند در آفرینش اثر هنری و تکرار ناپذیری آن، دیدگاه فوق را مورد نقد قرار دهیم و با بهره گیری از نظریه های پسامدرن و پساساختگرا بر پرداختن به جهان واقعی تأکید کنیم. از این دیدگاه عالم زندگی بیش از عالم هنر و ادبیات زیبایی و ابهام دارد و لذا «حقیقت و زیبایی» را بیش از آنکه در هنر جستجو کنیم باید در جهان واقعی به نظاره بنشینیم.
صفحات :
از صفحه 225 تا 238
هنر و بحران مدرنیسم از دیدگاه هابرماس
نویسنده:
بهرام بهین
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تبریز: دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز ,
چکیده :
مدرنیسم و ابعاد مختلف آن را متفکرین عصر حاضر مورد انتقاد قرار داده اند. یکی از این متفکرین یورگن هابرماس-از بازماندگان مکتب فرانکفورت- است که با نگاهی انتقادی به نظرات دانیل بل –نومحافظه کار آمریکایی- به نقد مدرنیسم پرداخته است. هابرماس برخلاف بل، بحران مدرن را به قشر و طبقه ای خاص (مانند هنرمندان) نسبت نمی دهد بلکه آن را نتیجه تخصص گرایی در مفهوم مدرن آن که پی آمد علم گرایی است می داند.
صفحات :
از صفحه 181 تا 191
جایگاه «صورت» در هنر دینی
نویسنده:
سعید بینای مطلق
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: موسسه پژوهشی حكمت و فلسفه ايران,
چکیده :
به گفته تیتوس بورکهارت، هنر اساسا «صورت» است. این سخن به ویژه درباره «هنر دینی» مصداق دارد. زیرا «هنر دینی»، به گفته وی، به هنری گفته می شود که نه تنها «موضوع» آن، بلکه «صورت» آن نیز دینی است. برای همین، میان «صورت» و «معنی» یا «صورت» و «موضوع» در هنر دینی پیوندی ناگسستنی وجود دارد. داوری درباره دینی بودن یا نبودن یک اثر هنری نیز بر اساس همین پیوند، ممکن است. بنابراین، در این مقاله نخست به «جایگاه صورت در هنر دینی» و سپس به مساله «بحران صورت در هنر دینی معاصر ایران» می پردازیم.
صفحات :
از صفحه 33 تا 47
بررسی مسأله خلاقیت در هنر سنتی
نویسنده:
شهریار پیروزرام ، سعید بینای مطلق
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: موسسه پژوهشی حكمت و فلسفه ايران,
چکیده :
خلاقیت از مفاهیم رایج در مباحث هنری است. امروزه خلاق بودن و هنرمند بودن یکی انگاشته می‌شوند و اغلب، خلاقیت با نوآوری یکسان دانسته می‌شود. از طرف دیگر باور غالب این است که هنر سنتی، با موضوعات تکراری و کهنه، فاقد خود جوشی و بدیع بودن است. اما بر خلاف نگاه مدرن که خلاقیت و حتی حقیقی بودن را با نو بودن یکی فرض کرده و هنر سنتی را فاقد آن می‌داند، نویسندگان و متفکرانی همچون آناندا کوماراسوامی، تیتوس بورکهارت،[i] رنه گنون،[ii] سید حسین نصر و آن‌ماری شیمل[iii] نه تنها هنر سنتی را هنری خلاق می‌دانند بلکه تنها اینگونه آفرینش‌ها را شایسته اطلاق مفهوم خلاقیت می‌دانند. سؤالی که مطرح می‌شود این‌است که آیا اساساً در هنر سنتی می‌توان از خلاقیت به معنای واقعی کلمه سخن گفت؟ در واقع یک مکتب هنری چارچوب‌های آموزش، تولید اثر، و نیز خلاقیت را انتقال می‌دهد و با این کار هویت و اصالت تولیدات هنری را تضمین می‌کند. نتایج به‌دست آمده در این مقاله نشان می‌دهد که هنر سنتی دارای اصولی است که بر اساس آن می‌توان از خلاقیت به معنی خاص آن سخن گفت.
صفحات :
از صفحه 29 تا 46
مکتب رمانتیک در فرانسه
نویسنده:
نسرین خطاط
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه شهید بهشتی,
چکیده :
مکتب رمانتیک از مکاتب ادبی دیگر گسترده تر و پیچیده تر به نظر می رسد و از اهمیت خاصی برخوردار است. ویژگیهای این مکتب بر دو اصل عمده آزادی هنر و تجلی احساسات نوین استوار است اما رمانتیسم تنها محدود به تغزل و بیان احساسات شخصی و توصیف طبیعت نبوده و فراتر از آن در زمینه های دیگر مانند سیاست، مذهب و نقد ادبی گسترش می یابد و جلوه های آن حتی در نهضت های مختلف ادبی قرن بیستم ماندگار است.
صفحات :
از صفحه 53 تا 67
جلوه های زیبایی شناختی باروک در رمان جدید
نویسنده:
ژاله کهنموئی پور
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه شهید بهشتی,
چکیده :
بسیاری از ویژگی های باروک در رمان معاصر متجلی است، به خصوص در رمان های نیمه دوم قرن بیستم. با توجه به این زیبایی شناسی جلوه های باروک نو، آیا می شود باروک را یک مکتب خاص پایان قرن شانزدهم و آغاز قرن هفدهم در فرانسه شمرد یا باید آن را گرایشی ادبی تلقی کرد که در دوره های مختلف در ادبیات جریان داشته و در قرن بیستم حضورش پر رنگ تر گشته است؟
صفحات :
از صفحه 69 تا 79
سادرشیا و میمسیس: بررسی تطبیقی حکمت هنر هندی و فلسفه هنر یونانی با تکیه بر آرای فلوطین
نویسنده:
حسن بلخاری
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه تهران,
چکیده :
حکمت شرقی و فلسفه یونانی در برخی از بنیادی ترین مبانی نظری، وجوه مشترکی با هم دارند، همچون ایده و نظریه وحدت وجود که هم شاه بیت معانی در اوپانیشادها (بزرگترین کتاب حکمت هندو) است و هم در اندیشه های فلاسفه بزرگی چون هراکلیت (کاپلستون، 1368، 55)، افلاطون و فلوطین حضوری بارز دارد. سروپالی رادا کریشنان، متفکر بزرگ هندی، برخی از این اشتراکات و تشابهات (همچون «نوس» و «آتمن») را در کتاب تاریخ فلسفه غرب و شرق مورد تامل و تاکید قرار داده است (راداکریشنان، 1382، 7). این اشتراک معانی در حوزه هنر و زیبایی نیز حضور دارد. به عنوان مثال «میمسیس» که بنیاد ایده و نظریه هنر در اندیشه یونانیان (به ویژه با رویکرد معنوی فلوطین) است، در هند با عنوان «سادرشیا» از نوعی سیر و سلوک معنوی در خلق آثار هنری حکایت دارد. این مقاله دو نظریه اصلی «میمسیس» و «سادرشیا» را در حوزه حکمت و فلسفه هنر مورد بحث قرار می دهد و از اشتراک نظری و معنوی هنر در دو تمدن یونانی و هندی با ابتنای بر مبانی حکمی بحث می کند، به ویژه که برخی محققان و متفکران، ارتباط و تاثیر و تاثر این دو تمدن در عرصه هنر را مورد بررسی و نقد قرار داده اند؛ برای نمونه، آناندا کوماراسوآمی در مقاله «نفوذ یونان در هنر هندی».
صفحات :
از صفحه 35 تا 54
ایقاع و اصول در رساله موسیقی کلیات یوسفی
نویسنده:
بابک خضرایی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقيقات,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
رساله­ موسیقی موسوم به کلیات یوسفی منسوب به ضیاءالدین یوسف، در دوره­ فتحعلی‌شاه قاجار(حکـ: 1212-1250ﻫ.) نوشته شده است. این رساله­ کوتاه، با وجود تکراری بودن برخی مطالب آن، از آن رو که تداوم نگارش رسالات موسیقی را در دوران قاجار نشان می‌دهد، اهمیت دارد. اشاره به نام دوازده دستگاه در این رساله نیز نکته­ مهمی را در روند تاریخی مفهوم دستگاه روشن می‌کند. مفهوم وزن در موسیقی(ایقاع) که در این رساله، چون بیشتر رسالات موسیقی دوران صفوی و پس از آن، با نام “اصول” شناخته می‌شود، آخرین فصل این رساله است. بخش اول این فصل که با تاثیر از رساله­ ی موسیقی میرصدرالدین قزوینی(د. 1008 ﻫ.) نوشته شده، با تعریف اصول و نَقره آغاز، و در ادامه از 5 دور متقدم و سپس هفده دور متأخّر یاد می‌شود، سپس مولف به اصناف تصانیف(انواع یا ژانرهای موزون موسیقی) می‌پردازد؛ در بخش دوم که احتمالاً تأثیر گرفته از رساله­ بهجت‌الروح است، بیست و چهار دور ایقاعی شرح داده شده است.
صفحات :
از صفحه 141 تا 156
پیوند طلسمات و صورتگری در اسلام
نویسنده:
نگار ذیلابی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقيقات,
چکیده :
حرمت تصویرگری در اسلام یکی از پیش‌فرض‌های مسلم پژوهشگران تاریخ هنرهای اسلامی است. در این پژوهش این پرسش اصلی مطرح است که تصور و ذهنیت مسلمانان نخستین از مبحث تصویر(نقش، تمثال) و به‌طور عام مقوله صورت و صورتگری (حیوانی و انسانی) چه بوده است که بر اساس آن، پرداختن به صورتگری از جانب شارع ممنوع شده بوده است؟ در این نوشتار، بر اساس منابع اصلی نشان داده شده که ذهنیت مسلمانان از تصویر و صورتگری در سده‌های نخستین اسلامی _مسبوق بر ذهنیتی کهن در تمدن‌های ایران و مصر و فلسطین باستان_ عمدتا تصاویری بوده که در جادوگری و طلسمات به‌عنوان یکی از عناصر اولیه به‌کار می‌رفته است؛ بر این اساس، تحریم صورتگری مخالفت با ساحران و طلسم‌کاران بوده است نه به‌معناى ناسازگارى با هنرهاى تجسمى؛ و می‌توان گفت در کنار موضع صریح قرآن در برابر شرک و بت‌پرستی، شکل‌گیری و تداوم آموزه حرمت صورتگری در اسلام با این ذهنیت فرهنگی هم مرتبط بوده است.
صفحات :
از صفحه 3 تا 28
هنر و خرد
عنوان :
نویسنده:
فردوس حاجیان
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: انجمن علوم قرآن و حدیث ایران,
چکیده :
در طول تاریخ، هنر همواره انسان را همراهی کرده است. انواع متفاوت هنری، بسته به زمان های متفاوت و جوامع مختلف، اشکال گونه گون داشته است. گرچه هنر، بخشی از زندگی انسان را تشکیل می دهد اما نقش آن در زندگی مهم تر و عمیق تر از امور روزمره است. این اهمیت هنر به صورت های متنوع دیده می شود، اما در هر صورت نوعی تقدس به هنر بخشیده است. زمانی برای شکار و برکت زراعت، از هنر بهره می گرفتند و زمانی هم در کلیسا جهت آموزش های مذهبی به مردم از آن استفاده می کردند. حتی در جوامع سکولار معاصر هم، هنرمندان بازمانده تقدس از دست رفته به شمار می روند. علت تقدس هنر، در ذات آن نهفته است. زیرا هنر بر آن است که به انسان تعالی ببخشد و از مرزهای روزمرگی فراتر ببرد. نکته ای که باید در آن تامل کرد این است که اهمیت هنر در جوامع گوناگون، سبب شده که بر قدرت اجتماعی آن هم افزوده شود. متاسفانه این حسن، بری از عیب نبوده و نیست. از ابتدای تاریخ و احتمالا ماقبل آن، افراد و گروه هایی تلاش کرده اند تا با استفاده از این قدرت عظیم، بر مردم تسلط یابند و جهت تحقق خواسته های نفسانی خود از هنر، استفاده ابزاری نمایند. این دشواری بزرگی است که هنر همیشه با آن روبرو بوده و هست. از هنر که وظیفه اش اعتلای روح و معنویت بشر و سرانجام رها کردن او از تعلق به امور دنیوی است، برعکس در جهت تحمیق و تحکم بر انسان ها استفاده شده است. این پژوهش می کوشد تا مرز میان هنر والا و هنر مخرب را ترسیم نماید.
صفحات :
از صفحه 129 تا 142
  • تعداد رکورد ها : 27