مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
الهیات بالمعنی الاخص امور عامه حکمت اشراق the School of Illumination حکمت متعالیه علم نفس فلسفه مشاء قواعد فلسفی [منبع: قواعد کلی فلسفه اسلامی]
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 3008
کتاب راهنمای آکسفورد در باره الهیات اسلامی [کتاب انگلیسی]
نویسنده:
by Khaled El-Rouayheb (Editor), Sabine Schmidtke (Editor)
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب)
چکیده :
ترجمه ماشینی: مطالعه فلسفه اسلامی در چند سال اخیر وارد مرحله جدیدی شده است. هم شریعت دریافتی فیلسوفان اسلامی و هم روایت از درس فلسفه اسلامی در مرحله زیر سؤال و بازنگری اساسی قرار دارند. بیشتر مطالعات غربی قرن بیستم در مورد فلسفه عربی یا اسلامی بر دوره ای از قرن نهم تا دوازدهم متمرکز شده است. این معیاری از تحولی است که در حال حاضر در این زمینه در حال انجام است که بر خلاف سایر آثار مرجع، کتاب راهنمای آکسفورد تلاش کرده است تا به هر قرن، از نهم تا بیستم، تقریباً وزن یکسانی بدهد. کتاب راهنما همچنین از این جهت منحصر به فرد است که 30 فصل آن به جای شخص یا موضوع محوری کار محور است، به ویژه با بهره گیری از نسخه ها و ترجمه های جدید اخیر که باعث تجدید علاقه و بحث پیرامون اصول فلسفی اسلامی شده است. کتاب راهنمای فلسفه اسلامی آکسفورد به دانشجوی پیشرفته و محقق فعال در فلسفه اسلامی، الهیات و تاریخ فکری، درک قوی از شکل ظاهری یک اثر در فلسفه اسلامی و دید عمیقی از مسائل، مفاهیم و استدلال های موجود می دهد. در خطر است. مهمتر از همه، پرتره ای به روز از مطالعات معاصر در مورد فلسفه اسلامی را ارائه می دهد.
بررسی مفهوم عدم از منظر حکمت متعالیه
نویسنده:
نویسنده:شعله میرسلامی؛ استاد راهنما:روح الله آدینه؛ استاد مشاور :هاشم قربانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
عدم به معنای نیستی‌‌‌‌‌‌، لاوجود و امری بسیط است و تمایزی میان مصادیق عدم راه ندارد‌. ولی عدم عامل تکثر و تنوع در موجودات است‌؛ بنابراین، درک مسئلۀ عدم در جهان هستی ضروری است‌. مفاهیم وجود و عدم در تضایف با یکدیگر ظهور پیدا ‌‌‌می‌کنند‌. در حکمت متعالیه وجود را همان ثبوت می‌دانند و عدم با سلبِ اصلِ وجود‌‌‌‌‌‌، قصور و مراتب موجود را ظهور می‌بخشد‌. عدم جز از ناحیۀ اضافه شدن به غیر متکثر نمی‌شود‌. ملاصدرا بر اساس محوریت حرکت جوهری عالم را حادث زمانی و خداوند را قدیم ذاتی و زمانی می‌داند و فیض حق تعالی را مستمر و غیر منفک از خداوند می‌داند و به دنبال آن‌‌‌‌‌‌، تصور آغازی برای خلقت را رفع می‌گرداند‌. هر معلولی فاقد کمالاتی از علت خود است‌‌‌‌‌‌، زیرا فرض علّیت در کمالات دو شیء مطرح می‌شود‌. پس کثرت مستلزم فقدان کمال است‌. حرکت عالم اجسام و تغییرات ناشی از تفکر و اراده در آدمی نیز واسطۀ فقدان کمال یا همان عدم مضاف است‌. از طرفی دیگر نیز در صورتی که ذهن بعد از دریافت مفاهیم ماهوی و معقولات اولیه آنها را قیاس می‌کند و سپس سلبِ آنها را انجام دهد‌‌‌‌‌‌، عدم درک می‌شود‌. ملاصدرا برای ارائۀ نظریۀ وجود ذهنی و اثبات آن از قضایای عدمی بهره برده است‌؛ زیرا مهمترین دلیل بر وجود ذهنی این است که ما مفهمومی از معدوم‌های خارجی را درک می‌کنیم و بعد از اثبات وجود ذهنی از طریق معدوم‌‌‌‌‌‌، می‌توانیم تصدیق یا اخبار از معدوم را در پرتو وجود ذهنی یا ظل وجود خارجی و یا مرتبه‌‌‌ای از حقیقت واحدۀ موجود که بر انحفاظ ماهیت در ذهن و خارج تأکید می‌کند‌‌‌‌‌‌ را تبیین کنیم‌. مفهوم عدم منشأ ایجاد قاعدۀ مهم امتناع اجتماع و ارتفاع نقیضین است‌. روش تحقیق در پزوهش حاضر توصیفی وتحلیلی بوده و با استفاده از منابع کتابخانه‌ایی مطالعه وبررسی شده است. در این پایان نامه مفهوم عدم از دیدگاه حکمت متعالیه‌‌‌‌‌‌، در ساحت‌های وجود شناختی و معرفت شناختی و تحقق کثرات و اثبات وجود ذهنی و همین طور فنا و بقا و خلق و آفرینش در صدد راه حلی برای رسیدن به یک بینش متعادل حقیقی در جهت حضور و نقش عدم در هستی است.
ترجمه نهایه الحکمه (2)
نویسنده:
نویسنده:سعید احمد سومرو؛ استاد راهنما:محمد رضاپور
نوع منبع :
رساله تحصیلی , ترجمه اثر
چکیده :
اندیشه اسلامی با وحی آغاز شد. فلسفه اسلامی با نهضت تر جمه آغاز شد. این ترجمه از مرحله هشتم تا آخرین مرحله کتاب نهایه الحکمه است. کتاب نهایه الحکمت از کتاب های درسی فلسفه در حوزه علمیه به شمار می رود. این کتاب شامل یک مقدمه و دوازده مرحله است. هر مرحله از چندین فصل تشکیل شده است. مرحله هشتم: علّت و معلول شامل پانزده فصل در اثبات علیت و اقسام علل؛مرحله نهم: قوه و فعل شامل چهارده فصل از حرکت و سکون و...؛مرحله دهم: سبق، لحوق، قدم و حدوث شامل هشت فصل؛مرحله یازدهم: عقل و عاقل و معقول شامل پانزده فصل در تبیین علم و عقل و اقسام آنها؛ مرحله دوازدهم: مباحثی که اختصاص به واجب‌الوجود دارد. شامل بیست و چهار فصل از اثبات وجود تا دوام فیض آن.
ظرفیت‌های قالب رمان برای تبیین حکمت صدرایی
نویسنده:
نویسنده:نجمه لب خندق؛ استاد راهنما:مجید صادقی؛ استاد مشاور :محمد مهدی سیار
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
ملاصدرا فلسفه را علمی برای استکمال همه نفوس انسانی معرفی می‌کند و آن را مختص گروه خاصی نمی‌داند. اما پیچیدگی مسائل فلسفی و دشواری فهم آن به دلیل انتزاعی بودن بر کسی پوشیده نیست. این درحالیست که از نظر ملاصدرا قوه خیال و قدرت سخن، دو موهبت الهی هستند که امکان فهم و انتقال اینگونه مسائل را برای مخاطبین مختلف ایجاد می‌کنند. قوه خیال به کمک تجزیه و ترکیب صور و معانی، مدام در حال ایجاد صور و معانی جدید است و زبان با گستره‌ای که به پهنای خلاقیت ذهن دارد، با تغییرات مداوم در فرم و محتوا، ابزاری در خدمت ذهن گوینده برای انتقال معانی به ذهن مخاطب است. داستان قالبی است که سخنِ خیال انگیزِ منثور، فصل ممیّز آن از سایر متون است. در این پایان نامه با روش توصیفی-تحلیلی درصدد تبیین عناصر داستان از نظر حکمت صدرایی و نیز بررسی ظرفیت‌های داستانی شدن آن هستیم. وجود تمثیلات و نیز قرار گرفتن حکمت صدرایی در چهار سفر، امکان خوانشی داستانی از آن را با بهره‌گیری از کهن الگوی «سفر قهرمان» برای ما فراهم می‌نماید
بررسی انتقادی دیدگاه‌های متافیزیکی استفان هاوکینگ از منظر فلسفی با تأکید برحکمت‌ متعالیه
نویسنده:
نویسنده: احمد منصوری ماتک؛ استاد راهنما:سید مجید صابری فتحی,فهیمه شریعتی؛ استاد مشاور :محمد جواد عنایتی راد
نوع منبع :
رساله تحصیلی , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
چکیده :
استفان هاوکینگ در آثار و نوشته‌های خود تلاش نموده پرسش‌هایی از جنس متافیزیک را با ابزار فیزیک نظری پاسخ گوید. وی امیدوار بود با آشتی دادن نیروی گرانشی و مکانیک کوانتومی و کشف نظریه وحدت بزرگ، بتواند طرز کار کیهان را توصیف نموده و ارتباط میان پدیده‌ها و مبدأ پیدایش کیهان را کشف نماید که چنین انتظاراتی با روش جبرگرایی قوانین طبیعی منجر به برآیندهای متافیزیکی همچون آفرینش از هیچ چیزی (اتفاقی)، بی‌آغازی زمان و در نهایت نفی‌انگاری خالق گردیده‌است. هاوکینگ و ملاصدرا هر دو می‌کوشند کیهان را با قانونی کلی توضیح دهند؛ اما هاوکینگ با ابزار تجربی و روش جزء به کل و با نادیده انگاشتن مفروضات متافیزیکی، درصدد کشف قواعد کلی طبیعی بر می‌آید و دچار خلط حوزه هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی می‌گردد. ارزیابی نتایج و برآیند‌های متافیزیکی کیهان‌شناسی هاوکینگ نشان می‌دهد که او از قوانین فیزیکی، توصیف جهان و مبدأ آفرینش آن، تبیین ارتباط میان اشیاء جهان و اثرات احتمالی آن بر اراده آزاد‌ انسان را انتظار دارد، در حالی‌که این امر از عهده حکمت‌متعالیه بر می‌آید؛ چون هستی‌شناسی حکمت‌متعالیه بر تمام وقایع عالم مادی پرتو افکنده و وحدت در فیزیک را می‌توان لایه سطحی از نظریه وحدت ‌تشکیکی وجود دانست. لذا، نیاز است تا در صورت یافتن شواهدی قوی‌تر بر وحدت نیروها در جهان، نظریه‌های قوی متافیزیکی پا به عرصه تبیین هستی بگذارند تا خلائی که هاوکینگ با عنوان مرگ فلسفه از آن یاد می‌کند، برطرف شود.
مطالعه تطبیقی نظریه طراحی هوشمند و مسئله آفرینش در حکمت متعالیه
نویسنده:
نویسنده:محبوبه عادلی؛ استاد راهنما:سید محمد مظفری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
چکیده :
مسئله آفرینش همواره ابهاماتی برای بشر داشته و به همین دلیل تلاش های بسیاری برای حل این معمای تاریخی صورت گرفته است. گروهی با تکیه بر مبانی دینی، برخی با استفاده از استدلالات عقلی و عده ای نیز از راه تجربه پاسخ هایی به این مسئله داده اند. نظریه طراحی هوشمند یکی از نوین ترین کوشش هایی است که از سوی اندیشمندان علوم تجربی در این باره انجام شده است که از طریق توجه به پیچیدگی ها و ظرافت های موجود در طبیعت، توانسته دیدگاه متفاوتی نسبت به نظریه فرگشت که تفکر غالب در این زمینه بوده ، ارائه دهد و آن را به چالش بکشد. این نظریه با استناد به دلایل علمی، جریان آفرینش را طراحی شده و آگاهانه معرفی می کند و تصادفی بودن آن را زیر سؤال می برد. از آن جایی که مطالعه فلسفی نظریه های علمی نقش مؤثری در تحکیم، تأیید و یا تضعیف آن ها ایفا می کند، در این پژوهش با به کارگیری روش کتابخانه ای و توصیفی، نظریه طراحی هوشمند نیز از زاویه نگاه مکتب فلسفی حکمت متعالیه مورد کنکاش قرار می گیرد، تا نقاط ضعف و قوت آن را بررسی شود. حکمت متعالیه که بر مبنای اصول ملاصدرا از جمله، اصالت وجود، وحدت تشکیکی وجود، حرکت جوهری و... پایه ریزی شده است، مسئله آفرینش را بر اساس نظام فیض تبیین کرده و آن را به مبدأ واحد و آگاه متصل می داند. بنابراین انکار تصادف و وجود طراح متفکر و هوشمند از جمله نقاط وفاق، و تفاوت هویت و مصداق مبدأ آفرینش از نقاط خلاف میان این دو تفکر می باشد.
ابداعات فلسفی ملاعلی مدرس طهرانی در حکمت متعالیه
نویسنده:
نویسنده:زهرا اصلی بیگی؛ استاد راهنما:روح الله آدینه؛ استاد مشاور :هادی فنایی نعمت سرا
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
آقا علی مدرس طهرانی یکی از پنج چهرۀ شاخص حکمت متعالیه است. وی فردی سلیم النفس و زاهد بود و از لحاظ علمی کم نظیر و صاحب ابتکارات و نوآوری هایی بود. اواز شارحان چیره دست مبانی حکمت متعالیه بود و در فهم رموز، مسائل و مبانی ملاصدرا نسبت به دیگران کامل تر بود. از آقا علی آثار مشهور و مهمی به جا مانده که مهم ترین اثر وی بدایع الحکم است. این کتاب بعد از اسفار مهم ترین کتاب در حکمت متعالیه است و از مهم ترین و بهترین کتب در زمینۀ حکمت متعالیه به زبان فارسی است. برخی کتاب بدایع الحکم آقا علی را اولین کتاب در مقایسۀ تفکرات شرق وغرب در ایران می دانند و برخی هم معتقدند که فلسفه تطبیقی در اسلام با حکیم مؤسس و کتاب بدایع الحکم آغاز شده است. ملاعلی در فلسفه ابتکارات و امتیازات مهمی داشت. از جمله ابداعات و تقریری در باب معادجسمانی، اعتبارات ماهیت، وجود رابط، اصالت وجود، تشکیک وجود، بساطت وجود، حرکت جوهری، حرکت روح در آخرت و اتحاد قوس صعودی با قوس نزولی، که ما در این پایان نامه به آن ها پرداخته‌ایم. این پایان نامه با روش توصیفی- تحلیلی و با مراجعه به منابع کتابخانه ای و نرم افزارهای علمی انجام گرفته است و نتایجی هم از ابداعات ملاعلی طهرانی گرفته شده است. ملاعلی در رسالۀ سبیل الرشاد به اثبات معاد جسمانی پرداخته است و از طریق برهان عقلی مسئلۀ معاد را اثبات کرده است. در باب معاد جسمانی بین حکما و عالمان مسلمان اختلاف علمی وجود دارد. متکلمین معاد جسمانی را پذیرفته و از آن دفاع می کنند و حکیمان مسلمان به معاد جسمانی و روحانی باور دارند. از نظر حکیم مؤسس بدن برای بار دوم در آخرت به نفس تعلق می گیرد. با ارتقا و تکامل یافتن به سوی بدن حرکت می کند و بدن واقف است. در باب وجود هم ملاعلی در رسالۀ وجود رابط به دفاع از اصالت وجود پرداخته و اصالت ماهیت را طرد کرده اند و بساطت وجود یکی دیگر از ابداعات ملاعلی در این رساله است. وجود را امری بسیط می داند که فی ذاته جوهر و عرض نیست او علم را هم مانند حقیقت وجود امری واحد و بسیط اما ذومراتب می داند. ملاعلی در تشکیک و مسئلۀ اشتراک وجودی نظری مبتنی بر اصالت وجود دارد. در باب حرکت جوهری ملاعلی معتقد است که حرکت در تمام عالم جریان دارد و هر جزء دنیایی متناسب با آخرت خود در حرکت است و تمام موجودات به سمت غایت و کمال خود در حرکت هستند تا هویت آنها کامل شود و این حرکات ریشه در طبیعت موجودات دارد و از درون آنها آغاز می شود.
شهود و کارکرد فلسفی آن در حکمت متعالیه
نویسنده:
نویسنده:سیدهادی رضائیان مقدم؛ استاد راهنما:محمدرضا اسدی؛ استاد مشاور :عبدالله نصری,سید صدراالدین طاهری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
شهود در کاربرد اصطلاحی آن، روش ادراک معانی و حقایق عینی بصورت حضوری است. این روش اصالتا متعلق به ساحت عرفان است. در سنت فلسفه اسلامی، روش شهودی اولین بار توسط شیخ اشراق مطرح شد. پس از شیخ اشراق، ملاصدرا نیز شهود را بعنوان روشی معتبر در ادراک حقایق پذیرفت. تحقیق حاضر درصدد بررسی شهود از دیدگاه ملاصدرا است. این بررسی در دو گام صورت می‌گیرد: گام اول تبیین نظری شهود از منظر ملاصدرا در قالب مهم‌ترین محورهای مرتبط با آن از جمله تعریف و ماهیت شهود، فرآیند ادراک شهودی، جایگاه شهود، حقانیت و حجیت معرفت شهودی و... در گام دوم بررسی میدانی کارکرد شهود در نظریه‌پردازی او که از رهگذر طرح برخی از مهم‌ترین نظرات فلسفی او و بررسی فرآیند تکوین و شکل‌گیری هر یک از این نظریات صورت می‌پذیرد تا از در خلال این بررسی کیفیت حضور در آراء فلسفی ملاصدرا معلوم شود. ملاصدرا معرفت شهودی را معرفتی حضوری می‌داند که نفس بر اثر تکامل و ارتقاء وجودی قابلیت ادراک حضوری معانی و حقایق عینی را بدست می‌آورد. از منظر ملاصدرا معرفت شهودی یقینی‌تر از معرفت برهانی است و حیطه‌ی ادراک آن وسیع‌تر از عقل است. برخی از عبارات ملاصدرا بگونه‌ای است که گویا شهود در عرض برهان در فلسفه بکار می‌رود اما در برخی عبارات دیگرش مبنا را در بحث نظری برهان می‌داند. به هر روی اگر شهود در عرض برهان بکار رود باید در فرآیند و مراحل نظرورزی ملاصدرا همپای برهان حضور داشته باشد. براساس بررسی‌ای که نسبت به برخی از مهم‌ترین آراء ملاصدرا صورت پذیرفت معلوم شد که در هیچ یک از این نظریات شهود بعنوان یک روش در مقام اثبات و داوری و آزمون صدق و کذب گزاره‌های فلسفی بکار نرفته است. کارکرد شهود در آراء ملاصدرا بصورت جدی صرفا در مقام ایده‌پردازی و تعمیق معارف برهانی قابل مشاهده است و ارجاعات ملاصدرا به دستاوردهای معرفتی عرفا نیز نوعا استشهادی است. بنابر نتایج حاصله از این رساله، شهود در حکمت متعالیه بعنوان یک روش در اثبات گزاره‌های هستی‌شناسانه فلسفی بکار نرفته است فلذا عبارت‌های ملاصدرا در خصوص همسانی برهان با شهود را باید به تایید شهود بعنوان مشرب فیلسوف تفسیر کرد و نه روش نظرورزی او. بدین معنا که فیلسوف باید نسبت به همه‌ی مشرب‌های فکری آغوشی گشوده داشته باشد و در اخذ ایده و فرضیه‌ها خود را به تاملات عقلی و بحث‌های نظری محدود نکند ولی هر ایده و فرضیه‌ای برای اینکه رنگ و اعتبار فلسفی بگیرد باید با محک برهان سنجیده شود. نیتیجه آنکه ملاصدرا در عمل همچنان فلسفه را هستی شناسی عقلی و برهانی می‌داند.
تجرد نفس در حکمت متعالیه
نویسنده:
نویسنده:محمدرضا نورمحمدی؛ استاد راهنما:عبدالرسول عبودیت؛ استاد مشاور :مرتضی رضایی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
تقسیمات هستی‌شناختی موجودات، بخش مهمی از مباحث فلسفۀ ‌اسلامی را به خود اختصاص داده است. در این میان، تقسیم موجودات به مادّی و مجرّد توسط عموم فیلسوفان مسلمان پذیرفته‌شده است. پایه‌های این بحث در فلسفۀ مشاء و بر اساس آموزۀ هیولی استوار گشت. بعدها، گرچه درمجموع، به مدد قوّت شهودی سهروردی، بر اهمیت این مرزبندی افزوده شد، امّا به سبب نقد آموزۀ هیولی از سویی، و معرفی موجودات مثالی از سوی دیگر، مرزبندی مشایی مادّی و مجرّد به لحاظ مفهومی و مصداقی به چالش کشیده شد. حقیقت این است که عمدۀ ادبیات مادّی و مجرّد در آثار فیلسوفان پیش از صدرالمتألهین دارای دو ویژگی است: 1) مبتنی بر آموزه هیولای مشایی است و 2) تنها درصدد مرزبندی مادّیات از عقول است و در آن عالم مثال نادیده گرفته‌شده است. مسئله این رساله، تحلیل و بررسی آموزه مادّی و مجرّد در چارچوب حکمت متعالیه و با تمرکز بر نفس انسان است. بدین منظور، ابتدا به معناشناسی مادی و مجرد پرداخته، و با تشخیص معنای دقیق تجرّد نفس و انحای آن، ادلۀ تجرّد نفس انسان ارائه‌شده است. تحقیق پیش‌رو که با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد انتقادی سامان‌یافته، حاکی از آن است که در بخش معناشناسی، 1) آراء حکمت‌متعالیه با مبانی مشایی تقسیم‌بندی موجودات به مادّی و مجرّد سازگار نیست و 2) بر اساس مبانی اختصاصی حکمت متعالیه، می‌توان طرح جدیدی در سه سطح: عام، خاص و اخص ارائه کرد. درمجموع، بر اساس تأکید حکمت‌متعالیه بر تقسیم انحاء تجرّد نفس به مثالی و عقلی، می‌توان بر تجرّد مثالی نفس برهان اقامه کرد، حال‌آن‌که ادلّۀ اثبات تجرّد عقلی نفس به‌ویژه با تفسیر صدرالمتألهین از ادراک عقلی، خواه از نظر او و خواه از نظر فیلسوفان معاصر با چالش‌هایی روبه‌رو است.
بررسی تطبیقی حکمت در فلسفه ملاصدرا و نهج البلاغه
نویسنده:
نویسنده:رحیمه رضایی؛ استاد راهنما:مهدیه نزاکتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
حکمت موهبتی الهی است که خداوند آن را به هرکسی که بخواد اعطا می کند.حقیقت حکمت،معرفت متقن وبرهانی وعمل صائب ودرست می باشد که اگرکسی ازآن بهره مند شود،به خیرکثیر دست می یابد.ازآنجایی که اعطای حکمت ازسوی خداوند است افرادی می توانند ازآن برخوردار شوندکه زمینه های آن رادرخود فراهم نمایند.ازاین رو انسانهایی چون انبیا واولیای الهی وکسانی که رهرو راه آنها باشند،این شایستگی دریافت جکمت را پیدا می کند.در همین راستا حکمت را بر اساس تقسیم عقل به نظری و عملی به دو بخش حکمت نظری و عملی تقسیم نموده‌اند که حکمت نظری که در حیطه آگاهی و اطلاعات است را پله نردبان صعود در حکمت عملی که در حوزه عمل و رفتار است قرار داده‌اند. در این تحقیق روند تکمیلی مباحث حکمت از فارابی تا ملاصدرا به‌وضوح مشاهده می‌شود. چنانچه درروش هم همین روند وجود دارد، به‌طوری‌که از فارابی که معتقد به روش عقلی و استدلالی است شروع می‌شود تا ملاصدرا که معتقد به روش عقلی و برهانی و کشف و سیر و سلوک می‌باشد، منتهی می‌گردد. در تطبیق نظرات فلاسفه با حضرت علی(ع) که هدف تبیین عدم مخالفت فلاسفه اسلامی با اعتقادات شیعی بوده است، ملاحظه می‌شود که نظرات فلاسفه به دلیل اعتقاد شیعی به توحید و امامت در راستای نظرات حضرت است و با توجه به زمان زندگی و محل زندگی و مسافرت‌های فلاسفه‌ای چون فارابی، ابن‌سینا، سهروردی و ملاصدرا که موردتوجه این نوشتار هستند، می‌توان گفت که نظراتشان بدون تأثر از نظرات و تعاریف حضرت نبوده است، به‌طوری‌که هر چه زمان زندگی ایشان بازندگی حضرت و گرداوری نهج‌البلاغه فاصله بیشتری پیدا می‌کند، تأثیر سخنان حضرت در نگرش ایشان به مبحث حکمت و روش تبیین ایشان بیشتر می‌شود که این امر خود حاکی از هماهنگی فلسفه اسلامی با اعتقادات شیعی است و مبین تلاش فلاسفه اسلامی در مبرهن کردن اعتقادات شیعی و رساندن انسان‌ها به سعادت و کمال موردنظر دین اسلام می‌باشد.
  • تعداد رکورد ها : 3008