جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 1233
بررسی گذار از عصر مدرن به عصر فضای مجازی بر اساس صورت‌بندی فوکو و هایدگر از مدرنیته
نویسنده:
سیدجمال قریشی ، حسین مطلبی کربکندی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
پیدایش فضای مجازی و گستره تحولات برآمده از آن، این پرسش را در میان نهاده است که آیا به‌لحاظ فلسفی می‌توان گفت اساسا بشر وارد عصر نوینی شده است یا اینکه این تحولات چیزی جز تداوم عصر مدرن نیست. برای پاسخ به این پرسش، برخی از مهم‌ترین مؤلفه‌های عصر مدرن را با محوریت اندیشه‌های هایدگر و فوکو بررسی و سپس نسبت عصر فضای مجازی با آن‌ها را مطالعه کرده‌ایم. نخست، بین دو تفسیر فوکو و هایدگر از سوبژکتیویسم مدرن تمایز گذاشته و نسبت جهان مجازی و شناخت‌های شکل‌گرفته در آن را با این دو تفسیر روشن کرده‌ایم. سپس صورت‌بندی قدرت-فنارانه هایدگر و فوکو را بررسی کرده و نسبت جهان مجازی و مناسبات قدرت آن را با گشتل و مناسبات فناورانه قدرت مشخص کرده‌ایم. در این میان، به‌ویژه واکاوی و تحلیل مفصلی از کلان‌داده و اثرات آن بر جابجایی پارادایم‌های علمی به‌دست داده و مفهوم قدرت شبکه‌ای و نسبت آن با قدرت انضباطی و زیست‌قدرت را بررسی کرده‌ایم. در پایان به این نتیجه‌گیری رسیده‌ایم که برحسب انگاره‌های گوناگون از مدرنیته می‌توان نسبت‌های متفاوتی از قبیل گذار و تشدید بین مناسبات فضای مجازی با مدرنیته برقرار کرد.
صفحات :
از صفحه 221 تا 257
برساختِ خدا و همانیِ اگزیستانسیال؛ تفسیری از جایگاه امر الوهی در هستی‌شناسیِ بنیادین و ضرورتِ گشتِ هایدگر
نویسنده:
احمد رجبی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در این نوشتار می‌کوشم نشان دهم که برساختِ خدا در اندیشه هایدگر به چه معناست، چه نسبتی با ساختارِ هستی‌شناسیِ بنیادین دارد، از چه جهت، با توجه به مدعای اصلیِ هایدگر در نقدِ متافیزیک به مثابه هستی‌خداشناسی، به شکست و نقضِ غرض می‌انجامد و گشتِ فکریِ او را ضروری و توجیه‌پذیر می‌سازد. پژوهش در سه گام پیش می‌رود: نخست، تفسیرِ نقدِ هایدگر به برساختِ متافیزیکیِ خدا به مثابه حضور تام، چنانکه ذیل آن، ساختارِ خودارجاع و رفلکتیوِ حضور، همانی وجود و عقل را به یکسانیِ این دو تحویل می‌برد. بدین معنا که به جای گشودگیِ متقابلِ وجود و عقل به یکدیگر، به منزله آشکارگی و آشکارسازی، وجود، همان خودروی‌آوری و خودارجاعیِ عقل فهمیده می‌شود. دوم، تفسیر برساختِ خدا بر پایه زمانمندی، چنانکه ذیلِ تلقیِ هایدگرِ پیش ازگشت از جایگاه زمانمندی به مثابه روشنگاه و خاستگاه هستی‌شناسی طرح شده است. هایدگر با قائل شدن به همانیِ اگزیستانسیال در وحدتِ ساختاریِ اگزیستانسِ دازاین به مثابه زمانمندی، خود را همچنان گرفتار الگوی رفلکتیوِ حضورِ محض می‌سازد و به همین رو، برساختِ خدا برای او، اعتبار و معنایی منحصر در قلمروِ ایمان دارد و نه فلسفه. در بخش سوم، وجه شکستِ همانیِ اگزیستانسیال و ضرورتِ فرارویِ هایدگرِ پساگشت از خاستگاه دانستنِ زمانمندی به سوی تقدمِ روشنگاه بر دازاین و تحول در فهم او از الوهیت تبیین می‌شود.
صفحات :
از صفحه 45 تا 69
بررسی تطبیقی هستی شناسی تأویلی ملاصدرا و هرمنوتیک هایدگر (گرایش حکمت متعالیه)
نویسنده:
محمد بیدهندی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران: ,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
تبیین پدیدار‌شناسانة دگردیسی وجود اشیای روزمره در هنر مدرن با ابتنا بر اندیشه‌های هایدگر
نویسنده:
پوریا شکوهی‌منش ، نادر شایگان‌فر
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
به نظر می‌رسد با ظهور اشیای روزمره در برخی از انواع هنر مدرن، ما با نوعی دگردیسی شیء روزمره به کار هنری مواجه هستیم. این پژوهش می‎کوشد با تبیین دلالت‌های هستی‌شناسانة این دگردیسی، نشان دهد چگونه هنر مدرن با دگردیسی شیء روزمره به کار هنری از قلمرو فهم طبیعی از موجودات فرا می‌رود و آن را متحول می‌کند. برای رسیدن به این هدف، تلاش ‌شده است با رویکردی پدیدارشناسانه مبتنی بر دیدگاه هایدگر، دگردیسی شیء روزمره به کار هنری در پرتو تقابل فهم طبیعی و فهم پدیدارشناسانه از موجودات مورد تأمل قرار گیرد. با پی‌گیری این مسیر، به نظر می‌رسد دگردیسی شیء روزمره به کار هنری در چارچوب فهم طبیعی از موجودات جای نمی‌گیرد، زیرا برای فهم طبیعی، موجود امری فی‌نفسه و فارغ از نسبت است. این در حالی است که آنچه در دگردیسی رخ می‌دهد دقیقاً همین برقراری نسبت و مواجهه‌ای تازه میان ما و شیء است که هنرمند به واسطة پرتاب شیء درون بافت و جهانی تازه آن را رقم می‌زند. در مقابل، با توجه به اینکه پدیدارشناسی وجودِ موجود را فقط با نظر به مسئلة مواجهه و روی‌آورندگی و از دریچة ظهور موجود برای ما فهم می‌کند، ظهور شیء روزمره به منزلة هنر در این رویکرد تبیین‌پذیر است. بر این اساس، می‌توان نتیجه گرفت هنرمند مدرن مانند یک پدیدارشناس، فهمِ طبیعی از موجودات را به حال تعلیق درمی‌آورد و ما را به ساحت پدیدارشناسانة فهم وجود وارد می‌کند.
صفحات :
از صفحه 85 تا 101
تأملی بر نسبت زندگی اصیل و معمای هستی در اندیشهٔ هیدگر
نویسنده:
محمدعلی علمی ، رضا گندمی نصرآبادی ، مهدی ذاکری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این مقاله به بررسی مفهوم زندگی اصیل در اندیشهٔ مارتین هیدگر، با تمرکز بر پیوند آن با معمای هستی، در دو دورهٔ متقدم و متأخر اندیشهٔ او می‌پردازد. با استفاده از روشِ تفسیر فلسفی و تحلیلِ متنی نشان داده می‌شود که در هستی و زمان، زندگی اصیل از سویی، با بُعدِ اگزیستانسیال و پاسداشتِ هستیِ دازاین گره می‌خورد و از سوی دیگر، با افقِ تاریخی ـ هستی‌شناختی مرتبط است؛ بدین معنا که دازاینِ اصیل با شنیدنِ ندایِ وجدان و مرگ‌آگاهی از سلطهٔ کسان رها می‌شود و با رجوعِ آگاهانه به میراث، امکان‌های اصیل‌تر هستی را پی‌جویی می‌کند. در این چشم‌انداز، رجوع به میراث، وسیله‌ای برای گشودنِ امکان‌های آینده و احیای افق‌های فراموش‌شدهٔ حقیقتِ هستی است. در دورهٔ متأخر، با محوریت‌یافتن هستی به‌جای دازاین، مسیرِ اصالت از خودینگی به‌سوی وارستگی تغییر می‌کند. در این مرحله، زندگی اصیل از طریق گذر از تفکرِ بازنمودی به تفکرِ تأملی ممکن می‌شود و دازاین اصیل با چشمداشت هستی و گشودگی به راز هستی می‌زید و چیزها را نه به‌مثابۀ ابژه‌های مصرف، بلکه به‌مثابۀ امور سکناگزیده در گستره و گشودگی هستی درمی‌یابد. این پژوهش نشان می‌دهد که با ارائهٔ یک چارچوب سه‌مرحله‌ای، می‌توان زندگی اصیل را در منظومهٔ فکری هیدگر به‌مثابهٔ نحوه‌ای از بودن فهم کرد که سه سطح اگزیستانسیال، تاریخی ـ فرهنگی و هستی‌شناختی را به‌طور درهم‌تنیده در بر می‌گیرد و تفسیر منسجم‌تری از زندگی اصیل و نسبت میان دازاین و هستی ارائه می‌دهد.
صفحات :
از صفحه 60 تا 87
Hegel After Heidegger
نویسنده:
رابرت پیپین
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
صفحات :
از صفحه 43 تا 58
From Hegel to Heidegger… And back
نویسنده:
اسلاوی ژیژک
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
صفحات :
از صفحه 1 تا 24
هویت انسانی در انقلاب چهارم: خوانشی تطبیقی از دازاین هایدگر و اینفورگ فلوریدی
نویسنده:
مریم سلطانی کوهانستانی ، کاملیا طالعی بافقی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
نقلاب چهارم با محوریت داده، نه‌تنها ابزارهای زندگی انسانی، بلکه بنیان‌های هویت او را نیز دگرگون ساخته است. این مقاله با تکیه بر انسان‌شناسی دو دستگاه نظری ناهمگونِ هایدگر و فلوریدی نشان می‌دهد که هیچ‌ یک از این دو به‌تنهایی قادر به تبیین کامل هویت انسانی در جهان دیجیتال نیستند. این نتیجه از رهگذر تحلیل سه محور اصلی به دست آمده است: نخست، افق هویتی با تمایز میان «جهان» به‌مثابه میدان معناسازی و «اینفوسفر» به‌مثابه اکوسیستم اطلاعاتی؛ دوم، هم‌بودگی با مقایسه‌ی بودن-با هایدگری و هم‌زیستی انسان با عامل‌های مصنوعی؛ و سوم، ریخت زمانی با بررسی زمانمندی اگزیستانسیال در برابر پویایی داده‌ها. تحلیل این سه محور نشان داد که اینفورگ فلوریدی در تحلیل لایه‌های اکولوژیک و شبکه‌ای هویت توانمند است، اما قادر به حمل افق معنا و زمانمندی نیست. در مقابل، دازاین هایدگر می‌تواند این ابعاد بنیادین را تبیین کند، اما نسبت به پیچیدگی‌های محاسباتی و شبکه‌ای عصر دیجیتال سکوت می‌کند. برآیند این تحلیل، پیشنهاد مدلی «دو-لایه‌ای» برای هویت در جهان دیجیتال است: لایه‌ی اگزیستانسیال–تفسیری، افق معنا را حفظ می‌کند؛ و لایه‌ی اطلاعاتی–اکولوژیک، محیطی است که کنش‌ها در آن شکل می‌گیرند. بدین‌سان، تلاش این پژوهش ارائه چارچوبی نظری برای فهم هویت انسانی در انقلاب چهارم است که فراتر از داده‌زیستی صرف و محدودیت‌های اگزیستانسیالیسم کلاسیک، چشم‌اندازی برای فهم هویت انسانی در عصر دیجیتال فراهم می‌کند بدون آنکه مدعی تبیینی کامل یا جامع باشد.
صفحات :
از صفحه 19 تا 40
امانیسم به روایت و نقد هایدگر
نویسنده:
سیدمسعود زمانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
امانیسم از دو جهت برای ما در ایران اهمیت دارد: اولا در مسئلة علوم انسانی و برساختن مقوله‌ای موسوم به «علوم انسانی اسلامی»؛ ثانیا اصولا مبنایی شده‌است برای غرب‌ستیزی. از امانیسم مفهوم درآمیختة خداستیزانه و هیچ‌انگارانه می‌سازند، که از سوء‌برداشتی از فلسفة هایدگر، که باید رفع شود. ازسوی‌دیگر امانیسم را اصلا او تبدیل به یکی از مسائل اختلاقی مهم در فلسفة معاصر کرد، سپس آن را مبنای نقد برخی فیلسوفان معاصر و اصلا تاریخ مابعدالطبیعه قرارداد. بنابراین پرداختن به مسئلة امانیسم از نظر هایدگر بسیار پراهمیت است. او امانیسم را برخلاف نظرورزی‌های مفهومی همة دیگر اندیشمندان در موردش، با بازگشت به واقعیت تاریخی‌اش تفسیر می‌کند و بعد هم برمبنای همین واقعیت یگانة تاریخی فلسفه‌ورزی می‌کند. پس‌از پیش‌درآمدی کلی دربارة دو نوع فهم «تاریخی» و «مفهومی» از امانیسم، مقدمه حدود کلی آن را نزد هایدگر توضیح می‌دهد. سپس بخش نخست روایت تاریخی هایدگر را تفسیر می‌کند، که بخشِ جدایی‌ناپذیرِ مسئلة امانیسم هایدگر است. او در مباحث تاریخی‌اش بر ذات رومی-یونانی امانیسم تأکید می‌کند، که ازسویی در امانیسم قرن 14 و 15 و بعد در امانیسم دوم در آلمان قرن 18 باز بروز می‌کند و ازسوی‌دیگر در مابعدالطبیعه‌های مارکس، مسیحیت، سارتر و هوسرل. سرانجام بخش دوم به نقد هایدگر بر امانیسم می‌پردازد، که مبنایش فهم خاص وی‌ست از مابعدالطبیعه. او اولا پرسش بنیادین مابعدالطبیعه را پرسش از انسان می‌داند و ثانیا به‌زعم او مابعدالطبیعة تاریخی از آغاز ارسطویی خود مبتنی بر فهم خاصی از انسان بوده است: «انسان حیوان ناطق/ عاقل است».
صفحات :
از صفحه 59 تا 76
انسان در پرتوی زیست‌جهان بررسی جهان‌مندی انسان در آرای هوسرل و هیدگر
نویسنده:
محمدعلی علمی ، مهدی ذاکری
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
یکی از چالش‌های پیش روی انسان معاصر، مواجهه با کوری‌ها و بینش‌های مدرنیته است. تخصصی‌شدن علوم، جزئی‌نگری و غفلت از نگاه‌های کلان و کم‌رنگ‌شدن پیوند علم با دین و فلسفه با وجود همۀ دستاوردهایش، بحران‌هایی از قبیل جنگ‌های جهانی، مسائل زیست‌محیطی و بحران معنا را به دنبال داشته است. از نگاه هوسرل و هیدگر، توجه به جهان‌مندی انسان می‌تواند با به‌چالش‌کشیدن نگاه یک‌سویۀ جهانِ علمی، راه گذر از این بحران‌ها را هموارتر کند. در این نوشتار با بررسی تحلیلی و تطبیق اندیشه‌های هوسرل و هیدگر در این باب به این پرسش پاسخ می‌دهیم که جهان‌مندی در تفکر هر یک از آنها چه معنایی دارد و چه بینش‌هایی برای گذر از وضع موجود به وضع مطلوب ارائه می‌کند. به نظر می‌رسد جهان در اندیشۀ هوسرل، برخلاف ادعای هیدگر، وجهه‌ای سراسر ذهنی ندارد. ضمن اینکه تأثر هیدگر از اندیشه‌های هوسرل هم انکارناپذیر است. هوسرل با طرح زیست‌جهان و سخن‌گفتن از سطوح مختلف عینیت به دنبال احیای فلسفه و نجات انسان معاصر از بحران است. هیدگر هم با اتکا به جهان‌مندی انسان و پررنگ‌کردن هنر به ‌منزلۀ امری که توان برافراشتن جهانی دیگرگونه را دارد، به دنبال غلبه بر بی‌خانمانی انسان معاصر و گشودن افقی تازه رو به آینده است.
صفحات :
از صفحه 203 تا 230
  • تعداد رکورد ها : 1233