جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 1233
گسست از کوگیتوی دکارتی و گشودگی دازاین به وجود در اندیشه‌ی هایدگر
نویسنده:
کامیار پورعالی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این مقاله با تمرکز بر نقد بنیادی مارتین هایدگر بر «کوگیتوی دکارتی»، به تحلیل گسست او از سنت متافیزیک سوبژه‌محور و گذار به پارادایم «دازاین» می‌پردازد. این پژوهش می‌کوشد نشان دهد که کوگیتوی دکارتی چگونه با محور قراردادن «منِ اندیشنده»، انسان را به «سوبژه خودبنیاد» و جهان را به «ابژه بازنمایی‌شونده» فروکاست. این دگردیسی، به نقطه اوج فراموشی «پرسش از معنای وجود» در متافیزیک غرب تبدیل شد و «موجود» را بر «وجود» مقدم شمرد. هایدگر برای پاسخ به این فراموشی، مفهوم دازاین را معرفی می‌کرد؛ موجودی که وجودش نه بر اساس آگاهی محض، بلکه در ساختار «در-عالم-بودن» و «گشودگی به وجود» تعریف می‌شود. این تغییر پارادایم، پیامدهایی بنیادی به همراه داشت: در سطح نظری، «وجودشناسی» بر «معرفت‌شناسی» اولویت یافت، مفهوم «حقیقت» به‌عنوان «آشکارگی» و «ناپوشیدگی» (اَلِثیا) بازتعریف شد، و «زمان‌مندی» (ساختار پویای پیشی‌جستن به‌سوی آینده، ازسرگیری گذشته، و حاضرکردن حال) به‌عنوان معنایِ نهاییِ وجودِ دازاین شناسایی شد. در سطح عملی، این گسست جایگاه انسان را از «ارباب طبیعت» به «پاسدارِ حقیقتِ وجود» تغییر داد و وظیفه تفکر را گوش‌سپردن به فراخوان وجود خواند.
صفحات :
از صفحه 59 تا 79
مطالعه تطبیقی عالم مُثُل و مثال در اندیشه سهروردی و ساحتِ زبان در اندیشه مارتین هیدگر
نویسنده:
سیدمحمدصادق آتش زر ، مهدی منفرد ، سیدمحمدمهدی نبویان
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مسأله: عاَلمِ مُثُل و مثال، از مباحثِ مهمّی است که از ابتدایِ تاریخِ فلسفه حضور داشته است. برخی غفلت از عالَمِ میانه را موجبِ بحران در اندیشۀ غرب دانسته‌اند. این مسأله در فلسفۀ تطبیقی دوچندان اهمّیت می‌یابد. این رویکرد، بدونِ وجودِ ساحتِ فراتاریخ و عالَمِ میانه، ممکن نخواهد بود. روش: این تحقیق با روش توصیفی‌تحلیلی، با گردآوریِ کتابخانه‌ای و رویکردی تطبیقی به مطالعۀ مُثُلِ افلاطونی و عالَمِ مثال در اندیشۀ سهروردی و ساحتِ زبان در اندیشۀ هیدگر خواهد پرداخت. یافته‌ها: در اندیشۀ سهروردی عالَمِ مثال، ساحتی خیالین، حقیقی و عینی است که برخلافِ مُثُل، دارای مقدار و شکل است. هیدگر، از منتقدانِ مُثُلِ افلاطونی است؛ با این‌حال، در رابطه با زبان، از ساحتی خیالین، حقیقی و عینی سخن می‌گوید که دارایِ مقدار و شکل می‌باشد. در مواردی از ساحتی حقیقی‌تر، مانندِ ذاتِ هنر، سخن گفته که فاقدِ مقدار و شکل است. نتیجه: هیدگر نیز به امری چون عالَمِ مُثُل و مثال معتقد است؛ امّا منتقدِ تفسیری از آن است که بر حقیقت به معنایِ مطابقت تأکید می‌کند. هیدگر نحوۀ حضورِ مراتبِ هستی و شناختِ آن‌ها را مبتنی بر آشکارگی می‌داند. سهروردی نیز بر نور تأکید کرده و شناخت را از سنخِ علمِ حضوری‌ای دانسته که مبتنی بر مطابقت نیست.
صفحات :
از صفحه 121 تا 150
نقش مرگ اندیشی در تحقق آزادی از دیدگاه ملاصدرا و هایدگر
نویسنده:
امین دهقانی ، عباس جوارشکیان ، جهانگیر مسعودی ، سید مرتضی حسینی شاهرودی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسئله این مقاله بررسی تطبیقی نقش مرگ اندیشی در تحقق آزادی در نگاه ملاصدرا و هایدگر است. مرگ اندیشی نزد این دو فیلسوف ارتباط وثیقی با مسئله آزادی دارد. آزادی صدرایی به معنای «فراروی در تعالی» و «تقرب به حقیقت نامتناهی از طریق معرفت نفس» و آزادی هایدگری به معنای «برون ایستایی و فراروی در بستر پرسش از هستی» است. مرگ صدرایی یعنی «ورود به ساحت و عوالم باطنی» و مرگ هایدگری یعنی «نه دازاین». این مقاله با استفاده از آثار این دو فیلسوف و شارحان آنان با روش توصیفی_تحلیلی به تبیین حقیقت آزادی، اسارت، مرگ اندیشی و مقومات آن و نقش مرگ اندیشی در آزادی نزد آنان، و سپس به صورت تحلیلی_تطبیقی به مقایسه این دو دیدگاه پرداخته است. نتایج: فلسفه هایدگر دارای نقصان بوده و برتری با دیدگاه ملاصدرا است. کاستی های دیدگاه هایدگر که با فلسفه ملاصدرا می توانند التیام یابند: یک) غفلت از ابعاد مجرد انسان و ادله آن. دو) نگاه پاره خطی به حقیقت انسان؛ غفلت از مبدأ و معاد. سه) ضعف در ترسیم آزادی ایجابی (مقصد آزادی). چهار) فقدان مسئله اخلاق و آزادی اخلاقی. پنج) عدم ارائه برنامه عملی (شریعت) برای تحقق آزادی. شش) نداشتن تصور درستی از حقیقت معاد به مثابه ظرف ظهورِ باطن، نه ظرف حدوث. هفت) عدم انسجام وجودشناسی، خداشناسی و معادشناسی. بنابراین فلسفه و آزادی هایدگری بدون نظریه وحدت شخصی یا سریانی صدرایی (برای تامین عقبه و مبدأ انسان) و نظریه انکشاف، خلاقیّت نفس و تجسم اَعمال صدرایی (برای تامین فرارو، معاد، تجرد و جاودانگی انسان)، به کمال نمی رسد.
صفحات :
از صفحه 203 تا 244
آشکارگی راه: «وجود» و «دائو» در اندیشه‌ی هایدگر و دائوئیسم
نویسنده:
کامیار پورعالی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این پژوهش به بررسی تطبیقی دو مفهوم بنیادی «وجود/هستی» و «دائو» در اندیشه‌ی مارتین هایدگر و دائوئیسم می‌پردازد. در اندیشه‌ی متأخر هایدگر، «وجود» به‌منزله‌ی «افقِ گشودگی» و «رخداد » فهم می‌شود؛ افقی که در آن، موجودات امکان ظهور و فهم‌پذیری می‌یابند. در سوی دیگر، دائو در دائوئیسم به‌عنوان «راهِ بی‌نام» و «اصل بنیادی کیهانی» و «سرچشمه‌ی واقعیت» مطرح می‌شود؛ اصلی پیشازبانی و پیشامفهومی که پیش از هرگونه نام‌گذاری و تمایزگذاری قرار دارد. هدف این پژوهش آن است که نشان دهد، با وجود تفاوت‌های تاریخی، زبانی، و فرهنگی میان این دو اندیشه، هر دو به‌نحوی مشابه به‌سوی رازی خود-پنهان‌گر اشاره می‌کنند. ناموجودی/غیرهستنده‌ای که به‌مثابه‌ی «عدم/نیستی» آشکار می‌شود و امکان پدیدارشدن، معنا، و فهم را بنیاد می‌نهد. روش پژوهش، تحلیل هرمنوتیک تطبیقی مفاهیم کلیدی در کارهای هایدگر و دائو دِه جینگ، با تأکید بر نحوه‌ی تلقی هریک از این اندیشه‌ها از نسبت میان «زبان»، «وجود»، «دائو»، و «حقیقت»، است. این مقاله می‌کوشد نشان دهد که چگونه این دو اندیشه از دو خاستگاه متفاوت، هریک از مسیری خاص، به‌سوی نوعی بنیادِ نخستینِ بی‌بنیاد اشاره می‌کنند؛ بنیادی که می‌تواند زمینه‌ای برای گفت‌وگو میان شرق و غرب فراهم سازد.
صفحات :
از صفحه 104 تا 125
برهم‌کنش متقابل سوبژکتیویسم و زیبایی‌شناسی از منظر هایدگر
نویسنده:
حامد طونی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این مقاله درصدد برقرارسازی برهم‌کنشی دوسویه میان سوبژکتیویسم و زیبایی‌شناسی از منظر هایدگر است. این برهم‌کنش چون پیشرانی برای دوره مدرن عمل می‌کند. سویه نخست این برهم‌کنش این است که زیبایی‌شناسی مدرن بر سوبژکتیویسم ابتنا دارد و آن را می‌توان «زیبایی‌شناسی سوبژکتیو» نام‌گذاری کرد. بر پایه نگرش سوبژکتیو، کلیه اشیا و ازجمله آثار هنری، تنها به‌منزله ابژه‌ای در نسبت با سوژه امکان ظهور دارند و عمیقاً تحت تأثیر سوژه و حاصل خواست او هستند. سویه دوم این برهم‌کنش به این پرسش می‌پردازد که آیا زیبایی‌شناسی علاوه بر آنکه آشکارگر سوبژکتیویسم به‌منزله روح حاکم بر دوره جدید است، می‌تواند تحکیم‌کننده آن نیز باشد. پاسخ این پژوهش به این پرسش، مثبت است. زیبایی‌شناسی با منقادسازی شعر (به‌منزله یکی از دو امکان اساسی فراروی از سوبژکتیویسم) و به‌تبع آن بازدارندگی از شکل‌گیری زبانی تازه در مسیر تثبیت سوبژکتیویسم عمل می‌کند. هایدگر برای فراروی از نگرش سوبژکتیو، بنای تازه‌ای در تعریف آدمی پیشنهاد می‌کند؛ بنای تازه‌ای که براساس آن، آدمی به‌منزله پاسخگویی به هستی، تعریف می‌شود.
صفحات :
از صفحه 181 تا 204
نسبت «خود» با ویژگی استعاری: بسط هستی‌شناختی نظریۀ استعارۀ ریکور در پیوند با تفکر هیدگر
نویسنده:
سیده اکرم برکاتی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
هدف این مقاله بررسی دامنه و جایگاه نظریۀ استعارۀ ریکور ازجهتِ هستی‌شناختی است. ریکور امکان این بحث را به‌نحوی نوآورانه یادآوری کرده است اما در آثار خود چندان به آن نمی‌پردازد. برخی از متفکران این دیدگاه و امکان آن را مورد توجه و مطالعه قرار داده‌اند. ما در پژوهش حاضر می‌خواهیم نظریۀ استعارۀ ریکور را در نسبت با ساختار هستی‌‌شناختی «خود» یا دازاین تحلیل کنیم. به این منظور، با تمرکز بر مفهوم و ساختار وجودی «خود»، میان رویکرد معناشناسانۀ ریکور و تفکر هستی‌‌شناسانۀ هیدگر نسبت و پیوند برقرار می‌کنیم. نشان خواهیم داد که چگونه «خود»، ازجهتِ ساختار هستی‌‌شناختی، ماهیتی با ویژگی استعاری دارد. برای مدلل‌کردن این ایده، نشان خواهیم داد که فهم و زمان، که از مفاهیم مشترک در تفکرات دو فیلسوف هستند، به‌عنوانِ وجهِ وجودیِ ساختارِ «خود»، از ویژگی استعاری برخوردارند. به‌‌این‌‌ترتیب، از سویی مبنایی هستی‌‌شناختی برای امکان ایجاد استعاره‌ها به دست می‎دهیم و از سوی دیگر وجه خلاق و تأویل‌پذیر ساختار استعاری خود را روشن می‌کنیم. این پژوهش ما را قادر می‌سازد که میان رویکردهای معرفت‌‌شناسی و هستی‌‌شناسی، از منظری تازه، پیوند برقرار کنیم.
صفحات :
از صفحه 101 تا 120
نقد اونتیکی–اونتولوژیکی هایدگر بر اونتولوژی دکارت
نویسنده:
رمضانعلی فلاح رفیع ، حسین اسفندیار
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
دکارت، در تلاش برای اثبات ریشۀ تردیدناپذیر معرفت و رسیدن به یقین در مابعدالطبیعه و شاخه‌های معرفت بشری، وجود را به دو بخشِ شیء اندیشنده (من اندیشنده) و ابژۀ اندیشه (جهان خارج) تقسیم می‌کند و مبنای تردیدناپذیر معرفت را در شیء اندیشنده جست‌وجو می‌نماید و، براساسِ آن، جسم یا جهان خارج، خدا و سایر علوم را اثبات می‌کند. هایدگر این فکر ریشه‌ای در فلسفۀ دکارت را مورد نقادی قرار می‌دهد و آن را به‌معنایِ تفکیک سوژه و ابژه می‌داند، امری که به بحران‌هایی در فهم حقیقت وجود،‌ واقعیت و تجربۀ انسانی منجر شده است. این نوشتار از دیدگاه اونتیکی-اونتولوژیکی و به روش تحلیلی به نقدهای هایدگر درموردِ دکارت می‌پردازد. هایدگر، با معرفی مفهوم دازاین (وجود انسانی در جهان)، به‌جایِ تفکیک سوژه و ابژه، بر ضرورت پیوستگی انسان با جهان تأکید می‌کند و تفکیکِ دکارتی سوژه و ابژه را رد می‌کند. وی معتقد است که تنها ازاین‌طریق می‌توان به حقیقت وجود دست یافت. در این مقاله، با استفاده از تحلیل پدیدارشناختی هایدگر و امعان‌نظر در کتاب هستی و زمانِ هایدگر، پنج نقد عمدۀ اونتیکی-اونتولوژیکی وی بر فلسفۀ دکارت را از دیگر نقدهای وی تفکیک کرده و به بررسی آن پرداخته‌ایم. این نقدها به‌عنوانِ پیش‌نیازی برای بازاندیشی در متافیزیک مدرن و راهی برای فهم عمیق‌تر از وجود و هستی محسوب می‌شود.
صفحات :
از صفحه 55 تا 77
معرفت در آینۀ زبان از دیدگاه هایدگر و گادامر
نویسنده:
اسماعیل دانش
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
معرفت در آینه زبان تجلی پیوندی ژرف و رازآلود میان هستی و آگاهی است، آنگاه که زبان صرفاً ابزار انتقال معنا نیست بلکه خود میدانِ قوام‌بخش حقیقت و آفرینشگر معناست. این مقاله، با روش توصیفی تحلیلی، به بررسی و تحلیل معرفت در آینۀ زبان از دیدگاه هایدگر و گادامر پرداخته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که معرفت در زبان انعکاس منفعلِ واقعیت نیست بلکه خَلقِ حقیقت در میدان گفتار است. زبان موجودی زنده، سیّال و خودآفرین است که جایگاه ظهور معرفت و هم معمار ساختاری آن است. بدین‌سان، زبان و معرفت به هم وابسته‌اند و رابطۀ آن‌ها دوسویه است. زبان امکان درک هستی را فراهم می‌کند و در همان حال از لایه‌های پیش‌فرض تاریخی و فرهنگی سرشار است. هر معرفتی ـ‌علمی، دینی، فلسفی یا هنری‌ـ در بستر زبان قوام می‌یابد و معنا پیدا می‌کند. ازاین‌رو، زبان فقط صورت اندیشه نیست بلکه شرط امکان آن است. آینه بودن زبان نسبت به معرفت هم دلالت بر امکان کشف حقیقت دارد و هم بر محدودیت آن. زیرا زبان به‌قدرِ ظرفیت وجودیِ خویش افق تبلور معنا را می‌گشاید و به همان اندازه حائلی بر تمامیت حقیقت باقی می‌ماند. بنابراین، معرفت بدون درک خاستگاه‌ها و سازوکارهای زبانی‌اش قابل‌فهم‌ نیست. زبان هم بازتابنده و هم سازندۀ معرفت است.
صفحات :
از صفحه 121 تا 143
پدیدارشناسی زندگی دینی سنت پل و آگوستین نزد هایدگر
نویسنده:
سید مختار مومنی؛ استاد راهنما: محمد اصغری، محمدرضا عبدالله نژاد؛ استاد مشاور: مرتضی شجاری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
ارزیابیِ تلاشِ هایدگر در انحلالِ منطقِ درونیِ کوگیتو به‌مثابه نقطۀ عزیمتِ پرسشِ وجود
نویسنده:
عیسی موسی زاده ، علی آقایی پور
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در طلیعۀ فلسفۀ مدرن، دکارت با طرحِ مسئلۀ کوگیتو (می‌اندیشم پس هستم)، جهان را دست‌کم به‌طور موقت، تعلیق می‌کند، اما هایدگر با موضع‌گیری در برابر سوژۀ اندیشندۀ دکارتی، در تحلیل‌های خود، مفهومی به نام دازاین را مطرح می‌کند و اساساً نحوهٔ بودنِ آن را در-جهان-بودن می‌داند و بدین‌گونه، می‌کوشد منطقِ کوگیتو را منحل نماید. هدفِ این نوشتار، ارزیابیِ نحوۀ تحلیلِ هایدگر از کوگیتو دکارت و تلاش او در راستای واژگون ساختنِ منطقِ درونیِ آن است که راه را برای آغاز پرسش وجود باز می‌کند؛ منطقی که جوهر اندیشنده یا انسان را به‌‌عنوان ساحتی درونی و ذهنی از ساحت عینیِ جهان جدا می‌کند. هایدگر می‌خواهد این مرزبندیِ دوگانۀ‌ درون و بیرون را به نحو بنیادین از موضوعیت ساقط کند. نویسندگان در این نوشتار نشان خواهند داد که هایدگر از رهگذر خوانش یادشده، اساساً می‌تواند ایدۀ اصلیِ خود، یعنی پرسشِ وجود را دنبال نماید.
صفحات :
از صفحه 147 تا 174
  • تعداد رکورد ها : 1233