جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
تأملی بر نسبت زندگی اصیل و معمای هستی در اندیشهٔ هیدگر
نویسنده:
محمدعلی علمی ، رضا گندمی نصرآبادی ، مهدی ذاکری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این مقاله به بررسی مفهوم زندگی اصیل در اندیشهٔ مارتین هیدگر، با تمرکز بر پیوند آن با معمای هستی، در دو دورهٔ متقدم و متأخر اندیشهٔ او می‌پردازد. با استفاده از روشِ تفسیر فلسفی و تحلیلِ متنی نشان داده می‌شود که در هستی و زمان، زندگی اصیل از سویی، با بُعدِ اگزیستانسیال و پاسداشتِ هستیِ دازاین گره می‌خورد و از سوی دیگر، با افقِ تاریخی ـ هستی‌شناختی مرتبط است؛ بدین معنا که دازاینِ اصیل با شنیدنِ ندایِ وجدان و مرگ‌آگاهی از سلطهٔ کسان رها می‌شود و با رجوعِ آگاهانه به میراث، امکان‌های اصیل‌تر هستی را پی‌جویی می‌کند. در این چشم‌انداز، رجوع به میراث، وسیله‌ای برای گشودنِ امکان‌های آینده و احیای افق‌های فراموش‌شدهٔ حقیقتِ هستی است. در دورهٔ متأخر، با محوریت‌یافتن هستی به‌جای دازاین، مسیرِ اصالت از خودینگی به‌سوی وارستگی تغییر می‌کند. در این مرحله، زندگی اصیل از طریق گذر از تفکرِ بازنمودی به تفکرِ تأملی ممکن می‌شود و دازاین اصیل با چشمداشت هستی و گشودگی به راز هستی می‌زید و چیزها را نه به‌مثابۀ ابژه‌های مصرف، بلکه به‌مثابۀ امور سکناگزیده در گستره و گشودگی هستی درمی‌یابد. این پژوهش نشان می‌دهد که با ارائهٔ یک چارچوب سه‌مرحله‌ای، می‌توان زندگی اصیل را در منظومهٔ فکری هیدگر به‌مثابهٔ نحوه‌ای از بودن فهم کرد که سه سطح اگزیستانسیال، تاریخی ـ فرهنگی و هستی‌شناختی را به‌طور درهم‌تنیده در بر می‌گیرد و تفسیر منسجم‌تری از زندگی اصیل و نسبت میان دازاین و هستی ارائه می‌دهد.
صفحات :
از صفحه 60 تا 87
Hegel After Heidegger
نویسنده:
رابرت پیپین
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
صفحات :
از صفحه 43 تا 58
From Hegel to Heidegger… And back
نویسنده:
اسلاوی ژیژک
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
صفحات :
از صفحه 1 تا 24
امانیسم به روایت و نقد هایدگر
نویسنده:
سیدمسعود زمانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
امانیسم از دو جهت برای ما در ایران اهمیت دارد: اولا در مسئلة علوم انسانی و برساختن مقوله‌ای موسوم به «علوم انسانی اسلامی»؛ ثانیا اصولا مبنایی شده‌است برای غرب‌ستیزی. از امانیسم مفهوم درآمیختة خداستیزانه و هیچ‌انگارانه می‌سازند، که از سوء‌برداشتی از فلسفة هایدگر، که باید رفع شود. ازسوی‌دیگر امانیسم را اصلا او تبدیل به یکی از مسائل اختلاقی مهم در فلسفة معاصر کرد، سپس آن را مبنای نقد برخی فیلسوفان معاصر و اصلا تاریخ مابعدالطبیعه قرارداد. بنابراین پرداختن به مسئلة امانیسم از نظر هایدگر بسیار پراهمیت است. او امانیسم را برخلاف نظرورزی‌های مفهومی همة دیگر اندیشمندان در موردش، با بازگشت به واقعیت تاریخی‌اش تفسیر می‌کند و بعد هم برمبنای همین واقعیت یگانة تاریخی فلسفه‌ورزی می‌کند. پس‌از پیش‌درآمدی کلی دربارة دو نوع فهم «تاریخی» و «مفهومی» از امانیسم، مقدمه حدود کلی آن را نزد هایدگر توضیح می‌دهد. سپس بخش نخست روایت تاریخی هایدگر را تفسیر می‌کند، که بخشِ جدایی‌ناپذیرِ مسئلة امانیسم هایدگر است. او در مباحث تاریخی‌اش بر ذات رومی-یونانی امانیسم تأکید می‌کند، که ازسویی در امانیسم قرن 14 و 15 و بعد در امانیسم دوم در آلمان قرن 18 باز بروز می‌کند و ازسوی‌دیگر در مابعدالطبیعه‌های مارکس، مسیحیت، سارتر و هوسرل. سرانجام بخش دوم به نقد هایدگر بر امانیسم می‌پردازد، که مبنایش فهم خاص وی‌ست از مابعدالطبیعه. او اولا پرسش بنیادین مابعدالطبیعه را پرسش از انسان می‌داند و ثانیا به‌زعم او مابعدالطبیعة تاریخی از آغاز ارسطویی خود مبتنی بر فهم خاصی از انسان بوده است: «انسان حیوان ناطق/ عاقل است».
صفحات :
از صفحه 59 تا 76
هویت انسانی در انقلاب چهارم: خوانشی تطبیقی از دازاین هایدگر و اینفورگ فلوریدی
نویسنده:
مریم سلطانی کوهانستانی ، کاملیا طالعی بافقی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
نقلاب چهارم با محوریت داده، نه‌تنها ابزارهای زندگی انسانی، بلکه بنیان‌های هویت او را نیز دگرگون ساخته است. این مقاله با تکیه بر انسان‌شناسی دو دستگاه نظری ناهمگونِ هایدگر و فلوریدی نشان می‌دهد که هیچ‌ یک از این دو به‌تنهایی قادر به تبیین کامل هویت انسانی در جهان دیجیتال نیستند. این نتیجه از رهگذر تحلیل سه محور اصلی به دست آمده است: نخست، افق هویتی با تمایز میان «جهان» به‌مثابه میدان معناسازی و «اینفوسفر» به‌مثابه اکوسیستم اطلاعاتی؛ دوم، هم‌بودگی با مقایسه‌ی بودن-با هایدگری و هم‌زیستی انسان با عامل‌های مصنوعی؛ و سوم، ریخت زمانی با بررسی زمانمندی اگزیستانسیال در برابر پویایی داده‌ها. تحلیل این سه محور نشان داد که اینفورگ فلوریدی در تحلیل لایه‌های اکولوژیک و شبکه‌ای هویت توانمند است، اما قادر به حمل افق معنا و زمانمندی نیست. در مقابل، دازاین هایدگر می‌تواند این ابعاد بنیادین را تبیین کند، اما نسبت به پیچیدگی‌های محاسباتی و شبکه‌ای عصر دیجیتال سکوت می‌کند. برآیند این تحلیل، پیشنهاد مدلی «دو-لایه‌ای» برای هویت در جهان دیجیتال است: لایه‌ی اگزیستانسیال–تفسیری، افق معنا را حفظ می‌کند؛ و لایه‌ی اطلاعاتی–اکولوژیک، محیطی است که کنش‌ها در آن شکل می‌گیرند. بدین‌سان، تلاش این پژوهش ارائه چارچوبی نظری برای فهم هویت انسانی در انقلاب چهارم است که فراتر از داده‌زیستی صرف و محدودیت‌های اگزیستانسیالیسم کلاسیک، چشم‌اندازی برای فهم هویت انسانی در عصر دیجیتال فراهم می‌کند بدون آنکه مدعی تبیینی کامل یا جامع باشد.
صفحات :
از صفحه 19 تا 40
انسان در پرتوی زیست‌جهان بررسی جهان‌مندی انسان در آرای هوسرل و هیدگر
نویسنده:
محمدعلی علمی ، مهدی ذاکری
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
یکی از چالش‌های پیش روی انسان معاصر، مواجهه با کوری‌ها و بینش‌های مدرنیته است. تخصصی‌شدن علوم، جزئی‌نگری و غفلت از نگاه‌های کلان و کم‌رنگ‌شدن پیوند علم با دین و فلسفه با وجود همۀ دستاوردهایش، بحران‌هایی از قبیل جنگ‌های جهانی، مسائل زیست‌محیطی و بحران معنا را به دنبال داشته است. از نگاه هوسرل و هیدگر، توجه به جهان‌مندی انسان می‌تواند با به‌چالش‌کشیدن نگاه یک‌سویۀ جهانِ علمی، راه گذر از این بحران‌ها را هموارتر کند. در این نوشتار با بررسی تحلیلی و تطبیق اندیشه‌های هوسرل و هیدگر در این باب به این پرسش پاسخ می‌دهیم که جهان‌مندی در تفکر هر یک از آنها چه معنایی دارد و چه بینش‌هایی برای گذر از وضع موجود به وضع مطلوب ارائه می‌کند. به نظر می‌رسد جهان در اندیشۀ هوسرل، برخلاف ادعای هیدگر، وجهه‌ای سراسر ذهنی ندارد. ضمن اینکه تأثر هیدگر از اندیشه‌های هوسرل هم انکارناپذیر است. هوسرل با طرح زیست‌جهان و سخن‌گفتن از سطوح مختلف عینیت به دنبال احیای فلسفه و نجات انسان معاصر از بحران است. هیدگر هم با اتکا به جهان‌مندی انسان و پررنگ‌کردن هنر به ‌منزلۀ امری که توان برافراشتن جهانی دیگرگونه را دارد، به دنبال غلبه بر بی‌خانمانی انسان معاصر و گشودن افقی تازه رو به آینده است.
صفحات :
از صفحه 203 تا 230
بررسی نسبت خودآگاهی و حالیّت در انکشاف «من اصیل» بر مبنای اندیشۀ هیدگر و تله
نویسنده:
محمدحسین کیانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این مقاله به این پرسش می‌پردازد که چگونه می‌توان هستیِ خاصِ انسان که از آن تعبیر به «من اصیل» می‌کنیم را در فرآیند خودآگاهی حاضر یافت؟ فرضیه مقاله این است که می‌توان به ‌گونۀ تطبیقی و بر بنیاد اندیشه‌های هیدگر و تله به خوانش واحدی به‌مثابه پاسخ دست یافت. از‌این‌رو نخست، تعلیق باورهای پیشین مقدمه‌ای برای فهمِ حقیقتِ وجودی است و مهم‌ترین مصداق چنین باوری، تعلیق دوئالیته دکارت است. رهایی از سوبژکتیویته مدخل تحقق نحوه‌ای از آگاهی بی‌واسطه است که در نسبت مداوم با حضور به ‌منزله موضع انکشاف من اصیل قلمداد می‌شود. دوم، آنچه من را در سطح خودآگاهی اصیل نگاه می‌دارد، تثبیت هوشیاری نسبت به حضور است و این شیوه از آشکارگی من که قائم بر حال‌بودگی است، هم امکانی برای فهم واقعی جهان است و هم استعلا یعنی پیشروی به سوی امکانات من در افق آینده را میسور می‌سازد. سوم، سکوت می‌تواند تمرینی برای فهمِ وجودیِ منِ اصیل باشد یا دست‌کم امکان چنین فهمی را فراهم آورد؛ چراکه سکوت پیوند عمیقی با آگاهی دارد و اساساً هر یک دیگری را تقویت می‌کند. البته سکوت همواره در حال محقق‌شدن است و بستری برای تعمیق حالیّت نیز به شمار می‌آید.
صفحات :
از صفحه 83 تا 100
واکاوی فلسفی مفاهیم اضطراب وجودی و مرگ در آثار بکت، یونسکو، و آرابال، و نقادی آنها از دیدگاه هایدگر
نویسنده:
امیرحسین مدنی سادات؛ استاد راهنما: محمدکاظم علمی سولا
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
فلسفه اگزیستانس یکی از جریان‌های فکری برجسته قرن بیستم است که بر تجربه‌ زیسته فرد، آزادی، مسئولیت و معنای هستی تأکید دارد. این فلسفه، که در واکنش به عقل‌گرایی سنتی و نظام‌های فلسفی پیشین شکل گرفت، پرسش‌هایی بنیادین درباره جایگاه انسان در جهان مطرح می‌کند که متفکرانی چون کی‌یرکگور، نیچه، هایدگر و سارتر، با اتکا بر تعاریف و رویکردهای آن، از زوایای مختلف به تحلیل وضعیت انسانی پرداخته‌اند. اضطراب، مرگ و تنهایی از مفاهیم محوری این فلسفه هستند که تأثیر بسزایی بر هنر، ادبیات و همچنین بر تئاتر گذاشته‌اند. مارتین هایدگر به عنوان یکی از برجسته‌ترین فیلسوفان اگزیستانس، معتقد است که انسان بدون آنکه بتواند در مورد زمان و مکان تولدش نقشی داشته باشد، در جهان پرتاب شده و ناگزیر است که به هستی خویش در مواجهه با مرگ، معنا ببخشد؛ در نتیجه مرگ در این رویکرد فکری، تنها یک پایان زیستی نیست، بلکه امری هستی شناختی است که فرد با آگاهی از آن، پذیرای مسئولیت زندگی خویش شده و زندگی اصیل را برای خود زمینه‌چینی می‌کند. اضطراب وجودی در اندیشه هایدگر، لحظه‌ای است که فرد با مرگ و محدود بودن هستی خود مواجه شده و آزادی‌ها و امکان‌های آگاهانه‌ای از خود و هستی خود را درک می‌کند و با درک این موضوع و مواجه شدن با آن فرد می‌تواند معنای اصیلی برای زیستن و زندگی خود بیابد. این زندگی و معنا در بستر زمان‌مند بودن انسان محقق می‌شود، بدین معنا که انسان درک خود از هستی را در بستر زمان و در پیوند با گذشته، حال و آینده و در تعامل و اثرپذیری از هرآنچه در این سیر تجربه می‌کند، می‌سازد. این مفاهیم، در آثار ادبی و نمایشی بسیاری بازتاب یافته‌اند که نمایشنامه‌های مکتب ابزورد نیز نمونه‌هایی از آن می‌توان یافت. تئاتر ابزورد، که پس از جنگ جهانی دوم پدیدار شد، یکی از مهمترین جریان‌های نمایشی قرن بیستم است که به‌طور مستقیم تحت تأثیر بحران‌های فلسفی و اجتماعی انسان مدرن شکل گرفت. این نوع تئاتر بحران هویت انسان را مورد بررسی قرار می‌دهد و زبان، منطق و ساختارهای روایی سنتی را عمیقاً به چالش می‌کشد. نمایشنامه‌نویسان ابزورد، با استفاده از دیالوگ‌های تکرارشونده، موقعیت‌های سرگردان و فضاسازی‌های سوررئال، هستی انسان را در این وضعیت به تصویر می‌کشند. تحلیل این نمایشنامه‌ها از منظر فلسفه‌ی اگزیستانس، می‌تواند فهمی عمیق‌تر از وضعیت انسانی و دغدغه‌های فلسفی مطرح‌شده در آن‌ها ارائه دهد. ساموئل بکت، اوژن یونسکو و فرناندو آرابال از مهم‌ترین نمایشنامه‌نویسان تئاتر ابزورد هستند که آثار آن‌ها بازتابی از سرگشتگی و بحران هویت عمیق انسان و مواجهه او با جهانی بی‌معنا و غیرقابل اتکا است. این پژوهش قصد دارد با تکیه بر آرای مارتین هایدگر، به واکاوی مفاهیم مرگ و اضطراب وجودی در نمایشنامه‌های منتخبی از ساموئل بکت، اوژن یونسکو و فرناندو آرابال بپردازد. در حالی که فیلسوفانی همچون سارتر و کامو به‌عنوان متفکرانی با گرایش‌های اگزیستانسیالیستی، تاکنون در تحلیل تئاتر ابزورد بررسی شده‌اند، مطالعات تطبیقی میان آرا فلسفی مارتین هایدگر و نمایشنامه‌های ابزورد کمتر مورد توجه قرار گرفته و نقش بنیادین اندیشه‌های هایدگر در شکل‌گیری و درک این آثار مغفول مانده است. از طرف دیگر، آثار بکت، یونسکو و آرابال همواره به‌ عنوان جلوه‌هایی از بحران معنای هستی مطرح شده‌اند، ولی بیشتر از زاویه خوانش‌های نیهیلیستی، سارتر‌گرایانه یا روانکاوانه به آنها پرداخته شده است تا از منظر اندیشه هایدگر. ازاین‌رو، این پژوهش می‌تواند ضمن پر کردن این خلأ، به درک عمیق‌تر از پیوند میان فلسفه و هنر نمایش، هستی‌شناسی هایدگری و جهان‌بینی ابزورد، و نقد رویکرد نیهیلیستی تئاتر ابزورد منجر شود.
ساحت هنریِ اسلام شیعی در پرتوی تفکر مارتین هایدگر
نویسنده:
محمدرضا نیرومند؛ استاد راهنما: مجید صادقی؛ استاد مشاور: محمد جواد صافیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
هایدگر هنر (هنر بزرگ) را آن اثری می‌داند که می‌تواند عالمی را برای مخاطب خودش برگشاید. در فلسفه هایدگر و نگاه هرمنوتیکی او، هستی انسان در گروی عالمی است که بر او گشوده می‌شود و او در آن واقع می‌شود. نگاه نوینی به اثر هنری که ما را از دایره زیبایی‌شناسی (Aesthetics) خارج کرده و وارد هستی‌شناسی (Ontology) می‌کند. نکته قابل تاملی که کمتر به آن پرداخته شده است، افق جدیدی است که این نگاه متمایز برای فهم دین و خصوصاً اسلام فراهم می‌کند. با نگاهی به برخی امور عبادی موجود در اسلام و علی الخصوص اسلام شیعی مانند نماز، حج، زیارت، تلاوت قرآن، آئین عزاداری و ... می‌توان آنها را نیز به نوعی برگشاینده عالمی قدسی و الهی بر روی مومنان دانست. موضوعی که دریچه‌ای نوین برای بازخوانی آنها این بار با نگاهی هنری فراهم می‌آورد. اثر حاضر در صدد بررسی این فرضیه است که آیا با توجه به تعریف هایدگر از هنر، می‌توان ساحتی هنری برای اسلام شیعی در نظر گرفت؟