جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
بازخوانی محاورۀ مهمانی؛ با تأکید بر نقش و جایگاه «دیگری» در روایت آریستوفانس
نویسنده:
محمد خیری ، مجید حدادی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
اندیشه‌های افلاطون خاستگاه بسیاری از مسائلی است که امروزه به اشکال وصورت‌های گوناگون درعالم معاصر نیز شاهد طرح چندین باره آنها هستیم. در این میان دیدگاه‌های او دربارۀ عشق ـ که در رساله‌های مختلف باقیمانده از او طرح شده‌است ـ موضوعی است که از جنبه‌های مختلف و در نسبت با تاریخ تفکر و تمدن غربی مورد ارزیابی قرار گرفته است. کوشش افلاطون برای تحلیل عناصر غیرعقلانی حیات آدمی که در دوره او نیز در کانون توجه قرار داشته‌اند و تلاش برای قرار دادن آنها تحت نظام عقلانی‌ای که درصدد پی‌ریزی آن است، منجر به ارائه تفسیری متفاوت از عشق شده است. عشق در پروژۀ افلاطونی به‌عنوان یکی از مبانی و مبادی حرکت به سوی شناخت خیر حقیقی و عالم مُثُل معرفی می‌شود که هدف آن به دست آوردن زیبایی راستین است و در این مسیر عشق و فلسفه، فیلسوف و عاشق یکی هستند. در این نوشتار ابتدا کوشش شده است تا ضمن بررسی محاورۀ مهمانی، با تشریح نقش و اثرگذاری اندیشه‌های افلاطون در شکل‌گیری آموزه‌های مسیحی دربارۀ عشق، تفسیرها و ارزیابی‌های مفسران از این محاوره ارائه شود. سپس با بررسی روایت آریستوفانس از خلقت انسان، ابعاد و زوایای مختلف این روایت به ویژه در ارتباط با امکان دستیابی به وجوه مشترک میان فرهنگ‌های متفاوت براساس اسطوره‌ها و وصول به بینشی متفاوت از «دیگری» مورد بحث و تحلیل قرار گرفته است.
صفحات :
از صفحه 67 تا 87
سخنرانی بررسی معیار مطابقت در صدق
سخنران:
مجتبی مصباح
نوع منبع :
صوت
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
رابطه نگرش هستی‌شناختی افلاطون با نظریه اخلاقی او
نویسنده:
فاطمه آقاجانی ، رمضان مهدوی آزادبنی ، کوکب دارابی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در فلسفه افلاطون، اهمیت زیست اخلاقی انسان ریشه در جایگاه متعالی نفس دارد؛ نفسی که جوهری مجرد و الهی است و از مثال نیک نشأت گرفته است. افلاطون بر این باور است که انسان، با بهره‌مندی از قوه عقل و به واسطه‌ آفرینش آزادانه، باید خود در مسیر شناخت فضایل و نیل به سعادت حقیقی گام بردارد. یکی از ابعاد مهم در تحلیل هر نظام اخلاقی، بررسی پیش‌فرض‌ها و مبانی متافیزیکی آن است. در این راستا، دیدگاه اخلاقی افلاطون را نمی‌توان به‌صورت مستقل از مباحث هستی‌شناختی او بررسی کرد، بلکه باید آن را در پیوند با نظریه مثل و جایگاه مثال نیک تحلیل نمود. مسالۀ اصلی این پژوهش، واکاوی تأثیر مبانی هستی‌شناسی نظام فلسفی افلاطون بر نظریه اخلاقی اوست. به‌ویژه تأکید می‌شود که ساختار اخلاقی مورد نظر افلاطون بر بنیانی متافیزیکی استوار است که در آن، مثال‌نیک نه‌ تنها معیار غایی خیر، بلکه منشأ وجودی و معرفتی تمام فضایل اخلاقی است. مثال‌نیک، خودِ اخلاق است. درک اخلاق و شکل‌دهی زندگی اخلاقی نیازمند مطابقت فعل اخلاقی با مثال‌های مطلق اخلاقی است. بنابراین پی‌ریزی زندگی اخلاقی شایسته جایگاه انسان، بدون درک متافیزیک ممکن نخواهد بود. این پژوهش با روش توصیفی– تحلیلی و بر اساس بررسی متون افلاطونی و تفاسیر مفسران، پیوند درونی میان متافیزیک و اخلاق در اندیشه افلاطون را تبیین می‌نماید.
صفحات :
از صفحه 81 تا 109
نقد و بررسی آرای افلاطون درباره خانواده و زنان
نویسنده:
علی اردشیر لاریجانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
افلاطون از فیلسوفان بزرگی است که در تمامی حوزه‌های مهمّ متافیزیکی، اجتماعی، سیاسی، تربیتی و فرهنگی آرای ارزشمندی دارد که همگی این وجوه فکری در یک راستا ارائه شده است؛ یعنی به ‌طور نسبی از انسجام فلسفی برخوردار است. اهمیت آرای افلاطون در ساحت فلسفه به اندازه‌ای فراگیر است که هیچ دوره‌ای نبوده است که با مسئله‌ای از افلاطون‌گرایی مواجه نبوده باشیم و امروزه هم تفکرات افلاطونی بین فیلسوفان معاصر در ساحت‌های مختلف مطرح است؛ به‌ طوری ‌که رورتی، تفکر افلاطونی را با فلسفه برابر می‌داند. این فیلسوف که اهتمام جدی به مسئلۀ تربیت و امور اجتماعی دارد، آرایی در زمینه خانواده و زنان نیز دارد که بیشترین نقدها به آرای افلاطون در این بخش است و اغلب نظریه لغو مالکیت خصوصی و اشتراک در خانواده را در آرای افلاطون، خطاهای فاحش این فیلسوف در نظر گرفته‌اند؛ حتی مارکسیست‌ها که بر اساس قاعده باید به این جهت‌گیری علاقه‌مند باشند، ضمن تأیید این تفکر، آن را ناکافی و غیرمستحکم می‌دانند؛ به این دلیل که این فیلسوف به زیربنای اقتصاد در تفکر و تحولات اجتماعی باور نداشته است. در این مقاله تلاش شده است ابتدا معلوم شود حوزه و قلمرو این بحث نزد افلاطون چه میزان است؛ یعنی عموم مردم است یا فقط حاکمان؟ دوم اینکه آیا افلاطون در این آرا، نظری جدّی ارائه کرده است یا برای او نیز محل تردید بوده است؟ سوم اینکه برخی از نقدهای فیلسوفان متاخّر و معاصر در‌این‌باره چقدر وجاهت دارد؟
صفحات :
از صفحه 7 تا 32
تحلیل تاثیر مفهوم عالم مثل افلاطونی بر دیدگاه های عرفانی و فلسفی مولانا جلال الدین محمد بلخی
نویسنده:
فاطمه کیخواه آریا؛ استاد راهنما: ابراهیم نوری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مفهوم «عالم مُثُل» در فلسفه افلاطونی، یکی از بنیادی‌ترین نظریه‌های هستی‌شناختی است که به وجود جهانی برتر، ثابت و جاودانه اشاره دارد؛ جهانی که عالم محسوس تنها انعکاسی ناقص و سایه‌ای از آن است. این اندیشه، تأثیری ژرف بر سنت‌های فکری و عرفانی اسلامی نهاده است. در میان متفکران مسلمان، مولانا جلال‌الدین محمد بلخی جایگاهی برجسته دارد، به‌گونه‌ای که آثار وی، به‌ویژه مثنوی معنوی، سرشار از اشاراتی است که می‌توان آن‌ها را با آموزه‌های افلاطونی مرتبط دانست. مولانا، همچون افلاطون، به وجود حقیقتی ماورای این جهان باور دارد؛ با این تفاوت که دستیابی به آن حقیقت را نه از طریق استدلال فلسفی، بلکه از مسیر شهود، عشق و سلوک عرفانی ممکن می‌داند. در این پژوهش، با تحلیل ابیاتی از مثنوی ـ نظیر تشبیه عالم محسوس به سیبی برآمده از درخت قدرت حق ـ نشان داده می‌شود که جهان‌بینی مولانا واجد پیوندی مفهومی با نظریه مُثُل افلاطونی است. بدین‌سان، هستی‌شناسی عرفانی مولانا را می‌توان در گفت‌وگویی تطبیقی با فلسفه افلاطون قرار داد. نوآوری این مطالعه در آن است که به جای بررسی کلی تأثیر فلسفه یونان بر عرفان اسلامی، به‌طور خاص به تطبیق نظریه عالم مُثُل با اندیشه‌های مولانا می‌پردازد و از این رهگذر، افق تازه‌ای برای فهم نظام فکری او فراهم می‌سازد.
بررسی مبانی معرفتی مدینه فاضله از دیدگاه افلاطون، آگوستین و فارابی
نویسنده:
زینب پیرداده بیرانوند؛ استاد راهنما: مهرداد امیری؛ استاد مشاور: عابدین درویش پور
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مفهوم "مدینه فاضله" به عنوان جامعه ای آرمانی که در آن عدالت، سعادت و فضیلت حاکم است، از دیرباز در کانون توجه فیلسوفان قرار داشته است. این مفهوم نه تنها بازتابی از آرزوهای بشر برای زندگی بهتر است، بلکه نشاندهنده تلاش فیلسوفان برای ترسیم چارچوبی نظری است که در آن انسان بتواند به کمال وجودی خود دست یابد. در این میان، افلاطون، آگوستین و فارابی به عنوان سه تن از برجسته ترین فیلسوفانی که به این موضوع پرداخته اند، هر یک با رویکردی خاص، مبانی معرفتی مدینه فاضله را مورد بررسی قرار داده اند. افلاطون در کتاب "جمهور" مدینه فاضله را بر پایه عدالت و حکومت فیلسوفان بنا می کند. از دیدگاه او، شناخت حقیقی و دستیابی به مُثُل، به ویژه مُثل خیر، شرط اساسی برای تحقق مدینه فاضله است. مبانی معرفت شناختی افلاطون بر این اصل استوار است که تنها از طریق عقل و فلسفه میتوان به حقیقت دست یافت و حکومت فیلسوفان، که به این حقیقت آگاهند، می تواند جامعه را به سوی سعادت هدایت کند. در این نظام، معرفت به عنوان ابزاری برای کشف حقیقت و تحقق عدالت در جامعه عمل می کند. آگوستین، در اثر خود "شهر خدا"، مدینه فاضله را در چارچوبی الهیاتی و مبتنی بر آموزه های مسیحی ترسیم می کند. از نگاه او، سعادت حقیقی انسان تنها در اتحاد با اراده الهی و زندگی در "شهر خدا" محقق می شود. مبانی معرفت شناختی آگوستین بر وحی و ایمان استوار است و او معتقد است که شناخت حقیقت و سعادت انسان، بدون توجه به عنصر الهی و لطف خداوند، ممکن نیست. در این دیدگاه، معرفت به عنوان موهبتی الهی در نظر گرفته می شود که از طریق ایمان و عشق به خداوند به دست میآید. فارابی، به عنوان فیلسوفی که اندیشه های یونانی و اسلامی را تلفیق کرده است، در کتاب "آراء اهل المدینه الفاضله" مدینه فاضله را به عنوان جامعه ای عقلانی و فضیلت محور معرفی می کند. از دیدگاه او، رهبری حکیم و فیلسوف، که به حقایق عقلی و وحیانی آگاه است، نقش محوری در هدایت جامعه به سوی کمال دارد. مبانی معرفت شناختی فارابی بر ترکیب عقل و وحی استوار است و او معتقد است که شناخت حقیقت و تحقق سعادت، نیازمند هماهنگی بین معرفت عقلی و وحیانی است. در این نظام، معرفت به عنوان ابزاری برای کشف حقیقت و هدایت جامعه به سوی فضیلت عمل می کند. با وجود مطالعات گسترده درباره مدینه فاضله، بررسی تطبیقی مبانی معرفتی این مفهوم در اندیشه افلاطون، آگوستین و فارابی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که مبانی معرفت شناختی مدینه فاضله از دیدگاه این سه فیلسوف چیست و چه وجوه اشتراک و افتراقی در نگاه آنها به این مفهوم وجود دارد؟ این پژوهش با تحلیل مبانی معرفتی همچون نقش عقل، وحی، عدالت و سعادت در شکل گیری مدینه فاضله، به دنبال تبیین این مسئله است که چگونه این فیلسوفان با رویکردهای متفاوت فلسفی و الهیاتی، به ترسیم آرمانشهری پرداختهاند که در آن انسان به کمال و سعادت حقیقی دست مییابد. این بررسی نه تنها به درک بهتر اندیشه این فیلسوفان کمک می کند، بلکه می تواند زمینه ساز بازخوانی مفهوم مدینه فاضله در جهان معاصر باشد.
مسأله «حدوث عالم» در تیمائوس افلاطون و حدوث العالم ملاصدرا
نویسنده:
فاطمه رضازاده جودی؛ استاد راهنما: میثم سفیدخوش؛ استاد مشاور: محسن جاهد
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
پژوهش حاضر با هدف بررسی تطبیقی مفهوم حدوث و پیدایش جهان در اندیشه‌ دو فیلسوف برجسته، افلاطون و ملاصدرا انجام شده است. این پژوهش تلاش دارد تفاوت‌ها و شباهت‌های هستی‌شناختی و متافیزیکی این دو فیلسوف را در زمینه‌ی آفرینش جهان و نحوه تبیین آن تحلیل نماید. رویکرد این پژوهش، تحلیلی ـ تطبیقی است و مسأله خود را مشخصاً در دو اثر تیمائوس افلاطون و رساله حدوث‌العالم ملاصدرا جستجو می کند. هدف پژوهش، بررسی و تبیین تفاوت‌های هستی‌شناختی و متافیزیکی میان این دو نظام فکری است. افلاطون در رساله تیمائوس، با ارائه‌ی روایتی اسطوره‌گونه اما ساختارمند، تصویری از آفرینش جهان ترسیم می‌کند که در آن «دمیورژ» یا صانع ، جهان را بر اساس صور ازلی و ماده‌ی بی‌صورت سامان می‌دهد. در این میان، مسائلی چون تقدم روح بر جسم، نقش عناصر چهارگانه، و مفهوم زمان، جایگاهی کلیدی دارند. ملاصدرا با نقد دیدگاه‌های رایج متکلمان و فلاسفه در باب حدوث و قدم عالم، نظریه‌ای مبتنی بر حرکت جوهری و اصالت وجود مطرح می‌کند که در آن، جهان مادی در حال پیدایش مستمر و سیال است. به باور او، آفرینش نه رویدادی دفعی، بلکه فرآیندی تدریجی و پیوسته است که در آن، طبیعت، نفس و ماده، به‌صورت سلسله‌وار و تدریجی، مراتب وجود را طی می‌کنند. ملاصدرا با اتکا به پیوند میان حرکت، زمان و وجود، تصویری زنده و پویا از عالم ارائه می‌دهد که در آن، هستی در حال تحقق مداوم است و هر مرتبه‌ی وجودی، ناظر به مرتبه‌ای بالاتر از خویش است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که اگرچه هر دو فیلسوف به نوعی حدوث قائل‌اند، اما تلقی آن‌ها از «زمان » ، «علت» و «وجود» ، تفاوت‌هایی بنیادین دارد: افلاطون به کیهان‌شناسی‌ای ساختار‌یافته در چارچوب نظم عددی و صور مثالی باور دارد، در حالی‌که ملاصدرا هستی را در بستر حرکت پیوسته و تجلی دائمی حقیقت تفسیر می‌کند.
ارتباط شاهدبازی در اشعار شاعران برجسته فارسی‎زبان با عشق مجازی در رساله ضیافت افلاطون
نویسنده:
محمدمهدی دهقانی زاده بغدادآباد , محمد رزمگه
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
شاهدبازی در اشعار شاعران ایران از دیرباز محل بحث بوده است و به عبارتی برداشت‎های متفاوت از عشق مرد به مرد باعث شده است تا گاهی ریشه‎یابی فکری و فلسفی آن نادیده گرفته شود. در این پژوهش به شیوه تحلیلی ـ تطبیقی، ارتباط میان دو مفهوم «شاهدبازی» در اشعار شاعران و «عشق مجازی» در رساله ضیافت افلاطون بررسی شده است. در ابتدا با استفاده از روش تحلیل مضمون و بررسی رساله ضیافت افلاطون، به ده مضمون اصلی در ارتباط با دو مضمون محوری یعنی «عشق زمینی» و «عشق آسمانی» دست یافته شد که با توجه به هدف پژوهش، به بررسی پنج مفهوم اصلی عشق آسمانی که عبارتند از: «فداکاری و ارزشمند بودن»، «مقصود، رشد دانش»، «زیباگرایی بدون هوس»، «پیر و جوان بودن عاشق و معشوق» و «مردانه بودن» پرداخته شد و سپس با ارتباط ‎دهی این مفاهیم به اشعار شاعرانی که در زمینه عشق مرد به مرد اشعاری سروده بودند، توانستیم مشابهت‌هایی پیدا کنیم و به این نتیجه دست یابیم مفاهیم برآمده از اشعار شاعران که در راستای عشق آسمانی با رویکرد عرفانی بودند، در راستای همان مفاهیم اصلی مستخرج از رساله ضیافت افلاطون است.
صفحات :
از صفحه 139 تا 168
واکاوی عقلی کرامت انسانی در شیوه تأدیب بزهکار از دیدگاه افلاطون
نویسنده:
نغمه فرهود، باسم موالی زاده، مریم سلیمانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده:در این مقاله که به بررسی عقلی کرامت انسانی در شیوه تأدیب بزهکار از دیدگاه افلاطون می‌پردازد، تلاش می‌شود تا زمینه‌های فکری و فلسفی شیوه‌ی تأدیب بزهکار و نقش کرامت انسانی در آن را از دیدگاه افلاطون، که به اعتراف بسیاری از صاحب‌نظران، بزرگ‌ترین فیلسوف تاریخ بشر بوده است، موردبررسی و بحث قرار دهیم. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که ‌به‌زعم ‌افلاطون ‌در ‌معنایی ‌که ‌عقل ‌عرفی ‌از ‌مجازات و تأدیب ‌مراد‌ می‌کند، ‌موضوع‌ مجازات ‌در‌ دیالکتیک ‌به‌سوی ‌حقیقت ‌تعالی‌ می‌یابد. پس دیالکتیک ‌افلاطونی ‌در ‌مورد ‌این ‌موضوع ‌با ‌حذف ‌کین خواهی و ‌انتساب‌ اعمال ‌به ‌خدایان، ‌این ‌جزء ‌درست ‌به‌زعم ‌خود ‌را ‌برمی‌گزیند ‌که ‌بزهکار ‌از ‌سر ‌جهل ‌خود ‌و‌ نه‌ خواست ‌ظالمانه‌ی خود ‌مرتکب ‌جرم ‌شده ‌است. ‌و‌ به‌نوعی از ‌مجرم مسئولیت ستانی ‌می‌کند ‌و‌ این‌ آموزه‌ی بنیادین را‌ خاطرنشان می‌سازد ‌که ‌هیچ‌کس‌ اگر‌ بداند ‌به اختیار ‌بدی ‌نمی‌کند ‌و ‌اگر ‌کسی ‌خوب ‌و‌ بد ‌را ‌بداند، ‌بدی ‌را ‌انتخاب ‌نمی‌کند. بنابراین می‌توان نقش و تاثیرکرامت انسانی را در این مسئله آشکارا مشاهده نمود. ‌از همین رو ازنظر ‌فیلسوفان ‌معرفت ‌برای ‌فضیلت ‌بس ‌است.
صفحات :
از صفحه 242 تا 263