جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
جدلية الوعي الانساني: مركزية الوعي عند "ديكارت" و تدفق الوعي مثل النهر عند "دينيت"
نویسنده:
حسنية بلحاج، رشيد بن راشد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده ماشینی: تعد بسیاری از متفکران و فیلسوفان در پدیدارشناسی حرکات درونی آگاهی مطالعه کرده‌اند، اما ما خواستیم جنبه‌ای از دیدگاه‌های مختلف را برجسته کنیم که در نظر «دکارت» نمایان است که آگاهی را مرکزی در مغز می‌داند و آن را از طریق غده صنوبره که محرک‌های مادی و معنوی خارجی را دریافت می‌کند، مشخص کرده است، و در مقابل، «دانیل دنییّت» جریان آگاهی را مانند جریان رودخانه می‌بیند که از طریق فرآیندهای مداوم و پراکنده در مغز اتفاق می‌افتد و تأثیر آن در آینده هم ادامه دارد. در این مطالعه ما تلاش کردیم دیدگاه تحلیلی با زمینه‌های فلسفی معاصر ارائه دهیم و به برخی نتایج و پیشنهادات رسیدیم: دکارت توضیح داد که غده صنوبره در مغز مرکز آگاهی انسان است، و برای این که فرد چیزی را در آگاهی خود احساس کند، لازم است محرک‌های آن چیز از عضو حسی به این غده برسد، و خلاصه نظر «دنییّت» این است که او می‌پذیرد آگاهی مثل جریان جاری است یا ادامه دارد، اما او معتقد است که باور به این حقیقت کاملاً اشتباه است.
صفحات :
از صفحه 365 تا 388
تقارب المنهجي بين الفكر الفلسفي العربي والفكر الفلسفي الغربي –أبو حامد الغزالي و ديكارت أنموذجا-
نویسنده:
بلال قارة
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده ماشینی: این مقاله به رابطه منظم میان فیلسوف اسلامی ابوحامد الغزالی و پیشگام فلسفه مدرن، رنه دکارت می‌پردازد و تمرکز آن بر روش شک به عنوان راهی برای رسیدن به دانش یقینی است. با وجود فاصله زمانی زیاد بین آنها، الغزالی و دکارت هر دو از همان شک سیستماتیک در حواس و عقل‌ها شروع کردند تا به حقیقت برسند. الغزالی از شک در محسوسات و عقل‌ها آغاز کرد و به نوری الهی رسید که نمایانگر یقین بود، در حالی که دکارت از طریق اصل «کوجیتو: من می‌اندیشم پس هستم» به یقین رسید. مقاله نشان می‌دهد که هر دوی آنها از سنت رها شدند و به دنبال پایه‌های یقینی برای دانش بودند و در عین حال سؤالاتی درباره میزان تأثیر فکر اسلامی در شکل‌گیری فلسفه غرب مدرن مطرح می‌کند. مقاله بر یگانگی دانش انسانی تاکید دارد و وجود شباهت‌هایی در مسیر فکری و روش‌شناسی بین این دو اندیشمند را با وجود تفاوت در زمینه‌ها نشان می‌دهد.
صفحات :
از صفحه 146 تا 156
شك بين أوغسطين و ديكارت
نویسنده:
رشيد قدور
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده ماشینی: هدف این مطالعه روشن کردن ماهیت شک در فیلسوفی است که نماینده دوره پدران قبل از قرون وسطی است، یعنی قدیس "آگوستین"، و این با رجوع به زندگی‌نامه او و نوسانات و بی‌ثباتی‌هایی که تجربه کرده است، نمایان می‌شود؛ از پذیرش ادیان و مکاتب مختلف مانند مکتب شک گرفته تا هدایت او به سوی مسیحیت، و شک منسجم و روش‌مندی که در نهایت پذیرفت، مراحل آن و رابطه این شک با شک دکارت، و رابطه موجود بین‌شان، با پاسخ به این سؤال: آیا دکارت با شک آگوستینی آشنا بوده است؟
صفحات :
از صفحه 1401 تا 1425
بررسی تطبیقی تعریف سعادت و چگونگی رسیدن به آن ازنظر ابن‌ سینا و دکارت
نویسنده:
ابوالقاسم اسدی، فاطمه طاهری
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسئله سعادت و چگونگی رسیدن به آن، یکی از مباحث اساسی و بنیـادی اسـت کـه توجـه بیشتر متفکران در حوزه علوم انسانی و به­ویژه فیلسوفان اخلاق را از دیرباز تا زمان حاضر به خود معطوف نموده است. در این مقاله که گردآوری اطلاعات در آن، به روش کتابخانه­ای صورت گرفته، نظریات دو فیلسوف بزرگ شرق و غرب، یعنی ابن‌سینا و دکارت با هم مقایسه شده است. ازنظر ابن‌سینا، محرک اصلی انسان در همه فعالیت­ها و رفتارهایش، تحصیل لذت و دوری از رنج و اَلم است. ازنظر او، ماهیت سعادت، از سنخ لذت است و مانند لذت به سه قسم عقلی، خیالی و حسی تقسیم می‌شود. ابن‌سینا سعادت هر قوه از قوای نفس را عبارت از فعلیت یافتن و به کمال رسیدن همان قوه می­داند. البته باتوجه‌به اینکه بالاترین قوه از قوای نفس، قوه عاقله است، ابن‌سینا بالاترین درجه سعادت انسان را در فعلیت یافتن قوه عاقله می­داند و ازنظر او، فعلیت یافتن قوه عاقله به این است که از ماده و لوازم ماده تجرد یابد. اما ازنظر دکارت، بحث سعادت باید در ارتباط تنگاتنگ با بحث فضیلت مطرح شود؛ زیرا سعادت، نتیجه طبیعی جست‌وجوی فضیلت است. او سعادت را پاداش کسی می­داند که همواره تلاش می­نماید بر وفق فضیلت عمل نماید. او می­گوید ما در اعمالمان به دنبال فضیلت یا خیر اعلا هستیم، نه سعادت؛ ولی وقتی به خیر اعلا می­رسیم، لزوماً به سعادت نیز می­رسیم. دکارت، سعادت را در مهار و بهره­بر­ی صحیح از انفعالات و رسیدن به آرامش خاطر می‌داند؛ اما روشی که او برای رسیدن به این مقصود برمی­گزیند، نه یک روش فلسفی، بلکه یک روش علمی، یعنی استفاده از علم فیزیولوژی است.
صفحات :
از صفحه 91 تا 115
مفهوم و کارکرد پدیدارشناختی شهود ذات نزد دکارت و هوسرل
نویسنده:
عبدالرضا صفری
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این مقاله استوار بر روش توصیفی-تحلیلی بر نقش و کارکرد پدیدارشناختی شهود ذات نزد دکارت و هوسرل تمرکز دارد. طبق یافته‌های مقاله، علیرغم آنکه شهود فرآیند روش‌شناختی مشترک در پدیدارشناسی دکارت و هوسرل است، اما از حیث مؤلفه‌های کارگر در مقوله شهود تفاوت‌های آشکاری میان این دو وجود دارد. دکارت با ایجاد تمایز ضروری میان کنش‌های ذهنی شهود و قیاس، شهود را صرفاً واجد بداهت ذاتی بی‌واسطه و سزاوار اساس فلسفه یقینی می‌داند. دکارت به منظور فراتر بردن یقین حاصل از بداهت شهود بی‌واسطه به مقوله زمان و حافظه متوسل می‌شود. ولی از آنجا که حافظه فاقد ظرفیت تضمین بداهت شهود از «اکنون» به «گذشته» یا «آینده» است، به مفهوم خدا یا در حقیقت آموزه ورود الوهیت در تاریخ متوسل می‌شود تا استمرار فرازمانی بداهت بی‌واسطه شهود «من»را تضمین کند. با این همه نزد هوسرل، شهود در درجه اول به جنبه التفاتی بستگی دارد و بدون اساس و بنیادی که از سوی شهود داده شده، دست یافتن به اساس یقینی شناخت پدیداری امکان‌پذیر نیست. هوسرل با در پیش گرفتن رویکردی کاملاً نو می‌کوشد بداهت ذاتی شهود را برخلاف خواست دکارت نه از عقل الهی، بلکه از اگوی استعلایی یا موضوعیت نفسانی که شرط وجودی اعیان است، به دست آورد. بنابراین «خیال» را در مرکز شهود ذات می‌گذارد و با ورود مفاهیم نو، شهود را از رهگذر تعریف آن به منزله تصمیم و مسئولیت معرفت شناختی، انسجام ذات و استمرار اگوی فرازمان تکمیل می‌کند.
صفحات :
از صفحه 99 تا 121
فلسفۀ گفتمان از منظر فرا-دکارت: تقابل زبان، فرهنگ و ذات
نویسنده:
مصطفی مرادی مقدم
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این موضوع که چه عاملی باعث شکل‌گیری زبان می‌شود، غریزه یا محیط، در طی چند دهۀ اخیر بحث داغ بین محققان بوده که منجر به خلق دو دیدگاه فطری‌گرایی و تجربه‌گرایی شده است. در این مقالۀ به بررسی و تحلیل تاریخچۀ گفتمان از منظر نظریۀ «بازیِ پیچیده» و فرا-دکارت به عنوان رابطی بین زبان، فرهنگ (محیط اجتماعی و جامعه) و ذات (ژنتیک و غریزه) پرداخته شده است. این مقاله با تأکید بر اهمیت زبان به عنوان یک ابزار ارتباطی و فرهنگی، به بررسی چگونگی تأثیر آن بر هویت فردی و اجتماعی می‌پردازد. در این راستا، تحلیل‌های عمیق و انتقادی از نظریات سنتی و مدرن در زمینه زبان و فرهنگ ارائه می‌شود. همچنین به بررسی چالش‌ها و فرصت‌های موجود در ارتباطات انسانی در دنیای معاصر پرداختیم و به نقش زبان در شکل‌دهی تفکر و رفتار انسان‌ها بحث شده است. در این مقاله، زبان در بافت «بازی پیچیده» و در قالب «گفتمان» تعریف شده است، که تاکید بر سازندگی و غیرقابل پیش‌بینی بودن ارتباطات کلامی دارد. بنابراین، در این مقاله تمایز ذهن و بدن که در تفکر دکارت نهادینه شده بود مورد انتقاد قرار گرفته و تعاملات انسان در قالب بافتی پیچیده‌تر و گسترده‌تر، در قالب فرا-دکارت تعریف شده است. مقالۀ پیش رو به این سؤال پاسخ می‌دهد که گفتمان از منظر «بازی پیچیده» بر چه اصولی مبتنی است و با چه معیاری می‌توان به بررسی صحیح آن پرداخت. در انتها، پس از تحلیل نظریه‌ها و عقاید فرا-دکارت در باب زبان، عوامل مؤثر در تعیین نظریۀ مناسب زبان مطرح و کاربرد آن در مطالعات گفتمان بیان شده است.
صفحات :
از صفحه 225 تا 245
واکاوی مفهوم امتداد به عنوان صفت ذاتی جوهر مادی در فلسفه دکارت
نویسنده:
بهرام اعتمادی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این پژوهش با این پرسش آغاز می‌شود که چرا دکارت امتداد را صفت ذاتی جوهر مادی می‌دانست و این مفهوم چه ارتباطی با ریاضیات، فیزیک و متافیزیک او دارد. تحلیل با تعریف امتداد در تأملات و اصول فلسفه آغاز شده و با نفی اتم و خلأ، به توصیف فیزیک دکارتی به مثابه یک «جهان پلنوم» می‌رسد. در ادامه، این دیدگاه با نظرات اتمیست‌ها، افلاطون و ارسطو مقایسه می‌شود. سپس دو اشکال اساسی، که اصل وضوح و تمایز را به چالش می‌کشند، مطرح می‌گردد: نخست، عدم وضوح تقسیم‌پذیری نامعین ماده به دلیل وجود اعداد گنگ؛ و دوم، چگونگی تمایز یافتن اشیاء جزئی در یک جهان ممتد و یکپارچه. برای پاسخ به این چالش‌ها، مقاله به ریاضیات دکارت، به‌ویژه هندسه تحلیلی، رجوع می‌کند. اشکال اول با تکیه بر تمایز میان «نامتناهی» و «نامعین» پاسخ داده می‌شود. برای اشکال دوم، علاوه بر تبیین نقش «حرکت» در تمایز، پاسخی نوآورانه ارائه می‌شود که بر سه محور متافیزیک، ریاضیات و معرفت‌شناسی کوگیتو استوار است. این استدلال به شکلی بدیع نشان می‌دهد که چگونه اصل تقدّم وضوح امر نامتناهی بر متناهی در تأمل سوم، مبنایی کلیدی برای حل مسئله تمایز در فیزیک دکارتی فراهم می‌آورد.
صفحات :
از صفحه 6 تا 37
آموزش فلسفه جلد 1
نویسنده:
محمدتقی مصباح یزدی
نوع منبع :
کتاب
وضعیت نشر :
تهران: سازمان تبلیغات اسلامی،معاونت فرهنگی ,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مهمترین نکاتی که در این نوشتار رعایت شده است عبارتند از: اشاره به سیر تفکر فلسفی و مکتبهای مختلف آن، ارتباط فلسفه با علوم و معارف دیگر، تبیین ضرورت آموختن فلسفه و رفع شبهات پیرامون آن ها، مقدم شمردن ذکر مسایل هستی شناسی به مبحث شناخت شناسی و دیگر مباحث.
نقد اونتیکی–اونتولوژیکی هایدگر بر اونتولوژی دکارت
نویسنده:
رمضانعلی فلاح رفیع ، حسین اسفندیار
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
دکارت، در تلاش برای اثبات ریشۀ تردیدناپذیر معرفت و رسیدن به یقین در مابعدالطبیعه و شاخه‌های معرفت بشری، وجود را به دو بخشِ شیء اندیشنده (من اندیشنده) و ابژۀ اندیشه (جهان خارج) تقسیم می‌کند و مبنای تردیدناپذیر معرفت را در شیء اندیشنده جست‌وجو می‌نماید و، براساسِ آن، جسم یا جهان خارج، خدا و سایر علوم را اثبات می‌کند. هایدگر این فکر ریشه‌ای در فلسفۀ دکارت را مورد نقادی قرار می‌دهد و آن را به‌معنایِ تفکیک سوژه و ابژه می‌داند، امری که به بحران‌هایی در فهم حقیقت وجود،‌ واقعیت و تجربۀ انسانی منجر شده است. این نوشتار از دیدگاه اونتیکی-اونتولوژیکی و به روش تحلیلی به نقدهای هایدگر درموردِ دکارت می‌پردازد. هایدگر، با معرفی مفهوم دازاین (وجود انسانی در جهان)، به‌جایِ تفکیک سوژه و ابژه، بر ضرورت پیوستگی انسان با جهان تأکید می‌کند و تفکیکِ دکارتی سوژه و ابژه را رد می‌کند. وی معتقد است که تنها ازاین‌طریق می‌توان به حقیقت وجود دست یافت. در این مقاله، با استفاده از تحلیل پدیدارشناختی هایدگر و امعان‌نظر در کتاب هستی و زمانِ هایدگر، پنج نقد عمدۀ اونتیکی-اونتولوژیکی وی بر فلسفۀ دکارت را از دیگر نقدهای وی تفکیک کرده و به بررسی آن پرداخته‌ایم. این نقدها به‌عنوانِ پیش‌نیازی برای بازاندیشی در متافیزیک مدرن و راهی برای فهم عمیق‌تر از وجود و هستی محسوب می‌شود.
صفحات :
از صفحه 55 تا 77
پارادوکس گسستگی و پیوستگی زمان در فیزیک و متافیزیک دکارت
نویسنده:
نیره سادات میرموسی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
بااینکه مفهوم زمان جایگاهی بنیادین در فیزیک و متافیزیک رنه دکارت ایفا می‌کند اما به‌مثابۀ موضوعی مستقل و منسجم و به‌طورِ نظام‌مند در آثار وی بررسی نشده است. به همین دلیل، تفاسیر متفاوت و متضادی از مفهوم زمان در اندیشه دکارت مطرح شده است: برخی از مفسران زمان را، در چارچوب دکارتی، اساساً گسسته و اتمیستی تلقی می‌کنند، درحالی‌که برخی دیگر بر پیوستگی ذاتی و مداوم آن تأکید دارند. این شکاف تفسیری ریشه در پیچیدگی بنیادین متون دکارت دارد. اظهارات پراکنده و گاه متناقض‌نمای او دربابِ زمان شواهدی متنی فراهم می‌آورد که هر دو قرائت را پشتیبانی می‌کند. این مقاله به بررسی این پرسش می‌پردازد که آیا دکارت به پیوستگی زمانی (تقسیم‌پذیری بی‌نهایت زمان) یا به گسستگی زمانی (اتم‌گرایی زمانی) قائل بوده است یا نه. با تکیه بر تحلیل‌های برخی دکارت‌پژوهان مانند کن لوی، گروهام، کمپ اسمیت، مارشال گرو و با ارجاع به آثار اصلی دکارت، ازجمله تأملات در فلسفه اولی و اصول فلسفه، استدلال می‌شود که شواهد متنی و تفسیرهای فلسفی از تعهد دکارت به نسخه‌ای از اتم‌گرایی زمانی یعنی ناپیوستگی قوی حمایت می‌کنند. در ادامه، قرائتی مخالف که دکارت را قائل به پیوستگی زمانی می‌داند نیز طرح شده و حدود اعتبار و محدودیت‌های آن به‌طورِ انتقادی بررسی شده است.
صفحات :
از صفحه 103 تا 126