جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
قانون الطبيعي بين الرواقية والمسيحية عند توما الإكويني
نویسنده:
جوهر بلحنافي
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده ماشینی: مسیحیت بسیاری از ایده‌های اساسی خود را از رواقیگری گرفته است تا جایی که فلسفه‌اش را با رنگ‌های اصول رواقی آمیخته تا برای زندگی اجتماعی و طبیعت این عقیده مناسب باشد، بنابراین مسیحیت در بسیاری از اصول اساسی‌اش با رواقیگری شباهت دارد. فضیلت، خیر و سعادت در هماهنگی با طبیعت نهفته است و هر چیزی که خلاف طبیعت باشد، شر یا رذیلت است. این ایده‌ها بازتابی در اندیشه مسیحیت متأخر داشته‌اند، به ویژه در مورد فضیلت و رذیلت و گناهان و فضایل بزرگ. برای رواقی‌ها و بعد از آن مسیحیان، دانش خیر مطلق است و خیر می‌تواند همچنین زیبایی، عدالت، شجاعت و حکمت باشد.
آکویناس و فلسفه‌ی ذهن
نویسنده:
آنتونی‌جان‌پاتریک کنی؛ ترجمه: علی سنایی
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: علم,
ملاحظاتی در باب مفاهیم استعلایی مدرسی: در پرتو مابعدالطبیعۀ ابن سینا، آکوئینی و اسکوتوس
نویسنده:
سید حمید طالب زاده ، علی رضا عطارزاده
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
دسته‌­ای از مفاهیم هست که در محور تفکر مابعدالطبیعی قرار دارند و موضوع و محمول عموم قضایای مابعدالطبیعی را تشکیل می­‌دهند. چنین نیست که محوریت این مفاهیم مابعدالطبیعی، که در فلسفۀ اسلامیِ (متأخر) «معقول ثانیِ» (فلسفی)، و در فلسفۀ مدرسی «مفاهیم استعلایی» نامیده می­‌شوند، از ابتدای تاریخ مابعدالطبیعه تشخیص داده شده باشد. بلکه این محوریت­‌یابی مبتنی بر شرایطی بوده که در مابعدالطبیعۀ ابن سینا رقم خورده است، و فیلسوفان مدرسی با تکیه بر ابداعات ابن سینا مباحث ناظر به این مفاهیم را بسط داده‌­اند و نهایتاً دانز اسکوتوس کل مابعدالطبیعه را علم استعلایی دانسته و اجزای مابعدالطبیعه را بر پایۀ تلقی خویش از مفاهیم استعلایی بنا کرده است. در این مقاله با نظر به مابعدالطبیعۀ ابن سینا، آکوئینی، اسکوتوس، و تأکید بر اشتراکات فکری آن­ها می­‌کوشیم تا به طرح چارچوبی عام برای فلسفۀ استعلایی مدرسی نزدیک شویم. سبب انتخاب این سه فیلسوف این است که ابن سینا منبع اصلی مسائل مرتبط با استعلایی­‌هاست، آکوئینی علاوه بر مسائل سینوی مسائلی جدید مطرح ساخته است، و اسکوتوس نخستین بار به صراحت کل مابعدالطبیعه را علم استعلایی نامیده است. در این مقاله، نشان داده خواهد شد که (1) چگونه تلقی خاص بوعلی از مابعدالطبیعه شرایط محوریت­‌یابی این مفاهیم را فراهم آورد و (2) دیدگاه هر یک از این سه فیلسوف در باب چیستی مفاهیم استعلایی چیست و (3) چرا و به چه شیوه اینان خارجیت و نحوۀ خارجیت این مفاهیم را نشان می­‌دهند.
تحلیل عناصر دینی نظریۀ سعادت و تبیین نقش آن‏ها از نظر ابن ‏سینا و توماس آکوئیناس
نویسنده:
علی حسینی ، سید حسین سید موسوی ، جهانگیر مسعودی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسئلۀ سعادت انسان از دیرباز، موردتوجه متفکران بوده و ارسطو از نخستین اندیشمندانی است که سعادت را محور نظام اخلاقی خویش قرار داده است. ازنظر این فیلسوف، سعادت، غایت زندگی انسان محسوب می‌شود که درپی کسب فضایل اخلاقی و عقلانی در دنیا به‌دست می‌آید. ابن‏سینا و توماس آکوئیناس به ‏عنوان دو فیسلوف شاخص مشائی در شرق و غرب، هرکدام، تفسیری خاص از نظریۀ سعادت بیان کرده ­اند. در این نوشتار، با استفاده از روش توصیفی‌- تحلیلی، بررسی تطبیقی تفسیرهای عرضه‌شده ازسوی این دو فیلسوف را به‌منظور کشف افتراقات و اشتراکات نظریاتشان انجام داده‌ایم. مباحث این دو متفکر، بیانگر آن است که هردوی آنان تفسیرهایشان از نظریۀ سعادت ارسطو‌ را با تمسک به عنصر دینی خویش و با تکیه بر رویکردی عقلانی، در بستر تعالیم دینی به‌دست داده‌اند. ابن‌سینا در بُعد عملی سعادت، درقالب تمسک به جنبۀ عملی شریعت اسلام، با بیان فضایل و رذایل دینی و التزام به آن‌ها، و توماس آکوئیناس درقالب قاعدۀ فیض و لطف الهی با مطرح‌کردن ایدۀ فضایل الهیاتی، موجب قرین‌سازی سعادت دنیوی ارسطو با سعادت دینی- اخروی شده‌اند. ابن‌سینا با رویکردی تکمیلی و با محور قراردادن سعادت عقلی، نقش شرع در سعادت را لازم و تکمیل‌کننده دانسته و توماس آکوئیناس نیز با رویکردی ترکیبی، علاوه‏بر سعادت عقلی ارسطویی، سعادت الهیاتی مبتنی ‏بر ایمان مسیحی را لازم و نقش آن را تکمیل ­کننده به‌شمار آورده است.
صفحات :
از صفحه 211 تا 238
واکاوی تطبیقی مبانی فلسفی و الهیاتی معنای زندگی در اندیشه علامه طباطبایی و توماس آکویناس
نویسنده:
فرحناز فکری
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسئلۀ معنای زندگی از بنیادی‌ترین پرسش‌های فلسفی و دینی است که همواره ذهن انسان را به خود مشغول داشته است. این پژوهش با رویکردی تحلیلی ـ تطبیقی، معنای زندگی را در اندیشه علامه طباطبایی و توماس آکویناس بررسی می‌کند. از منظر علامه طباطبایی، زندگی در پرتو خداباوری، معرفت، عمل صالح و حرکت در مسیر فطرت الهی معنا می‌یابد و حیات حقیقی، حیاتی است که به کمال روحانی و قرب الهی بینجامد. در مقابل، آکویناس با تلفیق عقل‌گرایی ارسطویی و الهیات مسیحی، معنای زندگی را در تحقق فضایل عقلانی و اخلاقی و نیل به سعادت ابدی در اتحاد با خداوند می‌داند. هر دو متفکر بر غایت‌مندی جهان، جاودانگی نفس و نقش اساسی عقل و ایمان تأکید دارند؛ با این حال، تفاوت‌هایی در مبانی انسان‌شناختی، به‌ویژه در مسئلۀ گناه نخستین و جایگاه انسان در نظام آفرینش، میان آن دو مشاهده می‌شود.
صفحات :
از صفحه 72 تا 83
بازخوانی عدالت خاص: تفسیر و ارزیابی آکوئیناس از عدالت ارسطویی
نویسنده:
مریم اردشیر لاریجانی ، عبدالله عابدی فر
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
عدالت خاص، فضیلتی است که بر روابط و تعاملات ما با افراد جامعه حاکم بوده و برخلاف عدالت عام، نه ما را به‌سوی خیر مشترک، بلکه به خیر همسایگان، همکاران و دیگر افرادی که به‌طور مداوم با آن‌ها در ارتباط هستیم، هدایت می‌کند. توماس آکوئیناس دو نوع عدالت خاص را معرفی می‌کند: عدالت توزیعی و عدالت مبادله‌ای. عدالت مبادله‌ای نیز به دو بخش تقسیم می‌شود: عدالت تأدیبی (اصلاحی)و عدالت متقابلی (تناسبی). عدالت توزیعی به نحوه توزیع منصفانه خیرات و مسئولیت‌های جمعی، مانند افتخارات و شایستگی‌ها، می‌پردازد. این عدالت تضمین می‌کند که این منابع و وظایف به‌طور عادلانه میان افراد توزیع شوند. در مقابل، عدالت مبادله‌ای بر اطمینان از رعایت انصاف در خریدوفروش، کسب‌وکار و مسائل کیفری و جزائی تمرکز دارد. هر دو نوع عدالت (توزیعی و مبادله‌ای) زمانی تحقق می‌یابند که برابری میان افراد حفظ شود؛ یعنی هر شخص به حق خود برسد یا دین او ادا شود. آکوئیناس حاکمان سیاسی را عاملان اصلی تحقق عدالت توزیعی می‌داند و معتقد است که عدالت توزیعی زیربنای عدالت مبادله‌ای است و بر آن اولویت دارد.
مطالعه تطبیقی نظریه قانون طبیعی در فلسفه اخلاق کلاسیک و مدرن؛ به روایت آکوییناس و گروسیوس
نویسنده:
ایوب افضلی دلفان؛ استاد راهنما: مصطفی محقق داماد، محسن جوادی؛ استاد مشاور: محمدحسن یعقوبیان قمشه
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
فلسفه اخلاق در تاریخ بلند خود، نظریه‌های گوناگون داشته است. این نظریه‌ها نیز به نوبه خود در دوره‌های تاریخی مختلف دستخوش تحولات فکری بوده و خوانش‌ها و روایت‌های متنوعی یافته‌اند. قانون طبیعی از جمله نظریه‌هایی است که همواره در حکمت دینی و حکمت عقلی در حدود بیست و چهار قرن مورد توجه بوده است. با این حال، رصد کردن تحولات مفهومی آن از زوایه فلسفه تطبیقی و در دامنه عقلانیت سنتی و عقلانیت مدرن، مسئله‌ای فلسفی است که کمتر به آن پرداخته شده است. توماس اکوییناس با اینکه متأثر از مکتب ارسطو، ابن سینا و ... بوده است، اما نخستین کسی است که قانون طبیعی را در ابعاد مختلف مورد تحلیل و توسعه قرار داد، تا جایی که بتوان نام نظریه بر آن نهاد. بنابراین ویژگی مهم آکوییناس این است که نخستین نظریه‌پرداز و مهم‌ترین نظریه‌پرداز قانون طبیعی است. اگر تاریخ نظریه‌پردازی در قانون طبیعی را دارای سه نقطه عطف بدانیم، نخستین آنها مربوط به آکوییناس است، دومین نقطه عطف گرسیوس و سومین نقطه عطف، جان فینیس است که به ترتیب یکی به دوران اسکولاستیک، دومی به اوائل دوران مدرن و سومی به دوران معاصر (نیمه دوم قرن بیستم) تعلق دارد. این رساله نگاه درجه دوم/منظر تطبیقی به تاریخ فلسفه اخلاق خواهد داشت و مهم‌ترین تحولات قانون طبیعی را نه صرفاً در یک بازه زمانی چهارصد ساله (حد فاصل آکوییناس تا گروسیوس، از قرن 13 تا 17 میلادی)، بلکه در دوسوم تاریخ نظریه‌پردازی در قانون طبیعی، از نظر خواهد گذراند. وانگهی نظرات و ابتکارات آکوییناس و گروسیوس در نوع خود، بدیع و جریان‌ساز بوده است و همچنان محل ارجاع، بازخوانی و نقد و تفسیر فیلسوفان اخلاق، حقوق و سیاست است. بنابراین آنها به عنوان دو متفکر کلیدی در تاریخ قانون طبیعی، همچنان آراء ارزشمندی برای آموختن به متفکران معاصر دارند، اما بدون نگاهی تطبیقی نمی‌توان به درک تفاوت ها، شباهت‌ها و نقاط قوت و ضعف کار آنها واقف شد. از دیگر سو، فلسفه تطبیقی امکان نگاهی ارزیابانه را فراهم می‌کند و این امکانی است که نه در فلسفه اخلاق تحلیلی و نه در تاریخ فلسفه‌ اخلاق متداول که صرفاً به طور خطی، تأثیر و تأثرات را پی‌میگیرد، وجود ندارد (هرچند در این پروژه، نیازمند تاریخ فلسفه اخلاق و فلسفه اخلاق تحلیلی هستیم، اما منظر اصلی پژوهش ما، فلسفه تطبیقی است). بنابراین آکوییناس و گرسیوس به عنوان دو فیلسوف دوران‌ساز در تاریخ قانون طبیعی که یکی مؤسس نظریه کلاسیک/اسکولاستیک است و دیگری مؤسس نظریه مدرن است، شایسته یک مطالعه تطبیقی و ارزیابی انتقادی از منظر فلسفه تطبیقی‌اند و به لطف خداوند در این رساله می‌کوشیم بر اساس منابع اصیل و آثار فلسفه اخلاقی آنان، چنین هدفی را محقق کنیم. در این رساله مطالعه تطبیقی (فصل آخر) شامل دو بخش خواهد بود که عبارتند از: 1. بررسی امتداد و گسست پارادایمی. 2. نقد و بررسی نظریه آکوییناس و گروسیوس در قانون طبیعی • بررسی امتداد و گسست پارادایمی در بخش اول، نخست به این پرسش خواهیم پرداخت که تغییر پارادایمی قانون طبیعی از اکوییناس به گروسیوس دارای چه تحولات مفهومی‌ای بوده است. مقصود ما بیان تفاوت هایی است که از منظر پارادایم‌شناسی میان این دو متفکر وجود دارد؛ فارغ از اینکه آیا آنها برای نخستین بار پدیدآور یک رویکرد یا نگاه خاص بوده‌اند (زیرا ردیابی این سؤال بیش از هر چیز، به تاریخ فلسفه مربوط است و تشخیص یک یا چند نوآوری در کار یک متفکر، به معنای انجام فلسفه تطبیقی نیست و در فلسفه تطبیقی، علاوه بر ملاحظه دو نظرگاه فلسفی، طرح یک پرسش قابل کاربست بر دو طرف مطالعه، ضروری است. با این حال، در انجام فلسفه تطبیقی، پرسش از تفاوت‌های پارادایمی و نوافزوده‌های یک نظریه، پرسش معناداری است؛ زیرا از منظرهای مختلف، وجه تمایز آن را در قیاس دیگری روشن می کند. بنابراین مطالعه خطی تاریخ فلسفه (حتی در مورد یک فیلسوف) می‌تواند بخشی از پژوهش تطبیقی باشد (هرچند به تنهایی معادل فلسفه تطبیقی نیست). به بیان دقیق‌تر، هدف این فصل، پاسخگویی به این سه پرسش است: 1- اگر در فاصله دوران کلاسیک و مدرن صرفاً دو متفکر برجسته در دو نقطه تاریخی (آکوییناس و گروسیوس) را مورد مطالعه تطبیقی قرار دهیم (بدون اصالت دادن به تاریخ فلسفه و سیر خطی تحولات در همه آثار)، چه تغییرات بنیادینی را در مقایسه این دو نظریه از قانون طبیعی خواهیم دید و این تغییرات بنیادی پیرامون چه ایده‌هایی است؟ برای پاسخ به این پرسش، بدیهی است که باید مشترکات آکوییناس و گروسیوس را هم دانست و از این رو باید مطالعه فراگیری پیرامون ارکان و مؤلفه‌های نظریه قانون طبیعی انجام داد تا بر اساس آن، جنبه‌های امتداد نظری و نیز گسست پارادایمی روشن شود. 2- گروسیوس بر اساس چه دلایلی این تغییرات را ایجاد کرده است (تفصیل این دلایل در فصل های قبل آمده است و تنها به آنها اشاره خواهد شد؛ زیرا برای پرسش بعدی به آن نیاز داریم). 3- آیا دلایل گروسیوس برای تغییراتی که ایجاد کرده است، در قیاس با دلایل آکوییناس موجه هستند یا خیر؟ بنابراین در بخش اول، علاوه بر تبیین امتداد و گسست پارادایمی، اعتبار و ارزش نوآوری‌های اساسی گروسیوس در مقایسه با آراء آکوییناس را نیز نقد و بررسی خواهیم کرد. • نقد و بررسی نظریه آکوییناس و گروسیوس در قانون طبیعی در این بخش، به مهم ترین انتقاداتی که نظریه قانون طبیعی با آنها مواجه است، خواهیم پرداخت و از این منظر، آنها را بازطرح خواهیم کرد که اولاً: سیستم فلسفی آکوییناس و گروسیوس چه پاسخی به آنها خواهد داشت؟ و ثانیاً پاسخ آنها چه اندازه قابل دفاع یا قابل مناقشه است؟
ترجمه و بررسی کتاب پنج طریق: براهین توماس آکویناس در اثبات وجود خدا آنتونی کنی از ابتدا تا انتهای فصل سوم
نویسنده:
محمد عیوضی؛ استاد راهنما: کامران قیوم زاده؛ استاد مشاور: زهرا حسینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
کتاب حاضر به بررسی و تحلیل سه طریق نخست از براهین پنج‌گانه‌ی اثبات وجود خدا در فلسفه‌ی قدیس توماس آکویناس می‌پردازد؛ براهینی که در سنت مدرسی مسیحی جایگاهی بنیادین دارند، اما در پرتو فلسفه‌ی تحلیلی معاصر، با چالش‌های مفهومی و منطقی تازه‌ای روبرو شده‌اند. در فصل نخست، برهان مبتنی بر اصل حرکت (motus) به‌عنوان طریق اول، محور تحلیل قرار می‌گیرد. آکویناس با بهره‌گیری از مفاهیم ارسطویی قوه و فعل، استدلال می‌کند که هر آنچه در حرکت است، به‌واسطه‌ی دیگری به حرکت در می‌آید و این تسلسل در نهایت باید به محرک نامتحرک ختم شود. آنتونی کنی، فیلسوف معاصر بریتانیایی، در نقد خود، با تمرکز بر مفاهیم کلیدی مانند movetur و اصل اینرسی، نشان می‌دهد که فهم آکویناس از حرکت با فیزیک مدرن ناسازگار است. او با تفکیک میان حرکت بالعرض و بالذات، استحکام مقدمات این برهان را زیر سؤال می‌برد. فصل دوم به تحلیل طریق دوم اختصاص دارد که مبتنی بر اصل علیت فاعلی است. آکویناس استدلال می‌کند که هر چیزی علتی دارد و این سلسله علل باید در نهایت به علت نخستین ختم شود. کنی با بازخوانی ساختار این استدلال و تمایز میان انواع علیت، بر خلط میان علت فاعلی و علت محرک در استدلال آکویناس تأکید می‌گذارد. او با استفاده از تحلیل‌های منطقی و زبانی، نشان می‌دهد که تمایز میان تقدم زمانی و تقدم علّی به‌درستی در نظر گرفته نشده است و نیز اثبات ناپذیری توقف تسلسل علل فاعلی بالعرض، نقطه‌ضعف اصلی برهان را تشکیل می‌دهد. همچنین، ارجاع به نظریه‌های علمی چون انتخاب طبیعی و مدل‌های کیهان‌شناسی، امکان کفایت علیت فاعلی در تبیین پدیده‌های پیچیده را به چالش می‌کشد. فصل سوم به برهان سوم آکویناس می‌پردازد که مبتنی بر تمایز میان موجودات ممکن‌الوجود و واجب‌الوجود است. آکویناس از وجود پدیده‌های فاسدشدنی نتیجه می‌گیرد که باید موجودی ضروری و مستقل از غیر وجود داشته باشد. کنی در تحلیل خود، با تمایز میان گونه‌های مختلف امکان (منطقی، فیزیکی، متافیزیکی و لااقتضائی) نشان می‌دهد که آکویناس در به‌کارگیری این مفاهیم دچار خلط و ساده‌سازی شده است. او همچنین با نقد دقیق مغالطه‌های منطقی، به‌ویژه مغالطه‌ی انتقال سور، و بررسی دقیق مفاهیم «ضرورت» و «تقدم»، استنتاج‌های برهان را مورد تردید قرار می‌دهد. کنی در ادامه، نقش ماده در استمرار تغییر، و امکان فسادپذیری در بازه‌ای نامتناهی را ارزیابی کرده و در نسبت با نظریه‌هایی چون مه‌بانگ و جهان ازلی، نشان می‌دهد که بدون بازنگری در مبانی فلسفی، این طریق نیز همچون دو طریق دیگر از اثبات قطعی وجود خدا ناتوان خواهد بود.
ترجمه و بررسی کتاب پنج طریق: براهین توماس آکویناس در اثبات وجود خدا آنتونی کنی از فصل چهارم تا فصل پنجم
نویسنده:
میلاد راستین فر؛ استاد راهنما: کامران قیوم زاده؛ استاد مشاور: زهرا حسینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , ترجمه اثر , نقد و بررسی کتاب
منابع دیجیتالی :
چکیده :
پژوهش حاضر به تحلیل و بررسی دو مورد از مهم‌ترین براهین پنج‌گانه توماس آکویناس برای اثبات وجود خدا، یعنی طریق چهارم و طریق پنجم، می‌پردازد. این دو طریق هر یک بر بنیادهای متمایز متافیزیکی و معرفتی استوارند و از رهگذر استدلال‌هایی مفهومی، نظم‌مند و غایت‌مدارانه، به دفاع از امکان و ضرورت وجود خداوند می‌پردازند. در بخش نخست، طریق چهارم مورد بررسی قرار گرفته که بر پایه‌ی مراتب وجود، صدق، خیر و کمال بنا شده است. آکویناس در این طریق استدلال می‌کند که اشیاء جهان به‌صورت تدریجی و نسبی دارای صفاتی چون خوبی، صدق و کمال‌اند و از این رو، باید موجودی وجود داشته باشد که به‌طور مطلق واجد این صفات باشد؛ موجودی که کمال محض و منشأ تمام کمال‌های نسبی در جهان است. این استدلال، با تأثیرپذیری از سنت افلاطونی، به‌ویژه نظریه مثل، ساختار یافته و میان تمثیلات محسوس و مثال‌های عالی‌تر، تمایز می‌نهد. در این تحلیل، مفاهیمی چون «esse» (فعل وجود)، تمایز میان وجود ذاتی و عرضی، و نسبت آن‌ها با ذات الهی به‌عنوان «وجود محض» به‌دقت واکاوی می‌شوند. همچنین، دیدگاه‌های مفسرانی چون گیچ، ژیلسون و کواین درباره‌ی مفاهیم کلی، معناشناسی محمول‌های فلسفی و امکان سنجش مفهومی کمال، به‌طور انتقادی بررسی می‌گردد. نتیجه آن است که طریق چهارم، برخلاف تلقی رایج که آن را استدلالی مبتنی بر سنجش تجربی صفات می‌پندارد، بر بنیانی عمیقاً متافیزیکی استوار است که درک آن بدون تحلیل مفاهیمی چون ذات، وجود و درجات کمال میسر نیست. در بخش دوم، طریق پنجم آکویناس، که به برهان نظم یا غایت‌مندی نیز شناخته می‌شود، تحلیل می‌گردد. این برهان از مشاهده‌ی رفتار هدفمند در پدیده‌های طبیعی فاقد شعور آغاز می‌کند؛ رفتارهایی که به‌صورت مکرر و هماهنگ به نتایج معین و سودمند منتهی می‌شوند. آکویناس بر آن است که چنین غایت‌مندی‌ای، در فقدان شعور، تنها می‌تواند ناشی از هدایت یک فاعل عاقل باشد. در این راستا، مقاله به تمایز میان تبیین‌های غایت‌شناختی و مکانیستی می‌پردازد و با ارجاع به آرای متفکران معاصری چون چارلز تیلور، دنیس نوبل و آیر، نسبت میان علم طبیعی و امکان تبیین هدف در جهان بررسی می‌شود. در نهایت، ضمن تشکیک در کفایت تبیین‌های مکانیستی برای فهم ساختار جهت‌مند طبیعت، از این فرض دفاع می‌شود که نظم مشاهده‌شده در طبیعت می‌تواند بر پایه مفاهیم عقل، هدف و علیت نهایی، در قالب برهانی فلسفی در جهت اثبات وجود خداوند تفسیر گردد. این پژوهش در مجموع می‌کوشد نشان دهد که هر دو طریق آکویناس، اگرچه در ظاهر از تجربه آغاز می‌کنند ولی در عمق خود، مبتنی بر ساختاری متافیزیکی، معرفت‌شناختی و عقلانی هستند که می‌توانند به‌عنوان ابزاری معتبر در الهیات طبیعی معاصر بازخوانی شوند.
لوازم انسان‌ شناختی آموزه خلقت آدم به صورت خداوند در سه سنت دینی یهودیت، مسیحیت و اسلام با تأکید بر آرای ابن میمون، آکویناس و ملاصدرا
نویسنده:
صفیه بلوچی؛ استاد راهنما: مهدی صلاح؛ استاد راهنما: علی بصیری نیا
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
ظهور پیامبر اسلام(ص) در قرن هفتم میلادی نقطه عطفی در تاریخ شبه‌جزیره عربستان و آغازگر تحولات گسترده در عرصه‌های دینی، اجتماعی و سیاسی بود. در این میان، مواضع جوامع مسیحی (نصارا) در برابر دعوت پیامبر اسلام(ص) از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ زیرا این جوامع با توجه به گستره جغرافیایی و تنوع اعتقادی خود، نقش تعیین‌کننده‌ای در روابط بین‌الادیانی صدر اسلام ایفا کردند. برخی گروه‌های نصارا به دلیل اشتراکات اعتقادی و اخلاقی با اسلام، به تعامل و همزیستی مسالمت‌آمیز گرایش یافتند، در حالی که گروه‌هایی دیگر به دلایل مذهبی، سیاسی و اجتماعی به مخالفت با پیامبر(ص) پرداختند. قرآن کریم و سیره نبوی نیز نمونه‌های متعددی از مواجهه پیامبر(ص) با مسیحیان را دربردارد که مبتنی بر گفت‌وگو، عدالت و مدارای دینی بود. این پژوهش با روش تاریخی و تحلیل محتوای منابع اولیه و ثانویه، در پی آن است که ضمن بررسی مواضع مختلف نصارا در برابر دعوت پیامبر اسلام(ص)، عوامل مؤثر بر این واکنش‌ها را تبیین نماید. دستاورد این تحقیق می‌تواند تصویری روشن‌تر از چگونگی تعامل مسلمانان و مسیحیان در صدر اسلام ارائه داده و به تقویت مطالعات بین‌الادیانی و همزیستی مسالمت‌آمیز ادیان کمک نماید.