جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 29
نوآوری‌های ملاصدرا در تحلیل سلامت نفسانی و درمان بیماری‌های آن
نویسنده:
فرشته ابوالحسنی نیارکی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مقاله حاضر به رصد شواهد پراکنده مرتبط با سلامت نفس و بیماری­های آن در آثار صدرا می­پردازد و با جمع‌آوری مطالب، نظریۀ سلامت نفس ملاصدرا را بازسازی می­نماید. براین اساس: 1) تحلیل مفهومی سلامت (صحت) و بیماری (مرض)، 2) ملاک­ها و زیرملاک­های مصداقی سلامت نفس، 3) تبیین علل تحقق بیماری­ها، 4) تحلیل مراتب مختلف سلامت و 5) ارائه راه­کارهای درمانی صدرا در معالجه بیماری­های نفسانی ضرورت دارد. این مسائل، به فراخور مبحث، با مقایسۀ تطبیقی آراء ملاصدرا، با اخلاق­نگاران فلسفی پیشین، نظیر زکریای رازی، ابن­مسکویه، طوسی، و دوانی که مستقلاً و منسجم به «صحت نفس» پرداخته­اند، تحلیل می­گردد. جمع­آوری آراء پراکنده ملاصدرا در سلامت و درمان، نوآوری­های محدودی را در برخی از مؤلفه­ها نسبت به پیشینان نمایانگر است؛ اما آنچه که نظریۀ سلامت وی را قابل توجه می­سازد، توجه به مبانی خاص صداریی همچون رابطۀ نفس و بدن، جنبه جسمانیه­الحدوثی نفس، تشکیک و حرکت جوهری انسان، و قاعده «النفس فی وحدتها کل­القوی» و ... است که مبانی­ متفاوتی را برای مباحث سلامت نفس به ارمغان آورده است. شناخت دقیق بیماری و تشخیص منشأ و عوامل آن، درمان از طریق اضداد (تا نیل به اعتدال)، درمان­های شناختی مبتنی بر تغییر انگاره، تنبیه و عقوبت و مداومت بر فضیلت، (راه­کاری مثبت­نگر) از جمله راه­کارهای رصد شده از آراء ملاصدرا است.
صفحات :
از صفحه 141 تا 174
اعجاز و دلایل آن از منظر ملاصدرا
نویسنده:
مجتبی نوروزی , فرشته ابوالحسنی نیارکی , عیسی محمدی‌نیا
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
معجزه، فعل خارق عادتی است که بر خلاف سنت و خارج از نظام علت‌ها و معلول‌های طبیعی واقع می‌شود و علت تحقق آن، فراطبیعی، ناشناخته و همراه با تحدی و عدم معارضه است. بحث منسجمی در رابطه با معجزه از نگاه ملاصدرا، مغفول مانده است. هدف این پژوهش، بررسی معجزه و رابطه نبی با خداوند از منظر ملاصدرا است. سوال اساسی این‌جاست که ملاصدرا معجزه را چگونه تبیین می‌کند و بر اساس چه مبانی فلسفی، امکان آن را در نظام هستی ممکن می‌سازد؟ به‌نظر می‌رسد، نمی‌توان در اندیشه او این‌طور بیان کرد که معجزه، فعل خود انبیا(عل) است که با تکیه به نیروی نفسانی، برخورداری از نیروی حسی حافظه قوی و نیز نیروی عقلی بالا که از قدرت الاهی سرچشمه گرفته است، کار خارق‌العاده انجام می‌دهند و در حقیقت رابطه انبیا(عل) با معجزه، رابطه تکوینی و از نوع علت و معلول است. در این پژوهش که با روش توصیفی- تحلیلی صورت گرفته است، ملاصدرا با طرفداری از حقیقت معجزه انبیا(عل) که مظهر بارز انسان کامل هستند، تكامل نفس را شرط تحقق معجزه می‌داند و بر این باور است که تکامل نفس که در انبیا(عل) وجود دارد، عامل انجام کار‌های خارق‌العاده در ایشان می‌گردد و از آنجا که پیامبران(عل) انسان‌های کاملی هستند که در ظل صعود معنوی خود روحشان کامل می‌شود و به مقام ولایت می‌رسند، مظهر قدرت حق یا اسمی از اسماء و صفتی از صفات خدای سبحان هستند و در این‌صورت، معصوم(ع) بستری برای پذیرش مظهریت خداوند می‌شود. بنابراین، مؤلفه معنایی دیگری که در معنای «إذن» به‌دست می‌آید، این است که ولایت تکوینی اولیاء الاهی برگرفته از ولایت مطلقه خداوند است که اقتدار نفس بر تصرف در ماده کائنات را به‌همراه خود دارد.
صفحات :
از صفحه 101 تا 117
واکاوی عقلی‌ فلسفی راهکارهای مؤثر در رشد اخلاق اجتماعی در جامعۀ ایرانی (در سطح جامعه‌نگر)
نویسنده:
فرشته ابوالحسنی نیارکی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
رشد اخلاقی از شاخص­های توسعۀ کشور است که از ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی تأثیر می­پذیرد و در مقابل، بر دیگر ابعاد اثر می­گذارد. در این جستار، رشد اخلاقی جامعه با نوعی رویکرد ساختاری و جامعه­نگر بررسی می­شود. این رویکرد، علاوه بر روابط بیناشخصی فردگرایانه، به سطحی فراتر از مجموع افراد نظر دارد. در این مقاله، با نگرشی تحلیلی-عقلانی و با پرهیز از حصرگرایی، به تحلیل عوامل مؤثر شناختی و انگیزشی در رشد اخلاقی جامعۀ ایران پرداخته­ایم. توجه به پیچیدگی اخلاق در جامعۀ امروزی، کاربست انتقادی ارزش­ها، آسیب‌شناسی ملی و تأکید بر مطالعات جامعه‌شناختی اخلاق در تحلیل وضعیت کنونی، تأکید بر سرمایه­گذاری بر کودکان و زیرساخت­های اخلاقی نظیر خانواده و مدرسه، آموزش غیرمستقیم اخلاق با تأکید بر رسانه­های جمعی، ایجاد زمینه­های درونی (دیگرگرایی: همدلی، محبت، نوع­دوستی) و بیرونی انگیزش ومشارکت عمومی نظیر اعتماد، شفافیت، قانون­گرایی و جوان­گرایی از جمله عوامل تحلیلی است.
صفحات :
از صفحه 35 تا 66
جایگاه تاریخی تصویرسازی هستی‌شناسانه صدرایی در طبقه‌بندی [جدول] فضایل و رذایل (در تناظر با تحلیل قوای نفس
نویسنده:
فرشته ابوالحسنی نیارکی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مقاله حاضر با استقصا تصویرسازی­های متعدد ملاصدرا، از طبقه­بندی فضایل و رذایل (متناظر با طبقه­بندی قوای نفس) با نوعی رویکرد تطبیقی-تاریخی، به تحلیل هستی­شناسانه مبانی و نوآوری­های خاص صدرا در تحلیل فضایل معطوف است تا در نهایت جایگاه تاریخی دیدگاه وی را نیز از میان انواع طبقه­بندی­ها تحلیل نماید. ملاصدرا، در آثار خویش سه نوع طبقه­بندی از فضایل و رذایل ارائه داده است: 1) تقسیم دوتایی: براساس دو فضیلت حکمت (قوه عالمه) و حُریّت (قوه عامله)؛ 2) براساس قوای چهارگانه انسان (بهیمی، سبعی، شیطانی و ملکی)؛ 3) تقسیم فضایل براساس رویکرد افلاطونی-ارسطویی. در این مقاله علاوه بر توصیف طبقه­بندی­های صدرا از فضایل و تحلیل جایگاه تاریخی نظریه وی، نوآوری­های دیدگاه او در تحلیل هستی­شناختی فضایل نیز رصد شده است. بستر تحقق فضیلت نزد صدرا، با تأثیرپذیری از قانون «وسط» ارسطویی، در مفهوم هستی شناختی وسط، با توضیحی از روایت «فخیر الأمور أوسطها» آمده است. مبانی نوآورانه هستی­شناختی صدرا، بسان اصالت وجود، حرکت جوهری و ...، سبب شده که وی فضایل را، به شدت وجودی و هستی­شناختی فرد تحلیل کند و نه آنکه صرفاً، صفات و عوارضی زودگذر باشد. ریشه­های وجودی تحقق فضایل، نظیر سرشت، فطرت و اکتساب نیز، در این تحلیل اهمیت دارد مثلاً تقسیم دوتایی وی، برمبنای فطریات و ویژگی­های ابتدایی وجودی فرد است که با تحلیل وجودی استکمال انسان متلائم است. تقسیم چهارتایی ملاصدرا نیز، با تکیه بر فطرت ثانی و حرکت جوهری است.
صفحات :
از صفحه 405 تا 436
تصویرسازی ابن‌سینا از ‌فرایند استدلال اخلاقی و نقش آن در صدور رفتار اخلاقی
نویسنده:
فاطمه جهانی ، فرشته ابوالحسنی نیارکی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
استدلال اخلاقی در فلسفۀ ابن­سینا را می‌توان تحت عنوان قیاس عملی پیگیری کرد که این نوع قیاس در آثار او غالباً در مصداق مثال­های اخلاقی و بیشتر در قالب جدل آمده است. ابن­سینا به­طور غالب معطوف به تحلیل ‌فرایند رفتار به نحو عام­ است‌ (که می­توان آن را استدلال عملی نامید)؛ اما در عالم مثال از مصداق­های اخلاقی و استدلال­هایی که محتوا و مواد قیاس آن اصول اخلاقی است، بهره می­جوید. از نظر ابن­سینا درک حسن و قبح با عقل عملی است که به واسطۀ عقل نظری و با تصویرسازی نوعی استدلال و قیاس عملی در دو مرحله به رفتار اخلاقی منجر می‌شود. این نوع قیاس اگرچه از نفس ناطقه بر می­آید، سایر ابعاد انسان و قوا و نفس حیوانی مانند حواس ظاهری و باطن به‌ویژه خیال، وهم و قوای باعثه و شوقیه در آن دخیل‌اند. این تحلیل ابن­سینا بی­ارتباط با پیشینۀ ارسطویی نیست؛ زیرا ارسطو نیز استدلال و قیاس عملی را برای ایجاد رفتار اخلاقی، پیش­زمینه می­داند. درواقع ارسطو برای صدور فعل، عقل نظری را متحرک به معنای بعید و شوق را متحرک به معنای قریب می­داند. در این مقاله پس از تحلیل ابن­سینا از استدلال اخلاقی و عوامل دخیل در آن، به بیان نقش این استدلال در رفتار اخلاقی پرداخته­ایم. طبق نظر ابن­سینا، تنها استدلال عملی سبب بروز فعل نیست؛ پس او از حصرگرایی به دور است و به عوامل هیجانی ـ انگیزشی و محرکۀ فاعله نیز اهمیت داده است. در این مقاله، فراروی ابن­سینا از حصرگرایی شناختی با مقایسه با ارسطو بیان می‌شود تا نمایانگر نوآوری­های ابن­سینا نسبت به فلسفۀ یونانی نیز باشد.
صفحات :
از صفحه 69 تا 87
دیگردوستی مبتنی بر محبت به خود در نظریه «فیلیا» نیکوماخس ارسطو
نویسنده:
فرشته ابوالحسنی نیارکی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
ارسطو در تحلیل «فیلیا» در نیکوماخس، دیگرخواهی را به «روابط محبت‌آمیز فرد با خودش» مبتنی ساخته است و از شکوه خودخواهی در نیل به اودایمونیا سخن می‌گوید. مؤیدات دیگری نیز بر خوددوستی و شواهدی دال بر دگردوستی در نیکوماخس قابل رصد است. براین اساس کتاب هشتم و نهم، از حیث مسأله خوددوستی یا نوع‌دوستی [؟] و فراتر از آن خودگروی یا دیگرگروی [؟] مورد توجه مفسران قرار گرفته است. خوددوستی در کلام ارسطویی صراحت آشکاری دارد؛ تنها این‌که انتساب خودگروی اخلاقی بر ارسطو به عنوان نظریه‌ای غایت‌انگارانه رد شده است. آنچه که در نظریه ارسطویی، اهمیت دارد مؤیدات دیگردوستی است که (1) از رابطه نوع‌دوستی با خوددوستی پرسش کنیم، سپس (2) درباب نوع‌دوستانه بودن دیدگاه وی داوری کنیم. دیگردوستی ارسطویی غایت فعل اخلاقی نیست، بلکه صفت رفتار است و می‌تواند جزء رفتارهای نوع‌دوستانه طبقه‌بندی شود. عنصر نوع دوستی با عبارت «خواستن خیر دیگری به خاطر دیگری» بیان می‌شود. دوستی امری ذومراتب است که تصویرسازی از کامل‌ترین وجه آن که دوستی بر اساس فضیلت است، نمایانگر جهان ایده‌آل محبت‌محور است و دوستی‌های منفعت‌نگر و لذت‌نگر، بالعرض دوستی نامیده شده‌اند. می‌توان الگوی نظریه فیلیا را چنین ترسیم کرد که شامل بر محبت به فضیلت است که فرد ابتدا در خود می‌یابد و دوستی، تسری این رابطه به دیگری است. اصطلاح خوددیگر، نمایانگر نیروی انگیزشی در برقراری دوستی است که به سبب اشتراک در جزء عقلانی، اهداف و پیامدهای نوع‌دوستانه را نتیجه می‌دهد؛ یعنی توجه به دیگری به خاطر دیگری که البته این توجه، برآمده و برآورنده فضایل در رابطه‌ای متقابل است.
تفکر، خردورزی و تعقل؛ زمینه‌ساز تحقق ساحات اخلاقی مدینۀ فاضله در نظریۀ جامعه‌گرایانۀ فارابی
نویسنده:
فرشته ابوالحسنی نیارکی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مسئلۀ مقالۀ حاضر، بررسی نقش و تأثیر خردگرایی، تفکرمحوری و عقلانیت، به‌منزلۀ یکی از اصلی‌ترین عوامل زمینه‌ساز در طراحی مدینۀ فاضله (در ابعاد اخلاقی) در نظریۀ جامعه‌گرایانۀ فارابی است. هدف این مقاله بیان کیفیت تأثیر خردگرایی در اخلاق جوامع است که این مهم را در میراث اخلاقی یکی از مهم‌ترین فلاسفۀ اجتماعی یعنی فارابی بررسی کرده است. روش اصلی مقاله تحلیلی-عقلانی است و از ابزارهای مختلف تحلیل مفهومی، تحلیل گزاره‌ای و سیستمی برای تحلیل آرای فارابی استفاده شده است. فارابی جامعه را ساختار یا نظام و مجموعه‌ای سازمان‌یافته می‌داند و اگرچه به‌صراحت شاهدی وجود ندارد که بگوید جامعه از هویت و وجود مستقل برخوردار است، بحث‌ها ناظر بر نظمی جمعی مانند نظام هستی است که فارابی دربارۀ خصوصیات آن می‌نویسد. براین‌اساس خردگرایی و تفکرمحوری برای نیل به غایت اجتماعی مطلوب علاوه‌بر افراد و اخلاق شهروندان جامعه، بر محوریت این نظام نیز نظریه‌پردازی کرده است؛ تا آنجا که در برخی آثار، ملاک تشخیص مدینۀ فاضله از ضد آن، شاخصه‌های رشد شناختی در دو بعد علم و عمل است. بحث از قدرت استنباط و استدلال و همچنین سنجش و عقلانیت در سراسر نظریۀ جامعۀ اخلاقی آرمانی می‌درخشد و آن را در خصوصیات رئیس مدینۀ فاضله (که در بالاترین مرتبۀ عقلانیت است) و اخلاق شهروندان می‌بینیم. شهروندان برای وضعیت مطلوبشان و ملکه‌شدن فضایل نیکو، نیازمند قضاوت‌ها و سنجش‌های همیشگی و دائمی قوۀ ناطقه هستند. فضیلت‌های فکری که از عقل عملی برمی‌خیزد، هم در باب شهروندان و هم در قالب فضایل فکری، مدنی، منزلی و... طراحی شده‌اند و سعادت فردی و سعادت جامعه، هر دو بر مبنای خردورزی هستند؛ تا جایی که حتی عواطف اجتماعی مدنی مانند محبت در مدینۀ فاضله، براساس شاخصۀ عقلانیت ارزش‌گذاری می‌شوند. البته عقلانیت و سنجش خردبنیان، هرگز همۀ سلامت و سعادت شهروندان و جامعه نیست، اما مهم‌ترین شاخصه‌ای است که حتی عامل ایجاد سایر مؤلفه‌ها است.
صفحات :
از صفحه 20 تا 34
تبیین دگردیسی تاریخی آموزۀ دوستی و محبتِ افلاطونی ‌ـ‌‌ ارسطویی در اندیشۀ فارابی و طوسی (در عرصۀ روابط انسانی)
نویسنده:
فرشته ابوالحسنی نیارکی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
پرسش محوری جستار حاضر، توصیف و تحلیل تطور تاریخی آموزۀ دوستی (محبت) افلاطونی‌‌ـ‌‌ارسطویی در آیینۀ اندیشۀ فارابی و خواجه نصیرالدین طوسی است. روش تحقیق، مطالعۀ تاریخی است که علاوه بر توصیف، به چرایی این تطور نیز میپردازد. بحث دوستی در اندیشۀ ارسطو در کتاب اخلاق نیکوماخوسی مطرح شده و رگه‌هایی از آموزه¬های افلاطونی در آن قابل مشاهده است. این بحث در فلسفۀ دورۀ اسلامی از جهاتی دچار دگردیسی شد، ازجمله از حیث تنوع محبوب (و بالاترین محبوب)، از حیث دامنه، یعنی فردگرایانه یا جامعه‌گرایانه بودن، و از حیث خودخواهی یا دیگرخواهی. از حیث تنوع محبوب، از دوستیِ بافضیلت به محبت نسبت به حکیم (خدا) رسیده است، از حیث دامنه، شاهد تغییر گفتمان از دوستی سیاسی ـ اجتماعی، به محبت بمثابه نوعی خصلت درونی هستیم که آثار فردی و اجتماعی دارد، و از خودخواهی و دیگرخواهی گذر کرده و مطابق با قاعدۀ سنخیت، به محبت از‌ـ‌اویی (خدایی) رسیده است. تأثیرپذیری از آراء متفکرانی همچون فلوطین و همچنین نقش دین، فرهنگ، عرفان و واسطه‌هایی چون آراء ابن¬سینا، آثار ابن¬مسکویه و شیخ اشراق در تبیین این دگردیسی اهمیت دارد. مبانی خاص فلسفی و کلامی فارابی و طوسی و همچنین برخی آراء اخلاقی ایشان، مهمترین عامل برای تفسیر چرایی این دگردیسی است.
صفحات :
از صفحه 129 تا 152
بررسی مسئله مسئولیت اخلاقی و جبر طبیعی و اجتماعی از دیدگاه علامه طباطبایی:سازگارگرایی یا ناسازگارگرایی
نویسنده:
پدیدآور: الناز شاکری استاد راهنما: فرشته ابوالحسنی نیارکی استاد مشاور: مهران رضایی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی از مباحث مهم اخلاقی که از گذشته توجه فیلسوفان اخلاق را به خود معطوف کرده مسئله مسئولیت اخلاقی است.در طول تاریخ مباحث اخلاقی و مسائل فراوانی تحت عنوان معنای مسئولیت،شرایط آن،خصوصیات مکلف و ویژگی های سائل مطرح شده است.نکته قابل تامل و مهم این موضوع در آنجاست که به ارتباط آن با برخی مباحث فلسفی و کلامی و برخی علوم دیگر مثل علوم طبیعی توجه کنیم.این مسئله از طرفی با مباحثی از جمله اختیار و علیت و جبر توامان شده است .امروزبه دلیل رشد چشمگیری که در علوم جامعه شناسی،مردم شناسی و روان شناسی پدید امده مسئله مسئولیت اخلاقی انسان را به چالش های جدی فراخوانده و بر اهمیت آن می افزاید برخی از اندیشمندان علوم انسانی با رفتارهای انسان،هرکدام به نوعی اختیار و اراده آزاد را از انسان نفی کرده و اذعان می کنند که آدمی کمتر به عنوان فاعل های داری اختیار وآزاد به شمار می آیند اما آنچه که اغلب در مباحث مسئولیت به آن توجه می شود،اراده انسانی است زیرا در غیر این صورت پیامد چنین دیدگاهی نفی مسئولیت اخلاقی از آدمی می باشد.به همین دلیل بحث از اراده انسان و مسئولیت به شدت به هم وابسته است. نکته ای که برای ما در این مقاله حائز اهمیت است ارتباط بین اراده آزاد و مسئولیت اخلاقی است؛و رویکردی که علامه طباطبایی راجع به این مساله دارد.مسئویت اخلاقی شامل وظایفی است که هر فرد برای رعایت حقوق دیگری برعهد دارد که این می تواند شامل خود فرد یا اشخاصی غیر فرد باشد. مسئولیت اخلاقی در بین فیلسوفان غربی از از اهمیت بسزایی برخوردار است آنها تلاش های بسیاری در این زمینه انجام دادند و برآن بودند که اختیار مهمترین زیربنای مسئولیت اخلاقی است و به منظور حل اختلاف بین اختیار و جبری بودن عالم دیدگاه های مختلفی را در پیش گرفتند که گروهی چنین رابطه ای را می پذیرند و گروهی دیگر آن را رد می کنند،هرکدام متناسب با دیدگاهایشان درجات مختلفی از اختیار را در انسان قائل شدند.88گروهی تسلیم این اختلاف شدند و دیدگاه ناسازگارگرایان را در پیش گرفتند و گروهی دیگر مختار بودن انسان را با جبرگرایی توام دانسته و دیدگاه سازگارگرایی را در پیش گرفتند،اما آنچه که جمع بیشتری به آن معترف هستند ضرورت پذیرش اراده آزاد برای پذیرش مسئولیت اخلاقی است.نگرش ناسازگارگرایی می تواند از سه منظر اختیار گرایی و جبرگرایی و ناسازگارگرایی سخت مورد مطالعه قرار گیرد. ایپیکوریان،کانت،آکمپیل و روبرت کن جز آن دسته اختیارگرایان هستند که در اختلاف بین جبرگرایی و اختیار،انسان را موجودی دارای اختیار تام در نظر گرفتند و هرگونه دیدگاه جبرگرایی در باب آن را نفی کردند.در مقابل افرادی مانند رواقیان و اسپینوزا که انسان را حاصل مواردی مانند حوادث گذشته محیط،وراثت،ژنتیک و... دانسته اند و چه بسا انسان را موجودی مجبور و اعمالش را نیز اجباری می دانند. در آثار غربی ذکر شده است که تا عصر مدرن گرایش بیشتر به سمت دیدگاه ناسازگارگرایی بوده است اما با عبور از عصر مدرن و با ورود هابز و هیوم به عالم فلسفه دیدگاه سازگارگرایی به طور جدی مطرح می شود و رشد می کند. جبر دو دسته است:1-جبرطبیعی 2-جبر مابعدالطبیعی جبرطبیعی خود به دو دسته طبیعی برون فردی مانند محیط،خانواده،معلم،... و طبیعی درون فردی مانند ژنتیک،وراثت و... تقسیم می شود. مساله ما بررسی مسئولیت اخلاقی در بستر مساله جبر و اختیار است و ما تلاش می کنیم علامه را با توجه به دیدگاه- های مختلف سازگارگرایی یا ناسازگارگرایی بررسی کنیم و بگوییم اگر علامه در این ادبیات قرار گیرد دیدگاهش چگونه است. ما پاسخ های علامه را در باب توجیه مسئولیت اختیاری با توجه به عوامل مختلف طبیعی مثل خانواده،ژنتیک،جنسیت،تغذیه... رصد می کنیم تا نشان دهیم علامه سازگارگرا است یا ناسازگارگرا و تبیین فلسفی ای از آن ارائه می دهیم. نوآوری این پژوهش در آنجاست که،این پژوهش برای اولین بار به طور مستقل به بررسی مساله مسئولیت اخلاقی با در نظر گرفتن تاثیر جبر طبیعی و اجتماعی،از دیدگاه علامه طباطلایی به عنوان فیلسوف مسلمان می پردازد تا نشان داده شود ایشان فیلسوفی سازگارگرا است یا ناسازگارگرا .هرچند که علامه آثار مستقلی در این باب ندارند اما می توان به طور پراکنده این مباحث را در آثار ایشان یافت.
واکاوی تصویرسازی ملاصدرا از اخلاق برپایه رویکرد سنجش‌گرایانه فلسفی در پرتو آراء اندیشمندان
نویسنده:
فرشته ابوالحسنی نیارکی ، هاشم قربانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
ملاصدرا تعریفی از اخلاق ارائه کرده است که براساس طبقه‌بندی این جستار، تعریف به صفات درونی و ملکه‌انگاری اخلاق است، اما ملکه نزد وی که بنابر حرکت جوهری قائل به صورت باطنی متمایز در هر مرتبه است، متمایز از ملکه‌ی پارادایم مشائی است. این مقاله با گذار از تحلیل تعریف وی، در پرتو گفتگوی اثربخش میان صدرا و اندیشمندان، مقایسه تطبیقی و تحلیل مبانی فلسفی او، به بازسازی و به-روزرسازی تلقی صدرا از اخلاق پرداخته است. همچنین بازنمایی انگاره صدرایی براساس عوامل و مبادی رفتار اخلاقی که در سایر علوم اهمیت دارد، از وجوه نوآورانه این جستار است: اخلاق، نوعی بروز و ظهور مرتبه وجودی فرد است، در پاسخ به مواجهات او با موقعیت‌ها، مسائل، تعارض‌ها و یا آن‌چه متضمن یک نیت، تصمیم‌گیری یا انجام فعلی اختیاری است، در بستری از آنچه در استدلال خویش یا جامعه، خوب و بد شناخته می‌شود که فرد در ارائه این پاسخ از تمامی ظرفیت‌های درونی و درونی‌شده وجودی خود (شناخت و ابزارهای معرفت، نیروهای سرشتی، انگیزش و عاطفه، نیروهای بدنی و ...) و البته با اولویت مبادی فکری، بهره می‌جوید و این پاسخ به اشکال مختلفی چون رفتار بیرونی و یا نوعی گفتگوی با خود (تفکر، تصمیم و استدلال اخلاقی، نیِّات) و دیگران (با انواع زبان) نمود می‌یابد.
صفحات :
از صفحه 11 تا 23
  • تعداد رکورد ها : 29