جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
ارزیابی نظریة «فاعلیت بالتجلی» خداوند از منظر آموزه‌های دینی
نویسنده:
محمدمهدی گرجیان عربی ،یارعلی کردفیروزجائی ، محسن رضایی استخروئیه
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
نظریة «فاعلیت بالتجلی» ابتکار صدرالمتألهین در تبیین فاعلیت الهی است که با سیر فلسفی و شهودی وی و ارائة تفسیری جدید از علیت آغاز شد و با الهام از اندیشه‌های عرفانی در مباحث تجلی، صورت کامل‌تری یافت. این نظریه حقیقت فاعلیت واجب‌الوجود را در قالب تجلی می‌داند؛ بدین معنا که ذات الهی با علم اجمالی (بسیط) به خود، کشف تفصیلی از اشیا دارد و تمام اشیا تجلی همان علم واجب‌تعالی هستند. با توجه به اهمیت ارزیابی دیدگاه شریعت دربارة مسئلة فاعلیت الهی، پژوهش حاضر با عرضة نظریة «فاعلیت بالتجلی» بر متون دینی، به دنبال بررسی میزان هماهنگی آن با آموزه‌های دینی است. این مطالعة بین‌رشته‌ای، با روش تحلیلی ـ توصیفی و با تبیین فلسفی نظریة صدرا، استظهار از آیات و روایات، و تجمیع قرائن، به بررسی عقلی مفاهیم پرداخته و تطابق این نظریه با متون دینی را ارزیابی کرده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که این نظریه در مقایسه با سایر دیدگاه‌ها درخصوص فاعلیت الهی، بیشترین قرابت را با آموزه‌های دینی دارد و می‌تواند تبیین جامعی از نحوة فاعلیت خداوند ارائه دهد.
صفحات :
از صفحه 77 تا 96
چیستی فلسفه اسلامی
نویسنده:
یارعلی کردفیروزجایی
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی,
چکیده :
بررسی مفهوم «فلسفه اسلامی» و وصف اسلامی بودن برای فلسفه و بررسی نظریه‌های مختلف در این زمینه است. در این نوشتار سعی شده است برای فلسفه اسلامی وجودی مستقل و هویتی جداگانه اثبات شده و به نقد برخی از دیدگاه‌های مبتنی بر بی‌ریشه بودن فلسفه اسلامی و تکرار و حاصل دستاوردهای فلسفه یونان بودن آن پرداخته شود. نگارنده بر این باور است آموزه‌های مطرح شده در فلسفه اسلامی الهام گرفته از تعالیم وحیانی اسلام بوده و اگر از برخی کشفیات و محصولات فکری و فرهنگی پیشینیان بهره برده اما متمایز با فلسفه‌های دیگر بوده و نمونه‌ای موفق از دانش اسلامی و الگوی پژوهشگران عرصه اسلامی‌سازی علوم انسانی است. وی همچنین به نقد دیدگاه‌های منکران وجود فلسفه اسلامی و تاکید دیدگاه‌های قائلان به چنین فلسفه‌ای پرداخته و تاثیر برخی از معارف اسلامی بر مباحث هستی‌شناسی، خداشناسی، روانشناسی، معرفت‌شناسی و فلسفه سیاسی اسلامی را بررسی نموده است.
حقیقت نفس و حدوث جسمانى آن در نزد فارابى
نویسنده:
یارعلى کردفیروزجایى
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی قدس‌سره,
چکیده :
در تاریخ فلسفه، درباره حقیقت نفس و چگونگى حدوث آن، دو گروه به طرح دیدگاه پرداخته‏اند: 1) مشّاییان؛ 2) صدراییان. مشّاییان «نفس» را روحانیه‏الحدوث و روحانیه‏البقاء مى‏دانند، امّا صدراییان آن را جسمانیه‏الحدوث و روحانیه‏البقاء مى‏پندارند. تصوّر مى‏شود فارابى نیز که یکى از مشّاییان به حساب مى‏آید، همین قول را پذیرفته است؛ ولى در حقیقت، این‏طور نیست و او را باید قائل به حدوث جسمانى نفس دانست. فارابى بر آن است که انسان یکى از اجسام، و مرکّب از مادّه و صورت است. از نظر او، نفس انسان در ابتداى تکوّن در مادّه حادث مى‏شود و تا زمانى که به مرتبه تعقّل نرسد، همچنان مادّى و جسمانى است. آن عدّه از انسان‏ها که به درک معقولات، و مرتبه تجرّد مى‏رسند، و داراى نفس غیرمادّى‏اند، به عقول فناناپذیر مى‏مانند؛ امّا سایر نفوس نظیر بقیه صورت‏هاى هیولانى، با فروپاشى مادّه و بدن، فاسد مى‏شوند و سرانجام همچون جانوران نابود مى‏گردند (از این‏رو، پس از مرگ، زنده نیستند و بهشت و جهنّم ندارند.)
مقايسه ادله ابعاد عالم جسماني از منظر حکمت متعاليه و فيزيک جديد
نویسنده:
رضا حاجي ابراهيم ، يارعلي کردفيروزجائي، سيدحسين اکبرپور
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
براهين تشکيک وجود، مسامته، سلمي، تطبيق، لام الفي و سبزواري براي اثبات تناهي عالم مطرح شده است. گذشته از اينکه اين براهين، در برخي مقدمات دچار اشکال بوده و تصور صحيحي از معناي نامتناهي کمّي نداشته‌اند، حداکثر تناهي ابعاد جسم را اثبات مي‌کنند نه تناهي ابعاد عالم. براهين سنخيت، سبر و تقسيم، تام‌الافاضه بودن واجب، امکان عالم نامتناهي، وحدت تشکيکي، ظل بودن عالم، قدم عالم و ابداعي بودن عالم نيز براي اثبات عدم تناهي عالم ذکر شده است. اين ادله دچار مغالطه اشتراک لفظ هستند و نامتناهي در کمالات را با نامتناهي در ماديات اشتباه کرده‌اند. انبساط عالم، نسبيت عام، مرگ حرارتي، افق ذره و تعبير دوم متناقض نماي اولبرس به دليل مخدوش بودن برخي مقدمات، در اثبات تناهي ابعاد ناتوان‌اند. تعبير اول متناقض نماي اولبرس و اصل کيهان‌شناسي که براي اثبات عدم تناهي به‌ کار مي‌روند، به دليل تکيه بر نظرات غيريقيني و مشاهدات حاوي خطا فاقد اعتبارند. بنابراين هيچ‌کدام از ادله تناهي يا عدم تناهي در فيزيک و فلسفه اثبات‌کننده مدعا نيستند.
صفحات :
از صفحه 7 تا 26
نظریه معنا از دیدگاه علامه طباطبایی
نویسنده:
یارعلی کرد فیروزجائی ، محمدجواد حسن زاده
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در نیمه نخست قرن بیستم، رویکرد وجودشناختی در تبیین مسائل فلسفی، نخست به یک رویکرد معرفت‌شناختی و سپس به یک رویکرد زبان‌شناختی تقلیل یافت. صاحب‌نظران رویکرد اخیر مدعی شدند با تکیه بر نظریه‌های معنا می‌توان معناداری و صدق گزاره‌ها را تبیین کرد. درنتیجه بحث دربارة وجود و احکام آن به بحث دربارة زبان و معنا و چیستی آن تغییر پیدا کرد. در این نوشتار سعی کردیم پس از تعریف نظریه معنا و طرح اجمالی نظریات معنا در غرب، به این پرسش پاسخ دهیم که نظریه معنا در فلسفه علامه طباطبایی چیست و آیا این نظریه توان پاسخ به اشکالات نظریه معنا را دارد یا خیر؟ علامه طباطبایی در بحث اصالت وجود و اعتباریت ماهیت و معنا، اساساً تحقق هر معنایی اعم از معنای لفظی و غیرلفظی را در خارج محال می‌داند و از طرفی ثابت می‌کند که معنا همان صورت ذهنی است و جایگاه آن در ذهن است. لذا می‌توان نتیجه گرفت نظریه ایشان قرابت نزدیکی با نظریه تصوری معنا دارد؛ اما اشکالات نظریه تصوری معنا را که در غرب مطرح است، ندارد و به واسطه مبانی فلسفه اسلامی مثل کاشفیت و حکایت‌گری صورت ذهنی به آنها پاسخ می‌دهد.
صفحات :
از صفحه 27 تا 48
بررسی شخص‌‌بودن خداوند و چالش‌های آن از منظر حکمت متعالیه
نویسنده:
محمد باقر دهقان ، یارعلی کرد فیروزجائی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
شخص‌بودن خداوند یکی از مباحث جدید الهیات غربی است که خداوند را وجودی شخص‌وار قلمداد می‌کند. در این مقاله پرسش اصلی آن است که در حکمت متعالیه آیا خداوند ویژگی یا مجموعه‌ای از ویژگی‌هایی را دارد که بتوان بر اساس آنها او را یک شخص قلمداد نمود؟ این پژوهش از روش توصیفی- تحلیلی استفاده می‌کند. در ابتدا مسئله شخص‌بودن خداوند و ویژگی‌ها و معیارهای ضروری آن تبیین می‎شود و سپس بر اساس یافته‌های این پژوهش با صفت کمال‌دانستن شخص‎بودن و با مبانی فلسفی چون عدم تناهی، بساطت و صرافت ذات الهی، قاعده «معطی شیء فاقد شیء نیست» و همچنین اشتراک معنوی اوصافی که بر انسان و خداوند حمل می‌شوند، می‌توان این وصف را، با حذف نقایص، برای خداوند اثبات نمود و به چالش‌های جدی شخص‌بودن خداوند، از جمله مسئله «وحدت وجود»، با تقریر دقیقی که از حکمای اسلامی بیان شده است، پاسخ گفت و درنهایت شخص‌بودن خداوند را از منظر حکمت متعالیه اثبات کرد.
صفحات :
از صفحه 7 تا 40
تبیین هندسه فکری نیچه درباره معرفت‌شناسی
نویسنده:
ابراهیم اکبری ، یارعلی کردفیروزجایی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
یکی از بنیادی‌ترین مسائل علوم بشری و اساسی‌ترین شاخصه‌های منظومه فکری هر اندیشمندی مساله معرفت‌شناسی است. نیچه در میان متفکران غربی هرچند درباره معرفت‌شناسی از ابعاد مختلفی سخن گفته است، لکن در حوزه روش‌شناسی و انسجام معرفت‌شناسی تابع قانون و منطق خاصی نیست. وی معرفت‌شناسی را افسانه دانسته، برای آن ارزش فلسفی قائل نیست. او معتقد است هرچند انسان ابزاری برای شناخت ندارد؛ لکن می‌تواند به شناختی ناقص برسد و این شناخت از شناخت کامل ارزشمندتر است. وی همه معرفت‌های بشری را زائیده ذهن انسان و دریافت‌های خارجی می‌داند. البته او معتقد است این دریافت‌های خارجی از حقیقتی عینی نشات نمی‌گیرد. نیچه بر خلاف بسیاری از متکفران معتقد است نه تنها روحیه حقیقت‌خواهی در فطرت بشر وجود نداشته؛ بلکه امکان رسیدن به حقیقت نیز منتفی است. بنابراین شناخت نه قطعیت داشته و نه عامل خوشبختی است. وی با طرد همه معیارهای حقیقت و هویت انسانی، این دو را در رسیدن به قدرت دانسته، معرفت بشری را زمانی مفید و سعادت‌ساز ارزیابی می‌کند که انسان را قدرتمند کند. این شیوه بیان وی در حقیقت و رسیدن به آن تا جایی پیش می‌رود که منجر به نفی متافیزیک می‌شود؛ لذا تمام معرفت بشری را در اصالت‌دادن به قدرت خلاصه کرده است.
نقش شیعه در گسترش منطق و فلسفه
نویسنده:
جمعی از نویسندگان
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
امام علی بن ابیطالب (ع),
کلیدواژه‌های اصلی :
امکان و چگونگی تولید علوم انسانی توصیفی اسلامی فرافرهنگی با الگوگیری از فلسفه اسلامی
نویسنده:
پدیدآور: عباس گرائی ؛ استاد راهنما: علی مصباح ؛ استاد مشاور: یارعلی کردفیروزجایی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
در این تحقیق دو سؤال اساسی در باره فرآیند تولید علوم انسانی توصیفی اسلامی فرافرهنگی پیگیری می‌شود؛ نخست این‌که آیا اساسا تولید چنین دانشی امکان دارد؟ و دوم این‌که در صورت امکان، چگونه می‌توان بدین علوم دست یافت؟ فلسفه اسلامی، نمونه‌ای موفق از تولید نسخه اسلامی دانشی وارداتی است. ازاین‌رو، هدف اصلی از پیگیری این پرسش‌ها این است که با الگوگیری از فرآیند تأسیس، توسعه، و تعالی فلسفه اسلامی، به نوعی تبیین از چگونگی تأسیس، توسعه و تعالی علوم انسانی توصیفی فرافرهنگی اسلامی دست یابیم. این پرسش‌ها با روش تحلیلی - منطقی، دنبال و در مرحله نخست، پس از تحلیل مفاهیم و نقد و بررسی دیدگاه مخالفانِ علوم انسانی توصیفی اسلامی فرافرهنگی، بر امکان این علوم استدلال اقامه می‌شود. در مرحله دوم، تلاش می‌شود با توصیف و تبیینِ تحلیلیِ مراحل تأسیس، شکوفایی، و تعالی فلسفه اسلامی، از مؤلفه‌های این روند جهت تولید علوم انسانی توصیفی اسلامی فرافرهنگی الگوبرداری شده، مراحلی برای تأسیس، شکوفایی، و تعالی این علوم پیشنهاد شود. ازاین‌رو، با الگوگیری از تلاش فارابی در تأسیس فلسفه اسلامی، مراحل زیر برای تأسیس این علوم پیشنهاد می‌شوند؛ 1. گزینش و ترجمه هدفمند آثار وارداتی علوم انسانی بر اساس میزان هماهنگی با آموزه‌های اسلام؛ 2. شرح آثار و آرای گزینش شده توسط نخبگان باورمند به آموزه‌های اسلام؛ 3. الهام و استفاده از آموزه‌های اسلام در جهت‌دهی در گزینش مسئله تحقیق، در طرح مسائل تازه، در طرح استدلال نو، در پاسخ‌گویی به برخی مسائل علوم انسانی، و در بهره‌گیری به‌عنوان ناظر ارزش‌یاب؛ 4. تعیین اصول لازم؛ 5. استفاده از مفاهیم، منابع و روش‌های فرافرهنگی؛ 6. طبقه‌بندی علوم برای ارائه راه‌بردی آموزشی و پژوهشی. با الگوگیری از تلاش ابن‌سینا در شکوفایی فلسفه اسلامی، تولید فلسفه علوم انسانی و بررسی کارکرد قوای ادراکیِ درگیر با مسائل علوم انسانی به‌منظور ابداع تکنیک و روش تحقیق، مؤلفه‌هایی است که برای شکوفایی علوم انسانی اسلامی توصیفی فرافرهنگی پیشنهاد می‌گردد. در نهایت، این تحقیق با الگوگیری از تلاش شیخ اشراق و ملاصدرا در تعالی فلسفه اسلامی، برای تعالی این علوم، بهره‌گیری از معارف شهودی از یک سو و کاربست مدل تبیین بر اساس نظریه کثرت در وحدت و وحدت در کثرت، و مدل تفسیر بر اساس توحید افعالی از سوی دیگر را پیشنهاد می‌دهد.
تبیین معرفت معتبر در اعتقادات دینی از منظر خواجه نصیرالدین طوسی و فخر رازی
نویسنده:
پدیدآور: مهدی نوروزی قواقی ؛ استاد راهنما: یارعلی کردفیروزجایی ؛ استاد مشاور: محمدمهدی قائمی امیری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسئله‌ی معرفت و شناخت آموزه‌های دینی که عمده‌ی مباحث آن اعتقادات، اخلاق و احکام عملی می‌باشد در تمامی ‌ادیان آسمانی و مکاتب دینی مورد توجه بوده و در میان آموزه‌های دینی، مسائل مربوط به عقاید دینی دارای اهمیت ویژه‌ای بوده و حکم پایه و اساس دین را دارند. مسئله‌ی اصلی در تحقیق حاضر؛ بررسی دیدگاه‌های خواجه نصیرطوسی و فخر رازی در مباحث اعتقادی از بعد معرفت‌شناسانه و تبیین معرفت معتبر در این حوزه (خداشناسی، راهنماشناسی و معادشناسی) می‌باشد. با بررسی آثار علمی ایشان، روشن می‌شود که مراد از معرفت معتبر در عقائد دینی، معرفت یقینی است، که دارای دو قسم می‌باشد؛ یقین بالمعنی‌الأعم و یقین بالمعنی‌الأخص. از دیدگاه حکما و متکلمین، مبادی علم که از آن با عنوان یقینیات یاد می‌شود، شامل: اولیات، مشاهدات، مجربات، حدسیات، متواترات و فطریات بوده و فقط اولیات، یقین بالمعنی‌الأخص را نتیجه می‌دهند و به قول خواجه، اولیات جزء مبادی اولیه‌ی علم بوده و بقیه‌ی موارد از مبادی ثانویه می‌باشند و یقین بالمعنی‌الأعم را نتیجه می‌دهند. در بخش عقائد دینی و در اصل پذیرش مباحث خداشناسی، راهنماشناسی و معادشناسی، با شیوه‌ی عقلی و به‌وسیله‌ی برهان عقلی که از مقدمات یقینی تشکیل شده‌، نتیجه‌ی یقینی حاصل می‌شود، البته در این شیوه شناخت حسی و تجربی هم کمک‌کننده هستند. در واقع معرفت معتبر در این مباحث، یک معرفت یقینی بالمعنی‌الأخص خواهد بود. ولی در عمده‌ی مباحث راهنماشناسی (نبوت عامه و خاصه) و معادشناسی که با شیوه‌ی عقلی- نقلی و یا صرفا نقلی و از طریق نقل متواتر (آیات و روایات و شواهد تاریخی) شناخت حاصل می‌شود، معرفت معتبر در این امور، معرفت یقینی است اما از آنجا که متواترات جزء مبادی ثانویه‌ی می‌باشند، معرفت حاصله از این طریق، معرفت یقینی بالمعنی الأعم خواهد بود.