جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
نویسنده:
سید رضا موذن
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مفهوم «اتفاق» در فلسفة اسلامی، به‌ویژه در مکتب مشاء، مورددقت و کاوش‌های عمیق فلسفی قرارگرفته‌است. فیاض لاهیجی با بازگشت به آراء ارسطو و ابن‌سینا، دربَرابر تفسیرهای متأخر مشائیان موضع‌می‌گیرد و کوشش‌می‌کند خوانش اصیل مشائی از این مفهوم را احیاکند. این مسئله به بحث علیت و غایت‌مندی جهان مرتبط است و پیامدهای مهمی برای فهم معنای زندگی دارد. این مقاله با محوریت دیدگاه لاهیجی دو هدف را دنبال‌می‌کند: الف) بازخوانی و نقد تفسیرهای متأخر مشائیان از مفهوم «اتفاق» و ب) تبیین جایگاه ابن‌سینا به‌عنوان نقطه‌اتکای لاهیجی در بازگشت به رویکرد ارسطویی. همچنین نشان‌داده‌می‌شود که چگونه این بازخوانیْ فهم فلسفی از علت غایی و تصادف را متحول می‌سازد. پژوهش حاضر با روشی تحلیلی ـ تطبیقی ابتدا دیدگاه‌های مختلف مشائیان (از ارسطو تا فارابی و ابن‌سینا) را دربارة «اتفاق» بررسی‌می‌کند و سپس، موضع لاهیجی را در نقد متأخران و دفاع از ابن‌سینا تحلیل‌می‌نماید. در این مسیر با تکیه بر تمایز بنیادین ابن‌سینا میان «سبب بالذات» و «سبب بالعرض»، مصادیقی مانند «حفر چاه و یافتن گنج» به‌عنوان نمونه‌های کلیدی بررسی‌شده‌اند. یافته‌ها نشان‌می‌دهد که لاهیجی با تکیه بر ابن‌سینا «اتفاق» را نه به‌مثابه امری فاقد علت، بلکه به‌عنوان رویدادی می‌فهمد که در سایة «سبب بالعرض» و در چارچوب علل غایی رخ‌می‌دهد. این نگاه، همسو با تفسیر ارسطویی ـ سینوی، دربَرابر دیدگاه‌های متأخر مشائیان قرار‌‌می‌گیرد که به‌زعم لاهیجی از اصل این مفهوم فاصله گرفته‌اند. این پژوهش همچنین روشن ‌‌می‌سازد که بازگشت به خوانش ابن‌سینا نه‌تنها ابهامات مفهوم‌شناختی «اتفاق» را رفع‌‌می‌کند، بلکه پیوندی عمیق‌تر میان علیت، غایت‌مندی و معنای زندگی برقرار‌‌می‌سازد.
صفحات :
از صفحه 219 تا 241
نویسنده:
حسین احمدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
معناشناسی اخلاق یکی از مباحث فلسفۀ اخلاق است که به تحلیل معناییِ مفاهیمی همچون تواضع می‌پردازد. مشائیان با قاعدة زرین ارسطو به‌روش حدّ وسط به فضیلت می‌رسند؛ تواضع ازنظر مشائیان مفهومی بین افراط و تفریط در فروتنی، یعنی تذلّل و تکبر است که گروهی از آن‌ها تواضع را فردی و گروهی آن را براساس موقعیت اجتماعی توصیف‌کرده‌اند که هر کدام از دو گروه، سه دسته توصیف را دربردارند. دسته‌ای تواضع را صفتی درونی و دسته‌ای دیگر تنها رفتاری بیرونی می‌دانند و دسته‌ای دیگر به تلفیقی از هر دو قائل‌اند؛ با ‌توجه ‌به این دیدگاه اعتدالیْ تذلّل و تکبر همیشه از رذایل اخلاقی‌اند؛ اما از منظر اخلاق اسلامی تذلّل درمقابل برخی، همچون خداوند و تکبر درمقابل برخی، همچون متکبران و دشمنانِ حربی پسندیده است؛ ازاین‌رو تواضع باید به‌گونه‌ای توصیف‌شود که جامع افراد باشد؛ بهترین توصیفی که برای تواضع به‌ذهن‌می‌رسد، فروتنی درمقابل فراتری مطلق است که مصداق حقیقی‌اش فروتنی درمقابل خداست که فراتری را به‌نحو مطلق دارد؛ فراتر بودن وی به دلیل هستی‌بخش بودنش حقیقی و تامّ است و دیگر مصادیق تواضع به‌تبع تواضع درمقابل خداوندی است که آن فراتری را ایجادکرده‌است؛ ازاین‌رو این مصادیقْ بالاترین درجه کمال را نتیجه‌می‌دهند.
صفحات :
از صفحه 173 تا 192
نویسنده:
حمزه نادعلی زاده ، امیرعباس علی زمانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
ابن‌سینا در تبیین صفات الهی، به‌خصوص سه صفت اراده و حیات و قدرت، درعین‌حال که صفات الهی را معنادار می‌داند و در روشن ساختن معنای صفات الهی جداً تلاش‌می‌نماید، اما نحوة تحلیل او منجر به این برداشت‌می‌گردد که در صفات مذکور بین خدا و انسان اشتراک لفظی برقرار است. در جست‌وجوی علت چنین روی‌کردی دو احتمال وجود دارد: احتمال نخست به موضع شیخ‌الرئیس در بائن دانستن وجود خدا از مخلوقات مربوط می‌شود که با بررسی مواضع شیخ، این نتیجه به‌دست‌آمد که نمی‌توان چنین احتمالی را علت گرایش ابن‌سینا به مشترک لفظی بودن صفات سه‌گانة خداوند قلمداد‌نمود. احتمال دوم نیز به حوزة معناشناسی مربوط می‌شود که با توجه‌ به روی‌کرد شیخ‌الرئیس در تعریف صفات الهی و بشری، معلوم می‌شود که می‌توان این عامل را علت گرایش شیخ به قول مذکور دانست؛ اگرچه روی‌کرد شیخ و لوازم آن با اشکال جدی همراه است؛ به‌همین‌دلیل با دو ایراد: ۱) خلط مفهوم و مصداق و ۲) مشترک لفظی شدن تمامی صفات، مبنای شیخ‌الرئیس نقد و ارزیابی شده‌است. در پایان این نکته خاطرنشان‌شده‌است که معناداری صفات واجب ازنظرِ ابن‌سینا، با پذیرش تشکیک خاصی قابل‌توجیه خواهدبود وگرنه باید کلام وی را در این باب غیرمنقّح دانست.
صفحات :
از صفحه 193 تا 217
نویسنده:
غلامعلی مقدم ، محمد مهدی سلامی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
غزالی از مخالفان بزرگ و نامدار فلسفه است. او تلاش خود را برای مقابله با فلسفه و فلاسفه ازطریق نقد نظری و عملی، اثبات تهافت درونی، نقدهای بیرونی و ارزیابی شخصیت و رفتارهای فیلسوفان به‌کارگرفته‌است. او در برخوردی روان‌شناختی ابن‌سینا را ـ که نمایندة رسمی جریان تفکر فلسفی عصر او به‌حساب‌می‌آید ـ به بی‌اعتنایی به احکام شریعت و ارتکاب برخی معاصی ازجمله شرب خمر متهم‌کرده‌است. این شیوه بر تودة مردم که تابع احساسات و عواطف‌اند و محبت و نفرت آن‌ها در پذیرش و انکار افکار نقشی اساسی دارد، بسیار اثر‌گذار است. بخشی از ادعا و دلیل غزالی در این زمینه ناظر به عباراتی است که از خود ابن‌سینا یا دربارة او نقل‌شده‌است. مسئلة تحقیقْ بررسی میزان دلالت و اعتبار این نحوه استناد در اثبات مدعای موردنظر است. در این مقاله به‌روش تحلیلی ادلّه و عبارات ادعاشده تجزیه و تحلیل‌شده‌ و نشان‌داده‌شده‌است که: 1) دراین‌باره گزارش‌های مورداستناد گرفتار تعارض و تهافت در محتوا است. در این گزارش‌ها ابن‌سینا در حل مسائل علمی به نماز و قرآن و معنویت و التجاء به درگاه خدا معتقد است و بلافاصله بعد از بازگشت از مسجد به ارتکاب شرب خمر اقدام‌می‌کند؛ 2) لفظ «مشروب» و «شراب» میان «شراب، شیره، آبمیوه و معجون» مشترک است و ترجیح شراب انگوری دلیل موجهی ندارد؛ 3) آراء فقهی در حرمت و حلیت برخی اقسام شراب، مانند شراب خرما، و شرایط آن‌ها مختلف است و مطابق قرائن و شواهد، در فقه رایج آن زمان مشروب مورداستفادة ابن‌سینا و دیگران حرمت نداشته‌است؛ بنابراین جهات برداشت غزالی محلّ تأمل و تردید است.
صفحات :
از صفحه 243 تا 294
نویسنده:
ابوالفضل اقبالی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
روند تحولات خانواده در دنیای امروز حاکی از ایجاد تغییرات بنیادین در الگوها و کارکردهای آن و جهت‌گیری این تحولات به‌سوی تضعیف نهاد خانواده و کارکردهای آن است؛ لذا امروزه آسیب‌شناسی خانواده به‌عنوان یک حوزة مطالعاتی مهم جای خود را در مطالعات خانواده تثبیت‌نموده‌است؛ البته رویکرد آسیب‌شناختی در مطالعات خانواده سابقه‌ای طولانی داشته و هم در ادبیات جامعه‌شناسان کلاسیک متقدم و هم در حکمت عملی و منزلی حکماً و فلاسفه از یونان باستان تا حکمای اسلامی ردّپای آن به‌چشم‌می‌خورد؛ لذا هدف از پژوهش حاضر آسیب‌شناسی تطبیقی خانواده ازمنظرِ مکتب مشاء در حکمت عملی اسلام و مکتب کارکردگرایی پارسنز در جامعه‌شناسی است. روش مورداستفاده در این مقاله تحلیلی ـ اسنادی است و منابع آن آثار علمی معتبر است. نتایج حاکی از آن است که مهم‌ترین نقطة اشتراک این دو رویکرد در آسیب‌شناسی خانواده را باید در نحوة ساخت‌یابی خانواده و الگوهای نقشی آن دانست. نزد حکمای مشاء برهم‌خوردن نظم و ساختارِ نقشیِ خانواده و اختلال در کارکرد جنسی آن، منشاء بروز آسیب‌ها و نابسامانی‌های دیگری در خانواده تلقی‌شده‌است و در نگاه پارسنز نیز انسجام و هم‌بستگی نهاد خانواده در گرو الگوهای نقشی متمایز زن و مرد است. اگرچه خوانش این دو مکتب از این الگوها با یکدیگر تفاوت‌های ماهوی دارد. همچنین در هیچ‌کدام از این دو رویکردْ التفات به امکانِ تزاحم ساختاری میان نهاد خانواده و نهاد دولت به‌چشم‌نمی‌خورد.
صفحات :
از صفحه 267 تا 294
نویسنده:
سیدمحمود یوسف‌ثانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی از مباحثی که در ضمن بحث از قوای ادراکی و در ذیل بحث از قوای پنجگانة حواسّ بیرونی مطرح می­شود، مسئله­ای با عنوان «محسوسات مشترک» است. محسوس مشترک نوعی از محسوس است که با همه یا برخی از قوای حسّ بیرونی درک‌می­شود و به هیچ‌کدام از حواس اختصاص ندارد. ارسطو در رسالۀ نفس ضمن بحث از محسوسات خاصّ هر حس، به محسوسات مشترک میان آن‌ها نیز پرداخته‌است. می‌توان این مباحث را ذیل چند عنوان دسته‌بندی کرد: چیستی محسوس مشترک، بالذات یا بالعرض بودن محسوس مشترک، واسطه‌مند بودن محسوس مشترک، مصادیق محسوس مشترک و بی‌نیازی از قوۀ حسی مستقل در ادراک محسوس مشترک. ابن‌سینا نیز در نفس شفا ضمن طرح مسئلة محسوسات مشترک، هم در غالب مباحث ارسطو دراین‌باره تصرفاتی کرده و هم به چند مبحثی که ارسطو مطرح‌نکرده‌بوده، توجه‌کرده‌است: وی در بیان چیستی محسوس مشترک تعریف ارسطو را اصلاح‌کرده، در بالذات یا بالعرض بودن آن، نشانه‌های مدرَک بالذات را تدقیق‌کرده و دربارة واسطه‌مند بودن محسوس مشترک نشان‌داده‌است که چگونه می‌توان از آن برای اثبات بالذات بودن محسوس مشترک استفاده‌کرد. همچنین دایرة مصادیق محسوس مشترک را توسعه‌داده‌است. به‌علاوه دربارة بی‌نیازی از حسّ دیگری برای ادراک محسوسات مشترک نیز راجع‌به محال بودن وجود چنین حسی استدلال خاصی ارائه‌کرده‌است.
صفحات :
از صفحه 53 تا 75
نویسنده:
سمیه امیری ، عباس احمدی سعدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
خودآگاهی یکی از مهم‌ترین مسائلی است که فلاسفه و ‌‌روان‌شناسان در طول تاریخ با ‌روی‌کردهای مختلفی به آن پرداخته‌اند. انسان از احساس قطع شدن تماسش با نفس خویش رنج‌می‌برد؛ لذا برخی رفتارهایش فرار اضطراب‌آمیزی از جهان درون، افکار یا اعمال خویش است. در نظام فکری ابن‌سینا و یونگ برای انسان و شناخت حقیقت او جایگاه مهمی وجود دارد و هر دو پذیرفته‌اند که خودآگاهی نقش بنیادینی در وصول به حقیقت دارد. ابن‌سینا ازجمله اولین فیلسوفانی است که با ‌روی‌کردی فلسفی و نه صرفاً اخلاقی‌ـ ‌دینی این بحث را مطرح‌می‌کند. یونگ نیز به‌نمایندگی از ‌‌روان‌شناشی تحلیلیْ بحران خودآگاهی را مشکل بشر امروز معرفی‌می‌کند. در این نوشتار با روش توصیفی‌ـ‌ تحلیلی ناظر به اینکه که انسان به درک بیشتری از خود، افکار، احساسات، نقاط ضعف، قوت و ارزش‌ها و توسعه‌ی فردی برسد، می‌بینیم که هر دو اندیشمند به‌دنبال راهی برای رهایی بشر از درد و رنج اند و معتقد اند به هر میزان که راه گسترش آگاهی انسان مخدوش شود و دید او نسبت‌به خود و واقعیت‌‌های اطرافش کور ‌شود، زندگی او رنج‌آورتر می‌شود. تعبیر متدوال ابن‌سینا «خودشناسی» و تعبیر یونگ در ‌‌روان‌شناسی تحلیلی، «خودآگاهی» است. هرچند مسئله‌ی شناخت خود توسط این دو اندیشمند به‌ شکل‌ها و روش‌های متفاوتی مثل روش حسی‌ـ تجربی و تعقلی مطرح‌‌شده‌است، تحلیل هردو ارتباط وثیقی با پذیرش مفهوم رنج دارد. ابن‌سینا ساحتی از خود را معرفی‌می‌کند و از آن به «اِنیّت» یاد‌می‌کند و آن را درمقابل ماهیت قرار‌می‌دهد که ما آن را «ساحت وجودی» می‌نامیم. ‌‌ازآنجاکه در نگاه یونگ ما با چنین تمایزی بین ساحت وجود و ماهیت در ذات خودآگاه مواجه نمی‌شویم، «فردیّت» اهمیت پیدا‌می‌کند؛ لذا پس از بیان تفاوت‌ها و شباهت‌ها، می‌توان گفت ابن‌سینا در تحلیل خودآگاهی از یونگ فراتر رفته‌است.
صفحات :
از صفحه 257 تا 282
نویسنده:
کوکب دارابی ، حامد علیزاده ، اعظم سادات پیش بین
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مسئله­ی علیت و پرسش از چرایی امور جزو نخستین مسائلی است که ذهن هر متفکری را به تأمل واداشته‌‌است. ابن­سینا و ملاصدرا، به­عنوان دو فیلسوفِ ملتزم به اصل علیت، به‌طور مبسوط به این مسئله پرداخته­اند. ابن‌سینا مطابق نظام فکری و مبانی فلسفی خودْ اصل علیت را توجیه و تبیین‌می­کند. علیت در نگاه وی فرعِ بر پذیرش کثرت و تباین پدیده‌ها با یکدیگر است؛ یعنی علت و معلول هریک دارای وجودی مستقلّ اند؛ زیرا ازنظرِ وی حقیقت معلولْ وجود رابطی و از نوع اضافه­ی مقولی است؛ درمقابلْ ملاصدرا با استفاده از مبانی حکمت متعالیه، با گذر از تشکیک وجود و برهانی نمودن نظریه­ی وحدت شخصی وجود، و با تحلیلی نو از اصل علیت، نظام تجلّی و ظهور را جایگزین‌می­نماید، حقیقت معلول را وجود رابط و از نوع اضافه­ی اشراقی قلمدادمی‌کند و آن را جلوه و شأنی از شؤون علت می­داند و برای آن هویتی جز مظهریت و فقر ذاتی و عین­الربط بودن به علت حقیقی‌ـ که عین غنا و بساطت است‌ـ قائل نمی­شود؛ بنابراین رابطه­ی خداوند با عالم هستی، از رابطه­ی علت و معلول، به رابطه­ی ظاهر و مظهر تبدیل‌می­شود. وی با سلب کثرات و معالیل از حقیقت وجود، برای توجیه کثرات عالم و نادیده نپنداشتن اصل علیتْ «کثرت ظهوری» را جایگزین «کثرت وجودی» نموده‌است.
صفحات :
از صفحه 231 تا 255
نویسنده:
فتانه تواناپناه
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در آراء ابن‌سینا در ضمن بحث از ملکات به معارف و مدرَکات ازمنظر پایدارگی و رسوخ توجه‌شده‌است. سوی دیگر این بحثْ جست‌وجو در نقش تکرار و عادت در شکل‌گیری ملکات و تأثیر آن بر معلومات و معارف است. این تحقیق به پرسش‌هایی نظیر «چگونه تکرار و عادت می‌تواند به‌ شکل‌گیری ادراکات پایدار منجر شود؟» پاسخ‌می‌دهد. ابن‌سینا در فلسفة خود دو تقسیم برای ورود به قلمرو ادراکات پایدار مطرح‌‌می‌کند. ایشان ابتدا به تقسیم کیفیت‌ها، هیئت، و حالت‌های نفسانی به طبیعی و اکتسابی می‌پردازد. در قسم کیفیات‌ اکتسابی دربارة نقش تکرار و عادت در تشکیل معارف راسخ سخن‌می‌گوید. وی در تقسیم دیگری کیفیات و حالات نفسانی را بسته به جایگاه و محل بروز آن‌ها تقسیم‌‌می‌کند: به‌بیانِ وی کیفیات موجود در نفس ناطقه یا به‌گونه‌ای‌اند که زوال و انحلال آن‌ها سخت و گاهی ممتنع است، یا اینکه به آسانی در معرض تغییر و دگرگونی قرار دارند. او این دو قسم را به‌ترتیب «ملکه» و «حال» نامیده‌است. ابن‌سینا در کتاب شفاء، بخش منطق مقولات نیز بیان‌‌می‌کند که علوم و فضایل به‌نوعی از ملکات‌اند. نشان‌دهندة تأکید بر ملکه‌‌سازی و توجه به ادراکات پایدار در تفکر اوست. این مطالعه با روشی توصیفی‌ـ‌تحلیلی «طبیعی‌سازی علوم و معارف» را از دیدگاه ابن‌سینا در ارتباط با ملکه‌سازی تبیین‌می‌کند؛ چراکه ملکات به‌مثابة طبیعت دوم مطرح‌اند.
صفحات :
از صفحه 153 تا 172
نویسنده:
فاطمه سلیمانی دره باغی ، زهرا میرزاکریمی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
عشق که ابتهاج حاصل از حضور ذات زیبا و بر دو قسم حقیقی و مجازی است، یکی از راه‌های تکامل نفس محسوب می‌شود. عشق حقیقی همان حبّ شدید به ذات و صفات الهی، و عشق مجازی حبّ و اشتیاق به غیر ذات اوست که خود به دو نوع نفسانی و حیوانی تقسیم‌می‌شود. در نگاه ابن‌سینا مشاکلت جوهری نفس عاشق و معشوقْ‌ مبدأ عشق نفسانی است و خواهش لذت و شهوت حیوانیْ‌ مبدأ عشق حیوانی. ملاصدرا نیز‌ مبدأ عشق نفسانی را اتحاد نفس عاشق و معشوق ازطریق استحسان و تمثّل زیبایی‌های ظاهری و باطنی دانسته‌است. ازآنجا‌که عشق مجازیِ نفسانی سبب تلطیف سرّ در فرد عاشق می‌شود، ‌می‌تواند ‌به‌عنوان راهی برای وصول به عشق حقیقی استفاده‌شود؛ چراکه روح را آماده‌ی دریافت کمالات متعالی ‌می‌نماید. از دید ابن‌سینا کمال حقیقی انسان وصول تام به خدا و اتصال به کمالات حقیقی و درک بی‌واسطه‌ی همه‌ی حقایق هستی است. صدرالمتألهین نیز با تمسک به سه اصل تشکیک در وجود، حرکت جوهری و اتحاد عاقل و معقول، به‌نحو مبسوط به تبیین تکاملی وجود انسان پرداخته و کمال نهایی انسان را وصول به مقام فناء فی الله معرفی‌‌کرده‌است. ستاندن خودبینی، ایجاد شجاعت برای عاشق، ایجاد نیروی سخاوت، تکمیل نفس و بروز استعدادهای حیرت‌انگیز باطنی و ابتهاج ازجمله ثمرات عشق است.
صفحات :
از صفحه 5 تا 24