مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
 
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
تنها فراداده‌های دارای منابع دیجیتالی را بازیابی کن
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 1520
استدلال ابن‎سینا بر ضرورت نبوت از طریق تَبَعی بودن وجود کائنات
نویسنده:
یارعلی کرد فیروزجایی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در آثار ابن‎سینا، به برهانی بر ضرورت نبوّت اشاره شده است که نه خود او و نه حکما و متکلمین دیگر، آن را به صورت کامل تقریر نکرده‎اند؛ اما از آنجا که ابن‎سینا به اصل برهان اشاره نموده و همه مبانی و مقدمات آن را در آثارش آورده، می‎توان برهان را به او نسبت داد. در این مقاله کوشیده‎ایم برهان مذکور را به روش عقلی تقریر و مبانی آن را تحلیل نماییم. این برهان مبتنی بر مبانی ذیل است: وجود کائنات و انسان‎ها، آمیخته بودن آن‎ها به شر، مقصود بالتَبَع و غایت ضروری بودن شرور، غایت بالذات بودن انسان کامل و عقل قدسی، مقدمه بودن و سببیت موجودات مادی و عموم انسان‎ها برای وجود پیامبر بعنوان انسان کامل. نظر به مقدمات به کار گرفته شده در این برهان می‎توان آن را استدلال بر ضرورت نبوت ازطریق «مقصود بالعرض (یا: تبعی/ طفیلی) بودن موجودات طبیعی (یا: کائنات)» برشمرد، و یا برهانی از طریق «غایت بالذات بودن وجود نبی»، و یا تبیینی از طریق «وقوع شر» نامید. در این استدلال، وجود شر، تکیه‎گاهی برای اثبات ضرورت نبوت قرار گرفته است و بدین‎ترتیب از آنچه که معمولا چالشی برای دین‎داری تلقی می‎شود به مثابه فرصت استفاده شده است. با توجه به شواهد قرآنی و روایی دال بر مبانی این برهان، می‎توان آن را برهانی مُلهِم از معارف اسلامی(یا: نقلی) نیز دانست.
صفحات :
از صفحه 153 تا 172
ابن سینا و هراس از مرگ تصحیح یک اشتباه در باره تک‌نگاری منسوب به ابن سینا
نویسنده:
حامد آرضائی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسئلة هراس از مرگ یا اضطراب مرگ یکی از مسائلی است که از یک‌سو در تاریخ فلسفه و از سوی دیگر، در تاریخ و اخلاق پزشکی مورد توجه اندیشمندان قرار گرفته است. از دوران گذشته علاوه بر آثار ادبی و نگاه‌های اسطوره‌ای منعکس‌شده در داستان‌ها و نمایشنامه‌ها و متون عرفانی و گنوسی، فیلسوفان نیز نتایج اندیشه‌ورزی خود را در این خصوص در آثار فلسفی منعکس کرده‌اند. در یونان باستان، در کنار اندیشه‌ورزی‌های سقراط و افلاطون، اپیکوری‌ها و رواقی‌ها نیز در فلسفه‌ورزی در زمینه هراس از مرگ سهم به‌سزایی داشته‌اند. در جهان اسلام نیز اندیشمندانی همچون محمد زکریای رازی و ابوعلی مسکویه و ملاصدرا در این‌باره سخن گفته‌اند. امّا در این میان، تنها تک‌نگاری موجود در زمینة هراس از مرگ که به نحوی تفصیلی بدین موضوع می‌پردازد، منسوب به بوعلی سینا است. از این رساله که در مجموعه رسائل ابن‌سینا به طبع رسیده و به فارسی نیز ترجمه شده با نام‌های «الشفاء من خوف الموت ومعالجة داء الاغتمام» و «دفع الغمّ من الموت» یاد شده است.ابن‌سینا هم فیلسوفی برجسته، هم یکی از بزرگترین پزشکان دورة اسلامی است که شایستة نظر‌ورزی در خصوص این مسئلة مرزی میان فلسفه و پزشکی است؛ ازاین‌رو، محققان پس از وی و به‌ویژه پژوهشگران معاصر ارجاعات بسیاری به نگاشتة او داشته‌اند. با توجه به فراوانی ارجاع محققان معاصر بدین رساله به نام ابن سینا از یکسو، و تردید برخی پژوهشگران در انتساب آن از سوی دیگر، پژوهشی دربارة نویسنده رساله صورت گرفت. با بهره‌گیری از پژوهش‌های پیشین و برخی دلایل متن‌شناختی دیگر روشن می‌شود که این رساله در اصل بخشی از کتاب تهذیب الأخلاق و تطهیر الأعراق ابوعلی مسکویه استکه به اشتباه به ابن‌سینا نسبت داده شده. این انتساب به‌دلیل اشتباه ناسخان، به‌سهو یا به‌عمد رخ داده است. پس از بررسی وجوه مختلفی که به این اشتباه انجامیده است، انتساب این رساله به ابن‌سینا نفی و صحت انتسابش به مسکویه اثبات می‌شود.
صفحات :
از صفحه 77 تا 93
تحلیل و بررسی نحوه صدور کثرت از وحدت از دیدگاه ابن سینا، ملا صدرا و قونوی
نویسنده:
پدیدآور: جلال حیدری ؛ استاد راهنما: علی عباسی ؛ استاد مشاور: سیداحمد غفاری قره‌باغ
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تبیین نحوه پیدایش و کثرت عالم از مبدأ هستی و رابطه کثرت و وحدت، از دغدغه‌های فیلسوفان و عارفان و از جمله چالشی‌ترین مباحث میان سه مکتب حکمت مشّاء، حکمت متعالیه و عرفان بوده و تفسیرها و تبیین‌های متفاوتی از آن ارائه نموده اند. هر سه مکتب در پذیرش و باور اصل واقعیت و وجود با یکدیگر، هم‌داستان‌اند همچنان که در واقعیت داشتن وحدت و کثرت تردیدی روا نمی‌دارند، اما مسأله نحوه صدور و واقعیت داشتن کثرت، از منظر ابن‌سینا، ملاصدرا و قونوی مورد اختلاف است. (مسأله) این پژوهش که با روش توصیفی _تحلیلی، سامان یافته (روش) بر این فرض استوار است که کثرت و وحدت در اندیشه ابن‌سینا، ملاصدرا و قونوی، به سه بیان متفاوت ارائه شده است، و سه تبیین متفاوت از نظام صدور در اندیشه این سه شخصیّت، برخاسته از مبانی نظام فلسفی مشّاء، حکمت متعالیه، و نظام عرفان اسلامی، وجود دارد. این اندیشمندان ارتباط حقایق عینی و وجودی و حضرت حق تعالی را با کلیدواژه‌های متفاوتی همچون علیت، تشأن و تجلّی، تبیین نموده‌اند. (فرضیه) هدف اساسی این تحقیق، تبیین صحیح نظام صدور و ترسیم تلاش‌های سه مکتب اندیشه‌ ورز مشّاء، حکمت متعالیه و عرفان اسلامی است که تبیین این مهم و ترسیم میزان توفیق هرکدام از این سه مکتب، کمک شایانی در ارائه صحیح جهان‌بینی برآمده از آن می‌کند. (اهداف) تمایز آشکار میان بزرگان سه اندیشه مهم اسلامی مشّاء، متعالیه و عرفان در تبیین معنا شناختی کثرت عالم و تبیین نحوه پیدایش آن از مبدا هستی از جمله نتایج و یافته‌های این پژوهش محسوب می‌گردد. ابن سینا با قائل بودن به اصل علیت و تباین وجودات، صادر اول را عقل اول ومجرای کثرات می‌داند، ملاصدرا در دیگاه اول و تشکیک وجودی خود، عقل اول را صادر اولی می‌داند که مجرای بقیه صوادر وکثرات است. این کثرات یک سلسله وجودات از شدید به ضعیف را تشکیل می‌دهند. ملاصدرا در دیگاه نهائی خود همگام با وحدت شخصی عرفا و قونوی همه ماسوی الله را نمود ومظهر حق تعالی می‌داند که از او در یک مرتبه متجلی گردیده وآن وجود منبسط و نفس رحمانی است وهمه ماسوی را در بر می‌گیرد. با این تفاوت که این مظهریت در نزد ملاصدرا قوی تر و نزد قونوی وعرفا ضعیف تر و ظلی تر است.(یافته ها)
آثار و لوازم اصالت ماهیت ابن سینا، سهروردی و میرداماد در مقایسه با اصالت وجود ملاصدرا
نویسنده:
پدیدآور: جلیل محمدی خانقاه ؛ استاد راهنما: عبدالله نصری ؛ استاد مشاور: قاسم پورحسن درزی ؛ استاد مشاور: حوران اکبرزاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسأله اصالت ماهیت و اصالت وجود نزد فیلسوفان پیش از ملاصدرا مطرح نبوده است و یا اگر مورد توجه بعضی از فیلسوفان همچون شیخ اشراق قرار گرفته است به عنوان یک مساله فرعی و در ضمن دیگر مباحث فلسفی همچون اعتباریات و معقول ثانی طرح شده است.اما اصالت وجود نزد صدرالمتألهین نه به عنوان یک مساله فرعی بلکه به عنوان یک اصل رصین در صدر مباحث فلسفی قرار می گیرد و دیگر مباحث فلسفی مبتنی بر آن پایه ریزی میگردد. بسیاری از شارحان حکمت متعالیه معتقدند توجه به اصالت وجود و نگرش اصالت وجودی داشتن به مباحث فلسفی چهره بسیاری از مسائل فلسفی را دگرگون می کند و تبیین دقیق تری از آنها ارائه می دهد.و اساسا ملاصدرا توفیقات خویش در حل معضلات فلسفی و تولید ابتکارات متعدد فلسفی را مرهون همین نگرش اصالت وجودی است و محرومیت دیگر فلاسفه به جهت نگرش اصالت ماهیتی است که خواسته یا ناخواسته بر فلسفه آن ها سایه افکنده است. قضاوت در میزان تاثیر گذاری اصالت ماهیت و اصالت وجود در دیگر مباحث فلسفی و سهم هریک در تبیین دقیق و حل سریع و آسان مسائل فلسفی و همچنین تولید مباحث نوین فلسفی مارا بر آن داشت که آثار و لوازم اصالت ماهیت در اندیشه سه فیلسوف بزرگ یعنی ابن سینا ، سهروردی و میرداماد را در مقایسه فلسفه اصالت وجودی ملاصدرا مورد بررسی قرار دهیم و توفیقات هریک در حوزه های گوناگون فلسفی را برشماریم.
بررسی رؤیا از دیدگاه ارسطو و ابن‏ سینا
نویسنده:
محمدحسین مختاری
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسئله رؤیا از مسائل مهمی است که فیلسوفان در طول تاریخ فلسفه بدان پرداخته‏اند. ارسطو در یونان باستان، رساله‏ای مستقل به نام «دربارۀ رؤیاها» را به این مهم اختصاص داده و فیلسوفان مسلمان نیز مسئله رؤیا را با بحث نبوت گره زده‏اند. در این میان، تأمل فلسفی ابن‏سینا در مقام بزرگ‌ترین فیلسوف جهان اسلام در این مسئله حائز اهیمت است. او با توجه به تفسیری که از وجودِ نفس، تجرد آن، قوای نفس به‏ویژه خیال دارد، به بحث دربارۀ رؤیا می‏پردازد. ارسطو نیز با توجه به ادراک حسی و قوّه خیال به تبیین نظر خود درباره رؤیا و ماهیت آن می‎پردازد. مسئله اصلی این مقاله، تبیین و بررسی آرای این دو فیلسوف از مسئله رؤیاست. هدف تحقیق، نشان‌دادن وجوه افتراق و اشتراک و میزان تأثیرپذیری ابن‌سینا از ارسطو در مسئله رؤیاست. روش تحقیق در این مقاله نیز بررسی تطبیقی میان این دو فیلسوف از منظر فلسفی و تاریخ فلسفه است. نتیجۀ پژوهش آنکه ابن‌سینا در مباحث نفس و مسائل مربوط به رؤیا، دقت نظر‌های بیشتری کرده و البته در آرای خود از ارسطو نیز متأثر بوده است.
صفحات :
از صفحه 75 تا 96
نقد و بررسی تبیین حیات بعد از مرگ براساس نظریه حدوث و قوای ادراکی نفس در ابن سینا و صدرا با استناد بر آیات
نویسنده:
پدیدآور: روح‌الله نصیری اطهر ؛ استاد راهنما: محمدرضا کریمی والا ؛ استاد مشاور: محمدعلی اخویان
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مطابق آموزه های دینی، معرفت نفس هم در شناخت مبدأ و هم در فهم معاد راهگشاست و لذا نافع ترین معارف است. در این میان؛ اما نقش کلیدی در تبیین حیات بعد از مرگ را معرفت حدوث و قوای نفس عهده دار است و شاهد آن نقض و ابرام های نظری و مباحث عمیقی است که میان ابن سینا و ملاصدرا پیرامون آن صورت گرفته است. شیخ الرئیس بوعلی سینا و ملاصدرا؛ هر چند نفس را روحانیه البقاء دانسته اند؛ اما ابن سینا، نفس را روحانیه الحدوث معرفی کرده است که در حیات دنیوی، تعلق عارضی به بدن می یابد و لذا معاد روحانی یا وجود عقلی نفس بعد از مرگ را برهانی دانسته، ولی اثبات معاد جسمانی را بر عهده آموزه های دینی واگذارده است. همانگونه که تأکید شیخ الرئیس بوعلی، بر مادی بودن قوای باطنیِ مدرک جزئیات، اثبات فلسفی ادراک جزئیات پس از مرگ را نیز دشوار کرده است. ملاصدرا؛ اما نفس را جسمانیه الحدوث و حاصل تطور جوهری جسم می داند. این قول بدان روست که اساسا وی نفسیت نفس یا تعلق نفس به بدن را نحوه وجود نفس دانسته و در پرتو آن اثبات فلسفیِ ابدان برزخی و اخروی را ممکن ساخته است و با اثبات تجرد قوای باطنی، ادراکات جزئی بعد از مرگ را نیز از منظر فلسفی تبیین کرده است. این نوشتار که با شیوه اسنادی ـ تحلیلی به سامان رسیده است، علاوه بر نتایج پیش گفته، به طور عمده، انطباق و همسویی نظریه ملاصدرا در باب حدوث و قوای نفس و در پی آن تبیین حیات بعد از مرگ با تأکید بر حضور ادراکات جزئی و نیز جسمانی بودن معاد را با آیات کریمه نمایان ساخته است. از دیگر یافته های این پژوهش، احراز اتقان استنباط های ملاصدرا در تبیین موت و اَنحای آن بر مبنای حرکت جوهری نفس است که در اَسناد نقلی به اجل مسمی و معلّق تعبیر شده و در لسان صدرا با واژه موت طبیعی و اخترامی بیان گردیده است. چه اینکه بر اساس آیات کریمه، نفس، وجودی ادراکی است که در بدو پیدایش، بالقوه بوده و در حال سیرِ به سوی فعلیت و استقلال یابی با کسب علوم می باشد. این مطلب؛ اما وقتی به درستی دریافت می شود که سخن ملاصدرا در نحوه تبدیل وجود بالقوه به بالفعل با استکمال ذاتی نفس که ریشه در اتحاد عاقل و معقول دارد، مورد توجه قرار گیرد تا با فعلیت یافتن نفس در دنیا، رهایی نفس از بدن و موت طبیعی و به تعبیر قرآن کریم اجل مسمی رقم خورد و بعد از مرگ نیز حرکت جوهریِ نفس جهت تکامل برزخی، به انجام رسد. چه اینکه آیات قرآن کریم غایتِ حرکت نفس در دنیا را وقوع اجل مسمی و غایت نهایی آن را برپایی قیامت می داند. بر همین اساس ملاصدرا قوی ترین دلیل بر تحقق قیامت را حرکت جوهری نفس می داند و این مطلب در استنتاج های این نوشتار، به خوبی از آیات قرآن کریم مستفاد گردیده است.
نسبت عقل و باور دینی در فلسفه ابن سینا و اسپینوزا
نویسنده:
پدیدآور: فاطمه فرج‌پور مقدم ؛ استاد راهنما: یوسف نوظهور ؛ استاد مشاور: قاسم پورحسن
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
نسبت میان عقل و ایمان یکی از مسائل جدال آمیز فلسفه دین محسوب می‌شود. رابطه میان عقل و ایمان همواره مناقشه برانگیز بوده است. اندیشمندان بسیاری مدعی شده اند که ایمان و عقل به هیچ وجه با یکدیگر سازگار نیستند البته در این بین خوانش های متعادل تری هم وجود دارد. در این پایان نامه به بررسی چگونگی تعامل میان عقل و باورهای دینی در فلسفه ابن سینا و اسپینوزا خواهیم پرداخت. در اینجا ما با دو نظام فکری متفاوت مواجه هستیم، از یکسو ابن سینا فیلسوفی مسلمان و از سوی دیگر اسپینوزا که به همه-‌در-خدایی اعتقاد دارد. با ملاحظه در آثار ابن سینا میتوان به وضوح تلاش وی را برای برقراری پیوند میان عقل و باور دینی مشاهده کرد. ابن سینا دغدغه آشتی دادن میان عقل و ایمان را داشته است. او هم به دستاوردهای عقلی و هم به ایمان و شریعت پایبند بوده است و ناسازگاری میان آنها نمی‌بیند. اسپینوزا به دنبال تفکیک عقل و ایمان است و از عقل گرایی حداکثری دفاع میکند. اسپینوزا قلمرو باور دینی را با قلمرو عقل از هم تفکیک میکند و با این تفکیک نشان میدهد که تعارضی بین عقل و ایمان نباید به وجود آید.
خوانش فضیلت محورانه و تطبیقی از نظریه معرفت شناسی ابن سینا و ملاصدرا
نویسنده:
اکرم عسکرزاده مزرعه
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
نظریه های معرفت شناسی فضیلت محور شاخه ای از معرفت شناسی برون گرایانه است. نظریه اندیشمندانی مانند آلوین پلانتینگا، ارنست سوزا و لیندا زگزبسکی جزء این نظریه هاست. به باور ایشان عنصر فضیلت نقش بسزایی در تشکیل باور صادق دارد و افزون بر آن عناصر فرایند اعتمادپذیر، قوای معرفتی با کارکرد صحیح و اراده و وظیفه، اعتماد به دیگران و... سبب ارزشمندی باور می شوند. ابن سینا و ملاصدرا به تأثیر فضیلت، قوای معرفتی، فرایند اعتمادپذیر و اراده و وظیفه و... بر معرفت توجه داده اند. در خوانش فضیلت محورانه از معرفت شناسی ایشان می توان قرابت های بسیاری میان رأی ابن سینا و ملاصدرا و زگزبسکی یافت. نظریه ملاصدرا در مقایسه با نظریه ابن سینا همخوانی بیشتری با نظریه های معرفت شناسی فضیلت محورانه معاصر دارد. نظریه ابن سینا به رویکرد سنتی _ ارسطویی دربارۀ تعامل میان فضیلت و معرفت قرابت دارد تا معاصر. رعایت مؤلفه های اخلاقی در معرفت با مبانی فلسفی ملاصدرا سازگاری دار،د اما با برخی مبانی فلسفی وی ناسازگار است.
صفحات :
از صفحه 117 تا 131
كاركردها و شروط ادراك‏هاي باطني از ديدگاه ابن‏ سينا و ملاصدرا
نویسنده:
سيد علي حقي ، سيد محسن حسيني
نوع منبع :
مطالعه تطبیقی , نمایه مقاله
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در مقالۀ پيش‌رو، کوشيده‌ايم تا مقايسه‌اي ميان ديدگاه‌هاي ابن‌سينا و ملاصدرا درباره ادراک‌هاي باطني انجام دهيم. ازآنجاکه ابن‌سينا نفس نباتي و حيواني را جسماني مي‌دانسته، قواي ادراکي باطني را نيز جسماني و منطبع در ماده (بدن) به‌شمار آورده و براي هرکدام در مغز محلي معين کرده است؛ درحالي‌که ملاصدرا نفس نباتي و حيواني را غيرجسماني مي‌داند و بر تجرد نفس حيواني برهان اقامه مي‌کند. ملاصدرا قواي ادراکي باطني را نيز مجرد از ماده مي‌داند و محل‌هايي را که براي هرکدام در مغز مشخص شده است، صرفاً مظاهر آن قوا و محل حصول استعداد آنها در نظر مي‌گيرد. البته در ارائه تعريف، کارکردها و اثبات قواي ادراکي باطني ميان اين ‏دو فيلسوف شباهت بسياري به چشم مي‌خورد. سرانجام، ديدگاه ملاصدرا درباره ادراک‌هاي باطني به‌عنوان نظر جامع که هم جنبه‏هاي مادي ادراک را به رسميت مي‌شناسد و هم وجه غيرمادي بودن آن را دربر مي‌گيرد، معرفي مي‌شود.
رابطه نفس و قوا از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا
نویسنده:
عابدین بزرگی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
پایگاه اطلاع رسانی حوزه: ,
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در ارتباط با (رابطه نفس و قوا) دیدگاه های مختلفی مطرح است که در یک دسته بندی به د و دسته تقسیم می شوند: الف: دسته ای که برای نفس، قوائی قائل نیستند: گروهی از این دسته می گویند: هر انسانی، دارای نفوس متعددی است که تمام کارهایش را به واسطه ی همین نفوس مختلف، انجام می دهد؛ لذا نیازی به قوا نیست. گروهی دیگر از این دسته، مانند فخررازی، می گویند: هر انسانی، یک نفس دارد و همین نفس، تمام کارها، غیر ار کارهای تحریکی غیرارادی، را مباشرة انجام می دهد. ب: دسته ای که قائلند انسان، علاوه بر نفس واحد، دارای قوای متعددی نیز هست: از این گروه، افرادی مانند ابن سینا می گویند: نفس، کلیات را مباشرة بدون نیاز به قوا، درک می کند و سایر کارها را با استخدام قوا انجام می دهد. گروه دیگر از این دسته، مانند ملاصدرا می گویند: قوای متعدد، مراتب و شؤون نفس بوده، وجود فی نفسه *؛ لذا نفس، تمام کارها را مباشرة انجام می دهد منتها بعضی کارها را در مرتبه ذات و بعضی دیگر از کارهایش را در مراتب قوایش انجام می دهد و برای همین گفته شد: النفس فی وحدتها کل القوی و فعالها فی فعله قد انطوی
  • تعداد رکورد ها : 1520