جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 4599
ارزیابی انتقادی حسن حنفی در علم کلام با تأکید بر آراء علامه طباطبایی
نویسنده:
سمیه صدیقی؛ استاد راهنما: نصرالله آقاجانی؛ استاد مشاور: نسرین میانجی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
بررسی تطبیقی تأثیر مبانی معرفت شناختی در تفسیر قرآن از منظر محمد باقر ملکی میانجی و علامه طباطبایی
نویسنده:
ماهر الصالح؛ استاد راهنما: علی قدردان قراملکی؛ استاد مشاور: محمد عظیمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تفسیر قرآن از دیرباز یکی از مهم‌ترین مباحث علوم اسلامی بوده است، و مبانی معرفتی به‌عنوان پیش‌فرض‌های اصلی در این حوزه مطرح می‌باشد. این مبانی شامل مجموعه‌ای از اصول است که مفسر را در فهم صحیح و جامع قرآن کریم و تبیین آیات آن یاری می‌رساند. مفسران با رویکردهای گوناگون به این مبانی روی آورده‌اند که حاصل آن پدید آمدن تفاسیر متنوع بوده است. از برجسته‌ترین این چهره‌ها، آیت‌الله محمّدباقر ملکی میانجی (از اندیشمندان مکتب تفکیک) و علّامه سید محمدحسین طباطبائی (شخصیت ممتاز و تأثیرگذار در حوزه تفسیر) هستند. ملکی میانجی بر مبانی معرفتی‌ای تکیه می‌کند که کسب معارف را منحصر به روش نقلی و به ویژه روایات می‌داند، ارزش معارف عقلی را نفی می‌کند و میان عقل بشری و عقل الهی تمایز قائل می‌شود؛ چنان‌که این رویکرد در تفسیر او «مناهج البیان» مشهود است. در مقابل، علّامه طباطبائی در تفسیر «المیزان» ضمن پذیرش حجیّت ظواهر آیات و روایات، معرفت را به نقل محدود نکرده و نقش عقل را نیز به‌طور همزمان به رسمیت می‌شناسد. این مبانی معرفت شناختی نقش کلیدی در تفسیر آیات قرآن ایفا می‌کند. چنان‌که در تفسیر آیات مربوط به نعیم و عذاب اخروی مانند «جَنَّهً وَحَرِیرًا» ملکی میانجی ــ به‌سبب عدم اتکا به معارف عقلی ــ تفسیر این آیات به «تجسیم اعمال» را رد می‌کند؛ حال آنکه علامه طباطبائی معتقد است نعیم و عذاب اخروی، مجسَّم شدن اعمال انسان هستند. بر پایه این اختلاف‌نظرها، این پژوهش در پی مقایسه مبانی معرفتیِ این دو اندیشمند و تبیین تأثیر ژرف آن‌ها در تفسیر قرآن کریم با تأکید بر بررسی وجوه اشتراک و افتراق میان دیدگاه‌های ایشان است. در این تحقیق روشن شد که هر دو طرف بر اعتبار روش نقلی در تفسیر قرآن کریم موافق هستند و علامه طباطبایی با پذیرش تأثیر روش عقلی در تفسیر قرآن، به تفسیری کامل‌تر و جامع‌تر روی آورده است.
تحلیل و نقد آرای تفسیری علامه طباطبایی در مورد مباحث زنان با تأکید بر اندیشه‌ استاد جوادی آملی
نویسنده:
فرشته مرزبان؛ استاد راهنما: فاطمه علایی رحمانی، زهرا صرفی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان و جوادی آملی در تفسیر تسنیم هر یک با رویکرد تفسیری خاص خود، به بررسی آیات مرتبط با زنان پرداخته‌اند. با وجود عمق اندیشه علامه طباطبایی، گذشت زمان و ارائه نظریات نوین در حوزه زنان، بررسی دیدگاه‌های ایشان همچنان از اهمیت زیادی برخوردار است. جوادی آملی در تفسیر تسنیم، ضمن تبیین مباحث المیزان، با ارائه نظریات جدید، به نقد و تکمیل دیدگاه‌های علامه پرداخته است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل و بررسی وجوه افتراق آرای تفسیری این دو مفسر در مسائل زنان، به روش کتابخانه‌ای انجام شده است. در این راستا، ابتدا آرای تفسیری علامه طباطبایی در تفسیر المیزان استخراج شد، سپس نقدها و تکمیل‌های جوادی آملی بر این آراء، در سه محور اصلی کلامی- فلسفی، فقهی- حقوقی و قصص، دسته‌بندی و تحلیل گردید. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که جوادی آملی با بهره‌گیری از روش‌هایی مشابه استاد خود مانند تفسیر قرآن به قرآن، تفسیر روایی و تفسیر عقلی، به تبیین مفاهیم پرداخته است. وی ضمن بازتعریف مفاهیم اساسی، ارجاع متشابهات به محکمات و اقامه براهین قوی، بینش جدیدی را درباره زنان ارائه داده است. با بررسی دیدگاه‌های این دو مفسر می‌توان اذعان کرد که نقدهای جوادی آملی بر تفسیر المیزان، غالباً مستند و مستدل هستند. وی با بهره‌گیری از استدلالی عمیق و متقن، مسائل مربوط به زنان را با توجه به مقتضیات عصر حاضر بررسی کرده است. در حوزه کلامی - فلسفی، تمرکز ایشان بر نوع فاعلیت خداوند بر مخلوق، جنس وجودی خلقت زن و جایگاه اخروی زن است. در حوزه فقهی - حقوقی، مباحث مربوط به نقش زن در خانواده و اجتماع مورد نقد و بررسی قرار گرفته‌اند. در حوزه قصص نیز، داستان‌های قرآنی و احادیث مرتبط با مسائل زنان محور تحلیل بوده است. این پژوهش نشان می‌دهد که دیدگاه جوادی آملی در نقد و تکمیل آرای علامه طباطبایی، با توجه به نیازهای جدید تفسیری، به تکامل مباحث مرتبط با زنان در تفاسیر قرآنی کمک کرده است.
مفهوم خدا در اثولوجیا و تطبیق آن با آثار علامه طباطبایی و شاگردان وی (آقای جوادی آملی و آقای مصباح«ره»).
نویسنده:
رضا اسفندیاری؛ استاد راهنما: حسن عباسی حسین آبادی؛ استاد مشاور: رضا رسولی شربیانی استاد مشاور: غلامحسین خدری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در این رساله، مفهوم «خدا» در کتاب اثولوجیا، یکی از منابع فلسفی یونانی که به اشتباه به ارسطو نسبت داده می‌شد، با دیدگاه‌های نوصدرائیان مسلمان، به‌ویژه علامه طباطبائی و شاگردان برجسته‌اش، آقای مصباح یزدی و آقای جوادی آملی، مقایسه شده است. اثولوجیا، با استفاده از اصطلاحات متنوعی نظیر «واحد»، «اصل نخستین» و «نورالانوار»، به تبیین مفهوم خدا می‌پردازد و ویژگی‌هایی مانند: خیر، عقل و نور را به او نسبت می‌دهد. اوصافی چون احدیت، قدرت، کمال، قیام به ذات، ثبات و حکمت نیز از دیگر صفات خدای اثولوجیا برشمرده می‌شود. با این حال، اثولوجیا، برخلاف برخی دیدگاه‌های فلسفی، خدا را فراتر از انیت (وجود) نمی‌داند، بلکه او را خودِ انیت می‌داند. همین امر، امکان مقایسه آن با اندیشه‌های فیلسوفان مسلمان را فراهم می‌کند. در فلسفه اسلامی، مفهوم «واجب‌الوجود» به عنوان اصلی‌ترین مفهوم در خداشناسی مطرح می‌شود. فیلسوفانی چون فارابی و ابن‌سینا، و پس از آنان متکلمانی نظیر خواجه نصیر طوسی و علامه حلی، این اصطلاح را برای تبیین ذات الهی به کار برده‌اند. همچنین عبارت «الحق ماهیته الانیه»، که بیانگر وجود محض و تحقق محض خداوند است، از دیگر مفاهیم کلیدی در این زمینه به شمار می‌رود. در اندیشه نوصدرائیان، به‌ویژه علامه طباطبائی و شاگردانش، مباحثی چون «الحق ماهیته اِنّیه»، نفی ماهیت از واجب، خواص واجب‌الوجود، واجب‌الوجود بالذات به عنوان بالاترین مرتبه هستی، واجب‌الوجود از جمیع جهات و «بسیطه‌الحقیقه کل الاشیاء ولیس شیء منها» برای تبیین مفهوم خدا مطرح می‌شود. مهم‌ترین صفت خدا نزد نوصدرائیان، «توحید» است، که با قاعده بسیط‌الحقیقه و نفی شریک داشتن، اثبات می‌شود. از جمله نوآوری‌های این پژوهش می‌توان به مقایسه مستقل مفهوم خدا در این دو مکتب فکری، بررسی تطبیقی جریان نوافلاطونی با خداشناسی نوصدراییان، و نگاهی تازه به خداشناسی فیلسوفان نوصدرایی اشاره کرد. همچنین، این پژوهش به دنبال تعیین میزان استقلال اندیشه نوصدراییان از اندیشه‌های یونانی و تبیین تأثیر اسلام، سنت و قرآن بر جهان‌بینی اسلامی آنان است.
تبیین توحید اطلاقی و ادله عقلی آن از دیدگاه علامه طباطبایی، صدرالمتالهین و ابن ترکه اصفهانی
نویسنده:
مهدی محرمی؛ استاد راهنما: حسن معلمی؛ استاد راهنما: محمد کیوانفر
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مسأله وحدت وجود به عنوان مهم ترین مدعای اهل معرفت و رهآورد اهل شهود همیشه محور اندیشه های متفکران فلسفی و کلامی و عرفانی بوده است. این مساله وحدت وجود، در کتاب های عرفا ، سابقه طولانی تر نسبت به کتاب های فلاسفه دارد. ابن عربی نخستین عارف اندیشمندی است که وحدت وجود را در قرن هفتم به صورت مستقل بیان کرده است. پس از وی ، در بین اندیشمندان اسلامی شاهد تلاشهای وافر علمی هستیم که به غرض انکار یا تایید دیدگاه وحدت وجود، رساله ها و کتاب ها نگاشته اند؛ یکی از این اندیشمندان عارف، ابن ترکه اصفهانی عارف و فیلسوف قرن نهم هجری قمری است وی در کتاب " التمهید فی شرح قواعد التوحید " با اقامه ادله عقلی در صدد استدلالی کردن و عقلانی نشان دادن مسئله وحدت وجود شخصی می باشد. لیکن به دلیل اغماض و ابهام این مساله در تبیین و استدلال برای اثبات مساله وحدت وجود ، به توفیق کامل دست نیافت و استدلال ها و براهینی که برای نقض یا ابرام مساله ، اقامه شده اند؛ همنشین با برخی از ضعف های علمی و مغالطات گردید. در این میان، فیلسوف موسس، جناب صدرالمتالهین شیرازی ، حکیم قرن یازدهم هجری قمری، با تبیین ادله عقلی، لباس عقلانیت به مسئله وحدت وجود پوشاند. بعد از وی نیز تلاش های زیادی درباره تبیین اصل وحدت وجود و نقض و ابرام ادله آن صورت گرفت. در قرن حاضر، علامه طباطبایی نیز به عنوان یکی از پیروان حکمت صدرایی، در این باره به تبیین و تنقیح ادله آن پرداخته است. با توجه به اینکه مسئله "وحدت وجود" ، از مسایل بنیادین فلسفه اسلامی و عرفان اسلامی به شمار می رود. به طوری که نحوه تبیین در این مسئله، نوع نگرش به نظام هستی و ارتباط کثرات با وجود واجب را متفاوت می کند. از این رو پژوهش در این مسئله، حایز اهمیت است به خصوص اگر این مسئله حقیقت وجود را به شکل تطبیقی بین دیدگاه اندیشمندان مشهور و تاثیرگذار مورد پژوهش و بررسی قرار داده شود. در این جُستار ، تبیین مسئله وحدت وجود از دیدگاه ابن ترکه عارف نامی قرن نهم هجری قمری و از دیدگاه صدرالمتالهین حکیم و موسس حکمت متعالیه و از دیدگاه علامه طباطبایی حکیم و عارف قرن معاصر مورد بررسی قرار می گیرد و در ادامه، به بررسی ادله عقلی مطرح از جانب این سه اندیشمند درباره توحید اطلاقی می پردازیم . گام پایانی جستار ، تقریر وجوه تشابه و تفاوت موجود بین این سه دیدگاه درباره وحدت وجود می باشد.
مستندات قرانی امامت خاصه اهل بیت علیهم السلام از دیدگاه علامه طباطبایی
نویسنده:
نفیسه اربابی؛ استاد راهنما: محمدحسن محمدی مظفر
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
دین اسلام ازجمله ادیان ابراهیمی است که خداوند آن را توسط خاتم الانبیاء حضرت محمد مصطفی (ص) فرستاده است.دو مذهب اصلی در دنیای اسلام ، تشیع و تسنن هستند. که دارای مشترکاتی هستند.اما مهمترین و اساسی ترین اختلاف انان در مورد مسئله امامت است. موضوعی که اختلافی و بحث‌برانگیز در میان مذاهب اسلامی است.( شهرستانی، الملل و النحل، 1364ش، ج1، ص24؛ میلانی، «مقدمه»، در کتاب دلائل الصدق، تألیف محمدحسن مظفر، 1422ق، ص26. )، و جایگاه منحصر به فردی را در علم کلام دارد.همه مذاهب مسلمان معتقد هستند که امامت ضروری و واجب است امااختلاف انان در تعریف امام و انتصاب است . ولایت و جانشینی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از اصول عقاید شیعه به شمار میرود، و نقطه تمایز میان تشیع و سایر مذاهب اسلام است. برای مثال اهل تسنن امامت را حکومت و ریاست دنیوی بر مردم میدانند و از امام به خلیفه تعبیر میکنند و وظیفه اورا اجرای احکام شریعت پیامبر میدانند. انان انتخاب امام را بر عهده مردم قرار میدهند(اجماع مسلمین). برخی از اشاعره و معتزله و برخی دیگراز مذاهب اهل‌سنت، امامت را از فروع دین و مسئله‌ای فقهی تلقی کرده‌اند ( برای نمونه نگاه کنید به تفتازانی، شرح المقاصد، 1409ق، ج5، ص232؛ جرجانی، شرح المواقف، 1325ق، ج8، ص344 ). شیعه زیدیه نیز نظری نزدیک به اهل سنت دارد. اما شیعه امامیه معتقداست امامت مقامی است که توسط خداوند به بندگان شایسته او عطا میشود وعهدی الهی است .امامت ریاست اصیل و مطلق دین و دنیاست.( بحرانی، قواعد المرام فی علم الکلام، 1435ق، ص417.) از نظر امامیه، شرط امامت عصمت است وعصمت هم متکی بر نص وانتخاب الهی است. وعلم امام هم علمی الهی و لدنی است نه اکتسابی. از طرف دیگر اساسی‌ترین منبع و سند برای تمام معارف دین اسلام، قرآن میباشد و شیعه امامیه معتقد است که شرایط و ویژگیهای امام در ایات قران امده است.در ایاتی مانند : ولایت ، تبلیغ،مباهله، تطهیر، مودت، اولی الامر واکمال... . . این پژوهش دارای اهمیت ویژه ای است زیرا با پاسخ دادن به این مساله، تفاوت بین شیعه امامیه با دیگر مذاهب شیعه و اهل سنت در میان مسلمانان مشخص شده و تشیع امامیه میتواند با پاسخ دادن به این سوال که دلایل قرانی شیعه امامیه برای اثبات امامت خاصه اهل بیت (ع) چیست ؟حقانیت خود را اثبات کند.زیرا قرآن اساسی‌ترین منبع و سند برای تمام معارف دین اسلام میباشد. ازطرفی اسلام دینی است که به نص کتاب و سنت بر اساس فطرت استوار است (علامه طباطبایی، شیعه در اسلام1386،ص151، موسسه بوستان کتاب ) . بنابراین در این پژوهش سعی بر این است که از طریق کتاب الهی_قران کریم _ به اثبات مساله امامت خاصه از دیدگاه شیعه امامیه بپردازیم. یافتن این پاسخ طی پژوهشی مساله محور وبا روش توصیفی - تحلیلی به بررسی اثار علامه محمد حسین طباطبایی از مفسرین بزرگ قران در جهان تشیع می پردازد. دلیل انتخاب علامه و اثارش برای انجام این پژوهش این استکه ایشان متفکری بزرگ و گرانسنگ در دنیای اسلام در دوران معاصر میباشد که نظرات ایشان جایگاه ویژه ای در بین اندیشمندان شیعه و جهان اسلام دارد و علاوه براین روش تفسیر ایشان قران به قران میباشد و قران نیز به عنوان مهمترین سند مورد اتفاق جمیع مسلمانان است. ایشان صاحب اثار برجسته ای مانند: المیزان فی تفسیرالقران، شیعه در اسلام،مجموعه مذاکرات علامه با پروفسور هانری کربن،و...است .که محور این پژوهش تفسیر المیزان میباشد. علامه در تفسیر المیزان از روش تفسیر قران به قران استفاده نموده است .او معتقد است وقتی قرآن خود را «تبیاناً لِکُلّ شیء»[سوره نحل ایه 88] (روشنگر هر چیز) معرفی می‌کند، چطور ممکن است برای بیان معنا و مقصود خود محتاج به غیر خود باشد.( المیزان فی تفسیر القران ) او این روش را همچنین مستند به روایات می‌داند. برای مثال او نمونه گفتاری از امام علی(ع) در نهج البلاغه را که به توصیف قرآن می‌پردازد ذکر میکند به عنوان سند .امام علی (ع) میفرماید: "پاره‌ای از آن پاره‌ای دیگر را به زبان می‌آورد، و بعضی از آن شاهد بر بعضی دیگر است" .او همچنین روش تفسیر قرآن به قرآن را قدیمی‌ترین روشی می‌داند که پیامبر و امامان معصوم علیهم السلام نیز همین روش را داشتند. در این پژوهش ابتدا به بیان معنی و مفهوم امامت و ولایت به طور اجمال میپردازیم .در این میان دو موضوع در مورد امامت مطرح میشود: امامت عامه و امامت خاصه.که به طور مختصر به توضیح امامت عامه پرداخته و به نام بردن تعدادی از ایات در این مورد بسنده میکنیم.موضوع اصلی در این پژوهش امامت خاصه است که ابتدا تعدادی از مهمترین ومعروفترین ایات را که شیعه امامیه برای اثبات امامت خاصه به عنوان سند قرانی به کار میبرد نام برده و سپس به توضیح وتفسیر ان ایات بر مبنای اثار علامه طباطبایی پرداخته و نتیجه گیری میشود. منبع اصلی در این پژوهش تفسیر المیزان نوشته علامه طباطبایی است .علامه دراین اثر ابتدا به تفسیر ایات قرانی میپردازد، سپس روایات مربوطه را بررسی میکند و پس از ان مساله را ازنظر عقلی توضیح داده و دراخر شبهاتی را که به مساله وارد کرده اند پاسخ میدهد.
براهین اثبات وجود خدا در قرآن از منظر علّامه طباطبائی و امام ابومنصور ماتریدی (رحمهما الله تعالی)
نویسنده:
ذکر الله عمار؛ استاد راهنما: زهیر المسیلینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اثبات وجود خداوند به‌عنوان یکی از بنیادی‌ترین مسائل در الهیات اسلامی، همواره مورد توجه متفکران اسلامی بوده است. این پژوهش با عنوان «براهین اثبات وجود خدا در قرآن از منظر علامه طباطبایی و امام ابومنصور ماتریدی»، به بررسی تطبیقی دیدگاه‌های این دو اندیشمند برجسته اسلامی می‌پردازد. علامه طباطبایی، با رویکردی فلسفی و تفسیری، از براهینی همچون برهان امکان و وجوب و برهان صدیقین برای تلفیق مفاهیم قرآنی با تفکر عقلی استفاده کرده و معتقد است قرآن به‌دنبال اثبات وجود خدا از طریق براهین فلسفی نیست، بلکه هدف آن هدایت عموم مردم است. با این حال، او در آثار فلسفی و کلامی خود به براهین اثبات وجود خدا پرداخته تا به شبهات پاسخ دهد و هماهنگی عقل و نقل را نشان دهد. از منظر امام ابومنصور ماتریدی، متکلم برجسته اهل سنت، وجود خداوند نه تنها اثبات‌پذیر است، بلکه او یکی از متکلمانی است که با استفاده از عقل و نقل (قرآن و حدیث) به اثبات وجود خداوند پرداخته است. ماتریدی در آثار خود، استدلال‌های عقلی و نقلی متعددی را برای اثبات وجود خداوند ارائه می‌دهد. وی با تکیه بر اصول کلامی و آموزه‌های قرآنی، از براهینی مانند برهان اعجاز قرآن، برهان عِلّیت (برهان علت و معلول) و برهان حدوث برای اثبات وجود خدا استفاده کرده است. این پژوهش با رویکردی تطبیقی، به تحلیل دیدگاه‌های فلسفی و کلامی این دو متفکر می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که هرچند روش‌شناسی و مبانی فکری آن‌ها متفاوت است، هردو متفکر با استفاده از براهین متنوع قرآنی، تصویری روشن از اثبات وجود خداوند ارائه داده‌اند. نتایج این مطالعه، غنای فکری و جامعیت روش‌های آنان در تقویت بنیان‌های ایمان اسلامی را نشان می‌دهد.
روش شناسی انبیای اولوالعزم در پاسخگویی به شبهات (توحید، نبوت، معاد) در قرآن از منظر علامه طباطبایی
نویسنده:
فاطمه میرحسینی؛ استاد راهنما: حبیب الله حلیمی جلودار؛ استاد مشاور: محسن نورائی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
روش شناسی که از عناوین جدید در علوم مختلف از جمله علوم اسلامی وارد شده است. می‌توان به عنوان الگویی در پاسخگویی به شبهات اعتقادی که در حوزه مسئولیت علم کلام است، به کار برد. از راه‌های مبارزه با بنیاد‌های اعتقادی و تعالیم عملی یک دین، ایجاد شبهه در عقاید مردم و متزلزل ساختن آن عقاید می‌باشد. پاسداری و دفاع از عقاید دینی، نزد انبیا از ارزش بسیار والایی برخوردار است. تنها با ارائه پاسخ صحیح نمی‌توان پاسخگوی موفق بود، بلکه باید با روش‌های مناسب، با این شبهات برخورد نمود تا بتوان تاثیرات آن را خنثی کرد. شبهات را می‌توان از لحاظ هدف و موضوع تقسیم نمود. این اثر بر اساس روش توصیفی و تحلیلی شبهات مطرح شده در قرآن را استخراج کرده و به توصیف و بررسی روش‌های مختلف پاسخگویی به شبهه و تحلیل آن با استفاده از تفسیر المیزان پرداخته و به این سوالات پاسخ داده است که قرآن و انبیا در تعامل با مطرح کنندگان مختلف شبهه چه روش‌های گفتاری و رفتاری دارند. منظور از شبهه در این نوشتار، شبهات اعتقادی می‌باشد. با بررسی و توصیف شبهات مطرح شده در آیات و تحلیل و تفسیر پاسخ‌های داده شده در المیزان، می‌توان گفت روش‌های مختلفی برای پاسخگویی به شبهات اعتقادی وجود دارد که با توجه به شرایط مختلف زمان انبیا و نوع شبهه و مطرح کننده شبهه متفاوت می‌باشد و نمی‌توان برای همه مطرح کنندگان شبهه از یک روش استفاده کرد. به همین دلیل انبیای اولوالعزم از روش‌های متفاوتی از جمله پرسش و پاسخ، مناظره و مجادله و... استفاده می‌کردند و هر کدام از این روش‌ها شیوه‌های خاصی دارد که توجه و عمل به این شیوه‌ها بسیار در امر پاسخگویی حائز اهمیت می‌باشد.
موانع شناخت در نظام معرفتی قرآن از دیدگاه ملاصدرا و علامه طباطبایی
نویسنده:
سعیده گوهریان؛ استاد راهنما: رحمت اله عبدالله زاده؛ استاد راهنما: مهدی زمانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
چکیده :
یکی از مهم ترین مبانی هر دیدگاه نظری و اعتقادی موضع آن در مساله شناخت است که عموماً از آن با تعبیراتی مانند بحث المعرفه با معرفت شناسی ( epistemology) یاد می شود. معرفت شناسی به بحث از اعتبارشناخت، ماهیت، انواع و موانع آن میپردازد. اهمیت مباحث معرفت شناسی در فلسفه، دین، علوم و سایر عرصه ها به گونه ای است که از آن به دالانی برای ورود به مباحث دیگر یاد میشود. بیشتر صاحب نظران را عقیده بر آن است که مباحث معرفت شناسی در هر مکتب کلیدی برای فهم مباحث وجود شناسی، انسان شناسی و ... است. از میان مباحث متعدد معرفت شناسی مسأله موانع شناخت، به بررسی موانع معرفتی و غیر معرفتی میپردازد که آنها در کسب معرفت تأثیر گذار هستند. قرآن به مثابه متنی دینی و وحیانی، نظامی سازگار و منسجم را در قالب پیامی برای هدایت آدمی در ابعاد نظری و عملی عرضه نموده است. این نظام مبتنی بر پایه های وجود شناختی، جهان شناختی، انسان شناختی و معرفت شناختی است. پایه های معرفت شناختی قرآن کریم شامل ارائه دیدگاهی هماهنگ در زمینه انواع معرفت، درجه اعتبار و موانع معرفت می باشد. در قرآن به موازات بیان انواع شناخت (معرفت حسی، عقلی، قلبی و ...) از موانع حصول معرفت در هر مرتبه یاد می شود. به طور مثال در مقابل انواع شناخت یقینی ( علم الیقین ، عین الیقین و حق الیقین ) از شک و تردید و ریب سخن می گوید. و در مقابل توجه و تذکر، به سهو و نسیان و غفلت اشاره می کند. هم چنین در برابر شناخت دل یا تفقه قلبی انواع موانعی مانند ختم ، مرض، غلف، زیغ و طبع را مطرح می کند. افزون بر این از منظر قرآن کریم حقیقت ایمان هم نوعی معرفت و شناخت است که سایر ابعاد وجودی آدمی را در برمیگیرد و به همین سبب ازعلل کفر ( عدم شناخت و تصدیق ) ما نند غفلت، اعراض، انکار و جحد و استکبارو... سخن به میان می آورد. و چون اندیشمندان و فیلسوفان مسلمان در مواجهه با قرآن و تلاش برای شناخت و تدبر در آن از مبانی عرفانی، فلسفی، کلامی و ...... استفاده نموده اند به همین سبب تفاسیر گوناگونی از این متن وحیانی به وجود آمده است. اما از سوی دیگر آشنایی با قرآن و انس با آن نیزدر مبانی فکری این اندیشمندان مؤثر بوده است. و بدین سان نوعی تأثیر متقابل و رابطه دو سویه در میان دیدگاه های فکری و نگاه تفسیری در میان بیشتر اندیشمندان مسلمان وجود دارد . به دیگر سخن، هر چند مبانی فکری متفکران (عرفانی، فلسفی، کلامی و ........) در تفسیر آنان از آیات قرآن و فهم احادیث مؤثر بوده اما مواجهه آنان با آیات و روایات نیز به شیوه های گوناگون و درجات متفاوت در شکل گیری و طراحی یا تکمیل نظام های فکری آنان تأثیر داشته است. از میان این اندیشمندان و فیلسوفان مسلمان، ملا صدرا به عنوان برجسته ترین فیلسوف شیعی با مشرب خاص خویش تلاش نموده از نقاط قوت رویکردهای گوناگون کلامی، فلسفی، عرفانی، اشراقی و مشانی بهره ببرد و از آن در ارائه تبیینی جامع از آیات قرآن و احادیث استفاده نماید. و همان گونه که خود وی درمواضع گوناگون ازآثار خویش اشاره نموده انس با قرآن و احادیث و تعمق در مفاهیم و مضامین آنها در شکل گیری و ژرفا بخشیدن و کامل نمودن مشرب فکری وی بسیار اثر گذار بوده است. درهم-تنیدگی نظریه معرفت‌شناختی حکمی ملاصدرا با فهم وی از آیات قرآن چنان است که به هیچ‌وجه نمی‌توان گفت که یکی از این‌دو بر دیگری تقدم دارد. همان گونه که صدرا بارها تصریح نموده است، عقل و وحی جلوه هایی گوناگون از مشکات نور الهی هستند وتوگوئی پرتوهای متجلی از این منابع نورانی در هم‌افزائی پیوسته به ارتقای یکدیگر مدد می‌رسانند. به طور مثال او در3 کتاب المبدأ و المعاد( ملاصدرا، 1354: 378) ، رساله سه اصل ( ملاصدرا، 1340: 96-100) و مفاتیح الغیب (ملاصدرا، 1354: 368-370) خود علل و اسبابی را که مانع ادراک معقولات و شناخت حقیقت معانی کتاب الهی گردیده و محرومیت نفوس از رسیدن به سعادت را در پی دارد در پنج دسته زیر خلاصه نموده است. 1- نقص ذات و گوهر قوه عقل. 2- تیرگی ذات و خباثت گوهری عقل در اثر پیروی از تمایلات شهوانی و گناهان. 3- انحراف قوه عاقله از جهت مطلوب و روی‌گردانی آن از حقیقت. 4- حجاب تقلید، تعصب، سطحی‌اندیشی و باورهای نادرست. 5- نادانی نسبت به جهت و سمت و سوئی که به رسیدن به مطلوب را در پی دارد. (ملاصدرا،1381: 18-20) همچنین در کتاب مفاتیح الغیب ضمن برشمردن مراتب فهم قرآن، یکی از شرائط شناخت معنای قرآن را پیراسته شدن از موانع فهم می‌داند. او موانع فهم را به درونی و بیرونی و هر یک را به عدمی و وجودی تقسیم می‌کند. از دیدگاه وی قلب آدمی در درک حقایق همانند آینه‌ای است که تصوبرهای دیدنی در آن نقش می‌بندد. برخی از حجاب‌ها مانند زنگار، تیرگی و صیقلی نبودن، از درون آینه مانع انعکاس تصویر می‌شود. در مقابل برخی دیگر از موانع مانند وجود حائل از بیرون آینه انعکاس را ناممکن می‌کنند: (ملاصدرا،1354: 368 -370) اگر بخواهیم مصداقی بحث کنیم می بینیم ملاصدرا در مواضع گوناگون از آثار خویش به آیاتی از قرآن که معرفت قلبی را مطرح نموده و آن را اساس ایمان معرفی می‌کند، اشاره و استناد می‌نماید. این حکیم همراه و هماهنگ با آیات وحی بارها به بحث از موانع این نوع از معرفت توجه نشان می‌دهد. صدرا معرفت قلبی را امری دارای درجات و مراتب می‌داند و متناظر با آن موانع شناخت قلب را که در قران کریم از آن به نابینائی (عمی) تعبیر شده («فَإِنَّهٰا لاٰ تَعْمَی اَلْأَبْصٰارُ وَ لٰکِنْ تَعْمَی اَلْقُلُوبُ اَلَّتِی فِی اَلصُّدُورِ») را هم دارای شدت و ضعف معرفی می‌کند و این دیدگاه او از مراتب(تشکیک) وجود که یکی از مبانی فلسفی اوست گرفته شده است. (ملاصدرا،1366الف: 4/57) برخی از این موانع عبارتند از: 1-غشاوه فَأَغْشَیْنٰاهُمْ فَهُمْ لاٰ یُبْصِرُونَ‌« 2-ختم«خَتَمَ اَللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ‌» 3-طبع «بَلْ طَبَعَ اَللّٰهُ عَلَیْهٰا بِکُفْرِهِمْ‌» 4-رین «کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ‌» بدین‌س
تحلیل مقایسه ای مراحل و مؤلفه های بنیادین تجربیات نزدیک به مرگ با آرای معاد شناختی علامه طباطبایی
نویسنده:
فاطمه اسدی؛ استاد راهنما: کمال صحرایی اردکانی، احمد زارع زردینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مبحث معاد، در کنار باور به زندگی جاویدان انسان همواره یکی از تاریخی‌ترین جنبه‌های اعتقادی ملازم با هبوط بشر به زمین بوده است. از این رو در بسیاری از ادیان، ادبیات گسترده‌ای حول موضوع معاد شکل گرفته است که در این میان، بیشترین حجم از آن تعالیم ادیان ابراهیمی است. در گذر از این نکته، باید به پدیده تجربیات نزدیک به مرگ اشاره کرد که اخیراً در برهان‌های پسینی اثبات جاودانگی روح و برخی گزاره‌های معاد شناختی جایی برای خود گشوده است. این مهم از حوزه‌های جدید دانشی زیر شاخه علوم فلسفه دین و فرا روان‌شناسی و از منظر درون دینی، علم کلام اسلامی در حوزه معاد شمرده می‌شود. عمر این تجربیات به قدمت تاریخ پیدایش بشر بر روی زمین است اما در مطالعات معاصر به طرز مدوّن و ساختار یافته از منظر علوم گوناگون مورد بررسی قرار گرفته است. عناصر مشترک و هم‌سانی در این تجارب در بین ملل، مذاهب و نژادهای گوناگون از سراسر جهان گزارش شده است. در رساله حاضر برخی ادراکات پر تکرار و بنیادین در این تجربیات انتخاب و سپس بر اساس دفعی یا مستمر بودن پدیده، به دو بخش مراحل و مؤلفه‌ها تقسیم شده است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و منابع صوتی و تصویری که در آرشیو مجموعه‌های رسمی کشور، موجود است، انجام گرفته است. پس از تحلیل و بررسی مؤلفه‌ها با آرای معاد شناختی فیلسوف و مفسر معاصر علامه سید محمد حسین طباطبایی مقایسه صورت گرفته است. در این مطالعه از مجموع مؤلفه‌های منتخب، یازده مرحله و مؤلفه‌ بنیادین تجسم اعمال، مرور زندگی، رؤیت نور عظیم درخشان، احساس حضور فرشته محافظ، برخورد و تزاحم شیاطین، بهره‌مندی از شفاعت مقربین، تشدید قدرت حواس، دست‌یابی به آگاهی گسترده و احوال سایر انسان‌ها، ادراک یگانگی با هستی، ادراک انس و آشنایی با محیط و بازگشت به موطن اصلی و دیدار با آشنایان درگذشته، در آرا و آثار علامه احراز و با استنباط و تحلیل به همراه شواهد دیگر تأیید و صحت آنان در گزارش‌های منقول از این تجربیات به اثبات رسید. مؤلفه عبور از گذرگاه نورانی نیز به صورت طرح احتمال در آرای علامه طباطبایی مطرح شده است.
  • تعداد رکورد ها : 4599