جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
چگونگی مواجهۀ علامه طباطبایی (ره) با آیات مجمل در «المیزان»‏
نویسنده:
آزاده عباسی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مقولۀ مجمل و مبین ازجمله مباحث مهم در علوم قرآن، ادبیات عرب و اصول فقه استکه توجه به آن در فهم آیات قرآن سهم به‌سزایی دارد. بازخوانی منابع کهن حکایت از آن داردکه وجود عواملی چند دریک عبارت می‌تواند زمینه‌ساز اجمال درکلام باشد؛ فهم دقیق یک متن، نیازمندِ خروج عبارت از ابهام است که معمولاً با بهره‌گیری از مبین‌ها اتفاق می‌افتد. چگونگیِ مواجهه هریک از مفسرین با آیات مجمل براساس شیوۀ تفسیری آن‌ها متفاوت است؛ دراین میان اندیشه‌ها و نیز نحوۀ مواجهه علامه طباطبایی به‌عنوان مفسر شهیر معاصر و احیاگر روش تفسیری قرآن به قرآن، دارای اهمیت ویژه‌ای است. پژوهش حاضر در تلاش است با تکیه ‌بر روش توصیفی ـ تحلیلی مبتنی بر داده‌های محتوایی تفسیر المیزان به این مهم دست یابد که علامه با آیاتی که در آن‌ها یکی از اسباب اجمال وجود دارد، چگونه برخورد داشته‌اند. به نظر می‌رسد علامه در مواجهه با آیات مجمل شیوه‌ای منحصر به فرد دارند.
صفحات :
از صفحه 495 تا 509
تحلیل شاخصه‌‌های تمدن اسلامی با محوریت دیدگاه علامه طباطبایی (ره)
نویسنده:
پریا نوری خسروشاهی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
از دغدغه‌‌های مهم مسلمانان، هویت فرهنگ و تمدن اسلامی است. تمدن اسلامی و شاخصه‌‌های آن، در صورت توجه و عدم غفلت، موجب تحولات عمیق در جامعه‌‌ی بشریت شده، و نیز با توجه به اندوخته‌‌های مادی و معنوی، موجبات نیل انسان به کمال مطلوب بشریت را فراهم می‌‌آورد. شاخصه‌‌های هر تمدن متناسب با مبانی مربوط به آن، متفاوت است. تمدن اسلامی، با تکیه به آیات قرآن شاخصه‌‌های اهمی در این زمینه ارائه داده است. نوشته‌‌ی حاضر درصدد پاسخگویی به این پرسش است که، علامه طباطبایی ویژگی‌های خاص تمدن اسلامی به‌‌وجودآمده در طول هزار و پانصد سال را چه می‌‌داند؟ ایشان با توجه به رویکرد اجتماعی که در تفسیر المیزان فی تفسیر القرآن داشته‌‌اند، بیشتر آیات قرآن را با دید جمعی تفسیر نموده و شاخصه‌‌های بارز تمدن اسلامی را مورد اشاره قرار داده‌اند‌‌‌‌. گردآوری اطلاعات در این مقاله به روش کتابخانه‌‌ای و پردازش آن‌‌ها به روش توصیفی-تحلیلی است. ایشان شاخص‌‌های مرتبط عقل و وحی، اجرای عدالت، علم و دانش‌‌اندوزی، داشتن جهان‌بینی پویا، مبارزه با سنت‌‌های غلط اجتماعی، وحدت اجتماعی و محوریت اخلاق را ازجمله شاخصه‌‌های مؤثر در شکل‌‌گیری، رشد و ترقی تمدن اسلامی بیان کرده‌‌اند؛ که هر یک از این موارد با استنادات قرآنی قابل تطبیق است.
صفحات :
از صفحه 36 تا 64
تفسیر قرآن به قرآن در نگاه موافقان و مخالفان
شخص محوری:
حسن میلانی، محمدعلی ایازی
نوع منبع :
صوت , سخنرانی , فیلم , مناظره،گفتگو و میزگرد
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
به گزارش روابط عمومی موسسه فهیم، دویست و بیستمین جلسه نظریه پردازی موسسه فهیم شب گذشته ـ شنبه 24 آبان ماه 1393 ـ با موضوع "مناظره علمی تفسیر قرآن به قرآن در نگاه موافقان و مخالفان" با سخنرانی «استاد قاضی زاده، ایازی» به عنوان موافقان تفسیر قرآن به قرآن و «استاد میلانی» به عنوان مخالف تفسیر قرآن به قرآن و با حضور اساتید، طلاب، دانشجویان و پژوهشگران در محل موسسه فهیم قم برگزار شد. در ابتدای این نشست استاد قاضی زاده گفت: سه سطح قرآن بسندگی قابل تصور است؛ قرآن بسندگی در دین و قرآن بسندگی ىر شریعت قابل قبول نیست ولی قرآن بسندگی در تفسیر، فهم قرآن با خود قرآن ممکن است و حدیث ثقلین مورد نزاع نیست. وی افزود: تاویل قرآن غیر از تفسیر قرآن است تفسیر یعنی کشف معانی قرآن و به دست آوردن مراد استعمالی و جدی است و تاویل به امور خارجیِ متعالی مرتبط است و بعضی از روایات تاویل هستند نه تفسیر. در ادامه استاد میلانی اظهار داشت: علامه طباطبایی صریحا تصریح می کند به اینکه ما نیازی به سنت نداریم، فهم قرآن برای ما رافع اختلافات است و تفکر اجتماعی برای ما ملاک است. در حالی که خدا ما را به اهل بیت(ع) ارجاع داده است تا آنها رافع اختلاف باشند. وی افزود: دکتر صادقی معتقد است که حتی در آیات فقهی نیز ما نباید به سنت مراجعه کنیم. و کسانی که ادعای استغنای قرآن را از اهل بیت(ع) را می گویند همه آنها در نهایت به اهل بیت(ع) رجوع کرده اند. وی افزود: کجای قرآن آمده است که تفکر اجتماعی رافع اختلافات است؟ باید قرآن را بر مبنای «ما آتاکم الرسول فخذوه» فهم کنیم. تا هزار سال علما معنای توحید را نمی فهمیدند در حالی که اهل بیت(ع) توحید را برای ما معنا کرده اند. وی با استناد به برخی عبارات تفسیر المیزان در ادامه گفت: علامه معتقد است که ما باید در آیات قرآن تدبر کنیم و فقط قرآن نور است. چگونه ما دنبال نور دیگر بگردیم؟ و اگر در فهم قرآن به سنت مراجعه کنیم دور لازم می آید. قرآن باید تبیان خود نیز باشد و به جمیع اجتیاجات بشر پاسخ دهد. در ادامه این نشست استاد ایازی در بیان دیدگاه خود اظهار داشت: بسیاری از مسائلی که آقای میلانی فرمودند مورد نزاع نیست. ما یک سنت و عترت داریم و یک حدیث و نقل از سنت داریم. ما امروزه مواجه با عترت و سنت نیستیم ما با منقولات حدیثی مواجهیم که عمدتا خبر واحد هستند. وی افزود: عدم استفاده از خبر واحد در تفسیر، به معنای کنار گذاشتن سنت و عترت نیست. در خود روایات آمده است که روایات را به قرآن عرضه کنیم و همه علمای علم اصول جهتِ صدورِ روایت را مطرح کرده اند و ممکن است صدور روایت به خاطر تقیه یا "قضیة فی واقعة" باشد. این استاد حوزه و دانشگاه در مورد فهم قرآن خاطر نشان کرد: خود قرآن که مومنان و مشرکان را خطاب قرار داده است ومشرکان در برابر خطابات قرآن موضع گیری می کردند و واکنش نشان می دادندآیا این ها قرآن را می فهمیدندیا نه؟ بحث فهم در اینجا مطرح است. و روایات هم یک دسته نیستند. یک دسته از روایات معنا و مفهوم را می گویند، یک دسته تاویل هستند، یک دسته به تعیین مصداق می پردازند و دسته دیگری از روایات، روایاتِ تفصیل است و تفصیل غیر از کشف است. وی یادآور شد: فهم قرآن دارای مراتبی است. فردی دقت می کند و معنایی را می فهمد و می فهمد که غیر از این معنا، وجوه دیگری نیز وجود دارد و این وجوه با هم تعارضی ندارند. و گاهی امام صادق(ع) دو معنا را به دو نفر می گفتند یا امام ارشاد می کردند به معنای بالاتر و این ناقض این نیست که قرآن قابل فهم نیست. یعنی فهم قرآن درجات دارد. استاد ایازی افزود: گاهی ائمه(ع) به مایاد می دادند که چگونه قرآن را فهم کنیم، این جنبه تعلیمی دارد و با تفسیر قرآن به قرآن مشکل ندارد. اگر در جایی با هیچ قواعدی معنای روایت تفسیری را متوجه نشویم این را از باب تعبد قبول می کنیم. محل نزاع اخبار تعلیمی نیست بلکه اخبار آحاد است. در ادامه این نشست استاد قاضی زاده با بیان اینکه مخالفان تفسير قرأن به قرأن خوىشان را از این سرمایه عظیم محروم می کنند وعملا به روایاتی که غالب آنها سند قابل قبولی از جهت علم الدرایه ندارند متوسل می شوند و در بعضی از موارد که از این روایات هم نداریم فقط ثواب خواندن قرآن را می برند. وی ادامه داد: آقای میلانی فرمودند ما با مراجعه به روایات اختلافاتمان حل می شود . الان ما همه پیرو روایت مگر اختلاف نداریم؟و این درست نیست. باید بگوییم که اختلافات به صورت نسبی حل می شود.و منظور علامه طباطبایی پر واضح است ایشان می گوید اگر بجای مراجعه به روایات صحابه و تابعین به قرآن مراجعه می شد اختلافات (بطور نسبی) حل میشد. مسئول موسسه فهیم با اشاره به اینکه کسانی که تفسیر قرآن به قرآن را رد می کنند سرمایه عظیمی را از دست می دهند، اظهار داشت: حدود ده درصد روایات تفسیری ما سند معتبردارند ،واین در صورتی است که کسی حجیت روایات تفسیری را بپذیرد که اکثر اصولیون قبول ندارند.حال اگر کسی حجیت خبر عادل واحد تقسیری را قبول کند این ده درصد را قبول کرده است و عملا بقیه آیات کلام الله را باید به قصد ثواب بردن آن بخواند. استاد قاضی زاده با اشاره به تفسیر المیزان علامه طباطبایی(ره) افزود: جان علامه با قرآن مانوس بود ما نباید مردم را از شیوه ای که محکم و مستحکم است و توانسته در جامعه رشد کند، دور کنیم. همه ریزه خوار علامه در تفسیر هستند. وی تاکید کرد: تفسیر قرآن به قرآن کاربرد بیشتری نسبت به تفسیر روایی دارد. مگر روایاتِ صحیحِ تفسیری از پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) چه مقدار است؟ بعضی آیات، روایت تفسیری ندارند و در مورد بعضی از آیات، روایات متعارض وجود دارد. استاد میلانی در جواب گفت: محل نزاع این است که آقایان قائل هستند که ما در فهم قرآن به پیامبر(ص) نیز نیاز نداریم و پیامبر(ص) حق دخالت در قرآن را ندارد. می گویند که اگر به پیامبر(ص) و سنت مراجعه کنیم دور لازم می آید و برای آنها زمان حضور و غیبت تفاوتی ندارد. در حالی که امام علمی دارد که محکم و متشابه را می داند. شما چرا می گویید که ما قرآن را در حد امام صادق(ع) فهم می کنیم؟! ممکن است در فهم قرآن تعارض باشد، امروز چیزی بفهمیم و فردا یک چیز دیگر. وی افزود: ممکن است یقین ما جهل مرکب باشد. اگر تمام قواعد را در فهم رعایت کردید به این معنی است که درست فهمیده اید؟ چرا تدبر و برداشت شما صحیح باشد؟ در حالی که پیامبر(ص) می گوید علی(ع) و قرآن در کنار هم هستند. اهل بیت(ع) گفته اند تفسیر قرآن به قرآن؟ این صحیح است؟ خب پیامبر(ص) چرا حدیث ثقلین را گفت؟ با تفسیر قرآن به قرآن پیامبر(ص) حدیث ثقلین را نمی گفت. دنبال علی(ع) برویم و علی(ع) هم ما را به تفسیر قرآن به قرآن ارجاع دهد؟! ایشان تاکید کرد: آقای ایازی می گوید اخبار آحاد محل بحث است در حالی که علامه می گوید قرآن نور، بیان و تبیان است و در این صورت به پیامبر(ص) نیازی نداریم. وی ادامه داد: در رجوع به اهل بیت(ع) اشتباهات کوچک و کم می شود و اگر در فهم قرآن به اهل بیت(ع) رجوع کنیم معذور هستیم و اگر بدون رجوع به اهل بیت(ع) حتی اگر فهم درستی داشته باشیم به جهنم خواهیم رفت. استاد ایازی در پاسخ به استاد میلانی گفت: من سنت را رد نکردم و شما کلام بزرگان را تقطیع کرده و تقطیع را تفسیر می کنید. در حدیث هم"صعب مستعصب" است و آنچه در مورد فهم قرآن می گوییم در مورد فهم حدیث هم جاری است. آیا قرآن از قواعد فهم استفاده کرده است یا نه؟ اگر استفاده کرده همه ما باید آن را بفهمیم. آیا حدیث از قواعد فهم استفاده کرده است یا نه؟آیا در مورد فهم روایات اختلاف نظر وجود ندارد پس چرا شما در مورد روایات این کلام را بیان نمی کنید؟ وی افزود: در بعضی احادیث نقل به مناسبت و یا با چند تعبیر آمده است ولی قرآن قطعی الصدور و کلام الهی است. اینکه در روایتی معنایی آمده است آیا معنا همین است و چیزی غیر از این نیست؟ در حالی که روایات دیگر معناهای دیگر می آورد. تفسیر امام یک معنا از معانی است. این استاد حوزه و دانشگاه با طرح این سوال که چرا فرقی بین زمان حضور و غیبت نیست؟ در ادامه گفت: خبری که با هفت یا هشت واسطه به دست ما می رسد با زمان حضور امام فرق می کند. آیا اراده جدی در روایت مطرح بوده است یا نه، احتمال می دهیم که امام عام را گفته خاص را در جای دیگر فرموده است. ناسخ را گفته منسوخ را در جای دیگر بیان کرده است. استاد ایازی با بیان اینکه خود ائمه(ص) معیار رجوع به قرآن را به ما گفته اند افزود: کسی نگفته که فهم ما در سطح فهم ائمه(ع) است و تفسیر قرآن به قرآن کنار گذاشتن عترت نیست. بلکه عمل به کتاب و سنت و حدیث ثقلین است. استاد قاضی زاده به طور عینی به نقض برداشت های قرآنی آقای میلانی پرداخت و گفت: آقای میلانی شما در جواب استاد ایازی که در آیه شریفه لایمسه الا المطهرون فرمودند:" یعنی انسانهای غیرمطهر به حقیقت معنا نمی رسند و قرآن را مس نمی کنند اما درباره فهم قرآن همه می توانند قرآن را بفهمند" فرمودید: "قرآن را شما نمی توانید مس کنید تا چه رسد بفهمید" آقای میلانی گفته قبلی خود را تأیید کرد. آنگاه استاد قاضی زاده ضمن آوردن روایات ذیل آیه در تفسیر نورالثقلین و البرهان نشان داد که شما عملاً تفسیری جدای از معانی روایات ذیل آیه را آورده اید.ویک تفسیر ذوقی را ارایه کرده اید آن وقت به علامه که تفسیر قرآن به قرآن میکند اشکال می گیرید این به مراتب بدتر است. اقای میلانی افزود: برداشت ما از قرآن اشکالی ندارد و لازم نیست ضرورتاً ما تفسیر روایی را بگوئیم. استاد قاضی زاده گفت پس به هم نزدیک شدیم و شما هم تفسیر غیر روایی را می پذیرید. در ادامه استاد قاضی زاده در بیان سوالی از استاد میلانی اظهار داشت: آیا فهم از قرآن مستند به خومان باشد خوبتر است یا مستند به خود قرآن؟ و استاد میلانی در پاسخ گفت: خداوند عمدا آیاتی را آورده است تا مخاطب غلط بفهمد. سپس وی خطاب به حضار گفت آقایان گول قرآن را نخورید مثلا خدا «الی المرافق» گفته تا افرادی از اهل بیت(ع) جدا شده و به اشتباه بیفتند و در «عصی آدم ربه فغوی» نیز همچنین است. استاد ایازی در پاسخ گفت: پس قرآن وسیله ضلالت و گمراهی است. و استاد میلانی جواب داد: آری وآیه «و یضل من یشاء» را در قرآن داریم. در پایان ضمن برگزاری جلسه توسل به اهل بیت علیهم السلام حضار سوالات خود را پرسیدند.
تعریف علم حضوری در تفاسیر المیزان، الصافی و فلسفه ملاصدرا
نویسنده:
معصومه سادات ساری عارفی ، علیرضا کهنسال ، سید مرتضی حسینی شاهرودی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این پژوهش با رویکرد توصیفی‌ـ‌تحلیلی به تبیین تعریف علم حضوری از دیدگاه فلسفۀ ملا صدرا و تفاسیر الصافی و المیزان می‌پردازد. هدف این مقاله از سویی ارزیابی میزان همخوانی دیدگاه فلسفی صدرا در تعریف علم حضوری با تفاسیر شارحان وی و از سوی دیگر میزان به‌کارگیری این دیدگاه در تفسیر قرآن، آن هم توسط شارحان اوست. در نهایت آشکار می‌شود که تفاسیر در مبحث تعریف علم حضوری از سه لایۀ استفاده مبانی، کلمات شکل‌دهندۀ قالب تعریف و شروط ضمیمه‌شده به کلمات شکل‌دهندۀ تعریف، بیشتر در لایۀ اول و دوم، آن هم با نگاه یک‌سویه به یک رکن شکل‌گیری علم یعنی عالم باقی مانده‌اند. در لایۀ سوم نیز بیشتر بر تبیین ویژگی‌های عالم تکیه و توجه شده است. همچنین در تفاسیر، رابطۀ علم و عین، عالم و معلوم و ویژگی‌ها و نسبت معلوم در پیوند با عالم که صدرا مورد توجه قرار داده، کمتر تبیین شده است. بنابراین اول آنکه نمی‌توان یک تبیین جامع از تعریف علم حضوری با مراجعه به این تفاسیر به دست آورد؛ افزون بر آن این تفاسیر در عین توجه به مباحث عقلی و فلسفی، اهتمام به پیاده‌سازی مبانی فلسفی در تمام جنبه‌های مباحث تفسیری خود نداشته‌اند.
صفحات :
از صفحه 115 تا 141
تدوین الگوی نظری معرفت نفس از دیدگاه علامه طباطبایی با تاکید بر آیه 105 سوره مبارکه مائده
نویسنده:
فتح الله نجارزادگان ، سیدمحمد موسوی مقدم ، مهدیه سادات ذریه زهرا
نوع منبع :
نمایه مقاله
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
معرفت نفس از جمله مباحثی است که همواره مورد تأکید اندیشمندان بوده است. به رغم بحث ها و مطالعات فراوانی که در این زمینه انجام شده، اما هنوز این مفهوم در قالب یک الگوی نظری، مدون و ارائه نشده است. علامه طباطبایی در تفسیر سوره مبارکه مائده به طور ویژه به معرفت نفس پرداخته اند و در صدد تبیین خودشناسی به عنوان کلید سلوک و شهود و یکی از راه‌های رسیدن به معرفت رب بوده است. در این پژوهش تلاش شده جهت دستیابی به الگوی نظری معرفت نفس از دیدگاه علامه طباطبایی، متن تفسیر المیزان ذیل آیه 105 سوره مبارکه مائده به روش تحلیل مضمون واکاوی و تحلیل شود. به منظور تدوین الگوی نظری معرفت نفس از دیدگاه علامه طباطبایی، از نرم افزار تحقیق کیفی MAXQDA برای انجام تحلیل مضمون استفاده شده است. در این پژوهش متن تفسیر المیزان فی القرآن ذیل آیه 105 سوره مبارکه مائده در قالب 180 عبارت معنادار کدگذاری شده و مضامین مرتبط با سؤال پژوهش در قالب سه دسته مضمون فراگیر و دو لایه مضامین سازمان دهنده و مضامین پایه قرار گرفته اند. پس از آن قالب و شبکه مضامین به دست آمده، در قالب یک مدل نهایی ارائه شده است، که نشان دهنده جایگاه معرفت نفس و ارتباط آن با عوامل زمینه ای، علّی و نتایج حاصل از آن از دیدگاه علامه طباطبایی است.
بررسی تطبیقی رویکرد عقلی در تفاسیر المنار و المیزان
نویسنده:
سیدعلی میرآفتاب ، عبدالرسول حسینی زاده ، بهزاد جلالوند
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
اعتبار عقل و اعتماد بر آن در فهم کلام و کشف مراد الهی در ادوار مختلف سکه رایج مفسران بوده است، اما در قرن چهاردهم بی‌شک بارزه تفاسیر، کاربرد عقل و تکیه بر آن است. المنار و المیزان به‌عنوان مهم‌ترین تفاسیر قرن اخیر در ضمن گرایش به مسائل اجتماع، عقل‌گرایی را در تفسیر قرآن پیگیری کرده‌اند؛ با این تفاوت که المنار عقل را به‌عنوان منبع خود در تفسیر برگزیده، اما المیزان ظواهر دینی و فهم دین را که متوقف بر ظهور لفظ هستند، مستند به حکم عقل دانسته، ولی در تفسیر، به منبعیت قرآن برای تفسیر خود قائل بوده و عقل را به‌عنوان ابزاری برای فهم قرآن می‌داند. در این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی، با بررسی دو تفسیر المیزان و المنار، به بررسی تطبیقی عقل‌گرایی در نظر این دو مفسر تمرکز نموده و مختصات عقل را از این نظرگاه مقایسه خواهیم کرد. حاصل آنکه عقل در المنار به‌عنوان اﺑـﺰاری ﺑـﺮای هماهنگ‌کردن اﺣﻜـﺎم و ﻣﻌـﺎرف دﻳﻨﻲ ﺑﺎ ﻣﻘﺘﻀیات زﻣﺎن ﺑﻪ‌ﻛﺎر بسته شده و ریشه در تجربه‌گرایی دارد، درحالی‌که علامه طباطبایی با تخطئه عقل‌گرایی تجربی، حرکت عقل ابزاری در مسیر فطرت سالم را لازمه تمییز و تشخیص درست حق از باطل معرفی می‌نماید.
الاقوال والاراء المرجحه عند سعید حوی فی تفسیر الاساس وعلامه الطباطبائی فی تفسیر المیزان - دراسه مقارنه
نویسنده:
پدیدآور: حیدر سامی عبید؛ استاد راهنما: صاحبعلی اکبری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
فإنّ العلوم وإن تباینت أصولها, وتنوعت أبوابها, وتغایرت مسائلها, فهی بأسرها مهمه, إلا أن أعلاها قدراً وأسماها معنیً وأوضحها سبیلاً وأصحُّها دلیلاً وسنداً, هی العلوم الدینیه الشرعیه, ومَنْ رام الشرف والعزه والرفعه فی الدنیا والآخره, فلیُقبِل علی کتاب الله تعالی تلاوهً وتدبراً وفهماً وعملاً, لأنّ العلم یُشرف بشرف موضوعه. وإنّ هذه العلوم الشرعیه وإنْ کانت تتعاظم شرفاً, فلا شک فی أنّ علم التفسیر أعلی العلوم وأفضلها, وأشرفها ذکراً, وأرفعها قدراً وأعظمها أجراً, لذلک فإنَّ أولی ما یتنافس فیه المتنافسون, ویشتغل به المشتغلون, هو کتاب الله(عزوجل) تعلماً وتعلیماً, فهو المعجزه الباهره والحجه القاهره, لا تنتهی عجائبه, ولا تنقضی غرائبه , ولا یشبع منه العلماء. ولقد هیأ الله لکتابه رجالاً أوقفوا حیاتهم علی حفظهِ وتأویله، وأفْنوا أعمارهم فی معرفه معانیه وتفسیره، واستفرغوا جهدهم فی تَعَلُّمِهِ وتعْلیمه، فحفظ الله بهم کتابه ودینه، حتی غَدَا کتاب الله مُیَسَّراً لکلِّ راغب، ومذلَّلاً لکلِّ طالب. والقارئ لکتب التفسیر یجد أنّ الکثیر من الآیات تحتمل أکثر من قول، وهذه الأقوال التی تَرِد فی التفسیر متفاوته فی القوه، ومختلفه فی المعنی، والدارس للتفسیر یحتاج للتمییز بین هذه الأقوال، ویحرص علی معرفه الصحیح من الضعیف، والراجح من المرجوح، کما أنه یبحث عن الأقوی من الأقوال، والأقرب إلی المراد لیقدمه علی غیره، ومن هنا کانت الحاجه ماسَّه لدراسه الترجیحات والاختیارات، التی توصل إلیها المفسرون، عن طریق البحث فی الأدله التی استند إلیها المفسرون فی أقوالهم، وترجیح القول الذی یکون دلیله هو الأقوی والأنسب بین الأدله الوارده، ویقدمه علی غیره من الأقوال فی المسائل التفسیریه المطروحه . وأبرز من اشتمل تفسیره علی تلک الاختیارات والترجیحات، الشیخ سعید حوی فی تفسیره (الأساس فی التفسیر)، فقد خلّف هذا المفسر(رحمه الله) میراثاً تفسیریاً کبیراً وعلماً شرعیاً واسعاً, نهلتْ واستفادتْ منه الأجیال المتتابعه من بعده, إذ یُعد مجدداً ومفکراً إسلامیاً فی عصره، جمع فنوناً عدیده, فقد عرض فی تفسیره أسباب النزول, والقراءات, والمکی والمدنی, والحدیث, والأحکام الفقهیه, والإعجاز، واللغه والإعراب, واستشهاد بأشعار العرب, وکذلک تمیز بالتطرق للوحده الموضوعیه بین الآیات والسور والمناسبه بینهما، فقد کان مفسرا, وفقیهاً بارعاً, وقد ظهر کل ذلک فی تفسیره, کما سنری فی منهجه فی تفسیره. ویُعدُّ هذا التفسیر من أبرز ما تمخض من علمه ومعرفته ومیراثه الفکری الشرعی، فهو حلقه من سلسلته التی ألفها، والتی اشتملت علی( الأساس فی الفقه، الأساس فی العقیده ، الأساس فی التفسیر).
گونه‌شناسی روش‌های پاسخ به شبهات در تفسیر المیزان؛ مطالعه موردی عصمت انبیا
نویسنده:
زهرا شرفی ، علیرضا طبیبی ، کیوان احسانی ، علی حسن بیگی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
یکی از موضوعات مهمی که از قرآن برداشت می‌شود، عصمت انبیا در زمینه تلقّی و دریافت وحی، تبلیغ رسالت خود و نیز عصمت ایشان از گناه است. امّا، از آغاز نزول قرآن، منکران عصمت انبیا با تمسّک به بعض متون دینی و تاریخی، به طرح شبهاتی در این زمینه پرداخته‌‌اند. به همین دلیل از دیرباز عالمان و مفسّران فریقین آثار متعدّدی در پاسخ به این شبهات تألیف کرده‌اند. علامّه طباطبایی که جامع علوم معقول و منقول است، یکی از ایشان است که با توجّه به تبحّر پیش‌گفته به پاسخگویی شبهات پرداخته است. این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی ضمن بررسی تفسیر المیزان، از طریق استخراج نمونه‌ها و شرح آن‌‌ها، به این نتیجه رسیده است که علامّه طباطبایی به صورت روشمند و با استناد به دلایل عقلی و نقلی، با روش‌های متنوّعی از قبیل روش حَلّی، تبیین واژه‌ها، ارائه مثال، نقد و ردّ لوازم شبهه و...، به شبهات عصمت انبیا پاسخ داده است.
صفحات :
از صفحه 85 تا 105
مطالعه تطبیقی تناسب آیات و سور در تفسیر المیزان والتحریر و التنویر با تأکید بر سوره مائده
نویسنده:
پدیدآور: منصور حسینی استاد راهنما: محمد حسن صانعی پور استاد مشاور: رحمت‌الله عبدالله‌زاده آرانی استاد مشاور: لیلا السادات مروجی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
چکیده :
علم مناسبت از مباحث کلیدی و پر چالش در حوزه تفسیر و علوم قرآن به شمار می‌رود، این دانش مورد اهتمام و توجه ویژه‌ی مفسران و دانشمندان علوم قرآنی است. شناسایی این علم می‌تواند رهیافت‌های جدیدی در حوزه‌ی اعجاز، مقاصد و تفسیر قرآن ایجاد نماید. هدف این رساله مفهوم شناسی تناسب و بیان انواع آن و ارائه الگوی مناسب برای بررسی پیوستگی بین آیات و سوره‌های قرآن کریم است. اهمیت این پژوهش به لحاظ وجود وجوه متفاوت ارتباط و اتصال آیات است. روش پژوهش تحلیلی ـ توصیفی است. بدین منظور؛ بررسی تطبیقی موضوع تناسب با بهره‌گیری از گزاره‌های درون‌ متنی با محوریت سوره مائده، بین نظریات علامه طباطبایی در کتاب المیزان و ابن عاشور در کتاب التحریر و التنویر صورت گرفته است. سوره مائده یکی از سوره‌های طوال قرآن است که در اواخر عمر پیامبر نازل گشته و مشتمل بر مجموعه‌ای از احکام و معارف اعتقادی و اخلاقی می‌باشد که با نزول آن دین الهی تکمیل و نعمت بر مسلمانان تمام شده است. در یک بررسی اجمالی موضوعات متنوع و به ظاهر متفاوت این سوره، به گروه‌هایی از آیات هم‌سیاق تقسیم‌بندی شده است. در خاتمه،‌ یافته‌های پژوهش نشان‌دهنده این است؛ که هر دو مفسر در عین پذیرش پیوستگی آیات، وجوه متفاوتی را برای ارتباط و اتصال آیات قائلند از جمله توقیفی یا اجتهادی بودن ترتیب سور، پیوستگی نام سوره با محتوای آن، نقش زمان و مکان نزول در فهم معانی آیات، که این تفاوت ناشی از اختلاف در روش‌های تفسیری آنان است.
بررسی تطبیقی آیات رفتاری متشابه در مورد پیامبر اکرم(ص) در تفسیر المیزان و التحریر
نویسنده:
پدیدآور: محمد اصغر کاملی استاد راهنما: محمد فلاحی قمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
چکیده :
یکی از مهم ترین مباحث قرآنی آیات متشابه است، منظور از آیه متشابه، آیه ای است که معانی مختلفی را دربردارد و مقصود از آن برای خواننده و مخاطب روشن نیست، مگر باتحقیق و دقت نظر و ارجاع به محکمات. درباره رفتار پیامبر اکرم(ص) در قرآن کریم دونوع آیات متشابه وجود دارد، فردی و اجتماعی. برخی از مفسران بدون توجه به متشابه بودن این نوع آیات برداشت نا درست کرده و در نتیجه شخصیت و عصمت آن حضرت، زیر سؤال رفته است. با توجه به شبهه و زیر سؤال قرار گرفتن عصمت آن حضرت، بررسی و تحقیق این آیات متشابه بسیار مهم و ضروری به نظر می‌رسد. تحقیق حاضر در این راستا انجام گرفته با استفاده از روش تطبیقی آیات متشابه مربوط به رفتار فردی و اجتماعی پیامر اکرم(ص) از دو تفسیر گرانسنگ المیزان و تفسیر التحریر انتخاب شد و این نتیجه به دست آمد که، درباره آیات متشابه مربوط به رفتار فردی و اجتماعی پیامبر اکرم(ص)، نظر علامه طباطبائی و ابن عاشور در بعضی موارد متفق و یکسان است و در بعضی موارد دیگر، مختلف و متفاوت می‌باشد. مواردی که آن دو مفسر اتفاق نظر دارند، آیاتی هستند که مشتمل بر این مباحث است: پیروی از اهل کتاب، عدم علم به غیب، گمراهی، عفو و بخشش، برداشتن بارسنگین، استغفار رسول، نهی از حمایت خائنان. اما مواردی که آن دو مفسر، اختلاف نظر دارند، عبارتند از: گناه گذشته و آینده پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم، پیروی از دین، اتباع از همسران، نسیان، عبوس شدن، دور کردن افراد با ایمان از خود. دامنه این تحقیق از کتب تفسیری، علوم قرآنی، تاریخی، لغوی، و حدیثی می باشد. هدف از این پژوهش بیان نکات مشترک و ابراز وحدت و تقریب مذاهب در مباحث قرآنی بوده است.