جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 4171
بررسی آیات رضوان در قرآن از دیدگاه علامه طباطبایی و میبدی
نویسنده:
پدیدآور: فاطمه خسروی زنجانی استاد راهنما: رحیم آقاعلی استاد مشاور: حسین رحمانی تیرکلایی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
همواره انسان در پی یافتن شادی و نشاط و آرامش قلبی بوده است تا بتواند با طیب خاطر روزگار بگذراند. در تعالیم الهی و متون روایی نیل به این خواسته فقط با جلب رضایت پروردگار میسّر خواهد بود. مقام رضوان یکی از برترین مقام‌های عرفانی است که از بهشت برین و جنات عدن نیز باارزش‌تر توصیف شده است، برتر بودن این مقام از نعمت‌های بهشتی بدین سبب است که منشا همه تفضّلاتی است که نصیب مومن می‌شود. رضوان به معنای رضایت وخشنودی خداوند از انسان نعمتی معنوی است که حالتی روحانی در شخص ایجاد می‌کند که لذّت و موهبت آن وصف‌ناپذیر است. یکی از راه‌های وصول به این مقام درک مقام رضاست، اگر بنده به تقدیر الهی رضا دهد، به مقام رضوان و رضایت الهی دست می‌یابد. از آنجا که دست یافتن به بطن آیات قرآن نیاز به شرح و تفسیر دارد، از دو کتاب تفسیر از علمای بزرگ تفسیر و عرفان مدد جستیم و از دیدگاه ایشان آیات را درباره مقام رضوان مورد بررسی قرار دادیم. در آثار تمام عرفای متقدم و متأخر درباره مقام رضا مطالبی آمده است، با توجه به این‌که امامان معصوم علیهم السلام همه مورد خطاب آیه شریفه «یا ایتها النفس المطمئنه...» بوده‌اند، برای رسیدن به این طمأنینه و آرامش قلبی باید از تعالیم آن بزرگواران بهره جست. این پایان‌نامه با هدف درک عمیق معنای رضوان و چگونگی دستیابی به این مقام والای عرفانی از طریق تحقیق تحلیلی-توصیفی انجام شده است. در این پژوهش برای رسیدن به این امر مهم ابتدا به معنای لغت رضوان در قرآن و واژه‌های همنشین و جانشین پرداخته و سپس به شرح راهکارهای دستیابی به این مقام مبادرت نموده است. دراین مسیر الهام بخش و پرخطر عوامل محرومیت از رضوان الهی نیز شرح داده‌ شده است، امیدوارم پژوهش حاضر مورد استفاده رهروان طریق قرب وتعالی روحی وفکری قرار گیرد.
اصلاح اجتماعی از دیدگاه علامه طباطبایی و محمد عزا دروازه (مطالعه تطبیقی)
نویسنده:
پدیدآور: فراس جمیل صالح صالح استاد راهنما: علی درزی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
قرآن کریم در بسیاری از آیات خود به اصلاح اساسی و همه جانبه در جامعه دعوت می کند تا با این اصلاح موجودیت جامعه و افراد آن حفظ شود. به دلیل اینکه جامعه بشری نقش بسیار مهمی در زندگی دارد، قرآن کریم از زمان نازل شدن بر قلب پیامبر(ص) به عنوان اساسی‌ترین عنصر اصلاح اجتماعی جامع، بر اساس حقایق و رویدادها و ارتباطات اجتماعی بین افراد جامعه استوار است. این ارتباطات متنوع و تکمیلی هستند و قوت آنها در قوت روابط بین افراد جامعه نشان داده می شود. این روابط بر پایه روابط برادری، عشق، دوستی، احترام و حفظ حقوق دیگران استوار می‌شوند. دین اسلام بر مبنای این ارتباطات است که به وجود یک جامعه بزرگ در تمام سطوح و حوزه‌ها منجر می‌شود. این اصلاح جامع اجتماعی که مبتنی بر حقایق و حوادث است پیوندهای بین افراد جامعه، متفاوت و تکثیر می شود، جامعه ای بزرگ در همه سطوح و زمینه ها، جنبه های مختلف زندگی می تواند بسیار مورد توجه قرار گیرد. قرآن کریم بین طبقات جامعه و افراد آن فرقی قائل نشده و هدف اصلی وجود خلقت را که پرستش خالق است می داند و توسعه و پیشرفت سرزمین در ساختن جامعه و حفظ آن از انحرافات تصویر شگفت انگیزی را ترسیم می کند. ما موضوع اصلاحات اجتماعی را برگزیدیم زیرا اصلاحات با قوی ترین پیوند به ایمان مربوط می شود و اصلاحات دلیلی برای حفظ جامعه و هم چنین کمک می کند به حفاظت از فساد و کمک به تضمین امنیت، ایمنی و پایداری آن. جنبه جدید در این پژوهش بیان اصلاحات اجتماعی در اندیشه دو تن از مهم‌ترین صاحب‌نظران تفسیر متون قرآنی عصر جدید، علامه محمد حسین الطباطبایی و مورخ معروف محد عزه دروازه و مقایسه نظرات این دو محقق در موضوع اصلاحات اجتماعی و آثار آن است. دستیابی به همدلی کشورهای اسلامی مستلزم اتحاد آنها در برابر دشمنان، رهایی کشورهای اسلامی از هر نوع اشغال و سلطه، دفع هرگونه تجاوز و دفاع از مسلمانان تحت جفا در سراسر جهان است. نقش نظریه های اجتماعی پوزیتیویستی در اصلاحات اجتماعی در مقایسه با نقش تقوا که از قوت رویکرد جامع اسلامی در ابعاد مختلف زندگی ناشی می شود، ضعیف است.
انگیزش اخلاقی از نگاه سید محمدحسین طباطبایی
نویسنده:
پدیدآور: امیرحسین کافی کنگ استاد راهنما: علی اکبر عبدل آبادی استاد مشاور: محسن جاهد
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در فلسفه اخلاق یکی از مسائل مهمی که مطرح شده است انگیزش اخلاقی (moral motivation) است که از مسائل جدید اخلاقی است . انگیزش اخلاقی به فرآیند شکل‌گیری انگیزه و عوامل و موانع آن برای برانگیختگی به فعل اخلاقی می‌پردازد و جایگاه هر یک از آن عوامل و موانع را در شکل گیری انگیزش اخلاقی معین می‌کند . (نصیری، منصور"جستارهایی در روانشناسی اخلاق" 1384، صص 28 و 29) انگیزش اخلاقی، از مسائل اساسی درباره اخلاق است که با مسائلی از قبیل قصد، میل، باور، اراده، فضیلت، خصوصیات منشی و استقلال اراده پیوند خورده است و به اینچنین مسائلی که با انگیزش اخلاقی ارتباط دارند عمدتا در روانشناسی اخلاق و گاهی هم در اخلاق هنجاری پرداخته می‌شود (رحمتی، سجاد ، کاوندی، سحر ، جاهد، محسن " انگیزش اخلاقی از دیدگاه فخر الدین رازی"1399، ص 2) . در جهان اسلام نیز متفکران سرشناسی به مسأله انگیزش اخلاقی پرداخته‌اند که از جمله آنان سیّد محمّدحسین طباطبایی بوده است . ایشان به عوامل بسیاری در موضوع انگیزش اخلاقی قائل‌اند که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم . ما در این پژوهش قصد داریم علاوه بر بررسی عوامل و موانع انگیزش اخلاقی به ساختار و مدل انگیزش اخلاقی از منظر علامه طباطبایی نیز بپردازیم . در این باره می‌توان پرسید که آیا مولفه‌های انگیزش اخلاقی صرفا درونی اند یا بیرونی یا اینکه ترکیبی از مولفه های درونی و بیرونی اند ؟ آیا طباطبایی در ساختار انگیزش اخلاقی فقط به مولفه های شناختی توجه کرده است و معتقد است که باور های اخلاقی شرط لازم و کافی برای انگیزش اخلاقی هستند ؟ آیا ساختار انگیزش اخلاقی از نظر او صرفاً یک ساختار معرفتی است یا اینکه دارای یک ساختار غیر معرفتی مربوط به احساسات، عواطف و هیجانات است ؟ آیا صرف میل به عمل اخلاقی به انگیزش اخلاقی منجر می‌شود ؟ آیا از نظر طباطبایی ساختار غیر معرفتی انگیزش اخلاقی معطوف به خواسته‌ها و نیازها (مولفه‌ های ارادی) است یا اینکه وی ساختار انگیزش اخلاقی را مرکب از مولفه‌ های معرفتی و غیر معرفتی می‌داند؟ پس از مشخص شدن ساختار به عوامل و موانع انگیزش اخلاقی می‌پردازیم که در این راستا به پاسخ های احتمالی نیز رسیده ایم و عوامل و موانعی را برشمردیم . -1-یکی از عوامل انگیزش اخلاقی که طباطبایی به آن پرداخته است، مقبولیت و تایید اجتماعی است . این عامل در نظر علامه طباطبایی دارای ارزش کمتری نسبت به بقیه عوامل است اما آن را کمک کننده به عمل اخلاقی نیز می‌داند . (وجدانی، فاطمه، همان منبع، ص 184 ) 2-عامل دوم از نظر طباطبایی وصول به آسایش اخروی است . انسان می‌تواند با داشتن امید برای رسیدن به پاداش بهشت یا بیم از عذاب دوزخ، روی به سوی عمل اخلاقی بیاورد . (وجدانی، فاطمه، همان منبع، ص 184 ) 3-یکی دیگر از عوامل، امیال طبیعی و لذت ناشی از ارضای این امیال است. به عقیده علامه انسان به طور طبیعی(فطری) به سوی اعمال اخلاقی میل دارد و انسان از ارضای امیال خویش لذت میبرد و این خود برانگیزاننده انسان به سوی عمل اخلاقی است . (طباطبایی، محمدحسین"اصول فلسفه و روش رئالیسم" جلد دوم، ص185 ) به نقل از مقاله (دهقان، رحیم" بررسی تطبیقی ابعاد انگیزش اخلاقی در اندیشه علامه طباطبایی و فینیس" 1396 ص 4) 4-عامل دیگری که علامه طباطبایی به آن می‌پردازد و آن را با ارزش تر از سایر عوامل میداند، جلب محبت(رضایت) الهی است . (وجدانی، فاطمه، همان منبع، ص 184 ) 5-از جمله عوامل دیگر، کمال‌گرایی، خداگرایی، شخصیت و منش تقوا محور و الگوهای درست اجتماعی را می‌توان نام برد . (وجدانی، فاطمه، همان منبع، صص 183 و 185 ) موانع انگیزش اخلاقی در نظر علامه طباطبایی به شرح زیر است . 1_از مهم‌ترین موانع جهل است که یکی از شایع ترین موانع انگیزش اخلاقی است . جهل انسان نسبت به عمل اخلاقی میتواند مانع از برانگیختگی وی به عمل اخلاقی گردد . (شمسی، محمد‌مهدی و همکاران"تبیین علل ضعف‌های اخلاقی در اندیشه علامه طباطبایی و مک ناتن" 1399، صص 5 و 6 ) 2-مانع دیگر انگیزش اخلاقی، لذت است که گویا این مورد هم مانع و هم عامل در انگیزش اخلاقی است بدین معنا که، انسان از ارضای امیال خویش لذت میبرد اما همیشه ارضای امیال انسان اخلاقی نیست و این عقل است که باید معیاری برای آن بیاورد تا به سوی عمل اخلاقی برانگیخته شود و علامه این معیار را رضایت خداوند مطرح می‌کند . ( دهقان، رحیم، همان منبع صص3_6 ) 3_مانع سومی که در آثار علامه دیده می‌شود ضعف ایمان است، ایشان ایمان را یک عمل ارادی و معرفتی می‌داند که با تسلیم قلبی در برابر خدا، خضوع و محبت همراه است. در واقع ایمان شامل همه مولفه‌های زیست اخلاقی از قبیل معرفت، اراده، عواطف و ملکات است . بنابراین ضعف در ایمان به خدا را نیز می‌توان مانعی برای انگیزش اخلاقی دانست . ( شمسی، محمد‌مهدی و همکاران، همان منبع، صص 8 و 9 ) 4_از جمله موانع دیگر، هوای نفس، ضعف اراده وحب دنیا را می‌توان نام برد که علامه طباطبایی مفصلا به آنها پرداخته است . ( شمسی، محمد‌مهدی و همکاران، همان منبع، صص 7 و 8 ) بعد از روشن شدن ساختار و عوامل و موانع انگیزش اخلاقی از نظر طباطبایی، ما می‌توانیم به تناسب مدل های انگیزش اخلاقی موجود، نوع مدل انگیزش اخلاقی از نظر او را نیز مشخص کنیم . 1-مدل انگیزش اخلاقی معرفت‌گرایانه 2-مدل انگیزش اخلاقی احساس‌گرایانه 3-مدل انگیزش اخلاقی ابزار‌گرایانه 4-مدل انگیزش اخلاقی شخصیت‌گرایانه Doris, John . M" The Moral Psychology Handbook" 2010, P.74.75.76.77) ) که پاسخ احتمالی ما در رابطه با مدل انگیزش اخلاقی از نظر طبطبایی، مدل شخصیت گرایانه است . دلایل ما برای انجام این پژوهش بدین گونه است، 1- در پژوهش های موجود، پژوهشی درباره انگیزش اخلاقی از نظر طباطبایی که جامعیت داشته باشد، موجود نیست 2-پرکننده شکاف میان نظر و عمل، مبحث انگیزش است . و ما تصمیم گرفتیم پژوهش خود را به موضوع انگیزش اخلاقی از نگاه طباطبایی اختصاص دهیم .
اشکال نسخ و منسوخ شیخ هادی معرفت، علامه طباطبایی و سید الخوئی
نویسنده:
پدیدآور: باسم فیصل حسن الخفاجی استاد راهنما: سعید عبیری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
ایده نسخ توسط عوامل اساسی و احتمالی جذب می شود که آن را از حاشیه به متن منتقل می کند. بنابراین، این ایده حول محوری اساسی می چرخد که حول رضایت و تسلیم در برابر فرمان خداوند خلاصه می‌شود که به سلسله مراتب مفاد آن و روش کار مفسر و فقیه در منطق این اندیشه بر حسب نیاز و ماهیت زمان مربوط می‌گردد. از این رو، علیرغم کثرت منابع شناخت و گرایش های فکری در باب نسخ، برای همه کسانی که این نوع تفکر را مد نظر دارند، مبحث نسخ مورد توجه پژوهش‌های قرآنی بوده و هست. این پژوهش بر اساس ساختاری است که علوم مختلف را هم‌پوشانی می‌نماید تا به ما نشان دهد خروجی دانش هر یک از این ساختارها چگونه است و به صورت نظام مند و تحلیلی، حقیقت را در لابه لای میراث اسلامی جستجو می کند. دیدگاه (علامه شیخ محمد هادی معرفت) نسبت به نسخ از دیدگاه استادش (سید ابوالقاسم خویی) متفاوت نیست ولی او یکی از گرایش‌ها را توسعه داده است. انواع دیگری از تقسیم‌بندی‌های نسخ را اضافه شده که ناظر به درجات حکم و طبیعت اختلاف موضوعاتی است که در آنها نسخ صورت می‌گیرد. این انواع (نسخ مشروط و نسخ متدرج) فضای وسیع تری را برای انتقال احکام موضوعات ایجاد می‌کند. او از یک سو، آنچه را که استادش تأیید می‌کرد، محدود کرد و دایره انواع نسخ را بیشتر نمود تا ماهیت پژوهش قرآنی را که او قصد دستیابی به آن را دارد، تطبیق دهد. در مورد دیدگاه (آیت الله العظمی السید ابوالقاسم خویی) حلقه تحقیقاتی ایشان در جستجوی منشأ مباحث و جست و جوی احکام منطبق با ماهیت موضوعات مورد مطالعه، محدود بود. در نتیجه در بررسی احکام آن موضوعات و بیان تأثیر یا عدم آن، به یک مطالعه دقیق واقعی رسید و این همان چیزی بود که ما در محدود کردن نسخ، تنها به یک آیه رسیدیم و بررسی نمودیم. و اما دیدگاه (علامه سید محمد حسین الطباطبایی) و با توجه به گرایش‌های تفسیری فلسفی او، دایره نسخ نزد او بخاطر خارج شدن نسخ از دایره تشریع و ملحق شدن آن به دایره تکوین، وسیع‌تر است. و این نیازمند آن است که مفسر از معنای لغوی و اصطلاحی آن بخاطر توسعه و دامنه نسخ، بگذرد؛ لذا رفتن پیامبر و امام، و آمدن جانشینان آنان، ضمن دائره نسخ قرار می‌گیرد و حکم واقعی نسخ متوقف بر از بین رفتن حکم شرعی و جایگزینی حکم شرعی دیگر نیست و دامنه تکوینیات از دامنه تشریعیات وسیع تر است مگر این که برخی از انواع نسخ ها را که در نگاه امامیه وجود دارد، نمی‌پذیرد چون پذیرش برخی از اقسام، مستلزم آن است که کتاب خدا تحریف شده باشد و این به طور کل و تفصیل، از نگاه امامیه رد شده است.
رابطه ایمان با عمل در مسیحیت پروتستان و شیعه امامیه؛بررسی تطبیقی بین مارتین لوتر و علامه طباطبایی
نویسنده:
پدیدآور: عباس جبار حنون شبانات استاد راهنما: جواد قاسمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
موضوع ایمان و ارتباط آن با عمل یکی از مهم‌ترین موضوعاتی است که متکلمان ادیان مختلف در مورد آن بحث می‌کنند، زیرا این موضوع تا حد زیادی در زندگی مؤمنان جاری و ساری بوده و از اهمیت بالایی برخوردار است. بیشتر ادیان خصوصاً ادیان آسمانی بر عمل صالح به عنوان نمود خارجی ایمان کامل تأکید داشته و آن را شرط نیل به سعادت می‌دانند. هدف این پژوهش تبیین مفهوم ایمان و نشان دادن دایره عمل در اندیشه دینی و بیان رابطه ایمان با عمل در اندیشه مسیحی بر اساس دیدگاه‌های متفکر پروتستان لوتر و فکر شیعی بر اساس دیدگاه علامه طباطبایی، متفکر شیعه است که مقایسه‌ای بودن این تحقیق وجه امتیاز آن شمرده می‌شود. یکی دیگر از دلایل انتخاب این موضوع کمبود آثار محققان در این زمینه است. در این تحقیق ابتدا با مفاهیم ایمان، عمل، سعادت و نیز مسیحیت پروتستان و شیعه امامیه آشنا می‌شویم و سپس با روش توصیفی و تحلیلی و با مراجعه به آثار مارتین لوتر و علامه طباطبایی به واکاوی مفهوم ایمان و عمل و رابطه آنها و نیز مفهوم سعادت می‌پردازیم. در پایان نیز ضمن مقایسه آراء این دو اندیشمند پروتستانی و شیعی، به اشتراکات و تفاوت‌های نظرات آنها در این موضوع می‌پردازیم. به صوت خلاصه باید گفت: دستیابی به نجات و رستگاری از نظر لوتر تنها با ایمان میسر است و اعمال نقشی در سعادت انسانی ندارد. البته باید دانست از نظر پروتستان‌ها اعمال صالح دارای آثار اخلاقی و اجتماعی در رابطه افراد با یکدیگر است. از نظر شیعه امامیه که در این تحقیق علامه طباطبایی آن را نمایندگی می‌نماید، رابطه ایمان و عمل رابطه تکاملی است که هر دوی آنها در سعادت انسان نقش مستقیم دارند و التزام به یکی بدون دیگری انسان را سعادتمند نخواهد ساخت.
تفسیر آیات دربردارنده ایهام تجسیم در امامیه و سلفیه مطالعه علامه طباطبایی و ابن تیمیه به عنوان الگو
نویسنده:
پدیدآور: حسین محمد محیه الخلیفه استاد راهنما: علی عبد الله زاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تجسیم یکی از موارد بسیار خطرناکی است که عقیده جوامع اسلامی را تهدید می کند. از این رو، این مبحث از هدف و اهمیتی برخوردار بود که نشان دهنده تأثیر آن بر ساخت صحیح إعتقادی است، این تحقیق به بررسی آیات دبردارنده ایهام تجسیم، تفسیر آنها و نحوه مواجهه دو مفسر یعنی علامه طباطبایی به عنوان نمونه امامی و ابن تیمیه به عنوان نمونه سلفی پرداخته است که در نتیجه بیان داشته است دیدگاه علامه طباطبایی نزدیکترین رابطه برای رسیدن به معنای واقعی بدون تشبیه و تجسم است؛ با توجه به این که علامه طباطبایی در تبیین معنای واقعی از روش های مناسبی از جمله استنباط بر مبنای سیاق، نشانه های زبانی و سایر روش های بررسی معنای واقعی، بدون تکیه صرف بر معنای ظاهری بیان، استفاده نموده است که نمونه ای از آن در تفسیر ابن تیمیه یافت نمی‌شود. بلکه ابن تیمیه بر معنای ظاهری بدون تفسیر آن متن تکیه نموده که او را در باتلاق قیاس و تطبیق فرو برده و از رسیدن به معنای واقعی آن اصطلاح دور نگه داشته است. پس از مطالعه آرای علامه طباطبایی و ابن تیمیه، هیچ شباهتی بین دو طرف نیافتیم، مگر در تلاش هر دو برای تفسیر این متون شریف قرآنی، و همچنین شباهت در اثبات صفاتی مانند حقیقت کلام الهی که با وجود اصل اثبات در چگونگی آن اختلاف داشته‌اند. علامه طباطبایی ثابت می کند که خداوند نه از طریق بدن خود سخن می گوید و نه بدنی دارد و مانند مخلوق بر عرش مستولی نمی شود و همان گونه که مخلوق تحت تأثیر قرار می گیرد، تحت تأثیر قرار نمی گیرد که همانند انسان عصبانی و خشنود شود و هیچ حرکتی شبیه حرکت موجودات ندارد. ابن تیمیه در حالی که خلاف آن را ثابت می کند إعتقاد دارد خداوند متعال با اعضای خود صحبت می کند، اعضا دارد، و بر کرسی مانند سطح مخلوق استوار است، و همان گونه که مخلوق متأثر می شود، متاثر می شود، و حرکت دارد و به آن شبیه است که تمام این مدعیات بر اساس ظاهر بدوی کلمه و امتناع از تفسیر آن است. در حالی که علامه طباطبایی در بیان خود به اهداف معنای حقیقی و چگونگی رویارویی آن با متن و اینکه این الفاظ مجاز یا کنایه و دارای معنایی منطبق با عقل سلیم انسان است، استناد کرده است.
بررسی تطبیقی دلالت سیاق نزد علامه طباطبائی و فخر الرازی در آیه ولایت
نویسنده:
پدیدآور: محمد حلو خفی خفی استاد راهنما: زهرا اخوان صراف
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
متکلمان و مفسران شیعه برای اثبات امامت امام علی علیه‌السلام به آیه ولایت - آیه 55 سوره مائده - تمسک کرده‌اند. این استظهار به روایات اسباب نزول ذیل آیه برمی‌گردد که بیانگر فضل و کرامت آن حضرت در خاتم‌بخشی حین نماز است. متکلمان و مفسران اهل سنت از راه‌های مختلف کوشیده‌اند که این استدلال را نقض کنند. از جمله فخر رازی که مجموعه‌ای از اشکالات را در تفسیر خود آورده‌است و یکی از آن اشکالات اقتضای سیاق آیات است. شیعه نیز با رد بر این اشکالات بر رأی خود ایستادگی کرده‌است، از جمله علامه طباطبائی که اشکالات عام و اشکالات سیاق را پاسخ گفته‌است. پژوهش حاضر پس از معرفی این دو دانشمند و منهج‌شان در تفسیر، تحلیل منظور علما از دلالت سیاق و بیان عقیده شیعه در این موضوع و چگونگی استفاده از آیه، اولاً از راه تبیین دیدگاه‌های فخر رازی و تحلیل اشکال‌های او، سپس بیان نظریات علامه ذیل این آیه با روش مقارنه، به تحلیل آرای طرفین در تفسیر آیه با تأکید بر بحث سیاقی می‌پردازد. نزاع علمی این دو مفسر در دو پرسش اساسی است: آیه شامل همه مؤمنان است یا مختص حضرت علی علیه‌السلام است؟ مفهوم ولایت در آیه، امامت و رهبری است یا نصرت؟ نتیجه تحقیق آنستکه: هر دو مفسر در تفسیر خود برای کشف معانی آیات و بیان آنها از سیاق برای رد یا اثبات استفاده می‌کنند. علامه‌طباطبائی به اقتضای طبیعی روش خود -یعنی تفسیر قرآن به قرآن- کاربست دلالت سیاق در تفسیر را گسترش داده‌است. به نظر فخررازی، آیات پیرامون این آیه متضمن معنای نصرت برای ولایت است و وحدت سیاق حکم می‌کند که در آیه ولایت هم بهمان معنا باشد. و سیاق مقتضی شمول ولایت برای همه مؤمنان است. در حالی‌که علامه‌طباطبائی ابتدا از راه عدم احراز وحدت سیاق و نیز مانع دیدن برای معنای نصرت در آیات پیشین، معنای نصرت برای ولایت را رد می‌کند و سپس با روایات مربوطه، اختصاص آیه به حضرت علی علیه‌السلام را بدست می‌آورد و به اشکالات پاسخ می‌دهد. آنگاه با قرائن سیاق داخلی و شواهد دیگر معین می‌کند که ولایت در آیه به معنای تصرف است. دلیل علامه بر عدم وحدت سیاق، نزول پراکنده سوره مائده، مضامین آیات و روایات اسباب نزول است. رد علامه بر معنای نصرت، بخاطر آنستکه سیاق آیات و مضامین آن ‌را پذیرای معنای نصرت نمی‌بیند، و اینکه نسبت نصرت پیامبر ص برای مؤمنان با ادب برگزیده قرآن درباره ایشان ناسازگار می‌داند. مهم‌ترین چیزی که علامه از سیاق داخلی برای تعیین معنای ولایت در تصرف استفاده می‌کند، یکی بودن ولایت برای خدا، پیامبر و مؤمنان مورد نظر است و اینکه با دوباره آوردن «ولی» هیچیک را جدا نکرده است، نیز آنکه لفظ مفرد ولی برای گروه مؤمنان، آمده‌است. همچنین اقتضای حصر لفظ انما، و معنای قرب و نزدیکی موجود در «ولایت»، متضمن تصرف است. از همه این امور معین می‌شود که ولایت در آیه معنایی بالاتر از نصرت دارد و ویژگی و کرامتی برای امام علی ع ثابت می‌کند و ایشان را از دیگر صحابه امتیازی ویژه می‌بخشد ‌که شایستگی برای امامت و خلافت پس از پیامبر ص را اقتضا دارد.
وعظ و ارشاد در احکام مطرح شده در سوره نور؛ مطالعه تطبیقی در تفسیر علامه طباطبایی و فخرالدین رازی
نویسنده:
پدیدآور: زینب علی اسماعیل اسماعیل ؛ استاد راهنما: محمد مرادی ؛ استاد مشاور: علی عباس آبادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
سوره مبارکه نور، بیست و چهارمین سوره قرآن کریم و یکی از سوره های مدنی است و در جزء هجدهم قرآن کریم قرار گرفته است. وجه تسمیه این سوره به دلیل تکرار کلمه نور(هفت مرتبه) و ذکر آیه نور در این سوره می باشد. بسیاری از آیات شریفه در سوره مبارکه نور با هدف بیان احکام شرعی با لسان موعظه و ارشاد بیان شده است و به همین دلیل می توان سوره مبارکه نور را یکی از سوره های مهم در این زمینه دانست. اگر به سوره نور رجوع کنیم، می بینیم که وعظ و ارشاد در آن سبک خاصی به خود گرفته است، بدان صورت که از طریق آیاتی که احکام شرعی را در زمینه های مختلف ارائه می دهد تجلی یافته است و در تبیین مفاد آن احکام و توضیح آنها نقش بسزایی داشته است. هر بیننده ای که به قرآن به شکل عام و به سوره نور به شکل خاص بنگرد میتواند مفهوم موعظه، اهمیت آن، فواید آن و اسباب اقامه آن بر هدایت کامل که به منظور تبیین احکام شرعی موجود در این سوره گنجانده شده را درک کند. بر این اساس در این پایان نامه حول محور دلالت آیات وعظ و ارشاد در تبیین احکام موجود در سوره نور با تمرکز بر تفسیر علامه طباطبایی ره و فخرالدین رازی بحث میشود. اهمیت پژوهش حاضر در آن است که به موضوعی بسیار حساس و مهم می پردازد چرا که مانند تار مویی در مرز ایمان و کفر می باشد و به موضوعی مهم و ضروری از نظر دینی و اجتماعی در زندگی ما، به ویژه در عصر حاضر که عمل بر اساس آیات قرآن کمرنگ شده تبدیل شده است. این پژوهش با رویکرد توصیفی استقرایی و سپس رویکرد تحلیلی قیاسی با بررسی دلالت الفاظ و سیاق، معانی، مفاهیم و گفته های صاحب نظران و مفسران انجام شده است. از مهم ترین نتایجی که در پژوهش حاضر بدان رسیدیم این است که همه مردم شایستگی تبلیغ و ارشاد جامعه را ندارند، بلکه این امر منحصر به گروهی از علما است و حق واعظ این است که برای خردمندان فرصتی داشته باشد تا از آنها نقل کرده و از ایشان بهره مند شود و فرصتی برای عوام داشته باشد، تا از آن فرصت برای یاد گرفتن از او استفاده کنند. از دیگر نتایج رساله آن است که اشاعه کارهای زشت انواع گوناگونی دارد مانند نشر اکاذیب، تهمت و تکرار آن، ایجاد مراکز یا وسایلی برای به وجود آوردن فساد و ترویج آن، همچنین نابود سازی حیا از راه ارتکاب گناهان در اماکن و انظار عمومی.
الامامه بین ولایه التکوینیه و التشریعیه من منظور علامه طباطبایی فی تفسیر المیزان
نویسنده:
پدیدآور: نور حسین علی البستنجی استاد راهنما: قاسم شهری استاد مشاور: قاسم شهری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تعتبر قضیه الإمامه والولایه من أهم القضایا فی النقاشات الإسلامیه والقرآنیه ، وأهم قضیه فی مدرسه أهل البیت "الشیعه".نعتزم فی هذا البحث دراسه الإمامه بین الولایه التکوینیه والتشریعیه من وجهه نظر العلامه الطباطبائی فی تفسیر المیزان.معنی الإمام شخص اختاره بأمر الله ودخول الرسول لمواصله بعثات النبوه. وبغض النظر عن الوحی ، جمیع الواجبات النبویه الواجبه علی النبی من العصمه والعلم والقوامه والسلطه العلمیه والدینیه والسیاسیه واجبه علی الإمام.إلمام التام بکافه جوانب القرآن الکریم والسنه النبویه ومعرفته ، ومعرفه الأحکام والشرائع الدینیه فی سیاق الزمن ، والاستعداد للرد علی الشکوک ، واکتساب ثقه الناس بتجنب الأخطاء والمعاصی و ولایت التکوینیه و التشریعیه بإذن الله،کلهم فی دائره شؤون الإمامه وکل هذه الأمور لن تکون ممکنه ما لم یکن الإمام علمًاکن واسعًا ولدیک معرفه غامضه. العلامه (ره) یعتقد إن بالإضافه إلی النبوه ، یثیر القرآن قضیه أخری تسمی الإمامه ویعتبرها نتیجه إراده الله وأمره أو حتی أنه یعتبرها مکانه أعلی من النبوه التی بعد أن مرت بمراحل مختلفه واختبارات صعبه تثبت صحتها لبعض الناس (الأنبیاء والأئمه)،الإمامه هی الوظیفه التی یوجه صاحبها الناس بأمر إلهی ویقودهم إلی هدفهم المنشود. إن توجیه الإمام لیس فقط لإظهار الطریق ، ولکن أیضًا لأخذ ید الخلق والقیاده إلی الصراط المستقیم. یعتقد العلامه الطباطبائی أن موقع الإمامه فی الآیه 124 من سوره البقره یختلف عن موضع النبوه‌ و یقول ایضا یقول إذا وردت الإمامه فی القرآن فبعدها ذکرت مسأله الهدایه . یعتقد العلامه طباطبایی ان الائمه الاطهار من خلال تطویر القدرات واکتساب المعرفه والمعرفه وتحقیق الإیمان والیقین الفائقین ، دخلوا مجال الولایه الإلهیه اما الولایه تعنی الملکیه والسیطره والسلطه ، والإمام یعنی خلیفه الرسول التی یعینه الله.وفقًا لآیات القرآن الکریم ، یتمتع الأئمه بولایه تشریعیه و ولایه التکوینیه. وهذا یعنی أن أقوالهم وسلوکهم دلیل لنا فی المسائل الفقهیه وغیر الفقهیه ، ویمکنهم بإذن الله التدخل فی شؤون الوجود. معنی الولایه التکوینیه للأئمه المعصومین علیهم السلام أنهم بإذن الله یستطیعون أن یشغلوا عالم الخلق ، ومعنی الولایه التشریعیه هو المکانه والموقع الشرعی اللذان أعطاهما الله‌‌ لفرد کمسؤل ( امام علیهم السلام) یعتبر العلامه رضی الله عنه أن الإمامه المشار إلیها فی القرآن مساویه للولایه المعنویه و التکوینیه المسؤوله عن إرشاد الناس إلی الأمر الإلهی. معنی الولایه التکوینیه للأئمه المعصومین علیهم السلام أنهم بإذن الله یستطیعون أن یشغلوا عالم الخلق ، ومعنی الولایه التشریعیه هو المکانه والموقع الشرعی اللذان أعطاهما الله لفرد کمسؤول رسمی.
مطالعه ی تطبیقی آیه خمس بین علامه طباطبایی و فخر الدین الرازی
نویسنده:
پدیدآور: علاء کتاب عذافه الکعید استاد راهنما: محسن مدنی‌نژاد
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
آیات خمس از آیات محکم در قرآن کریم است. موضوع خمس یکی از مهمترین محورهای منازعه میان مذاهب اسلامی است که قلم فقها، علما و محققان را به خود مشغول کرده است، زیرا یکی از مهم ترین مسائل اقتصادی دولت اسلامی و یکی از مهم ترین اجزای آن به شمار می رود و بر وجوب خمس توافق کردند و در این که خمس چیست و در چه مواردی مصرف میشود، اختلاف نظر دارند. از این رو، محقق در با این پژوهش و با مقایسه نظر دو عالم مسلمان یعنی علامه طباطبایی در تفسیر المیزان و الفخر رازی در تفسیر الکبیر، می کوشد تا به نقاط اشتراک و اختلاف میان آن ها اشاره کند. آیا اکثریت مسلمانان با آنها موافق اند یا مخالف؟ در فصل اول پژوهشگر به (موضوعات و مفاهیم)، بهمراه دو مبحث اساسی پرداخته است و آن دو (کلیات تحقیق) و (مفاهیم تحقیق) است به طوری که موضوع بحث (کلیات) از 12 مطلب، و مبحث (مفاهیم) از چهار مطلب تشکیل شده است. اولی آن خمس از نظر لغت و اصطلاح و دومی در باره غنیمت از نظر لغت و اصطلاح است. اما سومی در باره تاریخ خمس است. فصل چهارم به سخنان علما در آیه خمس با توجه به روایات صحیح می پردازد. فصل دوم پژوهش (مبانی دو عالم) است و مشتمل بر پنج مبحث است و فصل سوم با عنوان (مقایسه اصول دو عالم) و مشتمل بر چهار مبحث اختصاص یافقه است. پژوهشگر در پایان پژوهش به این نتایج رسیده است که که بر اساس آن دایره خمس نزد علامه طباطبایی شامل غنائم جنگی، گنجها، غواصی و منافعی است که انسان به دست آورده است، برخلاف فخر رازی که خمس را محدود به غنائم جنگی ... مسلمانان می کند، مشروط بر اینکه مورد حمله با اسب قرار گیرند و شامل اموال منقول و غیر منقول، کم یا بدون ارزش می‌شود. به همین ترتیب، این دو عالم در مورد کسانی که مستحق آن هستند، اختلاف دارند؛ بنابراین علامه نصف آن را برای بنی هاشم و اولاد آنها و نیم دیگر را برای امام (صلوات الله علیه) قرار داد در حالی که فخر رازی به ارائه نظرات مسلمانان در این مورد بسنده کرد و نظرش را ارائه نکرد است. محقق با تکیه بر رویکرد تحلیلی متن به بررسی تطبیقی دو رویکرد پرداخته ، دنبال می‌کنند و سخنان علما در باب آیه خمس و آن چه که خمس به آنها تعلق می‌گیرد و نیز کسانی که مستحق دریافت خمس هستند را مورد بررسی قرار داده است، به رویکرد تحلیلی متون روایی پرداخته است. همچنین به توضیح اینکه بنی هاشم چه کسانی هستند، آیا فقط شامل آل علی علیه السلام می شود یا بنی هاشم و بنی العباس را هم دربر می گیرد پرداخته است و همچنین چگونگی واجب بودن خمس در مازاد درآمد با رویکرد استنتاجی صحیح و تعیین مستحقان خمس در زمان غیبت امام عجل الله تعالی فرجه الشریف بیان نموده است.
  • تعداد رکورد ها : 4171