جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 4193
مقایسه ی نظریات علامه ی طباطبایی و فخررازی درآیات مربوط به مبارزات حضرت موسی بافرعونیان
نویسنده:
پدیدآور: بتول بردستانی استاد راهنما: محمدجواد یزدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
واژه موسی ازدوجزء موبه معنی آب و سی به معنای درخت تشکیل شده است .اوزاموسی نامیدند چون گهواره ی اودرکنار درختی درداخل َآَب بدست آمد .ایشان جزو پیامبران اولوالعزم وصاحب دین وشریعت می باشد. نام مبارک ایشان بیش یازدیگرپیامبران درقرآن کریم آمده است وگواه آن هم بیش از 130آیه ای است که به داستان زندگی ایشان پرداخته شده است دراین آیات پنج مرحله زندگی حضرت موسی ع مورد بیان قرار گرفته که شامل دوران ولادت وپرورش ایشان درکاخ فرعون وهجرت ایشان از مصر به مدین وبودن درخدمت حضرت شعیب ع وخروج ایشان از مدین ، ابلاغ نبوت وبازگشت به مصر برای ابلاغ رالت و دعوت به خداپرستی فرعون ،مرحله ی بعد : دوران هلاکت فرعون و ورود به بیت المقدس ومرحله آخر دوران درگیریهای حضرتشان باقوم بنی اسراییل می باشد . دراین آیات ، مبارزات حضرت موسی ع به عنوان پیامبرالهی بافرعون که خودراخدا می خواند وبرکفر والحاد خود پافشاری می نمود وهمچنین مبارزات حضرت موسی بالجبازی ودشمنی وسرسختی قوم بنی اسراییل درجهت هدایت ایشان وایجاد برابری درجامعه عنوان شده است ،همچنین ایجاد قسط وعدل درجامعه ی بشری زمان خودشان می باشد. درهرسوره به تناسب آنچه مطرح گردیده به عنوان شاهد، به نکته ای وگوشه ایی ازداستان ایشان اشاره شده ونیز به علت خصوصیاتی نظیر دشمنی ، لجبازی ومادی گرایی قوم بنی اسراییل که عینا همان حصوصیات درمردمان زمان پیامبرگرامی اسلام نیزبوده است ؛ می باشد.علت دیگربیان این مسئله نیزاین است که قرآن کریم برای آسانی مهم معارف دین ازمثل ووقصه استفاده نموده است . آنچه موضوع بحث ماخواهد بود دوران نبوت ایشان وبازگشت به مصربرای هدایت وابلاغ رسالت خود به فرعون ودرنهایت مبارزه باوی ،بااستفاده درتفسیر معتبر فخررازی وعلامه طباطبایی می باشد ومقایسه ای خواهیم داشت پیرامون نظریات این دوبزرگوار.
انگیزش اخلاقی از نگاه سید محمدحسین طباطبایی
نویسنده:
پدیدآور: امیرحسین کافی کنگ استاد راهنما: علی اکبر عبدل آبادی استاد مشاور: محسن جاهد
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در فلسفه اخلاق یکی از مسائل مهمی که مطرح شده است انگیزش اخلاقی (moral motivation) است که از مسائل جدید اخلاقی است . انگیزش اخلاقی به فرآیند شکل‌گیری انگیزه و عوامل و موانع آن برای برانگیختگی به فعل اخلاقی می‌پردازد و جایگاه هر یک از آن عوامل و موانع را در شکل گیری انگیزش اخلاقی معین می‌کند . (نصیری، منصور"جستارهایی در روانشناسی اخلاق" 1384، صص 28 و 29) انگیزش اخلاقی، از مسائل اساسی درباره اخلاق است که با مسائلی از قبیل قصد، میل، باور، اراده، فضیلت، خصوصیات منشی و استقلال اراده پیوند خورده است و به اینچنین مسائلی که با انگیزش اخلاقی ارتباط دارند عمدتا در روانشناسی اخلاق و گاهی هم در اخلاق هنجاری پرداخته می‌شود (رحمتی، سجاد ، کاوندی، سحر ، جاهد، محسن " انگیزش اخلاقی از دیدگاه فخر الدین رازی"1399، ص 2) . در جهان اسلام نیز متفکران سرشناسی به مسأله انگیزش اخلاقی پرداخته‌اند که از جمله آنان سیّد محمّدحسین طباطبایی بوده است . ایشان به عوامل بسیاری در موضوع انگیزش اخلاقی قائل‌اند که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم . ما در این پژوهش قصد داریم علاوه بر بررسی عوامل و موانع انگیزش اخلاقی به ساختار و مدل انگیزش اخلاقی از منظر علامه طباطبایی نیز بپردازیم . در این باره می‌توان پرسید که آیا مولفه‌های انگیزش اخلاقی صرفا درونی اند یا بیرونی یا اینکه ترکیبی از مولفه های درونی و بیرونی اند ؟ آیا طباطبایی در ساختار انگیزش اخلاقی فقط به مولفه های شناختی توجه کرده است و معتقد است که باور های اخلاقی شرط لازم و کافی برای انگیزش اخلاقی هستند ؟ آیا ساختار انگیزش اخلاقی از نظر او صرفاً یک ساختار معرفتی است یا اینکه دارای یک ساختار غیر معرفتی مربوط به احساسات، عواطف و هیجانات است ؟ آیا صرف میل به عمل اخلاقی به انگیزش اخلاقی منجر می‌شود ؟ آیا از نظر طباطبایی ساختار غیر معرفتی انگیزش اخلاقی معطوف به خواسته‌ها و نیازها (مولفه‌ های ارادی) است یا اینکه وی ساختار انگیزش اخلاقی را مرکب از مولفه‌ های معرفتی و غیر معرفتی می‌داند؟ پس از مشخص شدن ساختار به عوامل و موانع انگیزش اخلاقی می‌پردازیم که در این راستا به پاسخ های احتمالی نیز رسیده ایم و عوامل و موانعی را برشمردیم . -1-یکی از عوامل انگیزش اخلاقی که طباطبایی به آن پرداخته است، مقبولیت و تایید اجتماعی است . این عامل در نظر علامه طباطبایی دارای ارزش کمتری نسبت به بقیه عوامل است اما آن را کمک کننده به عمل اخلاقی نیز می‌داند . (وجدانی، فاطمه، همان منبع، ص 184 ) 2-عامل دوم از نظر طباطبایی وصول به آسایش اخروی است . انسان می‌تواند با داشتن امید برای رسیدن به پاداش بهشت یا بیم از عذاب دوزخ، روی به سوی عمل اخلاقی بیاورد . (وجدانی، فاطمه، همان منبع، ص 184 ) 3-یکی دیگر از عوامل، امیال طبیعی و لذت ناشی از ارضای این امیال است. به عقیده علامه انسان به طور طبیعی(فطری) به سوی اعمال اخلاقی میل دارد و انسان از ارضای امیال خویش لذت میبرد و این خود برانگیزاننده انسان به سوی عمل اخلاقی است . (طباطبایی، محمدحسین"اصول فلسفه و روش رئالیسم" جلد دوم، ص185 ) به نقل از مقاله (دهقان، رحیم" بررسی تطبیقی ابعاد انگیزش اخلاقی در اندیشه علامه طباطبایی و فینیس" 1396 ص 4) 4-عامل دیگری که علامه طباطبایی به آن می‌پردازد و آن را با ارزش تر از سایر عوامل میداند، جلب محبت(رضایت) الهی است . (وجدانی، فاطمه، همان منبع، ص 184 ) 5-از جمله عوامل دیگر، کمال‌گرایی، خداگرایی، شخصیت و منش تقوا محور و الگوهای درست اجتماعی را می‌توان نام برد . (وجدانی، فاطمه، همان منبع، صص 183 و 185 ) موانع انگیزش اخلاقی در نظر علامه طباطبایی به شرح زیر است . 1_از مهم‌ترین موانع جهل است که یکی از شایع ترین موانع انگیزش اخلاقی است . جهل انسان نسبت به عمل اخلاقی میتواند مانع از برانگیختگی وی به عمل اخلاقی گردد . (شمسی، محمد‌مهدی و همکاران"تبیین علل ضعف‌های اخلاقی در اندیشه علامه طباطبایی و مک ناتن" 1399، صص 5 و 6 ) 2-مانع دیگر انگیزش اخلاقی، لذت است که گویا این مورد هم مانع و هم عامل در انگیزش اخلاقی است بدین معنا که، انسان از ارضای امیال خویش لذت میبرد اما همیشه ارضای امیال انسان اخلاقی نیست و این عقل است که باید معیاری برای آن بیاورد تا به سوی عمل اخلاقی برانگیخته شود و علامه این معیار را رضایت خداوند مطرح می‌کند . ( دهقان، رحیم، همان منبع صص3_6 ) 3_مانع سومی که در آثار علامه دیده می‌شود ضعف ایمان است، ایشان ایمان را یک عمل ارادی و معرفتی می‌داند که با تسلیم قلبی در برابر خدا، خضوع و محبت همراه است. در واقع ایمان شامل همه مولفه‌های زیست اخلاقی از قبیل معرفت، اراده، عواطف و ملکات است . بنابراین ضعف در ایمان به خدا را نیز می‌توان مانعی برای انگیزش اخلاقی دانست . ( شمسی، محمد‌مهدی و همکاران، همان منبع، صص 8 و 9 ) 4_از جمله موانع دیگر، هوای نفس، ضعف اراده وحب دنیا را می‌توان نام برد که علامه طباطبایی مفصلا به آنها پرداخته است . ( شمسی، محمد‌مهدی و همکاران، همان منبع، صص 7 و 8 ) بعد از روشن شدن ساختار و عوامل و موانع انگیزش اخلاقی از نظر طباطبایی، ما می‌توانیم به تناسب مدل های انگیزش اخلاقی موجود، نوع مدل انگیزش اخلاقی از نظر او را نیز مشخص کنیم . 1-مدل انگیزش اخلاقی معرفت‌گرایانه 2-مدل انگیزش اخلاقی احساس‌گرایانه 3-مدل انگیزش اخلاقی ابزار‌گرایانه 4-مدل انگیزش اخلاقی شخصیت‌گرایانه Doris, John . M" The Moral Psychology Handbook" 2010, P.74.75.76.77) ) که پاسخ احتمالی ما در رابطه با مدل انگیزش اخلاقی از نظر طبطبایی، مدل شخصیت گرایانه است . دلایل ما برای انجام این پژوهش بدین گونه است، 1- در پژوهش های موجود، پژوهشی درباره انگیزش اخلاقی از نظر طباطبایی که جامعیت داشته باشد، موجود نیست 2-پرکننده شکاف میان نظر و عمل، مبحث انگیزش است . و ما تصمیم گرفتیم پژوهش خود را به موضوع انگیزش اخلاقی از نگاه طباطبایی اختصاص دهیم .
آموزه‌های تربیتی در سوره انبیاء از دیدگاه علامه طباطبایی، صادقی طهرانی، سید قطب و حبنکه
نویسنده:
پدیدآور: صلاح غازی ناهی العتابی استاد راهنما: امیر احمدنژاد
نوع منبع :
رساله تحصیلی
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
فی هذا البحث یتم تناول سوره الأنبیاء بالبحث والتحلیل، إلا أن هذا البحث لا یعنی بتفسیر سوره الأنبیاء کامله بل إنه ینتقی بعض الآیات التی تتعلق بصفات معنویه أو یمکن عبر شرحها وتفسیرها استنباط استفادات وومضات تربویه یمکن بعدها تقدیم أسالیب ناجعه لغرس بعض الصفات الحمیده، وتقییم وتقویم بعض الأخطاء السلوکیه أو غرس بعض السجایا الحسنه سواء ذاتیًا أی أن الفرد یستفید منها مباشره أو فی مجال تربیه الآخرین مثل تربیه الوالدین لأبنائهم والمعلمین لطلابهم وأهل الفکر والعلم والدین والثقافه. وقد اعتمدت الدراسه علی اساس موضوع التفسیر الموضوعی فی تفسیر الآیات استنادًا إلی التفاسیر الموثوقه، والتوجه الی الاسلوب الوصفی التحلیلی لکتابه الفائده التربویه والقواعد الأساسیه الواضحه والمبینه من اجل الوصول الی هذه المنافع. وقد تم وضع استنتاج مؤلف من عده اسس تربویه من خلال مجالات متنوعه للسلوک التربوی بواسطه الاستدلالات التربویه وطرحها فی ذهن المجتمع وابنائها وهذه القواعد تحققت من اسالیب وتوجهات مناسبه، ونسأل الله التوفیق ولما یحبه ویرضی عنه والله ولی التوفیق. یهدف البحث بیان أهمیه التنبه لحقیقه البعث والآخره وأن الجزاء آت لا محاله، شرح وتفسیر بعض آیات من سوره الأنبیاء وبیان معانیها، توضیح حقیقه بشریه الرسل وجمیع البشر وما یتبع ذلک من تقریر مبدأ الاعتراف بذلک وعدم الطغیان من قبل البشر، تبیین کیفیه تعوید النفس والناشئ علی التمهل وعدم التسرع، بیان کیفیه تعامل الوالدین مع أبنائهم لإعداد شخصیه مستقله رشیده، توضیح أهمیه الصبر فی حیاه الإنسان، بیان قصه ذی النون مع ربه وأهمیه التروی ونبذ الغضب. نحاول فی هذه الرساله البحث عن هذه السوره مکیه التی تعالج الموضوع الرئیسی الذی تعالجه السور المکیه و هوموضوع العقیده تعالجه فی میادینه الکبیره میادین التوحید والرساله والبعث، وما المنهج العام لتفسیرها و ما منهج العلامه الطباطبائی وسید قطب الشیخ حنبکه فی التعامل مع القضایا الدلالات التربویه التربویه ضمن سوره الانبیاء و ما منهجهم فی التعامل مع القضایا اللغویه و العقلیه؟ و نشیر الی مناهج المفسرین الذین نستفاد من آراوهم التفسیریه خلال هذه الرساله: منهج العلامه الطباطبائی: یری ضروره اللغه فی التفسیر ، ولکنه لم یرد لتفسیره الاستغراق فی ذلک ، بل اکتفی بإیراد اللغه والصور البلاغیه فی الآیات لبیان نکته علمیه تسهم فی إیضاح المعنی ، ولهذا نجد کثیراً ما یناقش الزمخشری لکونه إماماً لا یباری فی البلاغه ، بهدف تجلیه المراد من الآیه وبیان معناها ، وکما عُرف الزمخشری والرازی وغیرهما ببیان المناسبات والنظم بین الآیات نجد الطباطبائی اهتم بالمناسبه بین الآیات وبیان أوجهها من خلال السیاق ، وهذا ما سنتحدث عنه لاحقاً. المنهج اللغوی الذی وإن کان ضروریاً لتفسیر القرآن ، إلاّ أنه ابتعد عن التفسیر لیکون مجرد منهج لغوی وروائی هادف إلی إحکام الطوق علی المفردات القرآنیه، ویمکن أن نجد هذا الحال عند الطبرسی فی مجمع البیان ، إذ هو اهتم کغیره من المفسرین اللغویین اهتماماً کبیراً بمدلولات الألفاظ ومفرداتها ، وفی سرد آراء اللغویین (الطباطبائی، 1390: 1/13). منهج الشیخ عبد الرحمن حبنکه: القیمه العلمیه لهذا التفسیر لقد وضع الشیخ رحمه الله ضمن قواعد التدبر الأمثل قاعده تتعلق بهذا الأمر، بین فیها موقفه وما ینبغی علی المفسر اتباعه وتوظیفه عند تدبره الآیات التی تحتوی علی تلک الإشارات العلمیه، ویتلخص موقفه فیما یلی: 1- وجوب فهم النص أو النصوص القرآنیه بمقتضی الحقائق العلمیه التی ثبتت بأدوات ووسائل البحث العلمی الإنسانی ثبوتا قطعیاً. 2 - الفرضیات العلمیه التی لم یقل العلم فیها کلمته الأخیره القطعیه یمکن أن یفسر النص القرآنی بمقتضاها ضمن ضوابط التفسیر، ولکن دون جزم ولا قطع، ویبقی الباب مفتوحاً لاحتمالات فهم النص المتعدده. 3- لا یجوز تطویع النصوص القرآنیه واکراهها بتأویلات متعسفه لتوافق القضایا العلمیه التی لم تثبت، أو لا یمکن فهمها بمقتضی قواعد فهم النصوص العربیه، وعلی متدبر القرآن أن یحذر من الانزلاق فی الم ا زلق الخطره التی تجر إلی فهم کلام الله علی غیر ما أذن الله به فی تدبر قرآنه (حبنکه، 1361: 1/550). وقد ظهر اعتناؤه بتفسیر الموضوعی علی أکثر من اتجاه، الأول هو عند حدیثه عن السوره ککل ورسم صوره لها تکون محور السوره ومحورها، ففی کل سوره یعطی لمحه موجزه عن السوره، فیحدد موضوعها أو موضوعاتها التی تحویها والارتباط بینها، وبیان الأسالیب التی اتبعتها السوره فی عرض موضوعها أو موضوعاتها، ومن ثم تقسیم السوره إلی دروس تعطی صوره مجمله عما تتضمنه من أفکار. أما الثانی فهو المتمثل فی تحدید موضوعات معینه وجمع الآیات القرآنیه التی تشترک فی بیانها والحدیث عنها، ومن ثم د راستها وفق المنهجیه الموضوعیه فقد بدا ذلک واضحاً فی منهج الشیخ. ومن ذلک ما فعله فی الملحق الثانی من سوره النجم بعنوان: "حول معالجه المشرکین بشأن عقیدتهم فی الآیات القرآنیه التی تشترک فی بیانها والحدیث عنها، ومن ثم الملائکه" فقد أورد المعالجات وفق ترتیب النزول فی القرآن ثم تلخیصها بعد ذلک فی عناصر متنوعه مبینًا عناصر المعالجه لهم (محمد النصیرات، 2013: 67) ومن ذلک أیضًا ما فعله فی الملحق الثانی من نفس السوره حول "سیاسه الداعی فی أحوال المدعوّ الذی لم یستجب (حبنکه، 1980: 5/15) وغیرها، وأکثر هذا یظهر فی ملحقات السور. وأما الثالث والأخیر فهو الذی یعنی بتتبع لفظه معینه واستخدام القرآن لها، وهذا یدل علی اهتمام الشیخ بهذا الأمر، ) مثل تتبعه لکلمه الص ا رط عند تفسیره لسوره الفاتحه (المصدر السابق، 4 / 422) وکتتبعه للفظ "الریاح" فی سوره المرسلات حیث تتبع فی القرآن کله مبینًا ما یمیز کل نص وأمثله ذلک کثیره. اهتم حبنکه به مسئله التربیه فی تفسیره قائم علی سنه التدرج ومراعاه حال المخاطبین فی التعلیم والتربیه، مع ملاحظه أن الاقتضاء الفکری لا یمنع من تأخیر البیان والتبلیغ مراعاه للاقتضاء التربوی الذی ینبغی أن یقوم علی أسلوب التدرج الحکی
بررسی تطبیقی سیرهای تجدید در روش های تفسیری ابن عاشور و علامه طباطبایی در دو کتاب آنها (التحریر والتنویر والمیزان)
نویسنده:
پدیدآور: محمد نهاد خلیل خلیل استاد راهنما: أحمد الأزرقی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در مسیرهای تفسیر و روش های آن مشخص شده است.ببین آنچه در مورد تحقیق و مطالعات تفسیری و روش شناختی نوشتم می بیند که از تألیف در کتب تفسیری و نیز در سایر کتاب ها و روش های تفسیری در دانشگاه کمک شایانی کرده است. در عین حال با ایرادات فراوانی همراه بود که برخی از آنها به مسیرهای تحلیلی و توصیفی نوشته ها محدود می شددر تفسیر قرآن و روش‌های آن بدون شناسایی تفاوت‌ها از نظر سازگاری و تفاوت روش‌ها و منابع تفسیری که مشکل تحقیق ما در تعادل یا مقایسه بین دو رویکرد و تفسیر معاصر است که نیاز به برخوردهای انضباطی دارد. به دلیل ضعف در برخی از سایت های تفسیر برای جلوگیری از مشکل عدم وجود چنین مطالعاتیبین مفسران معاصر مدارس جبهه و عموم رویکرد پژوهش در جست‌وجوی و آشکار کردن معانی آیات قرآن و تفاوت‌های تفسیری مفسران (طباطبایی و ابن عاشور) است که از طریق آنچه مفسران در هدف پژوهش تجسم یافته‌اند. تا در تبیین معانی آن متون قرآنی با تکیه بر توازن میان آراء و روش بررسی و استنباط و بررسی آنها از طریق تحلیل آنهابرای متون قرآن کریم بر این اساس، اهمیت این پژوهش مبتنی بر تبیین معانی متن قرآنی و ایستادگی بر آنچه مفسران نزد دو عالم (طباطبایی و ابن عاشور) چه در یک آیه و چه در یک متن و برجسته ساختن آنها است. و سپس توازن آراء آنها و در نظر گرفتن آنها با اشاره به نزدیکترین استنباط به معنای آیات. و اما آنچه در این پژوهش جدید است، شامل دانشکده های تبیین و تجدید است که مطالعات تفسیری کمتر به تبیین و برون یابی ظرایف تبیینی بین دو رویکرد و تفسیری که برای مکتب جمهور و امامیه اهمیت فراوانی دارد، پرداخته است.بر این اساس، روش مطالعه در این پژوهش، بررسی روش توصیفی تحلیلی است که تعادل بین دو ایده از دو جهان را به همراه داشت.در مورد نتایج تحقیق برای این تحقیق، محقق به نتایج بسیاری رسیده است که برجسته‌ترین آنها این است که عالم طباطبایی و محقق ابن عاشور دارای علم تبیینی متفاوت از سایرین هستند.
بررسی تطبیقی اصول و روش های تربیت معنوی از دیدگاه علامه طباطبایی و سید قطب در تفاسیر المیزان و فی ظلال القرآن
نویسنده:
پدیدآور: زینب میری استاد راهنما: سید محمد اسماعیلی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در بررسی بینش سیدقطب نیز در می‌یابیم که، یکی از اساسی‌ترین نکاتی که سید قطب در مقوله تربیت بر آن تأکید دارد، واقع‌گرایی تربیت قرآنی است. او می‌گوید: «اسلام مکتب واقعی و حقیقت‌گرای زندگی است ‌و بر ایده‌های واهی خشکی که در قالب ‌نظریه‌ها ارائه می‌گردند، متّکی و استوار نمی‌باشد. اسلام با زندگی بشریت ـ‌چنان که هست ـ روبرو می‌شود و آن را با همه مانع‌ها و جاذبه‌ها و ظروف و انگیزه‌ها و آمیزه‌های واقعی در می‌یابد. زندگی بشریت را در می‌یابد تا آن را حقیقتاً رهبری کند و در دنیای واقعیات در آن واحد به سیر و ارتقا رهنمون گردد. با راه ‌حل‌های عملی و قابل اجرا پذیرای زندگی بشریت می‌گردد؛ راه‌حل‌هایی که پاسخگوی واقعیات و حقایق حیات انسان‌هاست‌. نه اینکه در دنیای رؤیاها به پرواز درآید و بر بال خیال بنشیند و تنها به چیزهای خواب‌گونه بیندیشد و بپردازد که ربطی و سودی به واقع حیات و حقیقت زنـدگی ـ آن گونه‌که هست ـ ندارند.» مطالب فوق تنها گوشه‌ای از اصول تربیت معنوی از دیدگاه دو مفسر بزرگ است. در این مطالعه درصدد بررسی تطبیقی اصول و روش های تربیت معنوی از دیدگاه علامه طباطبایی و سید قطب در تفاسیر المیزان و فی ظلال القرآن می‌باشیم.
بررسی آیات رضوان در قرآن از دیدگاه علامه طباطبایی و میبدی
نویسنده:
پدیدآور: فاطمه خسروی زنجانی استاد راهنما: رحیم آقاعلی استاد مشاور: حسین رحمانی تیرکلایی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
همواره انسان در پی یافتن شادی و نشاط و آرامش قلبی بوده است تا بتواند با طیب خاطر روزگار بگذراند. در تعالیم الهی و متون روایی نیل به این خواسته فقط با جلب رضایت پروردگار میسّر خواهد بود. مقام رضوان یکی از برترین مقام‌های عرفانی است که از بهشت برین و جنات عدن نیز باارزش‌تر توصیف شده است، برتر بودن این مقام از نعمت‌های بهشتی بدین سبب است که منشا همه تفضّلاتی است که نصیب مومن می‌شود. رضوان به معنای رضایت وخشنودی خداوند از انسان نعمتی معنوی است که حالتی روحانی در شخص ایجاد می‌کند که لذّت و موهبت آن وصف‌ناپذیر است. یکی از راه‌های وصول به این مقام درک مقام رضاست، اگر بنده به تقدیر الهی رضا دهد، به مقام رضوان و رضایت الهی دست می‌یابد. از آنجا که دست یافتن به بطن آیات قرآن نیاز به شرح و تفسیر دارد، از دو کتاب تفسیر از علمای بزرگ تفسیر و عرفان مدد جستیم و از دیدگاه ایشان آیات را درباره مقام رضوان مورد بررسی قرار دادیم. در آثار تمام عرفای متقدم و متأخر درباره مقام رضا مطالبی آمده است، با توجه به این‌که امامان معصوم علیهم السلام همه مورد خطاب آیه شریفه «یا ایتها النفس المطمئنه...» بوده‌اند، برای رسیدن به این طمأنینه و آرامش قلبی باید از تعالیم آن بزرگواران بهره جست. این پایان‌نامه با هدف درک عمیق معنای رضوان و چگونگی دستیابی به این مقام والای عرفانی از طریق تحقیق تحلیلی-توصیفی انجام شده است. در این پژوهش برای رسیدن به این امر مهم ابتدا به معنای لغت رضوان در قرآن و واژه‌های همنشین و جانشین پرداخته و سپس به شرح راهکارهای دستیابی به این مقام مبادرت نموده است. دراین مسیر الهام بخش و پرخطر عوامل محرومیت از رضوان الهی نیز شرح داده‌ شده است، امیدوارم پژوهش حاضر مورد استفاده رهروان طریق قرب وتعالی روحی وفکری قرار گیرد.
نقد و بررسی نظریه کنش متقابل نمادین و ارائه نظریه بدیل با تاکید بر دیدگاه‌های علامه طباطبایی و آیت الله جوادی آملی
نویسنده:
پدیدآور: عبدالحسن بهبهانی‌پور؛ استاد راهنما: سید حسین شرف الدین ؛ استاد مشاور: قاسم ابراهیمی پور
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
کنش متقابل اجتماعی موضوع علوم اجتماعی است و متفکران علوم اجتماعی همواره درگیر مسائل مرتبط با انسان و کنش‌های وی بوده و هستند. ازاین‌رو برای آنان بسیار اهمیت دارد به نظریه‌ای دست یابند که بتواند بیشترین توفیق در تفسیر انواع کنش‌های اجتماعی را رقم زند. در این راستا متفکران غربی در قالب رویکردها و دیدگاه‌های مختلف تلاش‌های علمی و آثار مهمی ازجمله نظریه کنش متقابل ارائه کردند که ریشه در مکاتب فلسفی متعددی دارد و جامعه‌شناسانی چون: هربرت مید، گافمن و کولی تئوری پرداز آن بوده‌اند. بر اساس این نظریه انسان‌ها با یادگیری معانی و نمادهای مختلف قابلیت تفکر پیداکرده و با انتقال این معانی و نمادها به دیگران به کنش و کنش متقابل می‌پردازند. بر این نظریه نقدهای جدی وارد هست، و نمی‌توان به وسیله آن به تفسیر عمیقی از کنش اجتماعی دست‌یافت. این پژوهش درصدد برآمد تا بر اساس روش تحلیلی منطقی، ابتدا به‌نقد و بررسی این نظریه بپردازد؛ سپس برای دستیابی به نظریه تفسیری کامل‌تر از دیدگاه‌های تفسیری علامه طباطبائی (ره) و شاگرد مبرزشان آیت‌الله جوادی آملی بهره ببر. برای استنباط نظریه تفسیری، نخست تلاش شد با بررسی مبانی معرفتی، گرایشی و نگیزشی کنش انسانی این دو مفسر امکان ارائه نظریه کامل‌تر در تفسیر کنش اجتماعی اثبات و ظرفیت تفسیری متفاوتی که مبانی تفسیری و حِکَمی آن دو در خود دارند؛ نشان داده شود. در مرحله دوم کار استنباط نظریه برای تفسیر کنش اجتماعی متقابل بر اساس میراث فکری آن‌ها دنبال شد. ابتدا به تحلیل کنش و عوامل و زمینه‌های شکل‌گیری آن پرداخته شد، سپس بر اساس تحلیل یاد شده، دو مدل کنش ارائه داده شد. مدل اول عبارتست از: شناخت + میل+ اراده= کنش. و مدل دوم: میل + اراده= کنش. سپس به بیان تفسیر کنش در چهار مرحله پرداخته شد،که عبارت‌اند از: مراجعه به کنش‌گر، مراجعه به مفسر و فرهنگ جامعه، بررسی پیامدهای کنش و نقد کنش. این عمده تلاشی است که در راستای استنباط نظریه تفسیری انجام داده شده است؛ و در این میان وجوه امتیاز این نوع تفسیر بر نظریه کنش متقابل غربی‌اش نیز روشن گردید.
بررسی تطبیقی وجوه اعجاز قرآن از دیدگاه علامه طباطبایی و متولی الشعراوی
نویسنده:
پدیدآور: کوثر المحنه استاد راهنما: روح الله محمدی استاد مشاور: روح الله محمدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تشریح ابعاد مسأله، بیان ضرورت، کاربرد و هدف آن) علوم قرآنی، علومی است برای فهمیدن و شناخت هرچه بیشتر و دقیق‌تر قرآن، از این جهت می توان ضرورت وفایده بحث در علوم قرانی را مطرح کرد که تا این مسئله به طور کامل شناخته نشود وکلام الهی بودن قران اثبات نگردد پیگیری محتوای این معجزه الهی خالی از اشکال نیست. به همین خاطر شناخت دقیق این علوم برای هر مفسر ومحقق قرانی لازم است. باید به این نکته اشاره کرد که از همان ابتدای نزول قران بحث درباره قرآن کریم و شناخت مسایل مختلف پیرامون آن در طول تاریخ توسط بزرگان و دانش پژوهان مطرح بوده که ثمره ی انها اثار گران بهایی است که به یادگار مانده است. این موضوع توجه ویژه قران پژوهان فریقین -اعم از دانشمندان علوم قرانی ومفسران -را به خود معطوف داشته واز جهات مختلف دارای اهمیت واعتبار است. به طوری که از قرون اولیه اسلامی ،مفسران ودانشمندان مسلمان به تحقیق در وجه اعجاز قران همت گمارده و وجوه مختلفی را با مصادیق وشواهد قرانی ذکر کرده اند .بعضی از این وجوه بر جنبه های لفظی وبلاغی تاکید دارد همانند: فصاحت وبلاغت ،اسلوب ونظم وبرخی دیگر به جنبه های معنوی همچون : اشتمال بر معارف وحقایق عالی وهدایت وراهبری بشر. از انجا که در مساله وجوه اعجاز قران آراء ونظرات گوناگونی وجود دارد تا آنجا که برخی تنها یک وجه را پذیرفتند وبرخی دیگر تا هشتاد ویک وجه ذکر کرده اند در این میان می توان به دو اندیشمند بزرگ ومعاصر شیعه علامه طباطبایی که تفسیر المیزان ایشان از جمله مهمترین منابع پژوهشگران عرصه دین و به گفته ی برخی دایره المعارف بزرگ شیعه وحتی اسلام است. و دیگری سنی اشعری مذهب متولی الشعراوی که در پرتو ارائه بحث های توضیحی قران، به مباحث ادبی ولغوی مانند بقیه تفاسیر نمی پردازد، اشاره کرد. هر یک از این دو بزرگوار مفصل در این بحث دامنه دار وکهن قرآنی قلم زده و ارائه نظر داشتند. علامه مفصل ذیل آیات مربوط به اعجاز در تفسیر المیزان و شعراوی علاوه ذیل آیات در تفسیرش، کتابی مستقل در باب اعجاز با عنوان معجزه القرآن در 10 جلد بحث کرده اند. البته بنیاد علمی و فکری علامه طباطبایی با تکیه بر نظرات علامه در تفسیر المیزان کتابی با عنوان اعجاز قرآن به رشته تحریر درآورده است. از این رو می توان گفت که هر یک کتابی مستقل در بحث اعجاز قرآن نگاشته اند که حاوی نظرات ایشان درباره ابعاد مختلف اعجاز قرآن است. علامه طباطبایی به عنوان دانشمند و مفسر نوگرا که بنای استوار تقسیر قرآن به قرآن را احیا و بازسازی کرد و دیگری متولی الشعراوی در اهل سنت که در تفسیر ساده و روان قرآن سرآمد است. این گزینش شاید بتواند از دید دو مفسر با گرایش های متفاوت اعجاز را تشریح نماید. با توجه به این که هنگام بررسی اراء اندیشمندان تطبیق و مقایسه، کاری بس ارزشمند و سود بخش است واز انجا که در برخی نقاط افتراق ودر برخی نقاط اشتراک سبب شناسایی گزاره های جدید می گردد. از این رو، این پژوهش در پی آن است که با رویکرد مقایسه ای به بررسی تطبیقی وجوه اعجاز قران از دیدگاه این دو مفسر بپردازد.
نقش سیاق در تفسیر قرآن از منظر علامه طباطبایی و فخر رازی (بررسی موردی سوره‌های طواسیم)
نویسنده:
پدیدآور: حسین علی هلیل هلیل
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
پژوهشگر در این پژوهش از سیاق به عنوان یکی از مهم‌ترین اصول علم تفسیر سخن گفته است. این امر از طریق بررسی تحلیلی تفسیر سوره‌های طواسیم نزد علامه طباطبایی و فخر رازی صورت گرفته و پژوهشگر کوشیده است معنای سیاق را در لغت و اصطلاح نزد مفسرین و علمای اصول و نیز اهمیت آن را نزد مفسرین تبیین کرده و انواع سیاق را معرفی نماید. بنابر یافته‌های پژوهش سیاق‌های نحوی، دلالی و شأن نزول نسبت به دیگر سیاق‌ها از حضور پررنگ‌تری برخوردارند. پژوهشگر در این پژوهش به نتایج متعددی دست یافت که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از: هر دو عالم در به کارگیری این سه سیاق اشتراک دارند، اما میزان به کارگیری آن‌ها به ویژه در دو سیاق نحوی و دلالی متفاوت بوده است. اما سیاق شأن نزول توسط علامه طباطبایی برای فهم غرض اصلی سور مورد استفاده قرار گرفته است. مثلا در سوره شعراء برای تسلی‌بخشی به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و در سوره نمل برای بشارت و انذار و در سوره قصص برای ارائه وعده‌های زیبا به مؤمنان به کار رفته است در حالی که فخر رازی از سیاق شأن نزول برای بیان اهدافی دیگر در این سور همانند، حسن توکل به خدا و عدم بدبینی و بازداشتن از پیروی از هوای نفس استفاده کرده است.
تبیین الگوی ارتباط میان معلم و شاگرد مبتنی بر دیدگاه علامه طباطبایی (ره) در معرفت النفس، با نظر به اجتماعیات
نویسنده:
پدیدآور: لیلا حسین زاده عمرانی استاد راهنما: مرضیه عالی استاد راهنما: مرضیه عالی استاد مشاور: مهدی سپهری استاد مشاور: مهدی سپهری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در این پژوهش نظری-کاربردی که روش تحقیق آن تحلیلی-استنتاجی می‌باشد، بر اساس دیدگاه علامه طباطبایی در معرفت النفس و با نظر به اجتماعیات، به راه‌حل مسئله رابطه شیء انگار و غیر صمیمی میان دو رکن اصلی مدرسه یعنی معلم و شاگرد که منجر به ازخودبیگانگی و فردگرایی دانش آموزان گردیده است، پرداخته شد که این مهم، از جنبه‌هایی ست که در تحول آموزش‌وپرورش بسیار مؤثر بوده و باید مورد توجه قرار گیرد. ازاین‌رو، جهت تبیین الگو یا صورت‌بندی نظری این ارتباط، ابتدا بر اساس دیدگاه علامه طباطبایی به مبانی نظری و پیش انگاره‌های فلسفی حوزه‌های «معرفت النفس»، «من انسانی» و «نسبت معرفت النفس و اجتماعیات» و همچنین «رابطه معلم و شاگرد» بر اساس دیدگاه‌های مختلف، پرداخته شد و سپس مفاهیم بنیادین در ارتباط میان معلم و شاگرد بر اساس «معرفت النفس» و «نسبت معرفت النفس و اجتماعیات» از دیدگاه علامه طباطبایی به روش توصیفی-تحلیلی به دست آمد که شامل انگاره‌های «توجه نفس»، «نفی خواطر و تمرکز ذهن»، «من شامل جمع»، «استکمال جمعی» و «اخلاق توحیدی جمعی (اخلاق تشکیلاتی)» می‌باشد و در ادامه، رابطه معلم و شاگرد در مدرسه و کلاس درس بر اساس آن‌ها تحلیل گردید. درنتیجه، در فصل چهارم نیز، اصول و روش‌های ارتباط میان معلم و شاگرد مبتنی بر دیدگاه علامه طباطبایی در معرفت النفس با نظر به اجتماعیات، از مباحث فصل‌های دوم و سوم، استنتاج گردید که شامل هدف غایی «تربیت انسان توحیدی» و 6 هدف میانی، 25 اصل ارتباطی و 25 روش ارتباطی می‌باشد که سعی شد روش‌ها یا مثال‌هایی که برای آن‌ها آورده می‌شود،کاربردی ارائه گردد تا برای معلمان نیز مفید بوده و صرفاً مفاهیم کلی مطرح نشده باشد.
  • تعداد رکورد ها : 4193