جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 4193
الاقوال والاراء المرجحه عند سعید حوی فی تفسیر الاساس وعلامه الطباطبائی فی تفسیر المیزان - دراسه مقارنه
نویسنده:
پدیدآور: حیدر سامی عبید؛ استاد راهنما: صاحبعلی اکبری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
فإنّ العلوم وإن تباینت أصولها, وتنوعت أبوابها, وتغایرت مسائلها, فهی بأسرها مهمه, إلا أن أعلاها قدراً وأسماها معنیً وأوضحها سبیلاً وأصحُّها دلیلاً وسنداً, هی العلوم الدینیه الشرعیه, ومَنْ رام الشرف والعزه والرفعه فی الدنیا والآخره, فلیُقبِل علی کتاب الله تعالی تلاوهً وتدبراً وفهماً وعملاً, لأنّ العلم یُشرف بشرف موضوعه. وإنّ هذه العلوم الشرعیه وإنْ کانت تتعاظم شرفاً, فلا شک فی أنّ علم التفسیر أعلی العلوم وأفضلها, وأشرفها ذکراً, وأرفعها قدراً وأعظمها أجراً, لذلک فإنَّ أولی ما یتنافس فیه المتنافسون, ویشتغل به المشتغلون, هو کتاب الله(عزوجل) تعلماً وتعلیماً, فهو المعجزه الباهره والحجه القاهره, لا تنتهی عجائبه, ولا تنقضی غرائبه , ولا یشبع منه العلماء. ولقد هیأ الله لکتابه رجالاً أوقفوا حیاتهم علی حفظهِ وتأویله، وأفْنوا أعمارهم فی معرفه معانیه وتفسیره، واستفرغوا جهدهم فی تَعَلُّمِهِ وتعْلیمه، فحفظ الله بهم کتابه ودینه، حتی غَدَا کتاب الله مُیَسَّراً لکلِّ راغب، ومذلَّلاً لکلِّ طالب. والقارئ لکتب التفسیر یجد أنّ الکثیر من الآیات تحتمل أکثر من قول، وهذه الأقوال التی تَرِد فی التفسیر متفاوته فی القوه، ومختلفه فی المعنی، والدارس للتفسیر یحتاج للتمییز بین هذه الأقوال، ویحرص علی معرفه الصحیح من الضعیف، والراجح من المرجوح، کما أنه یبحث عن الأقوی من الأقوال، والأقرب إلی المراد لیقدمه علی غیره، ومن هنا کانت الحاجه ماسَّه لدراسه الترجیحات والاختیارات، التی توصل إلیها المفسرون، عن طریق البحث فی الأدله التی استند إلیها المفسرون فی أقوالهم، وترجیح القول الذی یکون دلیله هو الأقوی والأنسب بین الأدله الوارده، ویقدمه علی غیره من الأقوال فی المسائل التفسیریه المطروحه . وأبرز من اشتمل تفسیره علی تلک الاختیارات والترجیحات، الشیخ سعید حوی فی تفسیره (الأساس فی التفسیر)، فقد خلّف هذا المفسر(رحمه الله) میراثاً تفسیریاً کبیراً وعلماً شرعیاً واسعاً, نهلتْ واستفادتْ منه الأجیال المتتابعه من بعده, إذ یُعد مجدداً ومفکراً إسلامیاً فی عصره، جمع فنوناً عدیده, فقد عرض فی تفسیره أسباب النزول, والقراءات, والمکی والمدنی, والحدیث, والأحکام الفقهیه, والإعجاز، واللغه والإعراب, واستشهاد بأشعار العرب, وکذلک تمیز بالتطرق للوحده الموضوعیه بین الآیات والسور والمناسبه بینهما، فقد کان مفسرا, وفقیهاً بارعاً, وقد ظهر کل ذلک فی تفسیره, کما سنری فی منهجه فی تفسیره. ویُعدُّ هذا التفسیر من أبرز ما تمخض من علمه ومعرفته ومیراثه الفکری الشرعی، فهو حلقه من سلسلته التی ألفها، والتی اشتملت علی( الأساس فی الفقه، الأساس فی العقیده ، الأساس فی التفسیر).
تعـارض اتمیزم فیزیکـی با نظریـۀ ارسطویـی صـورت: نقـد راه‌حـل علامۀ طباطبایی
نویسنده:
علیرضا نوروزی ، مهدی عظیمی ، حسین نجفی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اتمیان باستان اجسام را مرکّب از ذرّات بسیار ریز، غیر قابل مشاهده و نابسودنی به نام «اتم» می‌انگاشتند که هر جسمی به آنها تجزیه می‌شود. ارسطو در مقابل، تجزیۀ فیزیکی جسم را ردّ کرده، و به‌جای آن قائل به تجزیۀ متافیزیکی از ماده و صورت شد. بیشتر فلاسفه به راه ارسطو رفتند، درحالی‌که که فیزیک جدید با تحقیقات مبتنی بر مشاهده، جانب اتمیزم را می‌گیرد. این نوشتار درصدد صحت‌سنجی راه‌حلی است که علامۀ طباطبایی برای دفع تعارض مذکور بیان نموده است، و اینکه در فرض استحالۀ جمع میان دو نظریه، باید جانب کدام مکتب را گرفت. تحقیق حاضر با روش تحلیل مفهومی، گزاره‌ای و سیستمی به حلّ این مسائل می‌پردازد. به نظر می‌رسد راه‌حل علامه موجب تخریب و ناکارآمدی نظریّۀ «صورت» می‌شود. از نظر ارسطو، صورت، تمام حقیقت نوع است. لازمۀ این سخن آن است که صورت به سطح اتم، قابل فروکاهش نیست؛ زیرا هیچ اتمی به تنهایی تمام حقیقت جسم و بنیاد نوعیّت آن نیست؛ به عنوان مثال اتم یک «انسان» تمام حقیقت انسان را تشکیل نمی‌دهد.
صفحات :
از صفحه 205 تا 223
مقایسه تطبیقی تفسیر عرفانی امام‌خمینی(ره) و تفسیر علامه‌طباطبایی (با رویکرد عرفانی، کلامی و ادبی)
نویسنده:
حسن وهاب‌پور ، محمدحسین صائینی ، فرهاد ادریسی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
با توجه به شخصیت علمی، عرفانی و سیاسی حضرت امام خمینی­(ره) از یک سو و شخصیت علمی و عرفانی علامه طباطبایی از سوی دیگر، برآن شدیم که دیدگاه­های تفسیری این دو بزرگوار را به­صورت روش­شناسانه مورد واکاوی و بررسی قراردهیم. دعوت به قرآن و بازگشت به این کتاب آسمانی ، چیزی است که در تفسیر و دیدگاه­های این مفسران به­خوبی منعکس­شده­است. روش تحقیق مقاله، براساس نوشته­ها و سخنرانی حضرت امام دربارۀ سوره حمد بوده که به­صورت تطبیقی با المیزان، مورد بررسی قرارگرفته­است. با تبیین دیدگاه­های امام خمینی­(ره) و علامه طباطبایی، اولاً جامعیت تفسیری در اقوال ایشان و روش­مندی و قرآن­گرایی ایشان معلوم­گشته و ثانیاً اهمیت قرآن در جهت­دهی به زندگی اجتماعی و فردی این بزرگوارن روشن­می­گردد و در نهایت با اسلوب تفسیری مستنبط از آراء ایشان، می­توان به تفسیر دیگر آیات پرداخت. از دیگر نتایج مقاله می­توان به شناخت منهج، گرایش و صبغه تفسیری امام خمینی(ره) و علامه طباطبایی اشاره­نمود که در تفسیر امام خمینی گرایش عرفانی به­وضوح دیده­شده ولی در تفسیر المیزان گرایش فلسفی مفسر ظهور و بروز دارد.
صفحات :
از صفحه 249 تا 266
داستان های قرآنی بین رئالیسم و نمادگرایی بررسی تطبیقی آرای محقق محمد حسین الطباطبایی و محمد احمد خلف الله
نویسنده:
پدیدآور: رونق فائق حمید البدراوی استاد راهنما: محمد طاهری استاد راهنما: مواهب صالح مهدی الخطیب
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
عنوان تحقیق ما قصص قرآنی بین واقع گرایی و نمادگرایی است، بررسی تطبیقی بین آرای محقق محمد حسین الطباطبایی و محمد احمد خلف الله، سه فصل، فصل اول شامل مقدمه دو محور است که دانشکده ها هستند. و مفاهیم فصل دوم آرای دکتر احمد خلف و آرای علامه طباطبایی در واقع گرایی داستان قرآنی را نشان می دهد. واقع گرایی داستان از دیدگاه احمد خلف این است که قرآن کتاب تاریخ نیست، تاریخ از اهداف آن نیست و اگر به متن قرآنی بپردازیم و آن را یک متن ادبی بدانیم. نه تاریخی، از آنچه ما شبهه می دانیم و آنچه با شبهه است از ما دوری می کند و اگر آن را نوعی هنر و ادبیات بدانیم فارغ از واقعی بودن یا تخیلی بودن داستان ها، اما در استخراج می توان به آن تکیه کرد. ارزش‌های اجتماعی، اخلاقی و روان‌شناختی، آن‌گاه مانند ضرب‌المثلی است که تنظیم شده باشد و مخالف نباشد و به صدق ضرب المثل توجه نشود، اما اهمیت ضرب المثل در خطبه‌ها دیده می‌شود و بر این اساس داستان دینی یکی است. از رنگ‌های داستان‌های ادبی و آنچه برای داستان‌های ادبی اتفاق می‌افتد به دنبال آن است، حتی اگر این رویکرد را دنبال می‌کردیم، در را به روی کسانی که قرآن می‌خواهند و کسانی که آن را به دروغگویی متهم می‌کنند، می‌بستیم. داستان های وارد شده در آن را نباید حقایق و تاریخ پیامبران دانست.احمد خلف داستان ها را به دو دسته تاریخی، نمایشی و اسطوره ای تقسیم کرد.در مورد محقق معتقد است که قرآن کتاب تاریخی یا خیالی نیست. روزنامه عزیز و اینکه داستان قرآنی به دلیل اینکه جزء قرآن کریم است و آیینه واقعیت است درست و واقعی است و طبق موازین و قواعد تفسیری داستان ها را به بازنمودی و تاریخی تقسیم کرد. در مورد فصل سوم، نظر احمد خلف الله و علامه طباطبایی را در مورد نمادگرایی داستان قرآنی نشان دادم که از نظر احمد خلف الله، گفتمان روایی قرآنی با الگوهای هنری مبتنی بر ادبیات ادبی همراه بود. تصویری برای جلب توجه و تخیل گیرنده، اعمال و تجربیات روح انسان را به صورت صحنه های زنده و پر جنب و جوش به تصویر می کشد. هدف اساطیری این است که اهداف را به ذهن ها نزدیک کند که قرآن حاوی اسطوره ها و آنچه در آنها از دروغ است. حوادث خیالی، زیرا محتوای آن را در پرتو ذهنیت خرافی و ذهن بدوی آنها متوجه اعراب می کرد. این داستان ممکن است برای به تصویر کشیدن یک واقعیت روانی ارائه شود و برای مشرکان جنگ اعصاب بود - اینکه متن قرآن حاوی آزادی هنری است که به صداقت ذهنی یا به تصویر کشیدن واقعیات به شیوه ای صادقانه محدود نمی شود. اما متوجه می‌شویم که گاهی قرآن می‌گوید چه اتفاقی نیفتاده است و منابعی که داستان‌های قرآنی بر آن تکیه کرده‌اند، داستان‌هایی است. در مورد حقایق تکوینی مانند داستان آدم علیه السلام چون افسانه ای نیستند یکی از نتایج آن این است که داستان های قرآن را نمی توان در ژانر داستان های ادبی دسته بندی کرد، حتی اگر داستان های آن شامل داستان های ادبی باشد. فرمول های ادبی، چون متنی مقدس است که به دروغ نمی رسد، دارای ویژگی زبانی است که از محدودیت های زمانی و مکانی فراتر می رود.
مقایسه تحلیلی درباره اندیشه های اقتصادی و اجتماعی محمد حسین طباطبایی و فردریک هایک پیرامون عدالت
نویسنده:
پدیدآور: مهدی براتی؛ استاد راهنما: وحید مقدم
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
عدالت به ساده‌ترین مفهوم یا تعریفی که می‌شود بیان کرد اصلی است که مردم آنچه شایستگی آن را دارند دریافت کنند. عدالت موضوعی است که از مدت‌ها قبل ذهن و تفکر بسیاری از‌اندیشمندان را به خود مشغول کرده است موضوع عدالت در دهه‌ها و سال‌های اخیر به عنوان یک موضوع مهم برای بسیاری از‌اندیشمندان در حوزه‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به حساب آمده است به طوری که در سال‌های اخیر‌اندیشه و دیدگاه‌های جدیدی در زمینه عدالت مطرح شده است (داداش پور، 1394). از زمان شکل‌گیری تمدن‌ها، شهر‌ها دارای چالش‌های فراوانی بوده‌اند که از مهمترین آن‌ها می‌توان به ناامنی، استثمار و دادن وعده‌های فرصت آزادی به ساکنان اشاره کرد. در تقابل با این چالش‌ها، بحث عدالت در مفاهیم اجتماعی وارد شد. اساس نظریه‌های عدالت اجتماعی بر این است که نابرابری اقتصادی و اجتماعی جامعه بر همه ارکان‌های جامعه تأثیر زیادی دارد و می‌تواند جامعه را به مرز فروپاشی برساند (هاروی ، 1998). در حال حاضر اصلی‌ترین بحران‌های که در جوامع بشری وجود دارد ریشه در نابرابری اجتماعی و نبود عدالت دارد چنانچه پیامبر اکرم (ص) هم در این مورد می‌فرماید که «ملک و سلطنت با کفر باقی می‌ماند ولی با ظلم پایدار نخواهد بود». اگر تفاوت میان فقیر و غنی زیاد شود در حدی که مردم احساس محرومیت نسبی و یا بی‌عدالت توزیعی نمایند در آن صورت نظام اجتماعی و اقتصادی و حکومتی دیر یا زود دچار انحطاط خواهد شد (رفیع پور، 1377). در دین اسلام هم بحث عدالت از نظر دور نمانده و تعداد 29 آیه از قرآن مستقیماً درباره عدالت نازل شده و حدود 290 آیه دیگر هم در مورد ظلم که ضد عدالت می‌باشد نازل شده است پس حدود یک بیستم از قرآن یا به طور مستقیم یا به طور غیر مستقیم به این بحث اشاره شده است (صیاد نژاد، 1385). قرآن در آیه «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ »(حدید/25) هدف رسالت پیامبران را برپایی عدل و قسط دانسته و همه را به عدل و دادگری فرمان داده است و در آیه « وَلِکُلِّ أُمَّهٍ رَسُولٌ ۖ فَإِذَا جَاءَ رَسُولُهُمْ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَهُمْ لَا یُظْلَمُونَ »(یونس/ 47) صراحتاً قضاوت عادلانه پیابران میان انسان‌ها را گوشزد می‌کند (فخر زارع، 1398). قرآن عدالت در حوزه اقتصاد و معشیت، را اصلی مهم می‌داند، یکی از بارزترین صورت‌هایش در حوزه مالی و اقتصادی تأکید کرده و با تعابیر مختلفی مانند آیه 85 سوره اعراف بدان امر کرده است. از اموری که از آن روایات فراوان می‌شود پیدا کرد اهمیت عمل به عدالت است و همه امامان به آن امر کرده‌اند. مفهوم واژه عدالت در سخنان و سیره امامان با واژه حق و آبادانی گره خورده است و هر زمان درباره عدالت صحبت کرده‌اند آنرا وسیله رسیدن به سعادت دنیا و آخرت شمرده‌اند. امام علی (ع) نه تنها در گفتار درباره عدالت سخن گفتند بلکه در سیره آن امام هم به وضوح دیده می‌شد که خود گویای اهمیت فراوان عدالت و جایگاه آن در اقتصاد اسلامی است‌ایشان در روایتی عدل را سبب حیات و مایه رفاه و نشاط جوامع می‌داند یا در روایتی دیگر می‌فرماید هیچ چیز همانند عدالت سبب آبادانی شهر‌ها نشد. امام صادق هم در روایتی عدالت را از آبی که انسان تشنه به آن دست می‌یابد شیرین‌تر می‌داند یا در حدیثی دیگر عدالت را از عسل شیرین‌تر، از مسک نرم‌تر، از مشک خوشبو‌تر می‌داند. (یوسفی، 1395). مهم و اساسی بودن عدالت باعث شده که‌اندیشمندان زیادی به این مسأله بپردازند. در دیدگاه شهید صدرعدالت شرط اولیه رشد ارزش‌های دیگر است نظریه عدالت اسلامی، با توسعه منظر ورود به مقوله توزیع، آن را در گستره وسیع توزیع ثروت، از توزیع منابع مادی تولید تا توزیع ثروت‌های تولید شده شامل می‌شود تا بدین جهت با نگرش فرایندی و فعال به دستگاه توزیع، ریشه نابرابری را به شکل بنیادین بزداید. شهید مطهری عدالت را به معنی ایجاد امکانات مساوی، موزون بودن، رعایت حقوق افراد و دادن حق ذی حق به او و رعایت استحقاق‌ها در افاضه وجود می‌داند با بررسی آثار شهید مطهری می‌بینیم که‌ایشان برای عدالت منشآ اخلاقی و فطری قائل هستند. در میان متفکران و اندیشمندان اسلامی بی گمان علامه طباطبایی نقش وجایگاه برجسته ای و مهمی داشته است. اثر ارزشمند و گران بهای ایشان به نام المیزان فی تفسیر القرآن طیف وسیع تلاش های فکری او در موضوعات و علوم مختلفی هم چون فلسفه، تفسیر، منطق و عرفان، ما را با فردی روبرو می کند که به ادعای بسیاری جامع علوم زمان خویش بوده است علامه طباطبایی عدالت را به عنوان یک فیلسوف مسلمان حد واسط زیاده کاری و کم کاری می داند (طباطبایی، 1371). و این امر بدان معناست که به هر موردی از امور همان چیزی داده شود که سزاوار آن است، نه کمتر و نه بیشتر (حسنی فر، 1396). ایشان چنین عدالتی را از جمله مبانی اخلاق برتر می داند همچنین می توان گفت که علامه عدالت اجتماعی را در یکسان بودن انسان ها از جهت استفاده از یکدیگر، برابری انسان ها در مقابل قوانین اجتماعی و رعایت مصلحت اجتماعی و وجود محدویت های متقابل تعریف میکند (طباطبایی، 1371). نقش عدالت از نگاه علامه آن است که به طور مداوم هر توانی را به همان عملی وا میدارد که شایسته آن است . از دیدگاه علامه طباطبایی عدالت اجتماعی نجات دهنده انسان از اسارت استخدام و استثمار است و مهم ترین چیزی است که اجتماع انسانی را استوار و برقرار می کند چون سعادت شخص انسان بر صلاح ظرف اجتماعی که در آن زندگی می کند مبتنی است، بسیار سخت و دشوار است که فردی در جامعه فاسد، سعادتمند و رستگار شود بدین معنی که عدالت اجتماعی به برقراری و استواری جامعه می انجامد و استواری و اصلاح جامعه شرایط لازم را برای سعادت انسان فراهم می کند (طباطبایی، 1371).
مطالعه تطبیقی عصمت انبیاء و گستره آن در تفسیر المیزان طباطبایی و تفسیر فخر رازی
نویسنده:
پدیدآور: الهام رومیانی استاد راهنما: فاطمه قلاوند استاد مشاور: زهرا قلاوند
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی از مسائل مهم و بنیادی در حوزه تفکر کلامی مسئله عصمت انبیاء و ائمه (ع) بوده که علمای اسلامی هر یک به نوبه خود، به این امر مهم پرداخته‌اند، و با رفع شبهات وارده بر عصمت انبیاء وتبیین آیاتی که مبین صدور سهو و گناه از پیامبر است، وحی و گفتار و سیره این پیشوایان الهی را استوارترین راه هدایت، برای جامعه بشری معرفی نموده‌اند. این نوشتار با روشی توصیفی-تحلیلی و استفاده از منابع کتابخآن‌های در چهار فصل به بررسی مباحث مختلف در حوزه عصمت پرداخته است. علّامه طباطبائی معتقد است که «عصمت» ریشه در علم دارد و علم صورت حاصل در نفس است، حال آن که در مذهب شیعه و بر اساس آموزه‌های دینی، «عصمت» گستره وسیعی دارد و حجت الهی از بدو ولادت معصوم است و علاوه بر گناه و خطا، از سهو و نسیان نیز مصون است. در نتیجه به نظر می‌رسد سخن علّامه طباطبائی رحمه‌الله، با عقیده شیعه امامییه درباره عصمت قابل جمع نیست و سخن ایشان سهو و نسیان را در بر نمی‌گیرد. از نظر فخر رازی، ضروری است که پیامبران بعد از بعثت معصوم باشند. در عین حال، او عصمت قبل از بعثت را برای پیامبران لازم نمی‌داند. او معتقد است که پیامبران به صورت عمد گناه کبیره انجام نمی‌دهند، اما صدور گناه کبیره از آنان به صورت سهوی امکان دارد. او گستره عصمت انبیا را در چهار مسئله اعتقاد، تبلیغ و رسالت، احکام و فتاوی و افعال و سیرت می‌داند. او با تکیه بر برخی مبانی، مثل جبرانگاری عصمت؛ دلایل عقلی، مثل بداهت عقل؛ و دلایل نقلی، مثل آیه 23 سوره جن، عصمت انبیا را اثبات کرده است. همچنین او به شبهاتی که در این خصوص با توجه به برخی از آیات قرآن مثل آیه 87 سوره انبیا جلوه کرده پاسخ داده است.
التفات بلاغی در تفسیر المیزان علامه طباطبایی (مطالعه موردی سوره انعام)
نویسنده:
پدیدآور: مسلم علی حسین العکابی استاد راهنما: امیرجوان آراسته
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
پژوهش درباره قران کریم از جمله بهترین مطالعات و ارجمندترین پژوهش هاست و کتاب های متعددی به هدف تفسیر قران و بیان مباحث مختلف و امور دینی و دنیوی ذکر شده در ان نوشته شده است. در کنار این مقوله ها، مباحث لفظی و انچه که به اعجاز قران از این ناحیه مربوط است نیز مورد واکاوی قرار گرفته است. یکی از این کتابهای تفسیری «المیزان فی تفسیر القران» نوشته علامه محمد حسین طباطبایی است. در این نفسیر نکات بلاغی و لغوی زیادی مورد بررسی قرار گرفته است که بحث التفات هم از همین موارد است با علم به اینکه موارد التفات در قران بیشتر از مواردی است که علامه محمد حسین طباطبایی به انها اشاره کرده است و این یعنی علامه طباطبایی تعدادی از انها را برگزیده و در مورد انها بحث کرده است. در این رساله ترکیبی از مباحث قرانی و بلاغی ارائه شده است، چرا که تفسیر طباطبایی برپایه بیان معنای قرانی و ایجاد پیوند بین ان و معنای بلاغی است. انتخاب سوره انعام به عنوان نمونه برای بررسی موردی، از ان جهت بود که بحث التفات در ان مصادیق بیشتری دارد و به نوبه خود بیانی کامل از این ارایه را ارائه می دهد. این رساله با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی که به بیان معانی مختلف التفات در سوره انعام می پرازد، نشان داد که التفات در تفسیر المیزان بیشتر در ضمایر بوده است، زیرا در افعال و یا اسماء اشاره ای به التفات دیده نمی شود.
الدافعیه عند علماء النفس والعلامه الطباطبائی فی تفسیر المیزان (دراسه مقارنه)
نویسنده:
پدیدآور: نزار عیدان حمدان اعذی استاد راهنما: محمدحسین باقری‌فرد استاد مشاور: محسن داودآبادی فراهانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
نفس انسان یکی از مهم ترین موضوعات نزد روانشناسان و عالمان دین به شمار می رود و نظرات و تحقیقات در ماهیت و کارکردهای آن متفاوت است یکی از ابعاد مهم در روح انسان، انگیزه و میل محرکی است که انسان را به سوی هدف سوق می دهد. روانشناسان درباره عوامل و موانع انگیزش بحثهای زیادی در کتب خود مطرح نموده اند. علامه طباطبایی یکی از علمای دینی است که در تفسیر قرآن خود در ذیل آیات زیادی از قرآن و در قالبهای مختلفی اعم از عینی، داستانی و فلسفی به این مسئله پرداخته است. هدف اصلی این تحقیق بررسی عوامل و موانع انگیزش از منظر روانشناسان و علامه طباطبایی است که بصورت تطبیقی ارائه می شود. این تحقیق با روش تحلیلی- وصفی و با روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای انجام می شود. نتایج تحقیق نشان می دهد که روانشناسان بر روی عوامل جسمی و روانی دنیوی مثل خوراک پوشاک مسکن و ازدواج و نیاز به احترام در عوامل انگیزش تاکید دارند و علامه طباطبایی علاوه بر این عوامل به عوامل اخروی و محبت خدا نیز توجه ویژه ای دارد.
بررسی تطبیقی دیدگاه علامه طباطبای در سعادت بشر با دیدگاه مایکل پترسون در کتاب عقل و اعتقادات دینی
نویسنده:
استاد راهنما: روح الله روحانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
سعادت بشر همواره مورد توجه اندیشمندان مسلمان و غیر مسلمان بوده است، آنان درباره سعادت بشر مطالبی نابی پدید آورده اند؛ عالمه طباطبایی، اندیشمند مسلمان، یکی از آنان است که دربارهی سعادت انسان کاوشهای ارزندهای ارائه کرده است. از میان اندیشمندان غیر مسلمان، نویسندگان کتاب عقل و اعتقاد دینی )مایکلپترسون و همکارانش( نیز پژوهشهای شایستهای دربارهی سعادت بشر پیش روی خوانندگان قرار داده اند. برای مقایسهی دیدگاه عالمه طباطبایی و نویسندگان یادشده در مورد سعادت بشر، مسئلهای با این عنوان مطرح شده است: »دیدگاه عالمه طباطبایی و نویسندگان کتاب عقل و اعتقاد دینی درباره سعادت بشر چیست« با بررسی آثار عالمه طباطبایی درباره سعادت بشر و نیز با تحلیل مطالب کتاب عقل و اعتقاد دینی به صورت مقایسهای به سعادت بشر پرداخته شده است. در گرد آوری مطالب این پژوهش از روش کتابخانه ای به کار گرفته شده است، نگارنده با جمع آوری اطالعات و تحلیل و توصیف آنها در پی پاسخگویی مسئله یادشده برخاسته است. با توجه به بررسیهای انجام گرفته، این پژوهش به یافتههایی دست یافته است. از نظر عالمه طباطبایی به خیر وجودی که در آن قابلیتهای انسان به ظهور رسیده است سعادت گفته می شود، سعادت لذت پایداری است که با حیات پس از مرگ گره خورده است و بدون باور به آن، سعادت نهایی قابل دستیابی نیست. مایکلپترسون و همکارانش، سعادت را همان غایت نهایی دانسته اند که به حیات بشر معنا بخشیده است، این غایت نهایی تنها در حیات پس از مرگ قابل ظهور است و بدون باور به حیات پس از مرگ، خلقت بشر عبث محسوب شده است. انسان آفریده شده است که به وصال حق نایل شود. نایل شدن به سعادت بدون شناخت خدا و صفات او و ایمان امکان پذیر نیست. نتیجه ای که از این پژوهش به دست آمده، قابل توجه است، سعادت کمال و لذت پایداری است که فلسفهی وجودی بشر را تشکیل داده است و بشر همواره در پی کسب آن است، سعادت همان غایت نهایی بشر است که با دستیابی به آن به آرامش می رسد، این نکته هم در دیدگاه عالمه طباطبایی و هم از نظر نویسندگان کتاب عقل و اعتقاد دینی مورد تأکید بوده است. سعادت نهایی بشر مشروط به باور به حیات پس از مرگ و بقای روح است که از مشترکات دو دیدگاه محسوب شده است.
بررسی و تحلیل صدور کثیر از واحد از دیدگاه برخی نوصدرائیان (میرزا مهدی آشتیانی، امام خمینی، علامه طباطبائی و علامه مصباح) و آیات و روایات
نویسنده:
پدیدآور: سید عباس استاد راهنما: محمد رضاپور استاد مشاور: ابوالفضل کیاشمشکی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
تحلیل درباره کثرات وبحث از کیفیت حصول آنها یکی از مسائل مهمی است که پژوهشگران را از قدیم مشغول خود ساخته است. حکما درباره آن به عنوان صدور کثیر از واحد و نظریه فیض و عرفا تحت عنوان تجلی و ظهور بحث کرده‌اند. نوصدرائیان گرچه در بخش اعظمی از آراء خودشان از صدر‌المتألهین اتباع می‌کنند ولی درباره مبانی، بیان مسئله، ادله اثبات و رد شبهات این مسئله آنها ابتکاراتی هم دارند. این رساله کوششی است برای کشف این نکات و استفاده از آنها در باب خداشناسی، جهان‌شناسی و انسان‌شناسی. اصالت وجود، تشکیک در آن، قاعده الواحد، قاعده سنخیت، قاعده امکان اشرف، فاعلیت باری از مهمترین مبانی مسئله هستند. تحقیق در این پژوهش برای پاسخ به هلیت صدور، لمیت صدور، کیفیت صدور، زمان صدور و بعضی مسائل جزئی مربوط انجام گرفته است. این بحث به اسلوب توصیفی تحلیلی با استقراء آراء برخی نوصدرائیان (میرزا مهدی آشتیانی، امام خمینی، علامه طباطبائی و علامه مصباح یزدی) انجام گرفته است که به ادله نقلیه هم پرداختیم تا اینکه مقدار مطابقت آراء آنها با این نقلیه هم معلوم شود. تحقیق بر این فرض استوار بود که بین نوصدرائیان و صدر‌المتألهین و بین خود آنها نکات اشتراک و افترق متعددی یافت می‌شوند و اینکه آراء آنها از ادله نقلی استلهام شده‌اند واینکه نظریه صدور و تجلی در ابواب مختلف معارف تاثیر گذار هست. هدف تحقیق دانستن اضافات جدید نوصدرائیان و ابراز نکاتی بود که نوصدرائیان باهم یا با صدرا اختلاف دارند. همچینین مقایسه آراء آنها با ادله نقلیه و رصد کردن نتائج مترتب بر این مسئله از دیگر اهدافی بودند. غیر از علامه مصباح دیگر بزرگان سعی کردند بین آرای حکما و عرفا جمع سالم برقرار کنند و آنها قائل بودند که قاعده واحد در واجب الوجود جاری است درحالکیه علامه مصباح به مبانی حکمی خود وفادار مانده و منکر جریان قاعده الواحد در واجب الوجوب بوده است. بله، همه بزرگان به وحدت صادر اول و به اینکه عقول در ده عدد منحصر نیستند، اتفاق نظر دارند. برای برقراری جمع بین اقوال درباره منشأ صدور و صادر اول آنها سعی مبذول کرده‌اند. علامه مصباح قائل است که وجود منبسط (لابشرط‌قسمی) غیر معقول است پس عقل اول صادر اول است درحالیکه دیگر بزرگان قائل هستند که بین عقل و وجود منسبط به عنوان صادر اول جمع ممکن است. درباره اشکال صدور کثیر از عقل اول درحالیکه بعضی از جهات آن اعتباری است پاسخ داده‌اند. برخی بزرگان مانند امام خمینی و علامه طباطبائی به عالم اسما و نسب قائم به آنها و نقش آنها در ظهور کثیر پرداخته‌اند. همه بزرگان برای تائید آرای حکمی خود از ادله نقلیه هم استفاده کرده‌اند. نظریه صدور یا ظهور دارای نتائج مهمی در ابواب مختلف معارف هستند.
  • تعداد رکورد ها : 4193