جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 16416
بررسی تطبیقی رابطه ایمان و عمل صالح در قرآن و عهد جدید
نویسنده:
پدیدآور: محمدحسین احمدی ؛ استاد راهنما: سید مرتضی حسینی شاهرودی ؛ استاد مشاور: جعفر مروارید
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
رابطه ایمان و عمل صالح، دخالت عمل صالح در ایمان، ملازم بودن و تأثیر متقابل آن دو از دیدگاه قرآن و عهد جدید، موضوع اصلی است که پژوهش حاضر سعی دارد تا به صورت تطبیقی و با روش کتابخانه‌ای و توصیفی- تحلیلی آن‌‌‌‌‌‌ را مورد مداقه قرار دهد. یافته‌های پژوهش 1-از نگاه قرآن و عهد جدید، ایمان، اعتقاد به خدا و اصول دین برخاسته از یقین و معرفتی است که آرامش قلبی و انجام کار‌های شایسته را در پی دارد؛ با این تفاوت که در بخش‌هایی از عهد جدید بیاناتی ناظر به الوهیت مسیح و روح‌القدس که پایه آموزه تثلیث است، دیده می‌شود و از پیامبر اسلام (ص) و لزوم ایمان به ایشان، بیان روشنی وجود ندارد؛ درحالی که قرآن با رد آموزه تثلیث، بشارت انبیاء سلف، تورات و انجیل به آمدن پیامبر اسلام (ص) و ضرورت گرویدن به او را، با صراحت بیان کرده است. 2-وجدان اخلاقی، فضائل انسانی و احکام الهی در عهد جدید، متناظر با عقل، فطرت و وحی در قرآن، به عنوان معیار‌های تشخیص عمل صالح در دو کتاب مقدس، تقریباً الگو‌های واحدی را نشان می‌دهد. مهمترین عرصه اختلاف، مربوط به مصادیق عمل صالح، به خصوص درحوزه اعمال عبادی، سیاسی و اجتماعی است. 3-بخش‌هایی از اناجیل و نامه‌های رسولان، بر ارتباط ناگسستنی ایمان و کردار شایسته تأکید داشته و عمل صالح را میوه شیرین ایمان و نشانه حیات و موجب کمال آن خوانده است. اما بخش دوم مانند نامه‌های پولس، در اختلاف آشکار با دسته نخست، ایمان را به تنهایی برای نجات‌بخشی و دادگری کافی می‌داند؛ درحالی که آیات قرآن بدون هیچ اختلافی عمل صالح را ثمره ایمان دانسته و گوهر ایمان با تابش عمل صالح را برای رستگاری مورد تأکید قرار داده است. پیشنهاد می‌شود برای تسهیل و تقویت پژوهش‌های تطبیقی بین قرآن و متون اسلامی و کتب مقدس دیگر ادیان به خصوص مسیحیت، نهاد یا گروهی در جامعه المصطفی تشکیل شود تا منابع و متون دست اول و معتبر، پژوهشهای انجام شده و بانکهای اطلاعات در این زمینه و اساتید و متخصصان این عرصه را به محققان علاقمند به مطالعات تطبیقی بین ادیان معرفی نمایند.
بررسی شرایط وآثار شفاعت از دیدگاه قرآن و روایات
نویسنده:
پدیدآور: سجاد عباسی ؛ استاد راهنما: قربان جمالی ؛ استاد مشاور: حسن شکرالهی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
«شفاعت» پایه و بدنه ی اصلی این پژوهش را شکل می دهد.شفاعت شامل هرگونه اثر گذاری به وسیله ی یکی در دیگری می باشد.نمونه ای از رحمت و بخشش خدا و شافعان حقیقی و مقربان درگاه اوست،وباعث افزایش اطاعت از آنها می شود.که در این میان اثر شفاعت سبب تغییر در جامعه نیز می شود.پژوهش پیش رو؛تبیین نقش شفاعت،شرایط و آثار آن می باشد که با بهره گیری ازقرآن کریم به عنوان اصلی ترین منبع وتفاسیر و همچنین روایات معصومین علیهم السلام،صورت گرفته است.مطالب در سه فصل جمع آوری و تنظیم شده است.درفصل اول به صورت کامل و جامع به تبیین شفاعت و انواع آن و برخی از شبهات شفاعت پرداخته شده.درفصل دوم به شرایط و زمینه های وقوع شفاعت از منظر قرآن و روایات که آنها عبارتند از:توبه و استغفارواقعی،اذن از سوی خدا،رضایت خداوند برای شفاعت،حفظ اصل ایمان و اعتقاد به توحید،پیروی کردن از دستورات دین،پیوندمعنوی میان شفاعت شونده وشفیعان،خوف هراس ازخدا،اعتقادقلبی به شفاعت،اعتقاد به قدرت خدا ،باور به مالکیت خداوند،داشتن علم و آگاهی،عقل وخرد ورزی،ظالم نبودن،شیعه بودن،اهمیت دادن به نماز،درستکاری واهل خیانت نبودن،پرداخته شد.درفصل سوم به آثار و نتایج شفاعت که مهم ترین آنها عبارتنداز:شفاعت عاملی برای نجات یافتن،افزایش و حفظ روحیه امیدواری،برقراری ارتباط معنوی،عاملی برای کسب رضای الهی،نزدیکی به شفاعت کنندگان،ایجادانگیزه توبه،تاثیرمعنوی شفاعت،اثرالگوپذیزی در مردم،سدی در مقابل گناهان،پرداخته شده.اهتمام به این بوده است که منابع مربوط به عناوین اصلی تحقیق از منابع دست اول و مرجع باشد.و روش تحقیق،کتابخانه ای به صورت فیش برداری است.واما نتیجه بحث عبارت است از آنکه،شفاعت یکی از اصول مسلم و قطعی خداوند است که در آخرین لحظه ها شامل فرد گنهکار و خطاکار با رعایت شرایط و پیش زمینه هایی می شود،و علاوه بر نجات و رهایی آنان از آتش دوزخ،آثار و برکت هایی هم برای آنان به دنبال خواهد داشت.
بررسی قرائت‌های مطرح از آموزه «معرفت نفس» در قرآن و حدیث و مقایسه آن با مفاهیم مشابه در معنویت‌های نوظهور
نویسنده:
پدیدآور: سید محمد حسین دعائی ؛ استاد راهنما: محمدحسن رستمی ؛ استاد مشاور: حسن نقی زاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
«معرفت نفس» یکی از راهبردی‌ترین آموزه‌های اسلامی برای رسیدن به «کمال» و نیل به مقامِ «خداشناسی» است. اما «دین‌پژوهان»، قرائت‌های مختلف و بعضا متضادی از آن ارائه کرده‌اند. از همین رو در تحقیق حاضر، پس از گزارش قرائتِ «ملاصدرا»، «فیض کاشانی»، «علامه طباطبائی»، «شیخ حر عاملی»، «علامه مجلسی» و «میرزا مهدی اصفهانی» از این آموزه، به ارزیابی این قرائت‌ها و تبیینِ «قرائت معیار» پرداخته‌ایم. هم‌چنین در ادامه، برخی از موارد مشابه با آموزه اسلامیِ «معرفت نفس» در فضاهای برون‌دینی، یعنی: آموزه‌های موجود در اندیشه «صاحبان اوپانیشادها»، «شنکره»، «کریشنامورتی»، «حکماء یونان»، «بوناونتوره» و «وین دایر» را نیز گزارش کرده و برتری این آموزه اسلامی در «محیط رقابت» را نشان داده‌ایم. بر اساس نتائج حاصل از این تحقیق، می‌توان قرائتِ «عقل‌گرایان عرفان‌محور» از آموزه «معرفت نفس» ـ یعنی: «تفکر در ذات، صفات و افعالِ نفس، برای رسیدن به خداشناسیِ حصولی» و «شهود هویت بالغیر و عین الربطِ نفس، برای رسیدن به خداشناسی حضوری» ـ را به دلائلی مانند: برخورداری از «مبانی متقنِ معرفت‌شناختی، دین‌شناختی و روش‌شناختی»، اشتمال بر «چیستی، چرایی و چگونگی» و توجه روشمند به گزاره‌های نقلی، از جمله حدیثِ «من عرف نفسه فقد عرف ربه»، به‌عنوانِ «قرائت معیار» معرفی کرد. هم‌چنین می‌توان این آموزه اسلامی را به دلائلی هم‌چون: ریشه‌داشتن در «گزاره‌های وحیانی»، برخورداری از «پشتوانه عقلانی»، «انسجام محتوایی» و «متانت بیانی»، عدم اکتفاء به «تسلط ذهنی» بر «خودِ مادی» و تأکید بر ضرورت تحصیلِ «معرفت حضوری» به «نفس مجرد»، اصرار بر ضرورت انتقال از «خوددوستی روان‌شناختی» به «خودشناسی» و «خداشناسی»، پافشاری بر مطلوبیتِ «ادراک توحید» و «عبودیت»، مقابله با نگاه استقلالی به «نفس»، هماهنگی با «واقعیت‌های زندگی» و عدم منافات با «رسالت‌های اجتماعی»، از آموزه‌های مشابه در فضاهای برون‌دینی، برتر دانست.
نقد مبانی اسلام قدیم در کشور چین بر پایه ی آموزه های قرآن کریم و روایات
نویسنده:
پدیدآور: زهرا فاطمی شاکر ؛ استاد راهنما: مهدی عبداللهی پور
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
دین برنامه ی جامع معرفتی و اعتقادی و عملی برای سعادت انسانهاست که توسط پیامبران الهی برای سعادت بشر ارائه شده و از این رو در تمامی جهان ادیان الهی گسترش یافته اند با این وجود، به دلیل عقل و اختیار آدمیزاد، مکاتب بشری نیز در کنار ادیان الهی که یا در تقابل و یا در تعامل با این ادیان هستند پدید آمده اند . در کشور چین هم مانند دیگر کشورها ادیان و مکاتب مختلفی وجود دارد همانند: مسیحیت ، بودا، کنفوسیوس ، اسلام، کمونیسم و ...... در میان این ادیان و مکاتب، پیروان دین اسلام حدود دو درصد از جمعیت چین را تشکیل می دهند . اسلام از حدود قرن هفتم میلادی به دنبال انتشار آن در ایران و با بهره گیری از فنون دریانوردی ایرانیان از طریق راه ابریشم دریایی از خلیج فارس به سواحل جنوبی چین رسید . انتشار اندیشه های صوفیانه اسلام در چین قرن ها بعد در حدود قرن شانزدهم میلادی به ویژه در دوران سلطه مغول بر بخشهای وسیعی از شرق و غرب آسیا از طریق راه ابریشم از ایران و آسیای مرکزی صورت پذیرفت و از این طریق در مناطق مختلف چین مثل استان گانسو ؛ چین های ؛ نین شای ؛ شان شی ؛ سین کیان و یونان گسترش یافت که استان "چین های" و استان " گانسو" مرکز اصلی تصوف در چین بشمار میرود . و اما پیدایش وهابیت که بنام اخوانی در چین مشهور و موسوم است در اوایل قرن 19 میلادی توسط شخصی بنام " ما گوان یوان " که از متفکران و فعالان بزرگ جامعه مسلمان چین بشمار می آید گسترش یافت . او با شعار بازگشت به اصل اسلام ، تاکید بر عمل کردن به شریعت ،مخالفت با تفکر تصوف که آنها را بدعت می نامید توانست بسیاری از جوانان اهل تصوف و تازه مسلمان را به خود جذب کند. رفته رفته اندیشه وهابیت در مناطق مختلف چین به ویژه استان یونان ؛ پکن و چین های که مرکز اصلی وهابیت در چین است نفوذ کرده است. گسترش بسیار سریع وهابیت که در طی 50 سال به بانفوذ ترین گروه مسلمان چین تبدیل شد ، چند عامل دارد: عامل داخلی : الف) ضعف بنیه علمی رهبران تصوف در مسایل دینی و برخی اشتباهات رفتاری . ب) بی توجهی به برخی از ظواهرشریعت در متصوفه. ج) نفوذ برخی از اندیشه های غیر اسلامی( کنفوسیوس، بودایی و ...) در اعتقادات اهل تصوف که این مکتب را در مقابل اندیشه های وهابی گری آسیب پذیر کرده است . عامل خارجی : الف)سیاست حکومت چین که از نفوذ رهبران متصوفه و گسترش این مذهب هراس داشته اند و به همین خاطر در مقابل متصوفه به تقویت وهابیون پرداخته اند. ب)حمایت های مالی دولت عربستان از مبلغان وهابی و گروندگان به این اندیشه. ج)ساختن اماکن مذهبی ( مدارس، مساجد و ... ) و انتشار کتب و سازماندهی وهابیون و کمک های مالی به آنها که این عوامل در کنار عامل داخلی( درون دینی متصوفه) به گسترش وهابیت و تضعیف اهل تصوف انجامیده است. دین اسلام در چین دوبرهه تاریخی را پشت سر گذاشته است. بنا براین میتوان گفت : الف ) برهه قدیم که همان اسلام صوفیانه است که دارای مبانی عقیدتی و رفتاری با ادبیات و فرهنگ خاص به خود می باشد ب) برهه جدید که همان اسلام وهابیت و سلفی است و آن نیز مبانی و فرهنگ خاص به خود را دارد . بطور خلاصه مبانی اسلام قدیم در چین عبارتست از : اطاعت محض و غلو در مرشد ؛ تقدم طریقت بر شریعت ؛ رهبانیت ؛ وحدت وجود و حب پنج تن مخصوصا امیرالمومنین (علیه السلام) ؛ خانقاه جایگزین کعبه . مبانی اسلام جدید در چین نیز عبارتست از:اکتفا به توحید عبادی در مقابل توحید ربوبی و ذاتی ؛ حرمت توسل شفاعت و تبرک ؛ ظاهر گرایی در قرآن و سلفی گری (تقلید کورکرانه از اندیشه گذشتگان ). در این پژوهش بر آنیم مبانی اسلام قدیم در چین را بر پایه ی آموزه های قرآن کریم مورد بر رسی قرار دهیم.
مبانی صفات سلبی در تفسیر قرآن کریم با تاکید بر المیزان
نویسنده:
پدیدآور: محسن عیدی ؛ استاد راهنما: سیدرضا مودب
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
قرآن کریم ستون خیمه اسلام است و در اهمیت فهم معانی و مفاهیم آن، همین بس که در حدیث نبوی(ص)، اعتبار روایات بر تطابق با آیات وحی و شیوه زندگانی پیامبر اکرم(ص) منوط و مشروط شده است. و برای فهم صحیح همین آیات است که اندیشمندان مسلمان به «تفسیر» روی آورده‌اند. اما این کار همواره بر مسیر صواب پیش نرفته و در برخی تفاسیر، مواردی مشاهده می‌شوند که معانی منتسب به قرآن کریم، با اصول تفکر اسلامی در تضاد و تعارض قرار گرفته‌اند. طبعاً مستشرقین که اطلاعات کمتری از اسلام داشته‌اند نیز دچار اشتباهاتی از این نوع شده‌اند. اما نتیجه این اشتباهات از یک سو، تفرقه و تکفیر و برادرکُشی در میان مسلمین، و از سوی دیگر، اسلام‌ستیزی در میان غیرمسلمانان است. برای حل همین معضل، مفسران قرون مختلف، اشتباهات تفسیری مفسرین پیش از خود را بیان کرده‌اند ولی مجاهدت آنان در این راه نتیجه کاملی به دست نیاورده، چراکه سخنان ایشان در لابلای تفاسیر مختلف پراکنده هستند و به شیوه‌ای منسجم و متمرکز بیان نشده اند. این نوشتار، با معرفی «تفسیر سلبی» روشی مدوّن و نظام‌یافته را مطرح می‌کند که می‌تواند لااقل بخشی از این مشکلات را حل و فصل نماید. تفسیر سلبی بیان می‌کند که با تعریف مبانی روشن و قاطع، می‌توان برداشت‌های نادرست و تفاسیر ناصواب از آیات الهی را در «محدوده غیرقابل قبول» قرار داد؛ به عنوان مثال، ذیل آیه «إِلَی رَبِّهَا نَاظِرَهٌ؛ جمال خداوند را مشاهده می‌کنند. قیامت، 23» این اصل عقلی را قرار می‌دهد که «خداوند خالق جهان مادّه و موجودی فرامادّی است» در نتیجه، نمی‌توان خداوند را به چشمِ سر مشاهده کرد، پس هر برداشت یا تفسیری که معنای خدای مادّی بدهد، در محدوده غیرقابل قبول قرار می‌گیرد؛ اما تفسیر سلبی به اینکه معنای دقیق آیه چیست، وارد نمی‌شود. پس تفسیر سلبی فقط محدوده نادرست را مشخص می‌کند و برای این کار نیز با ذکر دلایل لازم، مبناهایی را معرفی می‌نماید که می‌توانند مورد اعتماد و تکیه‌اش باشند مانند مبنای برهانی و عقلی؛ و بالعکس، مبناهایی را غیرقابل اعتماد در روش سلبی می‌شمارد مانند مبنای علمی. لازم به ذکر است که «تفسیر سلبی» یک روش یا گرایش تفسیری نیست و در عرض آنها قرار نمی‌گیرد و البته هیچگونه تعارض و تضادی با روش و گرایش مفسر نیز ندارد، بلکه با بیان مبناهایی خدشه ناپذیر، مرزی را ترسیم می‌کند که آنچه بیرون مرز قرار گیرد، غیرقابل قبول است و هرگز قابل انتساب به قرآن کریم نیست مثل «خدای جسمانی» یا «انجام عمل حرام توسط انبیاء(ع)». مخاطبان تفسیر سلبی هم مسلمین هستند و هم غیرمسلمانان چراکه تفسیر سلبی از دلایل عقلی بهره می‌برد، و آنچه به ادراک عقل درآید، فارغ از دین و مذهب است.
تاثیرشناخت انسان برتربیت فردی و اجتماعی با تاکید برآموزه های قرآنی
نویسنده:
پدیدآور: نسرین آقابابایی شرمه ؛ استاد راهنما: محمدتقی اسماعیل‌پور معلم ؛ استاد مشاور: محمدمهدی شاهمرادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
انسان درطول تاریخ به ناشناخته های فراوانی دست یافته است که شاید از ابتدا دست یافتن و کشف آن ها برای انسان امری غیر ممکن به نظر می رسید. مانند موجودات ریز اعماق دریاها و اقیانوس ها، سفر به کره ماه و...انسان با توجه به برخورداری ازعقل وخردخدادادی وعلم و دانش خود توانسته به جزیی ترین این ناشناخته ها دست پیدا کند. درعین حال شاهد آن هستیم که انسان چنان سرگرم دنیای اطراف خود شده که احیانا اصل وجود و ماهیت خودراکه مربوط به خوداوست رها کرده و نسبت بر ابعاد روحی و معنوی وهدف از اصل خلقت خویش بیگانه است. این امر با گذشت زمان وبا پیشرفت علم و تکنولوژی وبالا رفتن آگاهی انسان بیشتر نمایان شده است؛ هرچه به علم وآگاهی و آموخته های انسان اضافه می شود کشفیات و یافته هایش نسبت به د نیای اطرافش بیشتر به مرحله ظهور می رسد؛ ولی ازابعاد وجود و هدف آفرینش خود دورتر خواهد شد. از نظر قرآن شناخت ماهیت انسان بسیار حائز اهمیت است و این شناخت از جهات مختلف برای همه انسان ها میسر می باشد؛ زیرا همه انسان ها از فطرت ذاتی و عقل خدادادی برخوردارند؛ از این روی خداوند در قرآن کریم با هدف هدایت و راهنمایی بشر در مسیر درست تربیتی، همه انسان ها را به تفکر و تأمل و شناخت وجود خویش سفارش می کند و در این باره می فرماید:«وَ فی اَنفُسِکُم اَفَلا تَبصِرون»(ذاریات:21) چرا در خود نمی اندیشید؟!همچنین پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)نیز در این باره فرموده اند:«مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّهُ». (فیض کاشانی،1383ق:68؛شریف رضی،ج292:20) اندیشیدن در خود، یعنی خودیابی به معنی واقعی و خودیابی به معنای شناخت واقعی خالق بی همتااست. بر این اساس خود شناشی که از ضروریات پرورش و تربیت صحیح است، منجر به خداشناسی خواهد شد؛ براساس دیدگاه قرآن نتیجه شناخت انسان از خود با توجه به ادراک آیات انفسی پی بردن به توانمندی های ذاتی و خدادادی می باشد.«سَنُرِیهِم آیاتِنَا فی الآفَاقِ وَ فِی اَنفُسِهِم حَتَّی یَتَبَیَّنَ لَهُم أنَّهُ الحَقُّ أَوَلَم یَکفِ بِرَبِّکَ أنَّهُ عَلَی کُلِّ شَیءٍ شَهِیدٌ». (فصلت:53)مفهوم آیه بیانگر این است که شناخت و ادراک آیات آفاقی و انفسی هر دو هدایت گر انسان برای شناخت خود و شناخت خداوند و صفاتش می باشد؛ و در نتیجه انسان در مسیر دین حق، پرورش و تربیت صحیح و بهترین و عالی ترین فضایل اخلاقی قرار خواهد گرفت، که نتیجه اش جز رسیدن به سعادت، کمال مطلوب و زندگی جاوید نخواهد بود. «بنابراین کسی که به مشاهده ی حقیقت خویش نائل شود خود را قائم و متعلق به آفریدگار بلکه عین ربط و تعلق به او خواهد یافت». (مصباح یزدی،46:1377) «شناخت انسان و بررسی عمیق ابعاد وجودی او از ضروریات زندگی و از مقدمات سعادت مندی انسان و بهره وری هر چه بیشتر از زندگی محدود دنیوی است به همین دلیل در آیات و روایات فراوانی بر این امر تاکید شده است». (گرامی،14:1341) «از دیدگاه قرآن انسان تفاوت ذاتی با همه موجودات جهان آفرینش دارد». (نصری،16:1361)همین تفاوت ذاتی عاملی برای تربیت صحیح انسان می باشد، چون انسان بر خلاف موجودات دیگر از قابلیت تربیت بالایی بر خوردار است؛ از این رو از منظر قرآن، خداوند همه موجودات عالم را در خدمت انسان ها و برای رشد، تربیت و تعالی آنها قرار داده است. «انسان از مقام و مرتبه ای برخوردار است که دیگر موجودات جهان آفرینش از آن برخوردار نیستند». (نصری،17:1361) قرآن کریم این کتاب الهی و جاودانه کتابی است که خداوند آن را برای شناخت و تربیت انسان ها نازل کرده است. تربیت انسان از منظر قرآن بسیار حائز اهمیت بوده به گونه ای که قرآن هدف از رسالت پیامبران را پرورش و تربیت انسان ها و رسیدن به قرب الی الله بیان می کند؛ این تربیت برای افراد، جز با شناخت کامل انسان که مقدمه ی شناخت خداوند می باشد میسر نخواهد شد. اهمیت و ضرورت پژوهش حاضر از آن جهت است که قرآن رسالت رشدوپرورش انسان رابرعهده دارد. ازمنظرقرآن تربیت انسان باعث رشدونموِبُعدروحی ومعنوی انسان شده واورابه خالق هستی نزدیکترمی کند؛ چنین تربیتی هنگامی به مرحله ی ظهورخواهدرسید که،ا نسان خود رابه طورکامل شناخته باشدوبه ذاتیات، فطریات ضعف و قدرت واستعدادهای خودواقف بوده وجایگاه واقعی ودرادربین موجودات جهان بیابد وهمچنین هدف ازخلقت خویش رادریافته وبداندآغازش چگونه بوده وسرانجامش چه خواهدشد. ازآنجایی که جامعه متشکل ازتک تک افراد می باشداگریک جامعه دارای افرادی باشدکه ازتربیتی عالی ومطلوب برخوردارند، چنین جامعه ای بی شک به جامعه ای مبدل خواهد شد که قرآن ازآن بانام جامعه ای آرمانی، الهی ودینی یاد می کند.
نامحدودبودن خدا در قرآن، مکتب اهل بیت و عرفان
نویسنده:
پدیدآور: سیداسحاق موسوی مطلق ؛ استاد راهنما: محمدعلی اخویان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
موضوع «نامحدود بودن خدای سبحان» از جمله مباحث مهمی است که در باب خداشناسی، ذیل مباحث توحید مورد بحث قرار می‌گیرد. افراد و مکاتب مختلف به تبیین، تفسیر و بیان لوازم و نتایج آن پرداخته‌اند و بعضاً دیدگاه‌های متفاوتی ارائه داده‌اند که در برخی موارد موجب بروز تنش‌هایی شده است. «نامحدود بودن خدا» به معنای آن است که او، وجود محض و هستی مطلق است. ذات پاک او از هرگونه قید، حدّ و نقصی مبری بوده و هیچ گاه متعلق شناخت واقع نمی‌شود و صفات او نیز عین ذات مقدسش بی‌نهایت و نامحدود است. در این میان اهل عرفان بر این عقیده‌اند که چنین وجودی به جهت اطلاق و سعه‌ای که دارد، برای غیر خود هیچ موطن وجودی نه در طول و نه در عرض وجودش، باقی نمی‌گذارد. بنابراین ما سوی الله، هیچ حظّ و بهره‌ای از وجود نداشته و همگی تجلی و مظهر وجود اویند، که از آن دیدگاه به «وحدت شخصیه وجود» تعبیر می‌کنند. در این تحقیق با بررسی منابع کتابخانه ای و دیجیتالی و با استفاده از تفاسیر آیات قرآن کریم و روایات معصومین علیهم السلام و هم‌چنین سخنان اهل عرفان، به طور مستقل و جداگانه به بررسی و تبیین مفهوم نامحدود بودن خدا و نتایج مترتب بر آن پرداخته شده است. در پایان مشخص می‌شود که آیات قرآن و روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام در عین اینکه بی‌نهایت بودن ذات و صفات الهی و نتایج آن را به اثبات می‌رساند اما بهره‌مندی سایر ممکنات به ویژه انسان را از نعمت وجود نفی نمی‌کند، بلکه قرائنی بر اعطای وجود به شکل محدود به سایر ممکنات در آن یافت می‌شود، به این صورت که آنها هیچ استقلالی از خود نداشته و وجودشان در طول وجود خدا و وابسته محض به توجه و عنایت او می‌باشند. بنابراین تحلیل اهل عرفان از این مفهوم و نتیجه مد نظر آنها، با آیات و روایات سازگاری ندارد.
جایگاه فلسفی عقل در قرآن و سنت با تاکید بر اندیشه های امام خمینی (ره)
نویسنده:
پدیدآور: فاطمه بهرامی ؛ استاد راهنما: محمدحسین لطفی ؛ استاد مشاور: عبداله صفری حلاوی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در این پژوهش به جایگاه فلسفی عقل از نظر قرآن و سنت با توجه به اندیشه ها و آرای امام خمینی (ره) پرداخته شده است. پس از بررسی به صورت توصیفی تحلیلی از طریق مطالعه مبانی نظری، نتایج نشان می دهد که در ادیان الهی به ویژه دین مبین اسلام اهتمام ویژه ای درباره ی معقوله عقل شده است چرا که اسلام دینی است که، احکام آن مبنای عقلانی دارد. اسلام مانند ادیان دیگر، دین را فوق عقل قرار نمی دهد و نمی گوید:« دین فوق عقل است وعقل حق مداخله در مسائل دینی را ندارد». در اسلام بر تعقل و تفکر بسیار تأکید شده است، به طوری که تفکر از 70 هزار سال عبادت برتر دانسته شده است. تعداد زیادی از آیات قرآن در مورد عقل می باشند که حاکی از این موضوع است. به گونه ای که انسان را به تعقل دعوت می کند، و انسانی را که تفکر و تعقل نمی کند به چهار پایان (کر و لال) تشبیه کرده اند، هم چنین نتایج نشان می دهد که میوه و اثر اصلی عقل همان فضایل والای انسانی که اسلام به آنها امر کرده است، می باشد و عمل به این فضایل باعث رستگاری و سعادت انسان و دوری او از آتش جهنم می شوند و نهایتاً‌ این که تمام احادیث نعمت خرد را بالاترین ثروت می دانند. بر این اساس در جهان پر آشوب امروز که گرفتاری ها و مشکلات، روان انسان را مریض ساخته است و از معیارهای درست اخلاقی فاصله گرفته است. علت آن همین لغزش های عقلانی و عدم رشد صحیح عقل می باشد. البته هرگونه تفکر و تعقلی مورد تأیید دین نیست. دانستیم که در روایات و احادیث هم به عقل سفارش فراوانی شده است، به طوری که در احادیث از عقل تعبیر به پیامبر الهی شده است. امام خمینی (ره) نیز سفارش های فراوانی درباره ی تعقل و تفکر کرده است ازجمله دلایلی که امام خمینی(ره) برای اثبات حجیت عقل از نظر قرآن می آورند این است که قرآن برای احکام و دستورات شرعی فلسفه و حکمت ذکر می کند. ایشان استفاده تنها از عقل را کافی نمی دانند، بلکه وحی و رسالت انبیاء را مکمل آن می داند چرا که در برخی موارد عقل پاسخگو نیست و باید از وحی و تعلیمات انبیاء الهی بهره برد. همچنین در پژوهش حاضر سعی شده است به جنبه فلسفی عقل در قرآن و روایات با توجه به اندیشه های امام خمینی (ره) پرداخته شود.
نظریّه سازگاری تسلیم با عقلگرایی از منظر قرآن کریم
نویسنده:
پدیدآور: رضا فقیه‌زاده ؛ استاد راهنما: ولی‌اله نقی‌پورفر ؛ استاد مشاور: عزالدین رضانژاد ؛ استاد مشاور: مهدی باکویی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
نظریه تسلیم به معنی انقیاد محض در پیشگاه الهی از آموزه های صریح قرآن کریم است. تسلیم انسان در برابر خداوند متعال یعنی اینکه انسان نسبت به هر سرنوشتی که از ناحیه خدای سبحان برایش تنظیم می‌شود، چه سرنوشت تکوینی از قضا و قدر و چه تشریعی از اوامر و نواهی و غیر آن تسلیم باشد. تسلیم در قرآن ذو مراتب بوده، گاهی در حد شهادتین و گاهی مدارج بالای آن مدنظر می باشد، از آنجا که حداقل الزام مطلوب دینی در چارچوب مراتب الزامات دینی(اسلام، ایمان و یقین)، سطح دوم است حداقل تسلیم نیز در این سطح لازم و ضروری است. تسلیم آنقدر اهمیت دارد که ضمن تاکید و دعوت به آن در آیات متعدد قرآن کریم، ایمان واقعی منوط به داشتن تسلیم فکری و عملی در مقابل خدا و رسول(ص) شده است. یکی از مسائل مهمی که در این حوزه وجود دارد بحث درباره سازگاری یا ناسازگاری تسلیم با عقلگرایی است که سبقه در تاریخ اندیشه بشری داشته و در قالب بحثهایی از قبیل تعارض عقل و علم با دین، ناکارآمدی عقل در ساحت دین و یا جدا انگاری حوزه اینها مطرح گردیده و باعث مناقشات فکری فراوانی شده است. لذا پرداختن به این موضوع از نگاه قرآن کریم که همزمان داعی به تسلیم و عقلگرایی است، اهمیت فراوانی دارد؛ مخصوصا اینکه تا به حال تحقیق درخوری در این رابطه از نگاه قرآن کریم انجام نگرفته است. این تحقیق به روش توصیفی و تحلیل محتوای کیفی، بحث نظریّه سازگاری تسلیم با عقلگرایی از منظر قرآن کریم را مورد بررسی قرار داده است. نتایج حاصل از بررسی و تحلیل داده ها نشانگر آنست که در نگاه قرآن کریم، هم تسلیم و هم عقلگرایی جایگاه بسیار والایی داشته و با همدیگر سازگارند و مسائل مطرح شده در این حوزه که به نحوی رقیب این نظریه شناخته می شوند نمی توانند نافی این نظریه باشند.
نسبت معارف قرآنی و برهانی از نظر استاد حسن حسن زاده آملی
نویسنده:
پدیدآور: گلی احمدی ؛ استاد راهنما: محسن جاهد ؛ استاد مشاور: سحر کاوندی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسئله رابطه عقل و دین و به تعبیر دیگر نسبت معارف قرآنی و برهانی، از مهم‌ترین مسائل در حوزه فلسفه و کلام است. دانشمندان و متفکران بزرگ، هم در جهان غرب و هم در جهان اسلام دیدگاه‌هایی را در این باره مطرح کرده‌اند. پرداختن به این مسئله از اهمیت بالایی برخوردار است؛ تا جایی که می‌توان گفت دیدگاه‌های مطرح شده در این باب منشأ تحولاتی سیاسی، اجتمایی و ...گردیده است. به طور کلی سه رویکرد در این زمینه مطرح است: نسبت تعارض، نسبت تمایز و نسبت تساوی؛ دیدگاه غالب در بین متفکران اسلامی فلسفی مشرب نسبت تساوی بین این دو مقوله است. در این پژوهش به بررسی دیدگاه حسن زاده آملی در مورد نسبت معارف قرآنی و برهانی پرداخته خواهد شد. دستاورد این امر، دریافت پاسخ صریح درباره نسبت معارف قرآنی و برهانی و مبانی و پیش فرض‌های او در به وجود آمدن این نسبت، که پرسش غایی این پژوهش است می‌باشد. حسن زاده دین را برنامه‌ای کامل برای سعادت بشر از سوی پروردگار و عقل را همچون چراغی برای هدایت بشر و قرارگرفتن در صراط مستقیم که همان دین است عنوان می‌کند. او با بهره گیری از آیات و روایات و با تکیه برآراء متفکران بزرگ، دلایلی را برای هماهنگی و اتحاد این دو مقوله بیان می‌کند. در این میان نقدهایی به این رویکرد شده است که در این پژوهش با دسته بندی منتقدان به دو گروه: منتقدان کلی و منتقدان معاصر به بررسی آراء آن‌ها پرداخته شده است و در انتها پاره‌ای از پاسخ‌های حامیان این رویکرد به منتقدان بیان شده است.
  • تعداد رکورد ها : 16416