مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
 
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
تنها فراداده‌های دارای منابع دیجیتالی را بازیابی کن
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 48
مطالعۀ انتقادی جایگاه عقل شهودی در خلق و فهم هنر سنتی از منظر سنت‌گرایان
نویسنده:
جواد امین خندقی ، سیده مرضیه هندسی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
سنت‌گرایی یکی از جریان‌هایی است به طور مستقیم در برابر باورهای تجددگرایانه قرار می‌گیرد. دیدگاه سنت‌گرایان در طول تاریخ اندیشه، تبدیل به یک نظام فکری منسجم شده است. یکی از زمینه‌هایی که در این اندیشه جایگاه ویژه‌ای دارد، نظریه در باب هنر و زیبایی است. یکی از مفاهیمی که در فهم نظریۀ سنت‌گرایان در باب ادراک هنر و زیبایی اهمیت بسزایی دارد، درک جایگاه «عقل شهودی» در خلق و فهم هنر سنتی از سوی هنرمند و مخاطب است. تبیین و بررسی تعریف سنت‌گرایان از عقل شهودی و چگونگی کارکرد آن در خلق و فهم هنر سنتی، امری مهم برای فهم چگونگی فرایند انتقال سنت است. در این پژوهش، با بهره‌گیری از روش گردآوری اسنادی و تحلیل کیفی، پس از بررسی مفاهیم اصلی همچون سنت، هنر سنتی و عقل شهودی به عنوان چارچوب نظری، جایگاه عقل شهودی در خلق و فهم هنر سنتی در دیدگاه سنت‌گرایان بررسی و نقد می‌شود. این پژوهش نشان می‌دهد که دیدگاه سنت‌گرایان در مسایلی همچون کافی نبودن تعریف عقل شهودی، مشخص نبودن کارکرد و متعلق شهود عقلی، مفروضات غیر قابل پذیرش برای همگان، دچار شدن به کثرت‌گرایی باطنی، تبیین شخصیت عرفانی اغراق‌آمیز برای هنرمند و مخاطب، تعمیم‌دهی نادرست و تعصب در برخی موارد دچار مشکل است. همچنین در زمینۀ ارایۀ یک نظریۀ هنر در ارتباط با دیگر زمینه‌های فرهنگی و زمینه‌سازی برای ارایۀ تفسیر متفاوت عرفانی از هنر مزیت دارد.
صفحات :
از صفحه 359 تا 384
جایگاه هنر در‌اندیشۀ ابن‌سینا و نسبت آن با عقل و عرفان
نویسنده:
بهرام چم سورکی ، نصرالله حکمت
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
انسان و خدا محورهای اصلی تفکر ابن‌سینا هستند. انسان به عنوان موجودی در میانۀ دنیای محسوسات، و عالم عقول و مجردات، ثمرۀ آفرینش است و به نظر او، شناخت خدا، غایت مابعدالطبیعه و مهم‌ترین بخش تفکر است، که اعتبار علوم دیگر به نسبت آن سنجیده می‌شود. برای شناخت هنر در تفکر ابن‌سینا، باید جایگاه آن را نسبت به این غایت مشخص کرد، مسئله‌ای که به هنر در جهان‌شناسی سینوی، جایگاهی ویژه می‌دهد. جهان سینوی مشتمل بر دایره‌ای است که در قوس نزولی، از مبدأ آغاز و به ماده ختم می‌شود و در قوس صعودی از انسان آغاز می‌شود و به سمت عالم عقول و مجردات حرکت می‌کند. عقل نخستین قابلیت انسان در قوس صعودی است که مورد توجه ابن‌سینا قرار می‌گیرد، امری که با توجه به وقوف ابن‌سینا به محدودیت‌ها و ظرفیت‌هایش، او را به سمت سنجشِ عقل پیش می‌برد، حاصل این بررسی، ظهور عرفان و هنر در آثار ابن‌سیناست؛ هر چند ابن‌سینا عرفان را توانا در سلوک و سیر صعودی می‌داند، اما بیان‌ناپذیری و سکوت عرفان، و محدود بودن آن در میان افرادی خاص، او را به سمت هنر سوق می‌دهد.
صفحات :
از صفحه 127 تا 146
بازشناسی معرفت حکمی در تربیت نفس معمار مسلمان (نظریۀ حکمت حضور در معماری اسلامی)
نویسنده:
نسیم اشرافی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
هدف: پژوهش حاضر با واکاوی دو مؤلفۀ نظر و عمل در معرفت حکمی، به تبیین نقش نفس معماران برای دریافت حکمت پرداخته است. روش: پژوهش حاضر با مطالعات اسنادی، از تحلیل محتوای کیفی به منظور تحلیل داده‌های استخراج‌شده از منابع اسلامی استفاده کرده است. یافته‌ها: اتحاد نظر و عمل با درک حضور و درک حدود معمار در مقام نظر و حفظ حضور و حفظ حدود در مقام عمل به دست می‌آید؛ به طوری که برای او وادی ایمنی را فراهم ساخته که منجر به تجلی حکمت در معماری اسلامی می‌شود. نتیجه‌گیری: تجلی حکمت در معماری، بدون تربیت معمار حکیم در آثار معماری امکان تجلی ندارد. رابطۀ بین نظر و عمل در حکمت و واسطه‌ای که این دو را به هم متصل می‌سازد، در دانش امروز معماری مغفول مانده است. در همین راستا به این مهم دست یافته که اتحاد نظر و عمل، منجر به کسب حکمت شده است.
صفحات :
از صفحه 669 تا 686
تبیین مفاهیم حکمت اشراقی در خانه ایرانی
نویسنده:
تکامه عباس نیا طهرانی ، خسرو صحاف ، حسن رضائی ، ابوالقاسم قوام
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
حکمت اشراقی، حکمتی بحثی ‌‌ـ‌ ذوقی و نورمحور است که با دربرداشتن مفاهیم حکمی ایرانی‌ـ اسلامی، تأثیر بسزایی در هنر و معماری ایرانی داشته است. این نوشتار به بررسي نحوۀ کاربرد و تأثیر آراء حکمت اشراقی، بعنوان معیار و منبع الهامی برای معماری و ساخت خانه‌هایی براساس معنویت پرداخته است. هدف اصلی مقاله آنست که با توجه به مفاهیم حکمت اشراقی، قدمی را بمنظور ارتقاء طراحی و معماری خانه‌های ایرانی در زمان حاضر بردارد. در این راستا، ابتدا با تکیه بر روش توصیفی ـ ‌تحلیلی، به تبیین مفاهیم و آراء حکمت اشراقی سهروردی پرداخته شده و در وهلۀ بعد، نمود و کاربرد این مفاهیم و نظریات در معماری خانۀ ایرانی، مورد بررسی قرار گرفته است. بعبارت دیگر، تلاش میکنیم با تحلیل مبانی و مفاهیم حکمت اشراقی و تطبیق آنها بر معماری و ساخت خانۀ ایرانی، بتوانیم نمود مفاهیم حکمی ـ اشراقي را در آن مشاهده کنیم و خانۀ ایرانی را مجلی و مظهر آموزه‌های حکمت اشراقی قرار دهیم تا سرانجام، از این طریق به اصول و مبانی مشخصی بعنوان الگو و معیار در طراحی و ساخت خانه‌هایی توأم با معنویت دست یابیم.
صفحات :
از صفحه 123 تا 146
جایگاه حکمت نظری در کاربست هندسه معماری از جانب ریاضی‌دانان اسلامی دوره مورد بررسی قرون چهارم الی یازدهم هجری
نویسنده:
احد نژادابراهیمی ، مینو قره‌بگلو ، امیرحسین فرشچیان
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
هنر و معماری‌اسلامی حاکی از جایگاه و کاربست علمی و حِکمی هندسه است. آموزش هندسه از جانب نظر و عمل به معماران توسط حاکمان و ریاضی‌دانان اسلامی انجام ‌شده است. مهم‌ترین هدف، استفاده صحیح براساس اصول معرفتی و حکمی، جهت شناخت حقیقت است که با اتصال و آموزش آن با حرف و صناعات، هنر و معماری را دارای جهت و طریق معرفتی و علمی نموده‌است. موضوع اساسی افتراق شدید بین متخصصین ریاضی و همچنین گسست فراوان با حکمت و فلسفه اسلامی در معماری و هنر در دوره کنونی است که لطمات شدیدی بر ارکان معماری وارد نموده است. شناخت هندسه از جانب اساسی هنر و معماری‌اسلامی و طریقه کاربست آن اهمیت نگارش را نشان می‌دهد. روش تحقیق به‌صورت قیاسی در خصوص تحلیل منابع ریاضیات و هندسه عالمان و ریاضی‌دانان اسلامی جهت رسیدن به نتیجه و زمینه‌گرایی در بحث بستر فکری حکمی دوره چهارم الی یازدهم هجری می‌باشد. یافته اساسی این نگارش حضور فلسفه و حکمت نظری و عملی از جانب فرد صاحب حکمت در ارتباط با ریاضی‌دانان اسلامی است که در بررسی علمی و معرفتی هندسه در بعد نظری و عملی جهت هندسه‌مند شدن هنر و معماری‌اسلامی است. از این رو حکمت به واسطه هندسه در هنر اسلامی براساس مبانی جهان شناختی عالم مثال به سوی حقیقت متافیزیکی خود سوق داده می شود.
تحلیل مواجهه مخاطب با اثر هنری با تأکید بر مبانی حکمت متعالیه
نویسنده:
محمدمهدی حکمت مهر
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
حکمت اسلامی علی رغم غنای محتوایی، اهتمامی برای ورود به فلسفه های مضاف و از جمله حکمت هنر نداشته است. از این رو در عالم اسلامی علم مستقلی درباب هنر مفتوح نشده است. این در حالی است که با عنایت به حکمت اسلامی می توان به تبیین نظری هنر مبادرت نمود و البته این مهم با عنایت به مبانی حکمت صدرایی ممکن و میسور است. نحوه مواجهه مخاطب با اثر هنری و برآیند این مواجهه از جمله مباحث فلسفه هنر است. در این مقاله با تأکید بر مبانی صدرایی به یکی از مباحث مهم فلسفه هنر یعنی مواجهه مخاطب با اثر هنری خواهیم پرداخت. ابتدا نحوه این مواجهه و سپس فرایند ادراک اثر بوسیله مخاطب تحلیل می شود. در انتها نیز تأثیر اثر در مخاطب و همچنین نقش اثر در سعادت و شقاوت مخاطب بیان می شود.
مشخصات هنر حکمی در حکمت متعالیه
نویسنده:
نفیسه مصطفوی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
ملاصدرا به هنرها با عنوان «صنایع لطیفه» امعان نظر داشته و گونه‌ای از شعر را «شعر حکمی» می‌نامد. وی برخی از هنرمندان را در زمرۀ حکما نام می‌برد که این دو رویکرد، اساس تعمیم شعر حکمی به هنر حکمی در این تحقیق است. آشنایی با مراتب حکمت، معرفی موانع نیل به آن و تبیین مشخصات بارز هنرهای حکمی از مباحثی ست که در این مجال بدان پرداخته شده است. بنا بر اصل درهم تنیدگی اجزای نفس، جویای هنرِ حکمی هر یک از ساحات قوای حسّی، تخیل، عاطفه، عقل نظری و عملی را در خدمت وصول به حکمت قرار می‌دهد و با پرورش ذوق استحسانی، کسب مهارت هنری، شناخت قواعد مدرسی و تصفیۀ روح، ترجمان حکمت در آثاری فاخر و جاودانه می‌گردد. شرح ارتباط هنرهای حکمی با حرّیت، عشق و مبادی الهام مساعی این جستار است.
صفحات :
از صفحه 181 تا 201
ساختار فرایند خلق و ادراک آثار معماری براساس مبانی حکمت متعالیه
نویسنده:
سمانه تقدیر
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
شناخت فرایند خلق و ادراک آثار معماری از مسائل مهم و پیچیدۀ حوزۀ معماری است و علی‌رغم پژوهش‌های متعددی که در دهه‌های اخیر پیرامون آن صورت گرفته، هنوز برخی از ابعاد این فرایند ناشناخته باقی مانده است. با توجه به اینکه شناخت مناسب از این فرایند می‌تواند زمینۀ ارتقای کیفیت آثار معماری را فراهم آورد و به حل بسیاری از مسائل پیش روی معماران کمک کند، مسئلۀ پژوهش حاضر بازخوانی ساختار فرایند خلق و ادراک آثار معماری براساس مبانی دیدگاه حکمت متعالیه درنظر گرفته شده و برای انجام آن از راهبرد استدلال منطقی استفاده شده است. در این پژوهش ابتدا به تعریف دقیق از انسان، هستی، ابعاد و ظرفیت‌های هر یک پرداخته شده و سپس نحوۀ تعامل انسان و هستی و بازتاب این رابطه بر فرایند خلق و ادراک آثار معماری براساس مبانی حکمت متعالیه، که شالودۀ نظری این پژوهش است، مطالعه و بررسی شده است. همچنین، با توجه به آنکه براساس مبانی حکمت متعالیه، خداوند انسان را در صفت خلاقیت به صورت خود آفریده و متعالی‌ترین خلق نیز عالم هستی است، در این پژوهش فرایند خلق عالم هستی مورد بازخوانی قرار گرفته است و با الگوگیری از آن، ساختار فرایند خلق و ادراک آثار معماری در پنج مرحله تبیین شده است که ارکان اصلی سازندۀ این ساختارعبارت‌اند از: مرتبۀ نفس معمار و مخاطب، قوای ظاهری انسان (بینایی، بویایی، شنوایی، چشایی و لامسه) و قوای باطنی او (قوۀ متصرفه، خیال یا همان خزانۀ صورت، حافظه یا همان خزانۀ معنا، حس مشترک و واهمه) در معمار و مخاطب، مقوله‌های سازندۀ معماری (فرم، کاربرد، معنا، طرح و ساخت، بافت و پیوستگی، روحیه و اراده) و نیازهای چهارگانۀ انسان (مادی، روانی، عقلانی و روحانی) و درنهایت با شناسایی عوامل مؤثر بر کیفیت این فرایند پیشنهادهایی جهت ارتقای کیفیت آن ارائه شده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می‌دهد با قراردادن مبانی جامع مکتب اسلام به‌عنوان شالودۀ نظری پژوهش‌های معماری می‌توان به حل مسائل پیچیده در حوزۀ معماری کمک کرد.
طراحی اندیشکده فلسفه، حکمت و عرفان اسلامی با رویکرد مکتب اصفهان، تأکید بر فضاهای آموزشی _ نیایشی(مسجد _ مدرسه) در شهر اصفهان
نویسنده:
پدیدآور: پرویز پورابوطالب ؛ استاد راهنما: محسن افشاری ؛ استاد راهنما: سیدمهدی امامی‌جمعه
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
چکیده :
معماری گرایشی میان دانشی است. اگر معماری را بعنوان یک پدیده در نظر بگیریم، شناخت و بررسی ارتباط آن با سایر حوزه های دانش را می توان چنین تبیین نمود: " از نظر علت فاعلی و علت غایی، ما را با حوزه علوم انسانی مرتبط می سازد. چگونگی کالبد پردازی و پیکربندی بنا نیز بعنوان علل صوری و مادی، به مواد و مصالح مادی، علم هندسه و مهندسی ساختمان مربوط می شود؛ بنابراین معماری به حوزه علوم تجربی هم راه میابد. همچنین معماری در بستر طبیعت و در کنار طبیعت سامان میابد؛ پس عوامل محیطی موثر بر آن نیز در حوزه علوم زیستی وارد می شود. در مجموع، معماری با هر سه حوزه ی علوم مادی، زیستی و انسانی سرو کار دارد"(نقره کار،1393). مباحث معماری در بُعد هنری(علل فاعلی و غایی)، از طرفی به ایده ها، ایده آل ها و آرمان های معماران یعنی مبانی نظری ایشان و از طرف دیگر به نیازهای روحی و معنوی مخاطبان و بهره وران می پردازد؛ در شکل گیری این تفکرات و مبانی نظری، خالقان آثار به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه تحت تاثیر مکاتب و تفکرات گوناگون فلسفی و اعتقادی قرار گرفته، به نحوی اصول و اساس رویکرد خاصی را به تمامی و یا به صورت گزینشی می پذیرند. "اولین نکته در مباحث علوم انسانی و فرایند طراحی معماری، نقد و ارزیابی مکاتب فکری از بُعد هستی شناسی، انسان شناسی و حاصل زیبایی شناسی آن مکتب می باشد"(نقره کار،1393). بدین ترتیب از مهم ترین راه های دستیابی به شناخت و معرفتی عمیق و صحیح از آثار معماری، که به شکلی باعث بروز تفاوت ها و ظهور ویژگی های خاص نیز در هریک از آثار گردیده است، بررسی و شناخت دیدگاه های پدید آورندگان آنها به مباحث کلی و اساسی فلسفی یعنی هستی شناسی، انسان شناسی و زیبایی شناسی است،که شالوده و شاکله مبانی نظری آنان را تشکیل می دهد. رابطه ی این مفاهیم به شکل طولی بوده و در نتیجه هستی شناسی(وجودشناسی) اهم این سه اصل است. این پژوهش در پی بررسی دیدگاه های هستی شناسانه ی حکمای مکتب فلسفی اصفهان(جریان فکری اصلی و فرعی)، بلااخص رویکرد صدرمتألهین در حکمت متعالیه (بعنوان اصلی ترین جریان فکری این مکتب) و تبیین چگونگی ارتباط و تأثیرگذاری این تفکرات بر آثار شهرسازی و معماری مکتب اصفهان در قالب گزاره های کاربردی و شاخصه های اصلی زبان طراحی می باشد؛ همچنین" با توجه به اینکه هنر در عالم اسلام در بستر تصوف و عرفان رشد کرده است، و آثار هنری تمدن اسلامی را باید در بستری عرفانی که زمینه ساز تحقق شان بوده بررسی کرد " (ربیعی،1393)؛ و عنایت به این نکته که میتوان نقطه تلاقی و اشتراک حکمت و عرفان اسلامی را مبحث وجود و هستی شناسی دانست، بررسی دیدگاه های هستی شناسانه عرفانی از جمله نظرات ابن عربی، بعنوان یکی از منابع اصلی شکل گیری حکمت متعالیه، در باب مقوله هستی شناسی نیز امری ضروری و اجتناب ناپذیر است. از سوی دیگر اهتمام حکمای مکتب اصفهان به رویکرد تلفیق مسائل فلسفی با معارف دینی _ مذهبی و عرفانی در ارائه ی دیدگاه های فلسفی و هستی شناسانه، ضرورت شناخت و بررسی اهم نظرات و دیدگاه های اندیشمندان و محققان معاصرکه به سنت گرایان شهرت یافته اند و به پژوهش و تبیین ارتباط هنر و معنویت در چارچوب جهان بینی اسلامی خاصه از جنبه های حکمی و عرفانی بعنوان بستر های اصلی به ظهور رسیدن آثار هنری از جمله معماری پرداخته اند را نیز از ضروریات این تحقیق قرار داده است. سید حسین نصر از تاثیر گذارترین نظریه پردازان سنت گرا، در مورد ارتباط فلسفه، هنر و دین در مکتب اصفهان چنین اظهار نظر می نماید:" امنیت و رونق بوجود آمده در این دوره{صفویه} و بستر مناسبی که شکوفایی حیات عقلی شیعی فراهم ساخت، موجب باروری و رشد هنر اسلامی ایرانی در همه ی زمینه ها شد. در واقع این دوره یکی از خلاّق ترین ادوار هنر اسلامی و نیز فلسفه و متافزیک اسلامی است"(نصر،1394)؛ همچنین معتقد است که رابطه عقل گرایی دینی با هنر در این دوران به وضوح دیده می شود؛ "رشته های مختلف هنر مثل ادبیات، نقاشی و موسیقی که پیوندهای عمیق با مذهب تشیع و نحله های فکری_ فلسفی آن می یابند، زبان بیان بروز اندیشه های این مذهب می شوند؛ منابع مکتوب از این دوره وجود رابطه بین معنویت و تفکر اسلامی از یک سو و هنر از سوی دیگر را به اثبات میرساند"(نصر،1394). بواسطه رشد تعاملات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی با دولت های غربی در سده های اخیر، بستر ورود و آشنایی با رویه های فکری غربی در هنر و معماری ایرانی مهیا گردید. تأثیرپذیری عمیق پاره ای از فرهیختگان و روشنفکران جامعه از این نگرش ها و در برخی موارد، حتی مطرود نمودن اصول و شاخصه های هنر و معماری ایرانی به بهانه تجددخواهی و پیشرفت، باعث خلق آثاری گردید که هیچگونه سنخیتیبا فرد ایرانی نداشته و بیشتر نوعی پیروی کورکورانه از سبک ها و فرم های غربی بوده است." در دوره ی دوم شیوه ی اصفهانی، با آغاز روابط فرهنگی ایران با غرب، با تأسف، ایرانیان در برابر فرهنگ و تمدن غربی دچار خودباختگی شدند و چون در ایران هم کسانی به این پدیده دامن می زدند، روند آن شتاب گرفت؛ بگونه ای که همه چیز را از غرب و خود را بی چیز می دیدند. ایرانیان دانشمندان بزرگ گذشته چون بوعلی، فارابی، بیرونی و دیگران را از یاد بردند"(معماریان،1395).خودباختگی ایرانیان در مقابل غرب و القاء برتری فکری و علمی آنان سبب تاثیرپذیری و حتی شیفتگی برخی هنرمندان و معماران و در نتیجه کمرنگ شدن مبانی نظری با اصالت و هویت ایرانی_اسلامی در میان ایشان گردید." مبانی نظری اساس شکل گیری کالبد معماری است و حسن مخلوق در گرو حسن خالق می باشد. اندیشه و روح درون معمار در معماری به ظهور می رسد. معماری ظرف زندگی انسان محسوب می شود و قالب این ظرف بر اساس دانش، اعتقادات و باورهای ذهنی سازندگان معماری شکل می گیرد.
نگاره های انسان پیکره در پیکره از منظر حکمت و عرفان اسلامی
نویسنده:
صدیقه نایفی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
  • تعداد رکورد ها : 48