مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
 
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
تنها فراداده‌های دارای منابع دیجیتالی را بازیابی کن
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 81
جایگاه هگل در پراگماتیسم آمریکایی
نویسنده:
محمد اصغری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده: این مقاله میکوشد جایگاه هگل را به طور مختصر در پراگماتیسم آمریکایی (کلاسیک و جدید) در دوبخش بررسی کند. بخش نخست به بررسی جایگاه هگل در پراگماتیسم کلاسیک و بخش دوم نیز به ارزیابی همین جایگاه در نئوپراگماتیسم می پردازد. در بین پراگماتیست های کلاسیک هر سه فیلسوف کلیدی در تبیین اندیشه های پراگماتیکی خود به هگل متوسل شده اند ولی هم رویکردی ایجابی به او داشتند و هم اعتراف نموده اند تا چه حد هگلی هستند؛ مثل دیویی که اصطلاح دیالکتیک هگل را به کار می برد و هم اینکه رویکرد سلبی به او دارند و برخی دیدگاه های او را که در تضاد با رویکرد پراگماتیکی است رد می کنند؛ مثل جیمز که فلسفه هگل را به امپریالیستی بودن متهم می نماید و معتقد است که امر جزئی و فردی را فدای امر کلی و انتزاعی می کند. در بین پراگماتیست های جدید نیز بیش از همه رورتی و براندوم در فلسفه خودشان رویکرد هگلی اتخاذ نموده اند. برای مثال رورتی تاریخ گرایی خود را مدیون هگل دانسته و دیالکتیک هگل را در بستر فرهنگ ادبی به نقد ادبی تعبیر نموده است. رابرت براندوم نیز به هگلی بودن خود آشکارا اعتراف نموده و بحث هنجاریت و اجتماعی بودن مفاهیم و نیز نظریه کل گرایی خود را وامدار هگل دانسته و از او تفسیر پراگماتیستی-تحلیلی ارائه داده است.
مفهوم التجربة عند ويليام جيمس وآثاره على: العقل والفطرة، والأخلاق، والدين: دراسة نقدية من منظور إسلامي
نویسنده:
زياد بن عبدالله الحمام
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
صفحات :
از صفحه 187 تا 227
وصف‌ناپذیری الهی [مقاله انگلیسی]
نویسنده:
Guy Bennett-Hunter (گای بنت‌هانتر)
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
ترجمه ماشینی: اگرچه فیلسوفان تا حد زیادی از آن غفلت کردند ، اما مفهوم وصف ناپذیری سنت عرفانی مسیحی است و تقریباً از اوایل قرن بیستم تقریباً در هر بحث فلسفی در مورد تجربه دینی بوده است. پس از مقدمه ای مختصر ، این مقاله مهمترین بحث های توصیف ناپذیری الهی را مورد بررسی قرار می دهد و مشاهده می کند که ادبیات دو مانع تقویت کننده متقابل در یک رویکرد منسجم از این مفهوم ارائه می دهد و این تصور را ایجاد می کند که تأمل فلسفی در مورد این موضوع به بن بست رسیده است. این مقاله به بررسی برخی از کارهای اخیر می پردازد که از منابع مفهومی پدیدارشناسی وجودی ، عمل گرایی و ویتگنشتاین متاخر استفاده می کند. این نشان می دهد که این اثر روایتی فلسفی جدید از وصف ناپذیری الهی را ممکن ساخته است که موانع را پشت سر می گذارد ، بر بن بست غلبه می کند و وصف ناپذیری الهی را بار دیگر گزینه ای زنده در فلسفه دین می سازد. مقاله با برخی نکات کوتاه در مورد اینکه چگونه این رویکرد جایگزین منعکس کننده روندهای اخیر در این رشته به طور کلی است و می تواند سهم ارزشمندی در پرسش های تحقیقاتی زنده در معرفت شناسی دین داشته باشد ، به پایان می رسد.
نظرية الصدق عند جورج سانتيانا
نویسنده:
سعيد علي عبيد؛ تصدير: حسين علي حسن
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , کتابخانه عمومی
أعلام الفكر الفلسفي المعاصر
نویسنده:
فؤاد کامل
نوع منبع :
کتاب , مدخل اعلام(دانشنامه اعلام) , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
بیروت - لبنان: دار الجیل,
چکیده :
نویسنده که مترجم آثار فلسفی به زبان عربی است، از مکاتب مختلف فلسفی معاصر، چند نماینده فکری را برگزیده و درباره اندیشه آنان نوضیح داده است.
ارزیابی رویکرد ریچارد رورتی به معرفت‌شناسی بر اساس آموزه‌‌های عقلانیت نقّاد
نویسنده:
مصطفی شعبانی ، علیرضا منصوری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
به اعتقاد ریچارد رورتی، همواره یک تلقی نادرست از فلسفه وجود داشته است که هدف فلسفه را دستیابی به دانشی جاودان و گرفتار تلاشی مذبوحانه برای رسیدن به هدفی به نام «‌حقیقت‌» یا «‌واقعیت‌» می‌شمارد. او با استفاده از استعارۀ ادراکی «آینۀ طبیعت» معرفت‌شناسی بعد از دکارت را حول دو محور مبناگرایی و بازنمودگرایی نقد کرده و رویکرد بدیلی با عنوان «رفتارگرایی معرفت‌شناختی» ارائه می‌کند. رورتی هدف خود را نه ارائۀ راه حل‌هایی برای مسائل فلسفی، بلکه کنار گذاشتن این گونه از فلسفه‌ورزی می‌داند. در مقالۀ حاضر با تکیه بر آموزه‌های عقلانیت نقّاد، ضمن نقد رویکرد تاریخ‌نگارانۀ رورتی نشان داده می‌شود که بازسازی او از تاریخ فلسفه یک‌جانبه است. به علاوه موجّه‌گرایی رورتی مورد نقد قرار می‌گیرد. دیدگاه مبناگرایانه و دیدگاه رورتی با وجود تفاوت‌‌هایی که با هم دارند هر دو به رویکرد موجّه‌‌گرایانه در معرفت‌‌شناسی تعلق دارند، به این معنا که معرفت را نیازمند توجیه می‌انگارند؛ در حالی‌که - چنان‌که عقل‌گرایان نقّاد نشان داده‌اند - موجّه‌‌سازی - چه درونی و چه بیرونی‌‌ - نه ممکن است و نه لازم. در واقع، او بین معرفت‌شناسی و روان‌شناسی خلط کرده و افزون بر این، به دلیل غفلت از معرفت‌شناسی غیرموجّه‌گرا، پیشنهاد ایجابی او، یعنی رفتارگرایی معرفت‌شناسانه‌‌، نیز دچار معضل موجّه‌گرایانه است.
صفحات :
از صفحه 51 تا 70
پراگماتیسم و اومانیسم
نویسنده:
محمود خاتمی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
هدف اصلی این نوشته آن است که نشان دهد اولا پراگماتیسم بر اصولی استوار است که ملازم اومانیسم هستند ولذا پراگماتیسم در اصل یک مکتب اومانیستی است و ثانیا دستاورد آشکاری که در سطح فرهنگ و جامعه امریکایی عرضه داشته ست موجب رشد طیف وسیعی از اومانیست ها در امریکا شده است که به اومانیسم جدید یا اومانیسم علمی یا طبیعت گرایی اومانیستی قائل هستند. بدین منظور نخصت پراگماتیسم را معرفی می کنیم و سپس اومانیسم را تعریف می نماییم و آنگاه رابطه آن دو را با هم یک بار از طریق بررسی اصول پراگماتیسم و بار دیگر از طریق رابطه اومانیسم جدید امریکایی با آن به بحث می نهیم.
پراگماتیسم و فلسفه تحلیلی
نویسنده:
عبدالرزاق حسامی‌فر
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
پراگماتیسم در طبقه‌بندی فلسفۀ معاصر به دو سنت تحلیلی و قاره‌ای، جایگاه بینابینی دارد و البته قرابت آن به فلسفۀ تحلیلی بیشتر است. پیوند میان پراگماتیسم و فلسفۀ تحلیلی را در نیمۀ نخست قرن بیستم می توان در تأثیری ملاحظه کرد که اندیشۀ پدیدآورندگان این سنت، به ویژه ویلیام جیمز، بر فیلسوفان تحلیلی، به‌ویژه ویتگنشتاین، گذاشته است؛ چنانکه می‌توان مشابهت‌هایی میان سخنان جیمز و بخشی از نظریات ویتگنشتاین، مثل نظریۀ مشابهت خانوادگی، مشاهده کرد. تأثیر و تأثر میان این دو سنت فلسفی در نیمۀ دوم قرن بیستم چندان گسترش یافته است که فیلسوفان برجستۀ سنت تحلیلی در این دوره پراگماتیست هایی چون کواین، کریپکی، پاتنام، رورتی و سلارز بودند و از این رو مفهوم پراگماتیسم تحلیلی مطرح شد. در این مقاله ابتدا دربارۀ نسبت میان اندیشه‌های ویلیام جیمز و ویتگنشتاین بحث می‌شود و پس از آن نسبت میان پراگماتیسم و فلسفۀ تحلیلی در نیمۀ دوم قرن بیستم در پرتو بررسی اندیشه‌های رورتی و سلارز کاویده می‌شود.
صفحات :
از صفحه 187 تا 217
  • تعداد رکورد ها : 81