جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 4599
رابطه نفس و بدن ازدیدگاه دوگانه انگارانه ابن سینا و دکارت و بررسی آراء تفسیری علامه طباطبایی
نویسنده:
سپیده سمیعی فرد؛ استاد راهنما: محمد کاظم علمی سولا
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
وجود نفس و مغایرت آن با بدن، ماهیت نفس و مادی یا مجرد بودن آن، نحوه حدوث و پیدایش آن همواره از چالشی‌ترین مباحث در آرای فلسفی و کلامی بوده است. با وجود تحقیقات فراوانی که در این بحث صورت گرفته، همچنان به عنوان یک موضوع پویا و ضروری تلقی می‌شود. در این پایان‌نامه ضمن بیان دیدگاه دوگانه‌انگارانه ابن‌سینا و دکارت به بیان نظریه علامه طباطبایی با توجه به مبانی تفسیری ایشان از قرآن حکیم پرداخته شده است و با توجه به روش تحقیق در این پایان‌نامه که به صورت تطبیقی است ابتدا به بیان نظریات آن‌ها در مورد نفس پرداخته شده که به صورت خلاصه می‌شود چنین بیان داشت که ابن‌سینا نفس را کمال نخستین برای جسم طبیعی آلی و آن را جوهری مجرد و بسط و دارای حرکت عرضی می‌داند و دکارت معتقد است نفس جوهر ذاتا مجرد از ماده، بسیط و تجزیه ناپذیر است که صفت مقوم آن اندیشیدن است و توقف فکر، ‌یعنی توقف هستی نفس و علامه طبابایی نفس را جوهری بسیط، مجرد از ماده در مقام ذات ولی در مقام فعل متعلق به آن می‌داند در آخر به تطبیق بین نظریات این سه فیلسوف پرداخته شده که با وجود شباهت و قرابت بین آن‌ها تفاوت اساسی که می‌توان به آن اشاره نمود آن است که ابن سینا و دکارت قائل به واسطه بین ارتباط نفس و بدن هستند و علامه طباطبایی با توجه به حرکت جوهری قائل به سیر نفس در قوس نزول بوده تا به این مرحله از جسمانیت حلول نموده است و دیگر آن‌که علامه طباطبایی معتقد به قدم نفس بوده در حالی که آن دو فیلسوف دیگر چنین اعتقادی را ندارند.
بررسی رویکرد تفسیری و فلسفی علامه طباطبایی به معاد جسمانی و حل اشکالات آن
نویسنده:
زهرا سید‌ هاشمی؛ استاد راهنما: حوران اکبر زاده؛ استاد مشاور: عبدالله نصری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بر اساس مراتب وجودی انسان، در جهان هستی عوالم سه گانه ی عقل ، مثال و طبیعت وجود دارد و هر مرتبه از وجود انسان وابسته به عالمی از سنخ خودش است. از نگاه علامه، انفكاكى از جهت وجود بین وجود مادی، مثالی و عقلی موجودات نیست و لذا برزخ و قيامت هر انسانى در حال حاضر موجود است و با حقيقت وجود او معيّت دارد زیرا قیامت و برزخ محیط به دنیاست.انسان موجودی مرکب از نفس و بدن بوده و دارای خلقتی تدریجی است و مراد از«نفخ روح در جسد»، این است که حق تعالی جسد را بعینه انسان کند نه اینکه واحدی را ضمیمه واحدی دیگر کند. روح یا نفس جوهرى است كه ذاتاً از ماده مجرد اما در مقام فعل متعلق به آن و‏ مقوّم انسان است. نفس دارای حرکت جوهری بوده و تجرد از ماده، غايت این حركت است. نفس پس از مرگ وجدایی از بدن مادی، امر تدبیر کنندگی بر بدن مثالی در عالم مثال ونیز بر بدن اخروی درعالم آخرت را دارد .با برپایی قیامت تحولی عظیم در سر تا سر عالم رخ می دهد و نظامی نوین با قوانین منحصر به خود و متفاوت با قوانین و نظام دنیوی آشکار می شود.در پی این تحولات، نفس و بدن آدمی نیز پس از آفرینش های نوین و خلق های پی در پی متناسب با نظام اخروی رخ می نمایانند.بدن پس از تحولاتی که می گذراند به نفس ملحق می شود و نفس موضوع ثواب و عقاب اخروی قرار می گیرد.
عالم ذر و عالم امر از دیدگاه فخررازی و علامه طباطبایی
نویسنده:
صدیقه خدادوست؛ استاد راهنما: عبدالله نصری؛ استاد مشاور: محسن حبیبی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
فخر رازی در تفسیر کبیرِ خود، با تعبیری نو از معنای «خلق» و «امر» تاثیر شگرفی بر مفسّرین پس از خود گذاشته است. وی خلق را به معنای آفرینش امور جسمانی و امر را به معنای آفرینش موجودات مجرّد دانسته است و با استفاده از همین تعبیر بر تجرّد روح استدلال آورده است. علّامه طباطبائی در تفسیر المیزان در ابتدا «امر» را به معنای ایجاد روابط و آثار بین موجودات دانسته است، اما در ادامه تفسیر خود به نظر فخر رازی نزدیک شده و امر را آفرینش امور بی‌تدریج و خلق را آفرینش امور تدریج‌بردار دانسته است. باوجودِ تفسیر بدیع فخر رازی در باب عالَم امر، این تفسیر هیچ تاثیری بر نظر وی در باب عالَم ذرّ و تفسیر آیه میثاق نگذاشته است و وی همانند بسیاری از محدّثین و متکلّمین همان نظریّه ابدان ذرّی را برگزیده است. اما علامه بر اساس اصل واقعیت و بیان تفاوت عالم امر با عالم خلق بر این باور است که برای هر موجودی در عین وحدت، دو وجهه وجودی است. وجهه‌ای ملکی و دنیوی که از قوه به فعل و از عدم به وجود می‌آید، و وجهه‌ای ملکوتی که رو به سوی خدا دارند. این دو وجهه، گرچه دو وجه یک واقعیت هستند ولی احکام آنها متفاوت است.
مدل تفسیری قرآن به قرآن علامه طباطبایی در تفسیر المیزان: مطالعه موردی سوره های حمد، نیمه اول بقره، حجر، عبس، بینه
نویسنده:
طیبه یزدان مدد؛ استاد راهنما: علیرضا فخاری؛ استاد مشاور: محمدحسین بیات، عباس اشرفی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
ز مهمترین مباحث در حوزه قرآن‌پژوهی، روش‌شناسی تفسیر است. بی‌شک فهم قرآن از ضروریات دینی بوده و از عوامل نیل به این مهم، ارزیابی روشهای به کار گرفته شده توسط مفسران است تا بتوان به ضابطه‌هایی مشخص برای فهم دقیق‌تر دست یافت. یکی از روش‌های مورد توجه، تفسیر قرآن به قرآن است. در این روش تفسیری، معانی و مفاهیم آیات قرآن، با استناد به آیات دیگر به دست می‌آید. برای داوری در هر روش تفسیری باید قواعد و ضوابط به کار گرفته شده توسط مفسری که ادعای عمل به آن روش را دارد، بررسی گردد. تا بتوان هر یک از آنها را شناخته و میزان صحت و سقم آن را ارزیابی کرد. بدین منظور، شیوه قرآن به قرآن علامه طباطبائی ـ به عنوان مفسر مطرح در این روش تفسیری ـ در سوره حمد، جزء اول سوره بقره، حجر، عبس و بینه، به عنوان مطالعه موردی، بررسی می-گردد. عملکرد ایشان در این سوره‌‌ها را می‌توان به شقوق مختلف تقسیم کرده و مدل‌‌های مختلفی چون بسط مفهوم ضمنی، پرداخت تفصیلی، پرداخت اجمالی، مدل قصص و ... از آن استخراج نمود. این مدل‌ها دارای فراز و فرود و نیز اشتراکات و افتراقاتی همراه با ضعف و قوت‌هایی هستند. برخی نواقص کمتری داشته به عنوان بهترین مدل مطرح میشوند. میتوان با در نظر گرفتن اشتراکات، یک مدل محوری و اصلی را ارائه داد که کم و کیف بهره‌برداری از آن، به دو عامل الف: موضوع آیات ب: جایگاه آیات، بستگی دارد. در مواردی بکارگیری از آیات قرآن به اوج خود رسیده و در مواضعی کمترین استفاده را داشته است. در مواردی نیز بطور کل از این رویکرد فاصله گرفته است. از نکات مورد توجه در این مدل‌ها، می‌توان به الهام از روش بیان قرآن، اظهارنظر بدون ارائه مستدلات، تاثیر از روایات تفسیری در روند تفسیر و ... بیان نمود. از بررسی موارد تفسیر شده، موضوع آیات تفسیر شده، رابطه و نسبت موضوعی آیات استفاده شده با آیات مورد بررسی، نسبت مکانی آیات مورد استفاده با آیات مورد بررسی و ... نکات مهمی بدست می‌آید.
بررسی ادراک فطری از دیدگاه دکارت و علامه طباطبایی
نویسنده:
منا دلاوری؛ استاد راهنما: رمضان مهدوی آراد بنی؛ استاد مشاور: مهدی خبازی کناری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مباحث و مسائل زیادی درباره شناخت، وجود دارد. بحث درباره شناخت از مباحث پر چالش و محوری فلسفه‌ جدید است. از موضوعات مهمی که تحت مباحث شناخت‌شناسی مطرح می‌شود، مسئله منبع و منشأ شناخت است. متفکران و فیلسوفان غربی در برابر این پرسش در دو موضع متفاوت تجربه‌گرا و عقل‌گرا ابراز رأی کرده‌اند. مسئله وجود ادراکات فطری یکی از نتایج بحث‌های فلاسفه عقل‌گرا پیرامون مسئله شناخت است. دکارت کسی است که از طریق فطری دانستن برخی ادراکات موجود در ذهن، سعی در حل نزاع بین عقل و تجربه دارد. می‌توان گفت او نخستین فیلسوفی است که به‌طورجدی و پررنگ مسئله ادراکات فطری را در عصر جدید مطرح می‌کند. فطری بودن برخی ادراکات به‌عنوان یکی از مسائل معرفتی در فلسفه اسلامی نیز موردتوجه است و چه‌بسا بتوان پذیرفت که به‌واسطه تأثیری که پذیرش ادراک فطری در معرفت‌شناسی دینی داشته است متفکران مسلمان بدان توجه بیش‌تری داشته باشند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی و مقایسه دیدگاه دکارت و علامه طباطبایی در مورد مسئله ادراک فطری است. با توجه به کیفی بودن پژوهش حاضر محقق با روش توصیفی و تحلیلی از طریق مراجعه به آثار این دو فیلسوف و شارحان آن‌ها تلاش نموده است دیدگاه این دو فیلسوف بزرگ را مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهد. نتیجه‌ای که این تحقیق بدان رسیده است، تأکید بر این نکته است اگرچه اصل ادراک فطری در نزد این دو فیلسوف مذکور وجود داشته است ولی به دلیل تفاوت اوضاع اجتماعی و عصری که در آن تلاش فلسفی خود را ارائه می‌داده‌اند تقریرهای متفاوتی از آن به عمل آوردند.
بررسی تطبیقی دیدگاه علامه طباطبایی و ویلیام پییر الستون پیرامون معنا شناسی صفات الهی و ارتباط ان با زبان دین
نویسنده:
جواد حسینی تاجیک؛ استاد راهنما: قاسم پورحسن؛ استاد مشاور: یحیی یثربی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در این رساله ابتدا دیدگاههای مختلف در موضوع زبان دین ومعناداری صفات الهی بیا نشده است تا بدین وسیله تصویری از سابقه مسال همحوری این رساله و نوع پاسخ فلاسفه مقدم ارایه شده باشد .در ادامه دیدگاههای دو فیلسوف مورد بررسی قرار گرفته شده است.در نهایت این نتیجه حاصل شده است که علی رغم تفاوت های فلسفی دیدگاههای دوفیلسوف پاسخ ایشان به گونه‌ای شباهتهای بسیار دارد . از تفاوتهای دیدگاههای دو فیلسوف که بگذریم هردو اعتقاد دارند زبان انسان در عین ضعف و محدودیت ذاتی قادر است با حذف ویژگیهای بشری صفات ، هسته‌ای ازمعنارابرذات الهی اطلاق نماید.
جایگاه ابلیس در نظام هستی از منظر ملاصدرا و علامه طباطبائی
نویسنده:
عاطفه کمالی؛ استاد راهنما: ‮سعید انواری‬؛ استاد مشاور: غلامرضا ذکیانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
چکیده :
نظریه ی جایگاه ابلیس در نظام خلقت تنش های فراوانی را در حوزه ی اندیشه ی اسلامی به وجود آورده از جمله می توان به چالش های مربوط به رابطه ی ابلیس با مسئله ی سعادت و شقاوت، جبر و اختیار و ... اشاره کرد. در روزگار حاضر ابلیس به یکی از پر مخاطره ترین مسائل در دنیا، خصوصاً مشرق زمین و در میان فلاسفه ی دین تبدیل گشته است. که عدم دفاع عقلانی از این مسئله، خسارت جبران ناپذیری را بر آموز های دینی و اسلامی وارد می کند. این پژوهش درصدد تبیین جایگاه ابلیس در نظام هستی با محوریت آراء علامه و ملاصدرا است. مسئله ی اساسی که دغدغه ی اصلی این تحقیق است آن است که اساساً جایگاه ابلیس در نظام هستی و میزان تأثیر وی در کل نظام هستی در حوزه¬ی تکوین و در حوزه ی تشریع چگونه است؟ در صورت پاسخ دادن به مسئله¬ی فوق، تبیین مسئله¬ی شر و حدود اختیار و جایگاه انسان در نظام خلقت چگونه توجیه پذیر است؟ براساس حکمت و قرآن عالم هستی دارای نظام احسن است، از این رو با توجه به نقایص و شرور فراوان در جهان هستی از جمله شیطان، آیا نظام موجود بهترین نظام است یا نه؟ در این رساله در چهار فصل به بررسی ماهیت ابلیس، جایگاه ابلیس در نظام هستی، رابطه ی ابلیس و انسان و سرنوشت ابلیس (معادشناسی) پرداخته ایم.در پایان این بررسی ها می توان گفت که نه تنها وجود ابلیس با نظام احسن سازگاری ندارد بلکه لازمه ی وجود جهان و به تکامل و سعادت رسیدن انسان همان ابلیس است و عمده اختلافات و چالش هایی که نسبت به حضور ابلیس در هستی وجود دارد ناشی از خلط بین دو مبحث بسیار مهم تکوین و تشریع یا به عبارتی دیگر دید وحدت یا کثرت است. که از بعد تکوین و دید وحدت وجود ابلیس سراسر خیر و رحمت است و از بعد تشریع یا دید کثرت به عنوان موجودی شرور که عامل انواع فسق ها و فجور می شود محسوب می شود و عمده بررسی های ملاصدرا و علامه در باب این موضوع با جداسازی بین این مباحث می باشد.
دیدگاه علامه طباطبائی در باب معرفت نفس
نویسنده:
سمیرا مهرآور؛ استاد راهنما: محمدرضا اسدی؛ استاد مشاور: صدرالدین طاهری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
"معرفت نفس "از نظر علامه طباطبائی نزدیک ترین و بلکه یگانه طریق رسیدن به معرفت حقیقی و کمال مطلق است .وی معرفت حضوری و شهودی نفس را معرفتی حقیقی می داند و معتقد است معرفت حصولی انسان را به حقیقت نمی رساند .از نظر ایشان انسان برای نزدیک شدن و رسیدن به کمال حقیقی باید با کسب معرفت حضوری نسبت به نفس خویش که لازمه آن عدم توجه به غیر خدا و توجه محض و مطلق نسبت به خداوند است، از عالم ماده رهایی یابد و پس از گذر از عالم مثال و عالم عقل یعنی مراتب عالم که البته شناخت آنها برای شناخت مراتب نفس لازم است، در ذات حق تعالی فانی گردد.البته ایشان معتقدند که معرفت نفس باعث شناخت پروردگار می گردد یعنی در همان زمان که انسان نسبت به نفس خویش آگاهی می یابد در واقع به خداوند عالم می گردد چرا که او مخلوق خداوند است، و همین شناخت باعث درک رابطه اش با خداوند می گردد .رساله حاضر برمبنای روش کتابخانه ای به تو صیف و تحلیل نظرات علامه طباطبائی بر پایه استدلال پرداخته است
بررسی تطبیقی گرایش‌های اجتماعی علامه طباطبایی و ابن عاشور
نویسنده:
آلاء شهرستانی؛ استاد راهنما: زهره اخوان قدم
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
چکیدهدر دوران معاصر تحولات گسترده ای در عرصه سیاسی، اجتماعی و عقیدتی در جوامع مسلمان رخ داده،که گرایش اجتماعی در تفاسیر قرآن کریم یکی از آثار این تحولات است. این نوع گرایش، مفسر را وا می‌دارد تا واقعیت را نه به طور خنثی، بلکه به صورت فعالانه مورد کاوش قرار دهد و مهمترین ویژگی آن، کاربردی کردن آموزه‌های قرآن کریم در اجتماع و ارتقای این تعالیم از فردگرایی به جمع اندیشی و تحلیل مسیرکمال و سرنوشت جامعه مسلمان است. این پژوهش که با روش تحلیلی توصیفی و با نگاه تطبیقی انجام شده، کوشیده است تا با مطالعه مباحث اجتماعی در دو تفسیر المیزان و التحریر و التنویر و بررسی گرایش اجتماعی دو مفسر معاصر عالم تشیع و تسنن؛ علامه سید محمد حسین طباطبایی و محمد الطاهر ابن عاشور، زمینه پاسخ گویی به نیازها و پرسش‌های جامعه را فراهم آورد. در این نوشتار محور های اساسی جامعه از جمله اقتصاد، سیاست، حقوق و اخلاق از نگاه دو مفسر مورد بررسی قرار گرفت و شرایط تحقق هر یک از این محور ها در جامعه و اشتراکات و افتراقات رویکرد اجتماعی دو مفسر روشن شد. یافته‌ها نشان داد در حوزه اقتصاد هرچند دو مفسر قوام جامعه را در اقتصاد می دانند اما شرح و بسط مباحث و پرداختن به نتایج اجرایی ساختار های مثبت و منفی موثر بر جامعه در المیزان جلوه ی بیشتری دارد. در زمینه سیاست و حقوق به دلیل تفاوت در مذهب، اختلافاتی وجود دارد که در امر حکومت، امامت، شورا و ازدواج موقت نمود بیشتری پیدا کرده است. در مباحث اخلاقی هر دو مفسر به وجود پیوندی میان اخلاق و جامعه معتقدند اما تحلیل بحث‌های اجتماعی و کمیت و کیفیت پرداختن به اوضاع اجتماعی و نیازهای عصر در تفسیر المیزان شاخصتر از تفسیر التحریر و التنویر بوده است.
بررسی و تحلیل مبانی، اصول و روش دکتر صادقی در تفسیر الفرقان و مقایسه آن با روش تفسیری علامه طباطبایی
نویسنده:
محمدکاظم میرحسینی؛ استاد راهنما: محسن جوادی؛ استاد مشاور: امیردیوانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
چکیدهموضوع رساله بررسی تطبیقی مبانی، و روش تفسیری دکترصادقی وعلامه طباطبایی می‌باشد؛ سوال محوری درباب زمینه‌های فکری آقای صادقی وآراء جدید وی و روشهای مشترک واختصاصی در باب مبانی واصول وروش تفسیرقرآن باهدف روشن شدن مبنا وآراء دکترصادقی درسایه مبانی متقن و زمینه استفاده محققین ازآراء جدید وی می‌باشد که باتحقیق درآثاروی به صورت کتابخانه‌ای ومقایسه آن با مبانی علامه درتفسیر انجام گرفت.مبانی تفسیری دکترصادقی در تفسیر الفرقان مثل علامه با محوریت خود قرآن وسنت به شرط عدم مخالفت با قرآن است. روش وی روشی است متکی برتفسیرقرآن به قرآن وقرآن به سنت.روش صادقی در تفسیر را می‌توان یکی از مکاتب تفسیری وابسته به مشرب تفسیری علامه طباطبایی به شمار آورد. مبانی وروش دکترصادقی دراکثرموارد باعلامه یکیست ولی علامه خبرمتواتر را بدون توجه به مخالفت وعدم مخالفتش با قرآن می‌پذیرد اما صادقی برشرط عدم مخالفتش با قرآن اصرار می‌ورزد. علامه فقط ترتیب آیات را توقیفی می‌داند اما صادقی جمع سور، آیات، حروف، حتی اعراب را وحیانی می‌داند. علامه بعضی موارد اختلاف قرائت را می‌پذیرد. صادقی هیچ اختلافی را برنمی‌تابد.آراء جدید دکترصادقی در توسعه معانی لغات وعدم جمود برمعنای واحد(درموارد مقتضی وفاقد قرینه)، توقیفی دانستن چینش سور، آیات، اعراب، التزام به قراءت واحد، وبیان مسائل فقهی به صورت مستدل وگسترده می‌باشد. مهمترین دست آورد رساله روشن شدن مبانی وروش دکترصادقی در برداشت ازقرآن وتوسعه مفاهیم وبه خصوص مصادیق آیات، باتکیه براطلاقات وعمومات قرآن درپرتو منطق فصاحت وبلاغت و نیز اهرم بیان وتبیین کتاب هدایت است. سعی شده است مبانی، متخذ از وحی؛ وتمام قبض و بسطها دارای تکیه‌گاه محکم وبدون هیچ تحمیل علمی یا عقیدتی باشد. رساله طی چند فصل به ترتیب: کلیات، مبانی واصول، روش وگرایش ونهایتا نتیجه‌گیری، طراحی و ارائه گردید.
  • تعداد رکورد ها : 4599