جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 5020
مقایسه مبانی و راهکارهای یالوم و ملاصدرا در مواجهه با اضطراب مرگ
نویسنده:
نویسنده:منوچهر شامی نژاد؛ استاد راهنما:حسین ترک؛ استاد مشاور :محسن جاهد
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
پژوهش حاضر در زمینه فلسفه تطبیقی به مقایسه دیدگاه اروین یالوم و ملاصدرا در مسئله اضطراب مرگ می‌پردازد. این تحقیق با بررسی مبانی فلسفی و راهکارهای این دو شخصیت در صدد پاسخ‌گویی به این سؤال است که آنها چه راهکارهایی را برای درمان یا کاهش اضطراب مرگ ارائه کرده‌اند؟ ملاصدرا با نگاهی غایت انگارانه و با تکیه بر مبانی هستی ‌شناسی، با اثبات خدا به عنوان مبدأ المبادی، زندگی انسان را هدفمند و معنادار می‌بیند. در نگاه وی هویت انسان، هویتی عین‌الربط به علت است که در ارتباط با علت، موجودیت می‌یابد. وی با تکیه بر مبانی فلسفی خویش از جمله: اصالت وجود، اتحاد عاقل و معقول، حرکت جوهری، جسمانیه الحدوث بودن نفس، انسان را موجودی سیّال و در حال تکامل معرفی می‌کند که با طی مراتب استکمالی خویش، هر لحظه در مرتبه‌ای قرار می‌گیرد. در نظر وی مرگ نیز مرتبه‌ای از مراتب وجودی انسان است که با وقوعش، انسان به مرتبه دیگر انتقال می‌یابد. ملاصدرا با نگاهی وجودی به مرگ و با تفسیری فراطبیعت‌گرایانه از آن، انسان را موجودی فناناپذیر می‌داند که با سیر استکمالیش حتی از مرتبه تجرد فراتر رفته و به مرتبه بی‌ماهیت شدن (فوق تجرد) می‌رسد. در نظر وی مرگ نهایت نیست و بالذات بر انسان عارض نمی‌شود؛ بلکه مرگ، آغاز حیات ثانی است. وی ریشه‌های اضطراب مرگ را به دو منشأ فاعلی و غایی بر می‌گرداند، ولی برای کاهش اضطراب مرگ راهکاری جداگانه ارائه نمی‌دهد؛ اما با توجه به مبانی فلسفی ملاصدرا می‌توان راهکارهایی مبتنی بر قبول واقعیت مرگ را از فلسفه وی استنباط کرد؛ راهکار دینداری، رابطه عین الربطی با وجود مطلق، نگرش تحولی به نفس و نگرش فرایندی به مرگ، می‌توانند از جمله راهکارهای استنباطی از فلسفه ملاصدرا برای کاهش اضطراب مرگ باشند. در مقابل، یالوم به عنوان روان درمانگر وجودی معتقد است انسان به صورت تصادفی به جهان فاقد معنا پرتاپ شده است و باید خودش برای زندگی‌اش معنا جعل کند. از نظر وی، انسان در دنیا با چهار دغدغه وجودی مهم مواجه است که عبارتند از: مرگ، آزادی، تنهایی و پوچی. یالوم مرگ را مهم‌ترین دغدغه وجودی انسان می‌داند. به باور وی، هر چند مادیت مرگ، انسان را نابود می‌کند، ولی اندیشه مرگ، نجات بخش است. وی به عنوان روان‌‌درمان‌گر وجودی با رویکردی طبیعت‌گرایانه و خداناباورانه و با نگاهی نیست‌انگارانه به مرگ، واقعیت مرگ را به عنوان دغدغه وجودی قبول دارد. ریشه‌های اضطراب مرگ را به مرگ آگاهی، تنهایی، شکوفا نشدن استعدادهای بالقوه، آزادی و... برمی‌گرداند و با اتّکاء بر روش‌‌هایی مانند: ارتباط انسانی، خلاقیت، موج آفرینی و... درصدد درمان اضطراب مرگ‌ است. نگارنده با مقایسه مبانی و راهکارهای ملاصدرا و یالوم به این نتیجه رسیده است که هر دو نظریه، کاربردی و مفید هستند؛ ولی هیچ کدام برای کاهش اضطراب مرگ، جامع و مانع نیستند. نظریه ملاصدرا به دلیل داشتن پیش‌فرض‌های فلسفی و انتزاعی شاید برای عموم مردم، به خصوص خداناباوران، قابل درک و استفاده نباشد. در مقابل، نظریه یالوم به دلیل اینکه مبتنی بر رویکرد طبیعت گرایی است و پیش‌فرض‌های مشکل فلسفی را ندارد، علاوه بر خداناباوران، برای خداباوران هم، قابل استفاده است؛ در عین حال، نظریه یالوم نیز در برخی مبانی هستی‌شناختی خود با مناقشه‌هایی مواجه است. در مقایسه دو دیدگاه بر اساس معیارهای مختلف نیز، هر دو نظریه از معیار انسجام درونی و بیرونی، وضوح برخوردار هستند. نظریه یالوم نسبت به نظریه ملاصدرا ساده‌تر است ولی نتوانسته است مسئله تنهایی اگزیستانسیال را حل کند اما نگاه ملاصدرا با پیچیدگی فلسفی توانسته به حل مسئله نائل آید. به لحاظ فراگیری تبیینی، نگاه ملاصدرا فراگیرتر است و به لحاظ توجیه پذیری نگاه ملاصدرا توجیه پذیرتر است زیرا توانسته است نظریه خود را مدلل سازی کند. در نهایت، با وجود نقاط قوت و ضعف هر دو نظریه، به نظر می‌رسد تلفیق راه‌کارهای دو اندیشمند برای خداباوران در کاهش اضطراب مرگ کارآمد است و نویسنده راهکار تلفیقی از دو دیدگاه را راهکار «حیات مبتنی بر تحول اندیشیدن و عمل کردن» می‌داند.
بررسی تطبیقی حرکت جوهری در اندیشه صدرالمتألهین و حرکت در طبیعت وایتهد
نویسنده:
نویسنده:علی ناییجی؛ استاد راهنما:مهدی منفرد؛ استاد مشاور :سیداحمد فاضلی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
حرکت، یکی از مهم ترین مسایل فلسفه وفیزیک است که دارای کاربرد فراوانی است. در فلسفه ، مسائلی مانند قوه و فعل،علیت و زمان...،مبتنی به فهم حرکت است. تکامل موجودات طبیعت،به آن بستگی دارد. پیش رفت فلسفه، علوم و تکنولوژی در دنیای مدرن در سایه حرکت اتفاق می افتد.فهم حرکت، زیربنای دگرگونی در طبیعت است. بشر با تحول دردرک طبیعت، توانست بازیگر طبیعت شود. حرکت در ذات موجودات نهادینه شد، به‌طوری‌که حرکت و طبیعت را می‌توان دو مفهوم از یک مصداق دانست.حرکت محور پیش‌رفت،در موجودات است که با آن، موجودات به سوی غایت می‌روند. حرکت در صدرالمتألهین، ذاتی طبیعت محسوب می‌شود. حرکت نه‌تنها در اعراض،بلکه در جوهر نیز جریان دارد.به‌طوری‌که نمی‌توان صیرورت وطبیعت را مجزا دانست که باهم متحد شدند. در وایتهدنیز آن‌چه واقعیت دارد،پویش و روابط میان اجزا طبیعت است. طبیعت از اجزای متحرک بالذات به حرکت خود ادامه می دهدکه دارای شبکه سیستمی زنده که هریک از اجزا در رابطه با کل،حاصل شد.در این رساله در صدد تطبیق فلسفی در اندیشه صدرا با وایتهد در مساله حرکت هستیم .مراد از تطبیق یافتن قرابت و هم سویی ها این دو متفکر در این مساله است .از این رو؛ می توان گفت : هر دو فیلسوف در تقریر حرکت،آن را ذاتی طبیعت دانستند.به طوری که هیچ امر ساکنی را نمی توان در طبیعت فرض کرد .تارو پود عالم ماده در سیلان و پویش است . که در صدرالمتالهین وجود رابط با مستقل ودر وایتهد شبکه سیستمی زنده را به وجود می آورد .حرکت در اندیشه آن‌ها ،جهان‌شمول است که ادراکات را در بر می‌گیرد.در نتیجه،اتحاد علم و عالم و معلوم را به همراه دارد. ربط متغیر به ثابت و عدم تعین از این جا ناشی می شود . در عین‌حال حرکت بدون غایت ممکن نیست،پس سیر حرکت در طبیعت،به سوی کمال می‌رود. این امور دلالت دارد که فعل وانفعالاتی که در طبیعت رخ می‌دهد امری معنادار است.
بررسی و تحلیل ملاصدرا از آراء فلاسفه، متکلمان و صوفیه پیرامون آیه نور (با محوریت رساله نور)
نویسنده:
نویسنده:زهرا کاظمی‌فرد؛ استاد راهنما:حوران اکبرزاده؛ استاد مشاور :سعید انواری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
آیه نور یکی از آیاتِ پیچیده و بحث‌برانگیز قرآن کریم است که به همین جهت، همه مفسران و غالب متکلمان و فلاسفه و عرفا در این آیه بسیار تدبّر و تأمّل کرده‌اند و کوشیده‌اند تمثیلاتِ مطرح شده در آن را رمزگشایی کنند تا شاید بدین وسیله بتوانند مقصود خدای‌تعالی از این آیه را دریابند. ملاصدرا نیز به عنوان بنیان‌گذار حکمت متعالیه، که نقطۀ تلاقی فلسفه، عرفان، و قرآن است، هنگامی که با این آیه مواجه می‌شود، تفسیری فلسفی-عرفانی بر این آیه می‌نگارد. وی برای ارائه تفسیر خود از این آیه، آن را به چهار بخش تقسیم کرده و در هر بخش، تفاسیر متعددی را از وجوه مختلفی ارائه می‌دهد. از این رو، وی چهار تفسیر از زوایای مختلف برای «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» بیان کرده، و ضمن ارائه تأویلاتی جداگانه برای تمثیلاتی نظیر مصباح، مشکات، زجاجه، درخت زیتون و غربی و شرقی نبودنِ آن، با نظر به کلّ تمثیلات مطرح شده در آیه، یک تأویل در ساحتِ بدنِ انسان، سه تأویل آفاقی، و یک تأویل انفسی نیز از مجموعه تمثیلات مطرح شده در آیه ارائه می‌دهد. ملاصدرا پیش از بیان تفسیر خود، به‌عنوان مقدمه و درآمدی تاریخی، به بررسی آراء مفسران، متکلمان و علمای عرب از یکسو، و آراء متقدمان و متأخران صوفیه از سوی دیگر در باب این آیه نیز می‌پردازد. تحلیلی که وی از آراء این اندیشمندان ارائه می‌دهد و همچنین تفسیری که خود بر این آیه می‌نگارد، نمایانگر قرابت دیدگاه وی با دیدگاه دسته آخر، یعنی متأخران صوفیه است. او از میان متأخران صوفیه، بیشترین بهره را در درجه اول از کتاب تمهیدات عین‌القضات همدانی، و سپس از تعالیم شیخ اشراق، و ابن‌عربی و شاگردانش می‌برد. لیکن وی به هنگام استفاده از این منابع، تنها در کسوت یک روایتگر صرف ظاهر نمی‌گردد، بلکه با استفاده از ذهن مولّد و خلّاق خویش، این مطالب را در قالب حکمت متعالیه ریخته، در این دستگاه هضم و جذب نموده و محصول فکری نوینی را ارائه می‌نماید.
بررسی حسن و قبح از دیدگاه ابومنصور ماتریدی و ملاصدرا
نویسنده:
نویسنده:محمد هاشمی؛ استاد راهنما:عظیم حمزئیان؛ استاد مشاور :قدرت‌الله خیاطیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
موضوع مورد بحث، بررسی مساله حسن و قبح از دیدگاه ابومنصور ماتریدی، شارح ماتریدی و ملاصدرا است. یکی از موضوعات اصلی، مهم و قدیمی در کلام اسلامی، که ضرورت شناخت خداوند، حکمت و عدل الهی، قاعده لطف، ملازمه‌ی عقل و شرع، حُسن تکلیف، قبح تکلیف بمالایُطاق و قبح عقاب بلا بیان و ... از نتایج اعتقاد به این قاعده است، مساله حسن و قبح است که ناشی از بحث جبر و اختیار و عدل می‌باشد و در حیطه افعال انسان و افعال خداوند مورد توجه است. اذعان به نیکی یا بدی افعال و اینکه آیا حسن و قبح، ذاتی یا صفتی بیرون از ذات افعال می‌باشد، در علم کلام به عنوان عقلی یا شرعی‌بودن حسن و قبح مطرح است که به عنوان مسئله اختلافی مهم میان دو فرقه کلامیِ اشاعره، معتزله و شیعه مطرح است. معتزله حسن و قبح را ذاتی و عقلی و اشاعره شرعی و اعتباری می‌دانند و امامیه و ماتریدیه نیز حسن و قبح را عقلی و ذاتی می‌دانند. اهمیت و ضرورت بحث حسن و قبح، بمنظور آشنایی با نظر ملاصدرا در مسئله حسن و قبح، به عنوان فیلسوف امامیه و آشنایی با نظرات بزرگان مکتب کلامی ماتریدیه در این مسئله می‌باشد. روش تحقیق در این پایان‌نامه به روش کتابخانه‌ای می‌باشد و هدف ما از این پژوهش ضمن مطالعه مساله حسن و قبح از دیدگاه ابومنصور ماتریدی، شارح ماتریدی و ملاصدرا به بررسی ویژگی‌های آنها به شیوه توصیفی-تحلیلی پرداخته و در نهایت وجوه اشتراک و اختلاف آنها و ارتباطی که بین حکم شرع و حکم عقل وجود دارد را بر می‌شمارد.
تحلیل و بررسی دعای صباح بر اساس مبانی ملاصدرا
نویسنده:
نویسنده:زهره شهیدی؛ استاد راهنما:مجید صادقی؛ استاد مشاور :محمدمهدی مشکاتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
دعای صباح منسوب به امام علی علیه السلام است. بسیاری از علمای بزرگ به این دعا توجه ویژه داشته اند و شرح این دعا را نگارش کرده اند که دو شرح آقانجفی قوچانی و ملاهادی سبزواری، در این تحقیق مقایسه شد. دعای صباح سرشار از مضامین توحیدی است و فرازهایی از دعا اختصاص به مسئله هدایت، نبوت و جایگاه نفس دارد. از آن جا که این موارد مهم ترین اصل از اصول مسمانان است، تحلیل و بررسی آن ها در دعای صباح از نگاه نگارنده مورد توجه قرار گرفته است. این تحلیل و بررسی بر اساس مبانی ملاصدرا صورت گرفته و دلیل آن، اصول بنیادینی از جمله اصالت وجود و حرکت جوهری است که در حکمت متعالیه وجود دارد. فرازهای ابتدایی دعای صباح مؤید اصالت وجود ملاصدرا است که این اصیل بودن وجود، گامی نو و بلند در جهت موحد بودن و موحد شدن است. آمیختن عرفان و فلسفه دیگر ویژگی اصول صدرایی است که کمک شایانی در جهت تحلیل دعای صباح بود. این تحقیق با هدف تبیین مباحث توحیدی، در قالب توحید نظری و توحید عملی، همچنین شناخت هدایت اصلی در دو بخش هدایت عامه و هدایت خاصه در گفتار معصوم علیه السلام و نیز بررسی دلایل تعالی و انحطاط نفس، با اصول صدرایی، شرحی بر دعا ارائه کرده است. ویژگی خاص این تحقیق دسته بندی مباحث مرتبط است که در هیچ شرحی این تقسیم بندی انجام نشده است. این تحقیق با روش تحلیلی- توصیفی و از نوع تحلیل محتوا به سبک مسئله محور به روش کتابخانه ای انجام شده است.
توزیع عادلانه قدرت و مناصب حکومتی از دیدگاه ارسطو و ملاصدرا
نویسنده:
مسیب جوزی ، مجید ملایوسفی ، محمدصادق زاهدی
نوع منبع :
مطالعه تطبیقی , نمایه مقاله
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
ترسیم نظام سیاسی که در آن قدرت و مناصب حکومتی به صورت عادلانه توزیع شده باشد از جمله دغدغه‌هایی است که ارسطو و ملاصدرا در آثار خود توجه ویژه‌ای بدان داشته‌اند ارسطو در پی این مسأله به بررسی انواع حکمرانی‌های سیاسی و نقد آن‌ها پرداخته و بیان می‌کند که ایراد اساسی حکومت‌ها در این باره این است که هرکدام شیوه حکومت خود را به طور مطلق عادلانه دانسته و توجهی به هدف از تشکیل جامعه سیاسی و حکومت که رساندن شهروندان به فضیلت و برآوردن منافع مشترک و شکوفندگی (اودایمونیا) آنها است، ندارند. حکومت‌هایی که این اهداف را برآورده کنند صحیح و عادلانه‌اند و در غیر این صورت منحرف‌اند. از نظر ملاصدرا نیز هر چند هدف از تشکیل جامعه و حکومت برآوردن نیازهای مشترک است اما اهداف دیگری نیز دارد که با دیدگاه ارسطو در این زمینه متفاوت است از نظر او هدف اصلی از حکومت و تشکیل جامعه رسیدن انسان به خداوند و سعادت اخروی است چرا که این جهان همانند گذرگاه است. همچنین از دیدگاه او حکومت منصبی الهی است که تنها به کسانی واگذار می‌شود که مأذون از طرف او باشند بنابراین تنها حکومت این افراد عادلانه بوده و صور دیگر حکومت از روی اضطرار قابل قبول می‌باشد. ما در این مقاله با تحلیل دیدگاه این دو فیلسوف به بررسی و مقایسه آراء آنها درباره نحوه عادلانه توزیع قدرت در نظام سیاسی و معیار شایستگی جهت حکومت و بدست گرفتن مناصب حکومتی خواهیم پرداخت.
تعریف کارکردگرایانه از حکمت متعالیه با نظر به آثار ملاصدرا
نویسنده:
رضا اکبری ، محمد جواد محمود زاده
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
با مراجعه به آثار ملاصدرا می توان دریافت حکمت در دیدگاه او از منبع الهی و عالم تجرد و عالم ملائکه بر انسان افاضه می‌شود. دریافت حکمت، مشروط به تحقق شروطی در ابعاد عاطفی، کنشی و معرفتی انسان است. شروط عاطفی از جمله شرح صدر، سلامت فطرت و حُسن خلق و شروط معرفتی مانند تیزی ذهن، سرعت فهم و سلامت اندیشه و شروط کنشی نیز مواردی از جمله تبعیت تام از شریعت و زهد و تقوی را دربرمی‌گیرد. رسیدن به حکمت، آثار خاصی را در حوزۀ معرفتی و رفتاری انسان دارد. در حوزۀ معرفتی سبب رسیدن انسان به یقین و خارج شدن از ظرف شک و تردید و... می‌شود. در حوزۀ رفتاری نیز رسیدن به اعتدال و تبعیت تام از شریعت نیز از آثار و غایات مترتب بر آن است. ملاصدرا از چنین حکمتی با اوصافی از قبیل حکمت شرعی، نقی و خالص و حکمت مشرقی و ... نیز یاد می‌کند.
صفحات :
از صفحه 133 تا 152
دیدگاه صدرالمتألهین دربارۀ تجرد انسان در قوس نزول و آثار آن بر حیات دنیوی
نویسنده:
نجیمه منصوری ، فروغ‌السادات رحیم‌پور
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
وجود عوالمی قبل از دنیا و حضور انسان و کیفیت حیات وی در آنجا، محل اختلاف فیلسوفان است. در این مقاله با بررسی نظر ملاصدرا که از معتقدان به حضور انسان در چنین عوالمی است، نحوۀ وجود و تجرد نفس انسان در حیات پیشین و تأثیرات این حضور بر زندگی دنیایی او تبیین می­شود. ملاصدرا با استناد به اصل تناظر قوس نزول و صعود و همچنین نظر به آیات و روایات، دو نوع وجود و تجرد برای انسان در قوس نزول بیان می­کند که یکی، به‌صورت جمعی عقلی در عالم عقول و علم الهی، و دیگری جزئی مثالی است. حضور در عوالم پیشین، آثاری بر حیات دنیوی انسان دارد؛ از جمله اینکه فطرت توحیدی پدیدآمده در عالم عقلی به‌واسطۀ تجرد تام و حضور برتر معلول در علت فاعلی، سرمایه­ای برای وصول به سعادت است. همچنین پیمان اخذشده در حیات پیشین، برای عامۀ مردم از یک‌سو و برای خواص از سوی دیگر، لوازمی دارد که در صورت پایبندی به پیمان، بسترساز هدایت الهی خواهد شد. تفاوت انسان­ها در حیات پیشین که از تفاوت طینت­ها و جایگاه آنها به وجود آمده است، می­تواند به‌عنوان یکی از عوامل تعیین رفتار و اهداف افراد در کنار سایر عوامل محیطی و ارادی مؤثر باشد.
صفحات :
از صفحه 169 تا 187
بررسی تطبیقی رابطۀ هستی‌شناسانۀ حیات و شناخت در دیدگاه افلوطین و صدرالمتألهین
نویسنده:
ثمینه سادات مرشدی اصطهباناتی ، مهدی منفرد ، زهرا خزاعی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
رابطۀ حیات و شناخت در دیدگاه افلوطین و صدرالمتألهین و تطبیق این دو دیدگاه از آن جهت دارای اهمیت است که پیوند هستی­شناختی حیات (life) و شناخت (knowledge) در نگاه دو فیلسوف حکایت از قرابت فکری آنها دارد. «نظر» (contemplation) در نگاه افلوطین نوعی شناخت عام و فراگیر است که تمام مراتب هستی، آن را واجدند. اندیشه یا شناختی که افلوطین آن را عین حیات و زندگی می­داند. در دیدگاه ملاصدرا نیز هم علم و ادراک (شناخت) و هم حیات، تابع وجود و بلکه عین وجود است. از این روست که علم و حیات در وجود، وحدت دارند. باور به عینیت وجودی دو صفت حیات و شناخت و بالتبع موجود حیاتمند و شناختمند، اعتقاد به تحویل­ حیات به شناخت و اشتراک مبانی رابطۀ هستی­شناسانه میان حیات و شناخت -همانندی مبدأ و غایت حیات و شناخت، مشکک ­بودن حقیقت حیات و شناخت، عامل مشترک حیات و شناخت در طبیعت و حیاتمندی و شناختمندی عالم- در نگاه دو فیلسوف، زمینه را برای تطبیق دو دیدگاه فراهم آورده است. تطبیقی که نتیجۀ آن، یافتن قرابت­های فکریِ دو فیلسوف دربارۀ نوع رابطۀ حیات و شناخت است.
صفحات :
از صفحه 27 تا 56
بررسی تعارض قاعدۀ مشائی کل ممکن زوج ترکیبی با وجود صرف و بلا ماهیت بودن مجردات امکانی نزد حکمای اشراقی از منظر حکمت متعالیه
نویسنده:
رامین عزیزی ، حسن ابراهیمی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
با تفحص در آثار فیلسوفان اسلامی با قاعده «کل ممکن زوج ترکیبی» برخورد می‌کنیم که براساس آن همۀ موجودات امکانی دارای ماهیت هستند. بااین‌حال قاعده دیگری نیز با عنوان «النفس و ما‌‌‌‌‌ ‌فوقها وجودات صرفه» از سوی اصحاب حکمت متعالیه مورد قبول واقع شده است که براساس آن طبق تفسیر بدوی حکم بر فقدان ماهیت در مجردات شده است. سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که آیا تناقضی بین دو قاعده وجود دارد یا خیر و در صورت عدم وجود تناقض، دیدگاه‌هایی که از سوی فیلسوفان برای رفع تناقض ظاهری بیان شده است چیست؟ برخی بین این دو قاعده تناقض قائل بوده و معتقدند رای نهایی صدرا تنها پذیرش یکی از این دو قاعده است. برخی دیگر هم معتقدند که علی‌رغم تناقض ظاهری، حقیقتاً بین این دو قاعده تناقضی وجود ندارد. نگارندگان بعد از احصای پاسخ‌های مطرح‌شده از سوی فیلسوفان آنها را قانع‌کننده نیافته ازاین‌رو با تحقیق و نگاه دوباره در معانی ماهیت پاسخ دیگری در این مقاله ارائه داده‌اند.
صفحات :
از صفحه 57 تا 84
  • تعداد رکورد ها : 5020