جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
معرفت‌شناسی کانت نزد فلسفی‌اندیشان معاصر ایران
نویسنده:
مسعود امید
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
از حدود یک سدة پیش، کشور ما بتدریج شاهد ظهور احساس مهم و اندیشه­یی مبارک در تفکر فلسفی است؛ احساس نیاز به ایجاد حال‌وهوای جدید در تفکر فلسفی. اما در این دوره مسئله­یی دیگر نیز مجال ظهور یافته است؛ اینکه آیا در این دورة تاریخی جدید، ورود به حال‌وهوای جدید و خانه تکانی فلسفی، میتواند صرفاً با نظر به درون سنت فلسفی و سرمایه­های سنتی صورت گیرد؟ پاسخ منفی است. بهمین دلیل بود که فلسفی­اندیشان این دیار، به مواجهه و گفتگو با مکتب فلسفی مدرنیته یا مدرنیتۀ فلسفی روی آوردند. این مواجهه در مراحل تکوین و تحول خود، از صبغة کلامی، سیاسی، ایدئولوژیک و حتی تفننی برخوردار بوده است، اما بمرور از سطح و سطحی­گرایی، تا حدودی به عمق و عمق­گرایی گرایید. امروزه تمرکز بر این رویارویی فلسفی و گزارش و تحلیل آن، بسیار حائز اهمیت است، چراکه این مسیر هم میتواند خاستگاه فلسفۀ معاصر و جدید ایران باشد و هم خاستگاه تاریخ فلسفه معاصر و جدید. حال، اگر قرار است درمورد مواجهه فلسفی ایرانیان تحقیقاتی صورت گیرد، روش­شناسی ما درباب این مواجهه فلسفی باید چگونه باشد؟ پیشنهاد میشود این تحقیقات، جزئی، مشخص، موردی و محدود باشند تا جنبه­های متعدد موضوع و نقاط قوت و ضعف آن مشخص گردد. بعلاوه، اگر تحقیقات و گزارشهای مفروض، مشتمل بر نقدها و ارزیابیها و سنجشهای فلسفی باشند، بسیار مفید خواهند بود. این نوشتار درصدد مرور و گزارش مواجهۀ فلسفی­یی است که درمورد معرفت­شناسی کانت رخ داده است. این مواجهه از سوی یکی از شش جریان و ظرفیت فلسفی معاصر، یعنی جریان فلسفة اسلامی معاصر ایران، صورت گرفته است. دستاورد این مواجهه، ظهور و حصول نتایجی در عرصة کانت­شناسی، کانت­سنجی و حتی کانت­پذیری بوده است.
صفحات :
از صفحه 65 تا 98
چگونه سینمای نئورئالیستی ایتالیا نمونۀ کامل سینمای مدرن از منظر فلسفۀ سینمای ژیل دلوز است؟
نویسنده:
فاطمه سیف اللهی ، محمد اصغری ، مسعود امید
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
ژیل دلوز، در تحلیل سینما، دو مفهوم اساسی را بررسی می‌کند: حرکت و زمان. هر دوی این مفاهیم در فلسفۀ درون‌ماندگار و تک‌نوایی او نقش محوری ایفا می‌کنند. بر همین اساس، دلوز سینما را به دو نوع اصلی تقسیم می‌کند: سینمای حرکت و سینمای زمان. او به‌ویژه بر اهمیت سینمای زمان تأکید دارد و معتقد است که این نوع سینما نقشی کلیدی در مقابله با نیهیلیسم و ناباوری به جهان در دوران مدرنیته، به‌ویژه پس از جنگ جهانی دوم، ایفا می‌کند. از نظر دلوز، سینمای زمان توانایی منحصربه‌فردی دارد در بازنمایی تجربه‌های پیچیده و چندلایه‌ای از واقعیت که فراتر از سادگی حرکت و کنش‌های مستقیم‌اند. به‌زعمِ نگارندگان، سینمای نئورئالیستی ایتالیا بهترین نمونه از سینمای زمان دلوزی محسوب می‌شود. این سبک سینمایی، با تمرکز بر زندگی روزمره و واقعیّات اجتماعی پس از جنگ، توانسته است، به شکلی عمیق و اثرگذار، مسائلی همچون رنج، امید و اخلاق را به تصویر بکشد. مقالۀ حاضر درصدد است تا، با بررسی مبانی نظری دلوز و تحلیل ویژگی‌های کلان فیلم‌های نئورئالیستی، به چرایی و چگونگی تطابق این دو بپردازد و نشان دهد که چگونه سینمای نئورئالیستی ایتالیا می‌تواند نمونه‌ای کامل و بارز از سینمای زمان باشد. دراین‌راستا، می‌توان به ویژگی‌های عمدۀ سینمای نئورئالیستی ازقبیلِ تبعیت مونتاژ از نما، ظهور تصاویر صرفاً دیداری و شنیداری و درهم تنیدگی سوژه و ابژه اشاره کرد.
صفحات :
از صفحه 237 تا 257
مارکس: پراکسیس، آگاهی و سوبژکتیویته
نویسنده:
نسرین جعفرزاده ، مسعود امید
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
هم نزد مارکس و هم نزد نظریه‌پردازان مارکسیست، می‌توان به طرح دو پرسش اساسی پرداخت؛ پرسش از آگاهی و پرسش سوبژکتیویته. این مقاله نشان می‌دهد که: 1) متون مربوط به مارکس مشتمل بر طرح دیدگاه‌هایی است که در آنها به مسئلة آگاهی، و رابطه سوژه و ابژه، و عناصر سوبژکتیویته مارکس پرداخته شده است. 2) تحلیل آگاهی و ماهیت آن و به‌تبع، سوبژکتیویته نزد مارکس، متفاوت از دیگر دیدگاه‌های فلسفی است. 3) در تفکر مارکسی، این پراکسیس است که خاستگاه آگاهی است؛ در قالب‌های فردیت، اجتماعیت و تاریخیت آگاهی. 4) سوبژکتیویته مارکسی فاعلیت آگاهی در چاچوب عناصری ازقبیل پراکسیس، دیالکتیک، طبقه و جهت‌داری تاریخی و اجتماعی است. سوبژکتیویتة مارکس را می‌توان همانند سکة دو رو، از سویی پراکسیسِ فردیت‌یافته و از سوی دیگر، فرد درگیر پراکسیس در نظر گرفت.
صفحات :
از صفحه 33 تا 54
چیستى متافیزیک
نویسنده:
مسعود امید
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی قدس‌سره,
چکیده :
در این مقاله، نخست با مرورى تاریخى ـ تحلیلى بر ادوار تاریخ فلسفه از چیستى و اوصاف متافیزیک سخن گفته خواهد شد. نگارنده بر آن است که با نگاهى به آراى فلاسفه یونان باستان، فلاسفه قرون وسطى (فلسفه مسیحى و فلسفه اسلامى)، و فیلسوفان دوره‌هاى جدید و معاصر، جنبه‌ها و لایه‌هاى متعددى از متافیزیک را آشکار سازد. در پایان مقاله حاضر، با توجه به دستگاه‌هاى متافیزیکى موجود در طول تاریخ فلسفه، الگویى کلّى براى کشف ساختار صورى و محتوایى متافیزیک‌ها پیشنهاد داده خواهد شد.
صفحات :
از صفحه 153 تا 200
تأملاتی در معرفت شناسی مقایسه ای شیخ اشراق و علامه طباطبایی
نویسنده:
مسعود امید
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
علامه طباطبایی نیز در طی استدلالی که ریشه در دلیل نخستین سهروردی دارد در اثبات نوع خاصی از علم به نام علم حضوری بر این نظر است که علم انسان‌ به ذات و نفس خود عین تشخص بوده و امری‌ شخصی است و غیر قابل صدق بر کثیرین و امور متعدد می‌باشد(بر خلاف مفاهیم و تصاویر ذهنی). 33 از نظر علامه طباطبایی می‌بایست میان چهار دسته‌ از مفاهیم کلی قایل به تمایز و تفاوت بود:مفاهیم‌ حقیقی یا ماهوی،فلسفی،منطقی و اعتباری اوصاف‌ هر یک از این ادراکات تصوری از این قرار است:43 الف-مفاهیم حقیقی یا ماهوی:مفاهیمی که هم‌ در خارج موجود هستند و هم در ذهن مانند درخت و انسان. از نظر ایشان هر تصدیق یا قضیه منطقی هر گاه در قالب‌ هلیات مرکبه باشد(یعنی قضیه‌ای باشد که محمول آن‌ چیزی غیر از وجود موضوع بوده باشد مانند:انسان‌ عالم است)در حالت ایجابی تنها از سه جزء تشکیل‌ شده است که عبارتند از:موضوع،محمول و حکم‌ باید افزود که«نسبت حکمیه،یعنی نسبت محمول به‌ موضوع،جزء قضیه نیست و نیاز به آن در قضیه از آن‌ روست که حکم از آن جهت که یک فعل نفسانی‌ است،برای تحقیق این فعل نفسانی نیازمند بدان‌ می‌باشد،نه از آن جهت که نسبت حکمیه جزء قضیه‌ است. این فرایند را می‌توان در مورد دیگر ادراکات حسی نیز تعمیم‌ داد و گفت که از نظر سهروردی ادراک حسی حاصل‌ درک حضوری و مشاهده صورتهای مثالی در عالم‌ مثال است‌44چرا که حس‌های دیگر انسان با حس‌ بینایی دارای اختلاف ماهوی نیستند.
ملاحظاتی درباره آراء شیخ اشراق
نویسنده:
مسعود امید
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
"سهروردی خود در مقدمهء حکمةالاشراق به تمایز روشی فلسفه‌ اشراق از فلسفهء مشا اشاره می‌کند و می‌گوید که حکمت اشراق دارای روش دیگری است، در این روش حقایق نخست از طریق کشف و ذوق برای او حاصل شده و نه از راه فکر و استدلال،و آنگاه در مقام دیگر برای یافتهای شهودی خویش درصدد اقامه برهان و حجت‌ برآمده و دریافت‌های خویش را در قالب‌های استدلالی و برهانی ریخته است. نیز در مورد نور حسی یا عارضی سهروردی‌ می‌گوید ظهور انوار عارضی و حسی نیز به امری زائد بر آنها نمی‌باشد تا لازم آید فی نفسه خفی باشد و بلکه ظهور آنها نیز از ناحیهء حقیقت ذات آنها می‌باشد و چنین‌ نیست که نخست نوری حاصل گردد و سپس آن را ظهور و روشنایی عارض و ملازم شود تا این که لازم آید در حد خود،نور نباشد و در نتیجه چیزی دیگر او را ظاهر کند چرا که این امر محال است. پس‌ می‌توان پرسش اصلی را چنین طرح کرد که آیا در دارهستی و عوالم وجود آنچه که مبدا پیدایش و تحقق موجودات می‌باشد و هستی آنها در گرو و وامدار آن است،نور است یا ظلمت؟به بیان دیگر نقش اصلی در دار هستی و در تمام مراتب وجود از آن نور است یا ظلمت؟هستی داری چه به صورت بی‌واسطه یا با واسطه در گرو نور است یا ظلمت؟از نظر سهروردی از آنجا که نور عین کمال و دارایی و فعلیت است و در مقابل،ظلمت عین نقص، نداشت و فقدان می‌باشد،پس نور است که‌"مبداء و نظم بخش سراسر عالم وجود است و این نور است که مبدئی وجودی است‌"85."
صفحات :
از صفحه 50 تا 94
فرهنگ اصطلاحات فلسفی کانت
نویسنده:
مسعود امید، بهزاد حسن پور
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: نشر علم,
چکیده :
در این کتاب، برخی اصطلاحات فلسفی مربوط به نظریه‌های «ایمانوئل کانت» شرح داده شده است. در فرهنگ حاضر تلاش شده تا توصیف‌ها و تعریف‌های کانت در مورد اصطلاحات و واژه‌ها عیناً منعکس شده و معادل‌های انگلیسی آن‌ها استخراج و در برابرشان نهاده شود. از سوی دیگر از آن‌جا که یک فرهنگ اصطلاحات می‌تواند یک منبع راهنمای مناسب برای تدوین مقاله نیز باشد، برای آشکار شدن هر چه بهتر این نوع کاربرد در مورد این فرهنگ به عنوان نمونه مقاله‌ای براساس اصطلاح «مابعدالطبیعه» تألیف و در کتاب ارائه شده که می‌تواند الگویی برای تدوین نوشتارهای اولیه از این دست باشد.
نشست ‌بین المللی " کانت و جهان معاصر "
نوع منبع :
مناظره،گفتگو و میزگرد
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
نشست « فلسفه و جامعه »
نوع منبع :
مناظره،گفتگو و میزگرد
منابع دیجیتالی :
فلسفه ی اخلاق مقایسه ای: مارکسیسم ایرانی(احسان طبری) و علامه طباطبایی
نویسنده:
پدیدآور: تمنا شکوری ایپچی ، استاد راهنما: مسعود امید، استاد مشاور: مجید صدر مجلس
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اخلاق، سپر قدرتمندی است که انسان همواره از زمان تشکیل جوامع بشری تا به امروز هم به آن اندیشیده وهم به کار برده است تا از خطرات و معضلات زندگی جمعی، خود و دیگری را برهاند. انسان، بطور قراردادی، بطور فطری، تحت فرامین دینی، تحت امور جبری و... ملزم به عمل‌کردن به اخلاقیّات گردید تا هم زیست خود را توسعه دهد و هم مزاحم زیست دیگری نباشد. اهمّیّت اخلاق، چه در این معنا و چه در معانی دیگر، انکارناپذیر است و اذهان بشری را همواره به خود مشغول داشته است. پس اخلاق در همه‌ی جوامع، تمدن‌ها و ازمنه و ادوار دغدغه‌ی جمیع انسان‌ها بوده است امّا نقطه‌ی عطف بازگشت توجّهات به اخلاق، به استناد تاریخ تفکّر، زمانی بود که سقراط موضوع اندیشه را به خود انسان متوجّه ساخت. در ادوار بعدی نیز این دغدغه‌ی اخلاقی به حیات خود ادامه داده و تا به امروز همچنان به قوّت خود باقیست. حتّی اگر در نتیجه‌ی سختی‌های زندگی مثل مشکلات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و...، عمل به اخلاقیّات کم شود باز هم هیچگاه از اذهان و افکار بشری حذف نخواهد شد. یکی از همین حوزه‌های فکری و نظری برّرسی اخلاق، فلسفه‌ی اخلاق مقایسه‌ای است که ما را بر این برمی‌انگیزد تا به مقایسه‌ی نظریّات اخلاقی دو فیلسوف یا دو جریان بپردازیم و وجوه اختلاف و اشتراک آن‌ها را بدست بیاوریم. در این پایان‌نامه موضوع مقایسه، نظریّات اخلاقی علّامه طباطبایی و نظریّات اخلاقی جریان مارکسیسم ایرانی، خاصّه با محوریّت آراء احسان طبری است. پس از این مقایسه، آنچه که بدست می‌آید مشترکاتی از این قبیل است که هر دو اخلاق-شناسی خاستگاه اخلاق را غیردینی تشخیص می‌دهند، دیدگاهشان تا حدّی نسبی‌گرایانه است، اجتماع و جامعه، بعنوان بستر بروز و ظهور اخلاق، در هر دو نظریّه مورد توجّه و تأیید است. برخی از نقاط اختلاف میان آن‌ها از این قرار است که علّامه با فطرت‌گرایی خود را حدّاقل در نوعی از اخلاق (مثلاً دینی) از نسبی‌گرایی صرف در اخلاق رهانده است، اخلاق در اندیشه‌ی احسان طبری در حصار ایدئولوژی طبقه‌ی حاکم است امّا در علّامه طباطبایی با دیدگاهی منعطف‌تر تابع فطرت، امور درونی انسان، طبیعت انسان، ضرورت و نیازهای اجتماعی است... .