جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
النفس کل القوی‏ یک قاعده و چند برداشت
نویسنده:
جواد صوفی ، قاسم علی کوچنانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
رابطۀ نفس و بدن، از معماهای بزرگ فلسفی در طول تاریخ فلسفه بوده و هست؛ زیرا معنای آن این است که جوهری مجرد و غیرمادی با امری مادی مرتبط شده و در هم تأثیر و تأثر دارند. مشائیان و از جمله ابن‌سینا با اثبات قوای متعدد که واسطه‌ی بین نفس و بدن هستند این مشکل را حل کرده‌اند. ابوالبرکات بغدادی و فخررازی به نقادی ادلۀ اثبات قوا پرداخته و آن‌ها را رد کرده و نفس را فاعل تمام افعال صادره از انسان می‌دانند اما با وجود رد وسائطی به نام قوا، پاسخی به مسئلۀ ارتباط مجرد و مادی نداده‌اند. ملاصدرا وجود قوا را می‌پذیرد؛ اما در عین حال با استفاده از مبانی خود، فعل قوا را همان فعل نفس می‌داند و تبیینی خاص از قاعدۀ «النفس کل القوی» ارائه می‌دهد. این پژوهش بر آن است که نه کسانی که وجود قوا را اثبات می‌کنند و نه کسانی که رد می‌کنند به این نکته اشاره نکرده‌اند که قوا را به‌عنوان معقول اول یا معقول ثانی رد یا اثبات می‌کنند. اگر مراد رد قوا به‌عنوان معقول اول باشد حق با انکارکنندگان قواست اما اگر مراد، اثبات قوا به‌عنوان معقول ثانی باشد حق با اثبات‌کنندگان قواست و نیز معتقدیم که حتی با رد قوا، با توجه به تجرد برزخی نفس ارتباط آن با امری مادی قابل‌حل است.
صفحات :
از صفحه 567 تا 585
یکسان انگاری فلسفه سیاسی و فقه سیاسی در فلسفه فارابی
نویسنده:
قاسمعلی کوچنانی ، محمدمهدی داور ، ریحانه صادقی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
پژوهش حاضر با تأکید بر آراء فارابی درباره چیستی و مختصات دو مفهوم «فلسفه سیاسی» و «فقه سیاسی» در آراء فارابی بحث کرده است و با استفاده از تبیین و سپس تحلیل نظرات ابونصر فارابی به دنبال پاسخی برای اینکه آیا «فلسفه سیاسی و فقه سیاسی در فلسفه فارابی یکسان هستند؟» بوده است. با بررسی آنچه که فارابی در باب حکمت مدنی در کتاب المله، سیاست مدنیه، و آراء اهل مدینه فاضله سخن رانده است می‌توان دریافت که هر دو مفهوم فلسفه سیاسی و فقه سیاسی در فلسفه مدنی فارابی موجود هستند و حتی بعد نظری آن نیز در حکمت نظری موجود است. با این حال، نمی‌توان چیستی این دو را یکی دانست ولی از حیث مختصات که شامل مبانی و غایت می‌باشد، می‌توان این دو مفهوم را دو جزء از یک کل واحد دانست. مبنا و غایت فلسفه سیاسی و فقه سیاسی فارابی از آن جهت که جزئی از اجزای فلسفه مدنی این فیلسوف مؤسس می‌باشند همان است که به عنوان مبنا و غایت حکمت مدنی مطرح است. وجه ممیز مکتب فلسفی فارابی با سایر مکاتب فلسفی، تأکید اکید وی در بحث سعادت است و این مفهوم کلیدی، مبنا و غایت حکمت مدنی در وهله نخست و سپس فلسفه سیاسی و فقه سیاسی می‌باشد.
صفحات :
از صفحه 5 تا 30
چالش طبع و ملکه در سه‌گانه خلق ، نطق و صنعت در اندیشه فارابی و ابن سینا
نویسنده:
فتانه تواناپناه ، قاسمعلی کوچنانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
طبع و ملکه دو عامل مهم شکل‌گیری مدل‌های پایدار و غالب در هر یک از سه سطح خلق، نطق و صنعت در اندیشه فارابی و ابن‌سینا به شمار می‌آیند. مراد از ملکه هیئتی در نفس است ‏که زوال آن‌ سخت یا غیرممکن است. طبع و استعدادهای طبیعی نیز از جمله اموری‎اند که به سختی در معرض زوال و نابودی قرار می‎گیرند. از جهت همین سختی زوال است که هم ملکه و هم طبع در ریشه یابی رفتارهای پایدار مورد توجه‌اند. همانقدر که طبع در سه سطح خلق، نطق و صنعت مداخله و ایفای نقش می‌کند؛ به همان سان ملکه، عامل غلبه رفتارها، افکار و صناعات و شکل‌گیری الگوهای پایدار و ثابت نظری، عاطفی و رفتاری‌ است. در امور طبعی؛ اخلاق فطری، علوم بدیهی ـ مقدمات اول ـ و صناعات فطری مانند نویسندگی، در شناسایی خصلت های رفتاری نقش دارد و در ملکات، تکرار و عادت به مقتضیات جاری نطقی، خلقی و صناعی، ملکاتِ ارادیِ خلقی، نطقی و صناعی را ایجاد می‎کند که سرمنشا بسیاری از رفتارهای انسان در سطوح نامبرده‌اند. مساله ی این تحقیق ناظر به چالش و ضدیت اقتضائات و احکام طبع و ملکه است. توضیح آنکه گاهی میان مقتضیات طبعی و ملکات نفسانی تضاد و دوگانگی ایجاد می‎شود برای مثال طبع اقتضای نوع دوستی دارد و ملکات شکل گرفته در نفس منشا اعمال مخالف نوع دوستی هستند، در چنین صورتی ملکات و مقتضیات آن ها جانشین طبع می‎گردند. این موضوع ذیل عنوانِ همسانی جایگاه ملکات خلقی، نطقی و صناعی با امور طبیعی به چشم می‎خورد. ملکات همسان طبع عمل می‎کنند. طبیعی سازی معارف و اخلاقیات و نیز صناعات به کمک ملکه سازی آن ها از همین روی مورد تاکید ابن سینا است. در صورت بیشتر شدن تعارض و آشکارشدن آن، بسته به میزان رسوخ و نهادینگی ملکه، طبع ضعیف می‌گردد یا به طور کامل زایل می‌شود. در این تحقیق به روشی توصیفی-تحلیلی ابتدا به محل نزاع یعنی چالش طبع و ملکه اشاره می‎کنیم و سپس به این موضوع می‎پردازیم که در صورت تقابل دو نیروی طبع و ملکه با یکدیگر با نظر به اینکه هر دو نیز عامل پایداری و شکل گیری به رفتارهای غالب اند، نفس انسان از کدام یک از این دو نیرو تبعیت می‎کند.
صفحات :
از صفحه 83 تا 112
تحلیل مأنوسات‌ شناختی با نظر به دیدگاه فارابی و ابن‌ سینا
نویسنده:
قاسم علی کوچنانی ، فتانه تواناپناه ، نادیا مفتونی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مشتهیات تخیلی فکری در ادبیات ابن‌سینا و معارف مأنوس و ملایم در بیان فارابی معطوف به جایگاه میل در حکمت نظری و در سطح ادراک است. اقتران سکون نفس، ملایمت، منافرت، اطمینان قلب، جزمیت و عنادناپذیری و رضایت‌خاطر به این قبیل از معارف، ضرورت بررسی مسئلة حاضر و وجه انس در معرفت و اشتها به مدرکی خاص را به میان می‌آورد. نهادینگی و مأنوس‌بودن یک باور، بستگی به میزان انطباق آن با دیگر معارف شخص ازجمله ملکات حاضر در وی دارد. چنین معارفی به شکل معارف پایدار و اطمینان‌پذیر در نفس حضور دارند. ملکات که براثر عادت و تکرار در ذهن ایجاد می‌شوند، در اندیشة فارابی توجیه‌کنندة اقتران احساس به آراء و علوم شناختی به شمار می‌آیند. در بیان ابن‌سینا نیز ملازمات روان‌شناختی ادراک و حضورشان در سطح باورها و معارف، نوعی صیانت از معرفت محسوب می‌شوند. به باور او، میل مردم به آنچه شناخته‌اند، بیش از میلشان به موضوعی است که به آن انس ندارند. تبیین این سخن دربارة جایگاه انس در ادراکات است. وی نیز همچون فارابی نقش ملکات را در این میان برجسته می‌داند و معتقد است که محیط فکری نقش زیادی در همراهی عواطف و انفعالات و احساسات با ادراکات دارد.
صفحات :
از صفحه 103 تا 113
متافیزیک عشق در نظام فکری ابن سینا
نویسنده:
قاسمعلی کوچنانی ، نادیا مفتونی ، محمدمهدی داور
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اصطلاح متافیزیک عشق در فلسفه سینوی بررسی سه محور چیستی، چرایی، و چگونگی عشق در منظومه فکری ابن سینا می‌باشد و حاصل آن نیز نظریه عشق سینوی است. با بررسی آراء ابن سینا درباره عشق علی الخصوص نظرات وی در رساله عشق می‌توان دریافت که ابن سینا دو تعریف را از عشق بیان کرده است (چیستی)، و در فصول هفتگانه رساله عشق اذعان داشته است که عشق جوهری فراگیر در سراسر هستی است و موجودی خالی از این جوهر نیست و بر این اساس، عشق عامل وجودی موجودات می‌باشد (چرایی). از سوی دیگر، ابن سینا ذیل هر فصل چگونگی جریان و سریان و همچنین وابستگی موجودات به عشق را نیز تبیین کرده است (چگونگی). نتیجه فهم و بررسی این سه محور گفته شده در آراء ابن سینا که هدف پژوهش حاضر می‌باشد نظریه عشق سینوی را به دنبال داشته است که جهانبینی ابن سینا در باره عشق را نشان می‌دهد.
صفحات :
از صفحه 5 تا 36
مولفه های حکمت مشرقی ابن سینا به روایت ابن طفیل
نویسنده:
عرفان غلامی گلباغی ، نادیا مفتونی ، قاسمعلی کوچنانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در طول تاریخ فلسفه اسلامی عبارت حکمت مشرقی، نخستین بار توسط ابن سینا مطرح گردید که می‌توان آن را نوعی جهش در فلسفه‌ی او دانست که در پی آن حکمت بحثی به سمت حکمت ذوقی ترقی یافت اما مفهوم حکمت مشرقی بوعلی سینا مفهومی مبهم و مورد اختلاف است. ابن طفیل تصریح کرده است که در رساله حی بن یقظان خویش در صدد بیان حکمت مشرقی ابن سینا است. بنابراین روایت ابن طفیل از فلسفه و حکمت پورسینا را می توان به مثابه یکی از قرائت های حکمت مشرقی شیخ الرییس انگاشت. خصوصیات این مفهوم حکمت مشرقی سینوی، به طور کلی در دو بخش مولفه های شکلی و محتوایی جای دارد. مقصود از مولفه شکلی، شیوه داستان پردازی و محاکات معقولات در قالب رمان و قصه به پیروی شیوه بوعلی سینا در رساله حی بن یقظان است. مولفه محتوایی شاخص حکمت مشرقی که در اینجا تحلیل شده، اسفار اربعه یا رشد چهار مرحله ای فلسفی-عرفانی حی بن یقظان است. در این مقاله که به روش توصیفی_تحلیلی به نگارش درآمده است نشان خواهیم داد که حی بن یقظان ابن طفیل در مولفه‌های شکلی از ابن سینا پیروی نموده و در عین حال در بخش مولفه‌های محتوایی، پایه گذار اسفار اربعه بوده است.
صفحات :
از صفحه 71 تا 92
آثار اجتماعی اعتقاد به قضا و قدر در زندگی انسان از منظر قرآن و روایات
نویسنده:
معصومه زارع ده‌آبادی ، مجید معارف، قاسمعلی کوچنانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
اعتقاد به قضاء و قدر الهی یکی از اعتقادات مسلم اسلامی است زیرا آیات و روایات بسیاری بر آن تصریح دارند و علاوه بر بُعد فلسفی جنبه اجتماعی و عملی نیز دارد. و در روش و عمل و روحیه اجتماعی و در عظمت اقوام و ملل مؤثر است. هدف این پژوهش بررسی نقش آثار اجتماعی اعتقاد به قضاء و قدر با تکیه بر آیات قرآن است. در این مقاله که با روش توصیفی، تحلیلی با رویکرد قرآنی و روایی انجام شده از کتابهای حوزه اسلامی و نرم افزار کلام اسلامی برای بررسی پیرامون چگونگی آثار اجتماعی اعتقاد به قضاء و قدر استفاده شده است. یافته‌ها نشان داده باور به قضاء و قدر هم در زمره مسائل کلی مطرح است و هم با رسوخ در ذهن و اراده انسانی در زندگی اجتماعی و کیفیت برخورد و مقابله با حوادث مؤثر است. نتیجه: مجموعاً از تاریخ اسلامی روشن می‌شود که مسلمانان صدر اسلام با اعتقاد راسخی که به قضاء و قدر داشتند این تعلیم را آنچنان دریافت کرده بودند که با تسلط خودشان بر سرنوشتشان منافاتی نمی‌دیدند. و لذا اعتقاد محکم آنها به سرنوشت، آنها را به سوی عقیده جبر نکشانید.
صفحات :
از صفحه 159 تا 180
تحقق فضیلت در جهان اجتماع (معموره فاضله) فارابی
نویسنده:
فتانه توانا پناه ، قاسمعلی کوچنانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
فضیلت اجتماعی از مباحث بنیادین و تاثیرگذار در تحقق جهان-اجتماع فضیلت مند (معموره فاضله) و در فهم اندیشه های فارابی است. فارابی این فضیلت را در قالب ساختارها و در نسبت حکمت و هنر جستجو می کند. ایجاد سازه های فلسفی-هنری که در اثر پیوند حکمت و هنر به وجود می آیند، مقوم ساختارهای اخلاقی-عقلانی جامعه است. این ساختار به شکل یک هرم در ابعاد معرفت شناسانه و جامعه شناسانه ظاهر می شود. در این ساختار حکمت در راس و معارف خیالی و اقناعی و درجات مشکک آن ها در قسمت پایین تر و نیز در سلسه طبقات اجتماعی فیلسوف در بالاترین جایگاه و هنرمند به عنوان معاون در مرتبه متاخر قرار دارد. ایفای نقش هنرمندان در اصطلاح "معاونت ناطقه" نزد فارابی، بسترها و زمینه های لازم کنش حکمت و هنر جهت انتاج فضیلت را فراهم می سازد. رابطه حکمت و هنر در اندیشه فارابی به سایر برنامه های اجتماعی همچون برنامه های آموزشی نیز تعمیم می یابد. "ملت" و "فلسفه برانیه" در اصطلاح فارابی معلول چنین پیوندی و مقوم فضیلت اجتماعی اند. "ملت" نمود خیالی حقایق معقول و "فلسفه برانیه" حافظ اقناعی باورهای یقینی است. حاکمیت فلسفی بر سطوح گوناگون فرهنگی، ارزشی، اعتقادی و ... در گرو ایجاد سازه نمایی اندیشه های حکمی در اشکال هنری است.
 آثار حرکت جوهر و تشکیک وجود در بحث نفس و معاد انسان و مقایسه آن با دیدگاههای ابن سینا
نویسنده:
فروغ رحیم پور
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
پایگاه اطلاع رسانی حوزه: ,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
ملاصدرا بر خلاف ابن سینا، با اثبات حرکت اشتدادی در جوهر و به کار گرفتن آن در توضیح تحول وجود نفس از مادّی به مجّرد، همچنین با مطرح کردن تشکیک در حقیقت وجود و ذومراتب دانستن نفس، دیدگاههای نوینی ارائه نمود و مسیر اندیشه فلسفی را دگرگون ساخت. این دو اصل وی را قادر ساخت که یا نظریه های تازه ای مطرح کند، یا برای تبیین مسایل، راههای کاملتری ارائه نماید و یا بر تعداد پاسخهای مقبول بیفزاید. تلاش رساله حاضر بر آن است که معلوم کند اولاً در حوزه نفس و معاد چه موضوع هایی تحت تأثیر این اصول قرار گرفته اند و ثانیاً این تأثیر به چه شکل بوده است. مقایسه آراء ابن سینا و ملاصدرا روشن می کند که اصول منتخب صدرا در مباحثی نظیر: حقیقت نفس، وجود نفس قبل از حیات دنیوی، حدوث نفس، رابطه نفس و بدن، رابطه نفس و قوا، اتحاد نفس یا عقل فعّال و اتّحاد با صور معقول، اثبات تجرد خیالی، عالم نیمه مجرد، معاد جسمانی و بدن اخروی، افقهای جدیدی در تبیین مسایل و حل مشکلات ، پیش روی گسترانیده؛ و در تبیین مباحث دیگری نظیر: ترکیب نفس و بدن، فانی نشدن نفس با فنای بدن، ابدّیت نفس و نفی تناسخ ، به ارائه راههایی کامل تر از راههای پیشین پرداخته و به پاسخهای موجّه افزوده است. مطابق مبانی صدرا، نفس وجود واحد دارای مراتبی است که در ابتدای حدوث، جسمانی و حالّ در ماده است نه مجرّد الذات، و با قرار گرفتن در مسیر تحولات جوهری به مقام تجرّد می رسد، لذا اشکالاتی نظیر تعلق گرفتن موجود مجرّد به امر مادی، انفعال مجرّد تام از مادی محض، برابری همه انسانها در ذات و کمالات ذاتی، و جمع شدن تجرّد و حدوث و ابدیّت که ناشی از مجرد دانستن نفس از بدو حدوث است رفع می شود. با پذیرفتن حرکت جوهری و تشکیک وجود، باید پذیرفت که نازل ترین عمل حیاتی و برترین فعل انسانی، به طور یکسان مستند به نفس هستند؛ و وجود جسمانی ترین قوه همانند وجود مجردترین قوا، با وجود نفس متحّد است، و قوا در واقع مظاهر نفسند نه اجزاء آن. همچنین نفس با صور اداراکی خود از جمله صور معقول متحد است و صور اداراکی به همراه صور ناشی از اعمال و اخلاق، در وجود نفس باقی می مانند و حقیقت باطنی و صورت اخروی انسان را شکل می دهند. در پرتو این دو اصل، منحصر بودن تجرّد به تجرّد عقلانی نفی می شود و با اثبات تجرّد قوه خیال و اثبات عالم نیمه مجرّد ، مسایل مربوط به حیات برزخی و محشور شدن همه، حتی افرادی که عقل بالفعل ندارند و عذاب قبر و ثواب و عقاب جسمانی تبیین می گردد؛ همچنین از رابطه نفس و بدن تفسیر جدیدی ارائه می شود که مطابق آن، نفس با بدن رابطه ذاتی و وجودی دارد و این رابطه، توضیح مسایلی مانند تأثیر متقابل نفس و بدن و اتّحادی بودن ترکیب آن دو و نفی تناسخ را تسهیل می نماید. استدلال کردن بر معاد جسمانی و عینیت بدن دنیوی و اخروی با استفاده از مجموعه ای از اصول اختصاصی و در رأس آنها حرکت جوهری و تشکیک وجود، در کنار تفسیر جدید از حقیقت مرگ و مستدل نمودن خلود، از دست آوردهای اساسی حکمت متعالیه در حوزه معاد است. این همه در حالی است که در برخی مباحث حوزه نفس و معاد، تفاوت چشم گیری میان دو فیلسوف دیده نمی شود و صدرالمتألهین مقبولات شیخ الرئیس را حتی گاه با عبارات خود او، مورد تأیید قرار می دهد. در این میان، تمیز دادن آراء استثنایی و نظریه های اختصاصی ابن سینا از آرائی که به طور عام در مقام تقریر نظیر مشائین و موافقت با ایشان بیان کرده، برای ارزیابی صحیح و قضاوت دقیق در مورد میزان تحولات ناشی از مبانی خاص حکمت متعالیه ضروری است.
نگرش وجودی به حیات دنیا در فلسفه‌ی صدرا
نویسنده:
زینب کریمی قدوسی ، عبداله صلواتی ، قاسم علی کوچنانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
حیات یکی از مهم­ترین و بنیادی­ترین مسائل فلسفی است که فیلسوفان هماره به واکاوی آن پرداخته­اند. تحلیل حیات دنیا از دیدگاه ملاصدرا باید در چارچوب فلسفه وی و نگرش وجودی او به عالم هستی صورت­ پذیرد تا تبیینی جامع و دقیق به­دست آید. حیات در فلسفه­ی صدرا مساوق وجود و ساری در هر شی و امری مشکک است که در هر مرتبه ظهور و بروزی متفاوت دارد و دنیا ظهور وجود و حیات در پایین­ترین مرتبه آن است. در نگرش وجودی ملاصدرا به عالم هستی، دنیا شأنی از شئون حق تعالی و مرتبه­ای ضروری از مراتب هستی است. اصول مهم حکمت متعالیه همچون وحدت تشکیکی وجود و حرکت وجودی اشتدادی در تبیین حقیقت حیات دنیا از منظر ملاصدرا نقش مهمی را ایفا می­کنند. بر این اساس حیات دنیا نه تنها باطل نخواهد بود بلکه شانی از واجب تعالی است که با حرکت اشتدادی به سوی کمال خود سیر می­کند. گفتنی است این مقاله حیات را در دو نظام وحدت تشکیکی و وحدت شخصی وجود به روایت ملاصدرا مورد واکاوی قرار داده­ است.
صفحات :
از صفحه 407 تا 424