جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
صفحه اصلی کتابخانه > جستجوی هوشمند در الفبا
جستجو در برای عبارت
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
 
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
تنها فراداده‌های دارای منابع دیجیتالی را بازیابی کن
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  *برای جستجوی عین عبارت , عبارت مورد نظر را درون گیومه ("") قرار دهید . مانند : "تاریخ ایران"
  • تعداد رکورد ها : 337048
بررسی نوآوری‌ های علامه مصباح یزدی (ره) در حوزه فلسفه اخلاق
نویسنده:
محمدرضا گنجیان مقدم؛ استاد راهنما: جمال سروش
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
فلسفه اخلاق شاخه‌ای از علم فلسفه است که به پرسش‌های عقلانی و بنیادین اخلاقی می‌پردازد. استاد مصباح یزدی از نخستین کسانی بودند که در حوزه مباحث فلسفه اخلاق که قبل از انقلاب اسلامی رایج نبود، ورود پیدا کردند. از جمله نظریه‌های مطرح در خصوص «فلسفه اخلاق»، نظریه حضرت آیت‌الله مصباح یزدی(ره) است که به دلیل داشتن امتیازات متعدد، امروزه از رایج‌ترین نظریه‌ها در این موضوع است. با وجود اینکه ضرورت پرداختن به بحث اخلاق و ریشه و فلسفه اخلاق در میان مسلمانان به دلیل رواج معارف دینی و سفارش‌های دین اسلام به رعایت اخلاق کمتر احساس می‌شود علامه مصباح یزدی با تمرکز بر این مبحث به بسیاری از شبهات مطرح شده در این حوزه پاسخ داده و با طرح پرسش‌ها و شبهات دیگر مکاتب اخلاقی؛ ضرورت پرداختن به این بحث را نیز روشن کرده‌اند. ایشان در زمینه فلسفه اخلاق نو‌آوری‌ها و ابتکاراتی داشته و به شیوه‌ای نو و کاملاً نظام یافته، جامع و مدون به فلسفه اخلاق پرداخته‌اند. برخی از نوآوری‌ها و نظرات ایشان کاملا ابتکاری و برخی دیگر الهام گرفته از نظرات فیلسوفان گذشته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی ابتکارات فلسفه اخلاقی علامه مصباح یزدی، به روش توصیفی - تحلیلی انجام شده است و به بیان و بررسی ابتکارات علامه مصباح یزدی در حوزه مباحث فلسفه اخلاق، می‌پردازد. هدف اصلی از انجام این پژوهش جمع‌آوری نوآوری‌های آیت‌الله مصباح یزدی در مورد فلسفه اخلاق در قالب یک رساله است. از مهم‌ترین نوآوری‌های ایشان در زمینه فلسفه اخلاق می‌توان به «نظام‌سازی برای اخلاق اسلامی» و «نقد و بررسی سایر مکاتب اخلاقی»، «تطبیق اخلاق عرفانی و نقلی با اخلاق فلسفی» و همچنین «طرح نظریه ضرورت بالقیاس بودن باید اخلاقی» اشاره کرد. «جامعیت»، «اتقان مباحث و تنقیح منسجم مبانی»، «توجه به سؤالات مطرح در فلسفه اخلاق» و «ارائه نظریه از رهگذر نقد مکاتب غربی» را می‌توان از جمله ویژگی‌های مهم این نظریه دانست.
مبانی نظری خودباوری و آثار فردی و اجتماعی آن در قرآن کریم با رویکردی به نظریه آلبرت بندورا
نویسنده:
کبری داودی؛ استاد راهنما: سهراب مروتی؛ استاد مشاور: مجتبی محمدی انویق
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
خودباوری امروزه در روانشناسی و علوم تربیتی به کار می‌رود و منظور از آن یک حالت مثبت روحی و روانی است که در نتیجه احساس ارزشمندی در نفس انسان پدید می‌آید و او را آماده می‌سازد تا از طریق بهره‌گیری از لیاقت‌ها و توانمندی‌هایی که دارد به انجام وظایفی که بر عهده اوست قیام نماید و در این راه، از مشکلات و موانعی که پیش می‌آید هراسی به دل راه ندهد. از این حالت روحی در اسلامی با تعابیری چون مناعت طبع، اعتماد به نفس، عزت نفس و. .. یاد می‌‌شود. در واقع خودباوری، باور به استعدادها، توانایی‌ها و نیروهای نهفته فطری درونی است که با اتکاء به آن می‌توان با اهداف مورد نظر در زندگی رسید و به آن جامع عمل پوشانید و مرحله عالی خودباوری، شکوفایی همه استعدادهای بالقوه فرد است که در قرآن کریم و منابع روانشناسی (آلبرت بندورا )بر اهمیت خودباوری و اعتماد به نفس و آثار فردی و اجتماعی آن به عنوان اصلی‌ترین مؤلفه‌های نظریه شناختی اجتماعی تاکید شده است. قرآن کریم بر این نکته تأکید دارد که خداوند توانایی‌ها واستعدادهای بالقوه را در انسان قرار داده و موفقیت فرد در گرو باور داشتن به این توانایی‌ها و تلاش برای شکوفا کردن آن‌هاست این باور خودکارآمدی فرد را افزایش داده و به او کمک می‌کند تا اهداف مناسب‌تری را برای خود تعیین کند.تقویت خودباوری فردی و اجتماعی بر اساس آموزه‌های قرآنی و نظریه بندورا می‌تواند زمینه‌ساز پیشرفت و موفقیت فردی و اجتماعی باشد. از طرف دیگر، نظریه خودکارآمدی آلبرت بندورا نیز بر نقش محوری خودباوری در موفقیت فردی و اجتماعی تأکید دارد. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی جمع آوری شده است. از مباحثی که بیان شده می‌توان نتیجه گرفت که انسان از شناخت خود و خودشناسی میتواند به خدا شناسی برسد همانطور که درآیه «مَن عَرَفَ نَفسَه، فَقَد عَرَفَ ربَّه»آمده است. آیات قرآن و مطالعات روانشناسی و دیدگاه آلبرت بندورا همواره انسان را به خودباوری، اعتماد به نفس و عزت نفس فرا خوانده‌اند و همه انسان‌ها می‌توانند با مطالعه دقیق و با تدبر در آیات قرآن کریم خود را از خودباختگی و کم بینی نجات دهند و با عبرت گرفتن از کسانی که با غرور و سرکشی بی جا شکست خورده اند، عبرت بگیرند و به کرامت برسند.
مقایسه ایده حکومت دینی در عصر غیبت در اندیشه شهید محمد باقر صدر و علی صفایی حائری
نویسنده:
سعید بابائی؛ استاد راهنما: پرویز امینی؛ استاد مشاور: جواد حیدری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این پژوهش با رویکردی تطبیقی به واکاوی آراء دو اندیشمند شیعه، شهید سید محمدباقر صدر و استاد علی صفائی حائری، در باب چیستی و چگونگی حکومت دینی در عصر غیبت می‌پردازد. یافته‌های تحقیق حکایت از آن دارد که این دو متفکر، با وجود اشتراک در غایت نهایی یعنی استقرار حکومت اسلامی مبتنی بر ارزش‌های دینی، در مبانی نظری، مسیر تحقق و سازوکارهای عملیاتی دارای تمایزات ساختاری هستند. شهید صدر با تکیه بر منظومه فقهی-اصولی و با محوریت نظریه «ولایت فقیه»، الگویی نهادی و ساختارمند را طرح می‌کند که در آن مشروعیت الهی از طریق نصب عام فقیه جامع‌الشرایط تأمین شده و مقبولیت مردمی تجلی می‌یابد. در مقابل، صفائی حائری با رویکردی تربیتی-انقلابی و تأکید بر «دولت آموزگار»، اولویت را به خودسازی و تحول فرهنگی-اخلاقی جامعه می‌دهد و حکومت را نه به مثابه سازه‌ای صرفاً حقوقی، بلکه به عنوان تجلی عینی بلوغ فکری و عملی امت و زمینه‌ساز حکومت معصوم می‌داند. این مطالعه با مقایسه این دو الگو در مؤلفه‌های کلیدی چون مشروعیت، غایت، ساختار، نقش مردم و جایگاه ارزش‌ها، در نهایت نشان می‌دهد که این دو دیدگاه نه تنها در تقابل نیستند، بلکه در ترسیم افق حکومت دینی می‌توانند به عنوان دو حلقه مکمل در سطوح «ساختارسازی» و «بسترسازی» تلقی گردند.
واکاوی فلسفی مفاهیم اضطراب وجودی و مرگ در آثار بکت، یونسکو، و آرابال، و نقادی آنها از دیدگاه هایدگر
نویسنده:
امیرحسین مدنی سادات؛ استاد راهنما: محمدکاظم علمی سولا
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
فلسفه اگزیستانس یکی از جریان‌های فکری برجسته قرن بیستم است که بر تجربه‌ زیسته فرد، آزادی، مسئولیت و معنای هستی تأکید دارد. این فلسفه، که در واکنش به عقل‌گرایی سنتی و نظام‌های فلسفی پیشین شکل گرفت، پرسش‌هایی بنیادین درباره جایگاه انسان در جهان مطرح می‌کند که متفکرانی چون کی‌یرکگور، نیچه، هایدگر و سارتر، با اتکا بر تعاریف و رویکردهای آن، از زوایای مختلف به تحلیل وضعیت انسانی پرداخته‌اند. اضطراب، مرگ و تنهایی از مفاهیم محوری این فلسفه هستند که تأثیر بسزایی بر هنر، ادبیات و همچنین بر تئاتر گذاشته‌اند. مارتین هایدگر به عنوان یکی از برجسته‌ترین فیلسوفان اگزیستانس، معتقد است که انسان بدون آنکه بتواند در مورد زمان و مکان تولدش نقشی داشته باشد، در جهان پرتاب شده و ناگزیر است که به هستی خویش در مواجهه با مرگ، معنا ببخشد؛ در نتیجه مرگ در این رویکرد فکری، تنها یک پایان زیستی نیست، بلکه امری هستی شناختی است که فرد با آگاهی از آن، پذیرای مسئولیت زندگی خویش شده و زندگی اصیل را برای خود زمینه‌چینی می‌کند. اضطراب وجودی در اندیشه هایدگر، لحظه‌ای است که فرد با مرگ و محدود بودن هستی خود مواجه شده و آزادی‌ها و امکان‌های آگاهانه‌ای از خود و هستی خود را درک می‌کند و با درک این موضوع و مواجه شدن با آن فرد می‌تواند معنای اصیلی برای زیستن و زندگی خود بیابد. این زندگی و معنا در بستر زمان‌مند بودن انسان محقق می‌شود، بدین معنا که انسان درک خود از هستی را در بستر زمان و در پیوند با گذشته، حال و آینده و در تعامل و اثرپذیری از هرآنچه در این سیر تجربه می‌کند، می‌سازد. این مفاهیم، در آثار ادبی و نمایشی بسیاری بازتاب یافته‌اند که نمایشنامه‌های مکتب ابزورد نیز نمونه‌هایی از آن می‌توان یافت. تئاتر ابزورد، که پس از جنگ جهانی دوم پدیدار شد، یکی از مهمترین جریان‌های نمایشی قرن بیستم است که به‌طور مستقیم تحت تأثیر بحران‌های فلسفی و اجتماعی انسان مدرن شکل گرفت. این نوع تئاتر بحران هویت انسان را مورد بررسی قرار می‌دهد و زبان، منطق و ساختارهای روایی سنتی را عمیقاً به چالش می‌کشد. نمایشنامه‌نویسان ابزورد، با استفاده از دیالوگ‌های تکرارشونده، موقعیت‌های سرگردان و فضاسازی‌های سوررئال، هستی انسان را در این وضعیت به تصویر می‌کشند. تحلیل این نمایشنامه‌ها از منظر فلسفه‌ی اگزیستانس، می‌تواند فهمی عمیق‌تر از وضعیت انسانی و دغدغه‌های فلسفی مطرح‌شده در آن‌ها ارائه دهد. ساموئل بکت، اوژن یونسکو و فرناندو آرابال از مهم‌ترین نمایشنامه‌نویسان تئاتر ابزورد هستند که آثار آن‌ها بازتابی از سرگشتگی و بحران هویت عمیق انسان و مواجهه او با جهانی بی‌معنا و غیرقابل اتکا است. این پژوهش قصد دارد با تکیه بر آرای مارتین هایدگر، به واکاوی مفاهیم مرگ و اضطراب وجودی در نمایشنامه‌های منتخبی از ساموئل بکت، اوژن یونسکو و فرناندو آرابال بپردازد. در حالی که فیلسوفانی همچون سارتر و کامو به‌عنوان متفکرانی با گرایش‌های اگزیستانسیالیستی، تاکنون در تحلیل تئاتر ابزورد بررسی شده‌اند، مطالعات تطبیقی میان آرا فلسفی مارتین هایدگر و نمایشنامه‌های ابزورد کمتر مورد توجه قرار گرفته و نقش بنیادین اندیشه‌های هایدگر در شکل‌گیری و درک این آثار مغفول مانده است. از طرف دیگر، آثار بکت، یونسکو و آرابال همواره به‌ عنوان جلوه‌هایی از بحران معنای هستی مطرح شده‌اند، ولی بیشتر از زاویه خوانش‌های نیهیلیستی، سارتر‌گرایانه یا روانکاوانه به آنها پرداخته شده است تا از منظر اندیشه هایدگر. ازاین‌رو، این پژوهش می‌تواند ضمن پر کردن این خلأ، به درک عمیق‌تر از پیوند میان فلسفه و هنر نمایش، هستی‌شناسی هایدگری و جهان‌بینی ابزورد، و نقد رویکرد نیهیلیستی تئاتر ابزورد منجر شود.
تبیین مستندات قرآنی و روایی امام خمینی (ره) درباره آداب ظاهری و باطنی تلاوت قرآن
نویسنده:
محمد حسین بازوبندی؛ استاد راهنما: علی حاجی خانی؛ استاد مشاور: کاظم قاضی زاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
قرآن کریم اولین مصدر دریافت معارف الهی و ثقل اکبر در تمام زمینه ها و مخصوصا در تربیت انسان کامل است. با توجه به توصیه های فراوان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)و ائمه اطهار علیهم السلام در مورد تلاوت قرآن برای بهره گیری تربیتی از تعالیم این کتاب آسمانی، اما با این حال بسیاری از مسلمانان تنها به خواندن قرآن و کسب ثواب ظاهری از آن بسنده نموده و در نتیجه خود را از دریای عمیق تعالیم و سرمایه های عظیم این کتاب حیات بخش محروم می سازند. بر اساس رویکرد تربیتی به کتاب الهی این سوال مطرح می شود که کسب چه مقدمات و رعایت چه آدابی باعث ارتقای سطح تعامل با کتاب الهی و بهره گیری معنوی از تلاوت آن می شود. این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی - تحلیلی در پردازش و کتابخانه ای و اسنادی در استخراج،بر اساس آیات و روایات و تاکید بر آراء امام خمینی رضوان الله تعالی علیه در مجموعه آثار ایشان، به تبیین مستندات قرآنی و روایی امام خمینی (ره)درباره آداب ظاهری و باطنی تلاوت قرآن پرداخته است. در نتایج این جستار،آداب تلاوت به نه دسته تقسیم شده است که عبارت است از آداب باطنی (یقظه، شناخت، اخلاص، صبر و توسل) و آداب ظاهری (تمهید ، قرائت، تدبیر و مربی ربانی) و ذیل هر ادب تلاوت، سخنان امام خمینی(ره) و آیات و روایات مرتبط با آن بخش بیان شده است.
تجسم اعمال از دیدگاه ملاصدرا و شیخ حر عاملی
نویسنده:
محمدرضا رهبر؛ استاد راهنما: میثم اکبرزاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این پژوهش به تحلیل تطبیقی نظریه تجسم اعمال در قیامت از منظر دو اندیشمند برجسته اسلامی می‌پردازد: ملاصدرا به عنوان نماینده حکمت متعالیه و شیخ حرّ عاملی به عنوان عالم حدیث‌پژوه شیعه. مسئله اصلی، تبیین چگونگی تبدیل اعمال انسان به صور عینی در آخرت و کشف نقاط اشتراک و افتراق این دو دیدگاه است. با روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری کتابخانه‌ای، یافته‌ها نشان می‌دهد: ملاصدرا با تکیه بر مبانی فلسفی شامل حرکت جوهری (تحول ذاتی نفس بر اساس اعمال) - بدن مثالی (ظهور ملکات نفسانی در قالب صور برزخی) ، تجسم اعمال را پدیده‌ای وجودی می‌داند که پاداش و کیفر، ذاتی خودِ اعمال است. شیخ حرّ عاملی در آثار حدیثی خود (مانند وسائل الشیعه) با استناد به: آیات قرآن (مانند (وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا)، روایات معصومین (تجسم غیبت به صورت "خوردن گوشت مرده") تجسم اعمال را واقعیتی نقلی بدون تبیین فلسفی می‌پذیرد. هر دو عینیت یافتن اعمال در قیامت را تأیید می‌کنند. ملاصدرا با رویکرد عقلانی-وجودی مکانیسم تجسم را تحلیل می‌کند، حال آنکه حرّ عاملی صرفاً به مستندات نقلی استناد می‌جوید.
نقد و بررسی آراء ابن‌ تیمیه در مهدویت و تاثیرپذیری وی از نصیریه
نویسنده:
معراج موسوی؛ استاد راهنما: احمد عابدی آرانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , نقد و بررسی کتاب
چکیده :
پژوهش حاضر با عنوان ",نقد و بررسی آراء ابن تیمیه در مهدویت و تاثیرپذیری وی از نصیریه", به تحلیل و بررسی میزان تاثیر پذیری ابن تیمیه از نصیریه نسبت به مسئله مهدویت و تطبیق آن بر اراء شیعه می پردازد. پژوهش حاضر به هدف کاوش تاثیر پذیری ابن تیمیه از نصیریه نسبت به مسئله مهدویت و تطبیق آن بر آراء شیعه، پرداخته است. نصیریه یکی از فرق غالی شیعه بود که در دوران زندگی ابن تیمیه در شام، به ویژه حلب و اطراف آن، می‌زیستند و در برخی عقاید و اعمال عبادی نظیر. . . . دچار انحرافات و غلو بودند. به نظر می‌رسد ابن تیمیه در نقد عقاید شیعیان نسبت به مهدویت از نصیریه بهره برده و عقاید آنان را بر شیعه تطبیق داده است، از این رو رسالت نوشتار حاضر با روش تحلیلی توصیفی بر این قرار گرفت که ابن تیمیه چگونه در نقد تشیع از آرای گروه نصیریه استفاده نموده و آن را به تمامی شیعیان تعمیم داده است. دست آمد پژوهش با بهره گیری از سنجه. . . . . (مثلا آیات قرآن، روایات اسلامی، مبانی کلامی شیعه و. . . .) این است که نقدهای ابن تیمیه در زمینه مهدویت نسبت به شیعه اثنا عشری درست نبوده، از سویی گروه نصریه در این دوران، در برخی مسائل مهدویت مانند نیابت و نایبان امام زمان، مصداق‌شناسی حضرت مهدی (علیه‌السلام)، و مسائل مربوط به ظهور و یاران حضرت مهدی، با شیعه اثنی عشری اختلاف نظر داشتند. تاثیر پذیری ابن تیمیه از نصیریه نیز نسبت به مساله مهدویت محرز نیست.
رابطه شفاعت و حق‌ الناس
نویسنده:
مجتبی حاجیلو؛ استاد راهنما: مهدی نصرتیان؛ استاد مشاور: محمد رکعی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
شفاعت از مفاهیم بنیادین در اعتقادات امامیه است که ریشه در آیات قرآن کریم دارد و نمود رحمت و لطف الهی نسبت به بندگان است. اصل شفاعت از آنِ خداوند متعال است و با اذن او گروهی از بندگان صالح می‌توانند در مقام وساطت میان خالق و مخلوق قرار گیرند. در عین حال، تبیین ابعاد و گستره‌ی شفاعت، به‌ویژه نسبت آن با حق‌الناس، همواره از چالش‌های اندیشه‌ی دینی بوده است. این پژوهش با عنوان «رابطه شفاعت و حق‌الناس» به بررسی دیدگاه متکلمان امامیه درباره‌ی شمول شفاعت نسبت به گناهان مرتبط با حقوق مردم پرداخته است. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی و بر پایه‌ی منابع قرآنی، روایی و آثار کلامی شیعه است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که شفاعت در اصل، امری عام و فراگیر است و هیچ گناهی به‌طور ذاتی از دایره‌ی آن بیرون نیست، اما کیفیت تحقق آن در موارد مرتبط با حق‌الناس به وضعیت فرد و مشیت الهی بستگی دارد. از منظر امامیه، شفاعت موجب اسقاط حق دیگران نمی‌شود بلکه نشانه‌ی رحمت الهی در بستر عدالت است؛ بدین معنا که خداوند هم حق صاحب حق را ادا می‌کند و هم گنه‌کار را مشمول مغفرت می‌سازد. این نتیجه، تصویری متعادل از ارتباط رحمت و عدالت در نظام الهی ارائه می‌دهد.
تحلیلِ مقامِ محمود در آیاتِ قرآن و روایات
نویسنده:
محدثه صحرانورد؛ استاد راهنما: هادی زینی ملک آباد، غلامرضا رضوی دوست؛ استاد مشاور: مهرناز گلی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
نقد مفهوم خدا از منظر یونگ بر مبنای خداشناسی استاد مطهری
نویسنده:
محسن قانعی؛ استاد راهنما: رضا رسولی شربیانی؛ استاد مشاور: زینب شکیبی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مفهوم «خدا» از جمله مفاهیمی است که در عصر حاضر از دیدگاه‌های متفاوتی بدان پرداخته شده است. کارل گوستاو یونگ نیز در آثار متعدد خود با زمینه روان‌شناسی از این مفهوم در بیان آرای خود با احتیاط و گاه متناقض استفاده کرده است. از نظر او خدا در جان آدمی است و تصویر خدا مجموعه پیچیده‌ای از اندیشه‌هایی است که سرشت کهن الگویی دارند و میزان معینی از انرژی به کار رفته در فرافکنی را باز می‌نمایانند. در این میان پرسش از مفهوم خدا از پرسش‌های انسان مدرن محسوب می‌شود و مانند بسیاری از بحث‌های نوپدید دیگر حاصل گذار انسان از سنت به مدرنیته است. تبیین یونگ با استفاده از مفهوم ناخودآگاه در روانکاوی و تبیین استاد مطهری با استفاده از مفهوم فطرت در فضای اندیشه اسلامی است. هدف این پژوهش بررسی و نقد چارچوب کلی نظریه یونگ بر مبنای نظریه شهید مطهری است، که به روش توصیفی تحلیلی و نقد بیرونی ایــن هـدف دنبال شده است. برخلاف نظریه یونگ، مطهری با بهره گیری از میراث قرآنی، فلسفی عرفانی و علوم و فلسفه‌های جدید، تقریر جامع‌تری از نظریه فطرت ارائه می‌دهد. با بررسی آرا و نظریات شهید مطهری می‌توان گفت که نقدهایی جدی بر نظریه کهن‌الگوی یونگ وارد می‌شود که در این تحقیق به آن پرداخته شده است.
  • تعداد رکورد ها : 337048