جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرور > مرور مجلات > مطالعات تأویلی قرآن > 1404- دوره 8- شماره 15
  • تعداد رکورد ها : 11
نویسنده:
رحمان عشریه، محمود ابوتراب
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این پژوهش با هدف تحلیل و اثبات مبانی روش تفسیر تأویلی در تطبیق انحصاری آیات راهبردی قرآن بر مقام ولایت و امامت اهل‌بیت(ع) انجام شده است. روش تحقیق، تحلیلی-توصیفی با اتکا بر منابع کتابخانه‌ای و با گردآوری داده‌ها از آیات قرآن، روایات معصومین(ع) و تفاسیر فریقین است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که مفاهیم عام قرآنی درآیات: «السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ»، «أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ»، «مِنْ حَیْثُ أَفاضَ النَّاسُ» و «أمه وسطاً» با استفاده از روش تأویلیِ ریشه‌دار در روایات اهل‌بیت(ع) و تحلیل‌های ادبی، سیاقی و روایی، «مصداقی انحصاری و خاص» می‌یابند که همان مقام ولایت و امامت معصومین(ع) است. در مقابل، دیدگاه‌های عام‌گرا که این الفاظ را بر عموم صحابه، مسلمانان یا قریش تطبیق می‌دهند، از طریق نقد تاریخی، نقلی و تحلیل سیاقی مورد نقد قرار گرفته و نارسایی آن‌ها در تطابق با غرض هدایتی قرآن و واقعیات مسلم تاریخی اثبات شده است. نتیجه نهایی پژوهش تأکید بر این اصل است که شناخت لایه‌های باطنی و مصادیق حقیقی این آیات، بدون مراجعه به تفسیر معصومین(ع) و پذیرش روش تأویلی با محوریت ولایت، ناتمام و ناقص خواهد بود؛ چرا که این آیات در منظومه‌ای به هم پیوسته، جایگاه رفیع اهل‌بیت(ع) را به عنوان محور هدایت، مجرای فیض الهی و شاهد بر امت ترسیم می‌کنند.
صفحات :
از صفحه 1 تا 23
نویسنده:
داود خلوصی، فاطمه فرضعلی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
چگونگی کاربست تأویل در سنت‌های امامیه و اسماعیلیه، بازتاب تفاوت‌های بنیادین این دو مکتب در مرجعیت معرفت دینی، نسبت عقل و نقل و جایگاه ظاهر و باطن است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی با رویکرد تطبیقی، الگوهای تأویل آیات قرآن را در دو اثر شاخص قرن پنجم هجری، یعنی «التبیان» شیخ طوسی و «وجه دین» ناصر خسرو، بررسی می‌کند. پژوهش حاضر ضمن استخراج مبانی نظری تأویل در هر دو اثر، میزان پایبندی عملی مؤلفان به اصول روش‌شناختیِ اعلام‌شده و نیز تأثیر زمینه‌های تاریخی–اجتماعی بر جهت‌گیری تأویلی آن‌ها را تحلیل می‌نماید. یافته‌ها نشان می‌دهد که تأویل در «التبیان» در چارچوب عقل‌گرایی امامی، اتکاء به قواعد زبانی و حجیت نقل، و با حفظ مرزهای ظاهر شریعت سامان یافته و شیخ طوسی در مقام عمل تفسیری به این منطق روشی وفادار مانده است. در مقابل، ناصر خسرو در «وجه دین» با محوریت اصل امامت و تعلیم، تأویل را در قالبی نمادین، مراتب‌مند و متأثر از دستگاه فلسفی اسماعیلی پی می‌گیرد که در آن نقش تغییر ماهیت نقل از سنت حدیثی به سنت تعلیمیِ امام‌محور و کاربست رموز و ساختارهای عددی برجسته است. برآیند این مقایسه نشان می‌دهد اختلاف دو رویکرد، بیش از آنکه ناظر به پذیرش یا نفی عقل و نقل باشد، به تفاوت در مرجع کنترل تأویل و نسبت آن با ظاهر شریعت در دو سنت امامی و اسماعیلی بازمی‌گردد.
صفحات :
از صفحه 170 تا 201
نویسنده:
فاطمه رامیار، زینب حسینی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
با توجه به جایگاه ویژه نظریه هرمنوتیک پل ریکور در کشف لایه های معنایی پنهان و نفوذ گسترده آن در مطالعات تفسیری معاصر، مسأله اصلی این پژوهش، بررسی امکان همسویی مبانی این نظریه با غایت و کارکرد روایات تأویلی در اندیشه اسلامی است. این پژوهش با روشی توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تطبیقی، هفت روایت تأویلی شاخص را که توسط آیت‌الله جوادی آملی تفسیر شده‌اند، در چارچوب نظریه ریکور مورد تطبیق قرار داده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که روایات تأویلی در اندیشه آیت الله جوادی آملی حامل معانی ثابت و الهی هستند، درحالی که هرمنوتیک ریکور بر ساخت معنا در فرآیند متن تأکید دارد. در نقش مؤلف، تقابل بین اصالت قصد معصوم(ع) در نظریه تأویل و مرگ مؤلف در دیدگاه ریکور مشاهده می‌شود. در هدف نهایی، کشف حقیقت متعالی در تقابل با تولید معنای جدید قرار می‌گیرد و معیارهای صحت معنا در انسجام درونی خوانش متن قرار دارد. در جایگاه سنت، سنت به مثابه مرجع معتبر در مقابل سنت به عنوان پیش‌فهمی که باید با آن ارتباط برقرار کرد، قرار می‌گیرد. در رابطه با عینیت نیز کشف واقعیت عینی در برابر بازآفرینی جهان‌ ممکن متنی قرار دارد. نتیجه حاکی از آن است که علی رغم اشتراکات ظاهری در توجه به سطوح چندگانه معنایی، دو دیدگاه در تقابل یکدیگر قرار دارند. هرمنوتیک ریکور با محوریت خواننده و ساخت معنا، در برابر تأویل با محوریت متن و کشف حقیقت ثابت قرار می‌گیرد. این فرآیند روشمند، در نهایت به آشکارسازی محدودیت‌های رویکرد هرمنوتیکی در مواجهه با متون وحیانی انجامیده است.
صفحات :
از صفحه 102 تا 125
نویسنده:
مهدی عبداللهی پور
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
ازجمله فرازهای قرآنی، که مفسران در فهم آن اختلاف‌نظر دارند، عبارت «سَبْعاًمِنَ‌الْمَثانی‏» در آیه87 سوره حجر است. فضای کلیِ سوره حجر، حاکی ازآن است، که رسول‌خدا (ص) در آن‌روزگار، آماجِ نامهربانی‌ها قرارداشته و همین‌مساله می‌توانسته قوای ایشان را در انجام ماموریت‌شان، بکاهد؛ ازاین‌رو، لازم می‌آید، خداوند، ایشان را پشتیبانی‌نموده و دلزدگی‌های‌شان را بزُداید؛ لذا بر ایشان منّت‌نهاده و به دوقوّه «سَبْعاًمِنَ‌الْمَثانی‏» و «الْقُرْآنَ‌الْعَظیمَ» مجهزشان‌می‌سازد. بیشترِ مفسران، «الْقُرْآنَ‌الْعَظیمَ» را «کل قرآن» دانسته‌اند؛ همچنین بررسی تفاسیر، در ادوار گوناگونِ تاریخی نشان‌می‌دهد، درمجموع، دومعنای «فاتحه‌الکتاب» و «سبع‌طوال» به‌ازای واژه «سَبْعاً»؛ و سه‌معنای تکرارشدنی، ثنای الهی و کل قرآن به‌ازای واژه «الْمَثانی‏»، طرفداران فراوانی را به خود اختصاص‌داده‌اند. واکاوی توصیفی-تحلیلیِ این دیدگاه‌ها تا رسیدن به دیدگاه صواب، مساله نوشتار حاضر قلمدادمی‌گردد؛ بدین‌قرار، حرف «مِن» در «سَبْعاًمِنَ‌الْمَثانی‏»، «بیانیه» و دراین‌صورت، «سَبْعاً» عبارت‌از «الْمَثانی‏» خواهدشد؛ ازسوی دیگر، «الْمَثانی‏» نیز در روایات و بیان محدثان، به «اهل‌بیت (ع)» تاویل ‌شده‌است؛ لذا برآیند این مولفه‌ها، ترکیب «السبع‌المثانی» را پدید خواهدآورد، که معنای تاویلیِ آن، «اهل‌بیت (ع)» می‌باشد. بدیهی‌است، این‌نوع از تاویل، به‌دلیل ابتنای بر روایات، از مظاهر تاویل‌های ذوقی و بعید شمارنمی‌گردد.
صفحات :
از صفحه 8 تا 33
نویسنده:
فیروز اصلانی، محمد سبحانی یامچی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تجربه‌گرایی در دوران معاصر، موجب رشد رویکرد مادی در عرصه‌های مختلف گردید؛ یکی از این عرصه‌ها، تفسیر قرآن بود. برخی قرآن‌پژوهان با اثرپذیری از رویکرد مادی‌گرایانه، به تحلیل مفاهیم خارق‌العاده قرآن پرداختند. یکی از قرآن‌پژوهانی که در چنین فضایی به بررسی مفاهیم خارق‌العاده قرآن پرداخت، محمد خزائلی است؛ با توجّه به این که مفاهیم خارق‌العاده، جنبه اعتقادی انسان را به عوالم، حقایق و قوانین فوق طبیعی ممکن، و دست غیبی الهی را بیشتر نمایان کرده و انسان را از طبیعت‌گرایی نجات می دهند، تحقیق حاضر در صدد است با روش توصیفی- تحلیلی و از نوع کتابخانه‌ای، رویکرد مادی به مفاهیم خارق‌العاده قرآن از دیدگاه محمد خزائلی در کتاب اعلام قرآن را بررسی نماید. طبق یافته‌های تحقیق، وی به مفاهیم خارق‌العاده قرآن رویکرد مادی داشته و در صدد است مفاهیم غیبی را با زبان علم گرایانه بازخوانی کند؛ در این راستا مفاهیم غیبی را با تطبیق مادی، مجاز‌انگاری، استناد به احتمالات لغوی سازگار با رویکرد مادی در مفهوم آیه و استناد به عدم تصریح قرآن، امری طبیعی جلوه داده است. رویکرد مادی وی، بیشترین جلوه را در قالب «تطبیق» داشته است. رویکرد مادی وی به خوارق عادات، با ظواهر، دلالت الفاظ، سیاق آیات و نیز روایات و قواعد تفسیری سازگار نیست.
صفحات :
از صفحه 250 تا 279
نویسنده:
الهام زرین کلاه
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
«تأویل قرآن»، همواره از مفاهیم بنیادین و چالش برانگیز بوده و عالمان دینی از جمله مفسران در نگاشته‌های خود، معانی و مصادیق گوناگونی برای آن ارائه کرده‌اند. علی بن‌ابراهیم قمی از مفسرانی است که تقسیم‌بندی چهارگانه‌ای برای تأویل آیات ذکر می‌کند. نظر به اهمیت فهم قمی از تأویل در تبیین رویکردش نسبت به آیات، پژوهش حاضر با بکارگیری روش کتابخانه‌ای در گردآوری داده‌ها، شیوة اسنادی در استناد به منابع و توصیفی- تحلیلی در تجزیه و تحلیل مسائل، به دنبال تحلیل معناشناسی تأویل در نگاه اوست. یافته‌ها حاکی از آن است که معانی چهارگانه «تأویل فی تنزیل»، «تأویل مع تنزیل»، «تأویل قبل تنزیل» و «تأویل بعد تنزیل» وی، به ترتیب با «نص»، «تفسیر»، «اسباب نزول» و «جری و تطبیق» هم پوشانی دارد. به گونه‌ای که معنای اول با «محکمات» و سایر معانی با جهات گوناگون متشابهات لفظی و معنایی پیوند می‌خورد. نقش محوری امام معصوم (ع) در سه نوع از چهار نوع مطرح شده، از یافته‌هایی است که نشان می‌دهد تأویل، بدون مرجعیت امامت، ناقص یا ناممکن است.
صفحات :
از صفحه 34 تا 55
نویسنده:
کریم صادقی آهنگری، مصطفی سلطانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی از مباحث مورد نزاع کلامی در میان متکلمان و مفسران اسلامی بحث رؤیت و عدم رؤیت خداوند است. خاستگاه این نزاع مبتنی بر تمسک به ظواهر بعضی از آیات قرآن است. در میان آیات مشیر به رؤیت خداوند، مقاله حاضر دو آیه 143 سوره اعراف و 103 انعام و دیدگاه دو عالم برجسته؛ فخررازی و جوادی آملی، در این مورد به تحقیق و بررسی قرار داده شده است. بر این اساس به نظر می رسد فخر رازی با استناد به ظواهر آیات، رؤیت بصری را می‌پذیرد و با تفسیر و تأویل آیات رؤیت، معقتد است که این رؤیت مستلزم جسمانیت وجود خداوند نیست. و در مقابل استاد جوادی آملی با تأویلی خاص و همراه با حفظ ظواهر آیات و تعارض ظاهری آیات، رؤیت و عدم رؤیت را امری قابل جمع می داند. با روش توصیفی ـ تحلیلی پس از جمع آوری نظرات کلامی دو متکلم ومفسر مسلمان، فخررازی و جوادی آملی مورد واکاوی قرار می گیرد، که در نهایت فخررازی با استناد به ظواهر آیات رؤیت بصری را می‌پذیرد، البته با تاویلاتی که مستلزم جسمانیت و جهت دار بودن حضرت حق را
صفحات :
از صفحه 126 تا 143
نویسنده:
مریم نظر بیگی، ابراهیم نامداری، مریم گودرزی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این مقاله به تأویل تطبیقی آیات آفرینش انسان در سوره سجده در دو تفسیر معتبر، «المیزان» اثر علامه طباطبایی و «روح المعانی» اثر آلوسی پرداخته و به بررسی رویکردهای تأویلی این دو مفسر بزرگ به آیات خلقت انسان متمرکز است. در این پژوهش، تلاش شده است تا از طریق مقایسه تأویل‌های آیات «خلق من طین»، «سلالة من ماء مهین»، «سویته» و «نفخ الروح»، تفاوت‌ها و شباهت‌های رویکردهای فلسفی و انسان‌شناسانه این دو تفسیر برجسته روشن شود. روش تحقیق بر اساس تحلیل تطبیقی و استفاده از منابع تفسیری برای کشف ابعاد پنهان معانی آیات استوار است. ضرورت این تحقیق در نشان دادن تفاوت‌ها و هم‌سویی‌های تفسیری این دو مفسر به‌ویژه در ارتباط با مقولات فلسفی و انسان‌شناسی آفرینش انسان، نمود پیدا می‌کند. نتایج پژوهش نشان می‌دهند در حالی که علامه طباطبایی با تأکید بر سیر نزول و صعود انسان به سوی کمال الهی و تأویل‌های عرفانی، به ابعاد باطنی و هدفمند خلقت توجه دارد، آلوسی نیز به جنبه‌های فلسفی و تاریخی آیات پرداخته و مفهوم خلقت را در قالب‌های انسانی و مادی تحلیل کرده است.
صفحات :
از صفحه 228 تا 249
نویسنده:
احسان مهرکش، رضا حسینی کوهساری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
متقاعدسازی به عنوان یکی از مؤلفه‌های تأثرگذار در جامعه مطرح است که طی آن یک فرد یا گروه با استفاده از روش‌های ارتباطی، سعی در تغییر نگرش، باور یا رفتار دیگران و به دنبال آن پذیرش یا انجام دیدگاه جدید توسط مخاطب دارد. شش نظریه در رابطه با مدل‌های نظری متقاعدسازی وجود دارد: 1. مدل اقناع هاولند و همکاران. 2. نظام گفتمانی کنشی. 3. مدل حقیقت نمایی تفسیر شناختی. 4. مدل ناهماهنگی شناختی. 5. مدل شهودی منظم. 6. مدل روش فرایند نگرش- رفتار. 7. مدل عمق پردازش. در این پژوهش، از مدل اقناعی هاولند و نظام گفتمانی کنشی بهره‌گیری شده است که این مورد بر عناصری مانند «پیام»، «منبع پیام»، «کانال انتقال پیام» و «مخاطب» تاکید دارد. پژوهش حاضر با بررسی آیات مشتمل بر «یسئلونک» عناصر اقناعی به کار رفته در این آیات را استخراج کرده است. از مهمترین مؤلفه‌های متقاعد سازی در این آیات، تخصص و آگاهی خداوند به عنوان منبع پیام است. علاوه بر آن، عناصر اقناعی دیگری مثل جذابیت منبع پیام، خوش خلقی و مهربانی پیامرسان، بیان محکم و قاطع پیام، استفاده به موقع از هیجان و استدلال در پیام، تکرار پیام و تصویرگری در کلمات، لفافه گویی، ارائه قصه‌گویی، توجه به هوش و توانایی ذهنی مخاطب در این آیات به کار رفته است و این جمع بندی حاصل گردید که قرآن کریم در جهت اقناع مخاطب، از روش‌ها و شیوه‌های گوناگون روانشناختی و ارتباطی استفاده کرده است.
صفحات :
از صفحه 202 تا 227
نویسنده:
باقر ریاحی مهر
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
پژوهش حاضر به واکاوی مبانی و گونه‌های تأویلات عرفانی در تفسیر روح‌البیان اثر اسماعیل حقی بروسوی می‌پردازد؛ اثری که در میان تفاسیر عرفانی سده یازدهم هجری از حیث تلفیق ظاهرگرایی قرآنی با گرایش‌های ذوقی و کشفی جایگاهی ویژه دارد. مسئله‌ی اصلی تحقیق، تبیین حدود و معیارهای صحت تأویل‌های عرفانی و تعیین نسبت آن‌ها با قواعد معتبر تفسیر است. روش پژوهش، توصیفی ـ تحلیلی همراه با تحلیل متن‌محور و گونه‌شناسی محتواییِ تأویل‌ها در چارچوب مبانی معرفت‌شناختی تصوف اسلامی است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که بروسوی در روح‌البیان کوشیده میان عرفان اشاری و عرفان نظری پیوندی برقرار سازد و زبان تمثیلی را در مسیری تربیتی و معرفتی به کار گیرد. وی با تکیه بر مفهوم وحدت مراتب معنا، ظاهر قرآن را مقدمه‌ی ادراک باطن دانسته و تأویلات خود را در چهار گونه‌ی اشاری، رمزی، تربیتی و تلفیقی سامان داده است. در عین حال، تحلیل متن نشان می‌دهد که نسبت تأویل‌های او با ضوابط استنباطی عقل و نقل همواره هماهنگ نیست و در برخی موارد، به گستره‌ی ذوق شخصی نزدیک می‌شود. دستاورد اصلی پژوهش، تبیین خصلت نظام‌مند تأویلات بروسوی و نقش او در تحول تفسیر عرفانی از مرحله‌ی ذوقی به مرتبه‌ی تربیتی و معرفتی است؛ به گونه‌ای که روح‌البیان الگویی برای جمع میان شهود درونی و نظم تفسیری به‌شمار می‌آید.
صفحات :
از صفحه 76 تا 101
  • تعداد رکورد ها : 11