جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرور > مرور مجلات > پژوهش های مابعدالطبیعی > 1403- دوره 5- شماره 1
  • تعداد رکورد ها : 14
نویسنده:
قدرت الله قربانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
فلسفه اسلامی معاصر در ابعاد و زمینه­ های مختلفی با چالش­ های مهمی مواجه است، برخی از این چالش ­ها عبارتند از: 1. عدم تنوع در روش ­ها، موضوعات، مسائل، رویکردها و نظریات آن، 2. عدم ارتباط آن با پرسش­ های فلسفی انسان معاصر، 3. کاربردی نبودن، 4. انتزاعیت و انضمامی نبودن، 5. مشکل وابستگی به مکاتب فلسفی قبلی، 6. عدم تعامل کافی آن با دیگر حوزه ­های معرفتی بشر، 7. عدم ظرفیت بالفعل لازم برای تولید فلسفه ­های مضاف، 8. عدم استقلال از آموزه ­های الهیاتی و ایدئولوژی­های دینی،9. نظریه ­پردازی به­ جای شرح­ نویسی، 10. عدم گفتگو با مکاتب فلسفی دیگر و جذب قابلیت­ های آنها، و 12. عدم خودانتقادگری و دوری از جزم ­گرایی. در این تحقیق نشان داده می­ شود که بحران فلسفه اسلامی معاصر در مواجهه با چالش­ های اساسی مزبور است، به این معنا که نه تکثر قابل قبولی در موضوعات و مسائل دارد، نه با پرسش­ های فلسفی انسان مسلمان سروکار دارد، نه یک فلسفه عینی و کاربردی است؛ بلکه شدیداً به سنت فلسفی گذشته وابسته است. ضمن اینکه هنوز هم دچار مشکل شرح و حاشیه ­نویسی است. بین فلسفه اسلامی معاصر و الهیات اسلامی نوعی خلط و پیوند غیرمنطقی وجود دارد. همچنین با دیگر زوایای زندگی انسان مسلمان و معارف بشری ارتباط لازم و معنادار ندارد. و اینکه رویکرد انتقادی قوی ­ای در فلسفۀ اسلامی معاصر وجود ندارد و با دیگر مکاتب فلسفی در گفتگوی سازنده نیست. در این تحقیق تلاش می­ شود راه ­کارهایی پیشنهادی برای برون­شد فلسفه اسلامی معاصر از چالش­ های پیش­ رو معرفی گردد، از جملۀ آنها توجه به مسائل طرح شده از سوی فلسفه معاصر غرب، اقبال به فلسفه ­های مضاف، و استقلال‌جویی از الهیات اسلامی، و اتخاذ رویکرد عینی، کاربردی و انتقادی بسیار مهم هستند.
صفحات :
از صفحه 39 تا 82
نویسنده:
آروین مرادی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این مقاله به بررسی و تحلیل نظریۀ شئ‌گرایی از دیدگاه برنتانو و کوتاربینسکی پرداخته است. برنتانو، با رویکردی زبانی و هستی‌شناختی، نظریه‌هایی چون حیث التفاتی، تحلیل زبان و اصلاح منطق را در چارچوب شئ‌گرایی مطرح کرد و تلاش نمود تا با نفی موجودات انتزاعی و تأکید بر نگاه انضمامی به جهان، بسیاری از مشکلات فلسفی و زبانی را حل کند. کوتاربینسکی، به‌عنوان یکی از نظریه‌پردازان برجستۀ این حوزه، ضمن توسعۀ این نظریه، با رویکردی انتقادی و همراه با بازنگری در شئ‌گرایی، آن را به ابزاری مؤثر برای تفکیک مسائل واقعی از شبه‌مسائل زبانی تبدیل کرد. مقالۀ حاضر به‌جای پرداختن به تمامی ابعاد شئ‌گرایی، بر دو محور اصلی تمرکز دارد: ارتباط میان زبان و هستی‌شناسی در نظریه شئ‌گرایی و نقش آن در حل شبه‌مسائل فلسفی. مقالۀ حاضر ضمن بررسی تطبیقی دیدگاه‌های برنتانو و کوتاربینسکی، تأثیر انتقادات وارده بر این نظریه و چگونگی تحول آن را تحلیل کرده و تفاوت‌های آن را با نظریۀ معنای فرگه و منطق مدرن نشان داده است. در نهایت، مقاله نتیجه می‌گیرد که شئ‌گرایی، با ارائۀ نگرشی یکپارچه و ساده به جهان، راه‌حلی نوین برای مواجهه با چالش‌های زبانی و هستی‌شناختی در فلسفه فراهم می‌کند.
نویسنده:
محمد جواد پاشایی ، محمود خلیلیان شلمزاری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
نیاز به آرامش از اساسی‌ترین نیازهای انسانی به‌شمار می­رود. از پیامدهای تحولات اجتماعی قرن اخیر، گرفتاری بشر به انواع بحران‌های روحی و اخلاقی و در پی آن از دست دادن آرامش واقعی خود است. تفسیر نامعلوم این مفهوم نیز در آتش این بحران‌ها دمیده است. پرسش اصلی نوشتار حاضر آن است که آرامش با نظر به حکمت صدرایی چه مختصاتی دارد و نسبتش با آرامش مطرح در روانشناسی معاصر به چه شکلی است؟ این تحقیق در روشی کیفی و با روی‌آوردی توصیفی‌تحلیلی و نیز با بهره‌مندی از تکنیک‌ها و ابزارهای موجود در روش‌های تحلیل اسنادی، آرامش را به دو قسم جسمانی و باطنی تقسیم نموده و لذات عقلی را از مراتب عالیِ آرامش در حکمت صدرایی قرار داده است. تبیین عوامل جلب و سلب آرامش از نگاه ملاصدرا نیز از دیگر یافته‌های پژوهش پیش رو به‌شمار می‌روند. در روانشناسی معاصر، مدل بهزیستی ذهنی (Swb) را می­توان با انواع آرامش جسمی و مراتبی نازل از آرامش باطنی همسو دانست. همچنین مدل بهزیستی روانشناختی (pwb) را می‌توان با آرامش باطنی و مراتبی دیگر از آن همگرا دید.
صفحات :
از صفحه 130 تا 148
نویسنده:
محمد کرمی ، حامده راستایی ، بهروز اسدی
نوع منبع :
مقاله , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
چکیده :
میل به جاودانگی به‌عنوان یکی از تبعات حب ذات، میلی ریشه­دار در تمامی انسان­هاست. میگل.دی اونامونو اندیشمندِ اگزیستانسیالیست و ادیب اسپانیایی معتقد است میل به جاودانگی، منشاء دین و اعتقاد به خداست. از نظر او اندوهِ ناشی از عدمِ اطمینان نسبت به ارضای شوق ما به وجودی بی­پایان، وضعیت طبیعی ماست. به‌دنبال بروز این وضعیتِ تراژیکِ ناشی از ناتوانی عقل بشری در اثبات وجود خدا و جاودانگی، اونامونو تلاش دارد تا با اتخاذِ روشی لاادری­گرایانه از طریق شوق طبیعی اما نامعقولِ همه انسان­ها به جاودانگی، اثبات وجود خدا، جهنم، معنای زندگی و نهایتاً ترغیب افراد به اخلاقی­تر زیستن بپردازد. از نظر او اعتقاد به جاودانگی می­تواند زمینه را برای رشد اخلاق و توسعه فردی فراهم نموده و از تکرار ملال­انگیزِ تجربیات در یک زندگی ابدی اجتناب کند. در بادی امر ازجمله شائبه­ها درخصوص دیدگاه اونامونو، نگاه پراگماتیستی و خردستیزی و غیرواقع­گراییِ حاکم بر اندیشه وی است. در این نوشتار تلاش شده تا با تبیین مفاهیم جاودانگی، خدا، معنای زندگی، عقل و ایمان از منظر او و مقایسه آن با دیدگاه­های کانت، نیچه، ویلیام جیمز و برنارد ویلیامز این شوائب بررسی شوند. از دیگر نوآورهای این پژوهش، ارائه یک صورت­بندی قیاسی بدیع مبتنی‌بر دیدگاه اخلاقی اونامونو برای اثبات وجود خدا از طریق جاودانگی شخصی است.
صفحات :
از صفحه 169 تا 187
نویسنده:
ناظم صفری گنهرانی ، محمد رعایت جهرمی ، محمدحسن حیدری ، علینقی باقرشاهی
نوع منبع :
مقاله , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
چکیده :
از نظر نیگل، زندگی از یک دیدگاه ذهنی(درونی)، به­طوراجتناب­ناپذیری غیرقابل­شک و جدی است و از یک دیدگاه عینی(بیرونی)، قابل­شک­وتردید، غیرقابل­توجیه، دلبخواهانه، تصادفی و غیرجدی است. عبث­بودن زندگی به این معنا نیست که زندگی هیچ ارزش و اهمیتی ندارد، هیچ­ نقش و کارکردی برای آن متصور نیست، یا فاقد هرگونه هدف و غایت است، بلکه به این معنا است که اتفاقا از منظر ذهنی، زندگی ارزش­مندترین و مهم­ترین چیزی است که وجود دارد، اما مسئله اصلی این است که هرگونه معنایی که برای زندگی کشف یا جعل کنیم، آن معنا، از منظری ابدی، دلبخواهانه است. بنابراین زندگی عبث است نه به دلیل اینکه، از منظر آینده­ای دور، بی­اهمیت است یا در مقایسه با کیهان ذره­ای و دمی بیش نیست و با مرگ نیست و نابود می­شود و جاوید نیست. بلکه حتی اگر انسان، کل فضا و زمان را پر کند باز مساله، حل­نشده باقی می­ماند. نوشتار حاضر بر آن است تا مولفه­های کلیدی نظرگاه نیگل یعنی اجتناب­ناپذیری شک­وتردید، غیرقابل­توجیه­بودن زندگی و ابطال­ناپذیربودن استدلال فوق و ترجیح دیدگاه عینی بر دیدگاه ذهنی را مورد نقد و بررسی قرار دهد.
صفحات :
از صفحه 213 تا 231
نویسنده:
امیر یوسفی ، محمود شیخ
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در نسبت میان سلوک و شهود، دو جهتِ کلّی نقش ایفا می‌کند‌: ۱) سلوک صحیح سببِ شهودِ صادق و اتصال به منبع شهود الهی‌ست 2) کیفیتِ شهود نیز متأثر از چگونگیِ سلوک است. این دو سویه اصلی در نظریه تناسب سلوک و شهود گرچه مدّعیِ توضیح تمامِ دلایلِ صدق شهود یا نشان‌دهنده چراییِ همه ویژگی‌های شهودی نیست، امّا به‌میزانی که تبیین شده در مواردی مشخّص می‌توان تناسبِ روشنی میان ویژگی‌های سلوکی و شهودی برقرار کرد که در عرفانِ ابن‌عربی در مواردِ متعدّدی نشان داده شده است. تناسبِ سلوکِ مدرسی و شهودِ تفصیلی و معرفت‌محور، سلوکِ رازوَرز و معطوف به علمِ حروف و اعداد و شهودِ جهانِ مبتنی‌بر اعداد و حروف، سلوک اسباب‌محور و جهانِ مبتنی‌بر نظامِ اسمائی، مقاماتِ هستی‌شناسانه در سلوک و هستی‌شناسیِ درجاتی و تفصیلی و درنهایت برجستگیِ علم در صفات انسان کامل نیز با سلوک معرفت‌محور ابن‌عربی متناسب است و درواقع معرفت ‌شهودی را متناسب با سلوکِ انسان در نمونه مورد پژوهش به تصویر می‌کشد.
صفحات :
از صفحه 149 تا 168
نویسنده:
جواد اکبری تختمشلو ، علی فرزان
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
هوش مصنوعی یا ماشینی، که امروزه در حال گسترش به تمام ساحت‌های زندگی بشری است، بی‌تردید نیازمند بررسی و ارزیابی از ابعاد گوناگون از ‌جمله بُعد فلسفی است. یکی از سوالات فلسفی در این زمینه این است که آیا هوش مصنوعی می‌تواند تا آنجا پیشرفت نماید که کاملاً به‌حد هوش طبیعی انسانی و یا حتّی فراتر از آن نائل آید؟ آیا در این خصوص برای هوش مصنوعی محدودیّت یا مانعی فلسفی قابل تشخیص است که اساساً آن را برای همیشه از نیل به‌چنین سطحی محروم سازد؟ این مقاله در صدد پرداختن به چنین سوالاتی است. طبق بررسی‌ها و نتایج مقاله، هوش مصنوعی، که تاکنون در مسیر توسعۀ خود دو موج را پشت سرگذاشته، برای ورود به موج سوم و تقرّب به هوش طبیعیِ انسانی نیازمند توانایی انجام نوعی استنتاجِ وابسته‌به‌زمینه به‌نام "اَبداکشن" ("استنتاج بر پایۀ بهترین تبیین") است؛ درحالی‌که نسبت ‌به چنین توانمندی، به‌دلیل خلّاقانه، محتوایی، غیرصوری و غیرمحاسباتی بودنِ این نوع استنتاج، اساساً افق روشنی برای ماشین متصور نیست. در واقع طبق استدلالات مقاله، هوش ماشینی، گرچه می‌تواند در ابعاد کارکردی خود (یعنی ابعاد صوری-محاسباتیِ محض) هوش انسانی را پشت سر گذاشته و از آن فراتر هم برود، ولی مادام که از توانمندی‌های غیرکمّی و غیرصوری نظیر "تخیّل"، "خلّاقیّت"، "فهم"، "تفّکر"، "شمّ خوب" و در رأس آنها "آگاهی" (که هوش طبیعی انسانی متنعّم از آنهاست) محروم باشد، امکان هوشمندی در تراز هوش انسانی را نخواهدداشت.
صفحات :
از صفحه 188 تا 211
نویسنده:
فاطمه باقری منفرد ، بهرام علیزاده
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
پاول هلم معتقد است که دلایلِ خوبی برای این ادعا وجود دارد که علم مطلق الهی -که آینده را نیز در بر می­گیرد- با آزادی انسانی -که به‌نحو ناهمسازگرایانه درک شده باشد- منطقاً ناسازوار است. اما این تعارض نباید ما را به نظریه­ای تنزل‌یافته از علم مطلق الهی بکشاند. چنان‌که نباید به نفی آزادی و مسئولیت آدمی بیانجامد. هلم مدعی است که یک خداباور مسیحی می­تواند به‌معنای همسازگرایانۀ آزادی روی آورد. نخست به این دلیل که آموزۀ مسیحیِ «فیض الهی» تنها با فهم همسازگرایانه از آزادیِ انسان سازوار است. دوم به این دلیل که خداوند برای آن‌که کامل مطلق باشد باید به‌معنای قوی عالم مطلق باشد و تنها درصورتی چنین است که همسازگرایی صادق باشد. خواهیم گفت که دلیل نخست هلم به نفی برخی دیگر از آموزه­های پذیرفته شدۀ ادیان، از جمله مسیحیت خواهد انجامید و استدلال دوم او به مغالطه وضع تالی دچار است. اما دلیل سوم هلم این است که ضرورتا اگر خداوند از پیش x را بداند (که می­داند)، آن‌گاه x ضرورتا رخ خواهد داد. او برای گریز از اشکال، تاکید می­کند که مراد او از «ضرورت» ضرورتِ تاریخی است و نه منطقی. اما این استدلال تنها زمانی کار می­کند که بپذیریم خدا در زمان است. لذا کسانی که علم الهی را بی­زمان بدانند، می­توانند مدعی شوند که همه رویدادها در ذهن الهی به‌نحو لازمان وجود دارد و علم او به دلیل گذشته بودن ضروری نیست. به‌نظر می­رسد که خودِ هلم نیز این اشکال را می­پذیرد.
صفحات :
از صفحه 55 تا 71
نویسنده:
زینب عرب میستانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مفهوم سنتی معنا در عصر ما به‌واسطه انفجار در حوزه‌های دانش و تکنولوژی و متعاقب آن هجرت خدایان جایگاه و اعتبار خویش را از دست داده است. مارتین هایدگر از جمله اندیشمندان معاصری است که معنای زندگی را در تفکر مدرن و در غیاب خدایان مابعدالطبیعی مورد بررسی قرار داده است. او در دوره نخست فکری خود تلاش کرده است تا با نفی هر نوع رهیافت غایت‌انگارانه و با تکیه بر مفهوم وجودشناسی بنیادین خود معنایی برای زندگی جعل کند. از این‌رو غرض از تحلیل پدیدارشناسی هرمنوتیکی دازاین در این جستار، وصول به‌ درک معنای زندگی اصیل، که همان رسالت اصلی فلسفه هایدگر متقدم است می‌باشد. محور نظام فکری هایدگر و وجودشناسی بنیادین او، مسئله انسان به‌مثابه دازاین است. هایدگر شناخت حقیقت وجود را تنها از طریق دازاین امکان‌پذیر می‌داند. چراکه به‌زعم او انسان تنها افقی است که وجود در آن خود را متجلی می‌سازد. ازاین‌رو هایدگر برای جستجوی معنای زندگی، از ساختارهای بنیادین با یکدیگر مرتبط نحوه وجودِ دازاین، همچون در -جهان- بودن، پروا و درنهایت از مرگ‌آگاهی به روش هرمنوتیکی رازگشایی می‌کند. او نتیجه می‌گیرد که دازاین می‌تواند با مرگ‌آگاهی و رهایی از تسلط داسمن، با انتخاب‌های آزادانه به‌ یک زندگی اصیل و متعاقب آن معنادار دست پیدا کند. اما او اراده و خواست انسان را تنها راه‌حل نمی‌داند. و بر این اعتقاد است که ما همواره باید منظرِ گشایشی باشیم که خود هستی آن ‌را برای ما فراهم می‌سازد.
صفحات :
از صفحه 110 تا 129
نویسنده:
سید جابر موسوی راد
نوع منبع :
مقاله , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
چکیده :
دیدگاه تباین خدا و مخلوقات (غیریت وجودی خدا نسبت به موجودات دیگر) در مقابل نظریه وحدت شخصی وجود قرار می‌گیرد که مدعی است مخلوقات تعینات ذات الهی هستند و همه به وجود واحد شخصی موجود هستند. نظریه تباین به دو صورت حداقلی و حداکثری قابل تبیین است. براساس تباین حداقلی، گرچه وجود خداوند غیر از مخلوقات است، اما خداوند و مخلوقات با هم وجوه مشترکی دارند. در مقابل، تباین حداکثری مدعی است که هیچ‌ وجه اشتراکی بین خداوند و مخلوقات وجود ندارد و ازاین‌رو نسبت دادنِ صفاتی نظیر علم، قدرت و... به خداوند به نحو مشترک لفظی است. مدافعین مکتب تفکیک معتقدند نظریه تباین حداکثری از قرآن و روایات اخذ شده است. این مقاله با استفاده از روش تحلیلی‌انتقادی، ضمن تبیین دیدگاه مکتب تفکیک، نشان خواهد داد که دیدگاه مکتب تفکیک نه‌تنها برخاسته از آیات و روایات نیست، بلکه مخالف آیات و روایات بوده و نیز با نسبت دادنِ صفات مختلف ایجابی به خداوند تنافی دارد و مستلزم نفی کمالات الهی است. از منظر قرآن و روایات، گرچه خداوند به‌لحاظ وجوب وجود و کمال محض بودن، هیچ‌گونه مثل و نظیری ندارد، اما در عین حال این‌طور نیست که هیچ اشتراکی بین خدا و مخلوقات وجود نداشته و نسبت دادن صفات بشری به خداوند به نحو مشترک لفظی باشد.
صفحات :
از صفحه 40 تا 54
  • تعداد رکورد ها : 14