جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرور > مرور مجلات > شناخت > 1398- دوره 12- شماره 2
  • تعداد رکورد ها : 12
نویسنده:
نوشین عبدی ساوجیان
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تامل در اظهارات ابن سینا و آکوئیناس تردید در باب تقابل نظر ایشان در مورد نحوه حصول ارتباط نفس انسانی با بدن را برطرف می‌سازد. دو نظریه به ظاهر مقابل که در یک طرف آن ابن سینا با این اعتقاد که نفس انسانی به منظور ارتباط با بدن نیازمند واسطه است و در سوی دیگر آکوئیناس که معتقد است نفس بدون نیاز به واسطه با بدن متحد می‌شود. رفع تعارض ظاهری میان دو نظریه نگرشی تحلیلی را می‌طلبد که در نتیجه آن روشن می‌شود که هریک از دو فیلسوف هنگام بررسی ارتباط نفس با انسانی با بدن دو مقام را مدنظر دارند. مقام اول مرحله‌ای است که نفس به عنوان صورت با بدن مرتبط می‌شود و مقام دوم مرحله‌ای که آغاز فعالیت نفس انسانی در بدن است و حاصل تحلیل این است که دو نظریه نه تنها متناقض نیستند بلکه در راستای یکدیگرند و چنانچه اختلافی در مساله نحوه حصول ارتباط نفس انسانی با بدن مشاهده می‌شود ناشی از نگرش ایشان به مساله «اتحاد» است، چنانکه ابن سینا به دنبال عدم پذیرش اتحاد، ارتباط نفس انسانی با بدن را نوعی ارتباط تدبیری می‌نامد حال آن که آکوئیناس با پذیرش اتحاد، رابطه نفس انسانی با بدن را از نوع اتحاد می‌بیند، با این وصف هر دو فیلسوف نفس را نیازمند ارتباط با بدن می‌دانند. همچنین در مورد نحوه فعالیت نفس انسانی در بدن هر دو فیلسوف معتقدند نفس به منظور انجام فعالیت خویش در بدن نیازمند واسطه‌ای است که به اصطلاح ابن سینا روح بُخاری و به اصطلاح آکوئیناس روح جسمانی یا روح حیاتی نام دارد.
صفحات :
از صفحه 165 تا 184
نویسنده:
حسین واله
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اختلاف مشهور ملاصدرا با سهروردی بر سر مدلول وجود است. سهروردی می گوید "در جهان چیزی نداریم که حقیقتش هستی باشد" در حالیکه ملاصدرا می گوید "جز حقیقت هستی درجهان حقیقتاَ چیزی نداریم". یک پاسخ ملاصدرا به استدلال سهروردی مبتنی بر تحلیل تازه ای از محمول "موجود" است که در آن " امری دارای هستی" جای خود را به " هر آنچه هست" می دهد. در نتیجه ملاصدرا می کوشد هم اشتراک معنوی مفهوم وجود را حفظ کند و هم این مفهوم را حاکی از واقعیت بداند و هم اشکال تسلسل را رد کند. می توان از جانب سهروردی به راهبرد ملاصدرا خرده گرفت: این تحلیل تازه یا منحصراً در باب محمول "موجود" صائب است یا در باب همۀ مشتق ها. شق اول استدلال ملاصدرا را دوری می کند و شق دوم با مثالهای نقض فراوان مواجه است. در نتیجه، می توان کما کان از موضع سهروردی دفاع کرد؛ یا "موجود" مشترک معنوی نیست و یا محمولی ذهنی و اعتباری ست. راز این اختلاف در مبادی نظریۀ معناداری اسم عام یا مفهوم است.
صفحات :
از صفحه 247 تا 261
نویسنده:
علی فتحی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
بنابر تفسیر هیدگر «سوبژکتیویسم» بنیاد متافیزیک است که از افلاطون آغاز می‌شود و با دکارت شتاب افزون‌تری یافته و تا هگل و نیچه استمرار پیدا می‌کند، هیدگر در تفسیری که از کانت و هوسرل ارائه می‌‌دهد معتقد است نه تنها ایشان راه دیگری غیر از آن چه از بدو ظهور مابعدالطبیعه در افلاطون و در ادامه با ارسطو و پس از آن در دورة قرون وسطی و نیز در دورة جدید با تفکر دکارتی استمرار یافته، نشان نداده است بلکه خود کانت مساهمت زیادی در بسط متافیزیک سوژه داشته است. این مقاله کوشیده است از رهگذر شواهدی ادعای هیدگر را مورد ارزیابی قرار دهد و با تمایز میان سنت متافیزیکی و استعلایی نشان دهد که تفسیر هیدگر از فلسفۀ کانت و هوسرل، قابل مناقشه و محل گفتگوست.
صفحات :
از صفحه 207 تا 228
نویسنده:
سمیه رفیقی , محمد اصغری , محمود صوفیانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تبیین مرلوپونتی از قصدیت عملی به مثابه قصدیتی تنانه و متحرک راه را برای بیان معنای جدیدی از تقویم و عینیت می­گشاید. تحلیل او از چنین قصدیتی، ابزاری ملموس و پیشاتأملی، اما معنادار و تنانه برای داشتن جهان و اعیان قصدی فراهم می­آورد. مرلوپونتی بر این باور است که آگاهی به واسطه خصلت قصدی خود روی به سوی اعیان خود در جهان دارد. اعیان آگاهی اموری مشخص و متعین نیستند، بلکه در حوزه­ای قرار دارند که خود ذاتاً معنادار است و این معنا در مواجه سوژه با آن منکشف می­شود. آگاهی برای مواجهه با اعیان از بدن به منزله نظرگاه خود بهره می­گیرد. بر این اساس، مرلوپونتی آگاهی را در بدن قرار می­دهد و بدن را سوژه- بدنی محسوب می­کند که در جهان پیرامون خود حضور دارد و از طریق تجربه ادراکی با اعیان در تماس است. آنچه در طی این تجربه آَشکار می­شود نوعی درک پیشاتأملی از جهان محسوس به منزله جایگاه حیات عملی است. سوژه همواره به واسطه بدن خود در درون جهانی که در آن تحقیق و عمل می­کند جای دارد و در مواجهه تنانه با اعیان نامتعین، به آنها عینیت می­بخشد. این تعین­بخشی به واسطه قصدیت جنبشی و وحدت تألیفی بدن روی می­دهد. در این مقاله درصدد هستیم تا نقش بدن در این تعین­بخشی را بیشتر برجسته نماییم.
صفحات :
از صفحه 71 تا 93
نویسنده:
مهناز انصاری ، نادر شایگان فر
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
هدف این مقاله بررسی همانندی میان معرفت‌شناسی جان دیویی و رهیافت هرمنوتیکی در فلسفه است. در این مقاله تلاش بر آن است که نشان­ داده­ شود، با وجود سرچشمه‌های فکری متفاوتی که میان دیویی و هرمنوتیسین‌هایی مانند دیلتای وجود دارد، می‌توان همپوشانی‌های قابل توجهی میان رهیافت دیویی در معرفت‌شناسی و رهیافت هرمنوتیکی پیدا کرد، و نشان داد که در اساس جهت‌گیری کلی این دو رهیافت فلسفی یکی است. آنچه در به­وجود آمدن این پیوند نقشی کانونی ایفا می‌کند مفهوم «تجربه» است. از سویی دیویی با صورتبندی مفهومی از تجربه- که البته خواهیم دید با مفهوم تجربه‌گرایانه‌ی آن متفاوت است- تلاش می‌کند بدون توسل به انگاره‌های متافیزیکی و استعلایی، معرفت‌شناسی خود را بنا نهد. از سوی دیگر، در هرمنوتیکِ ویلهلم دیلتای نیز مفهوم «تجربه‌ی زیسته» جایگاهی کانونی دارد. این تطبیق آشکار می­کند که فهم این دو رهیافت از مفهوم «تجربه» تا چه حد همانند یکدیگر است و همچنین چگونه این همانندی در فهم آن‌ها از تجربه منتهی به موضع‌گیری‌های فلسفی بسیار نزدیک به یکدیگر شده ‌است، تا جایی که می‌توان رهیافت معرفت‌شناسی ابزارانگارانه­ی دیویی را هرمنوتیکی دانست.
صفحات :
از صفحه 29 تا 48
نویسنده:
سعید عدالت جو ,علی ارشد ریاحی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در این مقاله تجدیدنظرگرایی از نگاه مانوئل وارگاس بررسی شده است که نظریه‌ایست دربارۀ ارادۀ آزاد به عنوان شرط مسئولیت اخلاقی. این نظریه معتقد به دو تعبیر تشخیصی و تجویزی دربارۀ فهم متعارف از ارادۀ آزاد و مسئولیت اخلاقی است. تعبیر تشخیصی دربارۀ این است که در فهم متعارف ما، ارادۀ آزاد و مسئولیت اخلاقی با موجبیت علّی ناسازگار و انسان دارای ارادۀ آزاد است. تعبیر تجویزی دربارۀ این که فهم ما از این امور چگونه باید باشد. تعبیر تجویزی نمی‌تواند آزادانگاری باشد، زیرا باید عدم موجبیت را به طوری خاص در فرایند ذهنی تصمیم‌گیری فرض بگیرد و این لازمه از شواهد موجود فراتر است. تعبیر تجویزی حذف‌گرایی نیست، زیرا می‌توان با تجدیدنظر در فهم متعارف خود از این امور، آن را به شکلی اصلاح کرد که با دشواری روبرو نباشد. تعبیر تجویزی نوعی سازگارگرایی است، ارادۀ آزاد از این نظر توانایی تشخیص ملاحظات اخلاقی و هدایت رفتار خود در پرتو این ملاحظات است. این توانایی با موجبیت‌گرایی علّی سازگار است. این نظریه مبتنی برای کاربرد و توجیه نظام مسئولیت است. درپایان استفادۀ وارگاس از استدلال پیامد، استناد به شواهد تجربی و تکیه برهنجارهایی با مبنای آزادانگار برای تبیین تعبیر تشخیصی و تجویزی او مورد نقد قرار گرفته است.
صفحات :
از صفحه 185 تا 206
نویسنده:
احمد عبادی , محمد امدادی ماسوله
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
هانس رایشنباخ نخستین فلسفه‌دانی است که در فلسفه‌ی علم دوره‌ی معاصر به‌طور مدوّن به ارائه‌ی تمایز میان مقام گردآوری و مقام داوری پرداخته است. تفکیک فلسفه‌ی علم از دیگر حوزه‌های مطالعاتی و انکار هرگونه منطق برای مقام کشف دو هدف اصلی وی از بیان این تمایز بوده است. پاسخ به ادعاهای اتو نوراث و چپ‌گرایان حلقه وین، ساختار سیاسی آلمان در دهه‌ی 1930 و تأسیس فلسفه‌ی علمیِ مستقل؛ انگیزه‌هایی برای طرح تمایز از سوی رایشنباخ شد. پس از رایشنباخ، خوانش‌های متفاوتی نسبت به این تمایز مطرح گشت. برخی قرائت‌ها از این تمایز، با دیدگاه نخستین و اولیه‌ی رایشنباخ هم‌سویی ندارد. او برای توضیح تمایز دو مقام، به چهار وظیفه و تکلیف اشاره می‌کند که یک وظیفه، خاصِ حوزه‌ی «روان‌شناسی» و وظایف «توصیفی»، «انتقادی» و «مشاوره‌ای» متعلق به قلمرو معرفت‌شناسی است. از دیدگاه رایشنباخ، مقام گردآوری ذیلِ وظیفه‌ی روان‌شناسی و مقام داوری در وظایف انتقادی و بخش دوم مشاوره‌ای نقش ایفا می‌کند و وظایف توصیفی و بخش نخست مشاوره‌ای بیرون از گستره‌ی مقام داوری هستند. هدف این پژوهش، بررسی و تحلیل تمایز مقام گردآوری/داوری است که از سوی رایشنباخ مطرح شده تا تحلیلی درست از جایگاه نخستین این تمایز داشته و نیز از طریق این تمایز به تبیین و توصیف وظایف چهارگانه‌ی فلسفه بپردازیم.
صفحات :
از صفحه 141 تا 164
نویسنده:
آذر رهنما , محمد رضا شریف زاده
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
رسانه و تأثیر آن بر فرهنگ از موضوعات موردتوجه اندیشمندان مکتب فرانکفورت بوده است. خط فکری و تحقیقیِ آنان بر اساس نقدِ وضعیت انسان معاصر از وجه خُرد و کلان به بیان نظریه‌هایی دربارۀ ظهور و نفوذ سرمایه‌داری انجامید. آنان با نگاه انتقادی سلطة نظام سرمایه‌داری در ارتباطات، فرهنگ و هنر را به شکل نظریه‌ای تحت عنوان «صنعت فرهنگ» مطرح کردند. این نظریه­ پردازان با تحلیل فرهنگ در جامعة صنعتی به این نتیجه رسیدند که وسایل ارتباط جمعی باعث درهم‌آمیختگی هنر، فلسفه و اقتصاد شده و ارزش­های فرهنگی را به شکل کالای مبادلاتی درآورده­ اند. همچنین در مطالعة هنر از دیدگاه انتقادی مکتب فرانکفورت دو نوع هنر مطرح می ­شود: هنرِ اصیل و هنرِ بازتولید پذیر و مصرفی. گرافیک به‌عنوان هنری بازتولید پذیر، علاوه بر این‌که واجد جنبۀ زیباشناسانه است، به دلیل مناسبات اقتصادیِ سرمایه‌داریِ معاصر در قلمرو رسانه سهم زیادی در تبلیغات و گسترش نظام سرمایه ­داری داشته و به‌عنوان هنری در عرصۀ رسانه در نظام اقتصادی جایگاه خود را تثبیت کرده ­است. در این پژوهش سعی شده ضمن توجه به جنبه­ های هنری گرافیک، با رویکرد انتقادی، نقش رسانه‌ایِ آن را، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل اطلاع‌رسانی و نشرِ دانش اجتماعی، در بسترِ صنعت فرهنگ بررسی کنیم.
صفحات :
از صفحه 123 تا 140
نویسنده:
حسین احمدی , حسن محیطی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
معناشناسی اخلاق یکی از مباحث فلسفه اخلاق است که به بررسی و تحلیل معنایی مفاهیم و گزاره‌های اخلاقی می‌پردازد. معناشناسی متفاوت از لغت‌شناسی است زیرا معناشناسی اخلاق روی دیگر هستی‌شناسی اصطاحات اخلاقی است که سبب حل شدن بسیاری از معضلات فلسفه اخلاقی می‌شود. عمده مباحث مطرح در معناشناسی اخلاق، بررسی مفاهیم موضوع، محمول و مفاهیم مرتبط با اخلاق مانند کمال و سعادت است. این تحقیق قصد دارد با بررسی مفاهیم یادشده از منظر فارابی به نوآوری‌های فارابی دست یازد. فارابی معنای خوب اخلاقی را رابطه متناسب میان فعل و نتیجه آن قلمداد می‌کند و با تبیین خوب مطلق، نسبی‌گرایی اخلاقی را رد کرده و واقع‌نمایی خوب اخلاقی را اثبات کرده است. وی حکمت به معنای خاص را فضیلتی برخاسته از درک انسانی می‌داند که برترین چیزها را به‌واسطه برترین علم‌ها درک می‌کند. منظور از برترین علم، علم دائمی است و علم به ذات که زوال‌ناپذیر و حضوری است. فارابی به وسیله این حکمت، قرب الهی و نیاز انسان به خدا حتی در کسب کمال نهایی را تبیین می‌کند. وی با تعریف حکمت به شیوه جدید، نوع واقعیت اخلاقی و راه وصول به کمال نهایی در فلسفه اخلاق را تبیین کرده است.
صفحات :
از صفحه 7 تا 29
نویسنده:
امیرحسین منصوری نوری , حوریه شجاعی باغینی , عین الله خادمی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
پژوهش حاضر برای پاسخ به پرسش «رابطه میان کارکردهای غیر ذهنی واژۀ شبح با مباحث معرفت­شناختی در آثار ملاصدرا چیست؟» شکل گرفته و با روی­کرد بررسی واژۀ شبح در شبکه واژگانی ملاصدرا به کند و کاو در آثار ملاصدرا پرداخته است؛ ایشان در مقام بحث از موارد غیر ذهنی و غیر معرفت­شناسانه کارکردهایی از واژه شبح مانند روح حیوانی، تطابق وجود و ماهیت، بیان عوالم وجود و اختلاف آن­ها و مشاهدات عرفانی را مطرح نموده­اند، که در هریک از آن­ها تطابق نسبی یا کلی شبح و حقیقت پذیرفته شده است، هرچند این موارد در نگاه اولیه معرفت­شناسانه و ذهنی نیستند ولی در قریب به اتفاق موارد آثار معرفت­شناختی دارند و در تمامی موارد ملاصدرا به دلیل نزدیکیِ زیاد، بین نظریه وجود ذهنی و تئوری شبح از عدم واقع­نمایی شبح در موجودات خارج از مقولۀ کیف صرف نظر نموده، واقع­نمایی شبح را با تسامح می­پذیرد هرچند که در موارد شناختی به دقت این اختلاف را روشن نموده و آن را با نظریه وجود ذهنیِ خود حل می­نماید.
صفحات :
از صفحه 229 تا 245
  • تعداد رکورد ها : 12