جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
نویسنده:
ابراهیم عزیزی اصل ، سیدابراهیم معصومی ، رامین پورسعید
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
معناشناسی دینی یکی از مهم‌ترین شاخه‌های علوم اسلامی برشمرده می­شود که به مطالعه و تحلیل نحوه­ی استنباط معانی و تفسیر متون مقدس می‌پردازد و نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌دهی باورها، احکام فقهی و رفتارهای اجتماعی مسلمانان دارد. مسئله­ی اصلی این پژوهش، تحلیل تطبیقی مبانی معناشناسی در دو جریان مهم اسلامی، یعنی اخوان­المسلمین مصر و وهابیت، است که هر کدام با وجود اشتراکات در مبانی سلفی‌گری، رویکردی متمایز به فهم و تفسیر متون دینی دارند. هدف مطالعه، بررسی و تبیین تفاوت‌ها و نقاط مشترک این رویکردها در حوزه‌های تأویل، تمایز میان محکم و متشابه و برداشت حقیقت و مجاز است. این پژوهش با بهره‌گیری از چارچوب نظری هرمنوتیک تطبیقی و روش تحلیل مستند و انتقادی منابع دست اول و پژوهش­های معاصر انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که رویکرد وهابیت، بر جمود بر ظواهر متون و نفی تأویل استوار گشته و این رویکرد محدودیت‌هایی در تطبیق دین با شرایط جدید ایجاد کرده است. در مقابل، اخوان­المسلمین با تأکید بر اجتهاد و عقلانیت، رویکردی تطبیقی و بازتر درباره­ی تأویل دارد که امکان سازگاری دین با مقتضیات زمان و مکان را فراهم می‌آورد. این تفاوت‌ها در مبانی معناشناسی، پیامدهای عمیقی در مواضع فقهی، سیاسی و اجتماعی هر دو جریان ایجاد کرده است. در نهایت، این تحقیق با ارائه­ی تحلیلی نوآورانه و بومی‌شده، شکاف‌های پژوهشی موجود را پر ساخته، زمینه­ی مناسبی برای تعامل و تقریب میان این دو جریان فراهم می‌کند.
صفحات :
از صفحه 105 تا 134
نویسنده:
غلامرضا مهدوی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
گفت­وگو، پیشینه­ای به تاریخ شکل­گیری جوامع بشری دارد و صلح و آرامش در بین جوامع انسانی، بازتاب گفت­وگو بین فرمان­روایان، دانشمندان، مصلحان جوامع و مردم بوده است. همان گونه که بن­بست گفت­وگوها و نداشتن درک همدلانه از یکدیگر، آغاز کشمکش­ها و جنگ­هاست. یکی از مهم­ترین عرصه­های گفت­وگو را می­توان در گفت­وگوی صاحبان، متولیان و رهبران ادیان جست­وجو نمود و شاید یکی از دلایل اهمیت یافتن چنین گفت­وگوهایی، به کاهش منازعات دینی و حتی جنگ­هایی با توجیه دینی مرتبط شود. البته گفت­وگو در عرصه­های علمی بین دانشمندان و نیز گفت­وگوهای سیاسی بین سیاستمداران و گفت­وگوهای فرهنگی، اجتماعی بین صاحبان فرهنگ یا جامعه­شناسان، هر کدام کارکردهای خود را دارد و از اهمیت لازم برخوردارند. امروزه، ادیان بزرگ جهان با مسائل مشترکی روبه­رو هستند که یکی از آنها عبارت است از به چالش کشیده شدن دین به وسیله­ی سکولاریسم و نفی مطلق دین در جوامع بشری یا محدود ساختن دین به امور شخصی، در حالی که دین، به ویژه ادیان الهی، آموزه­های راهگشا برای زندگی فردی و اجتماعی بشر دارند. این موضوع و توانمندی ادیان برای برنامه­های جامع زندگی انسان و ارائه­ی آن به افکار جهانی می­تواند ادیان را به گفت­وگوهای همدلانه دعوت نماید. گفت­وگوی ادیان نمی­تواند در فضای صریح اثبات حقانیت دین و ابطال دیگری شکل گیرد، زیرا دیگر گفت­وگوی همدلانه در حوزه­های مشترک بین­الادیان مفهومی نخواهد داشت و حتی چنین گفت­وگوهایی و با این نوع هدف بر فرض تشکیل، به هیچ نوع نتیجه­ی مثبتی منجر نخواهد شد. امروزه، ادیان اعم از الهی و بشری، با پرسش بزرگی روبه­رو هستند و آن، نقش دین در حل مشکلاتی است که بشر با دستان و اراده­ی خود ایجاد نموده و چالش­های تردید و ناکارآمدی را در حوزه­ی پاسخگویی ادیان به وجود آورده است. طبعاً یکی از راهکارهای مهم برون­رفت از این تردید و چالش، نشست­ها و گفت­وگوهای همدلانه در جهت پیدا کردن راه­حل­هایی برای حفظ دین و مشورت در یافتن راه­حل­هایی برای پاسخگویی دین به مهم­ترین معضلات و مشکلات جامعه­ی بشری خواهد بود. در این مقاله کوشیده شده است در جهت دستیابی به گفت­وگوهای همدلانه بین اسلام و آیین هندو، به زمینه­های مشترک بین اسلام و هندو پرداخته شود.
صفحات :
از صفحه 167 تا 206
نویسنده:
محمدمهدی سعیدی ، سید ضیاءالدین میرمحمدی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این مقاله به بررسی گونه‌های ساختاری بازنمایی گذشته در تاریخ‌نگاری معاصر افغانستان (۱۹۱۹-۲۰۰۱م) می‌پردازد تا به این پرسش اصلی پاسخ دهد که «گذشته» با چه الگوهایی در این حوزه بازنمایی شده است. پژوهش حاضر با به‌کارگیری روش تحلیل محتوای کیفی بر روی نمونه‌ای متشکل از سیزده اثر کلیدی از مورخان برجسته­ی افغانستانی، سه گونه­ی اصلی بازنمایی شامل «روایی»، «ترکیبی» و «تبیینی» را شناسایی و تحلیل می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهند که رویکرد روایی- توصیفی، که ریشه در سنت وقایع‌نگاری دوانده است و بر شرح خطی رویدادها تمرکز دارد، گونه­ی غالب است. با این حال، پژوهش شاهد ظهور معنادار رویکرد ترکیبی است که در آن مورخان با تلفیق، مقایسه و تحلیل منابع گوناگون، به بازسازی مستدل گذشته می‌پردازند. در مقابل، رویکرد تبیینی، که به دنبال کشف علل و عوامل زیربنایی رویدادهاست، فراوانی کمتری داشته، خلأ روش‌شناختی به شمار می­رود. مقاله نتیجه‌گیری می‌کند که تاریخ‌نگاری این دوره در وضعیتی گذار، میان سنت روایی و روش‌های تحلیلی مدرن، قرار دارد، ولی هنوز به چارچوب تبیینی قدرتمند دست نیافته است. این پژوهش، با تمرکز بر ساختار به جای محتوا، مدلی جدید برای ارزیابی بلوغ علمی این حوزه ارائه می‌دهد.
صفحات :
از صفحه 135 تا 166
نویسنده:
علیرضا مقدم ، محمد حسین فلاح
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
هدف این پژوهش، گونه‌شناسی و تبیین گفتمان‌های اصلی تشکیل‌دهنده جنبش ملی فلسطین و تحلیل روابط و نسبت‌های میان آن‌ها از آغاز شکل‌گیری تا دوران معاصر است. این تحقیق در پی پاسخ به این پرسش اساسی است که گونه‌های گفتمانی جنبش ملی فلسطین چیست و چه روابطی میان آن‌ها حاکم است؟ پژوهش حاضر با بهره‌گیری از چارچوب نظری لاکلاو و موف و به روش توصیفی ـ تحلیلی و با گردآوری داده‌ها از منابع کتابخانه‌ای و اسنادی انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که جنبش ملی فلسطین در بستر مقاومت در برابر سلطه و هژمونی صهیونیستی شکل گرفته و در طول تاریخ خود، شاهد ظهور سه گفتمان عمده بوده است: گفتمان اسلامی، گفتمان ملی‌گرا (ناسیونالیستی) و گفتمان چپ (کمونیستی). معیار گزینش این سه گفتمان، تأثیرگذاری ساختاری و تداوم حضور آن‌ها در فرآیند مبارزه و هویت‌سازی جنبش بوده است. اگرچه همه این خرده‌گفتمان‌ها در آرمان پایه‌ای «مقاومت برای رهایی» مشترک هستند؛ اما در مبانی ایدئولوژیک، راهبردها، و اولویت‌های عمل، با یکدیگر تمایز دارند. در نهایت، نتایج تحقیق حاکی از آن است که گفتمان اسلامی در رقابت با گفتمان‌های رقیب، موقعیت برجسته‌تری در صحنه سیاسی ـ اجتماعی فلسطین یافته است. این برجستگی عمدتاً مبتنی بر معیارهایی همچون ارائه تحلیلی منسجم از مسئله فلسطین، پاسخ‎گویی به نیازهای هویتی و دینی جامعه، و پیشبرد فعالیت‌های چندوجهی در عرصه‌های دینی، اجتماعی و سیاسی است.
صفحات :
از صفحه 75 تا 104
نویسنده:
مجید منهاجی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
الجزایر پس از سال‌ها مبارزه سخت و طولانی علیه استعمار فرانسه، در سال ۱۹۶۲م به استقلال دست یافت. پس از استقلال، این کشور شاهد شکل‌گیری و رقابت جریان‌های گوناگون فکری و سیاسی بود که هر یک در روند تکوین نظام سیاسی و اجتماعی نوین نقش‌آفرین شدند. مسئله اصلی این پژوهش بررسی چگونگی تحول و تأثیر جریان‌های سیاسی و فکری در الجزایر پس از استقلال و ارزیابی نقش آن‌ها در شکل‌گیری ساختار کنونی قدرت است. این مقاله با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی به بررسی جریان­های تأثیرگذار در الجزایر پس از استقلال می­پردازد. ازاین‌رو، پرسش‌های اساسی تحقیق عبارت‌اند از: جبهه آزادی‌بخش ملی (FLN) چگونه به عنوان حزب حاکم، سیاست و اقتصاد کشور را پس از استقلال هدایت کرد؟ جریان‌های اسلام‌گرا، به‌ویژه جبهه نجات اسلامی (FIS) و جنبش جامعه صلح (MSP)، چه نقشی در تحولات سیاسی الجزایر داشتند؟ جنبش آمازیغی چگونه شکل گرفت و چه پیامدهایی از اعتراضات ۲۰۰۱م موسوم به «بهار سیاه» بر جای گذاشت؟ و در نهایت، جریان‌های لیبرال و اصلاح‌طلب در تحولات اخیر چه جایگاهی یافته‌اند؟ یافته­ های این پژوهش: جبهه آزادی‌بخش ملی با وجود نقش تاریخی خود در استقلال، به‌تدریج دچار تمرکزگرایی و ناکارآمدی شد و زمینه را برای ظهور اسلام‌گرایی سیاسی فراهم ساخت. لغو انتخابات ۱۹۹۲م و آغاز جنگ داخلی، بحران مشروعیت نظام را تشدید کرد. در کنار آن، جنبش آمازیغی به‌مثابه نماد تنوع فرهنگی الجزایر تثبیت شد و جریان‌های لیبرال و اصلاح‌طلب با محوریت دموکراسی و آزادی‌های مدنی در اعتراضات ۲۰۱۹م به اوج تأثیرگذاری خود رسیدند؛ با این حال، چالش‌های ساختاری نظام سیاسی همچنان تداوم دارد.
صفحات :
از صفحه 41 تا 74
نویسنده:
عبدالوهاب فراتی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تحولات سیاسی و اجتماعی عراق در دو دهه پایانی حکومت حزب بعث، شاهد ظهور جریان‌های مذهبی-سیاسی متعددی بود که هر یک به نحوی در شکل‌دهی به ساختار قدرت و گفتمان عمومی این کشور تأثیرگذار بودند. در این میان، جریان موسوم به «صدر دوم» که حول محور شخصیت سید محمد صادق صدر شکل گرفت، به عنوان یکی از اثرگذارترین جنبش‌های اجتماعی شیعه در نجف اشرف، نقشی بی‌بدیل در بسیج توده‌ها و احیای هویت مذهبی در شرایط خفقان سیاسی ایفا نمود. این جریان، با تکیه بر رویکردی پویا و مردمی، نه تنها در تقابل با گفتمان سنتی حوزه نجف قرار گرفت، بلکه با ایجاد نهادهای دینی-اجتماعی نظیر «نماز جمعه»، «محاکم شرعی» و «مدارس علوم دینی»، چالش‌های متعددی را پیش روی رژیم صدام حسین قرار داد. مقاله حاضر با هدف واکاوی ابعاد مختلف شکل‌گیری، تکامل و افول جریان صدر دوم، به بررسی سیر تحولات این جنبش از آغاز مرجعیت صدر در سال ۱۹۹۴ تا شهادت وی در ۱۹۹۹ و همچنین پیامدهای آن در سال‌های پس از سقوط صدام می‌پردازد. پرسش اصلی این پژوهش آن است که جریان صدر دوم چگونه و تحت چه شرایطی توانست در فضای بسته سیاسی عراق، به یک نیروی اجتماعی اثرگذار تبدیل شود و چه عواملی به تداوم یا افول آن پس از شهادت بنیان‌گذارش انجامید؟ در این راستا، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به اسناد تاریخی و منابع دست اول، به بررسی نقش صدر در ایجاد گسست از سنت‌های حوزوی نجف، تعامل پیچیده با رژیم بعث و همچنین تأثیرگذاری بر تحولات اجتماعی شیعیان عراق پرداخته می‌شود.
صفحات :
از صفحه 9 تا 40
نویسنده:
سیدحسین علوی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
پدیده‌‌‌ی معنویت‌گرایی جدید و نمود آن در قالب جنبش‌های دینی نوپدید و بررسی عوامل رشد آن، از پرسش‌های نیازمند پژوهش در سطح جهانی، به ویژه در جوامع دینی، به شمار می‌‌‌رود. نیجریه یکی از کشورهای اسلامی است که از نظر جمعیتی، جایگاه سیاسی- اقتصادی، چندملیتی و چندمذهبی بودنش، دارای موقعیت برجسته‌ای در غرب قاره‌‌‌ی افریقاست. موضوع پژوهش حاضر پاسخ به دو پرسش اصلی درباره‌‌‌ی این پدیده در نیجریه است؛ پرسش اول، پرسش از وضعیت‌شناسی جنبش‌های دینی نوپدید در نیجریه و پرسش دوم، تحلیل چرایی پیدایش و عوامل رشد سریع این جنبش‌ها در این کشور است. تبیین گونه‌های مهم این جنبش‌های دینی نوپدید و تحلیل عوامل ظهور و گسترش آنها می‌تواند در رویارویی‌‌‌ با این پدیده در نیجریه و نیز یافتن راه‌حل‌هایی به منظور مصونیت دیگر جوامع از گرفتار شدن در بحرانی شبیه نیجریه کمک نماید. یافته‌های پژوهش حاضر، که با روش توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر آثار اصیل موجود در این زمینه صورت گرفته، حاکی از آن است که ما حداقل با سه گونه‌‌‌ی جنبش‌های دینی روبه‌‌‌رو هستیم: جنبش‌های مرتبط با ادیان رسمی، جنبش‌های التقاطی، جنبش‌های وارداتی؛ در بحث عوامل بروز این پدیده نیز مهم‌ترین آنها عبارت‌‌‌اند از: پیامدهای جهانی‌سازی، کثرت‌گرایی دینی و سکولاریزاسیون، مسائل سیاسی- استعماری، مشکلات اجتماعی برآمده از عوامل گوناگون، به ویژه فساد اقتصادی، در کنار غفلت یا سستی متولیان نهادهای ادیان رسمی و نهادینه؛. به عبارتی، از سویی، این عوامل جامعه‌‌‌ی متدینِ نیجریه را به چالش کشیده، گرفتار فشارهای جسمی و روحی نموده، از سوی دیگر، دین‌مداری آنان نیز موجب سوق‌دهی‌‌‌شان به دین برای جستن راه‌حلِ مشکلاتشان شده است، ولی فقدان تبیین درست آموزه‌های معنوی ادیان اصیل و رسمی و گرفتاری متولیان آنها در رقابت‌های مذهبی و آمال مادی‌گرایانه، زمینه‌‌‌ی خودنمایی ادیان و معنویت‌های دینی جدید و بدیل را فراهم نموده است.
صفحات :
از صفحه 9 تا 40
نویسنده:
محمدهادی مدنی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تمدن مدرن غرب با عمق تاریخی، ویژگی کارکردی و قابلیت بازتولیدی دائمی خویش، امروزه، به پارادایم‌‌‌ جهانی و هژمونیک تبدیل شده است. از سوی دیگر، این تمدن به دلیل رویکرد خودبنیادی و قدرت‌‌‌مداری، که به طبیعت و انسان دارد، با وجود همه‌‌‌ی پیشرفت‌‌‌های موجود در زمینه‌‌‌ی مادی، سبب بروز مشکلات جدیدی می شود. این واقعیت، که تمدن هژمونیک غرب، پیوسته، مشکلات و بحران‌‌‌آفرینی می‌‌‌کند، به بحث در مورد چگونگی رهایی از آن با گفتمان‌‌‌های جایگزین منجر شده است. در این میان این پرسش به ذهن متبادر می‌‌‌شود که گفتمان انقلاب اسلامی، که امکان و بدیل تلقی می‌‌‌گردد، برای گذر و رهایی از پارادایم‌‌‌ تمدن هژمونیک غربی در عرصه‌های نظری و عملی چه نقشی را ایفا کرده است؟ (پرسش) به نظر می‌‌‌رسد گفتمان انقلاب اسلامی با احیای الهیات سیاسی ضد سلطه و ایجاد خودآگاهی در مورد ماهیت تمدن هژمونیک کنونی در حوزه‌‌‌ی نظر و ساخت مقاومت سازمان‌‌‌یافته در بُعد عمل، پارادایم‌‌‌ تمدن هژمونیک غربی را به چالش کشیده است. (فرضیه) مقاله‌‌‌ی حاضر با استفاده از چارچوب مفهومی پارادایم و به‌‌‌کارگیری روش توصیفی- تحلیلی (روش)، شناسایی ظرفیت تقابلی گفتمان انقلاب اسلامی را در مورد پارادایم‌‌‌ تمدن هژمونیک غربی هدف خود ساخته (هدف) و به این نتیجه دست یافته است که نقش انقلاب اسلامی در رویارویی با پارادایم تمدن هژمونیک غربی، ایجاد چالش و آشکارسازی وضعیت بحرانی آن بوده، ولی برای تغییر پارادایم‌‌‌ هژمونیک و گذر از آن، تولید الگو در سطح کلان به منزله‌‌‌ی پارادایم‌‌‌ جایگزین، ضروری است. (یافته)
صفحات :
از صفحه 41 تا 64
نویسنده:
علی باقری دولت‌‌‌آبادی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
از زمان تأسیس ترکیه، مسئله‌‌‌ی هویت‌‌‌یابی متمایز کردها از ترک‌‌‌ها و تأکید بر استقلال، یکی از چالش‌‌‌های بزرگ پیش روی دولت‌‌‌های گوناگون در این کشور بوده است. همه‌‌‌ی دولت‌‌‌هایی که تا پیش از حزب عدالت و گسترش در این کشور بر سر کار آمدند، از رویکرد سرکوب کردها استفاده کردند؛ دولت اردوغان نخستین دولتی بود که روند گفت‌‌‌وگو با کردها را در سال 2002م آغاز کرد. با این حال، این سیاست چندان نپایید و از سال 2015م به بعد، باز هم سیاست سرکوب در دستور کار قرار گرفت. بدین ترتیب، باید گفت رویکرد دولت اردوغان بین دو گزینه‌‌‌ی گفت‌‌‌وگو و سرکوب در نوسان بوده است. پرسش اصلی مقاله این است که عوامل مؤثر بر شکل‌‌‌گیری رویکرد دولت اردوغان به کردها چیست؟ برای پاسخ به پرسش فوق از نظریه‌‌‌ی جیمز روزنا و روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده است. یافته‌‌‌های پژوهش نشان می‌‌‌دهد مجموعه‌‌‌ای از عوامل سیاسی، تاریخی و فرهنگی در داخل ترکیه و تحولات منطقه و نظام ‌‌‌بین‌‌‌الملل در بیرون این کشور بر رویکرد دولت اردوغان تأثیرگذار بوده است. عواملی که هرگونه چشم‌‌‌انداز صلح و گفت‌‌‌وگو با کردها را تیره و ناامیدکننده می‌‌‌سازد.
صفحات :
از صفحه 69 تا 96
نویسنده:
سیدمعراج‌‌‌مهدی رضوی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
بحث مهدویت به عنوان «گونه‌‌‌شناسی اندیشه‌‌‌ی مهدویت» در میان اهل سنت هندوستان در سه بخش بیان و بررسی شد: یکی، اندیشه‌‌‌ی مشهور جمهور امت مسلمه، مانند اندیشه‌‌‌ی مهدویت صوفیان و بریلوی‌‌‌ها و دیوبندی‌‌‌ها و دومی، اندیشه‌‌‌ی مهدویت خلاف جمهور از زبان برخی از اندیشمندان، مانند دیدگاه علامه مودودی و مولانا شمس نوید عثمانی دیوبندی و مولانا وحیدالدین خان و سومی، جریان ادعای مهدویت سیدمحمد جونپوری در قرن دهم و جریان قادیانیت در هند در قالب اندیشه و جریان مهدویت در هند تک تک به صورت خلاصه، با استفاده از آثار دست اول متعلق به آن حلقه و فرقه و شخص و گروه بیان و بررسی شده است. درباره‌‌‌ی آثار صوفیان، به ویژه در اثر چشتیان، بحث تاریخی شده است و نیز با اندیشه‌‌‌ی مهدویت شیعه‌‌‌ی امامیه کاملاً نزدیک است. البته اندیشه‌‌‌ی حلقه‌‌‌های دیگر سلاسل نیز در مقایسه با اندیشه‌‌‌ی خالص اهل سنت، به شیعه‌‌‌ی امامیه نزدیک‌‌‌اند و اندیشه‌‌‌ی فرقه‌‌‌ی بریلوی‌‌‌ها و دیوبندی‌‌‌ها همان اندیشه‌‌‌ی مشهور جمهور اهل سنت است و نیز بحث تاریخی درباره‌‌‌ی امام مهدی+ نیاورده‌‌‌اند و صرفاً بحث روایتی نموده‌‌‌اند. همچنین در میان این سه گروه، آثار صوفیه بیشتر و قدیمی‌‌‌ترند. در این مقاله، از روش توصیفی و تحلیلی استفاده شده است. آثار صوفیان هند قدیمی‌‌‌تر و بیشتر است، در حالی که آثار دانشمندان بریلوی و دیوبندی آثار معاصر به شمار می‌رود.
صفحات :
از صفحه 97 تا 130