جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 1670
ذریعة إلی مكارم الشریعة
نویسنده:
حسین بن محمد راغب اصفهاني؛ محقق: ابویزید عجمی
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: منشورات الشریف الرضی,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
الذريعة إلی مكارم الشريعة، اثر ابوالقاسم، حسين بن محمد بن مفضل، معروف به راغب اصفهانى (520ق) است كه به بررسى مباحث مربوط به علم اخلاق و احوال نفس آدمى پرداخته است. امام محمد غزالى آن را پيوسته همراه خود مى‌داشته و آن را تحسين مى‌كرده است. حتى برخى بزرگان شيعى متأخر، مانند مرحوم خوانسارى، صاحب «روضات الجنات»، پس از مقايسه «الذريعة» راغب با «اخلاق ناصری» خواجه نصير‌الدين طوسى، نگاشته راغب اصفهانى را از نگاشته خواجه نصير برتر دانسته‌اند. راغب هدف خود از نگارش اين كتاب را مباحثى اعلام مى‌كند كه با توجه بدانها، مى‌توان در طهارت و پاكيزگى نفس كوشيد. راغب، كتاب «الذريعة» را در هفت فصل تنظيم نموده و هر فصل را بر ابواب چندى مشتمل ساخته است. اما فصول هفت‌گانه اين اثر به ترتيب عبارتند از: - در احوال انسان و قوايش و فضيلتش، مشتمل بر 35 باب؛ - در عقل و علم و نطق و آنچه بدان تعلق دارد و آنچه با آن در تضاد است، مشتمل بر 44 باب؛ - در آنچه به قوه شهويه تعلق دارد، مشتمل بر 15 باب؛ - در آنچه به قوه غضبى متعلق است، مشتمل بر دوازده باب؛ - در عدالت و ظلم و محبت و بغض، مشتمل بر 13 باب؛ - در آنچه به صناعت‌ها و مكاسب و جود و بخل تعلق دارد، مشتمل بر 22 باب؛ - در ذكر افعال و انواع افعال، مشتمل بر 6 باب. روش راغب در بيان مباحث خود آن است كه در بيشتر ابواب و فصول در تشريح احوال نفس آدمى، از آيات قرآن كريم و احاديث نبوى و ائمه شيعى و روايات منقول از آنها بهره گرفته و در برخى از ابواب، به اشعار و ضرب‌المثل‌ها و تشبيهات مناسب نيز اشارات متعددى كرده است. در مقدمه، وى اشاره به آياتى دارد كه خداوند رحمان ضمن آنها، حد اعلاى آدمى را به‌مثابه اشرف موجودات عالم معين فرموده است. نكته قابل توجه در اين مقدمه و در ابواب مختلف كتاب، استناد راغب به سخنان حضرت على و حضرت امام حسين(ع) و از جمله سخن على(ع) در حكمت 137 «نهج‌البلاغة»، خطاب به كميل بن زياد است؛ آنجا كه مى‌فرمايد: «مات خزان الاموال و هم الاحياء و العلماء باقون ما بقى الدهر اعيانهم مفقودة و آثارهم في القلوب موجودة»؛ «اى كميل، گردآورندگان مال، در عين زندگى، مرده‌اند، لكن دانشمندان تا دنيا دنياست زنده‌اند، پيكرهايشان خاک و ناپيدا و لكن آثار ايشان در دل‌ها پابرجاست». راغب به شكلى وسيع از اشعار بسيارى از شعراى شيعى نيز بهره جسته است، از جمله از اشعار شريف رضى. همچنين در موارد متعددى، احاديث روايت‌شده در كتاب اصول كافى از رسول خدا(ص) را نقل كرده است و اين مطلب بر توجه او به آموزه‌هاى شيعى دلالت مى‌كند. راغب در مباحث اين كتاب از شيوه‌اى منطقى و روشن پيروى كرده است. او آدمى را موجودى ميان بهايم و ملائك برشمرده است، چرا كه شهوات جسمانى آدمى مانند خوردن و نوشيدن و جماع، به بهايم مى‌ماند و قواى روحانى‌اش به ملائك. در «الذريعة» وقتى از «جهل» بحث مى‌شود، بلافاصله از مصاديق آن سخن به ميان مى‌آيد. وى بحث را از پايين‌ترين درجه جهل آغاز كرده و به بالاترين نقطه كه جهل صرف است رسانده است. او جهل را داراى چهار مرتبه دانسته است: - جهلى كه در آن، انسان، درست را از نادرست تشخيص ندهد؛ - آنكه شخص به فاسد بودن رأى و كارش اعتقاد دارد، اما ترتيب اثر نداده و براى اصلاح آن قدمى برنمى‌دارد؛ - آنكه به امر فاسدى معتقد است، ولى به خاطر سوء سريره و از روى بى‌عقلى و نسنجيدن سطح و عمق كار، بى‌گدار عملى را انجام مى‌دهد؛ - فساد كارى را مى‌داند، عمق فساد را نيز مى‌شناسد، اما به خاطر تن دادن به دنيا و حب آن، اعم از رياست‌طلبى و غيره ذلت نفسانى را مى‌پذيرد، سپس با توجيهات ظاهراً منطقى، فساد خود را توجيه مى‌كند. اين سخن «الذريعة» با مبحث جهل در «مفردات» اختلاف مصداقى دارد. جهل در كتاب «مفردات»، بر اساس گفته خداوند تعالى در قرآن تنظيم شده، ليكن در «الذريعة» بر اساس اسلوب كلامى تبيين گرديده است؛ بنابراين، مصاديق جهل در «مفردات» راغب با آنچه در كتاب «الذريعة» از آن بحث شده است قطعاً تفاوت دارد، ليكن روشى كه مؤلف در دو كتاب با دو موضوع و دو هدف مختلف به كار برده است، يك‌سان مى‌باشد. نكته مهم اينكه ما در اين كتاب در ظاهر اخلاق مى‌بينيم و در باطن زبان‌شناسى. در بين نكات اخلاقى يك چيزهايى است كه مردم هنوز نمى‌دانند؛ مثلا مردم نمى‌دانند حليم كيست، چه كسانى به اين درجه بزرگ مى‌رسند. تعريف دقيقى راجع به چنين افرادى در اين مسئله نشده است، اما بيان شيرين و آوردن روايات و اشعار عربى و امثال عربى به‌قدرى اين مسئله را جا انداخته است كه به نظر مى‌رسد اگر يك عالم بخواهد مسئله حلم را تعريف كند بايد ابتدا اين كتاب را بخواند. روش كتاب در باب وقار، صبر و... نيز همين گونه است. به نظر راغب، طهارت نفس، شرط اصلى در خليفة اللهى آدمى و نقطه كمال عبادات اوست و بدون طهارت نفس، آدمى فاقد صفت خليفة اللهى است. راغب با استناد به سخن رسول خدا(ص)، «عقل» را نخستين جوهرى كه خداوند رحمان به آدمى عنايت فرموده، دانسته است و آنگاه با ذكر بيتى از ديوان منسوب به اميرمؤمنان، على(ع)، از اقسام دوگانه عقل سخن به ميان آورده و منازل عقل را برشمرده، از جلالت عقل و شرف علم سخن گفته است. از ديگر مباحث اين كتاب، بحث از وجوب بعثت انبياء، بحث از ايمان و اسلام و تقوى و بر، انواع جهل و بيان كليه اختلافات موجود ميان مردم در اديان و مذاهب مى‌باشد. در مورد اخير، راغب كليه اختلافات ميان پيروان اديان و مذاهب را در اين چهار مرتبه حصر كرده است: - اختلاف بين اديان نبوى و خارجى، مانند ثنويه و دهريه در مسائلى همچون توحيد، حدوث عالم و سازنده متعادل آن؛ - اختلاف ميان اهل اديان نبوى، با توجه به پيامبرانشان، مانند اختلاف مسلمانان و يهود و نصارى؛ - اختلاف ميان پيروان يك دين در اصول آن، مانند اختلاف قدريه و مجسميه؛ - اختلاف ميان پيروان يك دين در مسائل فرعى، مانند اختلاف شافعيان و حنفيان. از ديگر مباحث جالب توجه راغب، حصر انواع معلومات و تلاش در راه طبقه‌بندى علوم است. از نظر راغب، علوم بر سه قسمند: - علوم متعلق به لفظ؛ - علوم متعلق به لفظ و معنى؛ - علوم متعلق به معنى، دون لفظ. به نظر راغب گاهى علوم عملى، سنن و سياسات ناميده مى‌شوند و گاهى هم شريعت خوانده شده و زمانى هم احكام شرع و مكارم آنها را شامل مى‌گردند. فصل سوم، درتوصيف چيزهايى كه به قوه شهويه تعلق دارند، همچون حياء، وفاء، مشاوره، كتمان سر، تواضع و كبر، فخر، عجب، عفت، قناعت و زهد بحث كرده است؛ همچنان كه در فصل چهارم با بحث از مفاهيم صبر و مدح، شجاعت، فزع و جزع، سرور و فرح، عذر و توبه، حلم و عفو، غبطه و منافسه و حسد، از متعلقات قوه غضبيه سخن گفته است. در فصل پنجم هم، در باب انواع عدالت و محبت، ظلم و غيره بحث شده است. نكته قابل توجه ديگر، تلاش راغب در تقسيم دوتايى بسيارى از اين مفاهيم است؛ چنان‌كه محبت را بر دو قسم طبيعى-مشترك در انسان و حيوان - و اختيارى-مختص انسان - مى‌داند. در فصل هفتم، صناعات را به دو قسم علمى و عملى تقسيم كرده است. مؤلف، نگاشته خود را با خاتمه‌اى در چرايى و چگونگى به كار گرفتن آموزه‌هاى اين اثر و با سلام و درود بر رسول خدا(ص) و آل او و اصحابش به پايان رسانيده است.
اوبة إلی التوبة من الحوبة
نویسنده:
حسن حسن زاده آملي؛ مترجم: ابراهیم احمدیان
نوع منبع :
کتاب , ترجمه اثر , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: الف، لام، میم,
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
الأوبة إلى التوبة من الحوبة و ترجمه (الأوبة إلى التوبة من الحوبة) رساله‌اى است عربى اثر علامه حسن حسن‌زاده آملى، كه در آن، موضوع «توبه» بررسى و تبیين و به همراه ترجمه فارسى آن، به قلم ابراهيم احمديان، منتشر شده است. اين رساله، در تكمله «منهاج البراعة في شرح نهج‌البلاغة» در شرح خطبه دويست‌وسى‌وپنجم نهج‌البلاغه، اثر نویسنده، تأليف شده است. كتاب با مقدمه مختصرى از نویسنده در اشاره به نام كتاب و انگيزه نگارش آن آغاز و مطالب در سيزده شماره و يك خاتمه، سامان يافته است. ترجمه كتاب نيز در ضمن سيزده فصل ارائه شده است. نویسنده در اين كتاب، مباحث فلسفى، اخلاقى و اجتماعى مربوط به مقوله توبه را مطرح ساخته و در خصوص هر مبحث، به احاديث، روايات و سخنان بزرگان علم و دين، اشاره كرده است. در اين اثر، متن عربى در ابتدا و ترجمه آن در انتهاى كتاب، به تفكيك ارائه شده است. در شماره نخست مباحث، مسأله توبه و تعلق به امور جسمانى، مورد بحث قرار گرفته است. نویسنده معتقد است تعلق به امور جسمانى، موجب دورى نفس از معقولات و اشتغالش به مجردات بوده و شدت تعلق و غرق گشتن در عالم طبيعت، نفس انسان را از نيل به كمال، باز مى‌دارد. در شماره دوم كه به وجوب توبه اختصاص دارد، اين مطلب عنوان گرديده است كه بر همه بندگان خداوند، واجب است كه از جميع گناهان و معاصى خويش، توبه كنند. انطباق حكم عقل و شرع؛ فورى بودن توبه؛ تقسيم توبه به اعتبار انواع گناهان و شرط اداى حقوق خداوند و مردم براى صحت توبه از جمله مباحث اين قسمت مى‌باشد. در شماره سوم، به بررسى ادله قايلين به صحت توبه مبعضه (توبه از برخى گناهان) و منكرين آن پرداخته شده است. قايلين به عدم جواز، حجت آورده‌اند كه سبب توبه و پشيمانى، قبح فعل است و اگر جز اين باشد، توبه متحقق نمى‌شود و از طرفى، اين قبح در همه گناهان متحقق است و در همگى حاصل. پس چنانچه انسان از پاره‌اى گناهان توبه كند و پاره‌اى ديگر را به حال خود رها كند، معلوم مى‌شود كه توبه تائب به سبب قبح فعل نبوده است؛ چه اشتراك در علت، اشتراك در معلول را موجب است و چون در توبه تبعيض راه يابد، توبه نيز منتفى مى‌گردد. نویسنده ضمن بررسى اقوال مخالفين و موافقين، صحت توبه مبعّضه را همانند محقق طوسى، علامه حلى و شيخ بهايى پذيرفته است؛ زيرا وقوع هر فعلى، به حسب انگيزه و داعى آن است، چنانكه انتفاى آن فعل نيز به حسب مانع و صارفى است كه از وقوع آن ممانعت مى‌كند. حال اگر انگيزه و داعى، رجحان يابد، فعل نيز وقوع خواهد يافت. بنابراین ممكن است فاعل قبايح، انگيزه پشيمانى را بر آن قبايح ترجيح دهد، بدين‌وسيله كه امرى ديگر چون بزرگ بودن گناه، فزونى نهى‌هايى كه بر آن وارد شده و يا تنفر نزد عقلا را بر قبحش اضافه كند. مسأله جواز توبه موقت (مثلاً اينكه كسى توبه كرده كه فقط يك سال گناه نكند) در شماره چهارم، مورد بحث و بررسى قرار گرفته است. عده‌اى معتقدند كه چنين توبه‌اى صحيح نيست؛ چه اين توبه، كاشف از آن است كه شخص تائب، از ارتكاب گناه، به جهت قبح آن پشيمان نشده است و گرنه پشيمانى او چنان بود كه تصميم مى‌گرفت ديگر هرگز بر گرد آن گناه، نگردد و حال كه سبب پشيمانى، قبح فعل نبوده، توبه‌اى نيز متحقق، نمى‌شود. نویسنده ضمن بيان ادله قايلين به جواز و بررسى آن، در نهايت قول به عدم جواز چنين توبه‌اى را پذيرفته است. در پنجمين شماره، وجوب توبه از گناهان بزرگ و كوچك بررسى شده است. گروهى از معتزله، معتقدند كه توبه، تنها از گناهان كبيره كه كبيره بودن آن‌ها معلوم و آشكار و يا مظنون است، واجب است. از اين‌رو، در گناهانى كه صغيره بودن آن‌ها معلوم است، توبه واجب نيست؛ زيرا سبب وجود توبه، دفع ضرر است و ضرر در گناهان صغيره حاصل نيست و عده‌اى ديگر گفته‌اند، در گناهانى كه قبلاً از آن‌ها توبه نموده است، توبه مجدد لازم نيست. اما به اعتقاد اماميه، توبه از جميع گناهان، چه صغيره و چه كبيره و چه پيشتر از آنها توبه كرده باشد، لازم است. در شماره ششم، به توبه تفصيلى و اجمالى پرداخته شده است. و در شماره هفتم، به مسأله يادآورى گناه اشاره شده است. نویسنده معتقد است توبه، تنها در جايى محقق است كه گناهى انجام پذيرد و اگر از كسى گناهى سرزند و سپس توبه كند و پس از آن، گناه را به يادآورد، نمى‌توان چنين عملى را قبيح دانست و اساساً گناهى به وقوع نپيوسته است تا توبه نيز لازم شود. در شماره هشتم، به مسأله عزم بر بازنگشتن بر گناه پرداخته شده و اين مبحث مورد بررسى قرار گرفته است كه اگر كسى مرتكب گناه شود و سپس از گناه خويش دست كشيده، توبه كند و بر آن شود كه هرگز چنين گناهى از او سر نزند، آيا فقط در صورتى‌كه بر انجام آن گناه قدرت داشته باشد، توبه‌اش صحيح است يا اينكه وجود قدرت در صحت توبه شرط نيست. مراد از قبول توبه، در شماره نهم توضيح داده شده است. به نظر نویسنده، مقصود از قبول توبه، ساقط شدن عقابى است كه بر گناه مترتب است. وى معتقد است سقوط عقاب به‌واسطه توبه، تفضل خداى تعالى است نه امرى واجب؛ چراكه اگر واجب باشد، سبب آن از دو حال خارج نيست: اول آنكه قبول توبه بر خداوند متعال واجب باشد كه اين فرض، ممنوع است. سبب آن است كه چنانچه كسى از ديگرى نافرمانى و به بدترين شكل ممكن نسبت به او بدى و ناسپاسى كند و سپس عذر آورده و طلب بخشش نمايد، بخش و قبول عذر او، نزد عقلا واجب نيست، به‌طورى‌كه اگر او بخشيده نشود، مذمت و نكوهش عقلا را در پى نخواهد داشت، بلكه به عكس، گاه عقلا عدم بخشش و عفو را نيك مى‌دانند. دوم آنكه سبب وجوب سقوط عقاب را كثرت و بسيارى ثواب توبه بدانيم كه اين فرض نيز ممنوع است؛ چراكه بناى اين فرض، بر تحابط مى‌باشد كه باطل است. در شماره دهم، ضمن بيان استحباب غسل براى توبه، به برخى گناهان بزرگ و كوچك، اشاراتى شده است. در شماره يازدهم، آداب توبه به نقل از رياض السالكين بيان گرديده است. در شماره دوازدهم، مطالبى پيرامون شتاب در توبه، به نقل از كتاب «رياض السالكين» و «كشكول» شيخ بهايى آمده و در آخرين شماره، به برخى آيات و رواياتى در تشويق بر توبه اشاره گرديده است. در خاتمه، خطبه دويست‌وسى‌وپنج «نهج‌البلاغه» ذكر و پس از شرح واژگان و بررسى اعراب اين خطبه، به معنا و ترجمه آن، پرداخته شده است. در ترجمه كتاب، مترجم شيوايى و رسايى متن را در اولويت قرار داده و لذا چنين به نظر مى‌رسد كه در برخى موارد، رعايت امانت در ترجمه، زياد مد نظر نبوده است و ترجمه‌اى تقريباً آزاد، ارائه شده است. به عنوان مثال، در متن عربى در صفحه شش، چنين آمده است: «و في الكافي للكليني(ره) في غوائل الذنوب و تبعاتها: عن أبي‌عبدالله(ع)قال: كان أبييقول...» اما در ترجمه فارسى آن در صفحه 75، فقط به اين عبارت اكتفاء شده است: «از امام صادق(ع) نقل است: پدرم فرمود...». البته اين در حالى است كه توضيح كامل اين مطلب و متن عربى حديث، در انتهاى فصل و تحت عنوان «يادادشت‌هاى فصل نخست» آمده است. ويژگى ديگر اين ترجمه، آن است كه مترجم، عنوان «فصل» را به جاى «شماره» برگزيده است. در انتهاى هر فصل، توضيح مطالب متن، كه در پاره‌اى موارد، مفصل مى‌باشد، تحت عنوان «يادداشت‌هاى فصل» آمده است.
آفات اللسان
نویسنده:
عز الدين موسوي غريفي
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
دین النصیحة
نویسنده:
عباس كاشف الغطاء
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
لبنان/ بیروت: دار العلوم,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
الدين النصيحة، اثر شیخ عباس کاشف‎الغطاء، بیان اهمیت و جایگاه نصیحت و خیرخواهی در دین اسلام می‎باشد که به زبان عربی نوشته شده است. کتاب با مقدمه نویسنده آغاز و مطالب در چهار فصل، تنظیم شده است. نویسنده در ابتدا، به تعریف لغوی و اصطلاحی واژه نصیحت پرداخته و ضمن بیان شروط نصیحت و ناصح و کیفیت و انواع نصیحت، نصیحت در فقه اسلامی را مورد بحث قرار داده و در نهایت، نصیحت در تطبیقات فقهیه را بررسی نموده است. در مقدمه، به اهمیت نصیحت کردن اشاره گردیده و این خلق نیک، یکی از مقومات مودت و والاترین لوازم محبت، دانسته شده است. در فصل اول، در سه بخش، ابتدا نصیحت از لحاظ لغوی و اصطلاحی تعریف و سپس، فرق آن با تأنیب (نکوهش سخت)، مدارا، مداهنه و تقیه بیان شده و در انتها، آثار شرعی نصیحت، بیان گردیده است. نصیحت در لغت، به معنای خلوص بوده، اما در اصطلاح، کلمه‎ای جامع است که به‎وسیله آن، تعابیر زیادی اراده می‎گردد، از جمله، اراده خیر برای شخصی که نصیحت می‎شود. به عقیده نویسنده، از بررسی تعاریفی که برای نصیحت بیان شده، چنین برداشت می‎شود که این واژه، حول مصلحت، خیر، صلاح و عنایت به منصوح معنا می‎شود. این کلمه، گاهی به‎گونه‎ای به کار می‎رود که فقط شامل معامله و عمل (بدون قول) می‎شود؛ مثل: - خالص کردن نیت از شائبه فساد در معامله یا خالص کردن فاعل ضمیر خویش را در عملی که از وی سر می‎زند؛ - خالص کردن عمل از غش؛ - خالص کردن عمل از فساد. گاهی به‎گونه‎ای استعمال می‎گردد که شامل قول هم می‎شود؛ مثل: - گزینشی که صلاح قولی و فعلی در آن است؛ - معرفی کردن وجه مصلحت با خالص کردن نیت از شوائب مکروه؛ - اراده خیر برای غیر، بدان‎گونه که برای خویش اراده می‎گردد. نویسنده در بیان فرق بین نصیحت و تأنیب (نکوهش)، به این نکته اشاره نموده که نصیحت، احسان به نصیحت‎شونده، به‎صورت رحمت، شفقت و ملاطفت از سوی ناصح است؛ به‎گونه‎ای که پزشک عالم و مشفق با مریض معامله می‎نماید؛ درحالی‎که «تأنیب» و واژه‎های هم‎معنای آن، مستلزم اهانت و درشتی می‎باشد. در فصل دوم، در ضمن چهار مبحث، شروط نصیحت و ناصح و کیفیت و انواع نصیحت، توضیح داده شده است. از جمله شروط نصیحت، عبارت است از: اخلاص؛ اینکه نصیحت، برای حاجتی مربوط به حفظ مقاصد شریعت از قبیل دین، جان، عقل، آبرو و مال باشد؛ بسنده نمودن به مقدار لازم و نپرداختن به عیوب دیگر. نویسنده بر این باور است که از جمله شروط شخص ناصح، آن است که وی به برخی از علوم و آگاهی‎ها، مسلح باشد که اهم آن‎ها، عبارتند از: علم شریعت و علم به احوال مردم و اجتماع، مصالح، موقعیت مکانی و زمانی، علم ترجیح در صورت تعارض و تزاحم بعضی از امور با یکدیگر و... به اعتقاد وی، شایسته و سزاوار است که داشتن روحیه و حالت نصیحت صحیح، در جمیع احوال و حالات، همراه آدمی بوده و مردم یکدیگر را برحسب مقتضای حال و بر وجه شایسته و صحیح، نصیحت و ارشاد به خیر نمایند. وی در این فصل، انواع نصیحت را برشمرده و به توضیح آن‎ها، پرداخته است که عبارتند از: نصیحت برای خداوند (که مستلزم اخلاص اعتقاد در توحید و نفی شرک از خداوند و ترک الحاد در صفات است)؛ نصیحت برای قرآن (که ایمان به کلام خدا بودن آن و شبیه کلام مخلوق نبودن و حق تلاوتش را به‎جا آوردن و... است)؛ نصیحت برای پیامبر(ص) (که عبارت است از تصدیق رسالت ایشان و ایمان به تمامی فرمایشات آن حضرت و اطاعت از او، در امر و نهیش)؛ نصیحت برای اهل‎بیت(ع) (که شامل اتباع و پیروی از ایشان در تمامی امور زندگی می‎شود)؛ نصیحت برای پیشوایان مسلمین (که عبارتند از حاکمین عادل، فرمانروایان و علمای دین)؛ نصیحت برای عامه مردم (که عبارت است از ارشاد آنان به مصالح دنیا و آخرت و خودداری از آزار ایشان). در فصل سوم، در خلال چهار مبحث، نصیحت در فقه اسلامی، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. در مبحث اول، در سه بخش زیر، به مقوله نصیحت از منظر ادله شرعیه نگریسته شده است: - آیات: که از جمله آن‎ها، عبارت است از آیه 93 سوره اعراف: فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قَالَ يَا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالاَتِ رَبِّي وَ نَصَحْتُ لَكُمْ فَكَيْفَ آسَى عَلَى قَوْمٍ کَافِرِينَ‎؛ «پس [شعیب] از ایشان روى برتافت و گفت: «اى قوم من، به‎راستى كه پيام‎هاى پروردگارم را به شما رسانیدم و پندتان دادم؛ دیگر چگونه بر گروهى كه كافرند دریغ بخورم». - احادیث: که در چهار طایفه، تقسیم‎بندی می‎شوند: مطلق نصیحت؛ نصیحت مستشیر؛ اعانت مؤمن و حرمت خیانت مؤمن. - سیره متشرعه: نویسنده معقتد است که سیره متدینین و علمای روحانی بر عدم التزام به نصیحت به‎طور مطلق، مؤید استحباب نصیحت است. در مبحث دوم، مواردی مورد بحث قرار گرفته است که در آن‎ها، نصیحت مستلزم امر حرامی بوده، ولذا صحیح نیست؛ از جمله، نصیحتی که به غیبت، افشای سر دیگران و یا سخن‎چینی منجر شود. نصیحت در مذاهب اسلامی، از جمله مالکیه، شافعیه، حنفیه، حنبلیه و ظاهریه در مبحث سوم بررسی شده است. از آنجا که نصیحت، از جمله امور مستحبی می‎باشد، در مبحث چهارم، این مطلب بررسی شده که آیا اخذ اجرت و عوض در قبال آن، صحیح است یا خیر. در آخرین فصل، در هشت قسمت، نصیحت در تطبیقات فقهیه مورد بحث و بررسی قرار گرفته که عبارتند از: - نصیحت در افشا کردن اهل بدعت و کتب ضاله‎ای که مخالف کتاب خدا، سنت پیامبر(ص) و اهل‎بیت(ع) می‎باشند. - نصیحت مستشیر در بیان تفضیل بعضی از علما بر بعض دیگر. نویسنده، معتقد است که این مورد، غیبت محسوب نمی‎شود و در قرآن هم چنین تفضیلی آمده: وَ لَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلَى بَعْضٍ وَ آتَيْنَا دَاوُدَ زَبُوراً ﴿الإسراء: 55﴾؛ «و در حقیقت، بعضى از انبیا را بر بعضى برترى بخشیدیم و به داوود زبور دادیم». وَ قَدْ خَلَقَكُمْ أَطْوَاراً ﴿نوح: 14﴾؛ «و حال آنكه شما را مرحله به مرحله خلق كرده است». - نصیحت در نسب: که دارای آثار شرعیه عاجل و آجلی است، مانند توارث، محرمیت، گرفتن خمس و نفقات و... - نصیحت در ازدواج: که هرچند به گفتن عیوب دیگری منجر می‎شود، اما به دلیل آگاه کردن مستشیر و جلوگیری از متضرر شدن او، مانعی ندارد. - نصیحت در معامله. - نصحیت در شهود. - نصیحت کفار و مشرکین و اهل کتاب. - نصحیت در ولایت.
زهد
عنوان :
نویسنده:
محمد حسيني شيرازي
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
لبنان/ بیروت: م‍رک‍ز ال‍رس‍ول‌ الاع‍ظم‌(ص‌) ل‍ل‍ت‍ح‍ق‍ی‍ق‌ و ال‍ن‍ش‍ر,
کبائر و الصغائر
نویسنده:
محمدحسين طباطبائي؛ محقق: قاسم هاشمی
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
لبنان/ بیروت: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات,
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
الكبائر و الصغائر اثر سيد محمدحسین طباطبائى، كتابى است پيرامون علم اخلاق و گناهان كبيره و صغيره كه به زبان عربى نوشته است. كتاب داراى ساختار و فصل‌بندى خاصى نيست، فقط شامل چند عنوان مختصر درباره علم اخلاق، توبه، ايمان، ذكر، گناهان صغيره و كبير، عفو مجازات و... مى‌باشد. اثر حاضر، رساله‌اى است كوتاه و مختصر كه درباره علم اخلاق اسلامى و اخلاق در قرآن كريم نوشته شده است. مطالب كتاب با توجه به آيات و روايت نوشته شده است. نويسنده درباره ذكر الهى با توجه به آيه «اذكرونى اذكركم و اشكروا لى و لا تكفرون»، مطالبى را در سه مرحله زير، مطرح كرده است: بيان حقيقت ذكر الهى و دعوت موحدين به ذكر و شكر الهى؛ كه با استدلال به آيه «و اذكر ربك اذا نسيت و قل عسى ان يهدينِ ربى لأقرب من هذا رشدا» و قول خداوند متعال:«لئن شكرتم لأزيدنكم»، به اهميت ذكر الهى اشاره شده است. فلسفه ذكر و نهى از طاعت غافلين از ذكر خداى تعالى با استدلال به آيه «و لا تطع من اغفلنا قلبه عن ذكرنا». مراتب و اقسام ذكر كه با توجه به آيه «الا بذكر الله تطمئن القلوب»، ذكر تطمئنينه توضيح داده شده است. نويسنده روش قرآنى در تهذيب و تربيت انسان را از برترين طرق و مسلك‌هاى اخلاقى دانسته زيرا معتقد است در آن تاكيد بر جانب رب بوده تا جانب عبد.
فضائل و الأضداد
نویسنده:
محمد بن ميرزا مهدي شيرازي؛ مصحح: محمدحسین اعلمی حائری
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
تنبيه الخواطر و نزهة النواظر
نویسنده:
مسعود بن عیسی ورام؛ مقدمه نویس: محمدصادق بحر العلوم
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
عراق/ نجف: المکتبة الحیدریة,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
تَنبیهُ الخَواطِر و نُزهَةُ النَّواظِر معروف به مجموعه وَرّام کتابی با موضوع مواعظ و حِکَم اخلاقی تألیف وَرّام بن ابی فراس حلّی (درگذشت ۶۰۵ق) که به زبان عربی نوشته شده و ترجمه‌هایی از آن به فارسی نیز موجود است. موضوع این کتاب اخلاق است. و آن مشتمل بر دو جزء است که هر دو با نظمی تقریبی فصل‌بندی شده‌اند. جزء نخست شامل ۶۶ عنوان مستقل است ولی مؤلف برای مطالب جزء دوم عناوینی مشخص نکرده است. مضامین عمده کتاب عبارت است از مواعظی در اخلاق عملی همچون سفارش به زهد و تهذیب اخلاق، بر شمردن صفات رذیله و شیوه‌های درمان آنها، ذکر فضائل و راه کسب آنها، مطالبی درباره آداب معاشرت و دیگر جزئیات زندگی، فصول متعددی درباره مرگ و حیات اخروی و وصف قیامت. در جزء دوم، خطبه‌هایی از پیامبر(ص) و امامان و مناظره‌های شیعیان نیز آورده شده است. در جزء اول، تأثیر احیاء علوم الدین غزالی بر کتاب آشکار است به حدی که می‌توان این جزء را گزیده‌ای از آن کتاب دانست. ورّام در بسیاری موارد نوشته‌های غزالی را عیناً یا با اندک تغییری ذکر کرده بی‌آنکه نامی از وی ببرد. به طور کلی رویکرد مؤلف را می‌توان اخلاق زاهدانه مبتنی بر قرآن و سنت دانست که با وسعت نظر خاصی همراه شده؛ چنان‌که در کنار احادیث و سخنان بزرگان دین، از شاهان و بزرگان ایرانی و صوفیه و اهل حکمت نیز سخنان و حکایاتی آورده است.
تقوی و دورها في حل مشاکل الفرد و المجتمع
نویسنده:
حسين راضي عبدالله
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
لبنان/ بیروت: دار المحجة البیضاء,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
التقوی و دورها في حل مشاکل الفرد و المجتمع اثر حسین راضى است كه پيرامون تقوى و شرح خطبه متقين حضرت على(ع) مى‌باشد. كتاب حاضر بر سه بخش تقسيم شده است كه در قسمت اول به تقوى در قرآن و احاديث اشاره مى‌كند، در قسمت دوم به تعريف تقوى و نقش آن در زندگى اجتماعى مى‌پردازد. و در قسمت سوم، خطبه متقين حضرت امير(ع) را شرح مى‌نمايد. در ابتداى كتاب، الفاظى كه معناى تقوى را مى‌رسانده و در قرآن موجود بوده است با ذكر آيات آنها آورده است. در بخش دوم كتاب به حقيقت و اقسام تقوى پرداخته كه شامل تقوى در احكام، شهوات، علم و سياست مى‌باشد. سپس صفات متقين را از قرآن بيان كرده كه شامل ايمان به غيب، ارتباط با خدا، ارتباط با مردم، ايمان به جميع انبياء، ايمان به روز قيامت مى‌باشد. در همين بخش از كتاب، آداب اطاعت الهى را در 18 مورد ذكر نموده است. همچنين از آثار ايجابى تقوى مطالبى را خاطر نشان كرده است. در بخش سوم كتاب، به شرح خطبه متقين پرداخته و 22 صفت از صفات متقين پرداخته است. در ادامه به صفات مومنين پرداخته و در 67 عنوان آن از زبان حضرت على(ع) مطرح كرده است و به شرح آن پرداخته است.
  • تعداد رکورد ها : 1670