مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
 
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
تنها فراداده‌های دارای منابع دیجیتالی را بازیابی کن
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
بررسی وتحلیل تاریخ ادبیات فارسی تا پایان قرن چهارم هجری
نویسنده:
مرام السلیمان العلی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
تاریخ ادبیات مانند علوم دیگر به بررسی و تحلیل نیاز دارد . این علم وابسته به سبک شناسی وجغرافیا و جامعه شناسی و.... وهریکی از این علوم در سیر وتحول تاریخ ادبی نقشی مهمی دارد . بعضی از منتقدان می گویند که اصلاً تاریخ ادبیات علم نیست وگروهی دیگر اشکالشان با تاریخ ادبیات در اینست که تاریخ ادبیات نه فقط ایران بلکه همه ملتهای دیگر مخصوصاً بررسی در تاریخ نوشته‌های که با اسلوب متعالی نوشته‌اند نیست بلکه گاهی اوقات تاریخ ادبیاتنثرهای علمی و طبی ذیل نام تاریخ ادبیات گذاشته شده است . مشخص کردن مرز نثرهای علمی از ادبی در تاریخ ادبیات ایران واقعاً دشوار است بر سبیل مثال کتاب تاریخ بیهقی که شامل داستانهای و روایات است اما به عنوان اثر ادبی تدریس می شودو مثالهای زیادی از این نوع هستند. واین موضوع نه فقط در دوران اسلامی بلکه حتی در روزگاران پیش ازاسلام هم هست چنانکه در تاریخ تفضلی که سنگنبشته‌ها و مهرها و سفال در هنگام سخنش از ادبیات آورده . و این امر به علت کم بودن متون ادبی یا از بین رفتن آنها یا حتی عدم وجود آنها چون چنانکه ذکر شد روایات و اشعار در زمانهای قدیم در سینه حفظ می شد . اما در دوران ساسانیایرانیها زیاد به نوشتن توجه کردند واین موضوع ادامه داشت تا ورود اسلام به ایران اما خط پهلوی نوبتش را به خط قرآن که عربی است داده . و ایرانیها به نوشتن مولفاتشان به زبان عربی همت گماشتند مخصوصاً در سالهای نخستین ورود اسلام به ایران اما بعد و هنگامی که ایرانیهای ضد ستم بنی امیه قیام کردند .این امر منجر شد به استقلال ایرانی‌ها و تشکیل حکومت‌های ایرانیکه ایران دوست بودند مخصوصاً سامانیان که متعصب به نژاد ایرانی شان بودند و امیران این سلسله ووزیران آن اهل علم و ادب بودند و به تشویق مردم نوشتن به زبان ایرانی و ترجمه از عربی فارسی اقدام نمودند و این موجب رشد و گسترش ادبیات فارسی شد ایرانیها اینجا متوقف نشدند بلکه با ترجمه‌های آنان از متون پهلوی بر شناساندن عربها به تمدن ایرانی قبل از اسلام ( ساسانی ) نقشی بسزا داشتند. پس ادبیات عربی بر ادبیات فارسی تأثیر گذاشت که این تأثیر تا امروز دوام یافته است و ادبیات فارسی در ادبیات عربی موثر بود واین در بسیاری از آثار و اشعار عربی متجلی و روشن است .
تمامیت خواهی از منظر هگل
نویسنده:
محمدمهدی هاشمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
رساله ی پیش رو بر اساس یک مسئله ی محوری، خواهان آن است تا به نسبت سنجی میانِ نظامِ فلسفی «هگل» و پدیده ای سیاسی به نام «توتالیتاریسم» بپردازد. راه بردن به این مسئله ی محوری - چنان که در طول رساله آشکار است – از پاسخ به این پرسش بر می آید که «مفهوم آزادی در فلسفه ی هگل چیست؟» برای پاسخ گویی به این مسئله، نخست نشان خواهیم داد که هگل از آغاز و در طی دورانِ تعلیم و دانش آموزی اش، همواره دغدغه ی آزادی داشته است و همین دغدغه ی بنیادی موجب می گردد که فلسفه ی وی اندیشه ای از اساس سیاسی باشد. مدعای ما این است که او یک فیلسوف سیاسی به معنای مرسومِ آن نیست. یعنی این که نمی توان اندیشه ی او را در قالب یک «فلسفه ی مضاف» به نام فلسفه ی سیاسی جای داد. در عوض، امر سیاسی در متنِ نظامِ او قرار دارد و چیزی زاید و بیرونی نسبت به آن نیست. سپس کوشش شده است تا در دو جهت معنای آزادی نزد او بررسی شود. اول از جهت نگرش تاریخی او و این امر که سیر تاریخ، سیری به سوی آزادی است؛ و دوم از جنبه ی مفهومی ترِ این معنا، که با نقد اندیشه های معاصر وی و به ویژه نقد آموزه های فرد گرایانه و لیبرالیستیک میسر شده است. به طبع بخش عمده ای از رساله مصروف بازیابی همین مفهوم است. البته این اطاله ی ناگزیر تماماً در جهت درکِ آن چیزی است که در عنوان رساله آمده است. بدین ترتیب در فصل پایانی، نتیجه گیری ساده ای خواهیم داشت. مدعای مطرح شده این است که هگل به عنوان فیلسوفِ آزادی، از یک سو با نقد سویه های ویرانگرِ مدرنیته، و پا فشاری بر اینکه فرد باید مسائل مبتلا بهِ جماعت را نصب العین داشته باشد و اصلاً فردیتِ او به همین تشریک مساعی در امور جماعت است؛ و از سوی دیگر با طراحی نظام مفهومی ای که در آن جایی برای ایدئولوژیک اندیشیدن و ترسیم آرمان شهر وجود ندارد؛ هرگز دارای نسبت ایجابی با شکل گیری پدیده ی توتالیتاریسم نیست.