جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 3267
پژوهشی در مذهب کلامی و اعتقادی شیخ الرئیس ابن سینا (بر اساس کتاب توفیق التطبیق اثر علی بن فضل الله جیلانی)
نویسنده:
حسن مومنی میوله؛ استاد راهنما: حسین کلباسی اشتری؛ استاد مشاور: سعید انواری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
شیعه بودن ابن سینا مسأله مهمی است که کمتر به آن پرداخته شده است.برخی او را کافر،برخی دیگر از اهل سنت،برخی اسماعیلیه وبرخی دیگر او را شیعه اثنی عشریه می دانند.دیدگاه اخیر نظر مختار نویسنده است که در کتاب پیش روی درصدد اثبات آن برآمده است. روش نویسنده تفسیر گفتار ابن سینا با استفاده از مفاهیمی است که آن را مناسب با مذهب امامیه اثنی عشریه قرار می دهد. اودرابتدای امر مذهب امامیه و عناصر تشکیل دهنده آن را تحلیل می کند، پس از آن به گفته های ابن سینا پرداخته و آنها را بیان و تفسیر می کند و در نهایت تلاش کرده که میان گفته های ابن سینا و اقوال مذهب امامیه سازگاری و هماهنگی برقرار کند و یا اینکه مذهب امامیه را برمذهب ابن سینا تطبیق دهد؛ وجه تسمیه کتاب با نام «توفیق التطبیق» نیز از همین موضوع نشأت می گیرد. او معتقد است ابن سینا مؤمن و یکتاپرستی از مذهب امامیه بوده است چه درمسائل اعتقادی شیعه مانند خلافت وامامت وعصمت وچه در مسائل ویژه فلسفی چون مسأله نفس انسانی و ویژگی های قوه قدسیه، مسأله پیامبری و ..... و چه در برخی مسائل عملی که مربوط به نظم و مقررات شهر، سیاست حاکمیتی و تدبیر امور جامعه است. انگیزه نویسنده در نگارش کتاب به مجلسی در شهر شیراز برمی گردد که بحث و گفت و گو به ذکر و یاد ابن سینا و اختلاف نظر در مورد عقیده ومذهب او کشیده می شود، گروهی او را کافر و زندیق، عده ای، از اهل تسنن و شمار دیگری از فرقه زیدیه می دانستند، ونویسنده از فرقه امامیه می داند ؛ نویسنده سرانجام به این نتیجه رسیده که نه تنها ابن سینا با مذهب امامیه هماهنگ است بلکه ازدانشمندان امامیه به ویژه در علم کلام است.
بررسی ادراک حسی از منظر فارابی، ابن‌ سینا و ملاصدرا
نویسنده:
زینب طالبی دولت‌آبادی؛ استاد راهنما: قاسم پور حسن درزی؛ استاد مشاور: محسن حبیبی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در تمامی دوره های فلسفه اسلامی یکی از مهمترین سوالهای فلسفی، پرسش از چگونگی کسب معرفت بوده است؛ حس، تجربه، عقل، فطرت و کشف و شهود ابزارهایی هستند که هر یک از فلاسفه برای کسب معرفت به یک یا چند مورد از آنها توجه کرده‌اند. در این میان ادراک حسی به عنوان اولین مواجهه آدمی با عالم خارج، جایگاهی متفاوت دارد لذا در این پژوهش با هدف بررسی ارزش معرفتی ادراک حسی، به واکاوی نظریات سه فیلسوف مهم این حوزه یعنی فارابی، ابن سینا و ملاصدرا پرداخته و نقش نفس در این نوع ادراک از منظر این سه فیلسوف بررسی شده است. در پژوهش حاضر و برای مقایسه ی بهتر، با ابزار تحلیل و توصیف بحث ادراک حسی در آثار مکتوب هر سه فیلسوف را بررسی کرده و دریافتیم که فارابی و ابن سینا ادراک حسی را مبدا معرفت بشری دانسته و نقش بنیادینی برای این نوع ادراک در کسب معرفت قائل بوده اند، در حالی که صدرا تاثیر اشیاء خارجی در حواس انسان را تنها به عنوان نقطه‌ی شروع ادراک لحاظ کرده است و نه خود آن؛ وی با توجه به مراتب عالم، ادراک حسی را که برگرفته از عالم ماده است، پایین ترین مرتبه ادراک تلقی کرده ، تا جایی که آن را مشوب به عدم و فقدان دانسته و در نهایت اساسا در زمره‌ی ادراک و معرفت نیاورده است. در مقابل فارابی و ابن سینا برای ادراک حسی ارزش و اعتبار ویژه ای قائل بوده اند، و علاوه بر آن ادراک حسی را محدود به قوای ادراکی نکرده، و در قدمی فراتر، آن را از اعمال خود نفس -و نه قوای آن- دانسته اند. فارابی و ابن سینا در بحث معرفت، معرفت حصولی را مبنای خود قرار داده، و در تبیین آن نقش بنیادینی برای نفس قائل شده اند. ایشان نفس را تنها به عنوان محل حلول صورت ها ندانسته، بلکه آن را فاعل ادراک و دارای شأن صدور و خلق صورت ها نیز دانسته اند. صدرا نیز به پیروی از آن دو، به حیث انشایی نفس معتقد بوده و ابزار ها، قوا و زمینه های ادراکی را تماما از معدات ادراک دانسته است. اما با توجه به اینکه هرسه فیلسوف در تجرید و صدور حکم برای ادراکات از جانب نفس مشابهت هایی دارند، وجه تمایز آنها در این است که ملاصدرا تمامی ادراکات را به معرفت حضوری ارجاع داده است حال آن که فارابی و ابن سینا از نقش معرفت حصولی در ادراک سخن می گویند و این تفاوت باعث شده تا گمان آن رود که دو فیلسوف مقدم، نقش انشائی نفس در ادراک را انکار کرده اند.همانطور که در بیان فوق مشخص است در بحث ارزش معرفتی و همچنین فاعلیت نفس در ادراک حسی، نوعی بی توجهی و یا کج فهمی در آراء پیش از ملاصدرا صورت گرفته است، در حالی که هر دو فیلسوف مقدم بر صدرا، یعنی فارابی و ابن سینا، نه تنها در نظریات خود نقش بنیادینی برای ادراک حسی در شکل گیری معرفت ذکر کرده اند بلکه شاکله‌ی کسب معرفت را نیز بر دریافت های نفس استوار نموده اند. در پژوهش حاضر این مطلب به صورت کامل و با استناد به مکتوبات هر سه فیلسوف بررسی شده است.
تبیین ناسازگاری قاعده ضرورت علّی با اختیار انسان از دیدگاه ابن سینا و غزالی
نویسنده:
رضا صالحی؛ استاد راهنما: قاسم پورحسن؛ استاد مشاور: محسن حبیبی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی از مباحث مهم در فلسفه اسلامی که محل نزاع و بحث و جدل قرار گرفته است ضرورت علی و معلولی است. از آنجا که هدف تحقیق مقایسه دیدگاه ابن سینا و غزالی در مورد اختیار انسان با توجه به قاعده ضرورت علی و معلولی است. ابن سینا علیت را با مبدأ یکی می داند و هر پدیده ای را که با توجه به ماهیت ذاتی خود بوجود آمده است و ذات خود را از دیگر پدیده ها دریافت کرده است ، علیت می نامد. از نظر غزالی هیچ رابطه علت و معلولی بین پدیده ها برقرار نیست بلکه این عادت ذهنی بشر است که پدیده ها را با توجه به قاعده علی و معلولی تفسیر می کند. از نظر ایشان اعتقاد به رابطه علی و معلولی یعنی انکار خدا و توحید افعالی. ابن سینا از موجود غیر واجب یعنی فی الوجود و علله یاد می کند. وی معتقد است به وجود آورنده همه موجودات غیر محسوس ، خود نیز غیر محسوس و غیر قابل مشاهده است. .ابن سینا قضا را خارج از ذات الهی دانسته و از قدر به عنوان ایجاب و ضرورت علت و معلول یاد می کند. غزالی در دفاع از بطلان دانستن رابطه علی و معلولی معتقد است که هیچ تضمینی وجود ندارد حوادث آینده مشابه اتفاقات گذشته باشند. از نظر غزالی هم خدا و هم انسان فعل واحدی دارند با این تفاوت که خداوند خالق و انسان کاسب است. از دیدگاه غزالی اعتقاد به قاعده ضرورت علّی و معلولی مستلزم محدود بودن قدرت الهی و سلب اختیار انسان و فاعل مختار و مجبور بودن خداوند در اعمالش می‌شود. ابن سینا نیز مسألۀ اختیار را با توجه به مباحث دینی به عنوان یک اختیار ضعیف شده می پذیرد. وی معتقد است: قاعدة « الشئ ما لم یجب لم یوجد » به معنای جبر گرایی نیست بلکه این قاعده شرح و تفسیر نظام علی و معلولی عالم است. غزالی معـتقد است عمـل انسان حـادث شده از اراده خداوند است و سه شرط را برای فـعـل اخـتیاری در نـظر می گیرد: شرط علم ، شرط قدرت و شرط اراده.
سیر دلایل و آراء تجرد نفس در فلسفه اسلامی (ارسطو، ابن سینا، شیخ اشراق، ملاصدرا) و بررسی انتقادی آن
نویسنده:
وحیده عامری؛ استاد راهنما: صدرالدین طاهری؛ استاد مشاور: عبدالله نصری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
نفس از پیچیده ترین و شگفتی آورترین موجودات هستی و همچنین از مهم ترین مسائل فلسفی است و تجرد مهم ترین ویژگی نفس است که آراء فلاسفه درباره آن موضوع رساله را تشکیل می دهد. نتیجه‌گیری و پیشنهادات: بحث از نفس در فلسفه ابن سینا در مبحث طیعیات آمده چرا که نزد وی نفس به صرف اضافه و تعلقی که به ماده دارد نفس نامیده می شود و لاجرم از آن همراه با ماده بحث می شود بدین طریق که نفس جوهری است که در مقام ذات مجرد و در مقام فعل محتاج به ماده است و اصولا کمال اول برای طبیعی عالی است. بعدها توسط شیخ اشراق و مخصوصا ملاصدرا را بحث از نفس وارد الهیات می شود. از نظر صدر المتالهین میان ذات نفس و نفسیت نفس تفاوتی نیست و حقیقت نفس چیزی جدا از سرپرستی و تدبیر نیست. بنابراین نفس در مقام حدوث مادی و در مقام بقا مجرد است. مساله تجرد نفس مساله‌ای است که همه حکما بدان پرداخته اند اما ملاصدرا تجرد نفس را هم در مرتبه برزخی اثبات می کند، هم در مرتبه عقلانی. وی همچنین تجرد نفوس حیوانی را مدلل می سازد، حال آنکه نزد ابن سینا نفوس حیوانی مادی و منطبع در جسم می باشد.
بررسی سعادت و شقاوت نفس از دیدگاه ابن سینا و علامه‌ طباطبایی
نویسنده:
رباب ولی‌ نژاد؛ استاد راهنما: حمیدرضا سروریان؛ استاد مشاور: قربانعلی کریم‌ زاده قراملکی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی از مباحث بنیادی در فلسفه بحث سعادت و شقاوت است هر انسانی فطرتاً طالب سعادت و گریزان از شقاوت است اما شناخت حقیقت سعادت و شقاوت مشکل است بنابراین از جمله نخستین پرسش هایی که برای هر فرد مطرح می شود این است که به راستی سعادت چیست و راه نیل به آن کدام است؟ شقاوت چیست و راه گریز از آن کدام است؟ در این باره نظریه های مختلفی وجود دارد در این پایان نامه کوشش شده تا زوایای مختلف سعادت و شقاوت نفس در عرصه های مختلف دنیا و آخرت از منظر ابن سینا و علامه طباطبایی معرفی شود. ابن سینا سعادت رابه مطلوب بالذات وغایت لذت ها تعریف می کند و سعادت انسان را رسیدن به کمال قوه عاقله و اتحاد با عقول مجرده می داند .ایشان در بیان سعادت وشقاوت به سراغ لذت والم رفته و علامه طباطبایی سعادت را رسیدن به خیرات جسمانی وروحانی می داند وشقاوت را محرومیت از آن خیرات می داند .از نظر آنها سعادت وشقاوت حقیقی در دنیا قابل حصول نیست و مربوط به آخرت است. بنابر نظر هر دو فیلسوف سعادت ذاتی انسان نیست و باید با سعی و تلاش خود آن را کسب کند. انسان تا در دار دنیا واقع است می‌تواند خود را از هر مرتبه نقص و شقاوت و نفاق، نجات دهد و به مراتب کمال و سعادت برساند.
نقش ماهیت در معرفت شناختی ابن سینا
نویسنده:
حسن علیزاده؛ استاد راهنما: غلامرضا ذکیانی؛ استاد مشاور: یحیی یثربی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بحث ماهیت در شکل گیری معرفت شناختی ابن سینا موثر بوده به نحوی که ایشان پس از طرح شناخت حسی و خیالی به عنوان مقدمه‌ای برای شناخت ماهوی به بیان نحوه‌ی شکل گیری مفاهیم ماهوی در قوه عاقله پرداخته است. ابن سینا ماهیت را بلا شرط دانسته و به این دلیل‌است که آن را قابل صدق بر مصادیق ذهنی و خارجی آن می داند. برای بیان بهتر این موضوعات و تحلیل آنها سخنان دکتر یثربی را در این مورد نیز نقل کرده و در حد توان به بررسی آن ها پرداخته است.
بررسی ماده - صورت‌گرایی در فلسفۀ ابن‌ سینا با تمرکز بر آراء فیلسوفان تحلیلی
نویسنده:
حمیده مختاری؛ استاد راهنما: سعید انواری؛ استاد مشاور: محمود مروارید، عبدالله نصری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تبیین حقیقت اشیاء مادی یکی از بنیادی‌ترین مباحثی است که هر فیلسوف بنا به اقتضائات نظام فلسفی‌اش به آن اهتمام ورزیده است. از جمله مواضع موجود در این باب، نظریه ارسطوئی ماده - صورت‌گرایی است که مدافعان آن، حاق واقع اشیاء مادی را بر حسب ماده- صورت ارائه می‌کنند. محور اصلی این پژوهش، بررسی و تحلیل نظریۀ ماده - صورت‌گرایی ابن‌سیناست. همچون ابن‌سینا، برخی فیلسوفان تحلیلی‌ای که قائل به این رأی هستند، آن را از ارسطو وام گرفته‌ و بر این بهره تصریح دارند و خویش را متعهد چنین سنتی می‌دانند. به نظر می‌رسد اتخاذ چنین رویکرد مشترکی از سوی ابن‎سینا و برخی فیلسوفان تحلیلی می‌تواند، فرصتی مغتنم برای متافیزیک فیلسوفان مسلمان فراهم آورد تا به سمت تبیینی پذیرفتنی از حقیقت اشیاء مادی حرکت کنند. روشن است منازعات سنتی بسیاری در باب مشروعیت یا عدم مشروعیت این نظریه متافیزیکی ‌‌وجود دارد، اما مواجهه موجود این پژوهش، فارغ از تفاسیر و تقریرات شارحان سنتی و نیز جدای از انتقادات ناقدان سنتی ابن‌سیناست که در نتیجه سعی شده در این رساله، تفسیری معاصر از این بخش فلسفه ابن‌سینا ارائه گردد. فصل ابتدایی این پژوهش متکفل تدقیق جامعی از آراء و تلاش‌های ابن‌سینا در خصوص نظریه ماده - صورت‌گرایی‌ است، در این فصل ضمن مروری تاریخی بر آراء رقیب نظریه ماده - صورت‌گرایی، نظریه ماده - صورت‌گرایی ابن‌سینا بر مبنای چهار محور، یعنی مباحث مربوط به 1) ماده، 2) صورت، 3) رابطه ماده و صورت، 4)ترکیب و وحدت مورد بررسی قرار می‌گیرد. در فصل دوم این پژوهش آراء برخی فیلسوفان تحلیلی از جمله کیت فاین، کاترین کازلیکی و رابرت کونز در باب نظریه ماده - صورت‌گرایی ارائه و تبیین می‌شود. نهایتاً ‌دستاوردهای فصل سوم رساله، که در آن به تحلیل و بررسی نظر ابن‌سینا می‌پردازیم، در دو وجه کلی قابل پیگیری است؛ 1) در برخی مواضع نشان داده شده که آراء ابن‌سینا با اشکال مواجه است من جمله؛ براهین اثبات وجود ماده اولی یا نحوه جزئیت ماده، ایده ترکیب نیز با اشکالات متافیزیکی و منطقی روبروست.2) برخی آراء ابن‌سینا اصلاح، بازسازی یا تقریر نوینی از آنها ارائه شده است؛ مانند؛ بازسازی برهان اثبات صورت نوعیه و نیز ارائه تصویر سلسله مراتبی از ساختار متافیزیکی اشیاء. در همین راستا از دیگر مواضعی که نشان داده شده نیازمند ارائه فهم دقیق‌تری است، ایده ترکیب حقیقی انضمامی است. نکته آن است که وجود برخی اشکالات و ورود برخی اصلاحات به معنای کنارگذاردن اصل این نظریه نیست. آن چه در این پژوهش نشان داده شد این است که به نظر می‌رسد، رویکرد ابن‌سینا تحت تفسیر فلسفه تحلیلی معاصر برای دریافت درست‌تری از حقیقت اشیاء مادی در برخی مواضع نیازمند بازنگری، اصلاح و تفسیر مجدد است.
تحول و تکامل نفی ناطقه از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا
نویسنده:
زهرا طوطی؛ استاد راهنما: اصغر دادبه؛ استاد مشاور: حمیدرضا آیت اللهی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اهمیت طرح این موضوع به دلیل ارتباط تنگاتنگی است که معرفت نفس با مسائل اعتقادی اسلام دارد و هدفی که اسلام و دیگر ادیان الهی در پی آن هستند یعنی تکامل نفس ناطقه انسانی و جستار در مسائلی که در این حیطه مطرح است و هدف اصلی از نگارش این پایان نامه دستیابی به شناخت چگونگی دگرگونی و تحول پذیری نفس ناطقه است. روش تحقیق: تحلیلی و تطبیقی. یافته‌ های تحقیق: بطور کلی مسائلی که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است:‭۱ ‬- امکان تحول نفس.‭۲ ‬- فرآیند تحول نفس.‭۳ ‬- آثار تحول نفس. نتیجه‌ گیری و پیشنهادات: آنچه که در این پژوهش به آن رسیده است این است که اصولا با توجه به مبادی فلسفی ابن سینا، نفس به جهت اکتساب کمالات بالقوه خود پا به عرصه جهان ماده نهاده است و در مکتب صدرایی نیز نفس در حالی که جسمانیت الحدوث است اما با تحول و تکامل باید به مقام روحانیت و تجرد برسد. در مورد اینکه سیر این تحول در کدام نشئات است و تا به کجا ادامه می یابد، ذکر شد که ابن سینا تحول در نشئات غیر مادی را با حدس و گمان مطرح نموده اما ملاصدرا به دلایلی نقلی و حتی در مورد تحول نفوس ناقص در دوزخ به نوعی دلیل عقلی روی آورده است. اما به طور کلی طرح مسئله تحول تکامل نفس مجرد و اثبات آن در هر نشئه‌ ای که باشد با مبانی فلسفی حرکت سنخیتی با هم ندارد. حال آن که تحول و تکامل مستلزم نوعی حرکت است. تعریف ما از شئی مادی و مجرد رفع خواهد شد چنان چه قابلیت تغییر، دگرگونی و حرکت را نه فقط ذاتی موجود مجرد بلکه ذاتی هر مخلوقی، اعم از مادی و مجرد بدانیم مسئله به خوبی قابل حل است. در انتها پیشنهاد می شود به دلیل اهمیت مباحث نفس و تکامل از کارهای پژوهشی بیشتری در این زمینه صورت گیرد.
رابطه نفس و بدن ازدیدگاه دوگانه انگارانه ابن سینا و دکارت و بررسی آراء تفسیری علامه طباطبایی
نویسنده:
سپیده سمیعی فرد؛ استاد راهنما: محمد کاظم علمی سولا
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
وجود نفس و مغایرت آن با بدن، ماهیت نفس و مادی یا مجرد بودن آن، نحوه حدوث و پیدایش آن همواره از چالشی‌ترین مباحث در آرای فلسفی و کلامی بوده است. با وجود تحقیقات فراوانی که در این بحث صورت گرفته، همچنان به عنوان یک موضوع پویا و ضروری تلقی می‌شود. در این پایان‌نامه ضمن بیان دیدگاه دوگانه‌انگارانه ابن‌سینا و دکارت به بیان نظریه علامه طباطبایی با توجه به مبانی تفسیری ایشان از قرآن حکیم پرداخته شده است و با توجه به روش تحقیق در این پایان‌نامه که به صورت تطبیقی است ابتدا به بیان نظریات آن‌ها در مورد نفس پرداخته شده که به صورت خلاصه می‌شود چنین بیان داشت که ابن‌سینا نفس را کمال نخستین برای جسم طبیعی آلی و آن را جوهری مجرد و بسط و دارای حرکت عرضی می‌داند و دکارت معتقد است نفس جوهر ذاتا مجرد از ماده، بسیط و تجزیه ناپذیر است که صفت مقوم آن اندیشیدن است و توقف فکر، ‌یعنی توقف هستی نفس و علامه طبابایی نفس را جوهری بسیط، مجرد از ماده در مقام ذات ولی در مقام فعل متعلق به آن می‌داند در آخر به تطبیق بین نظریات این سه فیلسوف پرداخته شده که با وجود شباهت و قرابت بین آن‌ها تفاوت اساسی که می‌توان به آن اشاره نمود آن است که ابن سینا و دکارت قائل به واسطه بین ارتباط نفس و بدن هستند و علامه طباطبایی با توجه به حرکت جوهری قائل به سیر نفس در قوس نزول بوده تا به این مرحله از جسمانیت حلول نموده است و دیگر آن‌که علامه طباطبایی معتقد به قدم نفس بوده در حالی که آن دو فیلسوف دیگر چنین اعتقادی را ندارند.
بررسی و نقد دیدگاه الجابری به فارابی و ابن سینا در موضوع فلسفه و دین
نویسنده:
علی پیری؛ استاد راهنما: قاسم پورحسن؛ استاد مشاور: حسین کلباسی، حوران اکبرزاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بازخوانی فلسفه اسلامی از پیشینه‌ای نیرومند در درون متفکران اسلامی برخوردار نبوده و عمدتا مستشرقان کوشیدند تا خوانشی از میراث عقلی اسلامی صورت دهند. در دوره معاصر برخی از محققان و مورخان جهان عرب، یا تحت تاثیر تلاشهای مستشرقان و یا در پرتو مخالفت با آنان دست به بازخوانی فلسفه اسلامی زدند. خوانش ابراهیم مدکور، مصطفی عبدارازق، فضل‌الرحمان، محمد ارکون، محمد عابد الجابری، و حسن حنفی بخشی از کوششهای محققان عرب در باره جریان فلسفی دنیای اسلام محسوب می‌شود. بازخوانی جابری به سبب خصلتهای خاص این نوع از فهم، یکی از بازخوانی‌های مهم محسوب می‌شود اما در عین حال از اشکالات و اشتباهات بسیاری رنج می‌برد. وی با تدوین آثاری در حوزه فکر و فلسفه اسلامی ، تاثیرات زیادی از خود برجای گذاشته است. مدعیات او در باره دو بخشی بودن فلسفه اسلامی و تاکید بر مشرق و مغرب اسلامی، توجهات و در عین حال نقدهای بسیاری را برانگیخت. وی در بیشتر آثار خود دست به خوانشی انتقادی از فارابی و ابن سینا و بطور کلی فلسفه اسلامی در مشرق زده و آنرا بواسطه طرح نظریه سازگاری دین و فلسفه، در درون رویکرد ایدئولوژیک قرار داده است. در مقابل از ابن رشد به سبب شرح غیر نقادانه ارسطو و بازگشت به عقل ارسطویی دفاع کرده است. جابری دو اثر مستقل در باره بازخوانی و با نام بازخوانی فلسفه در مشرق و مغرب اسلامی تدوین کرده و مشرق و مغرب اسلامی را در دو کتاب خود دو بخش متمایز و حتی کاملا متفاوت پنداشته است. در بازخوانی فلسفه در شرق اسلامی، دست به بررسی و البته کاملا نقادانه سلبی از فارابی، ابن سینا، سهروردی و حتی غزالی زده و مهمرین نقد بر فارابی و ابن سینا را گسست از ارسطو و گرایش آندو به سازگاری بخشیدن میان حکمت و شریعت دانسته است و نتوانست به سبب خوانش نادرست دریابد که شالوده فلسفه فارابی و ابن سینا را همین گسست معرفتی از سنت یونانی و استقلال بخشیدن به فلسفه و تفکر عقلی شکل می‌دهد. جابری بجای خود عقل بر عقل عربی تاکید کرده و نتوانست بنیانهای عقل فلسفی فارابی و ابن سینا را دریابد. پژوهشهای جابری در باره فلسفه اسلامی و بطور خاص در باره ایندو فیلسوف کاستی‌های چشمگیری داشته و بر مفروضات کاملا نادرستی استوار است گرچه پیش از او بسیاری از محققان جهان عرب نیز فلسفه اسلامی را در درون عقل عربی بررسی کرده و بر آن نام مجعول فلسفه عربی داده‌‍اند. آثار و دیدگاههای جابری در باره فلسفه اسلامی و نوع بازخوانی او از فیلسوفان اسلامی، چندان بنحو صحیح در ایران خوانده نشده و مورد نقد اساسی قرا ر نگرفته است. در این رساله قصد داریم مدعیات اصلی جابری در باره فلسفه اسلامی، فارابی و ابن سینا و حکمت مشرقی، و نیز ابن رشد و بالاخره مسئله تلفیق حکمت و شریعت را مورد بررسی و نقد قرار دهیم.
  • تعداد رکورد ها : 3267