جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
نقد و بررسی دیدگاه صدرالمتألّهین و امام خمینی(ره) در پاسخ به شبهه تسلسل اراده انسان
نویسنده:
محسن اصلانی، زهرا مصطفوی
نوع منبع :
نمایه مقاله
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
از منظر قائلان به شبهۀ «تسلسل اراده»، ملاکِ اختیاری دانستن فعل، تعلق اراده به آن است. این ملاک در مورد خودِ «اراده» مطرح می­گردد؛ یعنی اگر اراده، توسط ارادۀ دیگری حاصل گردد، تسلسل رخ می­دهد و اگر علت اراده، خارج از ذات انسانی باشد، مستلزمِ جبر است. صدرالمتألهین و امام خمینی(ره) تلاش کرده­اند تا به این اِشکال پاسخ دهند. از نظر ملاصدرا، ملاک اختیاری بودن فعل، ارادی بودن آن است، نه ارادی بودن اراده؛ لکن با ارجاع ارادۀ انسان به ارادۀ الهی، در حل شبهه ناکام می­ماند. امام(ره) در ابتدا از نظر صدرا دفاع می­کند، اما نهایتاً با راه‌حلی ابتکاری در صدد پاسخ برآمده است. او با تفکیک اعمال نفس به دو سنخ «جوانحی» و «جوارحی» و جوانحی دانستن اراده و ارجاع آن به ذات مختار نفس، سعی در حل شبهه دارد. این پژوهش نشان می­دهد که پاسخ­های صدرا و حکمای پیش از او پذیرفته نیست، اما می­توان از راه‌حل امام(ره) دفاع کرد.
انتظار بشر از دین و انتظار دین از بشر ؛ ظهور یک حقیقت واحد
نویسنده:
زهرا حسنی کرقند، اعظم ایرجی نیا، وحید خادم زاده
نوع منبع :
نمایه مقاله
چکیده :
انتظار بشر از دین و انتظار دین از بشر، دو چالش مهمّ تاریخی در باب رابطۀ دین و انسان بوده است. این مقاله نیز به روش تحقیق کتابخانه‌ای، به بسط دیدگاه آیت‌الله جوادی آملی می‌پردازد. نگارنده با استفاده از تعریف «انسان» و مطابقت حقیقت فطرت و دین حق در دیدگاه ایشان، در کنار دو معنایی که آیت‌الله جوادی آملی از «انتظار» ارائه می‌کند، معنای سومی از انتظار ارائه می‌دهد. بر اساس معنای سومِ انتظار، فطرت الهی انسان و دین حق در عالم ماده، ظهور یک حقیقت واحد از عالم عقل بوده و با یکدیگر مساوقند؛ از همین ‌روی، تعبیر «انتظار بشر از دین» در دنیا، همان انتظار رقیقۀ فطرت انسان از رقیقۀ دین در دنیا؛ و «انتظار دین از بشر» همان انتظار رقیقۀ دین از رقیقۀ فطرت انسان است و چون حقیقت فطرت انسان و حقیقت دین مساوقند، انتظار بشر از دین و انتظار دین از بشر، به یک حقیقت واحد برمی‌گردند.
رابطۀ عصمت و اختیار
نویسنده:
محمدحسین فاریاب
نوع منبع :
نمایه مقاله
چکیده :
«عصمت» در اصطلاح به معنای منع و حفظ از گناه است و معصوم کسی است که از گناه، ممنوع و محفوظ است. «اختیار» نیز به معنای تأثیر خواست انسان در فعل خود است. در این نوشتار، به دنبال بررسی و ردیابی جایگاه اختیار در فعل معصومان(ع) هستیم. عصمت معصومان در مقام فرض، ابعاد و ساحت­های مختلفی دارد. نویسنده با تفکیک قلمرو عصمت، به تبیین جایگاه اختیار در هر یک از این ابعاد پرداخته است. بر اساس مهم­ترین یافته­های این تحقیق، تحقق اختیار به صورت عینی در موارد عصمت از اشتباه، قابل تصویر نیست؛ ولی در ساحت عصمت از گناه، اختیار کاملاً قابل تصویر بوده و شبهات مخالفان بر جبری بودن عصمتِ معصومان، نادرست است.
ریشه یابی و نقد رویکرد سلف گرایانه آلوسی در مبحث توسل
نویسنده:
مسعود قاسمي، عباس اسماعيلي زاده، محمد علي رضايي كرماني
نوع منبع :
نمایه مقاله
چکیده :
یکی از مباحث چالش‌برانگیز در حوزۀ تفکر سلفی، نوع رویکرد خاصّ این جریان به مسئله «توسل به اموات» است. در این راستا طرح، نقد و ریشه‌یابی رویکرد آلوسی، به مثابۀ مفسرِ منتسب به سلفیه، می‌تواند مدنظر قرار گیرد. با رویکرد جامع‌نگر به آراء آلوسی در این حوزه درمی‌یابیم که اندیشۀ وی در این حوزه، از نوعی تهافت و عدم انسجام درونی رنج می‌برد و توافقِ تامّی با رویکرد افراطی سلفی‌ها در این مسئله ندارد. منظور داشتن نوع نگاه معناشناسانه و هستی‌شناسانۀ آلوسی می‌تواند در ریشه‌یابی این مسئله، راه­گشا باشد. معناشناسی متمایز آلوسی نسبت به سلفی‌ها در حوزۀ توحید الوهی و ربوبی، در کنار نوع نگاه هستی‌شناسانۀ وی که در مباحثی چون: علم غیب، حیات برزخی، سماع موتی و... متبلور بوده و با تلقی سلفیه تمایزاتی دارد، می‌تواند نگاه معرفت‌شناسانۀ متفاوت وی به مسئله توسل را در تطبیق با اندیشۀ سلفیه، توجیه کند.
تأثیر مبانی فلسفی ملاصدرا بر امام شناسی او
نویسنده:
محمد حسین میردامادی، علی ارشد ریاحی
نوع منبع :
نمایه مقاله
چکیده :
در این مقاله، تطبیقی از فلسفۀ هستی‌شناسی ملاصدرا بر امام‌شناسی او، مورد بررسی قرار گرفته است. اصول و مبانی‌ای که در حکمت صدرایی، مستدل بوده و در این‌جا از آن بهره گرفته‌ایم عبارتند از: «قاعدۀ امکان اشرف»، «اصالت و تشکیک وجود و مراتب آن»، «مراتب عقل»، «نظام علّی وجود» و «قاعدۀ الواحد». از این اصول و مبانی در مسائل امام‌شناسی صدرا، همچون «الهی و انتصابی بودن» و «ولایت تکوینی و تشریعی» امام استفاده شده است. این ولایت تکوینی و تشریعی، لوازمی چون: ناظر و گواه بودن امام بر اعمال مردم، وسعت علم امام، و عصمت او را شامل می‌شود. هدفی که این مقاله دنبال می‌کند آن است که در ضمن مقایسه‌ای اجمالی بین امام‌شناسی صدرا و سایر آراء در مسائلی که در باب امامت مورد اختلاف بوده، این فرضیه تقویت شود که اصول و مبانی فلسفۀ صدرایی، قادر است با معاضدت تطبیقی و مصداقیِ اخبار وحی، پشتوانۀ فلسفی امام‌شناسی او را ارائه نماید. امام‌شناسیِ ملاصدرا را از خلال آثار او می‌توان بر مبانی‌اش عرضه نمود و تأثیر مبانی بر امام‌شناسی وی را در بعضی آثارش به طور صریح، استخراج و یا تلویحاً از آثار دیگرش استنباط کرد. آنچه در این‌جا می‌تواند کارایی کلامیِ عام‌تری داشته باشد، استفاده از مبانی صدرایی در دفاع از آراء کلامی مشترک با او، در مسئله امامت است.
جهاني‌شدن از ديدگاه فلسفه سياسي حضرت آيت‌الله خامنه‌اي حفظه‌الله
نویسنده:
محمدهادي مقدسي
نوع منبع :
نمایه مقاله
چکیده :
از جمله انديشمندان اسلامي که به اظهار نظر درباره جهاني‌شدن پرداخته، حضرت آيت‌الله خامنه‌اي است. اين مقاله در تلاش است تا ابعاد جهاني‌شدن را براساس فلسفه سياسي آيت‌الله خامنه‌اي بررسي کند. هرچند ايشان به‌صورت مستقيم دراين‌باره سخنان فراواني ندارند، اما براساس فلسفه سياسي ايشان مي‌توان جهاني‌شدن را از دو چشم‌انداز سلبي و ايجابي واکاوي کرد. راه‌کار رويارويي با جهاني‌شدن به شيوه غربي در حوزه سلبي، و ارائه راهبردهاي عملي گوناگون در حوزه ايجابي، از ويژگي‌هاي مهم ديدگاه آيت‌الله خامنه‌اي درباره جهاني‌شدن است. از نگاه سلبي، جهاني‌شدن درواقع همان پروژه جهاني‌سازي است که توسط قدرت‌هاي بزرگ راهبري مي‌شود و تهديد هويت، استقلال، و حاکميت ملي از مهم‌ترين پيامدهاي آن در سه حوزه فرهنگ، اقتصاد و سياست است و راه‌کار رويارويي با آن، تنها ايستادگي و استحکام ساخت دروني است. اما جهاني‌شدن از نگاه ايجابي، جداي از جهاني‌شدن به شيوه غربي آن است؛ زيرا اين معنا از جهاني‌شدن، بر پايه «فطرت» بوده و فاقد ماهيت استثمارگرانه است. جهاني‌شدن براساس فلسفه سياسي آيت‌الله خامنه‌اي، به‌سان جرياني است که با راهبردهاي خاص خود، بنا دارد تا الگوي انقلاب اسلامي را به جهان صادر کرده و تمدن نوين اسلامي را پايه‌ريزي کند. راهبردهاي «سبک زندگي اسلامي» در حوزه فرهنگ، «استحام ساخت دروني» با تأکيد بر حوزه اقتصاد، و «صدور انقلاب» با تأکيد بر حوزه سياست، براي تحقق تمدن نوين اسلامي براساس فلسفه سياسي آيت‌الله خامنه‌اي تجويز مي‌شوند.
مشیت الهی از منظر روایات ( با تکیه بر کتاب کافی و شارحان آن)
نویسنده:
صدیقه توکلی، حامد ناجی
نوع منبع :
نمایه مقاله
چکیده :
«مشیت الهی» از صفاتی است که کمتر مورد توجه حکما و متکلمان قرار گرفته است؛ در حالی که در آیات قرآن و روایات، جایگاه برجسته‌ای دارد. در این مقاله با تکیه بر روایات کتاب الکافی در این موضوع و با استفاده از شرح شارحان آن، مشیت الهی به روش توصیفی ـ تحلیلی، تبیین شده و جایگاه آن در صدور فعل خداوند و نیز تأثیر آن بر افعال اختیاری انسان مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس این روایات، وجود تمام اشیا در نظام هستی، حتی افعال اختیاری انسان، مسبوق به مشیت الهی است؛ به طوری که برای تحقق آن باید تمام مراتب مشیت حق، حتی احداث و ایجاد فعل به آن تعلق گیرد. از سوی دیگر، مشیت الهی نسبت به افعال اختیاری انسان مستقل در تأثیر نیست، بلکه اراده و اختیار انسان، آخرین حلقه از مشیت فعل اوست، چراکه خداوند به دلیل مصلحت تکلیف، هیچ‌کس را در اطاعت از اوامر و نواهی خود مجبور نمی‌کند. به همین لحاظ، این مرتبه از مشیت می‌‌تواند در تقابل با امر و نهی و حتی حبّ و رضای خداوند باشد؛ علاوه بر این، انسان در مشیت افعال اختیاری خود نیز، تحت سیطرۀ مشیت الهی است؛ پس نه اختیارِ تام است و نه جبر.
سه یار فلسفی برای نفی اختیار و چاره جویی عقیم فلسفی برای اثبات اختیار
نویسنده:
غلام رضا فیاضی، احمد حیدرپور
نوع منبع :
نمایه مقاله
چکیده :
«اختیار» به معنای تمکّن از فعل و ترک، از سویی با سه قاعدۀ فلسفی: «ضرورت علّی ـ معلولی»، «علت غائی، علت فاعلیتِ فاعل است» و «استحالۀ ترجیح بلامرجّح» ناسازگار است؛ و از سوی دیگر، چون از نظر فیلسوفان یک معنای امکانی است، محال است وصف واجب تعالی واقع شود. چاره‌جویی فیلسوفان برای حل این مشکل، معرفی معنای دیگری برای اختیار است که به «معنای فلسفی اختیار» شهرت دارد. ولی افزون بر آن‌که معنای فلسفی اختیار، توالی فاسدی به دنبال دارد که خود فیلسوفان هم به آن ملتزم نیستند، روش آنان در رفع تعارضِ یادشده، مخالف اصول و مبانی منطقی است، زیرا در صورت تعارض دو شناخت بدیهی و نظری، حکم منطقی، طرد شناخت نظری یا دست‌کم تردید در آن و بررسی مجدد دلایل آن است. هدف اصلی از این نوشتار آن است که با بیان صریحِ این ناسازگاری و تنبیه بر عقیم بودن چاره‌جویی فیلسوفان، ضرورت بازنگری در اصول و قواعد فلسفیِ یادشده را اثبات کند.
تبلور انگاره‌هاي سياسي اسلام در مردم‌سالاري ديني از ديدگاه فلسفه سياسي استاد مطهري
نویسنده:
داود تقي‌لو
نوع منبع :
نمایه مقاله
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
انديشنمدان در ترسيم نظام سياسي و محتواي آن، همواره به سه مسئله مي‌پردازند: الف) توصيف ساختار موجود؛ ب) تحليل ساختار و انگاره‌هاي مطلوب؛ ج) شيوه گذار از وضعيت موجود به وضعيت مطلوب. اين نوشتار درپي آن است که به بررسي ساختار سياسي مطلوب و انگاره‌هاي آن از ديدگاه فلسفه سياسي استاد مطهري بپردازد. اساسي‌ترين عناصر محتوايي اين پژوهش عبارتند از: شرط علم، عدالت و مديريت براي رهبر؛ محوريت دغدغه دين براي حکومت؛ هدفمندي حاکميت؛ ظلم‌ستيزي؛ تأمين امنيت معنوي و مادي؛ مردم‌سالاري ديني؛ کارآمدي و زمينه‌سازي براي رشد و پيشرفت؛ و محوريت دين اسلام در سيستم قانون‌گذاري. پرهيز از شيوه‌هاي استبدادي، نفي اشراف‌سالاري، نفي موروثي کردن قدرت، ارج‌نهادن به آراي عمومي، بهره‌گيري از ديدگاه‌هاي مردم و حفظ کرامت انسان‌ها، مهم‌ترين مؤلفه‌ها در حوزه ساختار سياسي است. اين پژوهش با روش توصيفي، تحليلي و استنباطي تهيه و نگارش شده است.
جستاري در ويژگي‌ها و گونه‌هاي فلسفه سياسي اسلامي
نویسنده:
مهدي قرباني
نوع منبع :
نمایه مقاله
چکیده :
انگاره‌هاي پديدآمده از فلسفه سياسي نقش مستقيمي در شيوه زندگي سياسي دارد. ازاين‌رو، اين مقاله مي‌کوشد با معرفي فلسفه سياسي از راه تأکيد بر ويژگي‌هاي آن، جهت‌گيري کلي فلسفه سياسي اسلامي را نسبت به برخي از مسائل اساسي سياست بيان کند. همچنين مي‌کوشد با تفکيک ميان گونه‌هاي مختلف فلسفه سياسي اسلامي، ظرفيت هريک از آنها را در ساخت نظم سياسي جامعه نشان دهد. فلسفه سياسي اسلامي به سلسله مباحث فلسفي ـ سياسي گفته مي‌شود که به‌گونه‌اي با اسلام مناسبت داشته باشد. ويژگي‌هاي عمومي فلسفه سياسي اسلامي عبارت است از: تأکيد بر مواردي مانند ارتباط هست‌ها و بايدها، مدني باطبع بودن انسان، دوساحتي بودن انسان، حقايق طبيعي و فراطبيعي، پيوند دين و سياست، و پيوند اخلاق و سياست. باوجوداين، فلسفه سياسي اسلامي در طول تاريخ گرايش‌هاي گوناگوني يافته است که هريک از آنها داراي ويژگي‌ها و ظرفيت‌هاي منحصربه‌فردي هستند. فلسفه سياسي مشاء، فلسفه سياسي اشراق، فلسفه سياسي متعاليه و فلسفه سياسي نوصدرايي گونه‌هاي شناخته شده فلسفه سياسي اسلامي به‌شمار مي‌آيند.