جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
واکاوی نقش استعاره در علوم تجربی
نویسنده:
وحید گرامی ، محسن جاهد ، حسن فتح زاده
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
یکی از مهم‌ترین بینش‌های معاصر در قلمرو فلسفه علم، نقشِ محوریِ استعاره در تفکر علمی است. استعاره در گذشته نه‌تنها در علوم تجربی جایگاهی بنیادی نداشت، بلکه حتی به باور بسیاری از دانشمندان گمراه‌کننده نیز بود؛ ولی از دهه 1960 به بعد نگاه‌ها تغییر کرد و استعاره از امری طُفیلی و زینت‌بخش به امری ضروری و معرفت‌بخش تغییر یافت تا جایی که برخی فیلسوفان علم معتقدند علم ذاتاً استعاری بوده و دانشمندان در همۀ زمان‌ها از استعاره بهره برده‌اند. در نوشتار حاضر تبیین‌هایی برای ضروری‌بودن استعاره در علم ارائه شده است؛ از جمله اینکه علم امری ایستا و متوقف نیست، بلکه امری زنده و پویاست و این زمانی محقق می‌شود که به وجود استعاره در علم باور داشته باشیم. همچنین با توجه به اینکه استعاره از خود زبان به طور مطلق حذف‌شدنی نیست و زبان آغشته به استعاره است، باید به ضروری‌بودن وجود استعاره در زبان علم به طور خاص باور داشته باشیم.
صفحات :
از صفحه 103 تا 128
تأثیر عاطفه‌ی «حبّ» در «معرفت اخلاقی» از نگاه قرآن
نویسنده:
محمدمهدی ولی زاده؛ استاد راهنما: رحیم دهقان، محسن جاهد؛ استاد مشاور: ابراهیم نوئی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تحلیل‌های موجود در سنت اسلامی یا غربی که عاطفه در آنها جایی ندارد یا اثر چندانی به جز انگیزش بر آن بار نمی‌شود یا حکم یک دسته به همه عواطف تسری داده می شود یا انسان را موجودی تک‌بعدی و معرفت او را جدابافته از عاطفه تلقی می کنند، محل تأمل‌اند و تاکنون پژوهش درخوری در زمینه اخلاق نقلیِ اسلامی برای کشف نظر متون دینی انجام نشده است. ازاین‌رو، قرآن کریم به عنوان مأخذی وحیانی و خطاناپذیر و منبع نخست و اصیلِ اخلاق اسلامی، نیازمند خوانش جدّیِ مسئله‌محور است و جای این پرسش باقی است که «از دیدگاه قرآن، عاطفه چه نقشی در معرفت اخلاقی دارد؟». این مسئله برای محدودشدن و عمق یافتنِ پژوهش، با تمرکز بر عاطفه «حبّ» به عنوان یکی از بنیادی ترین عواطف در نظام انسان‌شناختی و یکی از پربسامدترین عواطف قرآنی دنبال می شود. طی این پژوهش تلاش می شود تا ادبیات دانشیِ غنایافته حولِ عواطف بر قرآن کریم عرضه شود و طی خوانش آیات مرتبط، البته بدون ملاک قراردادنِ مفسر و دیدگاه خاص، نقش حبّ در معرفت اخلاقی از نظرگاه قرآن کریم به صورت روشمندی استخراج و تحلیل گردند. در این پژوهش، بر اساس ظرفیت شواهد زبانی آیات قرآن، طیف های مختلف «اثرگذار» (حبّ)، انواع و مراتب مختلف «اثرپذیر» (معرفت اخلاقی) و گونه های «اثرگذاری» شناسایی می شوند و پیوند میان این سه با تطبیق آیات، برقرار می گردد تا مکانیزم معرفتیِ انسان در ارتباط با ساحت عاطفی به دست آید. علاوه بر آن قطعات پازل قرآنی ناظر به چگونگیِ اثرگذاریِ حبّ بر معرفت اخلاقی (شاملِ کیفیت اثرگذاری بر اجزا و ارکان معرفت و مراحل تکوّن معرفت، شرایط و زمینه های اثرگذاری، ویژگی های معرفتِ حاصل از حبّ)، با کشف روابط میان یافته های قرآنی، استخراج می شود و با استفاده از مبانی انسان‌شناختی و معرفت‌شناختیِ مستخرج تکمیل می گردد.
نقش فرشتگان در رستگاری انسان در اندیشه ملاصدرا
نویسنده:
علی مرادی ، سحر کاوندی ، محسن جاهد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
رستگاری و سعادت انسان از جملة مهم‌ترین موضوعاتی است که فیلسوفان اسلامی به آن پرداخته‌اند. ملاصدرا نیز به عنوان فیلسوفی که در بستر سنّت دینی و عقلانیِ شیعیِ بالیده است، در نظامِ الهیاتی و فلسفی که در کتاب الاسفار الاربعه طراحی می‌کند به دنبال چگونگیِ تحقق رستگاری انسان است. با توجه به بررسی‌های انجام شده شاهد آن هستیم که ملاصدرا رستگاری انسان را در گروِ دو مؤلفه می‌داند که عبارتند از: فرشتگان و نبی اسلام. این رویکرد ملاصدرا این نتیجه را به دنبال دارد که فرشتگان باتوجه به جایگاه هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی که دارند در دو ساحت علمی و عملی، دو بال اصلیِ رستگاری انسان را مهیا می‌کنند و هویتّ انسانِ رستگار را تَشخُّص می‌بخشند و انسان را به موجودی فرشته‌وارْ مبدّل می‌سازند. در عین حال، در عرصه بال عملیْ با دو عنصرانتقال وحی و نیز یاری‌رسانی کلی به انسان مواجهیم که نقش نبی اسلام در عرصه وحی بسیار مشهود و اثرگذار است. به زعم ملاصدرا فرشتگان هویت سازی انسان را بر عهده دارند و رستگاری عبارت از تحققِ کمال علمی و عملی مؤمن است که در اتصال و اتحاد با عقل فعال و عمل به شریعت حاصل می‌شود. در این پژوهش به شیوه تحلیلی- توصیفی و بر مبنای آثار ملاصدرا به بررسی این مسأله می‌پردازیم که نقش فرشتگان در رستگاری انسان در اندیشه ملاصدرا چیست و چگونه حاصل می‌شود.
صفحات :
از صفحه 7 تا 35
بازنگری در اصول و فروع دین اسلام در مذهب شیعه
نویسنده:
پدیدآور: علی وکیلی ؛ استاد راهنما: حسین اترک ؛ استاد مشاور: محسن جاهد
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
پژوهش حاضر با عنوان «بازنگری در اصول و فروع دین اسلام در مذهب شیعه» با هدف بازتعریف مفهومی و ساختاری آموزه‌های بنیادین دینی در دو عرصه‌ی اعتقاد و عمل با تاکید بر آراء مذهب شیعه امامیه (اثنی عشریه) در این خصوص، به نگارش درآمده است. مسئله‌محوری این تحقیق در این نکته نهفته است که طبقه‌بندی‌های رایج از اصول و فروع دین، به‌ویژه در سنت شیعه امامیه، اغلب مبتنی بر رویکرد کلامی، تاریخی، سیاسی و بدون اتکا به معیاری جامع در تعیین «اصل» و «فرع» صورت گرفته است؛ به گونه‌ای که گاه میان اصل و فرع، و نیز میان ضروری و بنیادین، خلطی معرفتی به چشم می‌خورد. درواقع این تحقیق نشان می‌دهد که اصطلاحات مذکور از ثبات ذاتی برخوردار نبوده و در طول تاریخ، متناسب با نیازهای زمان و مقتضیات اجتماعی دچار تغییر و بازتعریف شده‌ است. لذا، این مفاهیم بیش از آنکه صرفاً بازتابی از آموزه‌های وحیانی با تکیه بر معناشناسی اصل و فرع باشند، محصول تعامل انسان با شرایط تاریخی و تفاسیر کلامی بوده‌اند. ازاین‌رو، این پایان‌نامه با بهره‌گیری از روش توصیفی-تحلیلی و رویکردی میان‌رشته‌ای (ترکیب منابع نقلی، عقلی، کلامی و تفسیری)، به بازبینی جدی مفاهیم «اصل» و «فرع» پرداخته و تلاش دارد نظامی دقیق‌تر و سازگارتر با مبانی دینی برای این تقسیم‌بندی ارائه دهد. در فصل نخست این پژوهش، مفهوم «اصل» و «فرع» در چارچوب‌های معنایی گوناگون تحلیل شده و سپس دیدگاه مکاتب برجسته کلامی اهل‌سنت درباره‌ی اصول و فروع دین اسلام، با در نظر گرفتن تطور تاریخی و تحول مفهومی این دو اصطلاح، مورد بررسی قرار گرفته است. فصل دوم به تحلیل آرای مکاتب مختلف شیعه، شامل زیدیه، اسماعیلیه، شیخیه و امامیه (اثنی‌عشریه)، در باب اصول و فروع دین اختصاص دارد؛ به‌ویژه با تمرکز بر مبانی کلامی و علل شکل‌گیری این تمایز در درون سنت شیعی. در فصل سوم، پس از تبیین منظومه‌ی اعتقادی امامیه، تلاش شده است با رویکردی معناشناختی و ساختاری به واژه‌ی «اصل» در مقام بنیان لایتغیر، عنصر هویتی و ستون فکری نظام دینی سه اصل اعتقادی بنیادین دین اسلام استخراج و بازتعریف گردد. این اصول عبارت‌اند از: الف) خداباوری توحیدی، به‌مثابه بنیاد هستی‌شناختی و متافیزیکی، و منشأ تمام باورهای دینی؛ ب) نبوت حضرت محمد (ص)، به‌عنوان واسطه‌ی دریافت و ابلاغ وحی، مرجع تشریع، و محور هدایت الاهی؛ ج) ایمان به معاد، در جایگاه غایت آفرینش، معیار عدل الهی، و محرک بنیادین رفتار انسانی. این اصول با تکیه بر تحلیل محتوای آیات قرآنی، روایات معتبر و استدلالات عقلانی، به‌مثابه ارکان غیرقابل تقلیل منظومه اعتقادی دین اسلام، بازشناسی و استوار گردیده‌اند. این اصول، ساختار درونی و معرفتی دین اسلام را بنیاد نهاده و بی‌وجود آنها، شریعت اسلامی مفهومی نخواهد داشت. در ادامه، فروع اعتقادی دین (مانند اعتقاد به کلام خدا بودن قرآن کریم، اعتقاد به امامت، عصمت، علم امام، رجعت، شفاعت و...) به‌عنوان آموزه‌هایی مهم ولی غیررکنی معرفی می‌گردند که از اصول اصلی تغذیه می‌کنند و بدون آنها، بنای دین فرو نمی‌ریزد، هرچند نقصان معرفتی و معنوی در پی دارد. در حوزه‌ی عمل نیز، با بررسی ساحت‌های عبادی، اخلاقی و اجتماعی دین، اصل فراگیر و بنیادین تقوا به‌عنوان نخستین اصل عملی شناسایی شده است؛ اصلی که جامع میان پرهیز از گناه، التزام عملی به وظایف، و حضور اخلاقی و معنوی در جامعه است. در امتداد آن و با توجه به تحلیل تطبیقی آیات و احادیث، شش اصل دیگر به‌عنوان اصول عملی دین اسلام معرفی شده‌اند: عدالت (به‌عنوان شاخص‌ نظام اجتماعی و اخلاقی)، صداقت (در تمام ابعداد یعنی در نیت، گفتار و کردار)، برّ و نیکوکاری (در روابط اجتماعی و کمک به خلق)، جهاد در راه خدا (در تمام ابعاد عقیدتی، نظامی و اخلاقی)، نماز (به‌مثابه نماد بندگی، ذکر و پیوند با خدا)، و صبر و استقامت (به‌عنوان پایه‌ی پایداری در راه حق). این اصول عملی، به‌سبب شمول، تداوم، فراگیری و عدم‌وابستگی به شرایط خاص، جایگاه بنیادین در ساختار دین یافته‌اند. در مقابل، اعمالی چون روزه، حج، خمس، زکات، و نیز آموزه‌هایی مانند تولّی و تبرّی، امر به معروف و نهی از منکر، هرچند واجب و حیاتی‌اند، اما به دلیل وابستگی به شرایط جسمانی، مالی، زمانی یا اجتماعی، در زمره‌ی فروع عملی قرار می‌گیرند. بنابراین، ملاک قرارگیری یک عمل در زمره اصول، جایگاه ساختاری، استمرار و شمول آن در نظام دینی است. در نهایت از رهگذر این تحلیل، ساختاری چهارگانه و تفکیک‌یافته از دین اسلام حاصل شده است: اصول اعتقادی: ارکان معرفتی دین که بدون آنها ایمان دینی ممکن نیست؛ فروع اعتقادی: آموزه‌های مهم، اما برگرفته از اصول، که در تبیین دین نقش دارند؛ اصول عملی: بنیان‌های کلان سلوک دیندارانه در سه بُعد عبادی، اخلاقی و اجتماعی؛ فروع عملی: احکام و مناسک مقیّد و مشروط که علی‌رغم اهمیت و وجوب، جایگاه بنیادین ندارند.
لوازم تربیتی اندیشه کثرت نوعی انسان در اندیشه ملاصدرا
نویسنده:
اسما پاداش نیک؛ استاد راهنما: محسن جاهد؛ استاد مشاور: علی اکبر عبدل آبادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
چکیده در فلسفه ملاصدرا، کثرت نوعی انسان‌ها به این معناست که انسان‌ها از حیث نوع، یکسان و ثابت نیستند، بلکه می‌توانند در طول زندگی خود انواع مختلفی داشته باشند. همچنین این نکته را نیز در بردارد که هر انسان نوع متفاوتی از سایر انسان‌ها دارد. این دیدگاه، که برخاسته از مبانی وجودشناختی و انسان‌شناختی حکمت متعالیه است، پیامدهای مهمی در حوزه تعلیم و تربیت دارد. یکی از مهم‌ترین این پیامدها، ضرورت طراحی نظام تربیتی‌ای است که به تفاوت‌های فردی و تغییرات نوعی انسان در طول زندگی توجه کند. این پژوهش با تکیه بر این مبنا، نشان می‌دهد که پذیرش کثرت نوعی، الگوی عام‌گرایانه در تربیت اخلاقی را با چالش مواجه می‌کند و به جای آن، رویکرد خاص‌گرایانه‌ای را طلب می‌کند که انعطاف‌پذیری بیشتری در مواجهه با تفاوت‌های فردی داشته باشد. این پژوهش در سه مرحله به بررسی این مسئله می‌پردازد: نخست، تاریخچه‌ای از نظریات تربیتی ارائه می‌شود که بر اساس دیدگاه‌های مختلف درباره نوع انسان شکل گرفته‌اند. سپس، به بررسی دو رویکرد عام‌گرایی و خاص‌گرایی در تربیت پرداخته می‌شود و مزایا و محدودیت‌های هر یک تحلیل می‌گردد. در نهایت، خاص‌گرایی معتدل صدرایی معرفی و پیامدهای آن در نظام تربیتی تبیین می‌شود. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که پذیرش کثرت نوعی در انسان‌شناسی صدرایی، طراحی شیوه‌های آموزشی متناسب با تغییرات فردی را ضروری می‌سازد. چنین رویکردی می‌تواند در تربیت اخلاقی، منجر به یک نظام تربیتی پویاتر، انعطاف‌پذیرتر و کارآمدتر شود که در آن، اصول اخلاقی بر اساس ویژگی‌های فردی و شرایط متغیر هر شخص تبیین و اجرا می‌گردند.
نسبت علم‌ النفس ملاصدرا با نظریه‌های «انگیزش اخلاقی»
نویسنده:
مریم ملکی؛ استاد راهنما: محسن جاهد؛ استاد مشاور: علی اکبر عبدل‌آبادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
انگیزش اخلاقی مفهومی است که در دوره اخیر بسیار مورد توجه صاحب‌نظران قرار گرفته است. انگیزش اخلاقی به این سؤال پاسخ می‌دهد که چه عواملی در انجام فعل اخلاقی مؤثر هستند و یا چه اموری عمل اخلاقی را مانع می‌شوند. موضوع انگیزش اخلاقی از دیدگاه صاحب‌نظران مختلفی بررسی شده است و آن چه تا کنون مورد بررسی قرار نگرفته ساختار منسجم انگیزش اخلاقی از دیدگاه ملاصدراست. جایگاه والای ملاصدرا در فلسفه اسلامی و اثرگذاری او بر اندیشمندان دیگر موضوع مشخصی است؛ از این رو پرسش اساسی این پژوهش حائز اهمیت است. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی به بررسی منابع و اسناد پرداخته و در نهایت با احصا و بررسی مؤلفه‌ها و موانع انگیزش اخلاقی از دیدگاه ملاصدرا مدلی برای این موضوع ارائه می‌دهد. با توجه به منظومه فلسفی ملاصدرا در می‌یابیم، او افعال اخلاقی ما و آنچه سعادت و شقاوت ما را رقم خواهد زد، برخاسته از کل شخصیت‌مان می‌بیند. شخصیت هر فرد -که شامل ویژگی‌های فردی او نیز می‌شود- در واقع معلول اموری تعدد اعم از طبیعی و اجتماعی است. در ضمن می‌بینیم شاکله همان شخصیت کسب شده (اکتسابی) است که انسان با اندیشه‌ها و اعمال خود آن را می‌سازد. ملاصدرا این شاکله را که به مقتضای وراثت، محیط اجتماعی، عوامل تربیتی، تعاملات فکری و رفتاری و تاثیرات زمان و مکان شکل می‌گیرد، شکل دهنده اعمال هر فرد انسان می‌داند. در نهایت به این می‌رسیم که نگاه ملاصدرا به آنچه موجب انجام یک فعل می‌شود، نگاهی کل نگرانه و شخصیت محور می‌باشد. به این معنا که برخلاف نظریه‌های دیگر که در آن‌ها معرفت یا میل عامل اصلی انگیزش اخلاقی دانسته شده، ملاصدرا کلِ شخصیت یک انسان را عامل تصمیم گیری وی می‌داند.
قرآن و نظریه تکامل از نگاه دکتر یدالله سحابی و استاد مصباح یزدی
نویسنده:
یکتا رمضانی؛ استاد راهنما: محسن جاهد؛ استاد مشاور: علی اکبر عبدل آبادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
نظریه تکامل پس از انتشار در سال 1859 با انتشار کتاب منشأ انواع داروین، با تاکید بر نیای مشترک میان جانوران، بروز تدریجی و انتخاب طبیعی از طریق جهش های کور با ظواهر پاره ای از باورهای دینی علی الخصوص باورهای ادیان ابراهیمی متعارض دیده‌شد. از همین روی متالهان و مومنان به این ادیان بر خود لازم می دیدند که در برابر این نظریه موضعی اتخاذ کنند. عالمان علوم دینی و علوم تجربی در ایران نیز از دوره قاجار با این نظریه آشنا شده و نوشته هایی در این خصوص سامان دادند. این مواجهه تا عصر پهلوی دوم نیز ادامه یافته، و بزرگانی از حوزه علمیه قم همچون: سیدمحمد حسین طباطبایی، مرتضی مطهری، علی مشکینی اردبیلی، جعفر سبحانی، ناصر مکارم شیرازی و محمدتقی مصباح یزدی به بررسی موضوع از منظری دینی و بعضا علمی پرداختند. در سوی دیگر برخی شخصیت های علمی و بعضا دانشگاهی همچون یدالله سحابی و محمود بهزاد با خوشبینی، به نظریه تکامل پرداخته و آن را نظریه ای علمی و در نتیجه درست تلقی کردند. این پژوهش با روش تطبیقی دیدگاه های دو تن از صاحب النظران فوق الذکر- محمدتقی مصباح یزدی و یدالله سحابی- را معرفی کرده و مورد نقد و بررسی قرار می دهد. محمدتقی مصباح یزدی در مواضع علم شناسانه خود، علم تجربی را غیریقینی دانسته و در سوی دیگر نصوص دینی را یقین‌آور تلقی می نماید، از همین رو، در تعارض احتمالی میان مدعیات علمی و دینی، جانب دین را گرفته و مدعیات علمی را باطل اعلام می کند. یدالله سحابی در مواضع علم شناسانه خود، علم تجربی را موثق و یقین‌آور محسوب می نماید و معتقد است- به طور خاص نظریه تکامل- امروزه از لحاظ شواهد فسیل شناختی، جنین شناختی، ژنتیک و ... به جایی رسیده است که باید آن را قطعی تلقی کرد. از سوی دیگر، ظهورات متون دینی همین مدعیات را تایید کرده و یا حداقل با آن ها تعارضی ندارند، و معتقد است آن چه به تعارض محتوایی نظریه تکامل با آموزه ای دینی دامن زده است، بعضا برخی روایات مجعول بوده است. از همین روی، آموزه‌های دینی در خصوص خلقت جانداران و جانوران با یافته علمی در حوزه تکامل قابل جمع بوده و یا حتی مؤید آن ها هستند. ما در این پژوهش سعی خواهیم کرد با نشان دادن مبادی پیدا و پنهان دیدگاه های این دو متفکر، دیدگاه های آن دو را در این خصوص صورت بندی کرده و سپس با هم مقایسه نماییم.
تأثیر فرشتگان در رستگاری انسان در اندیشه آگوستین و ملاصدرا
نویسنده:
علی مرادی؛ استاد راهنما: سحر کاوندی؛ استاد مشاور: محسن جاهد
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
رستگاری و سعادت انسان موضوعی است که همواره دغدغه بشریت بوده است. در این بین ادیان الهی داعیه‌دارِ راهنمایی بشر برای رسیدن به آن بوده‌اند و دو دین مسیحیت و اسلام نیز پیشگام این موضوع بوده‌اند. آگوستین و ملاصدرا به عنوان دو شخصیت برجسته در سنّت مسیحیت و اسلام صاحب نظام‌های الهیاتی و فلسفی هستند که در پی پاسخگویی به این موضوع بوده‌اند. آگوستین معتقد است که انسان به وسیله مسیح رستگار می‌گردد و تصلیب مسیح عامل این رستگاری است. درواقع، مسیح خود را فدیه گناه نخستین کرد تا بشر از زیر بار آثار آن گناه رهایی یابد. درحالی‌که با بررسی الهیات او متوجه می‌شویم‌ که فرشتگان باتوجه به جهتی (خدا و خود)که در اراده خود اختیارکردند باعث شکل‌گیریِ شهری حقیقی و متشخص شدند که شهرخدا نام گرفت. در مرحله پس از آفرینش آدم نیز انحراف در اراده یکی از این فرشتگان یعنی شیطان باعث القاء به قابیل گردید و در ساحت انسانی نیز انحراف در اراده رخ داد. فرشتگان در واقع باتوجه به نحوه اراده‌ای که اتخاذ کردند باعث شدند که در ساحت هستی شناختیْ بنیان‌گذاران شهرخدا و شهر زمینی شوند و به عبارتی مقصد رستگاری و شقاوت انسان را رقم بزنند. در این بین، علاوه بر فرشتگان و مسیح، با امر سومی به نام فضائل اخلاقی مواجه هستیم که به زعم آگوستین، مؤمن مسیحی برای رستگاری به آنها نیاز دارد. این فضائل در بستر ایمانِ شخص مؤمن محقق می‌گردند و ایمان امری است که روح‌القدس آن را در قلب مؤمنان پدید می‌آورد. مؤمن مسیحی به وسیله کمک فرشتگان در ساحت دنیا و نیز فدیه شدن مسیح و پایبندی به ایمان وفضائل اخلاقی به رستگاری دست می‌یابد. به عبارتی انسان برای رستگار شدن به فرشته‌وار شدن نیاز دارد که باتوجه به آن سه مؤلفه به آن دست می‌یابد. از سوی دیگر، ملاصدرا معتقد است که رستگاری انسان امری است که به وسیله فرشتگان در دو ساحت علمی و عملی و نیز به وسیله شخص نبی اسلام (ص) رقم می‌خورد. در نظامِ الهیاتی و فلسفی او نیز برای رستگار شدن با امری به نام فرشته‌وار شدن مواجه هستیم. درواقع، فرشتگان در ساحت علمیْ تربیت نفس انسان را بر عهده دارند تا انسان را به بالاترین مرتبه یعنی اتصال و اتحاد با عقل فعال برسانند. فرشتگان موجوداتی‌اند که هویت انسان را می‌سازند و همواره در حال هدایت نفس انسان هستند. در ساحت عملی نیز آنان هستند که در امور دنیوی به یاری مؤمنان می‌شتابند و طبق نصوص دینی در جنبه‌هایِ دنیوی از جمله روزی، سلامتی و حراست از انسان می‌کوشند. علاوه بر این، فرشتگان در ساحت عملی با انتقال وحی به شخص نبی، فرآیند رستگاری انسان را تسهیل می‌کنند. در ساحت عملی با نقش ویژه شخص نبی اسلام (ص) برای رستگاری مواجه می‌شویم زیرا ایشان بالِ عملیِ رستگاری را که عبارت از تهذیب ظاهر و باطنِ شخص مؤمن است، به وسیله وحی در قالب عقاید، اخلاق و فقه تأمین می‌کند؛ لذا ایشان خود باید در بالاترین حد از تکامل علمی و عملی باشد که بتواند اولاً این بارِ انتقال و ابلاغ را برعهده گرفته و ثانیاً خود الگویی از این تکامل باشد. به زعم ملاصدرا، انسان مؤمن برای رستگاری به دو بالِ علمی و عملی نیاز دارد که فرشتگان و شخص نبی اسلام (ص)، بستر آن دو را تحقق می‌بخشند و شخص مؤمن باید با تلاش خود در آن بسترْ به رستگاری دست یابد. به نظر می‌رسد که در رستگاری‌ای که آگوستین ترسیم می‌کند، شخص مؤمن تا حد زیادی منفعل است و رستگاری اکثراً بر پایه امور بیرونی برای شخص محقق می‌گردد، درحالی که در رستگاری به روایت ملاصدرا، شخص مؤمن در فرآیند رستگاری منفعل نیست و تا حد زیادی نقش فعال در آن دارد زیرا رستگاری امری است که با وجود شخص گره خورده است و درجه آن نیز به شدت مرتبه وجودی شخص وابسته است.
تحلیل شأن عبادات در عملکرد معرفتی نفس (با تکیه بر اندیشه ‏های صدرالمتألهین)
نویسنده:
سیده زینب حسینی ، ابراهیم نویی ، محسن جاهد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
معرفت مهم‌ترین بعد وجودی انسان است و سایر ساحت‌های انسانی در ارتباط با ادراک و شناخت، اهمیّت می‌یابد. در دیدگاه ملاصدرا هر نفسی شایستگی لازم برای شناخت حقایق اشیاء را به حسب فطرت دارد. همچنین نفس دارای امکان استعدادی و قوه‌ی لازم برای کسب علوم است و داده‌های مورد نیاز آن برای ادراک توسط ابزاری به نام بدن تأمین می-شود و نفس با در اختیار گرفتن این داده‌ها، عمل ادراک را انجام می‌دهد. اما در این میان موانعی وجود دارد که بین نفس و حقایق عقلی حایل می‌شود که تا این موانع رفع نگردند، حقایق علوم از لوح عقلانی بر لوح نفسانی نقش نمی‌بندد. مسئله نوشتارحاضر اینست که در اندیشه صدرالمتألهین مهمترین موانع کدامند و چگونه می توان آنها را کنار زند؟ از اینرو با اتخاذ روش توصیفی و تحلیلی بدین نتیجه انجامیده است که اولین مانع، وجود جسم و ماده واشتغال نفس به تدبیر قوای جرمانی است. مانع دوم ظلمت ذاتی است که به خاطر کدورت امیال و انباشتگی است که بر اثر کثرت گناهان در صورت نفس ناطقه رخ می‌دهد. رفع این موانع توسط احکام شرعی و عبادات صورت می‌گیرد و غرض از اعمال و ریاضات بدنی این است که روح از عوارض حسّ و از امور مادی ظلمانی رها شود، هرچند رفع مانع امری سلبی وعدمی است وبالاصاله مقصود نیست. از اینرو فلسفه‌ی تشریع عبادات از بین بردن موانع موجود بر سر راه نفس برای رسیدن به تکامل و فیض علمی است. درصورت رفع موانع، مطابق حرکت جوهری، نفس بعنوان مقتضی در مسیر تکاملی خود راه می‌پیماید
صفحات :
از صفحه 43 تا 63
پلاگیوس و گناهکاربودن نوزادان در اندیشه‌ی آگوستین
نویسنده:
علی مرادی ، سحر کاوندی ، محسن جاهد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در اندیشه­ی آگوستین، طبیعت انسان به‌واسطه­ی گناه نخستین، بیمار است و این بیماری اراده­ی انسان را نیز دستخوش ناتوانی برای نیل به رستگاری و انجام اعمال خیر کرده است؛ لذا به عاملی بیرونی برای تقویت نیاز دارد که آن فیض است. نتیجه­ی این اعتقاد آگوستین این است که در چنین شرایطی، نوزادان به­دلیل تولد جسمانی گناهکارند. در این بین، پلاگیوس معتقد است که رویکرد آگوستین نتایجی را به دنبال دارد که باعث خدشه به لوازمِ اصول اعتقادیِ مسیحیت می‌شود: اولاً موجب سلب صفت عدل و قدرت از خدا می‌شود، درحالی­که کتاب مقدس خدا را عادل برمی‌شمرد و در پیِ عادل‌شمردگیِ انسان است و ثانیاً باعث تفسیری ناروا از فیض می‌شود که سایر ساحت‌های درونی انسان را به چالش می­کشد و به نوعی ناکارآمدی تنزل می‌دهد؛ لذا پلاگیوس برای حل این مشکل، ابتدا اراد­ه­ی انسان را آزاد می­داند و در گام بعدی، طبیعت انسان را پاک معرفی می­کند و به شرح آنها می‌پردازد و با رویکردی آریوسی ابتدا به تبیین فیض می‌پردازد و سپس با تفسیر آگوستین از پولس به مقابله برمی‌خیزد و شواهد آگوستین از کتاب مقدس را نیز استعاری می‌داند و در نتیجه نوزادان را عاری از هرگونه گناه اعلام می‌کند. در این پژوهش قصد داریم به­گونه­ی توصیفی­تحلیلی و با مراجعه به منابع اصیل، به بررسی این مسئله بپردازیم.
صفحات :
از صفحه 101 تا 120