جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
اخلاق و معنای زندگی در فلسفه تامس نیگل
نویسنده:
پرستو حاتمی شفق ، مهدی اخوان
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
سخن از معنای زندگی و گره‌زدن اخلاق واخلاقی‌زیستن با زندگی معنادار، سوای هر گونه باور و اعتقادی، همواره در ژرفای اندیشة فلسفی بسیاری از فلاسفة تاریخ قرار داشته است. تامس نیگل در مسیر پیوند اخلاقی‌زیستی ومعناداری زندگی، دارای پارادایم‌های فکری و فلسفی خاص خود است. نیگل با اعتقاد به دیگرگزینی اخلاقی، اذعان دارد که افراد دارای ظرفیت‌های برابر بوده و هیچ شخصی بر دیگری برتری ندارد. او در نهایت بنیاد انگیزشی اخلاق در آدمی را فراتر از میل دانسته و برای او کُنشی اخلاقی متصور است. او اخلاقی‌زیستن را مؤلفة ضروری معناداری زندگی به‌حساب می‌آورد و بر این باور است که در کنار عدم باور به دنیای پس از مرگ نیز می‌توان به معناداری این حیات در چارچوب اخلاقی‌زیستی دست یافت. در این راستا، هدف پژوهش حاضر شناخت نسبت اخلاق و معنای زندگی از منظر فلسفی نیگل است. رویکرد اتخاذشده برای این منظور، کیفی است و بر تجزیه و تحلیل محتوای آثار نیگل در باب اخلاق و معنای زندگی متمرکز است. نتایج پژوهش نشان داد که گرچه نمی‌توان برای معنا مکانی مشخص در نظر داشت و حیات ما در این عالم پایدار نیست و زندگی به نظر پوچ می‌آید، اما پوچ بودن زندگی بدین معنا نیست که اخلاقی زیستن را کنار بگذاریم، بلکه همین اخلاقی‌گروی می‌تواند به حیات ما معنا ببخشد. انسان‌ها به‌سبب هم‌زیستی می‌توانند بر زیست‌جهان یکدیگر تأثیر گذاشته و به میانجی گزاره‌های اخلاقی، زندگی این جهانی را معنادار سازند، ولو اینکه به عالم ماوراء باور نداشته باشند. در صورتی که مؤلفة اخلاق و اخلاقی‌زیستی را از مناسبات و تعاملات روزمره‌مان حذف کنیم، زندگی این جهان را به کانون آنومی تبدیل کرده و معنا از مناسبات فردی و اجتماعی ما رخت برمی‌بندد.
صفحات :
از صفحه 19 تا 36
معنای زندگی و تراژدیِ انتخاب؛ مقایسۀ تحلیلی باب برزویۀ طبیب کلیله و دمنه و اعتراف تالستوی
نویسنده:
مهدی اخوان
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تالستوی (در کتاب اعتراف) تجربۀ خود از مواجهه با پوچی زندگی را در اوج شهرت و ثروت، روایت می‌کند. او ضمن این روایت به داستانی شرقی (که اصلی هندی دارد) اشاره دارد که در باب برزویۀ طبیب کتاب کلیله و دمنه نیز آمده است. وجه ارجاع او به این داستان هنگامۀ استیصال او در حل مسئله پوچی زندگی است اما کلیله و دمنه آن را تمثیلی برای لزوم توجه به کار آخرت می‌آورد. گویی در هر دو متن در مقابل هلاکت، راه بدیل برای مسافر، ایمان به آرمانی ابدی است. این مقاله ضمن نقل روایت کلیله و دمنه و شرح حال‌نگاری تالستوی بر مبنای این داستان مدعی است دقیقه‌ای در آن داستان وجود دارد که هر دو نویسنده مغفول نهاده‌اند و آن دوراهۀ مانعة‌الجمع و ناگزیر پیش روی آدمی (در شکل آن مسافر) است: توسل به امری عینی و متعالی برای معنادارکردن زندگی و دیگری فقدان معنای عینی برای وجود (از جمله وجود ”من“) و آنگاه معنادهی به زندگی (جعل معنا) با تکیه بر خرده‌لذت‌های آنی و دم غنیمت شمردن. مقاله حاضر در ادامه با نقل دیدگاه‌های تعالی‌گرایانی همچون کریگ و ضدتعالی‌گرایانی همچون تیلور و ادواردز و کِلمکه، این دوراهه و انتخاب را به عنوان یکی از تراژدی‌ها در زندگی آدمی در زمینۀ معنای زندگی برجسته کرده و معتقد است حتی با فرض رد تعالی‌گرایی و معنای کیهانی می‌توان به نحوی زندگیِ این‌جایی را ارزشمند دانست. این جستار با نقدهایی از فلو بر روایت تالستوی به پایان می‌رسد.
صفحات :
از صفحه 17 تا 29
بررسی کیفیت ادراک کلیات از منظر صدرالمتألهین‌
نویسنده:
بهمن زمانیان ، علی اصغر جعفری ولنی ، مهدی اخوان
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
فیلسوفان اسلامی براساس مبانی مقبول خود به چگونگی ادراک کلیات عقلی و نحوه دستیابی به آنها پرداختهاند. صدرالمتألهین نیز براساس مبانی قویم حکمت متعالیه و با کاربست آنها به تحلیل و تبیین ادراک کلیات عقلی و نحوه دستیابی به آنها پرداخته است. ما برآنیم تا براساس روش توصیفی تحلیلی و با هدف دستیابی به کیفیت ادراک کلیات عقلی، دیدگاه صدرالمتألهین را مشخص نماییم که صدرالمتألهین چه طرحی برای دستیابی به ادراک کلیات عقلی را فراروی ما قرار داده است؟ البته در این بین گاه نظر او را به نقد نشستهایم. او ادراک کلیات عقلی را براساس سه مبنا توضیح میدهد. گاه اتحاد با عقل فعال را شرط ادراکات کلیات میداند که بیشتر با مبانی حکمای مشاء هماهنگ است و زمانی براساس مشاهده حقایق نوری کیفیت ادراک کلیات عقلی را توضیح میدهد که نگاهی اشراقی به مسئله دارد، و در برخی از آثارش وصول و شهود به حق را سبب ادراک کلیات عقلی معرفی میکند و معتقد است که نفس با فنا در حق میتواند حقیقت همه اشیاء را در آن موطن مشاهده نماید و به ادراک کلیات نائل گردد که این تبیین با مبانی عرفا دمسازتر است.
صفحات :
از صفحه 137 تا 154
آیا اعتقاد به خداوند می‌تواند، بدون داشتن هیچ مبنایی، معقول باشد؟ (قسمت اول)
نویسنده:
نیکلاس ولترستورف؛ ترجمه: مهدی اخوان، سعید انواری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
ولترستورف که از نمایندگان معروف معرفت شناسی اصلاح شده است در این مقاله کوشیده است تا پاسخ جدیدی به چالش قرینه‌گرایی در زمینۀ باور به خدا ارائه نماید. ترجمۀ این مقاله در دو شمارۀ پیاپی منتشر می‌شود. در این قسمت 6 فقره از 14 فقرۀ مقاله به شرح زیر ارائه شده است: فقرۀ 1: قرینه‌گرایی لاک؛ نقش عقل در شکل‌گیری ایمان از نظر لاک؛ دلیل قابل بودن وجود خداوند از نظر لاک. فقرۀ 2: شامل: قرینه‌گرایی و الاهیات طبیعی. فقرۀ 3: رابطة قرینه‌گرایی و مبناگرایی از نظر پلَنتینگا؛ پیشنهاد طرح معیار جدیدی برای باور عقلانی؛ معنای باور عقلانی؛ رابطۀ نامعقول بودن و الزام به عدم اعتقاد؛ الزمات مختلف نسبت به باورها. فقرۀ 4: صورت‌بندی چیزوم از وظایف عقلانی؛ نقد و بررسی صورت‌بندی چیزوم؛ تأثیرات محیطی بر شکل‌گیری باورها. فقرۀ 5: سازوکارهای باورساز و میزان ضبط و مهار آنها؛ نظریة رید و انواع گرایش‌های باورساز؛ گرایش به استدلال؛ اصل استقرا؛ شرطی‌سازی عامل یا کنش‌نگر؛ نحوة ضبط و مهار سازوکارهای باورساز؛ موقعیتی بودن عقلانیّت. فقرۀ 6: بررسی موجه بودن در اعتقاد؛ تفاوت موجّه بودن و توجیه کردن. این مقاله از مقالات مهم در حیطۀ معرفت شناسی اصلاح شده است که تاکنون در سه اثر مختلف به زبان انگلیسی به چاپ رسیده است.
صفحات :
از صفحه 5 تا 46
آیا اعتقاد به خداوند می‌تواند، بدون داشتن هیچ مبنایی، معقول باشد؟ (قسمت پایانی)
نویسنده:
نیکلاس ولترستورف؛ ترجمه: مهدی اخوان، سعید انواری
نوع منبع :
مقاله , ترجمه اثر
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این مقاله ترجمۀ بخش دوم مقالۀ ولترستورف از نمایندگان معروف معرفت شناسی اصلاح شده است. وی در این مقاله کوشیده است تا پاسخ جدیدی به چالش قرینه‌گرایی در زمینۀ باور خداباورانه ارائه نماید. در این قسمت 8 فقره از 14 فقرۀ مقاله به شرح زیر ارائه شده است: فقرۀ 7: پیشنهاد ارائۀ معیاری برای استفادۀ صحیح از باور معقول؛ معیار اعتمادگرایی پیشنهاد طرح معیار جدید توسط ولترستورف؛ اصل بایستن متضمن توانستن است؛ اصل برائت باورها؛ صورت‌بندی نخست معیار؛ صورت‌بندی دوم معیار. فقرۀ 8: صورت‌بندی سوم معیار؛ صورت‌بندی چهارم معیار؛ صورت‌بندی پنجم و نهایی معیار. فقرۀ 9: هنجاری بودن معیار مطرح شده؛ آیا معیار ارائه شده دوری است؟ فقرۀ 10: چهار ویژگی معیار ارائه شده. بخش 11: اعتراضی به معیار ارائه شده. فقرۀ 12: بررسی رابطة دلیل داشتن و استدلال کردن. فقرۀ 13: بررسی اشکال قرینه‌گرایان و حل آن به کمک معیار مطرح شده؛ رابطۀ عقلانیّت و موقعیت. فقرۀ 14: لاک و فرد شیفته. فقرۀ پیوست، شامل: توضیحی در مورد بخش نهم مقاله. یکی از نتیجه‌گیری‌های مهم وی در این مقاله این است که به دلیل آن که باور به وجود خداوند برای شخصی معقول نیست، وی ملزم به دست کشیدن از باور خود نیست. به نظر ولترستورف، عقلانیّت تنها در ظاهر، دلیلی موجه برای حفظ یک باور است و نبودِ آن تنها در ظاهر ناموجه است. همچنین، وی معتقد است که چالش ایجاد شده از سوی قرینه‌گرایی لاک معتبر نیست.
صفحات :
از صفحه 5 تا 48
بررسی تطبیقی "عقل اسلامی" ارکون  و "عقل دینی" (فکردینی) مطهری و نسبت آن‌ها با مسئله انحطاط
نویسنده:
فریده پورمشک دوز؛ استاد راهنما: قاسم پورحسن؛ استاد مشاور: مهدی اخوان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
در سال‌های اخیر بازخوانی سنت و اندیشة اسلامی به جهت مواجهه مسلمانان با مسئله انحطاط از مسائل بااهمیت و ویژه در جهان اسلام برشمرده می‌شود. ارکون؛ ناقد رادیکال سنت، با دغدغة دیرینة انحطاط و عقب‌ماندگی مسلمانان، برای نخستین بار به نقد تاریخی عقل اسلامی دست می‌زند. وی عقل اسلامی را که سازوکار و نظام حاکم بر اندیشه در تاریخ اسلام معرفی می‌نماید، عامل اصلی عقب‌ماندگی سرزمین‌های اسلامی تشخیص می‌دهد. به باور ایشان، عقل اسلامی ضمن متعدد بودن، با ویژگی‌هایی نظیر فراتاریخی بودن، نقش اسطوره‌ای داشتن، دگماتیک بودن و نص‌گرا بودن زمینه عقب‌ماندگی مسلمین را فراهم کرده است. او تحت تأثیر متفکران فرانسوی هم‌عصر خود نظیر پیر بوردیو و ژاک دریدا در تلاش است تا با روش‌های نوین علوم انسانی نظیر روان‌شناسی تاریخی، انسان‌شناسی، زبان‌شناسی، تبار‌شناسی و واسازی به نقد اندیشة اسلامی پرداخته و با دو رویکرد آسیب‌شناسی و اسلام‌شناسی تطبیقی، پروژة خروج از رکود اندیشه در جهان اسلام را طراحی ‌نماید. مرتضی مطهری نیز متفکری از عالم تشیع با دغدغه‌ای مشترک با ارکونِ سنی مذهب، دوری از فکر اسلامی را سبب اصلی انحطاط مسلمین می‌داند. وی ضمن معرفی آسیب‌های فکر دینی، احیای هویت و "من" اسلامی و درک صحیح از مقتضیات زمان را راه‌حل رهایی از رکود اندیشه ذکر می‌کند. اما به نظر می‌رسد پروژة ارکون به دلیل گستردگی نقد و عبور از سنت؛ و طرح مطهری به جهت ناکافی بودن، نمی‌توانند به‌مثابه راه‌حل نهایی برای خروج از بن‌بست انحطاط مسلمین محسوب گردند.
بررسی تحلیلی مناسک دینی در فلسفه معاصر بر مبناي کتاب اندیشه در باب مناسک کوین شیلبراگ
نویسنده:
مسیح مقدم فر؛ استاد راهنما: مهدي اخوان؛ استاد مشاور: مهدي پارسا خانقاه
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
رهیافت ها و مکاتب فلسفی امروزي بسیار می کوشند که جدایی بین ذهن و بدن را از بینببرند. اگر چنین کوششی فیلسوفان را بدین مطلوب برساند، دیگر تفکر محصور در ذهن مستقلاز بدن نخواهد بود بلکه به واسطهي بدن نیز به یک معنا امکان پذیر میشود. بنابراین از نگاهپساکارتزینها، مناسک و آیین ها که مطلوبشان نظم و انضباط دادن به بدن است دیگر یکسري افعال بی معنی و به دور از اندیشه نیستند، بلکه قسمتهاي ظریفی از نوع اندیشهي هرکس را نشان خواهند داد.سعی دارد که میان افعال آیینی و معنا، صدق، باور، جستار « اندیشه در باب مناسک » کتابفکري، جهان بینی، و اخلاق رابطه اي ایجاد کرده و آنها را به هم متصل سازد. این کتاب با یاريجستن از فیلسوفانی مانند فوکو، مرلوپونتی، و ویتگنشتاین در مکاتبی هم چون علوم شناختی،پراگماتیسم، و فمینیسم می کوشد مناسک مسیحیت، یاتا یوگا، مدیتیشن هاي مقدس، ونیایشها را قابل درك رسانده و توجیه عقلانی کند.مقالات نوشته شده در کتاب، مناسک و آیینهاي متنوعی از جمله مسیحیت، یهودیت،هندوییسم و بودیسم را مورد بررسی قرار می دهند. نویسندگان این مقالات سعی دارند جداییو فاصله اي که سابقاً بین اندیشه و عمل در مکاتب سنتی وجود داشت را از بین برده و نشاندهند با یاري فلسفه می توان رابطه اي بین فعل و معنا ساخت و در غایت آیین ها و مناسکدینی را توجیه عقلانی کرد« اندیشه در باب مناسک » کتاب کوین شیلبرك.
تحلیل و بررسی تأثیر فلسفۀ یونانی در نفس‌ شناسیِ متکلمان مسلمان
نویسنده:
رحیم حمیدی؛ استاد راهنما: مهدی اخوان؛ استاد مشاور: ‭‮‮صالح حسن‌ زاده‬ ‬
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
متکلمان مسلمان در ابتدا با آموزه های قرآن در مورد ماهیت انسان، روح، نحوه خلقت انسان، رابطه روح و بدن، مادی بودن یا نبودن روح و نحوه مرگ آشنا بودند. اما افکار فیلسوفان یونانی تأثیر زیادی بر خوانش آنها از متن قرآن داشت.در این تحقیق این آثار مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد، اکثر متکلمان معتقد بودند که روح جسمی است که از نظر ماهیت با جسم مادی (جسم) متفاوت است، اما دارای ویژگی هایی مانند نورانی بودن، والایی و تعلق به عالم بالا، نورانیت و سبکبالی می باشد.متکلمان معتقدند که روح از طریق جواهرات اعضای بدن و در واقع از جواهر نفوذ می کند و اعضای بدن گذرگاه روح هستند. همانطور که گلاب در گل جاری است و آتش در ذغال، نفس نیز در اندام های بدن جریان دارد. قرآن کریم و سنت مبارکهپیامبر (ص) در مورد روح انسان سخن گفته اند و مسلمانان و صوفیان مسلمان از دیرباز به تهذیب روح مشغول بوده و با بصیرت و درایت خود دریافتند که دستیابی به ماهیت یا طبیعت روح چیزی است که از آنها پنهان است . آنها اعتراف کردند که از شناخت ماهیت روح ناتوان هستند زیرا ایمان داشتند که نفس از چیزهایی است که خداوند متعال علم به آن را برای خود نگه داشته است از این رو اباعبدالله الفباجی از صوفیان برجسته معتقد بود که روح جسمی است با حواسی ظریف تر و برتر از حس لامسه.این حقیفت است که روح یک موجود را نمیتوان به چیز دیگری تعبیر کرد.
تصوير ايمان در معرفت شناسي رابرت آئودی
نویسنده:
بابك مشكورزاده؛ استاد راهنما: قاسم پورحسن؛ استاد مشاور: مهدی اخوان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
بحث ها درباره پارادوكس های راسل ، پارادوکس بخت آزمایی و مساله گتيه ، منجر به تغییر ملاک ها ومعیارهای عقلانیت درمعرفت شناسی شده واز اینرو ما شاهد رهیافت های جدید معرفت شناختي راجع به مسأله عقل و ایمان در معرفت شناسي ديني هستيم که آنها را مي توان به عنوان پاسخ هايي به این سوال كه آيا ايمان مي تواند در ساحت شناختي تعهد ديني نقش مركزي داشته باشد در نظرگرفت تا بتوان با شمایی از معرفت شناسی دینی که دراین پایان نامه ارائه شده مورد بررسی قرار داد. بعلاوه، براي پاسخ به اين سوال مي توان مانند رابرت آئودي ادعا كرد كه نوعي ايمان به نام ايمان اعتمادي وجود دارد كه متضمن باور متناظرش نيست و مي تواند معرفت ديني را تشكيل دهد و اين ادعا به تفصيل در اين پايان نامه مورد بررسي قرار مي گيرد.
تبیین و بررسی مباحث فلسفه اخلاق از نگاه استاد جوادی‌ آملی
نویسنده:
محمدحسن امجدی؛ استاد راهنما: عبدالله نصری؛ استاد مشاور: مهدی اخوان، حسین کلباسی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
فلسفه اخلاق تحقیق درباره استدلال هایی است که ورای باورهای اخلاقی ما نهفته است و تحقیق درباره توجیه مواضع اخلاقی خاصی است که ما پذیرفته ایم. در واقع فلسفه اخلاق از مبادی تصدیقیه و اصول موضوعه علم اخلاق بحث می کند. در این پژوهش نظریه استاد جوادی آملی درباره برخی از مسائل مطرح در فرا اخلاق مورد کنکاش قرار گرفته است. مسائلی که این پژوهش به دنبال پاسخ های آن هاست عبارتند از تحقیق درباره مفاهیم و گزاره های الزام ها و ارزش های اخلاقی در سه ساحتِ معناشناسی، معرفت شناسی و هستی شناسی. در هر سه حوزه نظریه استاد جوادی آملی تبیین و روشن شد که نظریه ایشان در کدام یک از دسته از نظریه های فرا اخلاق؛ شناخت گرایی یا ناشناخت گرایی، واقع گرایی یا نا واقع گرایی قرار دارد. استاد جوادی آملی گزاره های حکمت نظری را حقیقی و اخباری و گزاره های حکمت عملی را اعتباری و انشایی می داند. از این رو، تمامی گزاره های اخلاقی را اعتباری و انشایی می داند. گزاره های الزام اخلاقی حتی اگر در ظاهر، در قالب جمله خبری بیان شوند، در واقع، جمله انشایی هستند. جمله «نماز واجب است» در واقع به معنی «نماز بخوان است». در نظر ایشان، بایدهای اخلاقی به معنای «ضرورت بالغیر» اعتباری هستند که از مکلف انجام فعل را به طور حتمی می خواهند. وظیفه گزاره های اخلاقی توصیه و ارشاد مکلف است، نه إخبار درباره چیزی. نظریه ایشان در باب گزاره های الزام اخلاقی از حیث معرفت شناسی، ناشناخت گرا به حساب می آید، البته لوازم ناشناخت گرایی مانند نسبی گرایی اخلاقی و کثرت گرایی اخلاقی را نمی پذیرد؛ زیرا امر و نهی های اخلاقی را مبتنی بر مصالح و مفاسد واقعی می داند، که از راه وحی و فطرت بیان شده است. از این رو، گزاره های الزام اخلاقی تابع سلیقه، عواطف و احساسات فردی یا گروهی نیستند. اما به حیث هستی-شناسی این نظریه هرچند معتقد است که گزاره هایی بایدهای اخلاقی انشایی و اعتباری اند و درباره واقع به ما چیزی نمی گویند، ولی چون استوار بر حقایق تکوینی هستند، بنابراین، واقع گرا به حساب می آید.اما در نظریه استاد جوادی آملی، مفاهیم ارزشی اخلاقی نیز از امور عملی و اعتباری هستند، یعنی این گزاره ها انشایی هستند، و گزاره های انشایی شناختی از واقع به ما نمی دهند. اما بنابر نظر استاد، چون منظور از حُسن و قبح در حکمت عملی، ملایمت و منافرت چیزی با نظام فطری انسان است. پس به لحاظ هستی شناسی گزاره های ارزشی اخلاقی به دلالت التزامی از تلایم و عدم تلایم افعال خارجی با نظام فطری خبر می دهند و این دلیل بر شناخت گرا بودن و واقع گرا بودن این نظریه است.