جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرور > مرور مجلات > حکمت صدرایی > 1404- دوره 13- شماره 2
  • تعداد رکورد ها : 12
نویسنده:
سید محمد علی غمامی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
رابطه‌ی جامعه (ساختارهای سیاسی، اقتصادی، نژادی و فنی) با فرهنگ (معانی، اندیشه‌ها، گرایشها و باورها) یکی از مسائل کلیدی مطالعات اجتماعی و فرهنگی است. نسبت فرهنگ و جامعه در علوم اجتماعیِ اروپایی عموما با دوگانگی و تضاد تعریف می‌شود که ریشه‌ی آن را می‌توان در لایه‌های فلسفی تفکر غربی نیز پیگیری نمود. این تلقی، جامعه را به قفس آهنین برای فرهنگ تبدیل می‌کند و فرهنگ را به ایدئولوژیِ سرکوبِ جامعه مبدل می‌سازد. مقاله پیش‌رو در پی هستی‌شناسی رابطه‌ی فرهنگ و جامعه در خلال یک مطالعه تطبیقی نامتوازن است. از این رو دوگانگی فرهنگ و جامعه در اندیشه‌ی اروپایی را مسئله‌یابی کرده و از خاستگاه فکری حکمت اسلامی در پی راهی برای خروج از دوگانه‌انگاری مدرن است. حکمت متعالیه با تکیه بر نظریه «وحدت وجود» و نفی «ثنویت» می‌تواند راهی برای رهایی از این دوگانگی باز کند. بر مبنای نگاه وجودی حکمت متعالیه، فرهنگ امری وجودی است که در مرتبه خیال متصل (میان طبیعت و عقل) قرار گرفته است. وجود جامعه نیز ناظر به تعینات مادی حیات اجتماعی، در یک «حرکت جوهری» به مرتبه‌ی فرهنگ می‌رسد و انسانها را در مرتبه‌ی خیالِ جمعیِ متصل، متحد می‌سازد. نتیجه آنکه، نسبت فرهنگ و جامعه نه تقابلی، بلکه تشکیکی است. فرهنگ همان وجود برتر جامعه به حمل حقیقه – رقیقه است. فرهنگ در دستگاه حکمت متعالیه از درون جامعه بالیده می‌شود اما در مرتبه بالاتر، به کالبد سیاسی و اقتصادی جامعه، حیات می‌بخشد بدون آنکه آن را نفی یا سرکوب کند.
صفحات :
از صفحه 107 تا 120
نویسنده:
علیرضا کمالیان ، ناصر محمدی ، مرضیه اخلاقی ، حسن عباسی حسین آبادی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
قاضی سعید قمی یکی از متفکران برجسته قرن یازدهم و دوازهم هجری(17.میلادی) است که با ترکیب مبانی حکمت اشراقی و آموزه‌های فلسفی صدرایی در تلاش بود تا راه‌حل‌های نوینی برای مسائل فلسفه و تفسیر قرآن ارائه دهد. مبانی تفسیری قاضی سعید، به‌ طور ویژه تعامل میان عقل، وحی و حکمت اشراقی را نشان می‌دهد، به‌ گونه‌ای که این سه عنصر در فرایند رسیدن به معرفت فلسفی و دینی مکمل یکدیگر به ‌شمار می‌روند. اما یکی از چالش‌های اساسی در فهم درست نظریات وی، بخشی از آثار انتسابی و نوعی اختلاط در هویت و آثار ایشان با میرزامحمدسعید حکیم، موجب ایجاد تعارضاتی در تحلیل آراء فلسفی و تفسیر وی گردیده است. این پژوهش با روش‌شناسی ترکیبی تحلیل محتوایی، نسخه‌شناسی، مقایسه تاریخی به تفکیک آثار قطعی قمی پرداخته که سه اثر شرح توحید صدوق، الأربعین فی شرح أحادیث المشکله و رسائل اربعینیات با معیارهای قطعی‌سازی(اجازه‌نامه‌های معتبر، سبک فلسفی-عرفانی و انسجام مبنایی) مطابقت و مبنای بازشناسی نظام فلسفی وی قرار گرفته است. این تفکیک، چهره‌ای منسجم و مستقل از او به‌ عنوان فیلسوفی متعهد به حکمت متعالیه و نوآور در حوزه تأویل عرفانی قرآن ترسیم و زمینه‌ساز حل تعارضات و ابهامات در نسبت‌دهی آراء وی در تاریخ فلسفه اسلامی است.
صفحات :
از صفحه 93 تا 106
نویسنده:
میثم اکبرزاده
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
علامه شیخ محمد حسین غروی، معروف به محقق اصفهانی و مشهور به کمپانی، از اندیشمندان برجسته نوصدرایی است که در اثر خود «تحفه الحکیم» برهانی برای اثبات وجود خداوند ارائه کرده است. این برهان از سوی برخی، تقریری از برهان صدّیقین دانسته شده و از سوی برخی دیگر، مشابه برهان وجودی آنسلم تلقی گردیده است؛ تا آنجا که برخی او را مبدع برهان وجودی در فلسفه اسلامی معرفی کرده‌اند. مقاله حاضر با هدف تحلیل ساختار مفهومی این برهان، می‌کوشد نشان دهد که استدلال علامه نه بر پایه واقعیت خارجی، بلکه بر مبنای مفهوم «واجب بالذات» بنا شده است. در برهان صدّیقین، از حقیقت عینی وجود به ضرورت وجود واجب می‌رسیم، حال آن‌که در برهان وجودی، مسیر استدلال از مفهوم وجود به تحقق خارجی آن منتهی می‌شود. محقق اصفهانی با تکیه بر تحلیل مفهومی و بدون ارجاع به مصادیق خارجی، تلاش می‌کند وجود عینی خداوند را نتیجه بگیرد. این مقاله با بررسی مبانی هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی برهان مذکور، جایگاه آن را در منظومه فلسفه اسلامی بازخوانی کرده و تفاوت‌های آن با تقریرهای رایج را آشکار می‌سازد. همچنین نشان داده می‌شود که برهان علامه، برخلاف ظاهر سنتی‌اش، واجد رویکردی نوین در تحلیل مفاهیم فلسفی است که می‌تواند افق‌های تازه‌ای در فهم نسبت میان مفهوم و مصداق، و نیز در تبیین عقلانی وجود خداوند در فلسفه اسلامی بگشاید.
صفحات :
از صفحه 1 تا 8
نویسنده:
پدرام سرکانی ، محسن حبیبی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
بی‌تردید مسئله «هویت علم خداوند» از منظر حکمت متعالیه بسیار مورد پژوهش قرار گرفته است. اما روش‌شناسی صدرالمتألهین در اثبات و تبیین آن، کمتر مورد توجه واقع شده است. در این مقاله درصددیم تا به ارزیابی رویکرد فلسفی – تفسیری ملاصدرا در مسئله «علم خداوند» بپردازیم. این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی _ توصیفی انجام شده است. پرسش پیش‌رو این است که چگونه این اندیشمند با بهره گیری از متن دینی، به اثبات و تبیین فلسفی «هویت علم خداوند پرداخته است؟ از آنجا که تاثیر روش‌شناسی اندیشمندان شاخص هر علم، تاثیر مستقیم بر امتداد آن علم دارد، پژوهش در این رابطه ضروری می‌نماید. به نظر می‌رسد، پیش نیاز تحلیل چگونگی بهره‌گیری صدرالمتألهین از متن دینی، در این مسئله فلسفی، شناخت دقیق از تعریف و تبیین او از علم خداوند است. نظر به این رویکرد، هویت علم خداوند، «عدم غیبت از ذات خود و اشیاء» می‌باشد و متن دینی، علم خداوند را بر محور عدم غیبت ذات خداوند از اشیاء توصیف می‌نماید. نویسنده معتقد است که ملاصدرا در این تحلیل از «روش عام» فلسفی بهره برده است. تأمل در مقالات نگاشته شده، حکایت از آن دارد که در راستای تبیین نگاه فلسفی ملاصدرا در مسئله علم خداوند یا تطبیق نظریه او با متن دینی، پژوهش‌های متعددی انجام شده است اما کمتر به روش‌شناسی این اندیشمند توجه گردیده است. در این مقاله ثابت شده که روش او در مسئله علم خداوند، روش عام فلسفی است به این معنا که او از طریق مراجعه به متون دینی می‌تواند واقعیت را کشف کند، اما این کشف به‌طور مستقل انجام نمی‌شود و او این مسیر را به تنهایی طی نکرده است؛ بلکه فهم او از واقعیت تابع متن دینی می‌باشد.
صفحات :
از صفحه 81 تا 92
نویسنده:
حسین خرسندی امین ، محمد انتظام
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
آیا انطباق خارجی مستلزم خارجیتِ محمول است؟ به عنوان نمونه، در گزاره «علی انسان است» بی شک «انسان» در متن واقع حقیقتاً و بالذات بر «علی» منطبق است؛ آیا این انطباق خارجی و در متن واقع، کاشف از آن است که انسان خود نیز در متن واقع موجود است؟ روشن‌تر بگوییم: اگر انطباق محمول بر موضوع در متن واقع تحقّق یابد، آیا محمول نیز در متن واقع، دارای وجود فی نفسه خواهد بود؟ مطابق این پرسش ما با این گزاره‌ شرطی مواجهیم: «اگر انطباق محمول بر موضوع در متن واقع تحقّق یابد محمول نیز در متن واقع دارای وجود فی نفسه خواهد بود». روشن است که با پذیرش ملازمه میان مقدم (انطباق خارجی) و تالی (خارجیتِ محمول) می‌توان در تمامی موارد با وضع مقدمْ وضع تالی؛ و با رفع تالیْ رفع مقدم را نتیجه گرفت. دقت نظر در گفتار حکما نشان می‌دهد که عده‌ای؛ همچون ابن سینا و خواجه نصیر طوسی، تلازم مذکور را مسلّم انگاشته‌اند. آنان بر اساس این گمان، صدق حقیقی و بالذات کلی طبیعی (ماهیت) بر افرادش را دلیلی بر وجود کلی طبیعی در خارج دانسته‌اند. این جستار، با اثبات عدم ملازمه میان انطباق خارجی و خارجیت محمول انگاره مذکور را ابطال می‌کند؛ آنگاه نشان می‌دهد که از دیدگاه صدرالمتألهین نیز ملازمه مذکور مقبول نیست.
صفحات :
از صفحه 43 تا 54
نویسنده:
مهدی زمانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در این مقاله با روش عمدتا توصیفی-تحلیلی به تبیین، تحلیل و ارزیابی پاسخ ملاصدرا به این مسئله می-پردازیم که با اعتقاد به اصل علیت و توحید افعالی چگونه می‌توان اختیاری بودن اعمال انسان را پذیرفت. ملاصدرا بر اساس اصل علیت و تعیّن علّی می‌پذیرد که اختیار به معنای «امکان» یا «صحتِ» فعل و ترک نیست اما معتقد است حضور ویژگی‌هایی در فاعل باعث می‌شود که او را مختار و فعل او را اختیاری بدانیم. بدین‌سان دیدگاه وی نوعی سازگاری جبر و اختیار است که در صورت‌بندی کلامی از آن به «مکتب وسط» تعبیر می‌شود. مهم‌ترین تبیین او درباره مسئله اختیار انسان این است که آدمی به‌عنوان خلیفه خداوند و آئینه تمام نمای اوصاف الهی، از همه کمالات الهی و از جمله علم، قدرت و اختیار برخودار است. این راه حل مبتنی بر اعتقاد به نمونه‌‌انگاری انسان با خداوند یا خداگونگی انسان است که در برخی آیات قرآن و روایات ریشه دارد. ملاصدرا در این تبیین تلاش نموده است تا مبانی و اصول هستی‌شناختی و انسان‌شناختی خود در مورد وحدت تشکیکی وجود و مقام جامع و خلافت الهی انسان را در سازگاری با متون دینی و دیدگاه عارفان برای حل مسئله به‌کار گیرد. در پایان به بیان انتقادات و پاسخ‌هائی که می‌توان در مورد روش ملاصدرا و محتوای نظریه او مطرح نمود، خواهیم پرداخت.
صفحات :
از صفحه 55 تا 66
نویسنده:
سمیه واسعی ، عباس جوارشکیان ، سید مرتضی حسینی شاهرودی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
شناخت حقیقت بدن مادی در حکمت متعالیه، مستلزم شناخت نفس و در نتیجه منجر به معرفت نفس خواهد شد؛ اما با وجود اهمیت آن، در آثار فیلسوفان به طور پراکنده و موجز بدان پرداخته شده است. مقاله حاضر در صدد است تا با توجه به مبانی خاص صدرالمتألهین به بررسی تفصیلی حقیقت بدن مادی بپردازد. بر اساس سه اصل وجود شناختی در حکمت متعالیه یعنی اصالت وجود، تشکیک، حرکت اشتدادی و اصل دیگر مطرح در علم النفس صدرایی یعنی «النفس فی وحدتها کل القوا»، وجود واحد انسانی با حرکت جوهری سیر خود را از ماده عنصری آغاز کرده و با طی درجات وجود تدریجاً به تجرد می‌رسد. این پژوهش ضمن بررسی تفصیلی سیر از ماده به مجرد، به تبیین معنای مادی ـ مجرد بودن نفس و رفع دو شبهه مهم در این زمینه پرداخته و در پایان به این دستاورد رسیده که حیثیت مادی نفس با حیثیت تجردی‌اش توأم با یکدیگر و بلکه یگانه است و حقیقت بدن که عبارت است از ظهور و بروز قوا و کمالات نفس به شکل صور مقداری؛ متمایز با حیث مادی نفس می‌باشد.
صفحات :
از صفحه 139 تا 150
نویسنده:
حسین سلطانی اسفریزی ، محمد بیدهندی ، مهدی گنجور
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
هدف از این نوشتار تبیین و تحلیل تربیت عرفانی از منظر ملاصدرا در حوزه مفهوم، اهداف و روش‌های تربیتی به شیوه توصیفی- تحلیلی است. در منظومه فکری ملاصدرا تربیت عرفانی گستره مفهومی وسیعی را در‌‌برمی‌گیرد به گونه‌ای که همه مراتب تربیت نفس انسان اعم از تربیت حواس، خیال، عقل و طور ورای عقل همه را شامل شده، متربی سالک پس از کناره‌گیری از خلق و اجتماع و طی‌کردن یک سیر تربیتی تشکیکی دوباره به آغوش خلق باز می‌گردد و به هدایت ایشان می‌پردازد. این بازگشت به سوی خلق در واقع ادامه همان سیر صعودی سالک بوده و استکمالی وجودی برای او به شمار می آید. نتایج پژوهش پیش رو حاکی از آن است که ملاصدرا در تربیت عرفانی خود دو دسته اهداف غایی و واسطه ای را دنبال می‌کند. اهداف غایی در مرتبه نظر و عمل به ترتیب نیل به معرفت اکتناهی اجمالی ذات خداوند متعال و وصول به سفر چهارم از اسفار اربعه عرفانی است. از اهدافی همچون فنای فی الله، بقای بالله، مقام خلافت، مقام ولایت، وجود مبارک نبی اکرم(ص)، حقیقت محمدیه، انسان کامل، رسیدن به عقل مستفاد، درک حضوری حقایق هستی و معرفت نفس نیز می‌توان به عنوان اهداف واسطه‌ای در اندیشه عرفانی ملاصدرا یاد کرد. از بین روش‌های اتخاذ شده برای رسیدن به اهداف فوق نیز می‌توان به روش ایقاظ و تنبیه، روش عزلت و خلوت، روش محاسبه نفس، روش پرورش خیال، روش دیالکتیک و روش استاد مداری اشاره نمود.
صفحات :
از صفحه 9 تا 22
نویسنده:
سیده زینب حسینی ، ابراهیم نوئی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
توجه به رابطة باور با مَنِش و رفتار می‌تواند امکان توبه را به شکل متفاوتی تبیین کند. پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این مسأله است که نگاه ملاصدرا به رابطة باور، مَنِش (ملکه) و رفتار (عمل) چه تأثیری بر تبیین وی از امکان توبه دارد؟ هدف تحقیق تبیین دیدگاه صدرا از امکان یا عدم امکان توبه است که با روش توصیفی- تحلیلی دنبال می‌گردد. به باور صدرا توبه متوقف بر شناخت معصیت و انزجار از آن است که منجر به ندامت از گذشته و سپس قصد (یا عمل) ترک معصیت می‌گردد. پس توبه دارای سه رکن معرفت، ندامت و قصد (یا عمل) است. مرتبه‌ای از علم سبب توبه می‌شود و اثر این بازگشت علمی هم در منش‌ها و رفتارها آشکار می‌گردد. توبه با حرکت جوهری اشتدادی رابطه می‌یابد. نفس طی توبه با همه‌ی هستی و قوای خود وارد هستی جدیدی می‌شود و به جوهری برتر و کامل‌تر به صورت پیوسته و متصل تحول می‌یابد. صدرا برای کسی که ملکات حیوانی در نفس او رسوخ یافته و ذات خبیثی دارد، معرفتی قایل نیست. زیرا ملکات و اعمال، مظهر و ثمره معرفت هستند و توبه به عنوان عمل، ثمرة معرفت است. بنابراین اگر نفس به مرتبه ملکه و رسوخ برسد، دیگر امکان توبه نخواهد بود. اما پیش از رسیدن به مرحلة عادت و ملکه، توبه ممکن است.
صفحات :
از صفحه 33 تا 42
نویسنده:
علی محمد جعفری نژاد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
یافته‌های دانش روان‌شناسی هویت انسان را ساخت‌یافتة بینش‌ها و ارزش‌های او می‌داند. به‌رغم وجود رابطه هم‌کنشی بین ساحت‌های رفتاری، گرایشی و بینشی، شدت و قوت تأثیر حوزه بینشی بر دیگر ساحت‌های وجودی انسان به‌اندازه‌ای است که باورهای انسان، جوهره شخصیت او را تشکیل می‌دهند. این موضوع باقاعده «اتحاد عقل و عاقل و معقول» در حکمت صدرایی که نفس آدمی را متحد با مجموعه معلومات او می‌داند همخوانی کامل دارد. براین‌اساس حالت‌ها و ویژگی‌های ساحت معرفت در دیگر حوزه‌های وجودی انسان ساری و جاری است. ساماندهی معرفت، شکل‌گیری هویت و در نتیجه، بهداشت روانی و در مقابل، بحران معرفت، بحران هویت و در نتیجه بی‌معنایی زندگی را در پی دارد. از منظر فلسفه اسلامی، ساماندهی نظام معرفتی از طریق عقلانیت و پیروی از استدلال میسر می‌گردد. هرچند ملاصدرا علم یقینی را موهبتی و ویژه خواص می‌داند؛ ولی بر این باور است که مرتبه‌ای از عقلانیت که همان تبعیت از استدلال‌های متعارف عقلی است برای عموم انسان‌ها امکان‌پذیر است. عقلانیت فلسفی و نقش آن در هویت‌سازی، موضوع این نوشتار را تشکیل می‌دهد. فرضیه این پژوهش این است که صورت‌بندی درون‌مایه‌های معرفتی و از جمله جهان بینی دینی بر اساس عقلانیت فلسفی، نقش مؤثری در سامان‌دهی نظام معرفتی و در نتیجه آرامش روانی و معناداری زندگی دارد.
صفحات :
از صفحه 23 تا 32
  • تعداد رکورد ها : 12