جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
  • تعداد رکورد ها : 48
نویسنده:
محمد ساجدی نیا ، علیرضا کهنسال ، سید مجید میردامادی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
حدیث «مثل اهل‌بیتی کمثل سفینه نوح؛ من رکبها نجا و من تخلف عنها غرق» مشهور به «حدیث سفینه» از احادیث مورد اتفاق مذاهب کلامی اسلامی است. این حدیث، اهل‌بیت پیامبر اکرم (ص) را به کشتی نوح تشبیه می‌کند و بر انحصار راه رستگاری در پیروی از ایشان تأکید دارد؛ به‌گونه‌ای که عدم اعتنا به آنان مشابه نادیده‌انگاشتن کشتی نوح منجر به گمراهی و هلاکت می‌شود. عالمان زیدیه، همگام با سایر مذاهب شیعی این حدیث را در منابع خویش نقل کرده، به اعتبار سندی آن اذعان داشته و بر لزوم تبعیت از اهل‌بیت (ع) به‌مثابه راهبران امت تأکید ورزیده‌اند. این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی و با استناد به منابع دست‌اول، به بررسی اعتبار حدیث و دلالت‌های آن از منظر عالمان زیدیه می‌پردازد. کاوش در کتب زیدیه نشان می‌دهد که این مذهب، برخلاف امامیه، با اعتماد به احادیث سایر محدثان مشروط به سازگاری با قرآن و عقل، دیدگاهی منحصربه‌فرد مبنی بر انحصار اهل‌بیت در ذریه پیامبر (ص) ارائه می‌دهد. این دیدگاه، بر موضوعاتی همچون وجوب محبت و تبعیت از اهل‌بیت (ع)، انحصار هدایت و نجات در پیروی از ایشان، و لزوم حضور امام در هر زمان تأکید ویژه‌ای دارد. این تحقیق با بررسی حدیث سفینه از منظر عالمان زیدیه، ضمن تعمیق فهم آموزه‌های مشترک اسلامی و تقویت وحدت مذهبی، ابعاد کمتر دیده‌شده نگاه زیدیه به جایگاه اهل‌بیت (ع) را روشن ساخته، الگویی برای پژوهش‌های تطبیقی و گفت‌وگوی سازنده بین مذاهب ارائه می‌دهد.
نویسنده:
زهرا حاجی نیا ، جهانگیر مسعودی ، جعفر مروارید
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل تطبیقی دیدگاه‌های مرتضی مطهری درباره تغییر در معرفت دینی و پویایی دین می‌پردازد. مطهری باتکیه‌بر فلسفه‌ی اصالت وجود و حرکت جوهری صدرایی معتقد است که دین، به‌عنوان یک حقیقت الهی، ثابت است؛ اما معرفت دینی انسان‌ها تحت‌تأثیر اقتضائات زمان و مکان دچار تحول می‌شود. وی برخلاف برخی نواندیشان مسلمان مانند سروش، ابوزید و آرکون، این تغییر را صرفاً محصول شرایط اجتماعی نمی‌داند؛ بلکه آن را ناشی از پویایی و ظرفیت‌های درونی دین می‌شمارد. در این پژوهش، ابتدا تعاریف دین و معرفت دینی بررسی شده، سپس دیدگاه‌های مطهری در پرتو فلسفه‌ی اسلامی تحلیل می‌شود. مطهری برای دین دو بخش ثابت و متغیر قائل است. به عبارتی، وی با پذیرش تغییر در معرفت دینی، قائل به‌نوعی پویایی در خود دین نیز هست؛ مشروط بر اینکه این پویایی از درون و بر اساس ساختارهای دین و نه تحمیل از بیرون صورت گیرد. وی با تبیین قاعده تزاحم، عناوین ثانویه و اختیارات حاکم نشان می‌دهد که دین در عین حفظ اصول بنیادین، ظرفیت انطباق با شرایط متغیر را دارد. این پژوهش به‌اختصار نقاط اشتراک و افتراق میان دیدگاه مطهری و نواندیشان مذکور را بررسی می‌کند و نشان خواهد داد که رویکرد مطهری به تغییر، در عین پویایی، چهارچوب‌های مشخصی را رعایت می‌کند که مانع از دگرگونی در اصل دین می‌شود.
نویسنده:
حامد سجادی ، محمدعلی وطن دوست ، محمد تشکری آّبقد ، محسن عرب برزو
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
یکی از مفاهیم اساسی در مباحث الحاد مدرن، فرضیه تصادف در نحوه پیدایش جهان است. این فرضیه در دو حوزه فیزیک و زیست‌شناسی محل ارائه دیدگاه‌های متنوع بوده است. از مهم‌ترین تقریرهای این فرضیه می‌توان به «تکامل انواع» داروین، «اصل وراثت» مندلی، «جهش ژنی» داوکینز و «اصل عدم قطعیت» هایزنبرگ اشاره کرد. در تقریر زیست‌شناسی، تصادف به معنای نفی علت غایی و در تقریر فیزیکی آن، به معنای نفی علت فاعلی جهان تعبیر می‌شود. ازآنجایی‌که این نظریه چالش‌های مهمی در حوزه معرفت‌شناختی و هستی‌شناختی ایجاد کرده است، در پژوهش حاضر سعی بر آن است تا با روش انتقادی - تحلیلی و مبتنی بر ابزار کتابخانه‌ای، تحلیل و ارزیابی شود. در بُعد معرفت‌شناختی، چالش‌های مربوط به شناخت، توجیه و امکان تبیین منطقی رویدادهای تصادفی بررسی می‌شود. همچنین از منظر هستی‌شناختی نقش تصادف در تبیین وجود، قوام‌بخشیدن به نظم جهان و ارتباط آن با علیت تبیین می‌شود. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد فرضیه تصادف از حیث معرفت‌شناختی و هستی‌شناختی فاقد صلاحیت لازم در اثبات یا عدم اثبات علت فاعلی و غائی بوده، در تبیین اصل علیت نیز با چالش‌های بسیاری روبرو است.
نویسنده:
محمدرضا ارشادی نیا
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مهارت فنی حکیم آقاعلی مدرس در توحیدنگاری در دو اثر پراثر در تاریخ فلسفه اسلامی «بدایع‌الحکم» و «رسالة فی‌التوحید» نمایان است. در منظر او تبیین توحید نظری و عملی از دشوارترین مسائل الهیات است؛ ازاین‌رو تلاش می‌کند توحیدباوری را بر شناختی مبنامحور استوار سازد و در بیان اصول منتهی به توحید و تبیین موجهِ مراتب توحید به تقریری مستدل و مستحکم بپردازد. بیان اصول هستی‌شناختی و طی مراتب وحدت، از وحدت عامی به خاصی و سپس به اخصی، نمایانگر تمهید مراتبی است که وی برای سلوک به توحید شخصیِ وجود ضروری دانسته است. همچنین نگارش روشمند او بیانگر تداوم خط سیر ادبیات فلسفی و پویایی خردورزی در آن عصر است. واکاوی موضوعی و محتوایی این دو اثر و مشاهده مواضع مستحکم حکیم در مسئله توحید، دقت و قوت خردورزی متعالی را پیرامون محوری‌ترین باور ایمانی نمایان ساخته، بهره‌های نظری توحیدگرایی را در تبیین صائب متون دینی به ارمغان خواهد آورد.
نویسنده:
علیرضا یعقوبی ، محمد عرب صالحی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
نظریه «تاریخ‌مندی قرآن» به‌عنوان یکی از مهم‌ترین رویکردهای هرمنوتیکی معاصر، مبتنی بر این است که بسیاری از احکام تشریعی قرآن مانند مسائل مرتبط با خانواده و حقوق زنان، نه قوانین ابدی، بلکه راهبردهایی متناسب با شرایط اجتماعی عصر نزول هستند. این دیدگاه، اعتبار دائمی احکام را زیر سؤال می‌برد و بر توجه به روح عدالت‌محور شریعت به‌جای صورت تاریخی آن‌ها تأکید دارد. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی و انتقادی، سه حوزه را بررسی می‌کند: ۱. احکام متمایز حقوقی (ارث، دیه، شهادت) ۲. جواز تعدد زوجات ۳. قوامیت مرد و نشوز زن. طرف‌داران تاریخ‌مندی، این احکام را پاسخی تدریجی به جامعه جاهلی دانسته و معتقدند احکام مذکور با تحول شرایط اجتماعی، موضوعیت خود را ازدست‌داده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد رویکرد تاریخ‌گرا، با دشواری‌های روش‌شناختی و تفسیری مواجه است: اولاً شواهد کافی درون‌متنی ندارد و پیش‌فرض‌های مدرن را بر قرآن تحمیل می‌کند؛ ثانیاً منطق سیستمی حاکم بر حقوق اسلامی و اصل عدالت توزیعی را نادیده می‌گیرد؛ ثالثاً حکمت‌های پایدار جامعه‌شناختی و روان‌شناختی این احکام را به عوامل تاریخی تقلیل می‌دهد. در نهایت، نتیجه این پژوهش این است که احکام مذکور مبتنی بر نظامی منسجم برای حفظ توازن و کارآمدی خانواده هستند و ادعای تاریخ‌مندی آن‌ها از اتقان علمی کافی برخوردار نیست.
نویسنده:
محمد حسین فاریاب
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
توسل به معنای مددخواهی از کسی یا چیزی برای رسیدن به مطلوب و مقصود است. این عمل در فرهنگ دینی معنایی خاص دارد و به شکل‌های مختلف انجام می‌شود. گاهی توسل به جایگاه و حق کسی نزد خداست؛ گاه نیز توسل به‌صورت درخواست دعا از افراد مقرب نزد خداوند صورت می‌گیرد؛ بدین معنا که از آنان خواسته می‌شود برای برآورده‌شدن حاجت فرد دعا کنند. گاه نیز توسل به شکل درخواست مستقیم از همان افراد آبرومند مطرح می‌شود؛ به این صورت که از آنان تقاضا می‌گردد واسطه تحقق و برآورده‌شدن حاجت باشند. این عمل در زیست اسلامی، به‌ویژه شیعی، جایگاهی برجسته دارد. این مسئله، هم در دوران حیات بزرگان و هم آنگاه که در عالم برزخ به سر می‌برند، می‌تواند مطرح شود. با نگاهی درون‌مذهبی، این پرسش اساسی مطرح است اهل‌بیت به کدام نوع از توسل توصیه کردند؟ نوشتار حاضر با روش تحلیلی ـ نقلی به پرسش مذکور پاسخ می‌دهد. بر پایه یافته‌های این پژوهش، بیشترین توصیه اهل‌بیت علیهم‌السلام توسل به حق و جایگاه آنها بوده است. توسل مستقیم به ایشان، هرچند نامعقول نیست، چندان مورد توصیه آنها نبوده است و در سیره شیعیان معاصر آنها نیز چنین رویه‌ای کمتر دیده می‌شود.
نویسنده:
حمید رضا قربانی مبین ، حسین زارع
نوع منبع :
مطالعه تطبیقی , نمایه مقاله
چکیده :
این پژوهش به روش تطبیقی-تحلیلی، منابع معرفت‌ اخلاقی را در دیدگاه شیخ طوسی و قاضی عبدالجبار ، بررسی کرده است. هدف اصلی، واکاوی شباهت‌ها و تفاوت‌های آن‌ها در تبیین منابع معرفت اخلاقی (عقل، وحی، حس)، مفهوم حسن و قبح عقلی و نسبت عقل با نقل بوده است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که هر دو متفکر در مبانی کلان عقل‌گرایی اخلاقی هم‌داستانند؛ یعنی عقل را منبعی مستقل برای ادراک ارزش‌های اخلاقی می‌دانند، به عینیت و ذاتی بودن حسن و قبح باور دارند و وحی را مکمل و مبین عقل می‌شمارند. کانون اختلاف در حدود و مرجعیت این عقل است. قاضی عبدالجبار با رویکردی تأسیسی و خودمختار، عقل را به عنوان داور نهایی و بی‌واسطه حجیت‌شناسی معرفی می‌کند که حتی اعتبار نقل را منوط به تأیید آن می‌سازد. در مقابل، شیخ طوسی در چارچوب مکتب امامیه، عقل را در درون یک منظومه به هم پیوسته متشکل از عقل، نقل و آموزه عصمت جای می‌دهد. در این الگوی عقل‌گرایی هدایت‌یافته، عقل با حفظ جایگاه بنیادین خود، هدایت نهایی را از طریق تفسیر معصوم از وحی دریافت می‌کند. این مطالعه تطبیقی، دو الگوی متمایز اما غنی از عقلانیت دینی را آشکار می‌سازد که می‌تواند در گفت‌وگوهای بین‌مذهبی و نیز مفاهمه با فلسفه اخلاق معاصر راهگشا باشد.
نویسنده:
محمد رضا شریفی ، عباس جوارشکیان ، جهانگیر مسعودی
نوع منبع :
نمایه مقاله
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
با ظهور مدرنیته، بحران‌های محیط‌زیستی محصول تصرفات انسان در عرصه طبیعت، به اوج خود رسیده‌اند. شماری از اندیشمندان، نگرش انسان معاصر به جهان هستی را یکی از عوامل بنیادین این بحران‌ها دانسته‌اند.گروهی با انتساب این نگرش مخرب به آموزه‌های دینی، به‌ویژه ادیان توحیدی و اسلام، مبانی دینی را عامل شکل‌گیری بحرانهای زیست محیطی می دانند. این در حالی است که نگرش سیستمی به هستی ـ که از لوازم بنیادین و پیامدهای راهبردی اعتقاد به آموزه «نظام احسن» دین اسلام است ـ ظرفیت آن را دارد که با اصلاح و بازسازی نگاه انسان به عالم، در حل بحران‌های زیست‌محیطی مورد توجه قرارگیرد. این پژوهش با اتخاذ روش توصیفی ـ تحلیلی، به واکاوی نگرش سیستمی به هستی به‌مثابه یکی از امتدادات اعتقاد به نظام احسن پرداخته و تلاش کرده است تأثیر این نگرش را نه‌تنها در حل و مهار بحران‌های محیط‌زیستی، بلکه در رفع اتهامات بر اسلام با تأکید بر آراء قرآنی و فلسفی علامه طباطبایی ارزیابی نماید. بر مبنای یافته‌های این تحقیق و مطابق دیدگاه‌های قرآنی و حکمی علامه طباطبایی، عالم هستی با تمامی مراتب و موجوداتش همانند سیستمی هماهنگ و پویا عمل می‌کند که اجزای آن در تعامل و هم‌سویی کامل، هدف مشخصی را دنبال می‌نمایند. نگرش به عالم در این چهارچوب، نتایج ارزشمندی در نحوه تعامل انسان با محیط‌زیست به همراه دارد؛ نتایجی که می‌توانند نقشی مؤثر در پیشگیری، کاهش و رفع بحران‌های زیست‌محیطی ایفا کنند. افزون بر این، چنین نگرشی پاسخی منطقی و مستدل به اتهامات بی‌پایه‌ای است که آموزه‌های اسلامی را منشأ آسیب‌های زیست‌محیطی تلقی می‌کنند.
نویسنده:
عبدالقاسم کریمی
نوع منبع :
نمایه مقاله
چکیده :
جنبش های دینی ومعنوی نوظهور،برپایه عقاید نوالحادی ونومشرکی،درصدد برکنارنمودن خداوند ازتاثیرگذاری وحکمرانی مطلق درهستی وحذف ادیان ابراهیمی ازحیات بشری درعصرجدید می باشند. این جنبش ها برای تحقق اهداف خود ازآموزه ها و سنت های باستانی ودینی،مکاتب فلسفی وعرفانی و دستاوردهای علمی با روش های نرم افزاری وسخت افزاری بهره می جویند ودارای مولفه های مختلفی همچون آمیزه گری تحریف شده، معنویت سکولار،هزاره گرایی،شخص محوری، فردگرایی،خرافه پرستی،تناسخ گرایی وبهره جویی از زنان وجوانان می باشند.پژوهشگران غربی درحوزه ادیان ومعنویت رویکردهای این جنبش ها را سودگرایانه، فریبکارانه ولذت جویانه دانسته ومعتقدند ازخلاء ایمان ومعنویت واقعی درعصرجدید که مردم را متحیرو زندگی آنها را بی معنا نموده است برای رسیدن به اغراض شخصی سوء استفاده می کنند.اما گروهی از اندیشمندان اسلامی با استفاده ازمبانی فلسفی وکلامی براساس آیات قرآن درباب عدم تعجیز الهی به نقد و بررسی ادعاهای آنها پرداخته اند و راهبردهای ایجابی وسلبی برای مقابله با آنها بیان می کنند.در این پژوهش بنیادی با روش داده های اسنادی درصدد بررسی مهمترین مولفه های این جنبش ها در دوران معاصر و آینده می باشیم.
نویسنده:
علی احمدی امین
نوع منبع :
نمایه مقاله
چکیده :
جایگاه «اعتبار» در احکام ارزشی از مباحث بنیادین فرااخلاق به‌شمار می‌آید و بررسی نسبت احکام اعتباری با واقع‌گرایی ارزشی، نقش تعیین‌کننده‌ای در تبیین ساختار ارزش‌ها دارد. هدف این مقاله ارائه بازتبیینی نوآورانه و واقع‌گرایانه از جایگاه اعتبار در احکام ارزشی در دانشهای انسانی است بطوریکه انواع اعتبار و اصول ساختاری حاکم بر آن‌ها شناسایی گردد، و نشان داده شود که احکام اعتباری، علی‌رغم شمول بر جعل و اعتبار، همچنان قابلیت ارزیابی عقلانی و داوری مبتنی بر واقعیت‌های ارزشی را دارا هستند. ساختار ارزش‌ها، پیش از هر چیز بر چهار حیث مبتنی است: ۱) منظومه اهداف انسانی، ۲) ویژگی‌ها و خصائص فاعل اخلاقی، ۳) واقعیت‌های شکل‌دهنده بستر عمل، و ۴) ویژگی‌های خودِ عمل. در این مقاله ضمن تحلیل چهار دیدگاه مهم در این حوزه، یعنی قراردادگرایی، برساخت‌گرایی، نظریه اعتباریات علامه طباطبایی و تبیین جایگاه اعتبار در اندیشه علامه مصباح یزدی، به ارائه دیدگاهی نو و مرحله‌ای در جایگاه اعتبار در ارزش خواهیم پرداخت. با روش توصیفی ـ تحلیلی، دست‌کم پنج نوع اعتبار در احکام ارزشی شناسایی می‌گردد که می‌توان آن‌ها را مبنای دستیابی به اصول ساختاری ارزش‌ها دانست. این پنج نوع اعتبار عبارت‌اند از: ۱) اعتبار ترکیب در علل حقیقی، ۲) اعتبار علیت و سببیت، ۳) اعتبار نسبت، ۴) اعتبار نمادهای وحدت‌بخش، و ۵) اعتبار مرکب جامع. نتایج نشان می‌دهد که تمامی اصول ساختاری و مراحل پنج‌گانه اعتبارکردن، در چارچوب واقع‌گرایی در ارزش‌ها قابل بررسی، نقد، پذیرش یا رد عقلانی هستند.
  • تعداد رکورد ها : 48