جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
نویسنده:
فریده آفرین
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مقالۀ حاضر با هدف تبیین رابطۀ متقابل هنر و الهیات می‌کوشد تا ابعاد «خدمت» و «خیانت» هنر به ساحت الهیات را از منظر ژیل دلوز توضیح دهد. پرسش اصلی این است که‌ به نظر دلوز هنر چگونه به الهیات خیانت می‌کند. با تشخیص نوع سطح ترکیب در آثار هنری، نوع الهیات و ارتباط هنرهای دینی با آن سطح روشن می‌شود. با روش توصیفی ـ تحلیلی، آرای دلوز را واکاوی می‌کنیم. نتیجۀ پژوهش حاضر نشان می‌دهد که تعالی فراحسی الهیات بسته به نوع سطح ترکیب است؛ به این صورت که این تعالی می‌تواند به شکل‌های آشکار، پنهان یا به‌طور کامل پشت‌سرگذاشته، محقق شود. در بخشی از هنر مسیحیت در سده‌های میانه، تمثال‌ها و شمایل‌ها به تعالی وابسته‌اند. فرافکنی تعالی باعث می‌شود سطح ترکیب پر شود. در گرایش کاتولیک در هنر مسیحیت، تعالی پشت‌سر گذاشته شده و از شمایل‌ها یا تمثال‌های مسیحی فاصله‌ای گرفته است. هنرمندان تمثال‌های هنری را بر اساس سطح ترکیب استتیکی (زیباشناختی) می‌آفرینند. این سطح ترکیب استتیکی (زیباشناختی) هستۀ خداناباوری را می‌پرورد که مبتنی بر قدرت آتیئستی (خداناباوری) خط و رنگ است. هنرمندان با نام خدا خود را مجاز می‌دارند سطح ترکیب استتیکی (زیباشناختی) را با احساس‌های آسمانی، زمینی، دوزخی و بهشتی بپوشانند. هنرمند هرچه بیشتر با فانتری، خشونت و مجازات را تصویرنمایی کند، اخلاقاً دامنۀ مُجازهایش به نام خدا فزونی می‌گیرد. پایان‌دادِ این دامنه‌افزایی برخلاف موضوع مذهبی‌اش، از جنبۀ استتیکی (زیباشناختی) و اخلاقی، خداناباوری و درنتیجه خیانت است.
صفحات :
از صفحه 171 تا 204
نویسنده:
فاطمه موسوی بهابادی ، هادی صمدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در این مقاله، تلاش شده است با تمرکز بر نظریه‌ تکاملی هنر از منظر موهان متهن (Mohan Matthen)، فیلسوف معاصر کانادایی هندی‌تبار، به بررسی نحوه‌‌ پدیدارشدن تجربه‌ زیباشناختی با عنوان یک ظرفیت ادراکی-زیستی و نسبت آن با نگره «لذت بی‌غرض زیباشناختی» کانت، پرداخته شود. متهن بر این باور است که هنر، به ‌جای آنکه صرفاً امری فرهنگی یا قراردادی باشد، ریشه در فرایندهای ادراکی و شناختی دارد که طی تاریخ تکامل انسان، شکل گرفته‌اند. در سوی دیگر، امانوئل کانت با معرفی مفهوم «لذت بی‌غرض» در نقد قوه حکم و تبیین گام‌های چهارگانه کمیت، کیفیت، نسبت و جهت، زیباشناسی را از دل تجربه‌ ذهنی و فاقد منفعت بیرونی تفسیر می‌کند. این مقاله با روش توصیفی ـ تحلیلی، در پی آن است تا نشان دهد چگونه دیدگاه متهن می‌تواند بنیانی زیستی ـ شناختی برای نظریه‌ لذت بی‌غرض کانت فراهم آورد. یافته‌ها نشان می‌دهند این دو رویکرد، با وجود خاستگاه‌های متفاوت، در سطحی عمیق‌تر، می‌توانند مکمل یکدیگر باشند.
صفحات :
از صفحه 205 تا 227
نویسنده:
علی بابازاده
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
با توجه به تأکید روایات امامیه بر ارجاع انسان در همۀ شئون زندگی به امام به‌مثابۀ مرجع دینی، و معرفی امام به‌مثابۀ صاحب جایگاه مرجعیت دینی، این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که آیا می‌توان همۀ شروط و اوصاف امامت را در چارچوب مرجعیت دینی اهل‌بیت(علیهم السّلام) بازتعریف و سامان‌دهی کرد. به عبارت دیگر، اگر امامت را از زاویۀ مرجعیت دینی اهل‌بیت^ تحلیل کنیم، چه میزان از شروط و صفات امامت را می‌توان برای جایگاه مرجعیت دینی اهل‌بیت^ اثبات کرد و آیا بازخوانی و تفسیر امامت از این منظر، دایرهٔ شروط و اوصاف امامت را محدود می‌سازد یا آن را توسعه می‌دهد. در این نوشتار، سه شرط اساسی امام بررسی و ارتباط آنها با مرجعیت دینی اهل‌بیت^ تحلیل شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که همۀ مقامات مهم امام، ازجمله نصب الهی، علم ویژه و عصمت برای جایگاه مرجعیت دینی اهل‌بیت^ ثابت است. همچنین نشان می‌دهد که مرجعیت دینی اهل‌بیت^ نه‌تنها با شروط و اوصاف امامت ناسازگار نیست، بلکه به‌مثابۀ چارچوبی منسجم، توانایی بازتعریف و اثبات این مقامات را دارد. این پژوهش با پرکردن خلأ مطالعاتی موجود، زمینهٔ بازخوانی امامت را در قالبی کاربردی و پاسخگو به نیازهای جامعهٔ شیعی فراهم می‌کند. در این پژوهش، از متون حدیثی شیعه و روش عقلی بهره گرفته شده است. تلفیق روش نقلی و عقلی به این معناست که افزون بر نقل روایات، از استدلال‌های عقلیِ استخراج‌شده از همین روایات نیز استفاده شده است.
صفحات :
از صفحه 144 تا 170
نویسنده:
شعبان نصرتی ، محمد رکعی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در انسان‌شناسی بر اساس روایات امامیه، انسان موجودی چندبعدی و دارای ارواح مختلفی است که هریک نقش خاصی ایفا می‌کنند. هویت روح قدیمه یکی از چالش‌های فلسفی در این انسان‌شناسی است. پژوهش حاضر به بررسی هویت و ویژگی‌های روح قدیم می‌پردازد و ارتباط آن با دیگر ارواح را تحلیل می‌کند. هدف این پژوهش این است که از یک سو، روشن کند آیا روح قدیمه، وجود مستقل و هویت منحاز و جدایی در ساحت حیات انسان دارد، و از سوی دیگر، این موجود چه کارویژه‌ای را دنبال می‌کند. این پژوهش با روش تحلیل روایات و با روش نص‌گرایی به‌دنبال حل این مسئله است. در روایات امامیه دو دسته ویژگی برای روح قدیمه شناسایی شده است: ویژگی‌های تمایزدهنده و ویژگی‌های عمومی. مهم‌ترین ویژگی روح قدیمه بُعد زمانی آن است که آن را از دیگر ارواح متمایز می‌کند. این بُعد به وجود روح قدیمه در اصلاب و ارحام اشاره دارد. این روح دارای حیات است؛ ولی این حیات تنها به نوع خاصی از حیات اختصاص دارد که همان حیات قدیم است. وظیفۀ آن حفظ هویت و زیست حداقلی در اصلاب و ارحام است. این روح فاقد شعور و اراده است و هیچ تأثیری در سعادت و شقاوت انسان ندارد. روح قدیمه در ساحت حیات انسان، به‌ویژه در زمان وجود در اصلاب و ارحام، موجودیت انسان را زنده نگه می‌دارد. این روح در مقابل «روح تحول»، «روح الحیات و البقاء» قرار می‌گیرد؛ به این معنا که حفظ هویت با روح قدیمه، و تغییر و رشد با روح تحول مرتبط است. روح قدیمه روح نباتی و روح حیوانی و نفس ناطقه، محل روح، استعداد انسان‌شدن، ارواح قبل از ابدان، موجود ذری نیست.
صفحات :
از صفحه 88 تا 112
نویسنده:
سیداحمد نقی زاده هاشمی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
نظریۀ خلافت نوع انسان مدعی است که مصداق خلیفه در آیۀ ۳۰ سورۀ بقره به فرد یا افراد خاصی محدود نمی‌شود، بلکه خلافت برای ماهیت انسان جعل شده است. بر این اساس، هر فرد به اندازه‌ای که در مسیر صحیح اعتقاد، اخلاق و عمل گام نهد، اسمای الهی را در خود از قوه به فعلیت درمی‌آورد و به همان اندازه، خلافت به‌صورت ضعیف، متوسط یا کامل در او بروز می‌یابد. اما پرسش این است که تعمیم این مقام والا به بشر بر چه ادله‌ای استوار است و آیا این ادله از اتقان لازم و پشتوانۀ نصوص دینی برخوردارند؟ اهمیت پرداختن به این مسئله از آن رو است که این نظریه، مقام انحصاری خلافت و نیابت الهی را عمومیت می‌بخشید و حتی کافران، مشرکان و افراد فاسد را نیز بالقوه، و مؤمنان را در شرایطی معین، بالفعل، واجد این مقام می‌داند. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی ـ انتقادی به بررسی ادلۀ این نظریه پرداخته و به این نتیجه رسیده است که ادلۀ ارائه‌شده فاقد استحکام لازم است و با آیات و روایات هماهنگی ندارند. بنابراین نمی‌توان نوع انسان را مصداق مقام خلافت الهی دانست، بلکه نظریۀ خلافت حجت‌های الهی، انطباق بیشتری با متون دینی، عقل و منطق دارد.
صفحات :
از صفحه 113 تا 143
نویسنده:
محمدعلی علمی ، رضا گندمی نصرآبادی ، مهدی ذاکری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این مقاله به بررسی مفهوم زندگی اصیل در اندیشهٔ مارتین هیدگر، با تمرکز بر پیوند آن با معمای هستی، در دو دورهٔ متقدم و متأخر اندیشهٔ او می‌پردازد. با استفاده از روشِ تفسیر فلسفی و تحلیلِ متنی نشان داده می‌شود که در هستی و زمان، زندگی اصیل از سویی، با بُعدِ اگزیستانسیال و پاسداشتِ هستیِ دازاین گره می‌خورد و از سوی دیگر، با افقِ تاریخی ـ هستی‌شناختی مرتبط است؛ بدین معنا که دازاینِ اصیل با شنیدنِ ندایِ وجدان و مرگ‌آگاهی از سلطهٔ کسان رها می‌شود و با رجوعِ آگاهانه به میراث، امکان‌های اصیل‌تر هستی را پی‌جویی می‌کند. در این چشم‌انداز، رجوع به میراث، وسیله‌ای برای گشودنِ امکان‌های آینده و احیای افق‌های فراموش‌شدهٔ حقیقتِ هستی است. در دورهٔ متأخر، با محوریت‌یافتن هستی به‌جای دازاین، مسیرِ اصالت از خودینگی به‌سوی وارستگی تغییر می‌کند. در این مرحله، زندگی اصیل از طریق گذر از تفکرِ بازنمودی به تفکرِ تأملی ممکن می‌شود و دازاین اصیل با چشمداشت هستی و گشودگی به راز هستی می‌زید و چیزها را نه به‌مثابۀ ابژه‌های مصرف، بلکه به‌مثابۀ امور سکناگزیده در گستره و گشودگی هستی درمی‌یابد. این پژوهش نشان می‌دهد که با ارائهٔ یک چارچوب سه‌مرحله‌ای، می‌توان زندگی اصیل را در منظومهٔ فکری هیدگر به‌مثابهٔ نحوه‌ای از بودن فهم کرد که سه سطح اگزیستانسیال، تاریخی ـ فرهنگی و هستی‌شناختی را به‌طور درهم‌تنیده در بر می‌گیرد و تفسیر منسجم‌تری از زندگی اصیل و نسبت میان دازاین و هستی ارائه می‌دهد.
صفحات :
از صفحه 60 تا 87
نویسنده:
مصطفی مختاری ، کاظم فولادی قلعه
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
رویکرد محاسباتی به ذهن و ویژگی‌های ذهنی با تقریرهای مختلفی، ازجمله کارکردگرایی ماشینی زمینۀ مناسبی را برای طرح مدل‌های محاسباتی از اراده و تصمیم‌گیری آزاد در حوزۀ هوش مصنوعی فراهم آورده است. این رویکرد در این مسیر، موفقیت‌های نسبی نیز به دست آورده است؛ اما جای این پرسش است که مدل محاسباتی دربارۀ ارادۀ انسانی و مبانی فلسفی آن، در مواجهه با نگرش‌های فلسفی عمیق‌تری همچون حکمت متعالیه دچار چه کاستی‌ها و چالش‌هایی است؟ این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی، به بررسی مدل‌های محاسباتی ارائه‌شده برای ارادۀ آزاد در هوش مصنوعی (با تمرکز بر رهیافت نمادین) می‌پردازد. در ابتدا، کارکردگرایی ماشینی به‌مثابۀ مبنایی فلسفی برای این رویکرد تحلیل می‌شود. سپس با اتکا به اصول و مبانی حکمت متعالیۀ، تبیینی جامع و انتقادی از این مدل‌ها ارائه و به پرسش محوری پژوهش پاسخ داده خواهد شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که مدل‌های محاسباتی، فاقد ظرفیت وجودشناختیِ لازم برای تبیین حقیقت اراده‌اند. این تلقی، مؤلفه‌های بنیادینی همچون آگاهانه‌بودن، تجربۀ پدیداری و حیثیت التفاتی را که در تبیین صدرایی از اراده نقش محوری دارند، نادیده می‌گیرد. بررسی فلسفی این سنخ مسائل در حوزۀ هوش مصنوعی، جدا از آثار و پیامدهای فلسفی، در حوزۀ مسئولیت اخلاقی و حقوقی، به‌طور مستقیم در سیاست‌گذاری و قانون‌گذاری در این حوزه نیز تأثیرگذار است؛ ازاین‌رو ارزیابی ایده‌های مطرح‌شده از منظر مبانی فلسفۀ اسلامی، ضرورتی فلسفی و تمدنی است.
صفحات :
از صفحه 34 تا 59
نویسنده:
جواد حاجی پور
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
رابطهٔ میان اصل «اختیار» و «علیت» از دیرباز مورد پرسش و کاوش متفکران و فیلسوفان بوده است. در واکاوی دو اصل بنیادین «اختیار» و «علیت»، سنت فلسفی غرب مسیری دوگانه را پیموده است: گروهی به همسازی میان این دو اصل معتقد شده‌اند، و دسته‌ای دیگر ناسازگاری بنیادین میان آنها را پذیرفته‌اند. ناسازگاری‌گرایان نیز دو بخش شده‌اند: عده‌ای بر اولویت و اصالت اختیار تأکید ورزیده‌اند و گروهی دیگر جبرگرایی را مبنا قرار داده‌اند. اختیارگروان ادله‌ای همانند ایدهٔ «علیت ـ فاعلی» توسط رودریک چزوم، نظریهٔ «خودتعیینی» از سوی رابرت کین، و «اصل عدم قطعیت» هایزنبرگ را عرضه کرده‌اند. در مقابل، ناهمسازان جبرگرا به دلایلی مانند «استدلال پیامد» پیتر ونان واگن، آزمایش «فرایند مغزی ناآگاه» بنیامین لیبت، و آزمایش «چالش شهود متعارف» نیکولز متوسل شدند. در این میان، نیکولز با آزمایش چالش شهود متعارف به نتایجی مختلف دست یافت؛ در پاره‌ای از داده‌ها نتایج دترمینیستی، و در پاره‌ای دیگر، نتایج حاکی از اختیارگروی گرفت. در این پژوهش، به گمان نگارنده، نقدهایی به نظریۀ ناسازگارگرایان اختیارگرا و جبرگرا وارد است، ازجمله تأمل‌ورزی و ارادۀ انسان را در عداد قوانین طبیعت دانستن، شهودی دانستن جایگاه ممتاز انسان در هستی و به استخدام درآوردن طبیعت، معلول و از توابع اختیار دانستن وراثت و محیط، عجز از پاسخ به اشکال تصادف و فعل گزاف، قابل جمع نبودن تلقی علیت ذاتی فاعل نسبت به فعل و نامتعین و نامعلل دانستن فعل، تحقق فعل و ارادۀ نامتعین با وجود جبر مکانیکی، اشکال عدم جمع نامتعین دانستن فعل و اصل امکان‌های بدیل و عدم توافق نظر در دانش‌های نوپدیدی مثل نظریۀ کوانتوم و عملکرد مغز و عصب‌شناسی.پژوهش حاضر می کوشد بر اساس استدلال های فلسفی و پاره ای داده های علمی به طور کاربردی زوایای مختلف این مبحث را بکاود و بر افتاب افکند.
صفحات :
از صفحه 7 تا 33
نویسنده:
جواد دانش
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
امکان رخداد و ماهیت خودفریبی از موضوعات مهم حوزه‌های فلسفۀ اخلاق و روان‌شناسی بوده است. به نظر می‌رسد که عمده‌ترین رهیافت‌های ناظر به فریب خود را می‌توان در دو گروه قصدگرایی و انگیزه‌گرایی تعریف کرد که مهم‌ترین وجه فارق آنها شرط باورهای متناقض عامدانه در فرایند خودفریبی است. گور و ساکیم می‌کوشند تا با طرح‌ریزی آزمایش‌هایی، شرایط چهارگانۀ خودفریبی در افراد را بررسی کنند و چگونگی جمع دو باور متناقض در ساحت‌های مختلف شناختی انسان را نشان دهند. در آزمایش اول، در حالی شرکت‌کنندگان در شناسایی‌های خودگزارشی صداها اشتباه می‌کنند که الکترودهای سنجشگر پاسخ الکتروفیزیولوژیک پوست GSR)) بیانگر شناسایی صحیح در ناخودآگاه و درنتیجه، وجود باورهای متناقض در شخص است. داده‌های این آزمایش کم‌وبیش نشان می‌داد که خطاهای رخ‌داده بسته به تجربه‌ها و خودپنداره‌های پیشینی افراد و به‌گونه‌ای کاملاً انگیزشی بروز می‌یابند. آزمایش دوم نیز نشان می‌دهد که تجربیات موفقیت یا شکست - که بر اساس آنها، سطح خودارزشمندی افراد تغییر می‌کند - به‌طور مستقیم، بر توانایی شناسایی صدای خود تأثیر می‌گذارد. در شرایطی که افراد دچار شکست شده‌اند و به تبع آن، از رویارویی با خود دچار اجتناب یا ترس می‌شوند، تشخیص صدای خود برای آنها دشوارتر می‌شود و با تأخیر و اشتباهات منفی در واکنش، همراه است. در مقابل، افرادی که تجربۀ موفقیت داشته‌اند و معمولاً از خودارزشمندی و عزت نفس بالاتری برخوردارند، حساسیت کمتری به رویارویی با خود دارند و ممکن است به‌اشتباه، صدای دیگران را به‌مثابۀ صدای خود تفسیر کنند که می‌توان آن را نشانه‌ای از خودپروژه‌سازی تلقی کرد. به نظر گور و ساکیم، این دو آزمایش از سویی، شواهد تجربی را برای فرضیۀ خودفریبی ارائه می‌دهند و از سوی دیگر، تأثیر عواطف و انگیزه‌ها - به‌ویژه وضعیت خودارزشمندی - را بر انتخاب‌های شناختی - مانند شناسایی و اشتباه در شناسایی صدای خود و دیگران - نمایان می‌سازند؛ اما آن‌چنان‌که خواهیم دید آزمایش‌های مورد نظر و نتایج ارائه‌شده از آن، با اشکالات روش‌شناختی، تفسیری و مفهومی پرشماری مواجه است و درنهایت نمی‌تواند تصویر منسجمی از شرایط خودفریبی اخلاقی ارائه کند.
صفحات :
از صفحه 70 تا 98
نویسنده:
سیده منا موسوی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
اصل عصمت که مهم‌ترین ویژگی امامت است، از زوایای گوناگون قابل بحث است. یکی از آن موارد، گسترۀ عصمت است. مراد از گستره این است که عصمت امام چه برهه‌ای از زندگی او و چه موارد و متعلقاتی را در بر می‌گیرد. یکی از رویکردهای بررسی این مسئله، رویکرد تبیینی در مقابل رویکرد تطبیقی است؛ یعنی این رویکرد با استناد به متون وحیانی، به استخراج و استنباط گزاره‌های مربوط به گسترۀ عصمت و سپس تبیین و تحلیل آن می‌پردازد. با هدف اثبات گسترۀ زمانی عصمت امام از آغاز ولادت، سه آیۀ صادقین، ابتلا و تطهیر مورد تحلیل واژگانی و محتوایی قرار گرفته است. لزوم پیروی مطلق از صادقین - که به نقل روایات، مراد ائمۀ اطهار(علیهم السّلام) هستند - ، نفی امامت از مطلق ظالم و ارادۀ تکوینی و مستمر خداوند بر تطهیر اهل بیت(علیهم السّلام)، تنها با عصمت امام از آغاز تولد سازگار است؛ در غیر این صورت، نقض غرض (تناقض و تعارض در معنای آیه) پیش خواهد آمد و دلالت آیات روشن نخواهد بود.
صفحات :
از صفحه 161 تا 195