جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
نویسنده:
حجت الله عسکری زاده
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
برتراند راسل یکی از بنیانگذاران فلسفة تحلیلی بشمار می‌آید. او در کنار گوتلوب فرگه و لودویگ ویتگنشتاین، نقشی برجسته در توسعة این نهضت فلسفی داشت. راسل تلاش میکرد مسائل فلسفی پیچیده را با استفاده از منطق ریاضی و تحلیل زبان حل کند. بنظر میرسد واژگان و مفاهیمی که فیلسوفان تحلیلی، بویژه راسل در نحوة دلالت آنها با مشکل تبیینی مواجهند، در فلسفه و منطق اسلامی راه‌حلی دقیق دارد. برغم اینکه راسل به اهمیت کلیات در معرفت‌شناسی و شناخت پی برده، اما تقسیمبندیهای دقیقی که فیلسوفان مسلمان درباب کلیات داشته‌اند، در آثار امثال راسل حضور ندارد. فلسفۀ تجربه‌گرایی غرب بدلیل عدم توجه به کلیات انتزاعی و انکار آنها، نتوانسته است تبیینی درست از انطباق مفاهیم با ابژه‌ها ارائه دهد و این همان مشکلاتی است که فیلسوفان تحلیلی، ازجمله راسل، به آن دچار گشته‌اند. اما حکمای اسلامی با طرح مباحث دقیق مفاهیم کلی و تفکیک آنها به معقولات اولی یا معقولات ثانیه فلسفی و منطقی، از نحوة انطباق و دلالت این مفاهیم بر واقعیت سخن گفته‌اند. همچنین آنان با مطرح کردن موضوع مهم وجود ذهنی در معرفت‌شناسی، توانسته‌اند برای معدومات و ابژه‌های غیرواقعی نیز تبیینهایی دقیق ارائه دهند که غالباً این مباحث مورد غفلت راسل و فیلسوفان تحلیلی بوده است.
صفحات :
از صفحه 105 تا 126
نویسنده:
ابراهیم رنجبر
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
یکی از مسائل مهمی که از آغاز تاریخ متافیزیک، ذهن فلاسفه را به خود مشغول کرده، مسئلۀ نسبت بین علت فاعلی یا خالق با معلول است. در این سیر، تبیینهایی مختلف از این موضوع ارائه شده که در میان آنها میتوان به دو دیدگاه نوآورانه اشاره کرد که بر حسب تلقی خود از نظریۀ وحدت وجود مطرح کرده‌اند، یکی دیدگاه جوردانو برونو و دیگری دیدگاه ابن‌ترکه. جوردانو برونو در رسالۀ دربارۀ علت، اصل و واحد، در دیالوگ دوم، مشخصاً بسراغ این موضوع رفته و بر حسب دیدگاههایی که پیشتر مطرح کرده، یعنی مفهوم «وینکولوم»، این نظریه را تبیین میکند و سعی دارد هدف فلسفۀ رنسانس، یعنی تحقق نامتناهی بالفعل، را در مجالی معقول ترسیم و توصیف نماید. از آنسو، ابن‌ترکه که از فتور و ضعفهای رویکرد وحدت واجب‌الوجود یا وحدت خالق آگاه بود و از سویی تلاش میکرد وحدت موجود را بنحوی فلسفی تبیین کند، مجالی فراهم آورد تا بتوان فرض کرد که وحدت موجود یا اطلاق مقسمی وجود، علاوه بر روشن‌کردن رابطۀ مظهِر و مظهَر، فرصتی برای حفظ انبساط همیشگی موجود واحد یا واحدِ جمعی بدست دهد. در این مقاله، نخست به بررسی دیدگاههای جوردانو برونو و ابن‌ترکه خواهیم پرداخت و آنگاه نشان خواهیم داد که اگر رویکرد ابن‌ترکه را در پرتو نظرگاه برونو بازنگری کنیم، میتوان به فرض جهانی بیکران رسید که دائم در حال انبساط است.
صفحات :
از صفحه 81 تا 104
نویسنده:
مهدی صفائی اصل , محمدحسین اردستانی زاده
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تکامل نفس یکی از مهمترین و پیچیده­ترین مسائل مرتبط با معاد است؛ بعضی اندیشمندان مخالف آنند و بسیاری نیز برای اثبات آن از استدلال و شواهد نقلی استفاده کرده­اند. سیدحیدر آملی ازجمله عرفایی است که به استکمال نفس باور دارد. مقالة پیش ­رو با روش توصیفی‌ـ‌تحلیلی به سه مورد از عوامل استکمال نفس (علم، توحید و عبادت) پرداخته است. از نظر سیدحیدر آملی علم حقیقی سبب تکامل نفس میشود و انسان با شناخت خود، به درکی عمیق از خالق خود میرسد. توحید و انس با خدای متعال نیز سبب رشد انسان و خروج او از عالم طبیعت میشود، تا جایی‌که انسان بین خود و خدای خود، هیچ حجابی نمیبیند و به مقامی دست می­یابد که ملائکۀ مقرب نیز آن را تجربه نکرده­اند. عبادت نیز از نظر سیدحیدر روح انسان را صیقل داده و کدورتهای آن را میزداید تا جایی‌که به مقام فناء و بقاء بالله نایل میشود؛ عرفا این مقام را بالاترین کمال انسان میدانند.
صفحات :
از صفحه 149 تا 168
نویسنده:
حسن مجیدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
نظریة‌ اخلاق توماس‌ آکوئینی حیثیت‌ کلامی ‌و فلسفی‌ وی را آشکار مینمایند. توماس‌ با تأثیرپذیری‌ از ارسطو، فضایل‌ اخلاقی‌ را به‌ شجاعت‌، عدالت، اعتدال‌ و حزم‌ تقسیم‌ میکند. چهار قوة‌ ذهنی‌ که‌ به‌ اعمال‌ اخلاقی‌ ما مربوط‌ میشوند، عبارتند از: هوش‌، اراده‌، میل‌ و شوق، نفرت‌ و بیزاری‌. بر این‌ اساس،‌ باید چهار فضیلت نیز وجود داشته‌ باشد تا این‌ قوا را در صراط‌ مستقیم‌ نگه‌ دارد؛ خردمندی‌ یا دوراندیشی‌ برای‌ فکر و هوش،‌ عدالت‌ برای‌ اراده‌، میانه‌روی‌ برای‌ میل‌ و شوق، و شکیبایی‌ برای‌ نفرت‌ و بیزاری‌ و آنچه‌ دردناک‌ است‌. سایر فضایل‌ اخلاقی‌ از این‌ چهار فضیلت ناشی‌ میشوند. از عدالت‌، رعایت‌ حقوق افراد، دین‌ که‌ ادای حق‌ و خدمت‌ به‌ خداست‌، و همچنین احترام‌ به‌ بزرگان‌ و انجام‌ فرامین‌ آنها و سپاس‌ از الطاف‌ گذشته‌ و صداقت‌ و دوستی‌ از عدالت‌ نتیجه میشود. یکی از‌ مهمترین‌ فضایل‌ نزد توماس‌ که‌‌ در همة نظریات‌ او نقش محوری دارد، عدالت‌ است‌ که‌ ابعاد و زوایایی‌ گوناگون‌ دارد. او از عدالت‌ بعنوان‌ «حق»‌، بمعنای‌ «برابری»‌، بعنوان‌ حالت‌ طبیعی‌ و بعنوان‌ یک‌ ارزش‌ یاد میکند. توماس‌ هم‌ در مقام‌ «هست» و نظر به‌ عدالت‌ توجه‌ دارد و هم‌ در مقام‌ «باید» و توصیه‌. ویژگی‌ عدالت‌ از نظر او ـ‌در مقایسه‌ با سایر فضیلتها‌ـ اینست‌ که‌ عدالت‌ در نسبت‌ میان‌ فرد با دیگران‌ و میان‌ افراد مورد توجه‌ قرار میگیرد، یا در نسبت‌ فضایل‌ به‌ هم‌ مطرح‌ میشود. این مقاله درصدد مدلل ساختن این مدعاست که عدالت در اندیشة آکوئینی، همچون دیگر ابعاد نظریة اخلاقی وی، متأثر از ارسطوست اما آن را برای نیل به سعادت کافی نمیداند و در مقایسه با فضیلت عقل و مهمتر از آن، ایمان، عدالت در خوانش ارسطویی لازم اما ناکافی است و فضیلتهای موهبتی و الهامی در رسیدن به سعادت حقیقی ضرورت دارند.
صفحات :
از صفحه 127 تا 148
نویسنده:
رسول پاداش‌پور , سید محمد موسوی بایگی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی از پرسشهای بنیادین در اندیشة اسلامی، چگونگی علم خداوند به مخلوقات، پیش از آفرینش است؛ پرسشی که نحله‌های مختلف کلامی، فلسفی و عرفانی پاسخهایی گوناگون برای آن عرضه کرده‌اند. در این میان، نظریۀ «ثابتات ازلیه» که معتزله به آن معتقدند و «اعیان ثابته» که نظر عرفای مسلمان است، دو رویکرد متمایز اما گاه بظاهر مشابهند. معتزله با طرح ثابتات ازلیه، کوشیده‌اند امکانی برای ماهیات و نیز علمی تفصیلی برای خداوند قبل از خلقت قائل شوند تا از کثرت در ذات حق جلوگیری نمایند. در مقابل، عرفا، بویژه قونوی، اعیان ثابته را حقایقی ثابت، ابدی و غیرمتغیر در علم الهی میدانند که منشأ پیدایش تعینات خارجیند و در مرتبة واحدیت، علم تفصیلی حق را محقق میسازند. ملاصدرا با تأمل در این دو نظریه، ابتدا به تطابق آنها نظر دارد و سپس به تفاوت بنیادین آنها، اما سرانجام با تقریری مبتنی بر حکمت متعالیه، دیدگاهی تلفیقی و متمایز درباره علم پیشین الهی ارائه میدهد که منطبق با دیدگاه عرفاست. او علم خداوند به اشیاء را عین علم او به ذات خویش میداند. این مقاله میکوشد با رویکردی تحلیلی و مقایسه‌یی، وجوه اشتراک و افتراق این دو نظریه را بررسی و ارزیابی صدرایی را روشن سازد.
صفحات :
از صفحه 51 تا 80
نویسنده:
محمود صیدی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چگونگی شناخت عالم خارج و کیفیت مواجهه ادراکات حسی انسان با اشیاء بیرونی، آغاز مباحث فلسفی است. فلاسفۀ بزرگ معمولاً مباحث ادراک حسی انسان را ذیل مسئلة ابصار مورد بررسی قرار داده‌اند. پژوهش پیش رو به بررسی تطبیقی نظریات فلوطین و سهروردی در اینباره میپردازد و اثبات میکند که هر چند این­دو فیلسوف از حوزه­های فلسفی جداگانه­یی هستند و سهروردی نیز صرفاً به بخشی از آثار فلوطین، یعنی اثولوجیا دسترسی داشته، اما نظریات آنها در اینباره شباهت بسیاری به یکدیگر دارد. فلوطین و سهروردی هر دو از منتقدان جدی نظریات مطرح درباب ادراک حسی ‌ـ‌یعنی انطباع صورتهای علمی در قوای ادراکی (نظریة ارسطو و پیروان او) و انعکاس شعاع نوری از قوای ادراکی حسی و تلاقی آن با شیء خارجی برای تحقق ادراک (نظریة برخی از فلاسفة پیش­سقراطی و افلاطون)‌ـ هستند. این‌دو اندیشمند معتقدند با حضور معلوم نزد عالم و نبود هیچ مانعی، شیء خارجی مورد ادراک انسان واقع میشود. در این هنگام، نفس انسانی اضافۀ اشراقی حضوری نسبت به مدرَک پیدا میکند و درنهایت، ابصار اتفاق می­افتد. هر چند این نظریه ابداعی بوده و ممکن است برخی از مشکلات فلسفی مطرح شده درباب ابصار را حل کند، ولی انتقاداتی نیز به آن وارد است؛ ازجمله اینکه در مورد همة ادراکات حسی ـ‌مثلاً شنیدن صدایی از پشت دیوار یا استشمام بویی با وجود موانع و حجاب خارجی، دو بینی و...‌ـ کاربرد ندارد و نقض میگردد.
صفحات :
از صفحه 5 تا 24
نویسنده:
محمدهادی توکلی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
آموزه‌های الهیاتی اهل‌بیت (علیهم‌السلام) را میتوان یکی از منابع احتمالی فلسفة اسلامی در روزگار تکوین آن، قلمداد کرد. در راستای بررسی این منبع احتمالی، امکان مواجهۀ مستقیم برخی از حکمای مسلمان با ائمه میتواند سندی مهم در موجه بودن این احتمال، و بلکه محقق بودن آن، باشد. بررسی میراث متقدمین، دست­کم ما را به دو شاهد درمورد ارتباط ابویوسف یعقوب‌بن اسحاق کندی با امام حسن عسکری(ع) رهنمون میسازد. در یکی از این‌دو، بتصریح از کندی یاد شده و در دیگری، شخصی با عنوان «یعقوب‌بن اسحاق» با کنیه ابویوسف، مورد اشاره قرار گرفته است. بر اساس داده‌های موجود در این‌دو شاهد و سنجش آنها با سایر داده­های تاریخی و همچنین نمایان‌بودن مباحث بیان شده از سوی امام عسکری(ع) در آثار کندی، امکان ارتباط کندی با امام(ع) بسیار موجه بنظر میرسد و از اینرو، بررسی دیگر آثار کندی، و بلکه مکتوبات سایر حکمای مسلمان، از حیث تأثر از آموزه‌های الهیاتی اهل‌بیت (علیهم‌السلام) امری معقول است.
صفحات :
از صفحه 47 تا 64
نویسنده:
حمید خسروانی , رسول رسولی‌پور
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این مقاله بروش توصیفی‌ـ‌تحلیلی، به مقایسة‌ تطبیقی میان دو نظام معنوی شش جوهر شانکارَه در سنت وِدانته و شش تمرین معنوی بوناونتورا در الهیات مسیحی میپردازد. هر دو نظام‌ در جستجوی کمال انسانی و شناخت حقیقت مطلقند و هدفشان هدایت فرد بسوی اتحاد با حقیقت مطلق است. پرسش اصلی، بررسی شباهتها و تفاوتهای این‌دو نظام در ساختار، مراحل و اهداف آنهاست؛ با وجود بستر و نگرشهای خاص هر یک. اهمیت نوشتار پیش‌­رو در شناسایی نقاط اشتراک و افتراق این‌دو نظام عرفانی است، چراکه میتواند به درکی عمیقتر از ابعاد مشترک تجربه‌های معنوی در سنتهای دینی کمک کند و چگونگی تطبیق این نظامها با چالشهای معنوی انسان معاصر را بررسی نماید. این مقایسه همچنین میتواند پلی برای گفتگو و تعامل میان‌فرهنگی و میان‌دینی باشد. هدف این پژوهش، تحلیل تطبیقی میان شش روش ریاضتی و تزکیه‌ روح شانکارَه و شش تمرین روحانی بوناونتوراست تا همپوشانیها و تفاوتهای آنها در روش‌شناسی، اهداف و رویکردها روشن شود. این نوشتار با بررسی متونی مانند تَتوَبودهَ و ویوِکاچودامَنی از شانکارَه و آثار بوناونتورا، به تحلیل مقایسه‌یی این‌دو نظام پرداخته است.
صفحات :
از صفحه 27 تا 50
نویسنده:
جواد صوفی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مسئلة کلی طبیعی از چالش‌برانگیزترین مسائل فلسفة اسلامی است، بگونه‌یی که هم درباب تعریف و هم در مورد وجود خارجی آن، آرائی مختلف بیان ‌شده است؛ برخی آن را ماهیت لابشرط قسمی میدانند، بعضی ماهیت لابشرط مقسمی، و گروهی نه این و نه آن. برخلاف جمهور متکلمان که کلی طبیعی را در خارج موجود نمیدانند، فیلسوفان مسلمان آن را در خارج موجود دانسته، اما بعضی مانند ابن‌سینا آن را موجود به وجود شخص و برخی ازجمله ملاصدرا، موجود بالعرض میشمرند. نوشتار پیش رو ضمن ارائة سیر تاریخی تحول کلی طبیعی از گذشته تاکنون و برشمردن مهمترین آراء حکمای مسلمان در اینباره، در تلاش بوده در حد امکان، به ریشة این اختلافات بپردازد و به این نتیجه رسیده که با توجه به اینکه بودن در خارج انحائی مختلف دارد، وجود کلی طبیعی در خارج بنحو غیرمستقل، استبعادی ندارد. البته با دقت بیشتر روشن میشود که کلی طبیعی در خارج، کلی نیست، بلکه بهتر است بگوییم طبیعتی است که ذهن پس از تحلیل خارج، آن را بدست می‌آورد و منشأ انتزاع کلی طبیعی است، اما هنگامی‌که به ذهن آمد، کلی میشود، وگرنه در خارج نه کلی است و نه جزئی. بدین­ترتیب، معلوم میشود که آنچه در خارج است، شخص است و طبیعت به وجود آن موجود است، و این یعنی طبیعت با واسطة وجود شخص در خارج موجود است. مفاد نظر ملاصدرا که میگوید کلی طبیعی بالعرض در خارج موجود است نیز همین است. در پایان، از تحلیل نحوة وجود کلی طبیعی در خارج استفاده کرده و به این نتیجه رسیده‌ایم که کلی طبیعی، ماهیت لابشرط قسمی است.
صفحات :
از صفحه 145 تا 160
نویسنده:
مسعود امید
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
از حدود یک سدة پیش، کشور ما بتدریج شاهد ظهور احساس مهم و اندیشه­یی مبارک در تفکر فلسفی است؛ احساس نیاز به ایجاد حال‌وهوای جدید در تفکر فلسفی. اما در این دوره مسئله­یی دیگر نیز مجال ظهور یافته است؛ اینکه آیا در این دورة تاریخی جدید، ورود به حال‌وهوای جدید و خانه تکانی فلسفی، میتواند صرفاً با نظر به درون سنت فلسفی و سرمایه­های سنتی صورت گیرد؟ پاسخ منفی است. بهمین دلیل بود که فلسفی­اندیشان این دیار، به مواجهه و گفتگو با مکتب فلسفی مدرنیته یا مدرنیتۀ فلسفی روی آوردند. این مواجهه در مراحل تکوین و تحول خود، از صبغة کلامی، سیاسی، ایدئولوژیک و حتی تفننی برخوردار بوده است، اما بمرور از سطح و سطحی­گرایی، تا حدودی به عمق و عمق­گرایی گرایید. امروزه تمرکز بر این رویارویی فلسفی و گزارش و تحلیل آن، بسیار حائز اهمیت است، چراکه این مسیر هم میتواند خاستگاه فلسفۀ معاصر و جدید ایران باشد و هم خاستگاه تاریخ فلسفه معاصر و جدید. حال، اگر قرار است درمورد مواجهه فلسفی ایرانیان تحقیقاتی صورت گیرد، روش­شناسی ما درباب این مواجهه فلسفی باید چگونه باشد؟ پیشنهاد میشود این تحقیقات، جزئی، مشخص، موردی و محدود باشند تا جنبه­های متعدد موضوع و نقاط قوت و ضعف آن مشخص گردد. بعلاوه، اگر تحقیقات و گزارشهای مفروض، مشتمل بر نقدها و ارزیابیها و سنجشهای فلسفی باشند، بسیار مفید خواهند بود. این نوشتار درصدد مرور و گزارش مواجهۀ فلسفی­یی است که درمورد معرفت­شناسی کانت رخ داده است. این مواجهه از سوی یکی از شش جریان و ظرفیت فلسفی معاصر، یعنی جریان فلسفة اسلامی معاصر ایران، صورت گرفته است. دستاورد این مواجهه، ظهور و حصول نتایجی در عرصة کانت­شناسی، کانت­سنجی و حتی کانت­پذیری بوده است.
صفحات :
از صفحه 65 تا 98