جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 1
ﻣﻌﻨﻮﯾﺖ در ﻧﻬﺞ اﻟﺒﻼﻏﻪ
سخنران:
نوع منبع :
سخنرانی , درس گفتار،جزوه وتقریرات
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران - ایران: انجمن احیاگران فلسفه نو (فرشاد نوروزي),
چکیده :
ابتدا درباره ي خود " معنویت"، چند نکته را بیان می کنیم. از یک لحاظ می شود به جاي " معنویت، " تعبیر " دین " را آورد، ولی چون در طول تاریخ هر تعبیري که از دین می شده، آهسته آهسته یک سلسله تداعی ها و بارهاي ارزشی منفی پیرامون آن پدید آمده، به این جهت بهتر است از تعبیر دین استفاده نشود، چه بسا آنچه مصداق معنویت است مصداق دین هم باشد، پس به جاي هر دو مصداق از تعبیر معنویت استفاده کنیم، تا آن بارهاي عاطفی منفی را در اذهان و نفوس مخاطبان ایجاد نکند. دین عین معنویت نیست و معنویت هم عین دین نیست؛ معنویت لبّ و گوهر دین است. معنویت وقتی حاصل می شود که شخص بتواند از قشرهاي دین بگذرد و به کنه دین برسد، در واقع در صدف نفوذ کند و به این گوهر برسد. البته آنچه به صدف یا قشر از آن تعبیر می کنیم، امري نیست که امروزه خودسرانه بخواهیم آن را بشکنیم، از اول این صدف آمده بود براي این که حاوي و حافظ آن گوهر باشد. ما وقتی این صدف را می شکنیم در واقع به غرض اصلی نائل آمده ایم، چون غرض این بوده که آن صدف را بیابیم؛ اگرچه یک شخص ظاهربین گمان کند که ما به این صدف اهانت کرده ایم که آن را شکسته ایم. یا مثلا هر جعبه اي که درست می شود از اول براي این است که باز شود، وگرنه فلسفه وجودي خودش را از دست می دهد. اگر شما بخواهید این جعبه را ظاهرا باز نکنید و بنا بر یک تلقی کودکانه به آن حرمت قائل شوید، در واقع اصلا فلسفه ي وجودي این جعبه را فراموش کرده اید. اصلا کارکرد جعبه ي حفظ یک محتوا و احتبا بر آن محتواست و وقتی کارکردش این است، چاره اي جز این نیست که زمانی، یک جوري یک جعبه را پاره کنید، تا به درون آن برسید. یعنی خیلی کودکانه و ساده لوحانه است اگر کسی فکر کند که این جعبه را به هیچ وجه نباید خراش بدهد، یا جایی از آن را پاره یا له یا قطع کند. چون نمی داند که جعبه، جعبه بودنش به این کارکردش است و چون کارکردش اینهاست، لامحاله روزي باید شکسته شود تا به محتوایش برسیم، کارتن تا الان مامور بوده که آن محتوا را براي ما حفظ کند. در حقیقت می توان گفت معنویت لبّ و گوهر دین است و به همین اعتبار ما باید این قدرت، اراده، جسارت و شهامت را داشته باشیم که بتوانیم این قشر را بشکنیم و به آن لبّ برسیم. به این ترتیب آن عینیتی که در اعتبار سابق گفتیم دیگر درست نیست، نوعی هدف و وسیله در کار است؛ یک چیز وسیله است، به نام دین و یک چیز هدف است به نام معنویت. آدم باید همیشه براي رسیدن به هدف، وسیله ها را پشت سر و زیر پا بگذارد، نردبان کند، و این نردبان کردن عین رعایت فونکسیون ( کارکرد) است. اگر من بگویم اهانت است که پا روي نردبان بگذارم، معلوم می شود خبر ندارم که نردبان براي چه درست شده، نردبان بودن مستلزم این است که پا روي آن بگذاریم و البته نردبان از این لحاظ که ما را به پشت بام می رساند همان مقدار اهمیت دارد ولی در عین حال، نردبان را با پشت بام نباید اشتباه گرفت. ما باید به پشت بام برسیم، نه اینکه شیفته ي خود نردبان شویم و آن را نظاره کنیم و در محاسن آن کتاب بنویسیم و سخنرانی کنیم و توجه نکنیم که اگر پشت بامی نبود و اگر بنا نبود کسی به پشت بام برسد، اصلا نردبان فلسفه ي وجودي خودش را از دست می داد.
  • تعداد رکورد ها : 1