جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
بررسی معاد جسمانی از دیدگاه پیروان معاصر حکمت متعالیه و مکتب تفکیک با تاکید بر آراء استاد جوادی آملی و استاد سیدان
نویسنده:
عباس دوست محمدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مسئله‌ی معاد جسمانی که در شرع مقدس اسلام به آن اشاره گردیده همواره محل اختلاف‌نظرهای زیادی بوده است به‌نحوی‌که بعضی همانند متکلمین معتقدند که معاد هم جسمانی و هم روحانی است و درعین‌حال فلاسفه را متهم به التزام به معاد روحانی تنها می‌دانند در مقابل، فلاسفه این نظر متکلمین را درست ندانسته و معتقدند که احدی از فلاسفه معاد را روحانی صرف نمی‌دانند و همگی آن را اعم از روحانی و جسمانی می‌دانند. از دیگر موارد نزاع در این مسئله می‌توان به اختلاف دیدگاه‌های بین مکتب تفکیک و پیروان حکمت متعالیه در کیفیت معاد جسمانی اشاره کرد که هریک از این دو گروه آن را به معنایی گرفته‌اند. پیروان مکتب تفکیک مخصوصاً استاد سیدان که از نمایندگان متأخر این مکتب است بر طبق اصول خاص خودشان که بیشتر برگرفته از ظواهر آیات و روایات است قائل به بازگشت همین بدن عنصری و مادی دنیا در نشئه آخرت‌اند؛ ایشان معتقدند طبق فهم عامه مردم و عرف جامعه در مسئله معاد و با استناد به‌ظاهر آیات و روایات که دال بر بازگشت همین بدن عنصری در قیامت‌اند، آنچه در روز قیامت محشور می‌شود همین بدن عنصری دنیوی است. اما در مقابل نظر پیروان حکمت متعالیه مخصوصاً استاد جوادی آملی همانند نظر موسس این مکتب یعنی ملاصدرا که متفرع بر اصول ابتکاری خویش است، بر این می باشدکه کیفیت معاد جسمانی همان‌گونه است که در آیات و روایت به آن پرداخته‌شده است اما نه به آن صورتی که فهم عرفی و قاطبه جامعه آن را برداشت می‌کنند بلکه اثبات این مطلب با استدلال عقلی و روش فلسفی است. ایشان با برشمردن اصول و تمهیداتی معاد جسمانی را اثبات می‌کنند به این صورت کهانسان در هر نشئه‌ای دارای بدنی متناسب با همان نشئه است. اهمیت مسئله به این خاطر است که معاد از اصول مسلم دین مبین اسلام است و لذا چگونگی این امربسیار مهم است تا در ایمان مسلمین خلل و باور اشتباهی راه پیدا نکند. در این تحقیق در مورد اندیشه و نظرات این دو مکتب درباره معاد جسمانی مطالعه شده و سپس به بحث و بررسی مشترکات و نکات اختلافی دو گروه پرداخته‌شده است . درنهایت در قسمت پایانی تحقیق با ذکر دلایلی به اثبات معاد جسمانی از دیدگاه حکمت متعالیه ملتزم گردیده‌ایم.
بررسی تطبیقی تعلیقات آیت ‎الله مصباح و تعلیقات استاد فیّاضی بر بخش امورعامّه نهایه الحکمه
نویسنده:
سعید مهراب
نوع منبع :
رساله تحصیلی , حاشیه،پاورقی وتعلیق , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
امور عامّه بنابر تعریف ملاصدرا همان نعوت کلّیه و معانی وسیعه‌ای هستند که بر مطلق وجود حمل شوند و بنابر تعریف علّامه طباطبائی(ره) امور عامّه عبارت است از چیزی که مساوی موجود مطلق است، حال یا به تنهایی یا با طرف مقابلش- و مراد از مقابل، نتیجه تردیدی باشد که در تقسیم است- در این صورت امور عامّه مساوی موجود مطلق می‌باشد مثل علیّت و معلولیّت، امکان و وجوب، قدم و حدوث، وحدت و کثرت و غیره که این‌گونه معانی اختصاص به موجود خاص و ذات معیّن ندارند و بر همه‌ی اقسام موجود صدق تواند کرد، در این رساله ابتدا در فصل اول به بیان کلیات و مفاهیمِ امور عامّه می‌پردازیم سپس در فصل دوم، دیدگاه آیت‌الله مصباح درباره‌ی این امور را مطرح خواهیم کرد، در فصل سوم دیدگاه آیت‌الله فیّاضی را در مورد امور عامه مطرح نموده و در مهمترین فصل که فصل چهام باشد به اشتراکات و اختلافات این دو عالم بزرگوار درباره‌‌ی امور عامه سخن به میان آورده و نهایتاً در فصل پنجم به جمع‌بندی و نتیجه‌گیری خواهیم پرداخت از آنجا که شناخت امور عامّه، مدخل ورود به الهیّات بمعنی‌الأخصّ می‌باشد، لازم دیدیم به بررسی دو دیدگاه از فلاسفه‌ی معاصر نوصدرائی(استاد مصباح و استاد فیّاضی) درباره‌ی امور عامّه بر مبنای کتاب نهایهالحکمه علّامه طباطبائی(ره) بپردازیم و ثابت کنیم که این دو استاد در در بخش مُعظم امور عامّه با هم اشتراک نظر دارند و در پاره‌ای از موارد اختلاف نظراتی هم دارند، البته اگر با دقّت، در بیان این دو عالم بزرگوار نظر بیاندازیم خواهیم دید که بسیاری از اختلافاتی که بین دو استاد مطرح می‌شود، در واقع اختلافِ لحاظ و اختلافِ بیان می‌باشد و حقیقتاً اختلاف نیست؛ البته منکر این قضیه نیستیم که در پاره‌ای از موارد، اختلافِ اساسی بین دو استاد وجود دارد که در فصل چهارم به آنها خواهیم پرداخت. بنابراین مباحثی که به آنها خواهیم پرداخت عبارتند از: ۱. احکام کلی وجود، ۲. وجود مستقل و رابط، ۳. وجود ذهنی و خارجی، ۴. مواد قضایا(وجوب، امکان و امتناع)، ۵. ماهیّت و احکام آن، ۶. مقولات عشر، ۷. وحدت و کثرت، ۸. علّت و معلول، ۹. قوّه و فعل، ۱۰. سبق و لحوق- قدم و حدوث، ۱۱. عقل و عاقل و معقول.
حكمة المتعالية مقاربات نقدية في فلسفة صدر المتألهين
نویسنده:
یحیی یثربی
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
بیروت- لبنان: مرکز الحضارة لتنمیةالفکر الاسلامی,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
گستره حكايت مفاهيم ماهوي، بر مبناي اصالت وجود ‌از منظر مفسران معاصر حكمت صدرايي
نویسنده:
روح اله آدینه ، سیده رقیه موسوی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
اصالت وجود و اعتباريت ماهيت، مبناي اصلي فلسفة ملاصدرا و نظريات خاص اوست.‌ ‌از طرفي‌ ‌او در نظام فلسفيش تصوري روشن و دقيق از اصالت وجود و اعتباريت ماهيت ارائه نداده و از ماهيت با تعابير مختلف ياد نموده است. هريك از مفسران معاصر حكمت متعاليه، براساس ظن و مباني مطلوب خود، بنحوي ماهيت و چگونگي حكايت آن از وجود را تفسير كرده و نظر صدرالمتألهين را بر آن حمل نموده‌اند. در حاليكه با توجه به نقش اساسي ماهيت و مفاهيم ماهوي در كسب معرفت حصولي، اختلاف در تفاسير ماهيت، در نحوه» حكايت علم حصولي نيز مؤثر خواهد بود. از اينرو پژوهش حاضر با روش توصيفي ـ تحليلي در تلاش است با ارائة تفسير صحيح ماهيت از منظر مفسران معاصر حكمت صدرايي، اين مسئله را بررسي كند كه آيا شناخت ما از موجودات در علم حصولي ـ‌كه از طريق مفاهيم ماهوي حاصل ميشود‌ـ شناختي ايجابي است يا سلبي؟ بر همين اساس، تفاسير شارحان معاصر حكمت صدرايي در باب ماهيت و نوع حكايت آن‌ از وجود، نقد و بررسي ميگردد. پاسخ اجمالي اينست كه بنظر ميرسد بنابر نظر صحيح ـ‌‌كه همان نظر استاد جوادي آملي است‌ـ ماهيت، ظهورِ وجودِ متعين بوده و مفاهيم ماهوي حاكي از وجودِ محدودند؛ البته حكايتي ايجابي نه سلبي و تنزيهي.
صفحات :
از صفحه 73 تا 86