جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 43
خداباوری اسلامی و فراانسان‌گرایی
نویسنده:
محمد امدادی ماسوله ، شیرزاد پیک حرفه ، عبدالرزّاق حسامی فر، احمد عبادی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در دهۀ اخیر، گفتگو میان علم و دین وارد عرصۀ جدیدی شده و پیدایش فناوری‌های نوظهور بر پیچیدگیِ تعاملات علم و دین افزوده است. در مباحث پیشینِ علم و دین دست‌کم بر محدودیت‌های زیستی و شناختیِ (عملکرد ادراک و حافظۀ) انسان همواره تأکید می‌شد، اما جنبش فراانسان‌گرایی درصدد است این محدودیت‌ها را به‌منظور رساندنِ انسان به مرحلۀ پساانسان برطرف کند. فراانسان‌گرایی یک جنبش علمی، فناورانه، فلسفی و فرهنگی است که در تلاش است بر محدودیت‌های زیستیِ انسان (مانند بیماری، پیری و مرگ) غلبه کند و ویژگی‌های فیزیکی، عاطفی و فکری انسان‌ها، همانند ظرفیت‌های بدنی، هوشی و اخلاقی را تقویت کند. پیشرفت‌های بی‌سابقه در زیست‌مهندسی، زیست‌فناوری، نانوفناوری و زیست‌پزشکی، که می‌توانند زندگی افراد مبتلا به بیماری و آسیب‌های ناتوان‌کننده را بهبود بخشند، قادر خواهند بود به‌عنوان سنگ بنایی برای فناوری‌هایی باشند که می‌توانند انسان‌ها را ارتقاء بخشند و ماهیتش را تغییر دهند. این نکته نگرانی‌ها را درباره نحوۀ سوء استفاده از فناوری‌های نوظهور افزایش می‌دهد. پرسش اصلیِ پژوهش حاضر این است که توان و ظرفیت اندیشۀ اسلامی در سه مسألۀ خلقت، ساحت وجودی انسان و کیفیت آفرینش الهی در مواجهه با جنبش فراانسان‌گرایی چیست؟ نظریۀ خلق مدام و مداخلات اصلاحی به‌منظور بهبود شرایط انسانی به‌شرط پای­بندی به اصل ممنوعیت ضرر در اسلام را می‌توان از مزیت‌-های فراانسان‌گرایی دانست. باوجوداین، یافته‌ها با روش توصیفی-تحلیلی نشان می‌دهد که مبانی تفکر اسلامی و فراانسان‌گرایی در سه مسألۀ مذکور هم­خوانی ندارند.
صفحات :
از صفحه 203 تا 236
خداباوری و استدلال انباشتی
نویسنده:
احمد عبادی ، محمد امدادی ماسوله
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
برنامۀ پیشگامانۀ الهیات طبیعی صورت‌بندی استدلال‌های خداباورانه با تکیه بر تحقیقات تجربی بوده است. برخی الهی‌دانان طبیعی به استدلال یا برهان انباشتی توجه داشته‌اند. طبق برهان انباشتی، دلایلی که بر اساس برخی معیارها به نحو جداگانه ضعیف ارزیابی می‌شوند، ممکن است ترکیب شوند تا استدلال‌هایی را تولید کنند که قوی‌تر باشند. از این استدلال دو صورت‌بندی قیاسی و غیرقیاسی ارائه می‌شود. هر دو صورت‌بندی در سه سطح مورد ارزیابی قرار می‌گیرند: 1) مزیت‌ها: تردید در خداناباوری و ندانم‌باوری و تثبیت باورهای خداباورانه. 2) اشکالات قابل رفع: پیچیدگی فرآیند برهان انباشتی و دشواری آن برای عموم مردم، بی‌توجهی به فرضیه‌های رقیب و عدم تضمین قبول نتیجه به دلیل احتمال بالای 50 درصد مقدمات. 3) انتقادات: درآمیختگی بین احتمال درستی باور و میزان معقولیت باور و تعیین‌ناپذیری مقادیر و ارزش‌های ضروب احتمالاتیِ استدلال انباشتی. این پژوهش با تبیین کاربست الگوی انباشتی در سنت اسلامی ادامه می‌یابد تا نشان دهد چگونه اندیشمندان مسلمان الگوی انباشتی را در اثبات وجود خدا و روش‌شناسی اعتقادات همچون تراکم ظنون، اثبات صدق نبوت و اقناع‌پذیری به کار می‌گیرند. استدلال انباشتی به رغم برخی نقاط ضعف، آنجا که در تقویت باورهای بنیادین نظری (اعتقادات) و نیز شعائر و مناسک (عبادات و اخلاقیات) در دین اثربخشی دارد، عقلانی و قابل دفاع است.
صفحات :
از صفحه 5 تا 32
دین‌پژوهی شناختی و دشوارۀ تبیین
نویسنده:
احمد عبادی ، محمد امدادی ماسوله
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تا چه میزان الگوهای دین‌پژوهیِ حاصل از تحقیقات شناختی موفق بوده‌اند؟ هدف مقاله پاسخ به این پرسش است. مطالعۀ شناختیِ دین حوزه‌ای است که روش‌ها و نظریه‌های علوم شناختی را برای فهم چگونگی ایجاد و انتقال افکار، باورها و رفتارهای دینی به کار می‌گیرد. انگارۀ اصلیِ مقاله آن است که اگر الگوهای شناختی مسئلۀ تبیین را حل نکنند، عملاً طرح و برنامۀ مطالعۀ شناختیِ دین با تردید مواجه خواهد شد. تبیین‌های شناختی از چند جهت قابل نقد و بررسی‌اند و از این رو تا رسیدن به الگوهای خوب فاصله دارند. (1) مبانی نظری: شناخت سوم‌شخصی و بیگانه با تجربۀ زیستۀ دیندار دارند. بر خلاف ادعای این تحقیقات، شناخت تأملی و شهودی در دینداران توأمان است. این تبیین‌ها تأکید صرف بر طبیعت‌گراییِ روش‌شناختی دارند که این با چندتباری بودنِ مسائل دین همخوانی ندارد. (2) نگاه حذف‌گرایانه: این تبیین‌ها مؤلفه‌های مهم در شکل‌گیری، تداوم، تقویت و رواج باورهای دینی همچون جریان وحی و نبوت، تربیت، اجتماع و فرهنگ را نادیده می‌گیرند. (3) شواهد علمی: تکرار و همانندسازیِ تجربۀ دینی با تبیین‌های علمیِ عصبی‌شناختی در محیط آزمایشگاهی دشوار است. نتایج برخی تحقیقات با نظریۀ ابزار بیش‌فعالِ کشف عامل همسویی ندارد. افراد اوتیستیک خلاف ادعای نظریۀ اطلاعات اجتماعیِ راهبردی را نشان دادند. ضمن بحث از دشواری‌های تبیین در الگوهای شناختی، پیشنهادهایی برای اصلاح و تکمیل آنها ارائه شده است: توجه به نگرش اول‌شخص نسبت به دینداران، ضرورت تأکید بر شناخت آگاهانۀ باورمندان، تمرکز بر کثرت‌گراییِ روش‌شناختی در تبیین پدیده‌های دینی، توجه به زمینه‌های شکل‌گیریِ ادیان، و لزوم برخورداری از نگاه واقع‌بینانه نسبت به رشد خداباوری.
صفحات :
از صفحه 153 تا 176
خداباوری و انگاره‌های ضدشهودی
نویسنده:
احمد عبادی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
علم شناختیِ دین با رویکردی علمی به‌دنبال یافتنِ تبیین‌های علّی دربارۀ منشأ، رواج و انتقال باورهای دینی است. یکی از باورهای مرتبط با حوزۀ دین، باور به مفاهیم ضدشهودی است. مفاهیم ضدشهودی، مفاهیمی هستند که با شهودهای معمول انسانی همخوانی ندارند. این مفاهیم، اگر انسجام شناختی را از بین نبرند، موجب ماندگاری و انتقال باورهای دینی در مقایسه یا سایر باورها می‌شوند. لذا، ضدشهودی‌بودن نقش مهمی در فهم دین ایفا می‌کند. به‌رغم جایگاه مهم مفاهیم ضدشهودی در علم شناختیِ دین، معتقدیم در کاربست این مفاهیم ابهامات و اِشکالاتی وجود دارد که اگر به‌درستی تبیین و تصحیح نشوند در پذیرش و تثبیت باورهای خداباورانه خلل ایجاد می‌کند: ۱. ناتوانیِ فرابازنمایی در حل مشکل تمایز میان باورهای ضدشهودیِ دینی و سایر مفاهیم ضدشهودی، ۲. تأکید صرف بر ساختار شناختی و عدم توجه به نقش تربیت و فرهنگ در شناسایی مفاهیم ضدشهودی، ۳. ابهام در نقش تبیینیِ مفاهیم ضدشهودی، ۴. ناهمخوانیِ تحلیل برخی مفاهیم ضدشهودی مانند خدا با آموزه‌های رسمی ادیان. در پایان، دو انتقاد بر رویکرد شناختی به دین مطرح می‌کنیم: ۱. عدم توجه به شهودهای خودآگاه، ۲. به‌نظر با تبیین صرفاً طبیعیِ باورها در نظام شناختی، عوامل انسانی جای عوامل فراطبیعی را بگیرند، اما آمارها چیز دیگری نشان می‌دهند. هدف این نوشتار، تحلیل و نقد کاربست مفاهیم ضدشهودی در علم شناختیِ دین است.
افزوده‌ای بر منطق کوانتومیِ پاتنم
نویسنده:
احمد عبادی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
هیلاری پاتنم در آثارش از منطق کوانتومی دفاع می‌کند و اعتقاد دارد با توجه به مسائل به‌وجودآمده در مکانیک کوانتوم، منطق کلاسیک توان پاسخگویی به این مسائل را ندارد. از این‌رو، نیازمند یک طرح منطقیِ غیرکلاسیک (کوانتومی) هستیم. پاتنم سه دلیل اصلی برای گذار از منطق کلاسیک به منطق کوانتومی را برمی‌شمارد: 1. تردید در صدق‌های ضروریِ منطق، 2. امکان تغییر منطق و 3. طرح منطق سه‌ارزشی. دیدگاه‌های پاتنم دربارۀ این گذار به منطق کوانتومی از چند جهت قابل نقد و بررسی است: 1. پاتنم به‌رغم انتقاد از منطق کلاسیک، به‌وسیلۀ قواعد این منطق، از منطق کوانتومی دفاع می‌کند. 2. اطلاق منطقِ «درست» به منطق کوانتومی ادعای بزرگی است. 3. نتایج ضرب دکارتی در تحلیل پاتنم تغییر کرده است. 4. پاتنم در منطقش به‌جای تکیه بر «اصول موضوعه» به «شهود» توجه دارد. 5. ارزش صدق میانه، در منطق کوانتومی، ارزشی بی‌فایده و خطاانگیز است. به‌رغم این انتقادات، ما معتقدیم با نگاهی تحلیلی، تکمیلی و انتقادی می‌توان به بخش زیادی از این اِشکالات پاسخ داد. هدف این نوشتار، بازسازی نقاط قوت و ضعف دیدگاه‌های پاتنم در کاربست منطق کوانتومی است.
صفحات :
از صفحه 130 تا 149
فروکاهش‌گرایی یا نوخاسته‌گرایی؟
نویسنده:
احمد عبادی ، محمدمهدی عموسلطانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
هدف علم، تبیین واقعیت و جهان است و هدف فلسفه نیز هستی‌شناسی. دیدگاه‌های فلسفی بر نظریات علمی و نظریات علمی بر نحوه جهان‌بینی و هستی‌شناسی تأثیر مستقیم داشته است. از اوایل قرن بیستم هیمنۀ جریان علمیِ فروکاهش‌گرایی بر علومی چون منطق و فلسفه و روان‌شناسی و جامعه‌شناسی و حتی الهیات و دین‌شناسی تأثیر گذاشته است. از طرفی جریان نوخاستۀ نوخاسته‌گرایی در تقابل با فروکاهش‌گرایی در اواخر قرن بیستم باز رویش یافت. صحت‌سنجیِ فلسفی و تحلیلیِ این دو دیدگاهِ ظاهراً متقابل موجب ارتقای سطح روش‌ها و رویکردهای علمی و نیز نظریات فلسفی خصوصاً در فلسفه‌های مضافی چون فلسفه دین، فلسفه روان‌شناسی و فلسفه جامعه‌شناسی می‌شود. روش فروکاهش‌گرایی تلاش می‌کند هماهنگ با وحدت هستی، وحدت علوم را محقق سازد، نظریه‌های زائد علوم را حذف کند و با انسجام نظریات، امکان توجیه قوی‌تری را فراهم سازد. در طرف مقابل، جریان نوخاسته‌گرا کثرت سلسله مراتبیِ موجودات عالم را مستلزم طبقه‌بندی علوم می‌داند. هر سطح و طبقه‌ای قوانین و مفاهیم غیرقابل فروکاهشی دارد. فروکاهش‌گرایی در تبیین کثرت حقایق وجودی فروکاهش‌ناپذیر فرومی‌ماند؛ اما نوخاسته‌گرایی با چهارچوب نظری خود علاوه بر تبیین پیوستار و وحدت هستی، کثرت سلسله‌مراتبیِ واقعیت را نیز تبیین می‌کند. فروکاهش صرفاً گامی ضروری برای فهم و کشف علیّتِ پایین به بالا، به‌عنوان یکی از مفاهیم نظری نوخاسته‌گرایی، مورد استفاده قرار می‌گیرد و تا حدودی علت ارتباط لایه‌های وجودی را تبیین می‌کند. ولی راهبردی موفق در شناخت و تبیین لایه‌های متکثر وجود و طبقات علوم نیست. فروکاهش‌گرایی با نگاه پیشینی به واقعیت، مبتلا به داوری و ترجیح فردی می‌شود ولی در نوخاسته‌گرایی، واقعیت و هستی‌شناسی است که به روش‌شناسی و معرفت‌شناسی تعیّن و تشخص می‌دهد.
صفحات :
از صفحه 89 تا 111
قیاس مقاومت؛ به مثابه روش نقد (روی‌آوردی تاریخی)
نویسنده:
احمد عبادی ، کمیل فرحناکیان
نوع منبع :
نمایه مقاله
چکیده :
غرض از نگارش مقاله حاضر تأمل در آرای منطق دانان مسلمان در باب قیاس مقاومت است. قیاس مقاومت استدلالی است که بطلانِ قوی ترین مقدمة دلیل یک نظریه را نشان می دهد. قیاس مقاومت برای نخستین بار توسط ارسطو مطرح گردید و در منطق دوره اسلامی با فراز و فرودهایی روبه رو شد. قیاس مقاومت را می توان یکی از روش ها و فنون نقد دانست که با توجه به اهتمام اندیشمندانِ مسلمان به مقوله نقد، جایگاه آشکاری در برخی از کتب منطقی یافته است. هدف اصلی که در پژوهش حاضر دنبال می شود توجه به این نکته است که بسیاری از مسائل مربوط به حوزه روش شناسی، نزد اندیشمندانِ مسلمان مورد توجه جدی بوده اما این مباحث نه به صورت مستقل، بلکه در ضمنِ آثار منطقی طرح شده است. مقاله پیش رو مطالعه ای است موردپژوهانه با روی آوردی تاریخی که به معرفی مفهوم سازی منطق دانان از قیاس مقاومت می پردازد. و تحلیلی از جایگاه روش شناختی آن به عنوانِ نمونه ای از مسائل روش شناسی پیشینیان، ارائه می دهد. از رهگذرِ بازاندیشی و بازنگری در دیدگاه ها و اندیشه های اندیشمندانِ حوزه فرهنگ اسلامی می توان به بازسازی و بازتولیدِ الگوی علم شناسی اندیشمندان مسلمان دست یافت.
«متافیزیک شر»؛ تفسیر هستی‌شناختی از نظام آزادی
نویسنده:
احمد عبادی ، الهام السادات کریمی دورکی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
رسالۀ پژوهش‌های فلسفی در باب ذاتِ آزادی انسان (1809)، پژوهشی هستی‌شناختی دربارۀ آزادی به‌مثابۀ ذات بشر است که وجه مثبت و تعیین‌کنندۀ شر را در ذات آزادیِ انسان تصدیق می‌کند. شلینگ برای تثبیت کردن امکانِ آزادی (شر) در تمامیت هستندگان، به‌عنوان یک کل، تمایز هستی‌شناختیِ «بیناد» و «وجود» را به میان می‌آورد. ‌هایدگر این تمایز را از ابداعات فلسفۀ شلینگ به شمار می‌آورد و در رسالۀ شلینگ در باب ذات آزادی انسان (1936)، آن را «شکاف هستی» می‌نامد. به نظر او، جایگاه آزادی در نظام شلینگ در بنیادی هستی‌شناختی تحقق می‌یابد و پرسش او از آزادی قابل تحویل به پرسش از هستی، به‌مثابۀ پرسش بنیادیِ فلسفه است. بر این اساس، هدف مهم مقالۀ حاضر، تحلیل تفسیرِ هایدگر از تمایز بنیاد و وجود به‌مثابۀ شرط هستی‌شناختیِ امکان شر در نظام آزادی شلینگ است. این پژوهش در جستجوی پاسخ به این دو پرسش است که چگونه این تمایز، راه را برای تبیین بنیاد هستی‌شناختیِ امکان شر می‌گشاید؟ و چرا برای شناخت این دو اصل، باید به بررسی روح انسانی و ذات آن به‌مثابۀ آزادی پرداخت؟ نشان خواهیم داد که چگونه در تفسیر هایدگر از خوانش شلینگ، وی علی‌رغم نزدیکیِ پذیرفته‌شده‌اش به این تمایز بنیادین، همچنان فلسفۀ ایدئالیستی، از جمله نظام فلسفی شلینگ را در برداشتنِ گام نهایی ورای ساختارهای بنیادینِ متافیزیک اراده و رهایی حقیقی از سنت متافیزیکی ناکام می‌شمارد
صفحات :
از صفحه 103 تا 125
از قضیۀ بیز تا ردّ طبیعت‌گراییِ خداناباورانه
نویسنده:
احمد عبادی ، محمد امدادی ماسوله
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
بر مبنای طبیعت‌گرایی در بحث تکامل، قوای شناختیِ انسان از طریق انتخاب طبیعی، جهش ژنتیکی و دیگر مراحل کورِ جهش تصادفیِ ژن‌ها تولید شده‌اند و هدف نهایی این قوا، بقا و تولید مثل (سازگاری) است. از این‌رو، این قوا به‌دنبال تولید باورهای صادق و درست نیست، بلکه کار اصلیِ آنها تطبیق اندام جاندار با محیط پیرامون و در نتیجه زنده ماندن است. یکی از مهم‌ترین نقدها به طبیعت‌گرایی، استدلال تکاملیِ بیزمحور است. این استدلال برای ردّ دیدگاه تکامل طبیعت‌گرایانه، استدلالی مبتنی بر قابلیت اطمینان‌بخشیِ قوای شناختی ارائه می‌دهد و از طریق این استدلال، خودشکنیِ دیدگاه طبیعت‌گرایی را اثبات می‌کند. به‌رغم برخی نقاط قوتِ استدلال تکاملیِ بیزمحور در نقد طبیعت‌گرایی، این استدلال آنجا که به برخی الزاماتِ قضیۀ بیز توجه ندارد از چند جهت قابل تأمل و نیازمند تکمیل است: ۱. در این استدلال به تخصیص ارزشی مشخص توجه نشده است. ۲. قابلیت اطمینانِ قوایِ شناختی، گاه نیازمند تعلیق است. ۳. اعتبارپذیریِ باورها در انواع مختلفی طبقه‌بندی می‌شوند. ۴. استدلال بیزی، دیگر شواهد مرتبط با اطمینان‌پذیریِ قوای شناختی را نادیده می‌گیرد. ۵. نتیجۀ «احتمال قابلیت اطمینان قوای شناختی، ۱ است»، بنابر نظریۀ تأیید بیز، نتیجه‌ای نادرست است. ۶. شاید شواهد مستقل، طبیعت‌گرایی و تکامل را موقتاً از اِشکال خودشکن‌بودن نجات دهد، اما خودشکنیِ طبیعت‌گرایی از طریق دیگر استدلال‌ها قابل اثبات است و لذا اِشکال خودشکنی همچنان به قوت خود باقی است. این مقاله دو هدف را دنبال می‌کند: نخست، تحلیل استدلال تکاملیِ بیزمحور در رد طبیعت‌گرایی و دوم، ارائۀ افزوده‌ها و پیشنهادهایی برای تکمیل آن.
صفحات :
از صفحه 49 تا 69
خداباوری و الگوی استدلال موفق
نویسنده:
احمد عبادی ، محمد امدادی ماسوله
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این پژوهش به پرسشِ «الگوی یک استدلال موفق در الهیات طبیعی چیست؟» پاسخ می‌دهد. سه معیارِ اقناع‌سازی، پذیرش مقدمات، و مورد انباشتی که به منظور توجیه/ ردّ خداباوری مطرح شده‌اند با روشی تحلیلی‌ـ انتقادی مورد بررسی قرار گرفتند. نتیجه آنکه هیچ‌یک از این سه معیار از آنجا که از محدودیت‌هایی برخوردارند به‌تنهایی معیاری مناسب برای استدلال موفق نیستند. انگارۀ اصلیِ مقاله آن است که باورهای دینی را نتیجۀ یک فرایندِ منطقی‌ـ معرفت‌شناختی ببینیم و برای موفقیت استدلال‌های دین‌پژوهانه به عوامل منطقی، معرفتی، هستی‌شناختی، محیطی، فرهنگی، تربیتی، تاریخی، و جغرافیایی توجه کنیم. بنابراین، به جای اعتقاد به یک معیار خاص، باید معیار را چنان «فرایند» در نظر بگیرید. این انگاره توجه ما را به چند نکتۀ مهم جلب می‌کند: 1. انتخاب معیاری واحد برای همۀ استدلال‌ها یا سنجش یا دسته‌بندی استدلال‌های مختلف بر اساس یک معیار مشترک چالشی پیچیده و سخت است؛ زیرا دربارۀ هدف، روش، منابع، و محدودۀ الهیات طبیعی اتفاق‌نظر وجود ندارد. 2. بهتر است روی مجموعِ مزیت‌ها، جنبه‌های مثبت، و نقاط قوت معیارها به صورت یک کل تمرکز کنیم. 3. معیار یک استدلال موفق را به شکل تک‌بُعدی و نقطه‌ای در نظر نگیریم! بلکه معیار را یک «فرایند» ببینیم؛ فرایندی که به هر معیار این امکان را می‌دهد که به‌رغم توجه به توانایی‌هایش روی مزیت معیارهای دیگر تمرکز کند. 4. اگر معیار را یک فرایند بدانیم ارتباط و تعامل این سه معیار بنا بر نوع و مراحل و زمینۀ استدلال امکان‌پذیر خواهد بود تا بتوان در الهیات طبیعی از هر سه معیار در کنار هم و نه جدا از هم سود بُرد.
صفحات :
از صفحه 103 تا 117
  • تعداد رکورد ها : 43