جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرور > مرور مجلات > عرفانیات در ادب فارسی > 1393- دوره 5- شماره 20
  • تعداد رکورد ها : 8
نویسنده:
هادی حاتمی، عبدالله نصرتی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تصوّف در آغاز یک حرکت صرفاً اخلاقی و پرهیزکارانه بود اما کم کم این جریان فکری به نهادی عظیم تبدیل شد با آداب و ادوات فراوان. بزرگان این مکتب کوشیدند تا با نوشتن کتاب‌هایی در جهت تبیین آداب آن، ضمن آموزش مریدان، به گمان خود از انحراف این جریان جلوگیری کنند. آنان برای بیشتر اعمال خود آدابی بر شمردند تا جایی که وجود این آداب فراوان در تعریفی که از تصوّف شده هم تأثیر گذاشته و گفته‌اند: «تصوّف رعایت آداب است.» «عزیزالدین نسفی» در کتاب خود به بیان مباحث عبادت، ذکر، خلوت، ریاضت، صحبت، سفر، سماع، و طعام خوردن صوفیان پرداخته، برای هر کدام از این اعمال رعایت آدابی را لازم می‌داند. این مقاله بر آن است تا آداب اهل تصوّف را از دیدگاه نسفی صاحب کتاب «انسان کامل» بررسی کند.
صفحات :
از صفحه 83 تا 104
نویسنده:
علی گوزل یوز، طیبه پرتوی‌ راد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
سماع به‌عنوان بارزترین مشخصه صوفیگری مرکب است از موسیقی و رقص و ذکر با آدابی ویژه که به اهتمام موافقان و علی­رغم نظر مخالفان آن،‌ از سده سوم هجری آغاز و تاکنون به حیات خود ادامه داده است. این آیین مانند تمامی آیین­های اعتقادی دارای ظاهر و باطنی است که راه یافتن به باطن آن به‌آسانی امکان­پذیر نیست. پس از مولانا، این آیین به همت فرزندان و نوادگان او نظام­مند شده است و برخلاف گذشته که سماع مختص صوفیان و در بین آن‌ها صورت می­گرفت، در سال­های اخیر از جانب فرقه مولویه، در معرض دید عموم گذاشته می­شود. نگارندگان این مقاله در پی آن‌اند تا به روش کتابخانه­ای و میدانی به بررسی و تحلیل نشانه­شناسی سماع فرقه مولویه بپردازند و آراء مختلف را درخصوص رمزگان­های سماع گرد آورند و به مخاطب در درک و دریافت معانی رمزگان­های سماع هنگام خواندن متون عرفانی و یا دیدن مراسم سماع، یاری رسانند.
صفحات :
از صفحه 37 تا 56
نویسنده:
قهرمان شیری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
فلسفه­ تکوین شماری از حکایت­ها و کرامت‌های صوفیه بدون تردید در هدف­های تعلیمی آن­ها نهفته است. بعضی از باورها و معتقدات مذهبی برای تفهیم به مریدان، عملاً با حکایت­های متعدّد به صورت عملی به تصویر کشیده شده است تا برای سالکی که تازه به این راه قدم نهاده است یک اعتقاد قلبی و درونی، با تجسّم بیرونی ملموس‌تر جلوه نماید. به این سبب است که بین دیدگاه­ها و اندیشه­های خاص مشایخ و حکایت­های مرتبط با آن­ها همواره ارتباط مستقیم وجود دارد. تأکید بایزید بر فنا و جنید بر شریعت، حکایت­ها منقول از گفتار و کردارهای آن­ها را نیز در شعاع تأثیر این موضوعات قرار داده است. حسّاسیت ابراهیم خواص بر توکّل، ابوالحسین نوری بر ایثار و سهل تستری بر ریاضت، حکایت­های منسوب به آن­ها را نیز اغلب به طور مستقیم بر همین موضوعات متمرکز کرده است.
صفحات :
از صفحه 105 تا 126
نویسنده:
حمیدرضا اردستانی رستمی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در سده­های نخستین مسیحیّت، آیینی گنوسی (عرفانی) پا می­گیرد که در طول قرون متمادی در سراسر چهان پراکنده می­شود. این آیین جهانی، در ایران باستان، مانی را و در دورۀ اسلامی، بنابر نظر بسیاری از پژوهش­گران، اسماعیلیان را تحت تأثیر خود قرار می­دهد. پژوهشِ پیش رو، دو شاعر در ادبیات فارسی و عرب؛ یعنی ناصرخسرو اسماعیلی و ابوالعلاء معرّی را با معیار قرار دادنِ اندیشه­های گنوسیشان سنجیده است. در این­که ناصرخسرو اسماعیلی است، تردیدی نیست؛ امّا دربارۀ تأثیر ابوالعلاء از گنوس اسماعیلی باید گفت مطابق با معجم­الادبا، او با یکی از داعیانِ اسماعیلی مکاتبه داشته است. هم­چنین باید دانست که در نزدیکی ابوالعلاء، برخی گروه­های اسماعیلی می­زیستند که احتمالاً بر او تأثیر گذار­ بوده­اند. در این فرصت، برای اثبات متأثّر شدنِ این دو شاعر ـ که در یک عصر زیسته‌اند- از گنوسِ (عرفان) اسماعیلی، بـرخی از همانندی­های آنـان، ماننـد مشهور بـودنشان بـه زنـدیقی و بطن­گرایی­شان (تأویل صوفیان)، اعتقاد بـه حلول و تناسخ/ تقمّص (تناسخ)، بزرگ­داشتِ خرد (خرد لدنّی صوفیّه)، بدبینی بـه دنیا، بـررسی می­شود.
صفحات :
از صفحه 176 تا 195
نویسنده:
مصطفی گرجی، مهدی محمدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
یکی از شاعران و عارفان ایرانی که در فرهنگ و عرفان اسلامی- ایرانی نقشی پررنگ دارد؛ بی­تردید جلال الدین محمد بلخی است. او به دلیل تأمل عمیق در جهان پیرامون خود و درک معرفت صحیح از باطن آدمی، در ابعاد مختلف شناخت شناسی همچون خداشناسی، خودشناسی و کیهان­شناسی غورکرده و اشراف داشته است. او با تأکید بر عرفان و سعادت حقیقی و تکامل روحی انسانی از سویی و شناخت جایگاه انسان در هستی از سوی دیگر بر روابط چهارگانه ارتباط انسان با خدا،‌ خود، دیگر انسان­ها و طبیعت تأکید دارد. بررسی این روابط در مثنوی به گونه­ای طراحی شده است که باورمندی به خدا (متشخص و نامتشخص) در نوع ارتباط انسان با خود، دیگر انسان­ها و طبیعت تاثیر گذاشته است. با این رویکرد، این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و با واکاوی مثنوی، به بررسی ارتباط انسان با خدا، خود، دیگران و طبیعت از منظر مولوی می­پردازد. نتیجه پژوهش نشان می­دهد که مولوی با درک تصور خداوند به عنوان موجودی متشخصِ­ انسان­وار و در مواردی نا انسان­وار در نحوه ارتباط انسان با خود، دیگران و طبیعت اندیشه­های نابی دارد که این مقاله به تحلیل و نقد هر کدام از این ارتباطات پرداخته است.
صفحات :
از صفحه 11 تا 36
نویسنده:
سعید قشقایی، راضیه سلمانپور
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در این مقاله به بررسی افزایش تنش از دیدگاه مولانا وفرانکل وشباهت­ها وتفاوت­­ها­ی این دو دیدگاه پرداخته شده است. اگرچه فرانکل و مولانا درهدف نهایی و چگونگی رسیدن به آن باهم متفاوت هستند امّا هر دو در یک چیز باهم وجه اشتراک دارند و آن هم افزایش تنش است نه کاهش تنش. فرانکل برخلاف فروید به افزایش تنش اعتقاد دارد؛یعنی آنچه انسان به آن نیاز دارد یک وضیعت بی تنش نیست بلکه عامل تلاش وکوشش انسان ، هدف وآرزوهایی است که او را به جلومی­کشاند وهرچه هدف والاتر باشد، سرعت سیر افزایش می­یابد. مولانا هم معتقد به افزایش تنش است، اگرچه دربین اشعارش هرگز چنین ترکیب وکلامی رابه کار نبرده است ولی او مردم را به جد وجهد سفارش می­کند ومعتقد است هرچه انسان برتلاش خود بیفزاید ،سریع­تر به هدفش نایل می­گردد و هرچه هدف والاتر وباارزش تر باشد، تلاش برای دست­یابی به آن افزایش می یابد.
صفحات :
از صفحه 127 تا 144
نویسنده:
وحید سبزیان‌پور، سمیره خسروی، صدیقه رضایی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مثنوی معنوی دربرگیرنده گونه‌ای از داستان‌‌ است که از لحاظ موضوع و شخصیّت، غالباً از نوع تمثیلی به شمار می­آید و از درون‌مایه تعلیمی، اخلاقی و یا عرفانی برخوردار است. پاره‌ای از این ‌داستان‌ها، چه در ساختار کلّی و چه در درون‌مایه، شباهت به افسانه‌های ازوپ دارند. برای انجام این تحقیق، ابتدا تمامی داستان‌های ازوپ مورد ارزیابی قرار گرفت و در میان آن­ها، هفده داستان با داستان‌های مثنوی مشابهت‌های پیدا و پنهان داشت که آن­ها را در این پژوهش با یکدیگر مقایسه نمودیم. نتیجه مقایسه حاکی از شباهت ساختاری پنج داستان از مثنوی با افسانه­های ازوپ است که تردیدی در اقتباس آن­ها از ازوپ دیده نمی‌شود چراکه این داستان‌ها منطبق با فابل‌های ازوپ مطرح شده‌اند و تفاوت‌های آشکاری با دیگر نمونه‌های مشابه در ادب فارسی و عربی دارند. در شش داستان نیز با وجود دخل و تصرّف مولانا در تغییر شخصیّت­های داستان، نتایج به گونه­ای است که احتمال اقتباس را نمی­توان نادیده گرفت. در شش مورد آخر هم نتایج افسانه­های ازوپ در ابیات حکیمانه مولانا به­گونه­ای آمده که اگر نشان از اقتباس نداشته باشد نشان­دهنده تجربه­های مشترک بشری، احساسات همسان و معرفت مشترک انسانی است.
صفحات :
از صفحه 57 تا 82
نویسنده:
تورج عقدایی، هاجر خادم
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
اگر چه اندیشه‌های عرفانی مولانا در مثنوی، با تفاوتی چشمگیر نسبت به آثار تعلیمی دیگر، ثبت­شده، ناب‌ترین اندیشه‌های عاطفی او را باید در غزلیات­شمس مشاهده کرد. اندیشه‌هایی که در پشت پرده الفاظ پنهان‌اند و از افق گسترده آگاهی و دانایی مولانا پرده بر می‌گیرد. بی‌گمان از میان هزاران اندیشه نابی که در ذهن مولانا موج می‌زند، «حیرت» از کلیدی‌ترین آن‌ها برای راه‌یابی به این بحر ژرف، خواهد بود. موضوع مقاله حاضر بررسی اجمالی حیرت در غزلیات شمس است. مولانا برای باز نمود این موضوع نه تنها از واژه حیرت و مشتقات آن بهره می‌گیرد؛ بلکه آن را از رهگذر دال‌های دیگر نظیر «سرگردانی»، «سرگشتگی»، «تعجب» و نظایر این‌ها به خواننده القا می‌کند. در این میان تصویرهای زیبا و از آن جمله استفاده او از دایره و پرگار برای تجسم سرگردانی، نظرگیر است. به هر روی در این وجیزه نگاهی گذرا به منشا حیرت مولانا افکنده‌ایم و از آن پس پیوند آن را با عقل و فکر و عجز ادراک بشر در فهم حقایق و عشق و توانمندی‌اش در این راه، بر رسیده و با اشارتی به حقیقت و زیبایی، زبان و خاموشی و پیر، سخن خود را به پایان برده‌ایم.
صفحات :
از صفحه 145 تا 175
  • تعداد رکورد ها : 8