جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرور > مرور مجلات > عرفانیات در ادب فارسی > 1391- دوره 3- شماره 10
  • تعداد رکورد ها : 7
نویسنده:
سهیلا ذوقی، علی محمّد مؤذّنی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
انسان کامل سرچشمۀ همۀ معارف اولیا و انبیا در باب خداوند است، بلکه او خود حقیقت الهیّه ابدی است. با تشریح توانایی­ها و ویژگی­های انسان کامل باید او را زبده و خلاصۀ انسان­ها و وارث انبیا ، و دل او را جام جهان نما و آیینۀ گیتی نامید. این جاست که انسان کامل مظهر عنایت الهی واقع شده و جهان به وسیله او نگهداری و تدبیر ‌می­شود. او خلیفۀ الهی و نایب خداست که به این ساحت خاکی فرود آمده تا مظهر جلال آن کسی باشد که جهان را وجود بخشیده است. هیچگاه عرصۀ آفرینش از وجود او خالی نیست و در میان همۀ اولیای الهی در یک زمان، یک نفر قطب کامل وجود دارد که مقام و مرتبه­اش از همه بالاتر است. در مقاله حاضر به بررسی اندیشه و دیدگاه مولانا و ابن عربی درباره انسان کامل پرداخته شده است.
صفحات :
از صفحه 127 تا 138
نویسنده:
محمّد حسن حائری، نازگل دریاباری
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
شعر قدسی نمونه شاخص سبک هندی است که اغلب ویژگی­های سبک هندی را دارا می­­باشد. اگرچه ویژگی­هایی مانند ترکیب­سازی، تصاویر پارادوکسی، حسّامیزی، وابسته­های عددی و... در شعرش بسامد بالایی ندارند، اما دو ویژگی اصلی مضمون سازی و اسلوب معادله که بنیان سبک هندی بر آن استواراست، در شعر او بسیار چشمگیر است و همین امر موجب شده است تا شعر او نمونه بارز این سبک باشد. شبکه تصویرها (موتیو) نیز به عنوان یکی دیگر از ویژگی­های سبک هندی در شعر قدسی جلوه نموده است. «موتیو» عبارت است از آنچه مرکز تصویر و شبکه تداعی در شعر باشد، مانند شمع و پروانه که شاعر برپایه آن­ها، به مضمون‌آفرینی و تصویر سازی اهتمام می‌ورزد. در این مقاله، سعی شده تا با توجّه و اشاره به مختصات سبک هندی، به مؤلفه شبکه تصویرها (موتیو) و تصویرآفرینی آن­ها براساس سه موتیو حباب، شمع و غنچه در شعر قدسی مشهدی پرداخته شود تا هنر شاعری این شاعر برجسته از این منظر مورد شناخت قرارگیرد.
صفحات :
از صفحه 11 تا 33
نویسنده:
محمّدعلی روشنی‌نژاد
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
اوستا کتاب مقدّس زرتشتیان است. اوستا همچنین نامی است که به مجموعه متون مقدّس دین سنّتی مزدیسنایان گفته می‌شود و دارای بیست و یک یشت است و بهرام یشت، یشت چهاردهم به این ایزد پیروزی (ورثرغنه) اختصاص دارد که از کهن‌ترین بخش‌های اوستای متأخّر بوده و دارای عناصر بَدوی است. بهرام یشت از جمله یشت‌هایی است که خوب حفظ نشده است با این حال تصویر روشن و جامعی از الوهیّت وی به دست می‌دهد. بهرام یشت مشتمل بر شصت و چهار بند است که درباره تجسم‌هایی است که این ایزد به زرتشت ارائه می‌کند؛ مثل باد، گاو نر (ورزا)، اسب، شتر، گراز نر، جوان (پانزده ساله)، پرنده، قوچ، گوزن و مرد. (28-1) همچنین نیروها و هدایایی چون پیروزی در اندیشه، گفتار و کردار را که به زرتشت و کسانی که طبق آیین دینی، او را ستوده‌اند یکایک برشمرده و به آن­ها ارزانی می‌دارد (33-31)؛ توصیف پر جادویی ویژه‌ای که در جنگ‌ها باعث شکست‌ناپذیری می‌شود (46-34)؛ و سرانجام با ستایش و یزش، این یشت پایان می‌پذیرد (64-47). بهرام در عصر آریایی‌ها به دلیل نیروهای بسیارش در تمامی جنبه ها بدل به الگوی مردانگی شد. او همچنین دارای ویژگی‌های مشابهی به عنوان ورِتَرهن (Vrtrahan) ایندره ودایی است. هندی‌ها او را به عنوان بزرگ­ترین جنگجو، عاشق‌پیشه و نوشنده ستایش می‌ کردند. این خدای هندی اصالتاً شخصیت انتزاعی فرو دست‌تری داشت. ایرانیان نیز به او (ایندره) به خاطر تمایل وافرش به نوشیدنی هوم (saoma) نسبت دیو دادند اما اعتبار، احترام و لقب ممتاز ورترَهن را که در متون ودایی به عنوان «دفع‌کننده تهاجم و حمله» آمده بود، بازسازی کرده و او را به مقام ایزدی رساندند که همان شکل ورثرغنه یا ایزد جنگ ایرانیان است.
صفحات :
از صفحه 34 تا 50
نویسنده:
علی دهقان، دادرس محمدی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
از دیرباز بشر خیال­پرداز برای ارضای طبع عجایب­پسندش در کارگاه ذهن خویش دست به خلق اسطوره­ها زده و این اسطوره­ها نه تنها در بستر ادبیّات بالیده­اند و ستبر گشته­اند، بلکه به غنی­سازی ادبیّات کمک شایانی کرده­اند. سیمرغ از عناصر اساطیری بزرگی است که در عرصه ادبیات و مخصوصاً در حماسه و عرفان حضور یافته و ایفای نقش نموده است. اما پاسخ به این پرسش که قدمت حضور سیمرغ در کدام یک از این دو عرصه بیشتر است و ابعاد وجودی آن چه تفاوت­های اساسی در این دو نوع ادبی دارد؟ به تبیین جلوه­های نقش­آفرینی این اسطوره به عنوان یک عنصر شاخص از عناصر اساطیری ادب فارسی، در متون عرفانی و حماسی کمک خواهد کرد. مسلّماً سیمرغ نخست وارد ادبیات حماسی شده، از آنجا به حوزه عرفان راه یافته و در این تغییر فضا شخصیّت اسطوره­ای آن اندکی دچار تحوّل شده است و خصایصی همچون وحدت شخصیّت، عدم تناسل و زاد و ولد، شکست ناپذیری، جاودانگی و عدم قابلیّت ادراک حسی و عقلی، سیمرغِ عرفان را از سیمرغِ حماسه -که فاقد این ویژگی­هاست- متمایز ساخته است. در این مقاله کوشش شده است ابتدا تعریف اجمالی از سیمرغ ارائه شود، سپس اهمّ تغییرات شخصیت سیمرغ در گذر از حماسه به عرفان بر مبنای دو شاهکار حماسی و عرفانی یعنی شاهنامۀ فردوسی و منطق­الطّیر عطّار مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
صفحات :
از صفحه 51 تا 66
نویسنده:
قهرمان شیری
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
رقابت همیشه عمل مذمومی نیست؛ گاهی می­تواند انگیزه و عامل پیشرفت در حوزه تفکّر و تمدن باشد. آن چیزی که همواره از رقابت چهره نامطلوب در ذهن­ها ترسیم می­کند مجادلاتی است که رابطه­ها را عرصه جولان منازعات می­کند. محلّ حضور رقابت اغلب در فعّالیت­های دنیایی است که اهل تصوّف بر اساس جهان­بینی اعتقادی خود رغبت چندانی به آن ندارند. امّا واقعیت این است که در بسیاری از دوره­ها نه تنها حامیان و هواداران مشایخ بلکه گاه خود مشایخ بزرگ نیز در حوزه فکر و ذکر و استغراق در حالات و مقامات عرفانی با یکدیگر به مجادله و رقابت می­پرداختند. گاهی اساس این رقابت­ها به اختلاف دیدگاه­ها در پاره­ای از آداب و اندیشه­ها باز می­گشت و گاهی نیز ریشه این رقابت­ها در اختلافات دیرینه محیط­های اقلیمی و خود ـ برترشماری­های مردمان آن نهفته بود. کثرت این اختلاف­ها در نخستین سده­های پیدایش تصوّف، به شکل­گیری چند کانون رقابت انجامید و فرجام آن­ها در دوره­های بعد، فرقه­ها و سلسله­های اسم و رسم­دار صوفیّه را به تاریخ تصوّف وارد کرد.
صفحات :
از صفحه 67 تا 88
نویسنده:
محمود حکم آبادی، صفورا کاظمیان
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
رشد و هدایت ذوق­های ادبی تحت تأثیر عوامل بسیاری از جمله تابوهاست که مهم­ترین عامل در این امر محسوب می‌شود. پلیدی ها و تقدّس های رشد یافته، بدون زمینه منطقی و دلیل موجّه و با منشاء و ریشه نامشخص، باورها و اندیشه هایی را در جامعه می‌پرورد که نه تنها عملکرد عوام، بلکه اندیشه شاعران را در خود تنیده و بدان خط سیر ویژه می‌بخشد. بررسی روش شناختی در بعضی از متون نظم، منجر به مطالعه­ای مقایسه­ای بین شاعرانی با روش واحد و ذوق های ادبی متفاوت می‌شود. در این مقاله، مقایسه تابوها و تابو شکنی­های « فرّخی سیستانی »،« منوچهری دامغانی » ، « فردوسی » و « ناصرخسرو »، ما را بر آن می‌دارد که در این نوع تحلیل و موازنه، ذوق ادبی را جانشین نوع ادبی نماییم و به نظر می‌رسد این چهار شاعر، روشی واحد ( ستایش گویی ) را، در عین تفاوت محتوا و درون مایه های شعری، برای مقاصد متفاوت برگزیده­اند و تابوها که بیش از هر چیز، بن مایه سروده های ایشان را شکل می‌دهد، ذوق ادبی را در هر یک دیگرگونه کرده است. با این که « تابوی دربار » فرخی و منوچهری را به اثبات برتری درباریان و « تابوی اسطوره » فردوسی را به احیاء اسطوره ها و تاریخ، و « تابوی دین » ناصرخسرو را به اثبات عقاید اسماعیلی­اش برانگیخته است، اما بن مایه روش هر چهار سراینده، یکی است: پیوند با یک تابو و شکستن تابویی دیگر. به هر روی به نظر می‌رسد که نتایج این جستار قابل تسرّی به سایر شاعران و دیگر اشعار نیز باشد؛ چرا که قلمروها و حریم ها انگیزه­ای می‌شوند برای سرودن، و به این ترتیب ارزش ها و ضد ارزش ها در متون جان می‌گیرند؛ تابویی متولّد می‌شود و تابویی دیگر می‌شکند و از بین می‌رود.
صفحات :
از صفحه 83 تا 110
نویسنده:
هادی خدیور، شیما فرجی فر
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
ناز و نیاز یکی از مضامین رایج در اشعار عاشقانه و عارفانه ادب پارسی است. در روابط عاشقانه هرگاه در یکی از دو طرف، احساس نیاز شکل گیرد، معمولاً طرف مقابل به ناز روی آورده و آن­گاه که در دیگری احساس بی‌نیازی پررنگ شود، طرف مقابل نیازمندانه به جانب او روی می‌آورد. باید گفت اصولاً چنین روابطی که مبتنی بر ناز و نیاز است در کنش‌ها و گفتگوهای عاشقانه و عارفانه ادب پارسی جلوه‌ای بارز می‌یابد. نوشته حاضر می‌کوشد تا به بررسی کمّ و کیفِ ناز و نیاز در ادب عاشقانه و عارفانه سبکِ عراقی و مکتب وقوع با تکیه بر غزلیّات سنایی، حافظ و وحشی بافقی بپردازد. در این مقاله پس از ارائه تعاریفی از ناز و نیاز، به بررسی جلوه‌های آن در غزلیّات سنایی ،حافظ و وحشی بافقی پرداخته شده است.
صفحات :
از صفحه 139 تا 168
  • تعداد رکورد ها : 7