جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرور > مرور مجلات > تأملات اخلاقی > 1404- دوره 6- شماره 3
  • تعداد رکورد ها : 7
نویسنده:
محمدمهدی صادقی
نوع منبع :
نمایه مقاله
چکیده :
موضوع این مقاله، قابلیت توجیه مجازات شخص حقوقی در بستر نظریه‌های فلسفه‌ی مجازات به مثابه شاخه‌ای از فلسفه‌ی اخلاق هنجاری است. این شخص، موجودی اعتباری می‌باشد که از سوی گروهی از انسان‌ها در قالب عناوینی چون هیأت مدیره، مدیرعامل و سهامدار تشکیل و اداره می‌گردد و می‌تواند همانند انسان‌ها مرتکب جرم شود. به منظور توجیه مجازات شخص حقوقیِ مجرم، سه دسته‌ی کلی از نظریه‌ها مورد تحلیل قرار گرفتند که عبارتند از سزاگرایی کلاسیک و نوین، بازدارندگی و سلب توان بزهکاری. نظریه‌های سزاگرایی، ارتکاب جرم را نقض اخلاق تلقی می‌کنند و حسب مورد، مجازات برابر یا متناسب با جرم را به دلیل احیای نظم اخلاقی جامعه موجه می‌شمارند. نظریه‌های بازدارندگی دست‌کم به دو دسته‌ی خاص و عام تقسیم می‌شوند. بازدارندگی خاص هدف از مجازات را جلوگیری از ارتکاب مجدد جرم از سوی مجرم می‌داند و نظریه‌های بازدارندگی عام به طور کلی، مجازات را به این دلیل که موجب ترساندن مجرمان بالقوه و اجتناب آن‌ها از ارتکاب جرم می‌شود، توجیه می‌کنند. سرانجام، به موجب نظریه‌‌های سلب توان بزهکاری، تحمیل مجازات با هدف پیشگیری از تکرار جرم یا تقویت قانون‌مداری و آگاهی حقوقی اعضای جامعه موجه است. طبق یافته‌های پژوهش، نظریه‌های سزاگرایی کلاسیک، بازدارندگی خاص و عام و سلب توان بزهکاری نمی‌توانند مجازات اشخاص حقوقی را توجیه کنند. از میان چهار توجیه ارائه‌شده از مجازات در سزاگرایی نوین، تنها طبق نظریه‌ی «احساسات تنبیهی جامعه» مجازات اشخاص حقوقی به دلیل ارتکاب جرایم بسیار شدید و خطرناک توجیه‌پذیر به نظر می‌رسد.
صفحات :
از صفحه 135 تا 159
نویسنده:
سپیده بادامچی ، ابوالفضل فرید ، اکبر علیلو
نوع منبع :
نمایه مقاله
چکیده :
بشر از دیرباز به این دانش رسیده است که زندگی کردن بر اساس اخلاق سبب تأمین سلامت روان، بهبود روابط اجتماعی و تعالی انسان می شود. اصول اخلاقی همه ابعاد زندگی فردی و اجتماعی را فرا می گیرد که تعامل اخلاقی با خویش، اخلاق خانواده، اخلاق شهروندی، اخلاق مشاغل، اخلاق در فعالیت های سیاسی و مناسبات بین المللی نمونه هایی از ابعاد زندگی اخلاقی را نشان می دهند. اصول برای سازماندهی برنامه ها و تبلور فعالیت ها یک چهارچوب فلسفی به وجود می آورد. بنابراین اخلاق حرفه ای، مجموعه ای از اصول و استانداردهای سلوک بشری است که رفتار افراد و گروه ها را تعیین می کند. از آنجا که دامنه موضوعات در حوزه ی اخلاق حرفه ای بسیار گسترده و متنوع است، پژوهش حاضر با توجه به مسئولیت خطیر دستگاه آموزش و پرورش در تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان، به بررسی اخلاق حرفه ای از منظر مشاوران مدارس پرداخت چراکه بسیاری از رفتارها و اقدامات مشاوران و روانشناسان، متأثر از ارزش های اخلاقی است و عدم توجه به اخلاق کار در مشاوران و روان شناسان می تواند معضلاتی بزرگ برای مدارس به وجود آورد. روش پژوهش، کیفی از نوع پدیدارشناسی بود
صفحات :
از صفحه 67 تا 109
نویسنده:
امیرحسین خداپرست
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مفهوم زخم اخلاقی، که نخست در روان‌پزشکی نظامی ظهور یافت و، سپس، به دست نانسی شرمن در چارچوب فلسفه‌ی اخلاق بسط یافت، ناظر به نوعی رنج درونی و پایدار است که در پی مشارکت فعالانه یا منفعلانه‌ی فرد در عملی پدید می‌آید که از منظر اخلاقی برای او قابل پذیرش نیست. در این مقاله، با تکیه بر تحلیل نظری شرمن در کتاب پس از جنگ: التیام زخم‌های اخلاقی سربازانمان، می‌کوشیم تجربه‌ی جنگ اخیر بین اسرائیل و ایران را از منظر اخلاقی بازخوانی کنیم. از رهگذر تحلیل سه‌لایه‌ای (تجربه‌ی سرباز، عملکرد فرماندهان نظامی و سیاسی، و واکنش جامعه‌ی مدنی)، نشان می‌دهیم که چگونه جنگ می‌تواند زخم‌هایی اخلاقی بر جای بگذارد که صرفاً با درمان‌های روان‌شناختی یا بازنمایی‌های قهرمان‌گرایانه قابل فهم یا التیام نیستند. سپس، توضیح می‌دهیم که زخم اخلاقی زمانی عمیق‌تر می‌شود که زبان گفت‌وگوی اخلاقی در جامعه غایب باشد، ساختارهای فرماندهی شفافیت نداشته باشند و مسئولیت‌پذیری جمعی سرکوب یا فراموش شود. در نهایت، با استفاده از آثار مکملی از متفکرانی چون مارگارت اوربن واکر، چشر کالهون و جف مک‌ماهان، امکان‌پذیری ترمیم اخلاقی را در سطح فردی و نهادی بررسی خواهیم کرد. هدف اصلی مقاله نه صدور حکم سیاسی درباره‌ی مشروعیت جنگ بلکه ارائه‌ی چارچوبی فلسفی برای فهم پیچیدگی اخلاقی تجربه‌ی جنگ در بافت اجتماعی ایران و تأمل در امکان بازسازی معنا و اعتماد در وضعیت پساجنگ است.
صفحات :
از صفحه 7 تا 26
نویسنده:
سیده فاطمه نورانی خطیبانی ، مریم سالم
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در رسالهٔ تسلّای فلسفه با سه «چه» مواجه هستیم: 1. چه هستیم؟ 2. از خود چه داریم؟ 3. در پی چه باید باشیم؟ این سه سؤال و پاسخ آنها «شناخت‌شناسی» در تسلای فلسفه است؛ و غایت طرح این سه سؤال و پاسخ به آنها «ارزش شناسی» در این رساله هستند. ساحت انسان گرایانۀ این رساله و چرایی و چگونگی تسلّابخشی فلسفه در شرایطی که بوئثیوس در انتظار اعدام، نه چیزی برای از دست دادن و نه فرصتی برای به دست آوردن داشت، موجب شد تا سه مسئله به روش تحلیلی _توصیفی مورد واکاوی قرار گیرند: 1. آیا بوئثیوس در این رساله «شناخت» را ممکن می‌داند؟ 2. این شناخت از چه نوعی و چگونه است؟ 3. ضرورت و غایت پرداختن به این شناخت‌شناسی چیست؟ بوئثیوس در تسلّای فلسفه نوعی شناخت‌شناسی با توجه به مبدأ و مقصد ارائه می‌دهد که در آن «خودآگاهی» حدّ تمیّز انسان با دیگر چیزها قلمداد می‌شود. از نظر او هر چیزی از این جهت ارزشمند است که غایتمند باشد و غایت فعل انسان خداوند است تا انسان خداگونه شود. از آن جایی که ارزش‌شناسی در رأی بوئثیوس با مفاهیمی همچون خیر و سعادت در ارتباط است، ارزش در این رساله از نوع «اخلاقی» است. در این رساله، فلسفه به انسان می‌آموزد که چگونه با فعل خود می‌تواند با خداوند در عالی‌ترین مرتبۀ شناخت نسبت پیدا کند و به این درک عالی برسد.
صفحات :
از صفحه 161 تا 177
نویسنده:
رمضان مهدوی آزادبنی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در این مقاله با اتکا بر آرای سقراط در محاورات افلاطون و نظریه عقلانیت انتقادی کارل پوپر، استدلال شد که رعایت ضوابط عقلانیِ نظام‌مند، شامل: فروتنی معرفتی، مسئولیت شناختی و انسجام درونی، به نحو ضروری به تعهد اخلاقی منجر می‌شود. در برابر نقد ارسطو دربارۀ «آکراسیا» (ضعف اراده)، نشان داده شد که عقلانیتِ فرآیندمحور بر خلاف معرفت ایستا می‌تواند شکاف بین «دانستن» و «عمل کردن» را پر کند. در بخش نخست، با بازخوانی محاوره پروتاگوراس، از سقراط که از تساوی معرفت با فضیلت دفاع می‌کند در پرتو چهارچوب عقلانیت انتقادی پوپر بازسازی شد. در این رابطه تأکید گردید عقلانیت انتقادی نه تنها ابزار کشف حقیقت، بلکه چهارچوبی برای التزام اخلاقی است. در ادامه، با تحلیل مفهوم «فروتنی معرفتی» در فلسفه علم پوپر ثابت شد که پذیرش خطاپذیری، تعهد به شفافیت و پاسخگویی را ایجاب می‌کند. حل چالش تاریخی ارسطو با معرفی «عقلانیت به مثابه فرآیند» مورد بررسی قرار گرفت و نشان داده‌شد که آکراسیا ناشی از نقص در نظام عقلانی است، نه جدایی ذاتی عقل و اراده. هدف پژوهش، بازخوانی آرای سقراط، ارسطو و پوپر با تمرکز بر مفاهیم «عقلانیت» و «تعهد» است. مقاله نتیجه می‌گیرد که اتحاد عقل و اخلاق نه یک آرمان انتزاعی، بلکه دست‌یافتنی است، مشروط بر اینکه عقلانیت را به مثابه فرآیندی نهادی (نه صرفاً فردی) درک کنیم.
صفحات :
از صفحه 27 تا 42
نویسنده:
امیر احمدخانی ، مجید احسن
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این مقاله با تمرکز بر رویکرد کارکردگرایانه ارسطو به بررسی سعادت انسانی از دیدگاه او می‌پردازد. وی در این رویکرد، فضیلت را به عنوان «بهترین حالت تحقق کارکرد خاص انسان»(یعنی فعالیت عقلانی) تبیین می‌کند. این پژوهش با تحلیل رابطه‌ی دوسویه‌ی عقل و میل در نظریه ارسطو به این نتیجه می‌رسد که سعادت انسانی تنها زمانی محقق می‌شود که بخش عقلانی نفس و بخش غیرعقلانی اما مطیع عقل (میل متأملانه) در یک هماهنگی نظام مند عمل کنند. در این چارچوب، انتخاب عقلانی به عنوان حلقه اتصال عقل و میل، نقش محوری در صدور افعال فضیلت‌مندانه ایفا می‌کند. کارکرد عقل در حیطه‌ی حکمت عملی دستیابی به صدق عملی (همراهی دلیل عقلانی صادق با میل درست) بر اساس میل درست و تأمل است و فضیلت حالت ثابت نفس است که از طریق آن، انسان کارکرد خود را به بهترین شکل انجام داده به سعادت می‌رسد. این مقاله ضمن تبیین مفاهیم کلیدی در فلسفه اخلاق ارسطو، با بررسی تحلیلی رابطه بین عقل، میل، فعل و فضیلت نشان می‌دهد که چگونه انسان می‌تواند از طریق فعالیت عقلانی مطابق با فضیلت به سعادت دست یابد. این پژوهش با روش تحلیلی-توصیفی و به‌طور عمده با استناد به اخلاق نیکوماخوسی ارسطو و شرح‌های معاصر آن انجام شده است.
صفحات :
از صفحه 67 تا 90
نویسنده:
سید مهدی میراحمدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
پاول زاک در کتاب مولکول اخلاقی ادعا می‌کند که هورمون اکسی‌توسین نقشی تعیین‌کننده در شکل‌دهی رفتارهای انسانی ایفا می‌کند و معتقد است که تبیین‌های فلسفی از اخلاق نوعی خیال پردازی فلسفی هستند؛ چرا که رفتار اخلاقی را می‌توان صرفاً از منظر زیست‌شناختی و با تکیه بر هورمون اکسی‌توسین توضیح داد. این پژوهش که با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده، نگاهی انتقادی به این ایده دارد. در گام نخست، نشان داده می‌شود که اکسی‌توسین به‌عنوان یک هورمون، تأثیر علّی مستقیم و کامل بر رفتار اخلاقی ندارد، چنان‌که زاک ادعا می‌کند. دوم، بررسی می‌شود که اکسی‌توسین علاوه بر رفتارهای همدلانه، می‌تواند باعث بروز احساساتی چون حسادت و لذت از رنج دیگران شود. سوم، شواهدی مطرح می‌گردد که نشان می‌دهد اثرات مشاهده‌شده از اکسی‌توسین ممکن است به کاهش اضطراب و افزایش انگیزه اجتماعی مربوط باشد، نه صرفاً به ایجاد رفتارهای پیچیده اخلاقی. در نهایت، این پژوهش بیان می‌کند که حتی اگر بپذیریم اکسی‌توسین باعث ایجاد رفتارهای همدلانه می‌شود، این رفتارها همواره اخلاقی نیستند. اخلاق نیازمند در نظر گرفتن اصولی فراتر از همدلی، از جمله انصاف و عدالت، است. بنابراین، این مقاله با نقد دیدگاه اکسی‌توسین به‌عنوان مولکول اخلاقی، بر پیچیدگی‌های تبیین اخلاق تأکید می‌کند و ضرورت رویکردهای جامع‌تر تأکید می‌کند.
صفحات :
از صفحه 43 تا 65
  • تعداد رکورد ها : 7