جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرور > مرور مجلات > مطالعات عرفانی > 1403- دوره 20- شماره 1
  • تعداد رکورد ها : 13
نویسنده:
محمد لطفی ، احمد ولیعی ابرقویی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مسألۀ اختیار یکی از پیچیده ترین مسائل علوم انسانی می‌باشد که اذهان بسیاری از نخبگان این حوزه را در طول تاریخ، معطوف خود ساخته است. از جملۀ این افراد، عارفان اسلامی می‌باشند که براساس مبانی کشفی خود، در صدد پاسخ به این مسأله برآمده اند. از اصلی‌ترین مبانی عرفان اسلامی که در حلّ مسألۀ اختیار استفاده نموده و تصویر عمیقی از حقیقت آن را به ارمغان آورده اند، نظریۀ اعیان ثابتۀ می‌باشد. با این حال برخی، اعتقاد به اعیان ثابته را ملازم جبرِ توأمان، برای خدا و انسان پنداشته اند؛ بنابراین شایسته است که پژوهشی مستقل در چیستی اختیار براساس نظریۀ اعیان ثابته صورت پذیرد. این تأمل اولاً مستلزم تبیین جایگاه اعیان ثابته در عرفان اسلامی و ثانیاً تبیین حقیقت اختیار مبتنی بر آن می‌باشد. این مقاله با روش تحلیلی - اسنادی، عهده دار پژوهش در این رابطه است. از رهگذر این پژوهش، مشخص می‌شود که تفسیر دقیق جایگاه اعیان ثابته نه تنها منافاتی با اختیار ندارد، بلکه هر عین، به حسب مختصات خود، طلب ظهور خاصّ خود را کرده و در نتیجه به لسان استعدادی که دارد، ارادۀ بروز در خارج را هویدا می‌کند.
صفحات :
از صفحه 23 تا 36
نویسنده:
علی کریمپور قراملکی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
«حوت» یکی از تصویرهای مطرح خداوند در آیات مختلف قرآن، مانند آیات ۶1 و ۶3 سورۀ کهف، 1۶3 سورۀ اعراف، 1۴2 سورۀ صافات و ۴8 سورۀ قلم است. آگاهی از مقام و موقعیت حوت در داستان حضرت موسی(ع)، حضرت خضر(ع) و حضرت یونس(ع)، می‌تواند برای هر قرآن‌پژوهی دارای اهمیت باشد. شناخت ابعاد عرفانی و معنوی آن، از اهداف پژوهش در این نوشتار است. یافته‌های تحقیق با روش توصیفی‌تحلیلی به‌شیوۀ درک عمق معنایی آیات، نشانگر این حقیقت مهم است که واژۀ «حوت» در منظر قرآن، تنها تصویر حیوان ظاهری نیست بلکه نشانه و سمبل معنایی معنوی و عمیق عرفانی و اخلاقی است که هر مخاطبی را در مراتب مختلف آن، به‌سوی خود جذب و جلب می‌کند؛ درنتیجه، ذکر ماهی در قرآن کریم، برای ایجاد ارتباط و انس با خداوند و امتداد و گسترش درک و فهم انسان از عالم حس تا دنیای ناشناختۀ جان و دل انسان بیان شده است.
صفحات :
از صفحه 5 تا 22
نویسنده:
محمد جواد زکوی ، سعید الهی نسب ، مهران رضایی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
اصطلاح «امکان» یکی از اصطلاحات پرکاربرد و مشترک در فلسفه و عرفان نظری است. عدم شناخت این دسته از اصطلاحات مشترک که احیاناً در فلسفه و عرفان نظری معانی متفاوتی دارند می‌تواند باعث خطا‌هایی در فهم گزاره‌های این دو علم شود. هدف از این پژوهش معناشناسی اصطلاح «امکان»، بررسی اشتراکات و افتراقات آن از منظر صدرالمتألهین شیرازی به‌عنوان بنیان‌گذار حکمت متعالیه و محقق قیصری شارح برجستۀ مکتب عرفانی ابن‌عربی است. نگارندگان در این پژوهش بر آن‌اند تا در راستای رسیدن به این هدف به این سؤال اصلی پاسخ دهند که اصطلاح امکان، در نظام تفکری ملاصدرا ازسویی و محقق قیصری ازسوی دیگر، چه اشتراکات و افتراقاتی دارد؟ این پژوهش از نوع مطالعۀ بنیادین است که به روش توصیفی و تحلیلی تهیه شده است. براساس دستاورد‌های پژوهش، نقطۀ اشتراک ملاصدرا و محقق قیصری در کاربست اصطلاح امکان، ماسوی الله است که در نظر هر دو اندیشمند، با وصف «امکان» توصیف می‌شوند؛ اما مصادیق «امکان» در دیدگاه محقق قیصری دامنۀ وسیع‌تری دارد و اعیان ثابتۀ ممکن‌الظهور را نیز شامل می‌شود؛ چنان‎که دربارۀ اصطلاح «امتناع» در دیدگاه محقق قیصری، بر همین منوال، اعیان ثابتۀ ممتنع‌الظهور را در بر می‌گیرد. امکان فقری در حکمت متعالیه وصف وجود است، اما امکان از نگاه محقق قیصری هیچ‌گاه وصف وجود قرار نمی‌گیرد.
صفحات :
از صفحه 271 تا 294
نویسنده:
محمد سبحانی نیا
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
کلمۀ پر رمز و راز «هُو» معادل «او» در زبان فارسی، هرچند از منظر ترکیبات عربی، ضمیر مفرد سوم‌شخص غائب است که به مرجعی برمی‌گردد و از مفهوم مبهمى حکایت مى‌کند، در منابع دینی و عرفانی، فراتر از یک ضمیر و به‌عنوان یک رمز و راز محسوب ‌شده و حاوی معانی ژرفی است. مقالۀ حاضر که به‌شیوۀ توصیفی‌تحلیلی و با گردآوری اطلاعات کتابخانه‌ای نگارش یافته، درصدد ارائۀ لایه‌های مختلف معنایی واژۀ «هُو» و مقایسۀ کاربرد «هُو» با سایر ضمایر الهی و تبیین کارکردهای آن با تکیه بر میراث دینی و ادبیات عرفانی است. نوشتار حاضر در پی پاسخ‌گویی به این پرسش است که چگونه این واژه از منظر دستوری به ابعاد عرفانی تعمیم پیدا کرده است؟ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد کلمۀ «هُوَ» نه یک ضمیر ساده، بلکه اسم اعظم خداوند است که به ذات خالص خداوند اشاره دارد که هیچ‌گونه محدودیت یا تشبیهی ندارد. «هو» در این جایگاه، دو کارکرد هستی‌شناسی یا انتولوژی و معرفت‌شناسی یا اپیستمولوژی دارد. در بُعد هستی‌شناسانه، کلمۀ «هُو» ناظر به وجود واحد و فراگیر حق‌تعالی نسبت به موجودات است؛ یعنی یک «بود» است که آن خداست و مابقی «نمود» و تجلّی آن وجودند. در بعُد معرفت‌شناسانه، «هُو» به غیب‌الغیوب بودن خداوند اشاره دارد.
صفحات :
از صفحه 243 تا 270
نویسنده:
سیدمحمدمهدی فرشاد ، الله‌کرم کرمی‌پور
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تصوف یکی از مهم‌ترین جلوه‌های اسلام در طول تاریخ است که مباحث اعتقادی و مناسکی‌اش همواره بحث‌برانگیز بوده است. طریقت قادریه هم‌اکنون یکی از بزرگ‌ترین و قدیمی‌ترین طریقت‌ها است که در سرتاسر جهان پیروانی دارد. طریقت قادری شاخه‌های مختلفی دارد: کسنزانی، طالبانی، سوله‌ای. در این مقاله به روش انسان‌شناختی(مبتنی بر تجربۀ زیسته، مشاهدۀ مشارکتی، مصاحبه) شاخۀ کسنزانی طریقت قادری را بررسی می‌کنیم و به این پرسش پاسخ می‌دهیم که «درویش کسنزانی بودن چگونه است؟». بنابراین، با شرکت در مناسک نشان می‌دهیم که فرد با بیعت کردن درویش می‌شود، اعمال تشرف(غسل، نماز و ادای اذکار) را پس از درویش شدن باید انجام دهد، ذکرهای فردی روزانه را انجام می‌دهد و در اذکار جمعی طریقت کسنزانی(سماع) شرکت می‌کند. به علاوه، سلسله مراتب سه‌گانه مشتمل بر شیخ، خلیفه و درویش را بررسی می‌کنیم. سپس، پوشش و ظاهر درویشان با غیردرویشان را مقایسه می‌کنیم. همچنین، نشان می‌دهیم که چه کسانی تمایل بیشتری به درویش شدن دارند. در نهایت نیز، منابع معرفتی هفت‌گانۀ درویشان قادری کسنزانی را بررسی می‌کنیم. حاصل اینکه، ترکیبی از این باورها و کنش‌های دینی درویش قادری کسنزانی را معنا می‌کنند.
صفحات :
از صفحه 89 تا 190
نویسنده:
محمدحسن ضیاءالدینی دشتخاکی ، مصطفی فرهودی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مناسبات تشیع و تصوف، از سده‌ی ششم و هفتم هجری قمری، به صورت جدّی به عنوان یک مسأله‌ی پژوهشی مطرح شد و در جهت نفی و اثبات نیز طرف‌دارانی داشته و دارد. یکی از مباحثی که شیعه را در بُعد کلامی به تصوف نزدیک می‌کند، آموزه‌ی امامت است. این آموزه‌ی کلامی در شیعه، رابطه‌ی بسیار نزدیکی با مباحث انسان کامل در عرفان و تصوف دارد. یکی از مباحث چالشیِ امامت و انسان کامل، ضرورت وجود او در نظام هستی است؛از آن‌جا که بیش‌تر آموزه‌های امامت در شاخه‌ی نقلیِ علم کلام بحث می‌شوند، جوامع روایی، مهم‌ترین منبع آن به شمار می‌آیند؛ بنابراین بخشی از کتاب الکافی با عنوان «کتاب‌الحجة» که اختصاص به روایاتی با موضوع حجّت‌های الهی دارد، محور اول این پژوهش قرار گرفت و در سوی دیگر، با توجه به این‌که اولین تبیین منسجم از انسان کامل، توسط ابن عربی انجام گرفت، آرای او به عنوان محور دوم بحث این نوشتار، مورد توجه قرار گرفت. بحث از احادیث کتاب‌الحجة در دو بخش ضرورت تکوینی و معنوی سامان یافت و سپس با آموزه‌های انسان کامل ابن عربی در همین دو بخش، سنجیده شد. با توجه به استدلال‌هایی که در این نوشتار آمده است، میزان هم‌بستگی و تفاوت این دو آموزه روشن می‌شود تا از این رهیافت، بررسیِ تازه‌ای در گستره‌ی مناسبات تشیع و تصوف صورت گیرد. هرچند زاویه‌ی مباحث انسان کامل و امامت متفاوت باشد و از نظر مفهومی، امام و انسان کامل با تفاوت در تعابیر و مفاهیم مواجه باشند، به نظر می‌رسد از یک مصداق خارجی سخن می‌گویند.
صفحات :
از صفحه 37 تا 62
نویسنده:
مژگان میرحسینی ، فاطمه زمانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
عرفان که به‌عنوان یک کنش کلامی نظام‌یافتۀ استعلای درونی شخصیت/ شخصیت‌های داستان در پیوند با منشأ و خالق هستی را بازنمایی می‌کند، موجب خلق آثاری درخشان در ادبیات ملل مختلف شده‌است. در ادبیات ایرانی- اسلامی «عطار» با «شیخ صنعان» و در ادبیات روسی- مسیحی «تولستوی» با «پدرسرگی»، این موضوع را دست‌مایه قرار داده‌اند که قهرمانان با درک عشق عرفانی به رستگاری رسیده‌اند. بنابراین، این دو اثر می‌توانند به‌عنوان منابعی برای مطالعۀ محتوایی در فرهنگ اسلام و مسیحیت مورد توجه باشند. از این روی، مقالۀ حاضر با رویکرد تطبیقی، ویژگی‌های ساختاری و محتوایی را در داستان شیخ صنعان و پدرسرگی موضوع تحقیق قرار داده ‌است. نتیجۀ این پژوهش نشان می‌دهد در دو داستان، سوژۀ قهرمان برای رسیدن به عشق حقیقی باید از عقبۀ دشوار عشق‌های مجازی یعنی شهرت، اعتبار، نام و ننگ، زنان زیبارو و هستی‌های ناپایدار گذر کند تا به عشق راستین دست ‌یابد. همچنین، در هر دو داستان نقش خواب و رؤیا، دعا و مناجات، تحمل ریاضت در کنش‌های شخصیت‌ها مشاهده می‌شود. اما وجه تمایز این دو اثر در این است که شیخ صنعان سیر سلوکی خود را از کعبه شروع می‌کند و به کعبه بازمی‌گردد، اما سلوک عرفانی پدرسرگی از صومعه آغاز و به گریز از تمام ظواهر تقدس ختم می‌‌شود.
صفحات :
از صفحه 215 تا 242
نویسنده:
محمد اسماعیل عبداللهی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
با گسترش زندگی مدرن و افزایش فشارهای روانی، استرس و اضطراب به یکی از چالش‌های اساسی سلامت روان تبدیل شده‌اند و نیاز به راهکارهای معنوی مؤثر برای مقابله با این مشکلات احساس می‌شود. مسئلۀ اصلی این پژوهش، بررسی نقش دعای ابوحمزه ثمالی به‌عنوان یک متن معنوی غنی در ایجاد آرامش درونی و روانی انسان‌هاست. هدف تحقیق، تحلیل تأثیر مفاهیم معنوی این دعا بر کاهش اضطراب و ارتقای سلامت روانی افراد است. روش پژوهش کیفی و مبتنی‌بر تحلیل محتوای متنی است که شاخصه‌های روان‌شناختی و معنوی دعای ابوحمزه را بررسی می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که تأکید این دعا بر توحید، طلب رحمت و بخشایش الهی، و نزدیکی به خداوند، می‌تواند به کاهش استرس و افزایش آرامش درونی کمک کند. همچنین، این دعا به‌عنوان ابزاری معنوی، افراد را در مواجهه با مشکلات روزمره توانمند ساخته و نقشی مؤثر در بهبود وضعیت روانی و معنوی آنان ایفا می‌کند. نتایج پژوهش تأکید می‌کند که دعا و نیایش، فراتر از یک عمل عبادی، به‌عنوان راهبردی جامع و مؤثر برای دستیابی به آرامش پایدار در زندگی معاصر قابل بهره‌برداری است و دعای ابوحمزه ثمالی به‌دلیل غنای معنوی خاص، جایگاه برجسته‌ای در این زمینه دارد. این مطالعه اهمیت استفاده از متون دینی و معنوی را در ارتقای سلامت روان و کیفیت زندگی معاصر نشان می‌دهد.
صفحات :
از صفحه 295 تا 328
نویسنده:
حسین قربانپورآرانی ، عطیه منتهایی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در این مقاله، زمان روایی در داستان «دژ هوش‌ربا» اثر مولانا جلال‌الدین از دیدگاه ساختاری و روایی بررسی می‌شود. زمان در این اثر از یک سو به‌عنوان جزئی بنیادین و ازسوی دیگر، به‌عنوان ابزاری اکتسابی است که راوی برای شکل‌دهی به روایت از آن استفاده می‌کند. هدف این پژوهش تحلیل زمان روایی در روایت مذکور و ارتباط آن با جنبه‌های داستانی، فلسفی و اخلاقی است. بررسی زمان روایی در این داستان به درک بهتر نحوۀ روایت‌پردازی مولانا توسط مخاطب کمک کرده و ارتباطی میان‌رشته‌ای در حوزه‌های ادبی و هنری برقرار می‌سازد که تأثیرات قابل توجهی برای مخاطب دارد. این پژوهش با استفاده از نظریۀ ژرار ژنت درزمینۀ زمان روایی و با رویکرد کیفی و توضیحی انجام شده و در برخی موارد روش کمی نیز به‌ کار گرفته شده است. از مهم‌ترین یافته‌های این پژوهش، فراوانی آشفتگی زمان در داستان، تغییرات پیوسته در مدت و سرعت روایت، افزایش شتاب منفی در مقابل شتاب مثبت، و کاربرد بسامد مکرر و بازگو در فرایند روایتگری است. مولانا با استفاده از الگوهای زمانی نظیر تکرار و عدم ترتیب خطی رویدادها، تداوم زمان و دیگر الگوها، مسئولیت خود را در هدایت مخاطب به معارف دینی و عرفانی به ‌عهده دارد. در طول داستان، مولانا با کشش زمان و دیالوگ‌های عرفانی میان شخصیت‌ها، و با ایجاد جذابیت و معناآفرینی رویدادها در طول زمان، داستان را به ابزاری برای آموزش مفاهیم تعلیمی و تربیتی و بستری برای تفکر تبدیل کرده است.
صفحات :
از صفحه 121 تا 152
نویسنده:
رجب توحیدیان
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
ملّا محمد رفیع قزوینی، متخلص به واعظ، از شعرای بنام و صاحب سبک عصر صفوی است، که در برگ‌برگ دیوان اشعارش، با تأسی از پیشینیان عرفانی و هم‌نوا با شعرای هم‌عصر خویش، به دو شیوۀ کلّی ایجابی (تشویقی و ترغیبی) و سلبی (بازدارندگی)، مخاطب را به فراگرفتن اندیشه‌های عرفانی دعوت می‌کند. اندیشه‌های عرفانی در آیینۀ اشعار واعظ قزوینی، به تبعیت از پیشینیان عرفانی و هم‌اندیشه با شعرای عصر صفوی، به سه صورتِ «خطاب مستقیم به انسان»، «خطاب غیرمستقیم شاعر» و «خطاب بدون تعیین مخاطب خاص» انعکاس یافته است. در این پژوهش با روش توصیفی‌تحلیلی و بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای، اندیشه‌های عرفانی در کلّ غزلیات، ابیات پراکنده و رباعیات واعظ قزوینی استخراج شده و با ذکر شواهد مثالی از متون نظم و نثر پیشین عرفانی و شعرای هم‌سبک شاعر، بررسی و تحلیل شده است. ازجملۀ اندیشه‌های مهم عرفانیِ ایجابی به‌کاررفته در دیوان اشعار واعظ، می‌توان به این موارد اشاره کرد: دعوت به عزلت و گوشه‌گیری و تنهایی، فقر معنوی، داشتن دل غمگین، اخلاص و مرگ اختیاری و اندیشه‌های مهم عرفانیِ سلبی: برحذر داشتن از تعلقات مادی، برحذر داشتن از تن‌پروری، نگنجیدن هیچ‌کس در خلوت دل جز خدای یکتا و منافات داشتن سالک بودن با دل‌بستۀ جهان شدن. منشأ اندیشه‌های عرفانی اشعار واعظ قزوینی، آیات قرآنی، احادیث نبوی، اقوال بزرگان دینی و اشعار شعرای پیشین عرفانی فارسی است. نتیجۀ پژوهش نشان می‌دهد که در اشعار وی، به‌خصوص غزلیات، با تأسی از شعرای سبک هندی، اندیشه‌های عرفانی به‌دلیل ارتباط افقی ابیات غزل و استفاده از عنصر خیال تمثیل (تمثیل فشرده و اسلوب معادله) از بسامد بسیار بالایی برخوردار است.
صفحات :
از صفحه 153 تا 180
  • تعداد رکورد ها : 13