جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
  • تعداد رکورد ها : 6
نویسنده:
روح اله مظفری پور
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
از منظر اومانیسم، عقلِ انسان، انسان را بالاتر از همه موجودات و در رأس سلسله مراتب قرار می دهد و به آنها حقوقی می بخشد. مهمترین تمرکز در پساانسان گرایی، تغییر تأکید از انسانها به عنوان مرکز جهان و کاهش عاملیت مطلق آنهاست. این دیدگاه، رویکرد سلسله مراتبی را به چالش می کشد و تاکید می کند که همه چیز در جهان به هم پیوسته است. با درک چگونگی ارتباط موجودات زنده و غیرزنده با یکدیگر، می توانیم جهان را بهتر درک کنیم. پساانسان گرایی از اندیشه دلوز و گاتاری و نیز نظریه عدم بازنمایی استفاده می کند. به طور کلی بر اساس دیدگاه دلوز و گاتاری باید گفت که انسان در یک سری روابط با موجودات زنده و غیر زنده قرار دارد. تئوری عدم بازنمایی به معنای عدم تمرکز بر تصویرسازی دقیق جهان است. در این رویکرد، مهم نیست که جهان چقدر دقیق نشان داده می شود، بلکه مهم است که تجربیات، احساسات و ارتباطات ما با محیط و سایر انسان ها و غیرانسان ها شکل می گیرد. بر اساس پساانسان گرایی، پارادایم جدیدی در پژوهش های علوم انسانی در حال شکل گرفتن است که در آن به نقش ماده و اشیا و عاملیت آنها در جریان پژوهش اهمیت خاصی قائل می شوند. به گفته براد در چنین پاردایمی انسانها نه علت محض هستند و نه معلول محض، بلکه بخشی از جهان در صیرورت بی پایان آن می باشند. هدف این پژوهش نخست تحلیل و تشریح پژوهش پساانسان گرایی و چیستی آن می باشد و دوم، تحلیل و تشریح نحوه انجام این نوع پژوهش در تعلیم و تربیت خواهد بود.
صفحات :
از صفحه 89 تا 108
نویسنده:
محمدعلی فراهانی فرد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
ریاضیات دانشی است که درباره اعداد یا موضوعاتی بحث می‌کند که به‌نحوی جنبه کمّی و مقداری دارند. براساس‌این، موضوع دانش ریاضی نوعی نظم مقداری است و گسترش ریاضیات به علم اقتصاد درواقع، گسترش این نظم مقداری به حیطه مطالعات اقتصادی است. مسئله اصلی در اقتصاد ریاضی، تحقق ریاضی در حد دفاتر گمرکی و آمارهای کلی اقتصادی نیست؛ بلکه مسئله اصلی، تحقق نظریات اقتصادی با ابعاد ریاضی است که دارای تحلیل نظری نسبت به واقعیت‌های خام اقتصادی باشد. ریاضیات در علم اقتصاد دارای کاربردهای متنوعی است. این کاربردها گستره وسیعی از شاخص‌های اقتصادی تا تبیین‌های هندسی را شامل می‌شود. ریاضیات در علم اقتصاد گاه نقش زبان بیان نظریات را ایفا می‌کند که این نقش در بازنمایی هندسی و جبری نظریات خلاصه می‌شود و گاه به‌عنوان ابزار نظری علم اقتصاد استفاده می‌شود. در نقش دوم، ریاضیات به تبیین روابط تابعی میان متغیرهای اقتصادی و آزمون نظریات توسط اقتصادسنجی، اندازه‌گیری‌های بسیط و تئوریک و استخراج مقادیر آماری متغیرهای اقتصادی با استفاده از تکنیک‌های آماری می‌پردازد. براساس‌این، کاربردهای ریاضی در اقتصاد شامل این امور است: 1. واحدهای اندازه‌گیری؛ 2. تبیین روابط انواع متغیرهای اقتصادی؛ 3. محاسبات آماری؛ 4. اقتصاد سنجی؛ 5. بازنمایی‌های هندسی نظریات اقتصادی. اقتصاد ریاضی دارای تحولاتی در تاریخ علم اقتصاد بوده و برای تبیین این تحولات لازم است عوامل نظری و عینی-اجتماعی آن در اقتصاد متعارف تبیین شود. عوامل عینی-اجتماعی شرایط و زمینه‌های فردی و اجتماعی تحقق ریاضی را تبیین می‌کند و عوامل نظری شامل مبانی هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی، روش‌شناختی، فلسفه ریاضیات، مفاهیم اقتصادی سازگار با ریاضی و نظریات ریاضی مورد نیاز تحلیل ریاضی اقتصادی است.
صفحات :
از صفحه 43 تا 67
نویسنده:
مجید کافی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
زندگی انسان و حرکت تکاملی و معنوی او وابسته به این است که با واقعیتی که روبه روی اوست، ارتباط برقرار کند. آنچه این ارتباط را برقرار می‌کند، علم است که ماهیتش به‌دلیل تعریف‌های زیاد و متنوع و دلایل دیگر در بقعه‎ای از ابهام باقی مانده است. باوجود اتفاق‌نظر دربارۀ پرسش‌های اساسی در مورد علم و ضرورت پرداختن به آن، بر سر چیستی و تعریف دقیق آن اختلاف‌نظر زیادی وجود دارد. افزون‌براین، یکی از چالش‌ها در مورد علم، وجود تلقی‌ها و تفسیرهای متعددی است که از واژۀ علم در منابع مختلف شده است. همچنین، پیوستاری بودن ماهیت علم (کافی، 1402) این چالش را جدی‎تر کرده است. مشکل سوم برای فهم معنای علم، از مشترک لفظی بودن واژۀ علم در زبان فارسی به وجود آمده است. سرانجام عدم‌دقت در آثار ترجمه‎ای در ترجمه سه کلمه انگلیسی knowledge، dicepline وscience بر مشکل‌های قبلی افزوده است که گاه هر سه واژه به علم ترجمه شده است. این عدم‌دقت در ترجمه سبب بروز اشتباهات دیگری نیز در بحث چیستی علم شده است. به‌طورمثال، به این جمله دقت کنید: «تجربه معیار علم بودن علم است». بسیاری این نقد را بر این نظر وارد کرده‌اند که علوم بسیاری وجود دارد که تجربه معیار علمیت آنها نیست؛ مثل فلسفه، عرفان، فقه و... .؛ ولی به این نکته دقت نشده است که در این جمله کلمه‌ای که به علم ترجمه شده است، science بوده که ترجمۀ آن علم تجربی است. ازاین‌رو، ترجمه درست جمله این می‌شود که تجربه معیار علمیت علم تجربی است و این درست است. پس باید گفت تجربه معیار علمیت science‌ها است نه هر علمی. به نظر می‌رسد نگاه یک‌سو به علم نمی‌تواند ما را در فهم ماهیت علم به هدف برساند. به‌‌دیگرسخن، ازآنجاکه نگاه تک‌ساحتی (منطقی، فلسفی، دینی، فلسفۀ علمی) به چیستی علم کامل و دقیق نیست، باید آن را از منظرها و نگرش‌های مختلفی نگریست و تعریف کرد. منابع و آموزه‎های دینی، منطق، فلسفه، فلسفۀ علم و حتی خود علم از مهم‌ترین نگرش‌هایی هستند که ‌امروزه می‌توان بر اساس آنها علم را تعریف کرد؛ زیرا همۀ علوم به یک لحاظ، به دو دسته کلی قابل تقسیم‌اند: اوّل، علومی که خدا از طریق وحی به اشخاصی برگزیده، بر انسان‌ها مکشوف کرده است که صورت مکتوب آن، در قالب متون مقدس دینی بر جای مانده است و دوم، علومی که خود انسان‌ها از راه به‌کارگیری همه قوای ادراکی خود بدان‌ها دست یافته‎اند. طبق این دسته‎بندی، علی‌الاصول، دامنۀ علم بسیار وسیع‌تر از محدودۀ علم تجربی است. ابهام در چیستی و ماهیت، تفسیرهای مختلف، پیوستاری بودن، مشترک لطفی بودن، و عدم‎دقت در ترجمۀ واژه‎های متقاربۀالمعنی درخصوص واژۀ علم سبب شده است که معنای علم در متون مختلف دیریاب باشد. ازاین‌رو، در این جستار درصددیم ضمن بررسی معنای علم در منطق، فلسفه، فلسفۀ علم و در منابع اسلامی، الگوواره‎ای از معنای علم براساس منابع و اندیشۀ اسلامی ارائه دهیم و نسبت و مناسبت آن را با معنای علم در پارادایم‌های دیگر بکاویم. شاید این تلاش سبب شود تا زمانی که متنی درخصوص علم خوانده و مطالعه می‎شود، توجه شود که در آن متن از کدام منظر به علم نگریسته شده است تا ابهامات به حداقل برسد. علم در منطق در منطق، علم در معنای بسیار وسیع مطلق شناخت، معرفت یا آگاهی (Knowledge) به کار رفته است (مطلق بودن علم در منطق نسبت به هر موضوعی، به هر روشی و نسبت به هر هدفی است). علم منطقی به فرایندهای درونی ذهن یا شیوه‌های پردازش اطلاعات اطلاق می‌شود؛ روشی که به‌وسیله آن داده‌ها را موردتوجه و تشخیص قرار داده، به رمز درآورده، در حافظه ذخیره کرده و در هنگام نیاز آنها را از حافظه بازیابی کرده و از آنها استفاده می‌شود. علم در فلسفه معنای علم فلسفی بسیار شبیه علم منطقی است. علم در فلسفه معمولاً نقیض جهل تلقی می‎شود. فلاسفه گاه علم را مترادف معرفت و معمولاً به معنای اعم از معرفت در نظر می‎گیرند. گاهی نیز از علم در فلسفه به معرفت‎شناسی تعبیر می‎شود. «معرفت‌شناسی»، تجزیه‌وتحلیل فرآورده‌های ذهنی را برعهده دارد که بخشی از آن معرفت علمی است. معرفت‌شناسی نظریه‌ای در باب علم منطقی است و به این سؤال پاسخ می‌دهد که «آنچه انسان می‌داند چگونه می‌داند؟» علم در فلسفه علم در فلسفۀ علوم به‌ویژه، فلسفۀ علوم تجربی، واژه علم به معنای نظامی از شناخت‏های انسان است که موضوع مشخص، روش پژوهشی تعریف‎شده و هدف از پیش‎تعیین‌شده دارد . علم در فلسفه علم مدرن که به‌عنوان یک سیستم و نظام در نظر گرفته می‌شود، خود دارای دو معنای مرتبط و درعین‌حال مستقل است: نظام یا رشتۀ علمی، و علم تجربی. گفتنی است که همه اختلاف‌ها در فهم و ماهیت علم یا حتی در امکان علم دینی منحصر در این دو معنای علم است؛ علم در پارادایم اسلامی مهم‌ترین ویژگی علم در پارادایم اسلامی این است که روش‌های وصول و کسب آن در پنج منبع یعنی وحی، عقل، حس درونی و بیرونی، و نقل قرار داده شده است. این منابع پنج‌گانه در کنار یکدیگر قادر خواهند بود به تولید علم اصلاح‌گرایانه دست پیدا کنند. بنابراین، اختلافات ریشه‌دار و عمیقی میان فلسفه علم در پارادایم اسلامی با فلسفه علم در پارادایم‌های سه‌گانه پیش‌گفته وجود دارد. معرفت‌شناسی اسلامی که هماهنگ با چارچوب مابعدالطبیعی الهی است، وحی را منبع اصلی علم به واقعیت و حقیقت نهایی مخلوقات و خالق‌شان می‌داند. اما معرفت‌شناسی پوزیتیویستی، تفسیری و انتقادی به وحی،‌ به‌عنوان منبع و روش کسب دانش نمی‌نگرد. شناخت مبتنی بر چهار منبع و روش کسب معرفت (حواس، عقل، شهود و نقل) است که منبع وحی به‌عنوان یک منبع و به‌عنوان وسیله‌ای برای اعتباریابی شناخت‌ها تلقی می‌شود. در این نوع شناخت روح، نفس، ‌قلب و عقل آدمی درگیر هستند. منظور از علم در الگووارۀ اسلامی علم، صرفاً بصیرت یا نورانیتی نیست که در بعضی از گزاره‎های دینی آمده است. همچنین، منظور از علم صرفاً معنای آن در منطق نیز نیست که تصورات و تصدیقات را شامل می‎شود؛ بلکه منظور از علم پیوستاری از بصیرت و تک-گزاره تا یک نظام علمی است که به‌صورت طیفی، از معرفت مطلق شروع و به علم تجربی با تمام اجزاء و شرایطش ختم می‎شود.
صفحات :
از صفحه 23 تا 42
نویسنده:
هادی راه چمندی ، محسن نوغانی دخت بهمنی ، علی یوسفی ، قاسم زائری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مقدمه و اهداف: «توسعه» و عبارات ارزش‌گذارانه آن از قبیل توسعه ناپایدار، توسعه نامتوازن، توسعه‌نیافته، در حال توسعه و ... مفاهیمی پرکاربرد در تحلیل شرایط جوامع غیرغربی همچون ایران و مقایسه آن‌ها با جوامع توسعه‌یافته است. آنچه که در این تحلیل‌ها به‌عنوان امری مسلم و طبیعی در نظر گرفته می‌شود، ضرورت تحقق «توسعه» است، به‌گونه‌ای که تصور شکل دیگری از واقعیت غیرممکن به نظر می‌رسد. توسعه و شاخص‌های آن، نه‌تنها نقطه اتکای بسیاری از ارزیابی‌ها درباره سیاست‌ها و دولت‌ها، بلکه معیاری مسلط برای داوری درباره انسان و جامعه غیرغربی شده است. با این وجود، «توسعه» همچون هر پدیده اجتماعی دیگر تاریخمند است و فهم صحیح آن مستلزم اتخاذ رویکردی است که به این وجه توجه نماید. «تبارشناسی» به‌مثابه رویکردی نظری ـ روشی، پدیده‌های اجتماعی از جمله توسعه را در روند تاریخی‌شان مطالعه می‌کند. این مقاله، تأمل پیرامون ظرفیت‌هایی است که این رویکرد برای «مطالعات توسعه» فراهم می‌کند. روش: جهت تحقق این هدف، از مشارکت تبارشناسی فوکویی، مطالعات پساتوسعه و پسااستعماریِ توسعه (که متأثر از فوکو هستند)، تحلیل فوکو از انقلاب اسلامی ایران و برخی ملاحظات استفاده شده است تا نسخه بهینه‌شده‌ای از تبارشناسی جهت کاربرد در «مطالعات توسعه» ارائه شود.
صفحات :
از صفحه 69 تا 87
نویسنده:
امیدرضا جانباز
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
کاربردشناسی هنجاری برندم در جهت تکمیل و رفع ایرادات نظریه‌های معناشناختی پیشین، معناداری زبان را بر حسب کارکرد آن در رویه‌های‌ عمل اجتماعی توضیح می‌دهد؛ با این فرض که آن دسته رویه‌های ‌عمل اجتماعی که صلاحیت زبانی‌شدن را می‌یابند، هنجارهایی را شکل می‌دهند که معنای عبارات زبانی را تعیین می‌کنند. حال این رویه‌های ‌عمل کدامند و طی چه سازوکاری محتوای هنجاری زبان را شکل می‌دهند و ملاحظات ما باید دربردارندۀ چه بینش‌هایی باشد تا بتواند آنها را صورت‌بندی کند، موضوعی است که برندم در آشکارساختن‌شان می‌کوشد. این هدف اولیه در راستای هدف عالی‌تر آشکارساختن زمینه و سازوکار عقلانیتی است که در رویه‌های ‌عمل اجتماعی ریشه دارد. دانش نظری که از این طریق صورت‌بندی می‌شود، عرصۀ تأمل فراتر را می‌گشاید. زمانی که درمی‌یابیم معنای زبانی در کاربست اجتماعی، محصولی از روابط استنتاجی است، ماهیت پویا و وابسته به زمینۀ ارتباط و مراودۀ اجتماعی زبان آشکار می‌شود. این جستار در گام نخست، در صدد بیان مبانی و نحوۀ بسط این نوع کاربردشناسی در پیوند با استنتاج‌گرایی است و در گام بعد، ارزیابی منتقدانۀ آن را در نظر دارد. پرسش اصلی این است که برندم بر اساس کدامین مبادی و ساختار توضیح، عقلانیت ارتباطی ما را به نحوۀ کنش اجتماعی و سازۀ درونی آن مبتنی می‌داند. آیا این تمام عقلانیتی است که ما داریم و اگر چنین است، در حالی که او آشکارا هر نوع مرجع استعلایی را انکار می‌کند، آیا نقد و تصحیح آن، فراتر از زمینه، ممکن است.
صفحات :
از صفحه 109 تا 128
نویسنده:
هادی موسوی ، سید حمیدرضا حسنی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تفکیک جنس از جنسیت و سپس عدم ابتناء جنسیت بر جنس که در علوم اجتماعی مطرح شده است به‌جهت اقتضائات حقوقی و فرهنگی و البته علمی که دارد از جمله مهمترین مباحث اجتماعی رویکردهای علمی است. برای شناسایی نحوه ورود به‌بحث و قضاوت در مورد چنین دوگانه‌ای اولین سؤال اینست که چگونه میتوان وارد ادبیات روش‌شناختی این بحث شد و این سنخ از بحث را شناسایی کرد و بر آن اساس، فضای گفتگوی علمی این بحث را ترسیم کرد تا به جای تقابل رویکردها، امکان گفتگوی رویکردها رخ دهد. از این طریق هم میتوان دغدغه‌ها و هم استدلال‌های روش‌شناختی طرفداران این تفکیک را شناسایی کرد و ادبیات مشترکی را برای پیشبرد بحث فراهم ساخت. سپس در مرحله‌ای دیگر میتوان در خصوص این تفکیک و سپس ادعای آن مبنی بر عدم ابتناء جنسیت بر جنس به‌وسیله روشی معتبر داوری کرد. روش این مقاله برای رسیدن به چنین اهدافی ترکیبی از یک نوع ویژه از مطالعه تاریخی ترکیب شده با استدلال عقل همگانی است. دسترسی به سنجش و مقایسه میان رویکردها و پارادایم‏های فکری نیازمند نوعی از مطالعات علمی و فکری است که تلفیقی از نوع ویژه‌ای مطالعات تاریخی به همراه دسترسی به استدلال‌های همگانی است؛ استدلال‌هایی که عقل بشر فارغ از پارادایم‌ها و رویکردهای فکری بدان‌ها حکم می‌کند. در این مقاله به شناسایی ریشه‌های تاریخی و فکری تفکیک دو مفهوم جنس و جنسیت در تاریخ شکل‌گیری دانش جامعه‌شناسی و مفاهیم آن در آثار امیل دورکیم پرداختیم. در تاریخ جامعه‌شناسی کلاسیک، دورکیم در سراسر آثار خود از تمایز مفهومی وجدان فردی و جمعی استفاده کرد.
صفحات :
از صفحه 1 تا 21
  • تعداد رکورد ها : 6